کاهش قدرت باروری با افزایش سن زن موضوع جدیدی نیست. مطالعات مختلف نشان میدهد که قدرت باروری زنان تحت تاثیر سن آنها است بنحوی که قدرت باروری در عرض یکسال از 86% در سن 24-20 ساله به 52% در زنان 39-35 ساله کاهش میابد(1)، بنحویکه حتی کاهش قدرت باروری را درزنان قبیلهHutterite که به طور متوسط هر یک 14-12 فرزند دارند هم میتوان پس از سن 30 سالگی مشاهده کرد (2). Guttmacher در سال 1995 در ایالات متحده مقایسهای را بر روی میزان حاملگی در زنان گروه سنی 24-25 و44-35 سال انجام داده و مشاهده نمود که در گروه اول، میزان حاملگی تقریباً دوبرابر گروه دیگر بوده است(3).
به عبارت دیگر به نظر میرسد که به ازای هر سال افزایش سن زن قدرت باروری 9% کاهش میابد (4). علل مختلفی همچون کاهش دفعات مقاربت یا افزایش سن ازدواج و دیگر بیماریهای سیستمیک هم در کاهش باروری دخالت دارند(5). البته مسائل مختلفی از جمله ذخیره تخمدان و پذیرش اندومتر نیز در این مساله دخیل هستند. تجارب بالینی حاصل از تخمک اهدایی نشان میدهد که پیر شدن اووسیتها و کاهش ذخیره تخمدان بیش از محیط داخلی رحم تحت تاثیر سن بیمار قرار میگیرد(6). با افزایش سن و همچنین سن اووسیت های نابالغ احتمال بروز اختلالات کروموزومی در هنگام تقسیم سلولی افزایش میابد(7). از طرف دیگر تغییرات شیمیایی داخل و خارج اووسیت باعث افزایش ضخامت زوناپلوسیدا و سختی آن میگردد که عامل بسیار مهمی در نفوذ اسپرم به داخل اووسیت و لانهگزینی است. محققین نشان دادهاند که انجامZona Hatching در زنان مسن یا افرادی که ضخامت زونا پلوسیدای بالای 15 میکرن دارند، در افزایش قدرت باروری نقش مهمی را ایفا مینماید (8). هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر سن زن در روشهای کمک باروری و مقایسه آن در
دو روش IVF (In Vitro Fertilization) وICSI (Intracytoplasmic sperm Injection) است. سوال مطرح شده این است که آیا در مواردی که IVF با شکست مواجه میشود و یا در زنان مسن میتوان با حذف زوناپلوسیدا و تزریق اسپرم به داخل اووسیت مانع از تاثیر افزایش سن گردید؟ چنین به نظر میرسد که میکرواینجکشن هم نمیتواند بر تاثیر سوء افزایش سن زنان فائق آید و غیر از زوناپلوسیدا، تغییرات دیگری از جمله محیط شیمیایی اووسیت و محتویات کروموزومی هم در مسئله باروری دخیل است و در میکرواینجکشن فقط بر برخی از این عوامل از جمله زوناپلواسیدا و فعال کردن محیط داخلی اووسیت میتوان غلبه نمود و تغییرات ذاتی و بالقوه اووسیت تاثیر خود را همچنان برجای خواهد گذاشت و باروری در زنان مسن موجب کاهش میزان لقاح و حاملگی و افزایش عوارض جانبی مثل سقط خواهد شد(9).
این مطالعه از نوع تحلیلی و به روش Clinical trial آینده نگر که از تاریخ1/7/74 لغایت31/5/76 در مورد زوجهایی که به علت ناباروری به مرکز درمان ناباروری یزد مراجعه کرده بودند اجرا گردید. در این بررسی 200 زوج که به علت subfertility مرد دچار مشکل ناباروری بودند و اشکالی از نظر فاکتورهای زن از جمله علل تخمدانی یا لوله ای نداشتند، وارد مطالعه شدند. زوجهایی که تعداد کل اسپرم متحرک شوهران آنها بین 20-5 میلیون در میلی لیتر یعنی در حد قابل قبول برای انجامIVF بوده است در این بررسی شرکت داده شدند. بیماران بطور تصادفی به دو گروه میکرواینجکشن و IVF تقسیم شدند. زنان مورد مطالعه تحت تحریک تخمکگذاری با روشهای مختلف از جمله تزریق آمپولهای عضلانی hMG (Human Menopausal Gonadotropin) روزی 2 عدد برای زنان زیر 35 سال و 3 عدد برای زنان بالای 35 سال و یا روش Flare-up یعنی با استفاده ازGnRh-a(Gonadotropin Releasing Hormone Agonist) زیر جلدی (Lupron,1mg) از روز اول hMG یا FSH (Follicle Stimulating Hormone) (Fertinorm,serono,75IU) از روز دوم قرار گرفتند. به کمک سونوگرافی روزانه، از روز پنجم شروع hMG اندازهگیری فولیکولها آغاز گردید. بر اساس میزان رشد فولیکولها تعداد آمپول مورد مصرف بیمار کم یا زیاد شد. هنگامی که قطر فولیکول در دو بعد به طور متوسط به حدود mm18 رسید، 000/10 واحدSerono, profasi) hCG بطور عضلانی تزریق شد. 36-34 ساعت پس از تزریق hMG (Human Chorionic Gonadotropin) اووسیتهای با کیفیت مناسب یعنی دارای کومولوس اووفروس پراکنده، زوناپلوسیدای مشخص و اووپلاسم شفاف برای تلقیح انتخاب شدند. نمونه منی شوهر بیمار را به روش swim-up آماده کرده و تعداد اسپرمهای متحرک، تحرک، مورفولوژی و حرکت رو به جلوی آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس در گروه IVF پس از 5-4 ساعت از جمعآوری اووسیت، 100 هزار اسپرم به ازای هر اووسیت به ظرف مخصوص petri dish اضافه کرده و انکوبه میگردید. در گروه میکرواینجکشن اسپرمهای متحرک و با مورفولوژی نرمال را انتخاب کرده و بداخل اووسیت تزریق میگردید.
18 تا 20 ساعت بعد اووسیتها به منظور تایید باروری یعنی وجود 2 عدد پرونوکلئوس درآن مورد ارزیابی قرار گرفت. امبریوهای با کیفیت خوب پس از 72-48 ساعت در مرحله 8-4 سلولی به داخل رحم ترانسفر و به منظور حمایت از فازلوتئال پروژسترون به میزان mg100 روزانه حداقل تا زمان نتیجه آزمایش -hcG تجویز شد. میزان باروری (Fertilization Rate) براساس درصد اووسیتهای تلقیح شده که پس از24 ساعت از تزریق دارای 2 پرونوکلئوس بودند و به میزان تقسیم سلولی بر اساس درصد اووسیتهای بارور شدهای که وارد مرحله تقسیم 4-2 سلولی شده و به علت مناسب بودن به مرحله ترانسفر میرسیدند محاسبه گردید. مقایسه بین گروهها و نسبتها بر اساس آزمون Chi-square انجام گرفته است. P value<0.05 از نظر آماری معنی دار و قابل قبول انتخاب شده است.
بیماران هر دو گروه ICSI وIVF بر اساس گروههای سنی مختلف تقسیم شدند و همانطور که در جدول شماره 1 مشاهده میگردد، توزیع فراوانی در گروههای سنی مختلف در دو گروه تقریباً مشابه بوده است و بیشترین گروه را زنان بین 34-25 سال تشکیل میدهند. متوسط سن زن در گروه IVF، 45/4±30 سال و در گروه ICSI، 7/3±33 سال بوده است و نشان میدهد که سن زنان گروه ICSI نسبت به گروه IVF اندکی بیشتر است. پس از اینداکشن اوولاسیون تعداد اووسیتهای بدست آمده و با کیفیت مناسب در گروه IVF، 474 عدد بوده که فقط 190 عدد از آنها بارور گردیدند. بدین ترتیب میزان باروری محاسبه شده 40% بوده است. در گروه میکرواینجکشن 525 اووسیت مناسب بدست آمد که 447 عدد آنها یعنی14/85% بارور شدند. ارتباط افزایش سن زن با میزان باروری در هر دو گروه محاسبه گردید که در جدول شماره 2 ذکر گردیده است. همانطوری که مشاهده میشود در گروه IVF میزان باروری در افراد زیر 35 سال،3/41% در مقایسه با زنان بالای 35 سال 7/26% میباشد. از طرف دیگر میزان باروری در گروهICSI بترتیب3/89% و 2/75% است که در هر دو گروه با اختلاف معنی داری بالاتر است (p value<0.001). بنابراین میکرواینجکشن نتوانسته است که بر عامل سن و احتمالاً تغییرات بیوشیمیایی سلولی تخمک غالب گردد. همچنین توزیع فراوانی میزان cleavage rate در دو گروه در گروههای سنی مختلف مورد بررسی قرار گرفت. همانطور که مشاهده میشود میزان تقسیم سلولی در زنان زیر 35 سال در گروه IVF38/74% و در زنان بالای 35 سال بطور متوسط 5/49% است که از نظر آماری اختلاف معنیدار است (p value<0.001). در گروه میکرواینجکشن میزان تقسیم سلولی بترتیب 17/85%
و 15/85% است که تفاوت بارزی بچشم نمیخورد.
در نهایت تعداد 139 از امبریوهای با کیفیت مناسب در 42 نفر از بیماران گروه اول در مقابل 286 عدد امبریو در گروه دوم بداخل رحم 72 نفر ترانسفر گردید.
در گروه میکرواینجکشن 64 امبریو دچار Fragmentation شد و 40 امبریو به علت تعداد زیاد یا خطر (ovarian hyper stimulation syndrome) OHSS منجمد گردید. همانطور که مشاهده میشود باروری در گروهICSI بترتیب 3/89% و 2/75% تعداد ترانسفر امبریو در زنان بالای 35 سال در گروه IVF کمتر از گروهICSI است (p value<0.001). بنابراین ارتباط واضحی بین سن زن ومیزان باروری در گروه IVFو ICSI وجود دارد. بطوریکه بالاترین میزان را گروه سنی 24-20 سال تشکیل میدهند ولی این ارتباط معکوس افزایش سن در میزان تقسیم سلولی در گروهICSI بسیار خفیف است، که شاید به علت حذف مانع زوناپلوسیدا که در اثر افزایش سن دچار تغییراتی میگردد و همچنین تحریک اووسیت در اثر تزریق اسپرم در روش ICSI باشد(نمودار شماره 1).
یکی از دلایل کاهش قدرت باروری همزمان با افزایش سن مادر، اختلالاتی است که در غشاء اووسیت بوجود میآید. بعنوان مثال عدم فعال شدن اووسیت طی پدیده باروری بعلت سخت و ضخیم بودن زوناپلوسیدا مانعی در برابر لقاح موفق اسپرم و اووسیت خواهد بود. چه بسا که در سنین بالای 37 سال هم میزان لقاح بدون توجه به پروتکل تحریک تخمکگذاری و کیفیت و درجه اووسیت کمتر است(10). حتی ICSI هم نتوانسته بر این مشکل فائق آید و در زنان بالای 35 سال بطور محسوسی میزان لانه گزینی و حاملگی کاهش پیدا میکند. در این بررسی میزان باروری 78% و تقسیم سلولی 85% بوده است(11).
یکی از دلایل کاهش میزان لانه گزینی در سنین بالا افزایش ضخامت زوناپلوسیدا است وبه همین علت عدهای خدشهدار کردن زونا یعنی zona hatching را در زنان بالای 35 سال با میزان موفقیت بالاتری افزایش دادند(8). یکی از دلایلی که میتواند کاهش قدرت باروری اووسیتهای زنان با سن بالاتر را توجیه نماید، تغییرات کروموزومی و موتاسیونهایی است که در گامتها بوجود میآید. البته روشن شدن این نکات مستلزم تحقیقات مولکولی و ژنتیکی گسترده است که در آینده با انجام روشهای تشخیص ژنتیکی قبل از تولد PIGD امکان پذیر خواهند بود. بعنوان مثال آنوپلوئیدی با افزایش سن مادر افزایش مییابد(12). بعبارت دیگر همین اختلالات کروموزومی است که منشا کاهش میزان رشد امبریو تا مرحله بلاستوسیت در زنان با سن بالاتر میباشد.
همچنان که بررسی های انجام شده نشان میدهند تشکیل بلاستوسیت از 82% از زنان زیر30 سال به 36% در زنان بالای 40 سال افت میکند(13) و شاید ناشی از مواد به ارث رسیده از اووسیت، زمان فعالیت ژنوم و الگوی موقتی در میان ژن در مراحل اولیه رشد امبریو باشد(13). تحقیقات انجام گرفته موید آن است که آنوپلوئیدی کروموزوم 16 که از علل نادر در سقط خودبخودی است شیوع بالایی در عدم موفقیت لانه گزینی دارد (14). بررسی سیتوژنتیکی بر روی اووسیتهای غیر بارور زمانی که تحت IVF قرار گرفته اند نشان داد 7/77% موارد از نظر کاریوتیپهاپلوئیداست ولی در بقیه موارد دچار آنوپلوئیدی، دی پلوئیدی وتتراپلوئید هستند که از میان آنها فقط دیپلوئیدی است که با اختلاف معنی داری با افزایش سن افزایش میابد(15). با توجه به اینکه میتوز و رشد لازم اووسیت و مراحل نهایی است, بنظر میرسد که با افزایش سن کاهش در پروسه فولیکولوژنزیس باعث کاهش کیفیت اووسیت میشود و با افزایش سن سن زنان دیجانکشن یکی از علائم اختلال در رشد اووسیت است (16). قدرت باروری زنان با افزایش سن بخصوص پس از سن 30 سال بطور محسوسی کاهش میابد.
پاتوفیزیولوژی افزایش سن بر دستگاه تناسلی علیرغم توجهی که به آن شده است هنوز نکات ابهام زیادی دارد. علیرغم مشخص بودن کاهش کیفیت اووسیت بدنبال افزایش سن، هنوز نقش آن در روی پذیرش اندومتر بخوبی آشکار نشده است(17) و به همین علت علیرغم استفاده از اووسیت اهدایی و آماده سازی رحم با تجویز هورمونها هنوز میزان سقط در این زنان بالاتر از افراد با سن کمتر است. یکی از دلایل کاهش قدرت باروری کاهش ذخیره تخمدانی است که با اندازه گیری Inhibin و FSH روز سوم قاعدگی است که میتواند نتیجه حاملگی را بخصوص در هنگام استفاده از IVF یا میکرواینجکشن پیش گویی کند(18). به همین علت بررسیها نشان داد که در زنان مسن و آگونادال با استفاده از تخمک اهدایی تفاوتی در میزان حاملگی مشاهده نگردیده است که نشان دهنده اهمیت کمتر پذیرش اندومتر در میزان باروری است(19). Federick هم به این مساله رسید که میزان موفقیت حتی با IVF هم در زنان بالای 40 سال کاهش داخلی میکند(20). در بررسی دیگری هم که انجام داده کمترین میزان حاملگی در بین زنان 40 سال اتفاق افتاده است و به همین علت توصیه شده دفعات CO H/IUI Control ovarian Hyperstimulation/ Intra Uterine Insemination در زنان بالای 40 سال به 3 دفعه محدود گردد(21)و حتی در برخی موارد حتی IVF هم در زنان بالای 40 سال حدوداً توصیه نمیشود(22) از طرف دیگر علیرغم میزان پایین موفقیت در این افراد حتی میزان سقط در این افراد بالاتر حدود 60 % است(23). بنابراین سن بیمار به
عنوان یک فاکتور پیشگویی کننده خیلی مهم حتی در روشهای پیشرفته باروری است(24). میزان لقاح و تقسیم سلولی در زنان بالای 35 سال بدین دو گروه کاملاً یکسان که از دو IVF که فقط از نظر سن بدو گروه شده بودند با اختلاف معنی داری پایین تر بوده است. (25) زیرا مطالعات نشان داده است که بیماران بایستی بر اساس کریتاریای خاصی انتخاب شوند تا میزان کنسل کردن سیکل درمانی کاهش پیدا نکند. ولی با اینحال بطور قطع نمیتوان گفت که سن مادر یک عامل
پیش گویی کننده مهم در لانه گزینی جنین یا پذیرش اندومتر در سیکلهای IVF نیست(26). در یک بررسی دیگر میزان حاملگی در بالای 40 سال 3/11% در مقایسه با 2/28% در زنان زیر 40 سال بوده است(27).
حتی تاثیر سن در باروری بعدی است که در زنان زیر 35-30 سال حداکثر 4-3 جنین توصیه میشود، در حالیکه در سن بالای 34 سال اینگونه نیست(28). بنظر میرسد عوامل محیطی و تغذیه هم در میزان پاسخدهی تخمدان موثرند. خوب نشان داده شده که تجویز Vit-E و Vit-C از روز اول حاملگی تا هفته 12 یا 24 حاملگی میتواند مانع تاثیر سوء سن بالای مادر خواهد شد ولی تاثیری روی رشد امبریو یا لقاح نخواهد داشت(29).