علیرغم وجود تست های متعدد آزمایشگاهی در بررسی قدرت عملکردی اسپرم، متاسفانه در حال حاضر، توانایی باروری یک نمونه Semen بطور دقیق قابل پیش بینی نیست. معیارهای بررسی توانایی عملکردی اسپرم همچون حرکت، مرفولوژی، تعداد و موقعیت آکروزوم و بسیاری مشخصات دیگر قادر به پیش بینی قدرت باروری اسپرم بطور دقیق و معنی داری نیستند. (2و1) علاوه بر این بدست آوردن اطلاعات دقیق و قابل اعتماد از باروری اسپرم بوسیله تست های آزمایشگاهی معرفی شده، چندان آسان نیست. این مشکل در هنگام انتخاب بهترین روش مناسب درمان ناباروری یک زوج نابارور از قبیلIVF و ICSI بیشتر محسوس میشود. یکی از مهمترین موارد غیر منتظره که یک زوج نازا در یک سیکلIVF با آن مواجه میشوند، اشکال در عدم باروری تخمک و عمل لقاح می باشد. عدم باروری تخمک و عدم انتقال جنین منجر به توقف سیکل درمانی و ایجاد یاس و ناامیدی در بیمار میگردد، و اثرات روحی و مالی فراوانی را بر زوج وارد مینماید. عدم باروری یا میزان بسیار کم باروری در سیکل درمانی IVF میتواند ناشی از شرایط هورمونی ناشی از پروتکل های تحریک تخمک گذاری و یا اختلالات خاص مربوط به سیکل و همچنین در مواردی اختلال در توانایی عملکردی اسپرم در نفوذ بداخل تخمک باشد.
به منظور نجات تخمک های باور نشده، بدنبال IVF Trourson و همکاران در سال 1984 و Pampiglione و همکاران در سال 1990 اقدام به تلقیح مجدد تخمک به روش IVF نمودند که نتایج حاصل حاکی از میزان پایین باروری بود. اگر چه تلقیح مجدد تخمک بوسیله میکرواینجکشن با تکنیکهای (PZD) (5) و یا (SUZI) (6) موجب بالا رفتن میزان باروری شد. ولی متاسفانه در این روش تخمک های با بیش از 3 پرونوکلئوس (PN) که نشانه غیر طبیعی بودن لقاح بود، به میزان زیادی دیده شد (5). گزارشات اخیر نشان می دهد که تزریق اسپرم بداخل سیتوپلاسم تخمک های بارور نشده پس از یک روز از شکست IVF و (عدم باروری تخمک ها) می تواند موجب باروری تخمک ها شود (7و8و9). مطالعه حاضر با توجه به وجود تعداد موارد اندک گزارش در این زمینه و عدم وجود اطلاعات در مورد سقف زمانی تزریق به تخمک، پس از جمع آوری تخمک ها انجام پذیرفت. هدف از این مطالعه ارزیابی و بررسی قدرت باروری تخمک های بارور نشده یک و یا دو روز پس از انجام IVF، بوسیله تکنیک ICSI و همچنین توانائی جنینهای حاصل در ایجاد حاملگی میباشد.
این مطالعه بر روی تخمک های بارور نشده 35 بیمار تحت درمان IVF از شروع مهرماه سال 1377 تا پایان اسفندماه سال 378 انجام شد و تمام بیماران با استاندارد های لازم برای انجام IVF مطابقت داشتند.
تحریک تخمکگذاری برای انجام IVF به وسیله پروتکل طولانی با استفاده از GnRH (Busereline acetate) و بدنبال آن hMG انجام شد. در طول انجام این مطالعه hMG از منابع تجاری مختلفی از جمله (Serono) Metrodin hP, Pergonal ، Humegon و (Organon) Normagon استفاده شد.
بیماران در طی درمان بوسیله سونوگرافی و اندازه گیری استرادیول تحت کنترل بودند. زمانی که در بیماران حداقل 4 فولیکول با قطر متوسط 19-17 میلی متر دیده شد hCG با دوز 10000 IU تزریق گردید و فولیکول های رسیده 36-34 ساعت پس از تزریق hCG بوسیله پمپ خلاء متصل به سوزنی که از Transvaginal ultrasound probe به طرف تخمدانها هدایت می شد، تخلیه و جمع آوری شد.
مایع فولیکول حاوی کمپلکس سلولهای کومولوس و تخمک به داخل لوله آزمایش استریل آسپیره شدند. سپس تخمکها از مایع فولیکولی برداشته و در محیط کشت Ham's F10 برای 3-2 ساعت زیر روغن پارافین کشت داده شد و سپس در مجاورت اسپرم های متحرک به تعداد 106 × 05/0 که بوسیله درجات مختلف پرکل شستشو و جداسازی شده بودند قرار داده شدند.
ارزیابی باروری بعد از IVF
سلولهای کومولوس 22-19 ساعت بعد از جمع آوری تخمک، یا 19-16 ساعت بعد از تلقیح بوسیله پیپت پاستور و با آسپیراسیون آرام و بطور مکانیکی، زیر میکروسکوپ معکوس از تخمک ها جدا شده، سپس تخمک های کشت داده شده را از نظر وجود پرونوکلئوس(PN) و گویچه قطبی بررسی گردید. باروری در صورت وجود دو پرونوکلئوس مشخص با دو گویچه قطبی، طبیعی محسوب شد و تنها تخمک هایی که باروری نداشتند برای این مطالعه استفاده شدند.
آماده سازی تخمک های بارور نشده برای ICSI
102 تخمک که از نظر مرفولوژی فاقد نشانه های باروری بودند و در مرحله متافاز IIقرار داشتند برای میکرواینجکشن انتخاب شدند و بعد از 24 تا 48 ساعت از جمع آوری تخمک ها، اسپرم متحرک با مرفولوژی طبیعی که از اسپرم های تهیه شده از روز جمع آوری تخمک در درجه حرارت اتاق نگه داری شده بود انتخاب و بعد از غیر متحرک کردن آن بداخل تخمک تزریق شد. سپس تخمک های تزریق شده سه بار در محیط کشت IVF شستشو داده شده و به قطره های 100 میکرولیتر محیط کشت IVF در پتری دیش های با اندازه mm 15×60 در زیر روغن پارافین منتقل و در انکوباتور با CO2 5% و درجه حرارت 37 درجه سانتیگراد نگهداری شدند. تخمک ها 18-16 ساعت پس از تزریق مجدداً از نظر وجود پرونوکلئوس و گویچه قطبی مورد بررسی قرار گرفتند.
کشت جنین 72 تا 96 ساعت بعد از جمع آوری تخمک ادامه یافت و جنین هایی که به مرحله 8-4 سلولی رسیده بودند بداخل رحم منتقل شدند. دو هفته بعد از انتقال آزمایش hCG بعمل آمد. در صورت جواب مثبت 6 تا 8 هفته بعد از حاملگی سونوگرافی جهت دیدن کیسة جنینی انجام شد.
مراحل انجام ICSI تاخیری
جمع آوری تخمک های برای انجام IVF
4-2 ساعت
IVF (مجاورت اسپرم با تخمک ها)
19-16ساعت
بررسی باروری تخمک
26-24 ساعت 2-1 ساعت
ICSI تاخیری ICSI تاخیری
19-16 ساعت 19-16 ساعت
بررسی باروری تخمک بررسی باروری تخمک
30-24 ساعت 30-24 ساعت
انتقال جنین انتقال جنین
تخمک های 35 بیمار که بدنبال انجام IVF بارور نشده بودند بوسیلهICSI مجدداً مورد تزریق قرار گرفتند. تخمک های بدست آمده از 21 بیمار گروه اول 24 ساعت پس از جمع آوری تخمک ها و عدم ناباروری، ICSI انجام شد. همچنین تخمک های 14 بیمار گروه دوم ، 48 ساعت بعد از جمع آوری تخمک ها بعلت عدم باروری بوسیله ICSI تزریق شدند. میانگین سنی گروه اول 31 سال (42-22) و گروه دوم 32 سال(42-21) بود که این اختلاف بین دو گروه معنیدار نبود. در گروه اول 164 تخمک و در گروه دوم 117 تخمک بدست آمد. از این تعداد 72 تخمک در گروه اول و 45 تخمک در گروه دوم برای انجامICSI انتخاب شدند. میزان باروری تخمک ها بدنبال ICSI در گروه اول 5/80% و در گروه دوم 6/46 % بود. که اختلاف معنی داری (05/0p< ) را بین دو گروه نشان میداد. میزان تقسیم سلولی به تخمک های تزریق شده 3/79% در گروه اول و 7/42 % در گروه دوم بود. انتقال جنین در 19 بیمار از گروه اول (94%) و 11 بیمار از گروه دوم (78%) انجام شد. انتقال جنین در گروه اول منجر به حاملگی نشد ولی در گروه دوم یک مورد حاملگی و تولد نوزاد سالم گزارش شد.
بحث:
اختلال در باروری بدنبال IVF ممکن است بدلیل عدم توانایی اسپرم در نفوذ به داخل تخمک باشد، که چنین اتفاقی احتمالاً به آسانی با استفاده از ICSI قابل درمان می باشد. از طرف دیگر عدم باروری بدنبال IVF ممکن است بدلیل اشکالات اساسی در کیفیت اسپرم و تخمک، از جمله عدم توانایی سر اسپرم برای متراکم شدن کروماتین و یا اختلال در فعال شدن تخمک باشد که چنین اختلالاتی بوسیله ICSI قابل درمان نیست. لذا با توجه به اینکه تعدادی از تخمک های بارور نشده در IVF توسط ICSI بارور و تعدادی دیگر پس از عدم باروری در IVF و انجام ICSI بارور نشد. لذا می توان حدس زد که هر دو نوع اختلال باروری در این مطالعه دیده میشود.
در این مطالعه میزان باروری بدنبال ICSI تاخیری در تخمک های یک روزه 5/80% و در تخمک های دو روزه 6/46% بود که در مقایسه با میزان باروری در تخمک های تازه و بدنبال انجام ICSI (90%)، بطور معنی داری پایین می باشد. نتایج بیان کننده این موضوع است، که اگر چه تخمک های بارور نشده 24 و 48 ساعت پس از انجام IVF ، قادر به باروری با انجام ICSI می باشد، ولی میزان باروری با افزایش سن تخمک رابطه معکوس دارد. مطالعات دیگر نیز تائید کننده ارتباط معکوس بین میزان باروری و سن تخمک می باشد (11و9 و7) Mortonو همکاران (9) و Nagy و همکاران (11) از اسپرم مشابه بکار برده شده در IVF اولیه وsjren و همکاران از اسپرم تازه برای انجام ICSI تاخیری استفاده نمودند که در هر دو مورد میزان باروری بالا بود. Lundin و همکاران (13) نشان دادند که اختلاف معنی داری در میزان باروری بین دو منبع اسپرم استفاده شده در ICSI تأخیری وجود ندارد. میزان باروری در این مطالعه، مشابه یا حتی بالاتر از میزان باروری در موارد استفاده شده از اسپرم تازه با نمونه اولیه بکار برده در IVF بود. یکی از مزیت های استفاده از نمونه اسپرم اولیه برای این مرکز ،عدم لزوم مراجعه مجدد بیمار جهت دادن نمونه مجدد منی بود، اگر چه در این مطالعه باروری غیر طبیعی بررسی نشده است ولی مطالعات اخیر بیان کننده این موضوع می باشد، که میزان باروری غیر طبیعی ( هاپلوئیدی ، آنوپلوئیدی، تری پلوئیدی) با مسن شدن تخمک افزایش می یابد (14و9 ( . برای مثال مشخص شده است که میزان3PN بدنبال ICSI در تخمک تازه 5% (15) تخمک 1 روزه 25-20% (16) و تخمک 2 روزه تا 40% افزایش می یابد. همچنین کاریوتایپ از 10 جنین ناشی از ICSI تاخیری نشان داد که 5 تا از آنها غیر طبیعی (3PN) می باشند (11) که بیان کننده این موضوع می تواند باشد که مسن شدن تخمک سبب اختلال دوک میوزی و میکرو فیلامنت ها شده که منجر به اختلال اختصاصی در خروج دومین گویچه قطبی و اختلالات کروموزومی می شود. اگر چه میزان باروری (4/80% در تخمک های یک روزه و 6/46 % در تخمک ها دو روزه )تقسیم سلولی (81% در تخمک یک روزه و 73% در تخمک های دو روزه) در این مطالعه و مطالعات دیگر بالا می باشد. ولی میزان حاملگی بسیار پایین می باشد. که این میتواند به دلیل درصد بالای اختلالات کاریوتایپ و سیتوژنتیک در این جنین ها باشد (17) . که منجر به اختلاف معنی دار (05/0p< ) در میزان حاملگی بین ICSI روی تخمک های تازه و تخمک های مسن شود (18).
بطور طبیعی بالاترین شانس لانه گزینی جنین هنگامی میباشد که حداکثر هماهنگی بین رشد و تکامل جنین و اندومتر وجود داشته باشد. و بهترین زمان این هماهنگی در زمان Implantation window یعنی 6-5 روز بعد از تخمک گذاری میباشد (19). انتقال جنین در این زمان یانزدیک به این زمان شانس لانه گزینی را بالا می برد. در این مطالعه بدنبال انتقال جنین حاصل از ICSI تاخیری (تخمک دو روزه ) بعد از حدود 5 روز از تخمک گذاری داخل رحم یک مورد حاملگی منجر به تولد نوزاد طبیعی و سالم حاصل شد. انتقال جنین در زمان Implantation window در این مورد میتواند توجیه کننده حاملگی در این مورد باشد.
علاوه بر این مطالعه، مطالعات دیگری نیز وجود دارد که حاملگی و تولد نوزاد سالم را گزارش نموده اند. اگر چه هنوزگزارشی از اختلالات ژنتیکی متولدین ناشی از ICSI بر روی تخمک های یک روزه و دو روزه نشده است (9و 8 و7). ولی بسیار زود است که بدون هیچگونه تردیدی به سلامت این نوزادان اطمینان حاصل نمود زیرا این نوزادان از نظر تئوری در معرض خطر بیشتر اختلالات سیتوژنتیکی می باشند و تعداد چنین نوزادانی بسیار کم بوده و از این درصد کم نمیتوان نتیجه گیری نمود، لذا بهتر است در اینگونه موارد از تشخیص ژنتیکی قبل از تولد استفاده گردد. با توجه به میزان کم حاملگی و اختلالات کروموزومی بالا، ICSI تاخیری و حاملگی موفق بعد از انجام ICSI بدنبال شکست قبلی IVF (20)، استفاده از این روش بعنوان روش درمانی، مورد قبول عدهای نمیباشد. این گروه بدلیل میزان بالای باروری و تقسیم سلولی بدنبال ICSI تأخیری از این روش بعنوان مقاصد تشخیصی استفاده می کنند این روش میتواند پیش آگهی ICSI روی تخمک های تازه در سیکل های بعدی را مشخص نماید.
نتیجة نهایی اینکه دلایل موجود حاکی از آن است که ICSI تاخیری یکی از راههای نجات اختلال باروری کامل یا نزدیک به کامل در سیکل های IVF می باشد. این روش باید در مواردی که بنظر نمی رسد کیفیت تخمک عامل اختلال باروری می باشد در اولین فرصت بعد از تائید عدم باروری بدنبال IVF انجام شود. از آنجائیکه از نظر تئوریک پتانسیل خطر اختلالات سیتوژنتیکی در این جنین ها افزایش می یابد، بهتر است تشخیص ژنتیکی قبل از تولد در حاملگی های ناشی از ICSI تأخیری انجام شود.
از همکاران محترم گروه جنین شناسی و آزمایشگاه جنین شناسی و همچنین همکاران محترم اتاق عمل پژوهشکده رویان بواسطه همکاری در انجام این تحقیق و از سرکار محترم خانم دکتر اشرف معینی و سرکار محترم خانم صادقی بواسطه پی گیری مراحل حاملگی و زایمان و تولد نوزاد ، تقدیر میگردد.