بیماری اندومتریوز که رشد نابجای غدد و عروق بافت اندومتریوم در خارج از حفره رحمی است (1)، اغلب با دردهای ناحیه لگن همراه میباشد (2،3). اولین اقدام درمانی در این بیماری، عمل جراحی میباشد که در حدود 47% موارد بعد از درمان، بیماری دوباره عود میکند (3). در حیواناتی مثل بابون (نوعی پستاندار)، بیماری اندومتریوز در مرحله ترشحی سیکل رحمی دیده میشود (4). اخیراً مطالعات نشان داده است که میتوان اندومتریوز را به صورت پیوند در حیواناتی مثل موش ایجاد کرد (5). بیماری اندومتریوز شبیه به تومورها دارای دو مرحله اساسی لانهگزینی و رگزایی میباشد (6).
برگشت خون قاعدگی در لولههای رحم، یک پدیده فیزیولوژی است که در بعضی از زنان دیده میشود (7،8) و میتواند باعث انتقال سلولهای اندومتریوم به منطقه پریتونئوم لگن و جایگزینی آنها در آن منطقه شده و موجب ایجاد بیماری اندومتریوز گردد. ولی در همه زنانی که برگشت خون قاعدگی در لوله رحم رخ میدهد، بیماری اندومتریوز دیده نمیشود و این بیانگر دخالت فاکتورهای دیگر در بروز این بیماری میباشد (9). سلولهای بافت اندومتریوم، میتوانند در کشت سه بعدی با ماتریکس فیبرینی، تکثیر و رشد یافته و مکانیسمی شبیه به بیماری اندومتریوز از جمله رگزایی و تکثیر سلولها را در خارج از بدن به نمایش بگذارد (11،10).
رگزایی به عنوان اصلیترین عامل ایجاد بیماری اندومتریوز شمرده میشود (12). VEGF یکی از مهمترین فاکتورها در اندومتریوم میباشد که باعث رگزایی میشود (13). سطح بالای VEGF بعنوان عامل اصلی در رگزایی پاتولوژی از جمله رشد تومورهای بدخیم و تخریب عضلات شناخته شده است (14).
Yoo و همکاران اظهار نمودند که VEGF بهترین فاکتور جهت تنظیم آنژیوژنز میباشد و فاکتورهای Anti-VEGF را به عنوان مهار کنندههای آنژیوژنز مطرح کردند (15). همچنینLieb و همکاران نشان دادند که افزایش سطح VEGF، باعث افزایش سطح آنژیوژنز در مفاصل میشود (16).
هدف از مطالعه حاضر، کشت بافت اندومتریوم در محیط کشت سه بعدی با ماتریکس فیبرینی جهت تکثیر سلولهای بافت اندومتریوم و ایجاد رگزایی، به عنوان مدل اندومتریوز در خارج از بدن و اندازهگیری سطح VEGF و بررسی نقش این فاکتور در ایجاد بیماری اندمتریوز میباشد.
نمونههای اندومتریوم، از 10 بیمار مراجعه کننده جهت درمان ناباروری، کیست تخمدانی، فیبریوم، میوم و سایر علل ناباروری به مرکز تکنولوژی نوین تولیدمثل تورنتو تهیه شد. این بیماران فاقد بیماریهایی از قبیل سرطان رحم و یا پولیپ بوده و در سه ماه قبل از نمونهبرداری، از داروهای هورمونی استفاده نکرده بودند. قبل از نمونهبرداری از بیماران فرم مربوط به کمیته اخلاق پزشکی اخذ شد که در آن فرم توضیحات لازم جهت تحقیق حاضر به اطلاع آنها رسیده بود. بیماران شرکت کننده در پژوهش در روزهای 24-19 سیکل رحمی قرار داشتند و تاریخ سیکل رحمی بیماران بر اساس آخرین روز خونروش آنها محاسبه گردید.
کشت سه بعدی بافت: هر نمونه بافت اندومتریوم به 10 قطعه یک میلیمتری تقسیم (جمعاً 100 قطعه) و با محلول Hanks حاوی آنتیبیوتیک (Sigma, USA) شستشو داده شد. سپس قطعات بافتی در ظروف کشت دارای 24 چاهک (Nunclon, USA) کشت داده شدند. لازم به ذکر است که جهت کشت نمونهها، یک لایه ژل فیبرینی در زیر و یک لایه ژل فیبرینی در روی آن قرار داده شد (مدل ساندویچی). جهت تهیه ژل فیبرین، از ml5/0 محلول فیبرینوژن (Sigma, USA) استفاده شد و برای تهیه محلول فیبرینوژن از محیط کشت M199 حاوی mg/ml3 فیبرینوژن (GIBCO, USA) و l10 ترومبین با غلظت M15/0 (Sigma, USA) استفاده گردید. سپس ظروف کشت برای مدت چهار هفته در انکوبانور (Memmert Company) با حرارت C37 و دی اکسید کربن 5% و رطوبت 95% قرار داده شد. کشتها هر سه روز یکبار توسط میکروسکوپ معکوس Olympus, USA)) مورد مطالعه قرار میگرفتند و همچنین مایع رویی هر چاهک (جمعاً 100 چاهک) تعویض و جهت اندازهگیری میزان VEGF مورد استفاده قرار گرفت.
1- اندازهگیری VEGF: جهت اندازهگیری میزان VEGF در مایع رویی هر چاهک به روش ساندویچی الایزا از کیت VEGF (RayBio, USA) و دستگاه الایزا (R&D System, USA) استفاده شد. در این آزمایش از چاهکهای میکروپلیت پوشیده شده توسط آنتیبادی ضد VEGF استفاده شد. در ابتدا l200 مایع رویی هر چاهک کشت به هر کدام از چاهکهای میکروپلیت اضافه شد و به مدت min20 در دمای اتاق نگهداری شد تا واکنش اتصال VEGF به آنتیبادی اختصاصی آن انجام شود. سپس حفرههای میکروپلیت با استفاده از بافر شستشو PBS (Sigma, USA) حاوی تووین 20 ، سه بار شستشو گردیدند و به هر حفره ml100 آنتی بادی اختصاصی VEGF نشاندار با پراکسیداز اضافه گردید و به مدت یکساعت در دمای اتاق نگهداری شد و سپس حفرههای میکروپلیت با استفاده از بافر شستشو، سه بار شستشو گردیدند و به هر حفره به میزان ml100 محلول سوبسترا حاوی ارتوفنیل دی آمین و H2O2 اضافه گردید و در درجه حرارت اتاق به مدت 10 دقیقه قرارداده شد و با بکار بردنMicroplate Reader (Berthold, USA) جذب نوری چاهکها در طول موج nm450 خوانده شدند.
رنگآمیزی ایمونوهیستوشیمی: پس از پایان آزمایش، نمونههای اندومتریوم کشت داده شده از چاهکها خارج گردیده و در فرمالین بافر 4% تثبیت شدند، پس از انجام مراحل آمادهسازی بافت و قالبگیری، برشهایی به ضخامت m5 تهیه و با استفاده از آنتیبادی Anti-Cox2 (آنتیبادی جهت شناسایی رگزایی) (Sigma, USA) با روش ایمونوهیستوشیمی مطابق روش ارائه شده در مطالعه قبلی این گروه (10) مورد بررسی قرار گرفت.
آنالیز آماری: دادههای مربوط به درصد تکثیر سلولها و درصد رگزایی، با استفاده از نرمافزاری SPSS و مطابق روش ارائه شده در مطالعه قبلی این گروه آزمون آماری 2 و دادههای مربوط به میزان ترشح VEGF، با استفاده از آزمون t دادهپردازی شدند.
در طول هفته اول کشت سه بعدی بافت اندومتریوم در ماتریکس فیبرینی، تهاجم سلولهای استروما در زمینه فیبرینی مشاهده گردید (شکل 1- الف). بعد از هفته دوم و سوم، ساختارهای مویرگ مانند که حاکی از پدیده رگزایی بود در چاهکهای پلیت کشت مشاهده گردید (شکل 1- ب،2- الف وب).
تکثیر سلولها در 91 چاهکها (91%) و رگزایی در 51 چاهکها نشان دهنده تکثیر سلولها مشاهده گردید (56%) (شکل 2). میزان سطح VEGF در مایع رویی کشت سه بعدی موجود در چاهکهایی که رگزایی در آنها دیده شده بود (11/3±492)، افزایش معنیداری (05/0p<) را نسبت به چاهکهایی فاقد رگزایی (13/2±183) نشان داد.
در این تحقیق میزان ترشح VEGF و تکثیر سلولهای استرومای اندومتریوم و ایجاد رگزایی، در کشت سه بعدی بافت اندومتریوم در زمینه فیبرینی مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه ایجاد و بازسازی بیماری اندومتریوز در خارج از بدن را نیز امکانپذیر ساخت.
رگزایی وابسته به فاکتورهای آزاد شده از سلولها و چندین فاکتور رشد پپتیدی شامل FGF-a، FGF-b، PD-ECGE و VEGF، تحریک کننده سلولهای اندوتلیال جهت رگزایی میباشند که در این بین VEGF اساسیترین فاکتور رگزایی در اندومتریوم رحم میباشد (17).
در مطالعات محققین، اثبات شده است که پاتوژنز بیماری اندومتریوز وابسته به شدت رگزایی آن میباشد؛ بطوریکه در درجات مختلف بیماری اندومتریوز، غلظتهای متفاوتی از ترشح VEGF دیده میشود (18).
Cosin و همکاران اعلام کردند که بافتهای اندومتریوم و مایع پریتونتال در بیماران اندومتریوز دارای مقدار بالایی از VEGF هستند و VEGF میتواند در تکامل و پیشروی اندومتریوز نقش داشته باشد که نتایج تحقیق فوق با نتایج تحقیق حاضر مبتنی بر تاثیر VEGF در رگزایی و در نتیجه پیشروی اندومتریوز، مطابقت دارد (19).
گزارشاتی دال بر وجود رابطه بین بیماری اندومتریوز و افزایش سطح سرمی پرولاکتین ارائه شده است که علت آن میتواند ترشح زیاد پرولاکتین و متعاقب آن، ترشح زیاد VEGF و در نتیجه افزایش رگزایی و ایجاد اندومتریوز باشد که نتایج این گزارشات نیز با نتایج مطالعه حاضر مطابقت دارد (20). در ضمن بررسی رابطه بین میزان تکثیر سلولها و ترشح VEGF یکی از محدودیتهای این تحقیق محسوب میشود که انجام آن میتواند در روشنتر شدن نتایج کمک کننده باشد. نارساییهای ترشح پرولاکتین که منجر به نارساییهای ترشح VEGF میشود را میتوان به عنوان یکی از علل ناباروری در بیماران اندومتریوز دانست (21). Ferté و همکاران اظهار نمودند که VEGF باعث رگزایی میشود و این رگزایی میتواند در بهبود زخمها مؤثر باشد (22)؛ همچنین اسفندیاری و همکاران ثابت کردند علت رگزایی در اندومتریوز، سلولهای استروما هستند (23).
Fujii و همکاران نشان دادند، افرادی که دارای بیماری اندومتریوز هستند، نسبت به افرادی که مبتلا به این بیماری نیستند دارای سطح بالاتری از VEGF در سرم خون، مایع فولیکولی و مایع پریتونتال میباشند (24) که نتایج این مطالعه نیز با نتایج تحقیق حاضر مبتنی بر تأثیر VEGFدر رگزایی مطابقت دارد.
در تحقیق حاضر، میزان ترشح VEGF از سلولهای استرومای موجود در بافتهای اندومتریوم کشت داده شده در چاهکهایی که رگزایی در آنها دیده شده، دارای افزایش معنیداری (05/0p<) نسبت به میزان ترشح VEGF از سلولهای استرومای موجود در بافتهای اندومتریوم کشت داده شده در چاهکهایی بود که رگزایی در آنها دیده نشد.
مطالعه حاضر، مبین ایجاد یک مدل اندومتریوز در محیط کشت سه بعدی با ماتریکس فیبرینی در خارج بدن بوده؛ همچنین مبین ازدیاد ترشح VEGF در چاهکهای کشت همراه با رگزایی میباشد؛ به طوریکه میتوان گفت، یکی از دلایل اصلی ایجاد اندومتریوز، تکثیر سلولهای استروما و ایجاد رگزایی بهدلیل ترشح VEGF است. در نتیجه با مهار VEGF، شاید بتوان بیماری اندومتریوز را کنترل کرد. در ضمن پیشنهاد میگردد رابطه بین تکثیر سلولها و میزان ترشح VEGF نیز توسط محققان دیگر مورد بررسی قرار گیرد.
نویسندگان این مقاله نهایت تشکر خود را از سرکار خانم نجمه صدقکردار بخاطر ویرایش مقاله اعلام میدارند.