رضایت زناشویی یکی از فاکتورهای مهم مؤثر بر سلامتی زنان و از مهمترین شاخصهای رضایت از زندگی است (1،2). سازگاری و رضایت زناشویی وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند که از طریق علاقه متقابل، مراقبت از یکدیگر، پذیرش، درک یکدیگر و ارضای نیازها از جمله نیاز جنسی ایجاد میشود. زوجین سازگار و راضی از زندگی زناشویی، زن و شوهرهایی هستند که توافق زیادی با یکدیگر دارند، از نوع و سطح روابطشان راضیاند، از نوع و کیفیت گذران اوقات فراغت رضایت دارند و وقت و مسائل مالی خودشان را به خوبی برنامهریزی میکنند. از سویی ناسازگاری در روابط زوجین موجب اختلال در روابط اجتماعی گرایش به انحرافات اجتماعی و افول ارزشهای فرهنگی بین زن و شوهرها میشود (2،3) و یکی از مسائل بزرگی که بیش از هر چیز زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد، تمایلات جنسی است (4).
رضایت جنسی عبارت است از قضاوت هر فرد راجع به رفتار جنسی خود که آن را لذت بخش تصور میکند (5).
مسائل جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول یک زندگی زناشویی قرار دارند و سازگاری در روابط جنسی و تناسب و تعادل در مقدار تمایل جنسی در زن و مرد از مهمترین علل خوشبختی و موفقیت زندگی زناشویی است (1).
اشکال در روابط زناشویی از مهمترین و فراوانترین علل اختلالات جنسی است (6) و متعاقباً مشکل جنسی به معضلات رابطهای جدید منجر میشود (6،7).
برزسنیاک (2004) در مقالهای با عنوان لذت جنسی و تأثیر آن بر رضایت زناشویی، دریافت رضایت زناشویی بطور قابل ملاحظهای با لذت جنسی همراه است و رضایت جنسی بیشتر خشنودی زناشویی بیشتری بدنبال دارد (8).
کنفرانس بینالمللی جمعیت و توسعه قاهره (1999) دستیابی به بالاترین استاندارد از اطلاعات و بهداشت جنسی را حق همه انسانها میداند (9). برخی از محققین عقیده دارند که علت اصلی 80% اختلافات زناشویی، نارضایتی جنسی زن و شوهر است (7)؛ گرچه 40% از زوجهای راضی از زندگی زناشویی نیز دچار اختلالاتی در روابط جنسی یا نارضایتی نسبی از اینگونه روابط میباشند (5).
Huang و Guo ضمن بررسی رضایت جنسی و زناشویی در خانوادههای چینی، عنوان کردند که رضایت جنسی تأثیر قابل توجهی بر خشنودی زناشویی دارد (10).
مهمترین هدف از تمایل جنسی، تولیدمثل و داشتن فرزند میباشد (6). مشکل ناباروری در دنیای امروز به صورت یک نگرانی اجتماعی درآمده است که میتواند منجر به عدم تعادل روانی زوجین، طلاق و قطع رابطه بین آنها شود (12،11)؛ از این رو در سال 1988 در کنفرانس بینالمللی بانکوک، ناباروری به عنوان مشکل بهداشتی جهانی با ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی توصیف (13) و در سال 1994 در کنفرانس جهانی جمعیت و توسعه در قاهره نیز به عنوان عاملی مطرح شد که آسیب جدی بر پیکره بهداشت باروری وارد میسازد و مقرر گردید همه کشورها، ناباروری را در برنامههای بهداشت باروری خود قرار دهند (15،14).
شیوع ناباروری در میان گروههای قومی و نژادی تفاوت چندانی ندارد (16) و شیوع آن در جهان، حدود 15-10% (18،17) است و میزان بروز کلی آن نسبت به دهه گذشته حدود 50% بیشتر شده است (20،19). اگر موارد ناباروری ثانویه را به این آمار اضافه کنیم، در سراسر دنیا 80-50 میلیون نفر را در بر میگیرد (13).
براساس مطالعات انجام شده 80% افراد نابارور دچار یک اختلال روانشناختی (25-21) شامل عدم رضایتمندی زناشویی (29-25،23،22)، اختلال در روابط بویژه بین زوجها (22،14)، عدم رضایت جنسی (29،28)، کاهش اعتماد به نفس در ارتباط جنسی و تعداد نزدیکیها (30)، کاهش میل جنسی، خشم (23) و تأثیرات منفی عاطفی (29) میباشند. همچنین ناباروری باعث کاهش اعتماد به نفس فرد شده و زندگی جنسی او را تحت تأثیر قرار میدهد؛ چنانچه از دست دادن میل جنسی و تغییر در رسیدن به ارگاسم، از مشکلات شایع این زوجین محسوب میشود (5).
Andrews و همکاران در پژوهش خود با عنوان "استرس ناباروری، فاکتورهای ازدواج و احساس خوب بودن در زوجین"، کاهش نزدیکی و عدم رضایت جنسی را در میان زوجهای نابارور گزارش کردند. به عقیده آنها ناباروری بر عملکرد خانوادگی افراد نیز اثر گذاشته و آنها را از هم دور میکند (31).
Norton و همکاران نیز ضمن بررسی رضایت جنسی و عملکرد بیماران تحت درمان ناباروری دریافتند که زنان نابارور، کاهش قابل ملاحظهای در تمام زمینههای عملکرد و رضایت جنسی دارند (32).
Lee در بررسی پاسخهای روانی اجتماعی زوجین نابارور چینی، به این نتیجه رسید که مردان استرس کمتری از زنان دریافت کرده و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به زنان دارند و همچنین رضایت جنسی و زناشویی بالاتری در مقایسه با همسر خود احساس میکنند (33).
مطالعه Hirsch نیز نشان داد که گرچه زوجین نابارور سطوح پایینتری از رضایت جنسی، زناشویی و اعتماد به نفس را نشان میدهند، ولی با افزایش حمایت اجتماعی تأثیر ناباروری کاهش مییابد (34).
Doney و همکاران دریافتند که نیمی از افراد نابارور، تغییر در روابط جنسی و 75% آنان، تغییرات خلق را تجربه میکنند (25). در مطالعه سرگلزایی، اختلال عملکرد جنسی در زنان نابارور بیشتر ولی مستقل از افسردگی نشان داده شده است (23).
پژوهشگران در مورد اثر ناباروری بر روابط زوجها، نظرات متفاوتی دارند. بسیاری از تحقیقات چنین بیان کردهاند که مدرک مهمی دال بر تأثیر منفی ناباروری وجود ندارد و مطالعات با طراحی خوب و دقیق نشان دادهاند که اثرات روانی ناباروری چندان شایع نمیباشد (35). حتی برخی معتقدند تحمل مراحل تشخیص و درمان ناباروری موجب ارتباط و صمیمیت بیشتر زوجین گردیده و آنها احساس نزدیکی بیشتر با یکدیگر خواهند کرد (14). Lobel و Dunkel Schetter معتقدند که تقریباً نیمی از افراد نابارور، اضطراب شدید و تغییرات روابط زناشویی و جنسی را تجربه نمیکنند (35). Lokos و همکاران دریافتند که تعداد دفعات رابطه جنسی در زوجهای نابارور، بطور قابل توجهی بیشتر از زوجهای باروری است که تمایل به داشتن فرزند دارند (36).
اختلالات روانی ـ جنسی، از جملۀ بیماریها و اختلالاتی است که در کشور ما همیشه در پس پردهای از ابهام مطرح شده و گاه چنان مبهم است که نه تنها مسئله را روشن نمیکند؛ بلکه بر پیچیدگی آن میافزاید. عدم طرح مسائل مربوط به اختلالات جنسی، نشان دهنده عدم وجود آنها نیست؛ بلکه به دلیل نگاه گناهآلود به مسائل جنسی، بطور جدی در ایران روی این مسائل تحقیقات زیادی صورت نگرفته است (5).
با در نظر گرفتن نکات فوق و با توجه به اینکه در جامعه ایران قدرت باروری از لحاظ فرهنگی و اجتماعی از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است و از آنجا که اغلب این تحقیقات بهصورت توصیفی و بدون مقایسه با گروههای دیگر به ویژه زنان بارور صورت پذیرفته است، مطالعه حاضر با هدف مقایسه رضایت جنسی زنان بارور و نابارور مراجعه کننده به مراکز دولتی شهر مشهد انجام شد.
پژوهش حاضر از نوع تحلیلی ـ مقطعی است که در آن تعداد 100 زن نابارور مراجعهکننده به مرکز ناباروری منتصریه، تنها مرکز درمان ناباروری دولتی شهر مشهد، و 100 زن مراجعهکننده به واحد تنظیم خانواده مراکز بهداشتیـ درمانی دولتی منتخب در سال 86 بر اساس نمونهگیری مبتنی بر هدف، شرکت داشتند.
به واحدهای پژوهش، در مورد مطالعه و اهداف آن توضیح داده شد و آنان در صورت داشتن تمایل نسبت به شرکت در مطالعه، ابتدا فرم رضایتنامه شرکت در مطالعه و سپس فرمهای مصاحبه را به ترتیب تکمیل کردند.
ابزارهای مورد استفاده در پژوهش به شرح زیر بود:
فرم مصاحبه شماره 1: این فرم محقق ساخته، معیارهای ورود به مطالعه را دربرداشت و به دو صورت مخصوص زنان بارور (1- الف) حاوی 18 سئوال و مخصوص زنان نابارور (1- ب) حاوی 17 سئوال طراحی شد. معیارهای ورود به مطالعه عبارت بود از اینکه فرد 45-22 سال سن داشته، ایرانی و ساکن مشهد بوده، سواد خواندن و نوشتن داشته و تنها همسر شوهرش باشد. زن بارور، باید حداقل یک فرزند سالم با سن بیشتر از 6 ماه داشته و در حال حاضر، یکی از روشهای تنظیم خانواده را استفاده کند. زن نابارور نیز باید مشمول تعریف ناباروری بوده و فرزند یا فرزندخوانده نداشته باشد. هر دو گروه باید طی یک هفته اخیر، بحث و جدال خانوادگی نداشته باشند. هیچ یک از زوجین نباید مشکلات جسمی (قطع نخاع، قطع عضو، فلج، بدشکلی اندام و ...)، مشکلات روانی (بیماری تحت نظر یا تحت درمان پزشک)، بیماریهای طبی (بیماری قلبیـ عروقی، ریوی، کم کاری و پرکاری تیروئید، صرع و دیابت)، تجربه رویداد استرسزا (فوت یا بیماری حاد بستگان نزدیک، تغییر عمده در وضع زندگی) در سه ماه گذشته داشته باشد و نباید به الکل یا مواد مخدر، معتاد باشند. هیچ یک از زوجین برای افزایش میل جنسی نباید دارو مصرف کنند یا برای ناراحتیهای جنسی تحت درمان باشند.
فرم مصاحبه شماره 2: برای زنان بارور (2- الف) شامل 4 بخش؛ 1- مشخصات فردی (حاول 14 سئوال در مورد سن، شغل، تحصیلات و...)، 2- اطلاعات مربوط به زندگی زناشویی (حاوی 12 سئوال طول مدت ازدواج، رتبه ازدواج، تشابهات مذهبی و طرز فکر و ...)، 3- اطلاعات راجع به روابط و نگرش جنسی (حاوی 6 سئوال در مورد درد هنگام نزدیکی، کسب اطلاعات جنسی و ...)، 4- اطلاعات مامایی (حاوی 11 سئوال در مورد تعداد فرزندان، شیردهی، روش پیشگیری از بارداری، اختلالات قاعدگی و ...) طراحی شد. همچنین این فرم ویژه زنان نابارور (2- ب) تهیه شد که در 3 قسمت اول با فرم زنان بارور، مشترک و در بخش
4- شامل اطلاعات تشخیص و درمان (حاوی 12 سئوال در مورد مدت اطلاع از ناباروری، مدت و تعداد دفعات درمان و روش آن، علت ناباروری و...) بود.
پرسشنامه سلامت عمومی GHQ28: شامل 28 سئوال میباشد و بر اساس مقیاس لیکرت، هر سئوال نمرهای از صفر تا 3 میگیرد. کمترین نمره صفر و بیشترین نمره 84 میباشد؛ نمره پایینتر نشان دهنده سلامت عمومی مطلوبتر است (37). فرم 28 سئوالی آن دارای این مزیت است که برای تمام افراد جامعه طراحی شده است (38). از این پرسشنامه جهت بررسی سلامت عمومی و روانی واحدهای پژوهش استفاده شد.
فرم پرسشنامه مقیاس رضایت جنسی: این پرسشنامه توسط Cresy و Linda berg در سال 1997 تهیه و روایی و پایایی آن توسط جواد صالحی فدری در سال 1377 تأیید گردید (39) و در سال 82-81 توسط مریم حسینی در مشهد مورد استفاده قرار گرفت (7). منظور از رضایت جنسی در این پژوهش، امتیازی است که واحد پژوهش پس از پاسخگویی به مقیاس رضایت جنسی Linda berg و Cresy کسب میکند. این مقیاس شامل 17 سئوال است و امتیازبندی آن بهصورت همیشه، بیشتر اوقات، گاهی اوقات، به ندرت و هرگز میباشد. در صورت پاسخ همیشه، 5 امتیاز و پاسخ هرگز، 1 امتیاز و در صورتیکه پاسخها بیشتر اوقات، گاهی اوقات و به ندرت باشد، به ترتیب 4، 3 و 2 امتیاز داده میشود. حداکثر امتیاز کسب شده، 85 و حداقل امتیاز 17 میباشد. رضایت جنسی ضعیف از امتیاز 51-17، رضایت جنسی متوسط، 67-52 و رضایت جنسی خوب، 85-68 رتبهبندی میشود.
برای تعیین روایی ابزارهای پژوهشگر ساخته مطالعه، از روش روایی محتوی استفاده شد. برای تعیین پایایی فرمهای مصاحبه و پرسشنامههای رضایت جنسی و سلامت عمومی، از روش آزمون مجدد استفاده شد؛ به این ترتیب که توسط پژوهشگر در دو نوبت به فاصله ده روز برای 10 نفر از واحدهای پژوهش در هر گروه فرمها تکمیل شد و سپس همبستگی پاسخها محاسبه شد. فرم مصاحبه شماره 1- الف با 96/0= r، فرم مصاحبه شماره 1- ب با 98/0=r، فرم مصاحبه شماره 2- الف و 2- ب با 95/0=r تأیید گردید. پایایی پرسشنامه رضایت جنسی در این پژوهش، با89/0= rتأیید شد. روایی پرسشنامه سلامت عمومی نیز توسط پالاهنگ در سال 1374 در ایران تأیید شده است (37) و پایایی آن در این پژوهش با 86/0=r تأیید شد.
پس از گردآوری دادهها و کسب اطمینان از صحت ورود دادهها، تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط نرمافزار SPSS با استفاده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی انجام شد. برای توصیف مشخصات واحد پژوهش در گروهها، از آمار توصیفی شامل شاخصهای مرکزی و پراکندگی و توزیع فراوانی مطلق و نسبی استفاده شد. جهت بررسی همگنی گروههای بارور و نابارور از نظر متغیرهای کمی، از آزمون تی مستقل (در صورت توزیع نرمال) و از نظر متغیرهای کیفی از آزمون 2 استفاده شد. در صورت عدم برخورداری از شرایط انجام آزمون 2، حسب مورد از آزمون فیشر و من ویتنی (متغیرهای رتبهای) استفاده گردید. در مورد متغیرهای مداخلهگری که در دو گروه تفاوت معنیدار داشتند از آزمون مدل خطی عمومی استفاده شد. به این ترتیب که این متغیرها وارد مدل شده و با استفاده از روش فاکتوریل (در نظر گرفتن اثرات متقابل) اثرشان بر متغیر اصلی بررسی گردید. در آزمونهای انجام شده سطح معنیداری 05/0 مدنظر قرار گرفت.
علیرغم اینکه رضایت جنسی زنان نابارور اندکی بالاتر بوده اما این تفاوت از نظر آماری معنیدار نیست (جدول 1). نتایج بدست آمده حاکی از آن است که در دو گروه، در مورد متغیرهای سن زن و همسر، اختلاف سنی زن و شوهر، سن ازدواج، مدت ازدواج، میزان تحصیلات زن و شوهر، شغل زن و شوهر، درآمد خانواده، وضعیت سکونت، بعد خانوار، شیوه زندگی، دخالت اطرافیان، مرتبه ازدواج زن و شوهر، تشابه در اعتقادات مذهبی، توافق فکری، ارتباط با خانوادهها، رضایت شوهر از ظاهر فیزیکی زن، نگرش در مورد رابطه جنسی، اطلاعات زناشویی و جنسی و نیز سلامت عمومی (بدست آمده از پرسشنامه GHQ28)، با استفاده از آزمونهای تی مستقل، منـ ویتنی و 2، اختلاف معنیداری وجود نداشته است. همچنین مشاهده شد میانگین امتیاز بدست آمده از مقیاس سلامت عمومی در گروه بارور 5/11±6/22 و در زنان نابارور 5/13±25 بود ولی دو گروه از نظر نمره کلی سلامت عمومی، اختلاف آماری معنیداری نداشتند.
در همه نمونهها بین رضایت زناشویی (براساس پرسش از واحدهای پژوهش و نظر کلی آنها نسبت زندگی زناشویی خویش) و رضایت جنسی (05/0p<) و رضایت زن از ظاهر فیزیکی شوهر با رضایت جنسی (01/0p<) و احساس رضایتمندی شوهر از ظاهر فیزیکی زن (براساس پاسخ زن) و رضایت جنسی (01/0p<) ارتباط آماری معنیداری وجود داشت.
در مورد متغیرهای رضایت زناشویی و رضایت زن از ظاهر فیزیکی همسر تفاوت معنیدار بود (05/0p<) که برای آن از آزمون مدل خطی عمومی استفاده شد. متغیرهای فوق وارد مدل شده و با استفاده از روش فاکتوریل (در نظر گرفتن اثرات متقابل)، فقط متغیر رضایت زن از ظاهر فیزیکی همسر، نقش معنیداری در رضایت جنسی داشت (05/0p<). این متغیر در زنان نابارور بیش از زنان بارور گزارش شده بود.
بین متغیرهای مدت اطلاع از ناباروری، مدت درمان، استفاده از روش کمک باروری و امید به موفقیت درمان در گروه نابارور با رضایت جنسی ارتباط آماری معنیداری وجود نداشت؛ اگرچه در گروه علت ناباروری زنانه، رضایت کمترین و در گروه علت مردانه، رضایت جنسی بیشترین مقدار را دارد. از بین استفاده کنندگان از روشهای کمک باروری، گروه استفاده کننده از روش های محرک تخمکگذاری، کمترین میزان رضایت جنسی را اعلام کردند.
در گروه نابارور تعداد بارداری ناموفق (005/0p<)، همراهی همسر در درمان (05/0p<) و تامین هزینه درمان (01/0p<) با رضایت جنسی ارتباط آماری معنیداری داشت. در گروه بارور تعداد فرزندان و سن کوچکترین فرزند با رضایت جنسی ارتباط آماری معنیداری نداشت ولی بین اختلالات قاعدگی و رضایت جنسی ارتباط معنیدار بود (005/0p<).
زنان برخوردار از سلامت کامل جسمی ـ روانی و عاطفی، پایههای مستحکم زندگی خانوادگی سالم و توأم با سعادت هستند. سرکوب نیازهای طبیعی و خدادادی زنان، آثار نامطلوبی بر صمیمیت و نشاط اعضاء خانواده بر جای خواهد گذاشت (40).
بیتوجهی به غریزه جنسی در انسان، عوارض جبرانناپذیری خواهد داشت و در بیشتر مواقع موجب اختلال در روابط زناشویی میگردد. امروزه ثابت شده است که علت بسیاری از آشفتگیهای روانی و ناسازگاریهای زناشویی، عدم رضایتمندی جنسی میباشد (4). نیازهای جنسی در رده نیازهای فیزیولوژیک و حتی نیازهای معنوی و عرفانی میباشد (40). تصور بیشتر بودن میزان اختلالات جنسی در زنان نابارور، میتواند به علت عدم آگاهی از مسائل زناشویی و نبود آموزش در جامعه و باورهای غلط فرهنگی باشد (23).
از آنجا که شناخت و مطالعه در زمینه مسائل، تمایلات و رفتارهای جنسی یکی از مهمترین مسائل بهداشت عمومی است و بررسی مشکلات مربوط به ناباروری از جمله اولویتهاست، پژوهش حاضر در زمینه مقایسه رضایت جنسی زنان بارور و نابارور صورت گرفت و نتایج نشان داد که در مورد تعیین و مقایسه رضایت جنسی در زنان بارور و نابارور، بین دو گروه اختلاف آماری معنیدار وجود ندارد و هر دو گروه از رضایت جنسی متوسط برخوردارند.
در مطالعه Monga که به بررسی اثر ناباروری بر کیفیت زندگی، سازگاری زناشویی و عملکرد جنسی پرداخته بود، زنان در دو گروه تفاوت قابل ملاحظهای نداشتند (30)؛ گروه کنترل زوجینی بودند که عمل توبکتومی یا وازکتومی را انتخاب کرده بودند؛ در حالیکه با انجام عمل توبکتومی و وازکتومی انتظار میرود با حذف شدن عامل ترس از بارداری، عملکرد جنسی بهبود و در نتیجه رضایت از آن افزایش یابد.
در مطالعه Leiblum، در سه گروه مورد مطالعه (IVF موفق،IVF ناموفق با فرزند خوانده،IVF ناموفق بدون فرزندخوانده)، گروهها تفاوت قابل ملاحظهای در زمینه رضایت جنسی نداشتند (27) و مانند مطالعه حاضر اکثراً در حد متوسط قرار داشتند.
در مطالعه Repokari، دو گروه بارور و نابارور، حین بارداری که در زنان بارور به صورت خودبخود و در زنان نابارور به وسیلۀ روشهای کمک باروری صورت گرفته بود، مورد مقایسه قرار گرفتند و زنان در گروه استفاده کننده از روشهای کمک باروری، چنانچه در معرض حوادث استرسزا قرار میگرفتند، کاهش بیشتری در حیطههای مختلف مقیاس سنجش سازگاری زوجین (DAS) و رضایتمندی جنسی نشان میدادند (41). احتمالاً علت تفاوت نتایج این مطالعه با پژوهش حاضر، باردار بودن افراد مورد مطالعه میباشد؛ زیرا بارداری خود از عوامل مؤثر بر رضایت جنسی میباشد و در زنان نابارور ترس از صدمه به جنین و از دست دادن بارداری، به مراتب بیشتر از زنان بارور میباشد. با انتخاب واحدهای پژوهشی که از یکی از روشهای تنظیم خانواده استفاده میکردند و حذف خانمهای باردار، این متغیر در پژوهش حاضر حذف گردیده است.
مطالعه Lokos در سال 1996، نشان داد که زوجین نابارور نسبت به گروه کنترل (زوجین بارور دارای تصمیم به فرزند دارشدن)، تعداد دفعات نزدیکی بیشتری را تجربه میکردند (36). تعداد دفعات نزدیکی یکی از متغیرهای مؤثر بر رضایت جنسی میباشد که در ابزار سنجش رضایت جنسی مورد بررسی قرار میگیرد. با اینکه در این مطالعه نیز مانند پژوهش حاضر متغیر مهم ترس از بارداری حذف شده است، ولی گروه زنان نابارور تعداد دفعات نزدیکی بیشتری را نسبت به گروه بارور گزارش کردهاند. علت تفاوت بین دو پژوهش، احتمالاً تصمیم به باردار شدن است که با هدفدار نمودن نزدیکی، میتواند بر تعداد دفعات و رضایت جنسی مؤثر باشد. این متغیر مداخلهگر در پژوهش حاضر با انتخاب واحدهای پژوهش بارور که از روشهای پیشگیری استفاده میکنند و در حال حاضر تمایلی به فرزند دارشدن ندارند، حذف گردیده است. تعدادی از متغیرهای مداخلهگر از جمله رشد عاطفی روانی، تصویر ذهنی از بدن و عملکرد جنسی در این پژوهش مورد مطالعه قرار نگرفته که از محدودیتهای مطالعه بوده است.
از آنجا که مطالعات کاملاً مشابهی در این زمینه یافت نشد و اکثر مطالعات بدون گروه کنترل فقط در زنان و یا زوجین نابارور صورت گرفته است نمیتوان اظهار نظر دقیقی نمود. گرچه در این مطالعه نیز رضایت جنسی در هر دو گروه متوسط گزارش شده است ولی در دو گروه تفاوت قابل ملاحظه نداشته و به نظر میرسد که این مشکل تنها مربوط به زنان نابارور نباشد.
این پژوهش اطلاعاتی در زمینه میزان رضایت جنسی در اختیار دست اندرکاران و کارکنان بهداشتی، برنامهریزان آموزشی و پژوهشگران قرار میدهد. با تکیه بر این مهم که رضایت جنسی نقش مهمی در رضایت زناشویی و استحکام خانواده ها دارد (1) به نظر میرسد نیاز به تحقیقات بیشتری در زمینه رضایت جنسی و عوامل مؤثر بر آن از جمله مشاوره و آموزش در زمینه مسایل جنسی وجود دارد.
این پژوهش با حمایتهای مالی معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتیـ درمانی مشهد در قالب طرح مصوب 86123 انجام شده است. شایسته است که از مسئولین محترم مرکز بهداشت استان خراسان بهویژه سرکار خانم صفاییان، سرکار خانم هاشمیان، سرکار خانم نقیبی و همکاران محترم مراکز سهگانه شهرستان، به ویژه جناب آقای دکتر عربنژاد، سرکار خانم امیاری و همکاران بیمارستان منتصریه بهخصوص سرکار خانم دکتر خادم و سرکار خانم اسحاقی به خاطر همکاریهای صمیمانهشان تشکر نماییم.