سردبیر محترم،
سلام علیکم
احتراماً در رابطه با انتقاداتی که به وسیله یکی از خوانندگان محترم بر مقاله این جانب و همکاران تحت عنوان "نگرش زنان و مردان ساکن شیراز نسبت به درمان از طریق اهدای تخمک" به دفتر آن فصلنامه ارسال گردیده است، نکات زیر به استحضار میرسد:
ضمن تشکر و قدردانی از ایشان که مقاله را مطالعه و نظر خود را بیان فرمودهاند.
1ـ نوع تحقیق توصیفیـ همبستگی میباشد و در واقع نگرش سنج است. همه پژوهشها با نوعی محدودیت و خطا روبرو میباشند. پژوهشهای مربوط به سنجش نگرش هم دارای محدودیتهای خاص خود میباشد. ما در مرحله اول سعی نمودیم تا آنچه هست را بدون استنتاج ذهنی خود گزارش دهیم و نتایج عینی از موقعیت بگیریم «تحقیق توصیفی» (نادری و سیف نراقی 1383 چاپ 24). در مرحله دوم به روش همبستگی کار کردیم؛ زیرا با چند دسته اطلاعات مختلف مربوط به یک گروه روبرو بودیم و با توجه به روش تحقیق ابزار آن انتخاب گردید. ابزار مناسب پرسشنامه بوده که روائی آن به خصوص روائی محتوا طی مراحلی که آخرین مرحله آن نظر پنج نفر استاد به عنوان هیات داوران بوده مشخص گردید (روائی محتوا به این پرسش پاسخ میدهد که آیا وسیله سنجش ناظر بر محتوای مورد نظر هست یا خیر و یا آنچه را که از سنجش مورد نظر هست میسنجد). پرسشنامه این پژوهش از این ویژگی کاملاً برخوردار است. پایایی را با دوباره سنجی انجام دادیم و ضریب همبستگی 91/0 میباشد. با توجه به تعداد، استفاده از آزمون اسپیرمن مناسب بوده است. اینکه فرمودهاند نحوه تدوین مشخص نیست معمولاً در گزارش تحقیق جزئیات آورده نمیشود. نظر ایشان را میپذیریم که بهتر بود توضیح میدادیم؛ اما چون ذکر گردیده روائی محتوا مشخص است که بدون طی مراحل معمول، این روائی حاصل نمیشد.
2ـ نظر خواننده محترم تا حدی درست و این گروه به علت نگرش مخالف با اهداء تخمک احتمالاً نظرات بدبینانهای در پاسخ به سایر سئوالات داشتهاند و تا حدی استنتاجها را دچار اریبی میکند، ولی لزوماً تناظر یک به یکی وجود ندارد.
3ـ ما در تایید نتیجه گیری خودمان به یافتهها یا در واقع به جوابهای داده شده استناد نمودیم. استناد به قرآن مجید با ذکر آیه و منبع آمده آن هم در رابطه با ادبیات تحقیق. در نتیجهگیری سوگیری نشده اما چون پژوهش در فضای یک کشور مسلمان و شیعه انجام گرفته در قسمت اهمیت مساله به باورهای مذهبی اشاره شده است آن هم با ذکر منبع.
4ـ نظر خواننده محترم را به پاراگراف ما قبل آخر بخش نتایج که مربوط به مقایسه نگرش مردان و زنان و نیز بررسی اثر تحصیلات است، جلب مینمائیم.
در خاتمه از دقت نظر خواننده محترم و حوصلهای که به خرج دادهاند سپاسگزاریم. به علت اهمیت موضوع، پژوهشهای بیشتر و دقیقتر در این حوزه و بحث علمی حول آن بایسته است.