زنان جوان مبتلا به سرطان که تحت شیمی درمانی یا اشعه درمانی قرار میگیرند با خطر از کار افتادن تخمدانها و ناباروری (به دلیل حساسیت تخمدان به عوامل شیمی درمانی از جمله داروهای آلکیلاسیون و پرتوهای یونیزان) مواجه هستند (1). در واقع تعداد زیادی از این افراد پس از درمان سرطان نابارور میشوند. امروزه با پیشرفتهایی که در زمینه درمان سرطان صورت گرفته امکان درمان موفق و بقا افراد مبتلا به سرطان افزایش یافته است؛ بنابراین حفظ کیفیت زندگی این افراد پس از درمان، اهمیت زیادی دارد (2،3). یکی از مسائل مهم در رابطه با زنان جوان مبتلا به سرطان، حفظ قدرت باروری آنها است. روشهای محدودی در رابطه با حفظ قدرت باروری در این افراد وجود دارد که شامل جابجائی تخمدان، انجماد جنین، انجماد تخمک و انجماد بافت تخمدان است. انتخاب یکی از این روشها بستگی به عوامل مختلفی از جمله نوع سرطان، سن بیمار، نوع و زمان شیمی درمانی، وضعیت تاهل فرد و ..... دارد (1،2). هدف از این مطالعه بررسی و ارزیابی روشهای مختلف حفظ باروری در دختران و زنان جوان مبتلا به سرطان است.
در این بررسی، مقالات منتشر شده در رابطه با روشهای مختلف حفظ باروری از سال 1976 تا 2009 که امکان دسترسی به مقاله کامل آنها از طریق منابع اطلاعاتی مختلفی از جمله PubMed و Science Direct وجود داشت جمعآوری و مورد بررسی قرار گرفت که در ذیل به آنها پرداخته میشود:
جابجایی تخمدان : استفاده از روش جابجایی تخمدان به منظور حفظ باروری اولین بار در سال 1958 صورت گرفت (4،5). در این روش تخمدانها از محل خود خارج و به ناحیه دیگر از بدن پیوند زده میشوند تا تخمدانها از اثرات مستقیم پرتوهای یونیزان که در رادیوتراپی به ناحیه شکم به منظور درمان سرطان استفاده میشود محافظت گردند. میزان موفقیت در حفظ باروری در این روش بین 16 تا 90% است (10-6). این طیف گسترده در میزان موفقیت ناشی از درجه پراکندگی تابش، وضعیت رگها، سن بیماران، دز تابش داده شده، اینکه آیا تخمدانها در طی رادیوتراپی حفاظت شدهاند آیا شیمی درمانی همراه با اشعه درمانی بوده، آیا براکی تراپی واژینال با اشعه درمانی لگن همراه بوده یا خیر میباشد (13-8). در یک بررسی انجام شده در مورد جابجایی تخمدان که روی ده بیمار مبتلا به هوچکین انجام شده بود دز تابش لگنی از cGy1500 تا 3500 بود. پنج بیماری که شیمی درمانی نشده، یا حداقل شیمی درمانی را دریافت کرده بودند پس از اشعه درمانی، عملکرد طبیعی تخمدان را نشان داده و چهار نفر از آنها باردار شدند. در مقابل، چهار بیماری که دورههای متعدد شیمی درمانی داشتند و بیماری که اشعه درمانی با دوز cGy3500 را دریافت کرده بود، اختلال در عملکرد تخمدان را نشان دادند. گرچه جابجایی تخمدان خطر از کار افتادن تخمدان را کاهش میدهد؛ اما تخمدانها باز هم در معرض خطر گرفتن پرتوهای یونیزان (علیرغم حفاظت) هستند که این مسئله ناشی از پراکندگی تابش و عبور از حفاظ به مقدار 15±8% در کل تابش لگنی میباشد (13). در این روش، بیمار عوارضی چون انفارکتوس لوله فالوپین ، درد مزمن تخمدان و تشکیل کیست تخمدانی را نشان میدهد که باعث جراحیهای ژینکولوژیک بعدی میشود. به علاوه این بیماران در آینده برای باروری نیازمند روشهای کمک باروری هستند (9،13،14). بنابراین بیماران کاندیدای این روش باید به دقت براساس کلیه متغیرهای اثرگذار بر میزان موفقیت در این روش انتخاب شوند. همچنین هنگامی که علاوه بر اشعه درمانی از شیمی درمانی هم استفاده شود این روش کارایی چندانی در حفظ باروری ندارد.
انجماد جنین : از دهه 1980 انجماد و نگهداری جنین به صورت روشی معمول مورد استفاده قرار گرفته است (15،16). در بیماران مبتلا به سرطان با استفاده از روشهای کمک باروری میتوان جنینهایی را برای استفاده در آینده ذخیره نمود به شرط آنکه بیمار متاهل بوده و زمان کافی قبل از شروع درمان سرطان برای انجام روشهای کمک باروری یا لقاح خارج رحمی و ذخیره جنین داشته باشد. میزان بقا هر جنین پس از ذوب بین 35 تا 90% و میزان بقا پیوند بین 8 تا 30% است که میزان بارداری نهایی میتواند حدود 60% باشد (18-16، 4،5). از آنجائیکه در سیکلهای کمک باروری پس از تحریک تخمک گذاری به طور معمول، سطح استرادیول به ده برابر میزان طبیعی میرسد، در برخی از سرطانها نظیر سرطان پستان این روش توصیه نمیشود (15).
انجماد جنین تکنیکی با کارایی بالا است؛ اما تنها در بیمارانی که بتوان از آنها تخمکهای بالغ گرفت و زمان کافی قبل از شروع درمان سرطان برای جمعآوری تخمک را داشته، همچنین دارای زوج بوده یا خواستار استفاده از اهدا اسپرم باشند قابل استفاده است (15،16،18). به طور کلی روش انجماد جنین، روشی معمول و قابل اجرا در اکثر مراکز درمان ناباروری است؛ اما محدودیتهای این روش شامل موارد زیر است: هنگامیکه شروع درمان سرطان قابل تاخیر نباشد؛ بنابراین زمانی برای تحریک تخمدان جهت گرفتن تخمک وجود ندارد؛ همچنین زمانی که تحریک تخمدان برای بیمار مضر باشد و یا در مواردی که فرد مجرد است و یا تمایلی به استفاده از اهدا اسپرم نداشته باشد انجام این روش امکانپذیر نیست. علاوه بر موارد فوق تعداد تخمکها و در نتیجه جنینهای بهدست آمده در این روش محدود میباشد که این مسئله باعث کاهش شانس بارداری فرد در آینده میشود. علاوه بر این انجماد جنین در روش کمک باروری، هزینه بر و درصد موفقیت پائین است، احتمال تولد در انتقال جنینهای منجمد و ذوب شده تقریباً یازده درصد گزارش شده است (15،16،18).
انجماد تخمک بالغ و نابالغ : از آنجائیکه روش انجماد جنین در دختران و زنان مجرد امکان پذیر نیست. روش انجماد تخمک بالغ و نابالغ میتواند در این بیماران (به شرط داشتن زمان کافی قبل از شروع درمان سرطان برای تحریک تخمدانها و گرفتن تخمک از آنها) استفاده شود. بر خلاف انجماد جنین و اسپرم نتایج اولیه در مورد بقا، باروری و بارداری در انجماد تخمک ناامید کننده بود (19). اولین مورد تولد نوزاد با استفاده از این روش به دهه 1980 بر میگردد (20).
انجماد تخمک بالغ : از جنبه تئوری این روش مناسبترین راه برای ذخیره سلولهای بنیادی است. اما روش تحریک تخمدان و جمعآوری تخمک در کودکان امکانپذیر نیست (21،22). شانس باروری در تحقیقات اولیه انجام شده با این روش بسیار اندک بود. چرا که از زمان اولین گزارش نوزاد زنده با این روش علیرغم پیشرفتهای انجام شده در زمینه تکنیکهای حفظ بقا تخمک، میزان موفقیت کمتر از 2% گزارش شده است (23،24).
اطلاعات جمعآوری شده از 21 بررسی انجام شده توسط Sonmezer و Oktay در سال 2004 نشان میدهد که میزان متوسط بقا 47%، میزان متوسط باروری 5/52% میزان متوسط بارداری برای هر تخمک ذوب شده 52/1% است. اطلاعات اخیر همچنین نشان میدهد گرچه ترکیب روشهای مختلف، میزان بقا تخمکها را افزایش میدهد؛ اما این روش هنوز از استاندارد بالایی در رابطه با کیفیت درمانی برخوردار نیست (25). در بررسی دیگری که توسطBorini روی 927 تخمک انجام شد تنها در 18 تخمک باروری کلینکی انجام گرفت. مطالعات نشان میدهد که تخمک در مرحله متافاز II، سلولی بسیار تمایز یافته و بینهایت شکننده است. انجماد تخمک باعث انواع مختلفی از آسیبهای سلولی میشود که ممکن است بیان کننده میزان بقا پائین آن باشد (26). دو علت برای عدم موفقیت انجماد تخمکهای بالغ وجود دارد:
اول اینکه، زونا پلاسیدا در طی فرایند انجماد احتمالاً به علت اگزوسیتوز پیش از بلوغ گرانولهای کورتیکال سخت میشود. این مسئله به صورت سدی عمل میکند که از نفوذ اسپرم و باروری طبیعی جلوگیری مینماید؛ البته با کمک تکنیکهای تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم (ICSI) میتوان این مشکل را تا حدودی حل نمود (29-27).
دوم اینکه، در تخمکهای بالغ، کروموزومهای متافازی بوسیله دوک متافازی در صفحه استوایی قرار می گیرند، که بر اثر تشکیل یخ درون سلولی، سیستم دوکی سلول در طی فرایند انجماد و ذوب آسیب میبیند (30). در طی فرایند انجماد سرد شدن سلول، باعث القا دپلیمره شدن دوک میتوزی (که یک ساختار دینامیکی است) و در نتیجه آناپلوئیدی میشود. دو مرحله اصلی فرایند انجماد شامل سرد کردن (کاهش دما از دمای فیزیولوژیکی تا نقطه انجماد) و انجماد (کاهش بعدی تا دمای ذخیره (ازت مایع در C196-)) است. آسیبهای سرد کردن میتواند باعث تغییر ساختار غشاها و حفظ تمامیت آن شود این مسئله میتواند بر میکروتوبولهای تخمکها و ساختار سیتواسکلتون اثر بگذارد (33-31). این مسئله همچنین باعث تغییر خواص غشا و آسیب گسترده سلولی در طی فرآیند انجماد میشود
(36-34). بنابراین ایجاد بانک تخمک به دلیل میزان پائین موفقیت در باروری تخمکهای منجمد شده محدود است؛ چرا که همانگونه که گفته شد تخمکها به سرد کردن حساس هستند و در طی فرایند انجماد و ذوب مستعد آسیب سیتواسکلتون و آناپلوئیدی بوده که ممکن است منجر به از دست دادن بقا آنها شود. گرچه روشهای مختلف انجماد نظیر انجماد فوق سریع ممکن است مزایایی نسبت به روشهای سرد کردن آرام داشته باشد و میزان بقا پس از ذوب بافت بیشتر باشد؛ اما این مسئله هنوز نیازمند بررسیهای بیشتری است (34،36). البته ارزیابی بهتر غلظتهای سوکورز در محیط انجماد هم میتواند منجر به بهبود فرایند انجماد در آینده گردد (25). به طور کلی انجماد تخمک بالغ یک روش جایگزین برای حفظ باروری زنان جوان مجرد مبتلا به سرطان با همان ویژگی داوطلبین استفاده از روش انجماد جنین است.
انجماد تخمک نابالغ : به نظر میرسد که تخمکهای نابالغ به دلیل حجم کوچکتر و فقدان دوک متافازی به آسیبهای فرآیند انجماد مقاومتر هستند. معهذا ناهنجاریهای دوکی، فشردگیهای کروموزومی ناحیهای پس از به بلوغ رساندن تخمکهای فاز ژرمینال در محیط کشت مشاهده شده (37)، تنها چند مورد محدود باروری با استفاده از تخمکهای نابالغ تاکنون گزارش شده است (38،39). بقا تخمکها در فرآیند انجماد در مرحله دیپلوتن پروفاز I یا مرحله ژرمینال، بهتر از مرحله متافاز II است (38). این سلولها در این مرحله به اندازه کامل خود و کفایت کامل میتوزی خود رسیدهاند؛ اما هنوز فرآیند بلوغشان کامل نشده است و متافاز ثانویه خود را شروع ننمودهاند. گرچه خطر سخت شدن زونا پلاسیدا یا آسیب به سیتواسکلتون اجتناب ناپذیر است، احتمال دارد که فقدان دوک میتوزی و حضور غشا هستهای باعث حفاظت کروماتین و ناهنجاریهای سیتوژنیک در طی تقسیمهای سلولی بعدی شود. بنابراین انجماد تخمکهای نابالغ و بدنبال آن بلوغ در محیط کشت از جنبه تئوری مزایایی دارد (8). اما این روش هنوز به مرحله ایدهآل نرسیده (40)، دستیابی همزمان به تکامل هستهای و تکامل سیتوپلاسمی در محیط کشت بسیار مشکل است. گرچه گزارشاتی از دستیابی به باروری پس از بلوغ در محیط کشت تخمکهای تازه در مرحله ژرمینال وجود دارد (41). تنها یک مورد تولد زنده از یک تخمک منجمد شده نابالغ در مرحله ژرمینال بدنبال بلوغ در محیط کشت گزارش شده (42)، یک بارداری هم از یک تخمک منجمد شده نابالغ که منتهی به یک جنین دوازده هفته ای شده وجود دارد (43). گرچه انجماد تخمک اخیراً در چند مرکز کلینیکی عملاً اجرا میشود (29،44)؛ اما بر طبق مطالعه مروری انجام شده توسط Kim، انجماد تخمکها در مرحله ژرمینال، تا زمانی که بلوغ تخمکهای نابالغ در محیط کشت از سطح استاندارد بالاتری برخوردار شود عملی نیست (45).
انجماد بافت تخمدان : عمل انجماد بافت تخمدان به دهه 1950 بر میگردد. شروع مطالعات در این زمینه بسیار ناامید کننده بود. پس از پیشرفتهای انجام شده در زمینه مواد ضد یخ نظیر اتیلن گلیگول، DMSO وپروپاندیول و دستگاههای اتوماتیک cryopreservation این بررسیها مجدداً بر روی گونههای مختلف حیوانی تکرار شد که میزان موفقیت در این زمان افزایش قابل ملاحظهای داشت (48-46). تاکنون بافت تخمدان به طور موفقیتآمیزی در موش، خرگوش، گوسفند و میمون منجمد و مجداً به آنها پیوند شده (51-49) ، کارهای انجام شده در مورد انسان نیز رضایت بخش بوده (52)، اولین جنین تولید شده به دنبال پیوند زیر جلدی بافت تخمدان منجمد شده توسط Oktay و همکاران در سال 2004 گزارش شد. برای بیمارانی که نیازمند شیمی درمانی فوری هستند انجماد کورتکس تخمدان احتمالاً تنها روش برای حفظ باروری است. در این روش فراگمنتهایی از کورتکس تخمدان جدا و منجمد شده تا پس از درمان و بهبود بیمار جهت باروری مجدا به حفره لگنی یا یک جایگاه هتروتوپیک پیوند شود (56-52).
کورتکس تخمدان حاوی فولیکولهای اولیه یا تخمکهای مهار شده در پروفاز دیپلوتن اولین تقسیم میتوزی هستند. به نظر میرسد که نسبت سطح به حجم نسبتاً بالا، سطح متابولیک پائین و فقدان زونا پلوسیدا در فولیکولهای اولیه آنها را نسبت به آسیبهای ناشی از انجماد مقاومتر میسازد. علیرغم چند مورد گزارش تولد نوزاد سالم با این روش مسائل زیادی در رابطه با پیوند موفق چنین قطعاتی وجود دارد که از میان آنها ایسکمی ایجاد شده تا زمان رگزایی به بافت پیوند شده، یکی از مهمترین آنهاست. مطالعات زیادی نشان داده که آپوپتوز و کاهش قابل ملاحظه دانسیته فولیکولی در کورتکس تخمدان پیوند شده اساساً ناشی از آسیب ایسکمیک است تا آسیب ناشی از ذوب/ انجماد (2،57،58).
میزان کاهش فولیکولهای اولیه در بافت تخمدان منجمد شده پس از پیوند بین 50 تا 65% در برخی مطالعات (59) و پیش از 90% در یک مطالعه گزارش شده است (60). از معایب دیگر این روش امکان انتقال سلولهای تورموی در صورت درگیر شدن بافت تخمدان به تومور میباشد (61). شاید شناسائی تومور مارکرها (نظیرSortilin1) به منظور تشخیص سلولهای سرطانی بافت تخمدان راه حل مناسبی برای جلوگیری از انتقال سلولهای سرطانی هنگام انتقال بافت تخمدان باشد (62).
روشهای حفظ باروری در کودکان و زنان جوان مبتلا به سرطان در حال رشد است. به استثنا روش انجماد جنین، همه روشهای حفظ باروری در زنان هنوز در مرحله آزمایش هستند؛ اما اکثر بیماران قادر به استفاده از روش انجماد جنین به دلایل مختلف از جمله عدم تاخیر در شروع درمان سرطان، خطرناک بودن تحریک هورمونی در برخی سرطانها نظیر سرطان پستان و مجرد بودن، نیستند. همچنین این روش در کودکان قابل استفاده نیست.
به نظر میرسد روش انجماد کورتکس تخمدان از میان روشهای ذکر شده مناسبتر باشد. از مزایای این روش میتوان از عدم تاخیر در شروع درمان سرطان، امکان استفاده از آن در کودکان و تعداد زیاد فولیکولهای به دست آمده در مراحل مختلف تکوینی را (که شانس موفقیت در بارداری را افزایش میدهد) نام برد، اما این روش معایبی نیز دارد که از آن جمله میتوان به کاهش قابل ملاحظه دانسیته فولیکولی تا زمان رگزایی مجدد به بافت پیوند شده و امکان انتقال سلولهای توموری در صورت درگیری بافت تخمدان به تومور، را نام برد. لذا انجام تحقیقات در زمینه دستیابی به روشهای تسهیل فرایند رگزائی به بافت پیوند شده به منظور کاهش آسیبهای ایسکمیک ضروری به نظر میرسد. همچنین استفاده از شیوههای تشخیصی مناسب به منظور شناسائی و جلوگیری از بازگشت سلولهای سرطانی از طریق انجام پیوند بافت تخمدان (در صورت درگیر شدن بافت تخمدان به سلولهای سرطانی) از دیگر موضوعات قابل تامل است. از آنجائیکه روشهای محدودی برای حفظ باروری در زنان مبتلا به سرطان وجود دارد، انتخاب یکی از این روشها بسیار وابسته به سن بیمار، زمان در دسترس قبل از شروع درمان، وضعیت تاهل فرد، نوع سرطان و احتمال درگیری تخمدان به سلولهای توموری است.