Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Infertility related stress and marital life in Iranian infertile women who referred to Isfahan infertility treatment clinic

Authors
1 Faculty of Nursing and Midwifery, Isfehan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran
2 Faculty of Nursing and Midwifery, Iran University of Medical Sciences, Tehran, Iran
3 Faculty of Health Management and Medical information, Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran
Abstract
The literature is full of anecdotal evidence about linkage between infertility and stress and deleterious impacts that infertility stress can have on the functioning of a marriage and the couple’s life quality. This study was designed to determine the corrilation between infertility related stress and marital adjusment in women who reffered to Isfahan and infertility treatment clinic A Corrolational-one group research design was used to measure infertility related stress and marital adjusment of infertile women using data from a questionnaire including [socio-demographic data, infertility related stress and Dyadic adjusment scale (DAS)] and investigation of relationship of these two variables from different aspects. All of the participants had experienced infertility stress (in different degrees) and about half of them (46%) were maritally distressed . for these women, infertility stress scores were significantly related to economical problems, family composition, duration of treatment and confidence one will have a child for marital adjusment, duration of infertility and a positive history of failed pregnancy were only variables that were significantly related to this variable. For these women infertility stress scores singnificantly related to deterioration of marital adjusment.(r=-0.39, P<0.001) As hypothesized, infertility related stress, had deleterious impact on the marital life of infertile women. Meaningful characteristics were identified that could guide clinicians to those women at risk for increasing stress and marital distress. These variables are as follows: a low socioeconomic status, and unsuccessful treatment outcome, failed treatment cycles, family composition and duration of infertility and it’s treatment.
Keywords

مقدمه

نسل انسانها، تنها با باروری حفظ می‌گردد و شاید بتوان گفت، عمیق‌ترین خواسته هر فرد در زندگی، اطمینان از حفظ نسل و آثار او، از طریق فرزندانش می‌باشد، تمایل به داشتن فرزند، نه تنها به دلیل دوست داشتنی و مطلوب بودن بچه‌ها، در انسان قوت می‌یابد. بلکه آرزوی حفظ بقاء و به جا گذاشتن یادگاری ارزشمند، همواره ذهن انسان را به خود مشغول داشته است (1). برای برری شیوع ناباروری و گسترش آن، ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که در هر ماه امکان باروری در حدود 25-20% است. براساس این برآورد تقریباً 90% از زوجها، پس از 12 ماه بارور خواهند شد (2). بنا به عقیده اسکوفیلد (1995)، 15-10% زوجها، دچار مشکلات ناباروری بوده و نیمی از زوج‌هایی که در مراکز درمان ناباروری به دنبال چاره‌ای برای این مشکل هستند به هدف خود دست می‌یابند (3). زوج‌های نابارور، اغلب ناباروری را استرس‌زاترین حادثه زندگی خود دانسته و دوره‌های مکرر و متوالی درمان را به عنوان دوره‌های مکرر بحران توصیف می‌کنند. این زوجها، اغلب موارد استرس، اختلالات عصبی و مشکلات زناشویی و جنسی را گزارش می‌کنند. به همین دلیل، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده‌اند، به طوری که بنا به گزارش گریل (4) از سال 1986 به بعد، نتایج حداقل 94 پژوهش کمی و 26 تحقیق کیفی، در این مورد انتشار یافته است و بسیاری از این مطالعات، نشان داده‌اند که زنان نابارور، به دلایل گوناگون فشار روانی بیشتری را نسبت به مردان نابارور تجربه کرده و در معرض خطرات بیشتری قرار دارند (5).

اغلب پژوهشگرانی که به بررسی استرس و واکنش‌های روانی زنان و مردان نابارور پرداخته‌اند متغیرهای مداخله‌گر خاصی شامل، علت ناباروری، طول مدت ناباروری، امید به موفقیت درمان، ترکیب خانواده و تعداد سیکل‌های درمانی را در نظر گرفته‌اند و نکته مهم در این میان، تفاوت نتایج بدست آمده بر حسب جمعیت‌های مورد مطالعه و شرایط و مکان پژوهش می‌باشد.

در این مورد کنلی (6) گزارش نمود که ناباروری با عامل مردانه، موجب استرس بیشتری در زوج نابارور می‌شود حال آنکه ناکتیگال (7)، دانی لوک (8)، ابی (9) و بیوتل (5) از جمله پژوهشگرانی هستند که عقیده دارند، استرس زنان نابارور، ارتباطی با عامل ناباروری نداشته و زنان در هر صورت در مقایسه با مردان نابارور، دچار استرس بیشتری می‌شوند.

تناقض در نتایج بدست آمده تنها به عامل ناباروری، محدود نمی‌شود در میان 29 پژوهش طولی که از سال 1989 تا 1997، به بررسی رابطه استرس ناباروری با طول زمان پرداخته‌اند، نیز نتایج متناقضی به چشم می‌خورد و هر چند نتایج بیشتر پژوهشها، نشاندهنده تاثیر زمان بر تجربه ناباروری است اما اگر طول مدت درمان، مدت آگاهی از مشکل ناباروری و تعداد سیکل‌های درمانی به صورت متغیرهای جداگانه در نظر گرفته نشوند، نتایج پژوهش، چندان قابل اعتماد نخواهد بود (4). در مورد تعداد سیکل‌های درمانی ناموفق نیز بیوتل (5)، تیرینگ (10) و بیوری پیر (11) عقیده دارند که افزایش تعداد سیکل‌های ناموفق موجب بروز فشارهای روانی بیشتری در زنان می‌گردد. حال آنکه بلوین (12) دریافت، زنانی که در دو گروه با سیکل‌های ناموفق، زیاد و کم، تقسیم‌بندی شده بودند، نسبت به زنانی که تعداد سیکل‌های ناموفق درمانی آنها، در حد متوسط بود فشار روانی بیشتر را تجربه کرده‌اند.

نتایج متناقض از این نوع کم نیستند ولی آنچه تقریباً تمام پژوهشگران در مورد آن هم عقیده‌اند، بار اقتصادی مراحل درمان ناباروری بر دوش زوج‌های نابارور است. در پژوهشی که توسط محمودی (13) بر روی 100 زن و مرد نابارور ایرانی انجام شد، نیز تامین مخارج سنگین درمان از مهمترین عوامل اضطراب زوج‌های نابارور بوده است و سایر پژوهشگران نیز تعداد تستها و قیمت و هزینه درمانها را از عوامل موثر بر بروز استرس زوج‌های نابارور می‌دانند (5،9).

پژوهشگران مختلف در مورد اثر ناباروری بر روابط زوجها نیز، نظرات متفاوتی دارند بسیاری از آنان کاهش عملکرد و سازگاری زناشویی زوج را در نتیجه ناباروری، گزارش کرده‌اند، حال آنکه برخی دیگر، معتقدند تحمل مراحل تشخیص و درمان ناباروری موجب ارتباط و صمیمیت بیشتر زوجها شده و آنها احساس نزدیکی بیشتری به یکدیگر خواهند کرد. ادلمن (15) در سال 1994 با بررسی 152 زوج نابارور در طی مراحل IVF به این نتیجه رسید که سازگاری زناشوئی زنانی که عامل ناباروری به آنها، نسبت داده شده کاهش می‌یابد. در حالیکه در مورد مردان، ناباروری با عامل مردانه، موجب کاهش رضایت جنسی می‌شود. ساندلوسکی (16) نیز در بررسی 52 زوج آمریکایی دریافت که متغیر زمان در سازگاری خانوادگی زنان، تاثیر بسزایی دارد و گذشت زمان موجب کاهش سازگاری زناشویی زنان نابارور می‌شود.

با این حال، این نکته را نباید فراموش کرد که اغب این پژوهشها در کشورهایی همچون انگلیس، سوئد، آلمان و کانادا انجام شده و جمعیت‌های مورد مطالعه قطعاً با افراد جامعه ما متفاوت بوده و بنابراین تعمیم این نتایج به جمعیت کشور ما، کاری غیر معقول به نظر می‌رسد. مساله ناباروری بویژه در فرهنگ ما که اغلب خانواده‌ها از نوع گسترده می‌باشند و با توجه به نقش والدین و اطرفیان در زندگی زوجین، بعد عمیق‌تری به خود می‌گیرد. زیرا بیشتر اوقات بلافاصله پس از ازدواج، خانواده زن و شوهر، منتظر خبر حاملگی عروس هستند، و با تاخیر در حاملگی کنجکاویها و فشار اطرافیان موجب نگرانی زوجها می‌شود (17). در پژوهش، چیبا و همکارانش (18) بر روی 107 زن نابارور ژاپنی نیز کنایه‌ها و سرزنش‌های اطرافیان به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده استرس زنان نابارور شناخته شده و از این لحاظ، پژوهشگران، ترکیب اعضای خانواده را نیز از متغیرهای مؤثر بر استرس دانسته‌اند. البته این استرس به نوبه خود بر کیفیت زندگی افراد و رضایت زنان از خود و زندگی مشترکشان تاثیر منفی خواهد داشت (19).

بسیاری از پژوهشگران، بر افزایش دعواها و منازعات زناشویی در میان زوج‌های نابارور تاکید کرده‌اند و حتی در مواردی این دعواها به طلاق و جدایی می‌انجامد (20). از سوی دیگر معمولاً در اغلب جوامع، مسئولیت ناباروری بر عهده زن گذاشته شده و ناباروری در اکثر موارد در ابتدای مراحل تشخیص به زن نسبت داده شده و بچه‌دار نشدن او باعث تهمتها و شماتتها از طرف خانواده شوهر می‌گردد و در نهایت این نگرانی به وجود می‌آید که بچه‌دار نشدن زن، دلیل کافی برای طلاق دادن او باشد و یا باعث شود که شوهر با زن دیگری ازدواج کند (21). اندریوس (19) در مورد لزوم چاره‌اندیشی برای مشکلات روانی و خانوادگی این گونه افراد می‌نویسد، حتی در صورتی که نتوانیم استرس ناشی از ناباروری را از بین ببریم، باید برای کاهش اثرات آن تلاش کنیم. کاهش مشاجرات خانوادگی و راضی نگهداشتن زنان و همسرانشان از روابط و زندگی جنسی و زناشویی از روش‌های مناسب برای تخفیف مشکلات زوجهاست.

با در نظر گرفتن نکات فوق و وجود تناقض‌های متعدد در نتایج پژوهش‌های انجام شده جوامع وکشورهای دیگر، پژوهشگر را بر آن داشت که پژوهش حاضر را انجام دهد. این تحقیق از نوع همبستگی و تک گروهی بوده و در طی آن دو متغیر استرس ناشی از ناباروری و سازگاری زناشویی، در زنان مراجعه‌کننده به مرکز درمان ناباروری اصفهان، اندازه‌گیری شده و سپس ارتباط این متغیرها با یکدیگر سنجیده شد.

به امید آنکه این پژوهش گامی درجهت کاهش درد و رنج زوجها و بویژه زنان نابارور کشورمان باشد.

مواد و روشها

نمونه‌های مورد پژوهش: 200 نفر از زنانی که از تاریخ 15/10 تا 20/11/78 جهت پیگیری، تشخیص ودرمان ناباروری به مرکز درمان ناباروری شهر اصفهان مراجعه‌ کرده و معیارهای پذیرش نمونه را داشتند، پس از مصاحبه و توضیح اهداف پژوهش در این مطالعه شرکت داده شدند و از شرکت کنندگان خواسته شد پرسشنامه‌ای را در سه بخش تکمیل نمایند. در این پژوهش معیار پذیرش نمونه تنها دارا بودن حداقل سواد خواندن و نوشتن بود و معیارهای حذف نیز عبارت از: سابقه بیماری روانی و مصرف داروهای مربوطه، داشتن فرزند و یا فرزند خوانده (هر کدام از زوجین) و باردار بودن در زمان انجام پژوهش بود. تمامی مشخصات افراد مورد مطالعه شامل سن، تحصیلات، شغل، ترکیب خانواده مشکلات و سابقه ناباروری، سابقه درمان و میزان موفقیت و سایر موارد پرسش شده در پرسشنامه‌ها به طور کامل در جداول 1 و 2 آمده است.

روش جمع‌آوری داده‌ها: پس از کسب اطمینان از تطابق نمونه‌ها با معیارهای پذیرش و حذف، پرسشنامه مشخصات فردی و تنیدگی (استرس) ناشی از ناباروری و سازگاری زناشویی توسط هر کدام از زوجین، در اتاقی جداگانه تکمیل شده و توضیحات لازم در حین تکمیل پرسشنامه نیز به آنان ارائه می‌گردید.

داده‌های این پژوهش از طریق مراجعه به پرونده‌های پزشکی افراد و پرسشنامه‌ها جمع‌آوری شده و تکمیل گردید. پرسشنامه این پژوهش، در بر گیرنده بخش مربوط به مشخصات فردی (20 سئوال)، بخش مربوط به تنیدگی (استرس) ناشی از ناباروری بود. از آنجا که هیچ گونه مقیاس استاندارد و اختصاصی برای سنجش تنیدگی (استرس) و فشار روانی افراد مورد مطالعه (زنان نابارور) در دسترس نبود، لذا با توجه به مطالعات و پژوهش‌های انجام شده (5،9،18،19). براساس متن پرسشنامه‌ها و مصاحبه‌هایی که توسط سایر پژوهشگران تنظیم شده بود پرسشنامه این مطالعه در 5 بخش تنظیم گردید که به ترتیب به استرس افراد در رابطه با مشکل ناباروری و مراحل تشخیص و درمان ناباروری، آغاز هر پریود ماهانه، زندگی مشترک، رابطه با خویشاوندان و اطرافیان و اثر استرس ناشی از ناباروری در زندگی به صورت کلی می‌پرداخت و از نمونه‌ها درخواست گردید تا پس از خواندن هر کدام از موارد، شدت تنیدگی (استرس) خود را در پاسخ به هر سئوال مشخص سازند امتیازات پرسشنامه تنیدگی (استرس) ناشی از ناباروری بر اساس مقیاس پنج درجه‌ای لیکرت (اصلاً، کمی، تا حدی، زیاد و بسیار زیاد) تنظیم شده و برای هر پاسخ نمونه‌های بین 0 تا 4 در نظر گرفته شده بود، دامنه تغییر میانگین نمرات هر فرد نیز بین 0 تا 4 بود و برای تعیین میزان تنیدگی هر شخص، براساس میانگین محاسبه شده، معیار زیر به کار برده شد.

همچنین برای تعیین اعتبار علمی ابزار از روش اعتبار محتوی، استفاده شد و پس از مطالعه دقیق درباره موضوع و مشورت با افراد صاحب نظر، مقیاس مورد نظر تدوین و سپس به نظر خواهی ده نفر از اساتید دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی‌ـ‌درمانی ایران گذاشته شد و در نهایت به تایید شورای پژوهشی دانشکده رسید. برای تعیین اعتبار علمی ابزار نیز از روش آزمون مجدد استفاده شد. بدین ترتیب که در مرحله اول پرسشنامه به پانزده نفر از افراد واجد شرایط ارائه گردید و از آنها خواسته شد جهت تکمیل مجدد پرسشنامه‌ها، ده روز بعد مراجعه کنند. نتایج بررسی مقدماتی و مقایسه در دو مرحله نشان دهنده قابل قبول بودن پرسشنامه‌ها بوده و طبق آزمون مقایسه نسبتها، پاسخها در دو آزمون اختلاف معنی‌داری نشان نمی‌داد. بخش سوم پرسشنامه نیز در برگیرنده مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر (DAS) شامل یک پرسشنامه خود سنجی است که از 32 سئوال تشکیل شده و برداشت‌های ذهنی افراد را در مورد سازگاری زناشویی بدست می‌آورد. نمرات این پرسشنامه از0 تا 151 متغیر است که کسب نمرات برابر یا بیش از 100 به معنای سازگاری افراد و نمرات کمتر از 100 به معنی وجود مشکلی در روابط زناشویی و عدم سازگاری و تفاهم خانوادگی است. مطالعات مربوط به پایائی و اعتبار مقیاس DAS، همواره مثبت بوده است. در حقیقت اسپانیر (1976) ضریب همسانی درونی 96 درصد و ملاک اعتبار بالایی را برای این مقیاس گزارش کرد. برنشتاین (1989) در همه جا استفاده از این مقیاس را توصیه کرده است. زیرا پایه‌های روانسنجی آن در مقایسه با سایر مقیاسها، بسیار پیشرفته است (22).

برای تجزیه و تحلیل داده‌های این پژوهش و کلیه محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شده و برای تعیین همبستگی متغیرهای پژوهش با متغیرهای کمی از ضریب همبستگی پیرسون و برای مقایسه ویژگی‌های افراد بر حسب خصوصیات کمی از آزمون آنالیز واریانس و آزمون t مستقل استفاده شد. در نهایت با استفاده از آنالیز رگرسیون چندگانه از بین عوامل مرتبط، متغیرهای دارای بیشترین ارتباط با تنیدگی ناشی از ناباروری و سازگاری زناشویی مشخص گردید.

نتایج

خلاصه نتایج آزمون‌های آماری در مورد مقایسه استرس ناشی از ناباروری و سازگاری زناشویی زنان مورد پژوهش بر حسب متغیرهای مداخله‌گر در جداول 4 و 5 آمده است.

استرس ناشی از ناباروی: یافته‌های فوق نشان می‌دهد که هیچ کدام از نمونه‌های مورد پژوهش در طی مراحل تشخیص و درمان ناباروری، بدون تنیدگی (استرس) نبوده‌اند و این در حالی است که 87 درصد از نمونه‌ها، تنیدگی استرس متوسط تا بسیار شدید را در این رابطه تجربه‌ کرده‌اند (نمودار 1) میانگین نمره تنیدگی کل نمونه‌های مورد پژوهش 36/2 و انحراف معیار آن 65/0 می‌باشد.

از میان متغیرهای مختلف، مقایسه شدت استرس ناشی از ناباروری نمونه‌ها برحسب ترکیب خانواده، نشان می‌دهد که بیش از نیمی (7/55 درصد) از زنان مورد پژوهش که با والدین همسر خود زندگی می‌کنند، دچار تنیدگی شدید یا بسیار شدید هستند، در حالی که این درصد در گروهی که فقط با همسر خود زندگی می‌کنند، 39 درصد است. مقایسه میانگینها نیز نشان می‌دهد که نمره استرس گروه اخیر، کمتر از گروهی است که والدین همسر را نیز در کنار خود دارند (005/0p< و 84/2-=t) تقسیم‌بندی نمونه‌های مورد پژوهش بر حسب دو متغیر مدت آگاهی از مشکل ناباروری و مدت درمان در چهار گروه (کمتر از دو سال، دو تا پنج سال، پنج تا ده سال و بیش از ده سال) و مقایسه آنها نشان می‌دهد که مدت درمان، اثر بیشتری بر استرس تجربه شده توسط نمونه‌ها داشته است هر چند که افزایش هر کدام از این متغیرها، موجب افزایش تنیدگی ناشی از ناباروی در نمونه‌ها شده است. تنها مدت زمان ارتباط معنی‌داری را با تنیدگی (استرس) ناشی از ناباروری در زنان مورد پژوهش نشان داده است (05/0p< و 018/0=r).

مشکلات اقتصادی نیز از دیگر متغیرهایی است که ارتباط معنی‌داری با استرس تجربه شده توسط نمونه‌ها نشان داده است (00001/0p< 195 و 4=df85/3=F) بطوریکه 70% از نمونه‌هایی که همیشه از مشکلات اقتصادی رنج می‌برده‌اند، استرس شدید و بسیار شدید را در اثر ناباروری تجربه کرده‌اند. در میان متغیرهایی چون سابقه حاملگی ناموفق، استفاده از تکنیک‌های باروری، تعداد حاملگی‌ها و سیکل‌های درمانی، تعداد حاملگی‌های ناموفق تنها متغیری بود که براساس تست‌های آماری بر تنیدگی افراد مورد پژوهش، مؤثر شناخته شد (02/0p< و 3=df، 43/3=F).

در مورد عامل ناباروری نیز، پژوهش حاضر، علیرغم اذعان به بیشتر بودن میانگین نمره استرس افراد در گروه نابارور با عامل زنانه، تفاوت معنی‌داری را در استرس افراد بر حسب عامل ناباروری مشاهده نگردید.

در این میان، امید به موفقیت درمان، از متغیرهایی است که ارتباط معنی‌داری بین آن و شدت استرس ناشی از ناباروری بدست آمد (015/0p<، 195 و 4=df، 19/3=F). نتایج این پژوهش حاکی از آن است که با کاهش امید افراد به موفقیت درمان، درصد افراد دچار استرس شدید و بسیار شدید افزایش می‌یابد.

سازگاری زناشویی: بررسی نمرات کسب شده توسط نمونه‌ها از مقیاس سازگاری زناشویی (DAS) نشان می‌د‌هد که نزدیک به نیمی (46 درصد) از زنان مورد پژوهش از سازگاری زناشویی برخوردار نبوده و مشکلاتی را در روابط خود و همسرشان تجربه کرده‌اند (نمودار 2). همچنین کل نمره سازگاری زناشویی نمونه‌ها 16/101 و انحراف معیار آن 53/17 بود.

متغیرهای ترکیب خانواده تأثیر چندانی در میانگین نمرات سازگاری زناشویی افراد مورد پژوهش نداشت هرچند بررسی نتایج نشان می‌دهد که نمره سازگاری افرادی که علاوه بر همسر، والدین وی را نیز در کنار خود داشته‌اند، اندکی کمتر است.

هر دو متغیر مدت آگاهی از مشکل ناباروری و مدت درمان، ارتباط معنی‌داری با سازگاری زناشویی افراد پژوهش نشان می‌دهد بترتیب (016/0p< 196 و 3=df، 29/5=F) و (0045/0p< 196 و 3=df، 49/4=F) و ضریب همبستگی سازگاری زناشویی و مدت آگاهی از مشکل ناباروری و مدت درمان در میان افراد مورد پژوهش بترتیب 29/0- و 28/0- بوده که از نظر آماری معنی‌دار است.

آزمون آنالیز واریانس مؤید آنست که تفاوت مشاهده شده در نمرات سازگاری زناشویی بر حسب مشکلات اقتصادی برای تأمین هزینه‌های درمان نیز معنی‌دار می‌باشد (005/0p< و 4=df، 85/3F=) در نتیجه کسانی که همیشه مشکلات اقتصادی را در مراحل تشخیص و درمان ناباروری تجربه کرده بودند، بیشترین درصد افراد ناسازگار (2/68درصد) را تشکیل می‌دهند.

از میان متغیرهایی چون سابقه حاملگی ناموفق، استفاده از تکنیک‌های باروری، دفعات حاملگی، تنها سابقه حاملگی ناموفق، ارتباط معنی‌داری با سازگاری زناشویی افراد مورد پژوهش نشان می‌دهد. (005/0p< 86/2-=t) درصد افراد ناسازگار در گروهی بیشتر است که این تجربه ناموفق را داشته‌اند در مورد عامل ناباروری نیز آزمون آنالیز واریانس تفاوت معنی‌داری را در میانگین نمره سازگاری زناشویی نمونه‌ها بر حسب این متغیر نشان نمی‌دهد. امید به موفقیت درمان نیز، از متغیرهایی است که رابطه معنی‌داری با سازگاری زناشویی افراد مورد پژوهش نشان می‌دهد اما کمترین نمره سازگاری زناشویی را کسانی کسب کرده‌اند که اصلاً امیدی به موفقیت درمان نداشتند.

استرس ناشی از ناباروری و زندگی زناشویی: سازگاری زناشویی نمونه‌ها بر حسب شدت استرس آنها در اثر ناباروری متغیر می‌باشد و بیشترین میزان سازگاری زناشویی (6/84درصد) در گروهی مشاهده می‌شود که دارای استرس خفیف می‌باشند. آزمون آنالیز واریانس نیز نشان می‌دهد که تفاوت موجود در میانگین نمرات سازگاری افراد بر حسب استرس آنها، معنی‌دار می‌باشد (0005/0p< 196 و 3=df، 38/7=F) همچنین ضریب همبستگی بین سازگاری زناشویی و استرس ناشی از ناباروری نمونه‌ها، 39/0- می‌باشد (001/0p<).

نتایج آزمون آنالیز رگرسیون چندگانه نشان می‌دهد که استرس ناشی از ناباروری در میان نمونه‌ها با متغیرهای مشکلات اقتصادی، ترکیب خانواده، امید به موفقیت درمان و مدت زمان آگاهی ناباروری بیشترین همبستگی را دارد. نتایج این آزمون در مورد سازگاری افراد نمونه نیز مؤید آنست که نمره سازگاری زناشویی آنها با متغیرهای مدت آگاهی از ناباروری و سابقه حاملگی ناموفق بیشترین همبستگی را دارا می‌باشد.

بحث

پیش از بحث و تفسیر نتایج، باید به این نکته اشاره کرد که هر چند زنان شرکت کننده در این پژوهش، نماینده تمام زنان نابارور ایرانی نمی‌باشند، ولی می‌توانند نمونه‌ای از جامعه زنان ناباروری باشند که در تمام سطح ایران، برای درمان ناباروری خود به 20 مرکز مجهز موجود، مراجعه‌ می‌کنند، در این پژوهش 67 درصد شرکت‌کنندگان ساکن اصفهان و بقیه ساکن نقاط مختلف ایران بوده و طبقات مختلف اجتماعی را شامل می‌شدند و بنابراین تعمیم نتایج به زنان نابارور ایرانی، البته به صورت محتاطانه، ممکن به نظر می‌رسد.

هدف اول از انجام این پژوهش، بررسی استرس ناشی از ناباروری و تعیین ارتباط آن با متغیرهای مختلف بوده است. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که تمام شرکت کنندگان درجاتی از استرس ناشی از ناباروری را تجربه کرده‌اند و این نکته، تأییدی است بر یافته‌های سایر پژوهشگران که ناباروری و مراحل تشخیص و درمان آنرا، منبعی برای بحران و استرس می‌دانند (14،15،22،23).

در میان استرسورها و عوامل تنش‌زا، بترتیب نیمه دوم سیکل ماهانه و آغاز هر پریود و در میان استرسورهای مربوطه به مراحل تشخیص و درمان ناباروری، دریافت نتایج آزمایشها، بیشترین میانگین نمره را به خود اختصاص داده‌اند و این نکته، ضمن تأیید یافته‌های سایر پژوهشگران (22،24،25) در مورد استرس‌زا بودن آغاز هر پریود و نیمه دوم هر سیکل، بازگو کننده استرس افراد در موقعیت‌های ناشناخته و فشار روانی حاصل از طبیعت مراحل تشخیص و درمان ناباروری می‌باشد.

مقایسه شدت استرس نمونه‌های مورد پژوهش بر حسب ترکیب خانواده، درصد قابل ملاحظه‌ای از افراد دچار استرس شدید یا بسیار شدید در میان کسانی که با والدین همسر زندگی می‌کنند نیز مهر تأییدی است بر تفاوت واکنش زنان نابارور ایرانی با سایر جوامع که موجب شده است بترتیب 5/65 درصد و 62 درصد از آنان، استرس قابل ملاحظه‌ای را در اثر طرح این مشکل در میان اطرافیان و در نتیجه فشار اعضای خانواده همسر برای بچه‌دار شدن گزارش کنند. این نکته یافته‌های چیبا (18) را در مورد تأثیر ترکیب خانواده بر واکنش‌های روانی افراد تأیید می‌کند.

اختلاف میانگین مدت درمان و مدت آگاهی از مشکل ناباروری و تأثیر ناهمگون آنها بر شدت استرس ناشی از ناباروری، در نمونه‌های مورد پژوهش نیز مؤید تأکید گریل (4) بر لزوم بررسی این دو متغیر به صورت جداگانه می‌باشد. هر چند افزایش این دو، هر کدام به نوعی موجب شدت یافتن استرس افراد مورد مطالعه شده است تنها مدت درمان همبستگی معنی‌داری با شدت استرس ناشی از ناباروری، نشان داده است و این نکته، نشاندهنده تأثیر شدید مراحل تشخیص و درمان ناباروری بر روان بیماران بوده و یافته‌های کریگ (27) و کورپاتریک (28) را تأیید کرده و با نتایج پژوهش دانی لوک (8) که کاهش استرس بیماران را در نتیجه گذشت زمان، مورد تأکید قرار داده است، در تناقض است.

مراحل تشخیص و درمان ناباروری، اغلب گرانقیمت بوده و مستلزم صرف هزینه‌های بسیار می‌باشد که با توجه به عدم پوشش این درمانها توسط خدمات بیمه در کشور ما، مشکلات اقتصادی، منبعی برای استرس افراد نابارور به شمار می‌رود. یافته‌های این پژوهش نیز، مؤید نتایج پژوهش‌هایی است که تعداد تستها و قیمت و هزینه درمانها را از عوامل مؤثر بر بروز استرس زوج‌های نابارور می‌دانند (5،9،13).

بخش دیگری از نتایج این پژوهش به بررسی ارتباط سابقه حاملگی ناموفق، استفاده از تکنیک‌های باروری، تعداد حاملگیها و سیکل‌های درمانی موبوطه می‌باشد. در این میان، تعداد حاملگی‌های ناموفق، تنها متغیری است که براساس تست‌های آماری بر استرس افراد مورد پژوهش، مؤثر شناخته شده، با این حال افزایش میانگین نمره استرس در شرکت کنندگانی که سابقه حاملگی ناموفق داشته و یا از تکنیک‌های باروری بهره برده‌اند. تأییدی است بر یافته‌های پژوهشگرانی که سقط و شکست درمانها را از عوامل موثر در افزایش استرس تجربه شده توسط افراد می‌دانند (5،10،11،14). اگر چه به نظر می‌رسد برای دریافت نتایج بهتر و بررسی دقیقتر رابطه این متغیرها با استرس ناشی از ناباروری باید پژوهش را در شرایطی تکرار کرد که تعداد افراد موجود در هر گروه بیشتر باشند.

عامل ناباروری و تأثیر آن بر واکنش روانی افراد مورد مطالعه نیز، همواره از موضوعات مورد علاقه پژوهشگران بوده و نتایج پژوهش حاضر، تفاوت معنی‌داری را در استرس افراد بر حسب عامل ناباروری، نشان نمی‌دهد. این نکته تأییدی است بر ادعای پژوهشگرانی که استرس زنان بارور را با عامل ناباروری، بی‌ارتباط دانسته و معتقدند که زنان در هر صورت، استرس زیادی را در اثر ناباروری تجربه می‌کنند (7،9،14).

امید به موفقیت درمان نیز از متغیرهایی است که در این پژوهش، ارتباط معنی‌داری بین آن و شدت استرس ناشی از ناباروری بدست آمده است. این نتیجه، مشابه یافته‌های ابی (9) و کولین (22) بوده که امید به موفقیت درمانها را از متغیرهای مؤثر بر شدت استرس ناشی از ناباروری دانسته‌اند.

هدف دوم از انجام این پژوهش، بررسی سازگاری زناشویی افراد مورد مطالعه و ارتباط آن با تعدادی از متغیرها می‌باشد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که میانگین نمره سازگاری افراد مورد پژوهش نسبت به میانگین نمرات کسب شده توسط زنان کانادایی از مقیاس DAS در دو پژوهش رایت (29) و بنازون (14) بسیار پایینتر است (بترتیب 34/1482/121 و 49/159/119) این یافته‌ها، ضمن تأیید اختلاف جامعه زنان نابارور ایرانی با سایر جوامع، نشاندهنده تأثیر ناباروری بر روابط زناشویی زنان بوده و یافته‌های سایر پژوهشگران را تأیید می‌کند (30،31).

درآمد و توانایی مالی نیز از متغیرهایی است که بر روابط زناشویی افراد، تأثیر ویژه‌ای دارد و در حالیکه امکانات مالی مطلوب احتمال اصطکاک میان زن و شوهر را کاهش می‌دهد، مشکلات اقتصادی می‌تواند روابط زوجها را متزلزل سازد که این نکته، توسط یافته‌های پژوهش اخیر نیز تأیید می‌گردد. کسانی که همیشه مشکلات اقتصادی را در مراحل تشخیص و درمان ناباروری تجربه کرده بودند، بیشترین درصد افراد ناسازگار را شامل می‌شدند. بیشترین درصد افراد ناسازگار را شامل می‌شدند. از سوی دیگر وجود والدین همسر در کنار زوج نابارور و تأکید آنها بر مسأله ناباروری، می‌تواند بر واکنش روانی و سازگاری زن تأثیر داشته و در این پژوهش نیز، هر چند رابطه معنی‌داری بین ترکیب خانواده و سازگاری زناشویی زنان مورد پژوهش به دست نیامد، اما نمره سازگاری زناشویی افرادی که با والدین همسر زندگی می‌کردند اندکی کمتر می‌باشد که البته این ارتباط را باید با در نظر گرفتن عامل ناباروری و فشار خانواده همسر برای بچه‌دار شدن، مورد ارزیابی مجدد قرار داد.

مقایسه سازگاری زناشویی افراد مورد پژوهش بر حسب مدت آگاهی از مشکل ناباروری و مدت درمان، نشان می‌دهد که افزایش این دو متغیر موجب کاهش سازگاری زناشویی نمونه‌ها گردیده، به عبارت دیگر با گذشت زمان از اولین مرحله تشخیص و درمان ناباروری بتدریج نمرات سازگاری افراد کاهش یافته است و این نکته یافته‌های اسلاید (32) و ساندلوسکی (16) را تأیید می‌کند، که معتقدند گذشت زمان، موجب تخریب روابط زناشویی زوج‌های نابارور می‌شود ولی با یافته‌های دانی لوک (8) در تناقض است که معتقد است شرکت در مراحل تشخیص و درمان ناباروری موجب نزدیکتر شدن زوجها به یکدیگر می‌شود.

از میان متغیرهایی چون سابقه حاملگی ناموفق، استفاده از تکنیک‌های باروری، دفعات حاملگی و استفاده از تکنیک‌های باروری، تنها سابقه حاملگی ناموفق، ارتباط معنی‌داری با سازگاری زناشویی افراد مورد پژوهش داشته است و درصد افراد ناسازگار در گروه دارای تجربه ناموفق بیشتر است. این یافته، تا حدودی با نتیجه پژوهش بنازون (14) متفاوت است زیرا او معتقد بود که نتیجه درمان بر سازگاری زناشویی زوج مؤثر می‌باشد. پژوهشی بر روی 165 زوج کانادایی، نتوانسته است رابطه معنی‌داری را بین نتیجه درمان و سازگاری زناشویی زنان به دست آورد. در نتیجه شکست یا موفقیت درمان آنها می‌تواند بر سازگاری زناشویی افراد مؤثر بوده و تا حدودی آنرا کاهش دهد.

ارتباط عامل ناباروری با سازگاری زناشویی افراد مورد مطالعه نیز از مواردی است که در این مطالعه، مورد بررسی قرار گرفته و نتایج نشان می‌دهد، علیرغم زیاد بودن افراد دچار ناسازگاری در گروهی که از ناباروری با عامل مردانه رنج می‌برند، ارتباط معنی‌داری بین این متغیر و سازگاری زناشویی نمونه‌ها، بدست نیامده است. این نتایج تا حدودی با یافته‌های ادلمن در تناقض است زیرا معتقد است ناباروری با عامل زنانه موجب کاهش سازگاری زناشویی بیماران می‌شود (15).

امید به موفقیت درمان نیز از متغیرهایی است که ارتباط آن با سازگاری زناشویی افراد نابارور، مورد بررسی قرار گرفته و در این میان رابطه معنی‌داری بدست نیامده است. اما کمترین نمره سازگاری را کسانی کسب کرده‌اند که اصلاً امیدی به موفقیت درمان نداشته‌اند. این نکته تأکید ابی (9) را بر امید دادن به بیماران نابارور، تأیید می‌نماید.

هدف سوم از این پژوهش بررسی ارتباط سازگاری زناشویی و استرس ناشی از ناباروری در میان نمونه‌ها، بوده است. وجود رابطه‌ای مشخص بین این دو متغیر، (001/0p< و 39/0-=r) فرضیه تحقیق را مورد تأیید قرار می‌دهد. ضمن آنکه این یافته به نظریه نبازون (14) در مورد اثر کاهنده استرس ناشی از ناباروری در سازگاری زناشویی افراد، همجهت بوده و نظریه اندریوس (19) را در مورد تأثیر مستقیم استرس زنان نابارور بر عملکرد زناشویی آنها نیز تأیید می‌نماید. به عبارت دیگر، هر چه افراد، استرس بیشتری را در اثر ناباروری ترجبه کنند، سازگاری و عملکرد زناشویی آنها با اختلالات بیشتری مواجه می‌شود.

با این حال ذکر این نکته ضروری است که در پژوهش حاضر استرس و سازگاری زناشویی زنان مورد پژوهش در مقطع خاصی از زمان، مورد بررسی قرار گرفته است. حال آنکه این نتایج نشان می‌دهد که متغیر زمان تأثیر بسزایی در واکنش روانی افراد مورد مطالعه دارد. همچنین در این پژوهش تنها میزان تنیدگی و سازگاری زناشویی زنان نابارور مورد بررسی قرار گرفته است. در حالیکه مقایسه میانگین نمرات این بیماران با سایر زنان جامعه ایرانی، می‌تواند میزان تأثیر ناباروری بر زندگی افراد را بهتر مشخص سازد. بنابراین انجام پژوهش‌های مقایسه‌ای با دو گروه مورد و شاهد و نیز انجام پژوهش‌های طولی با نمونه‌های بیشتر در این زمینه می‌تواند موضوعی برای پژوهش‌های بعدی باشد. نهایتاً اینکه نتایج این مطالعه گویای آنست که افزایش استرس ناشی از ناباروری موجب بروز اختلالاتی در روابط زناشویی و کاهش رضایت از زندگی در زنان می‌گردد. بنابراین در نظر گرفتن متغیرهایی چون ترکیب خانواده، مشکلات اقتصادی، مدت درمان و سابقه درمانها، که به افزایش این اختلالات منجر می‌شوند در طی مشاوره‌هایی که پیش از آغاز مراحل درمانی شروع شده و در طی مدت درمان این زوجها ادامه می‌یابد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد.

تشکر و قدردانی

با سپاس فراوان، از زحمات مسئولین و کارکنان محترم مرکز درمان ناباروری اصفهان بویژه از آقایان دکتر احمدی، دکتر نصر و نیز جناب آقای ابطحی کمال تشکر و قدردانی بعمل می‌آید.

  1. Tschodin Verena. Conselling for loss and Beravement. Sage publication. First Edition. 1997; pp:64-6
  2. Berek J.S., Adashi E.Y., Hillard P.A. Novak’s Gynecology, 12th Edition. 1996; pp: 475-6
  3. Schmidt lone. Infertile couple’s assessment of infertility treatment. Acta Obs Gyn Scand. 1998; 77:649-53
  4. Greil A.L. Infertility and psychological Distress: a critical review of the literatures. Soc Sci Med. 1997; 45(11):1679-704
  5. Beutel M., Kupfer J., Kirchmayer P., et al. Treatement- related stresses and depression in Couples undergoing assisted reproductive treatment by IVF of ICSI. Andrologia. 1999; 1:27-35
  6. Conolly K., Edelmann R., Cook I. Distress and marital problems associated with infertility. Reprod Infant Psychol. 1987; 5:49-54
  7. Nachtigall R.D., Becher G., Wozney M. The effects of gender-specific diagnosis on men’s and women’s response to infertility. Fertil Steril. 1992; 57(1):113-21
  8. Daniluk J.C. Infertility: interpersonal and intrapersonal impact. Fertil Steril. 1988; 49:982-90.
  9. Thiering P., Beaurepaire J., Jones M., et al. Mood state as a predictor of treatment outcome after IVF/ET. J Psychosom Res. 1993; 37:481-91
  10. Beaurepaire J., Jones M., Thiring P., et al. Psychosocial adjusment to infertility and it’s treatment male and female responses at different stages of IVF/ET treatment. J Psychosom Res. 1994; 38:229-40
  11. Botvin J., Takefman J.E., Stress level across stages of IVF in subsequently pregnant and nonpregnant women. Fertil Steril. 1995; 68: 802-10
  12. Mahmoodi A. Comparative study of anxiety in infertile men and women from their own viewpoints referred to infertility treatment centers in Tehran. MSc thesis of Community health nursing, Faculty of Nursing and Midwifery, Iran University of Medical Sciences. 1993. 94 p.
  13. Benazon N., wright J., Sabourin S. Stress, sexual satisfaction and Marital adjusment in infertile couples. J Sex Marit Ther. 1992; 18:273-84
  14. Edelmenn R.J. Humphery M., Owens D.J. The meaning of parenthood and Couple’s reaction to male infertility. Br J Med Psychol. 1994; 67:291-9
  15. Sandelowski M.H., Davis D. Living the life explanation of infertility. Soc Health Hlness. 1990;12:195-215
  16. Mohajeri H, Saremi A. Stress and IVF. J Drug Therap. 1991;8(16):14-6.
  17. Chiba H. Stress of female infertility: Relations to length of treatment. Obs Gyn Invest. 1997;43: 171-7
  18. Andrews F.M., Abbey A., Halman L.J. Is fertility problem stress different? The dynamics of stress in fertile and infertile couples. Fertil Steril. 1992; 57:1247-53
  19. Kemman E., Cheron C., Bachman G. Good luck rites in cotemporary infertility. Reprod Med. 1998; 43 (3):196-8
  20. Seram M. Infertility, sterility, for families. Tehran: Amir kabir; 1990. p. 17.
  21. Bernstein Ph, Bernstein MT. Recognition and treatment of marital conflict (marital therapy). 1st ed. Sohrabi H, translator. Tehran: Rasa; p. 78-80.
  22. Coolins A., Freeman E.W., Boxer A.S. et al. Perceptions of infertility and treatment stress in females as compared with males entering IVF treatment. Fertil Steril. 1992; 54:350-6
  23. Becker G. Metaphors in disrupted lives: Infertility and cultural Constructions of Continunity. Med Anthropol Quarterly. 1994;8:383-410
  24. Downey J., Husami N., Yingling S., et al. Mood disorders, Psychiatric symptoms, and distress in women presenting for infertility evaluation. Fertil Steril. 1989, 52(3):425-423
  25. Davis D., Derman J. Coping strategies of infertile women. Obs Gyn Neonatal Nursing. 1991;20(3):221-8
  26. Craing S.A. Medical model for infertility Counseling. Aus Fam Physician. 1990; 19:491-501
  27. Koropatricks., Daniluk J., Pattinson H.A. Infertility: a transition. Fertil Steril. 1993; 59:163-71
  28. Wright J. Psychosocial distrcss and infertility. Men and women respond differently . Feritl Steril. 1991; 55:100-8
  29. Hirsch A.M., Hirsch S.M. The effect of infertility on marriage and self canept. Obs Gyn. Neonatal Nursing. 1988; 18:13-20
  30. Pepe M.V., Byrne J. Women’s perceptions of immediate and longterm effects of failed infertility treatment on marital and sexual satisfaction. Family Relations. 1991; 40:303-9
  31. Slade P. A 3 Year follow up of emotinal , marital and sexual functioning in couples who were infertile. Reprod. Infant Psychol. 1992; 10:233-43
  32. Abbey A., Halman L. J., Andrews F.M. Psychosocial treatment and demographic predictors of stress associated with infertility. Fertil Steril. 1992; 57:122-28.