امروزه سرطان دهانه رحم بعنوان یک سرطان قابل پیشگیری مطرح میباشد. زیرا مرحله پیش سرطانی آن طولانی بوده و روشهای غربالگری آن بسهولت در دسترس میباشد بعلاوه درمان ضایعات قبل از تهاجم آن مؤثر و کامل است (1). اما همچنان این سرطان بعنوان اولین علت مرگ و میر بین زنان سراسر جهان بوده (2) و سالانه حدود نیم میلیون زن مبتلا به سرطان مهاجم دهانه رحم در سراسر جهان تشخیص داده میشود (3).
ارائه رایگان روشهای غربالگری برای این سرطان به تنهایی نمیتواند از بروز ضایعات تهاجمی دهانه رحم پیشگیری کند بلکه ارائه آموزش مناسب در زمینه لزوم استفاده از این روشها برای افرادی ضروری میباشد که اعتقاد به لزوم انجام آن نداشته و خود را در معرض ابتلا این سرطان نمیانگارد (4،5). لذا در این شرایط با استفاده از روشهای مشاورهای مناسب، بایستی منجر به تغییر نگرش افراد نسبت به این سرطان گردید.
علیرغم آنکه بدلیل تشخیص و درمان ضایعات مرحله پیش سرطانی شیوع این بیماری در آمریکای شمالی کاهش یافته است، اما هنوز 25% زنان آمریکایی به طور مناسب از روشهای غربالگری این سرطان استفاده نکرده (2) و بطور متوسط سالانه 000/16 مورد جدید سرطان مهاجم دهانه رحم در ایالات متحده امریکا تشخیص داده میشود که منجر به مرگ بیش از 4800 زن در هر سال میشود (6). در کشور ما نیز علیرغم ارائه رایگان تست تشخیصی پاپ اسمیر در مراکز بهداشتی و درمانی، در طی سال 1378 تنها 24% زنان واجد شرایط مناطق تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی تهران تست پاپ اسمیر را انجام دادهاند (7).
از علل مهم عدم انجام تست پاپ اسمیر ترس از ابتلا به سرطان دهانه رحم، دردناک بودن انجام این تست و خجالت از انجام آن میباشد (8) که بایستی با استفاده از بهبود کیفیت ارائه این خدمات و همچنین توجه ویژه به روشهای مشاورهای در جهت رفع این عوامل کوشید.
از آنجائیکه تاکنون مطالعه جامعی در زمینه بررسی وضعیت آگاهی و عملکرد زنان ایرانی در زمینه سرطان دهانه رحم انجام نشده است با انجام این مطالعه و داشتن شناختی مناسب از وضعیت آن در کشورمان، راهکارهای عملی در زمینه ارتقاء عملکرد زنان نسبت به استفاده از روشهای غربالگری این سرطان بدست خواهد آمد.
این مطالعه به روش مقطعی تحلیلی بوده و ابزار گردآوری دادههای آن پرسشنامه طراحی شده توسط محقق بوده است که اعتبار آن از طریق تحلیل محتوا و پایائی آن در پیش آزمون طرح مورد تایید قرار گرفت. نسبت نمونه جمعیت کشور، متشکل از 13325 خانوار شهری و روستایی بودند. اطلاعات مربوط به آگاهی و عملکرد نسبت به سرطان دهانه رحم در زنان 49-20 ساله این خانوارها توسط پرسشگران زن که کارشناس مامایی بوده و آموزش لازم را دیده بود با مصاحبه حضوری گردآوری شد، در مجموع از 10449 زن متأهل 49-20 ساله پرسشگری بعمل آمد.
نمونهگیری بر اساس روش خوشهای و سیستماتیک و هر خوشه شامل 14 خانوار (براساس توان اجرائی هر پرسشگر جمعآوری کننده اطلاعات) بود. چهارچوب نمونهگیری مورد استفاده به استثنای شهر تهران فهرست خانوارهای موجود در معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی هر استان بود و برای شهر تهران که این چهارچوب در اختیار نبود از آدرس محل سکونت زنانی استفاده شد که فرزند اول خود را در یکی از بیمارستانهای تهران در یک روز مشخص بدنیا آورده بودند. آغاز خوشه، خانوار جنب هر یک از آدرسهای تعیین شده از چهارچوب بود. دادههای این طرح با استفاده از نرم افزارهای آماری Spss، EPI Info مورد پردازش قرار گرفت. به منظور بررسی اثر عوامل مورد نظر بر شناخت و عملکرد زنان در زمینه سرطان دهانه رحم از مدل لجستیک چند متغیره استفاده شد. متغیرهای این مدل به شرح ذیل میباشد:
الف: متغیرهای وابسته
1- شناخت سرطان دهانه رحم، این متغیر برای متغیر وابسته عملکرد در زمینه سرطان دهانه رحم، بعنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شد.
2- عملکرد در زمینه سرطان دهانه رحم
ب: متغیرهای مستقل
1- سن، در سه سطح:
الف) 29-20 سال ب) 39-30 سال ج)49-40 سال
2- تحصیلات در چهار سطح:
الف) بیسواد ب) ابتدایی یا راهنمایی ناقص ج) راهنمایی کامل یا دبیرستان ناقص د) دیپلم و بالاتر
3- وضعیت سکونت، در دو گروه:
الف) شهری ب) روستایی
علاوه بر این در بررسی چند متغیره، برای کلیه متغیرها سطح اول هر متغیر بعنوان مرجع آن در نظر گرفته شد و سایر سطوح در مقایسه با آن ارزیابی گردید.
در این مطالعه میانگین سن زنان 4/81/32 سال بود. 22% از آنها سنی کمتر از 25 سال و 9/5% بیش از 44 سال داشتند. 2/31% از زنان مورد مطالعه بیسواد، 4/43% تحصیلاتی درحد ابتدایی یا راهنمایی ناقص 0/11% تحصیلاتی در حد راهنمایی کامل یا دبیرستان ناقص و 4/14% دیپلم یا تحصیلات دانشگاهی داشتند. بطور متوسط این زنان 0/26/2 زایمان داشتند که 7/7% از آنها تا زمان مطالعه زایمانی نداشته و 34% آنها بیش از 4 زایمان داشتند.
از این زنان 0/62% ساکن مناطق شهری و 0/38% در مناطق روستایی سکونت داشتند. 8/60% زنان تحت مطالعه سرطان دهانه رحم را میشناختند و 6/41% زنان تاکنون آزمایش پاپ اسمیر انجام داده بودند، اما حدود 1/21% زنانی که تاکنون پاپ اسمیر انجام داده بودند اظهار داشتند که بیش از دو سال از آخرین آزمایش پاپ اسمیر آنها میگذرد.
براساس یافتههای این مطالعه در جدول 1، 2/61% از زنان گروه سنی 29-20 ساله، 3/62% از گروه سنی 39-30 ساله، سرطان دهانه رحم را میشناختند که این رقم در زنان گروه سنی 49-40 ساله به 1/59% کاهش مییابد. 1/40% زنان گروه سنی 29-20 ساله تاکنون آزمایش پاپ اسمیر انجام داده بودند که این رقم در گروههای سنی 39-30 سال و 49-40 سال به ترتیب به 1/46% و 9/39% کاهش مییابد.
براساس نمودار 1 با افزایش سطح تحصیلات افراد از بیسواد به ابتدایی یا راهنمایی ناقص، درصد افرادی که سرطان دهانه رحم را میشناختند از 5/33% به 3/64% افزایش مییابد. بعلاوه 3/86% افراد با تحصیلات راهنمایی کامل یا دبیرستان ناقص و 3/93% افراد با تحصیلات دیپلم و بالاتر، این سرطان را میشناختند. 7/23% افراد بیسواد تا زمان انجام مطالعه آزمایش پاپ اسمیر را انجام داده بودند که این رقم در افراد با تحصیلات ابتدایی یا راهنمایی ناقص به 1/46% افزایش مییابد. 9/56% افراد با تحصیلات راهنمایی کامل یا دبیرستان ناقص و 2/59% افراد با تحصیلات دیپلم یا دانشگاهی نیز این آزمایش را انجام داده بودند.
نمودارهای 2 و 3 اثر همزمان دو متغیر سن و تحصیلات را بر روی شناخت و عملکرد زنان نسبت به سرطان دهانه رحم نشان میدهند. به منظور بررسی اثر همزمان متغیرهای سن، تحصیلات و محل سکونت بر شناخت و عملکرد زنان نسبت به سرطان دهانه رحم از مدل رگرسیون لجستیک چند متغیره استفاده شده است که بر آورد ضرایب آن در جدول 2 آمده است. براساس این نتایج تحصیلات، سن و محل سکونت افراد بر شناخت آنها در زمینه سرطان دهانه رحم اثر معنیداری داشته و با ارتقاء سن و تحصیلات شناخت افراد از این سرطان افزایش مییابد. بعلاوه ساکنین مناطق شهری شناخت بیشتری از این سرطان دارند. علاوه بر این سطح تحصیلات، محل سکونت و شناخت قبلی از سرطان دهانه رحم بر عملکرد زنان نسبت به انجام آزمایش پاپ اسمیر اثر معنیداری داشته و با افزایش سطح تحصیلات عملکرد زنان ارتقاء مییابد.
بعلاوه در ساکنین مناطق شهری و افرادی که سرطان دهانه رحم را میشناختند احتمال انجام این آزمایش افزایش مییابد. همچنین اثر متقابل تحصیلات و سن، تحصیلات با محل سکونت در بررسی عملکرد زنان نسبت به انجام آزمایش پاپ اسمیر معنیدار بوده ولی چون مقدار آن قابل ملاحظه نبود لذا در مدل منظور نگردید.
براساس یافتههای مطالعه حاضر 8/60% زنان ازدواج کرده کشورمان سرطان دهانه رحم را میشناختند و 6/41% آنان تاکنون حداقل یکبار آزمایش پاپ اسمیر انجام داده بودند. اما در مطالعه Cheek و همکارانش بر روی زنان ویتنامی متولد شده در استرالیا 87% این سرطان را میشناختند بعلاوه 75% زنان در این مطالعه آزمایش پاپ اسمیر انجام داده بودند (9).
Yu-ck و همکارانش نیز گزارش نمودند که 5/80% افراد مورد مطالعه حداقل یکبار آزمایش پاپ اسمیر انجام داده بودند بعلاوه 5/71% این زنان تست را بطور مرتب انجام میدادند (10). اما در مطالعه ما 1/21% زنان از زمان انجام آخرین تست آنها بیش از دو سال میگذشت، لذا به نظر میرسد که آگاهی و عملکرد زنان ما در قیاس با سایر جوامع بسیار کمتر است. Bullec در مطالعه بر روی زنان مکزیکی اظهار میدارد که آموزش دادن صرفاً در افرادی که تاکنون تست پاپ اسمیر را انجام ندادهاند مؤثر بوده، اما به منظور انجام مرتب این آزمایش میبایست با بینش حمایتی و مشاوره صحیح مهارتها و رفتارهای بهداشتی فرد را تقویت نمود (11).
براساس نتایج مطالعه حاضر با افزایش سطح تحصیلات زنان، احتمال شناخت آنان از سرطان دهانه رحم افزایش یافته و عملکرد آنان نسبت به سرطان دهانه رحم بطور تقریباً یکنواخت و به نسبت حدود شناخت در گروههای مختلف تحصیلاتی افزایش مییابد.
با توجه به شیوع بیشتر سرطان دهانه رحم در سنین بالاتر، بایستی با افزایش سن میزان شناخت افراد از سرطان دهانه رحم افزایش یافته و عملکرد آنها در خصوص استفاده از روشهای غربالگری سرطان دهانه رحم ارتقاء یابد، اما در مطالعه توأم سن و سطح تحصیلات بر روی متغیرهای وابسته فوق (شناخت و عملکرد) با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک نشان داد که نه تنها با افزایش سواد شناخت نسبت به سرطان دهانه رحم افزایش مییابد بلکه با افزایش سن نیز تا حدودی این افزایش مشاهده میگردد، این حالت با وارد شدن متغیر تحصیلات در مدل تأثیر سن (اگر چه به صورت خفیف) مشاهده میشود و علت آن شاید ناشی از پایین بودن سطح تحصیلات در افراد با سنین بالاتر باشد. این مطلب در نمودارهای 2 و 3 نشان داده شده است.
اما در بررسی عملکرد نسبت به دهانه رحم، در بررسی مستقیم و نیز بررسی اثر فاکتورهای مختلف با استفاده از مدل رگرسیون لجستیکی در هیچکدام، افزایش سن بر روی انجام تست پاپ اسمیر اثری ندارد بعلاوه اثر تحصیلات بر افزایش عملکرد نسبت به سرطان دهانه رحم بسیار کمتر از تأثیر آن در مورد شناخت این سرطان میباشد. (08/2=odds در مقابل 49/1=odds) شاید دلیل آن وارد شدن خود شناخت بعنوان یک متغیر مستقل در افزایش عملکرد زنان باشد که تا حدود زیادی اثر تحصیلات بر عملکرد این متغیر منعکس میشود.
نتیجهگیری نهائی اینکه با توجه به پایین بودن میزان آگاهی زنان ایرانی در زمینه سرطان دهانه رحم و همچنین عدم استفاده مناسب از روشهای غربالگری این سرطان، ضروری است که با استفاده از وسائل ارتباط جمعی در جهت افزایش آگاهی افراد گام برداشته و همچنین در ارائه خدمات بهداشتی از روشهای نوین مشاورهای سود جست تا منجر به تغییر نگرش افراد گردد. بعلاوه با توجه به نقش عمده بیسوادی در کاهش شناخت و عملکرد افراد نسبت به این سرطان بایستی مسئولین در جهت رفع این معضل اهتمام جدی بعمل آوردند.
از زحمات سرکار خانم دکتر بارورتی که در تنظیم پرسشنامه و تهیه دستورالعمل آن همکاری موثری نمودهاند و از خانمها مهناز حیدری سراج، فریده فراهانی خلج آبادی که در مدیریت اجرایی طرح نقش ارزندهای داشتهاند و مسئولین اجرای طرح در استانها که ما را یاری نمودند. سپاسگزاری و تشکر میگردد.