از دیر باز سقط بعنوان یکی از معضلات مهم پزشکی در جوامع به حساب میآمده است. این معضل در جوامع کم درآمد بیشتر نمایانگر شده و بعنوان یکی از عوامل شکست خانواده به حساب میآید. زیرا مادر خانواده یکی از منابع دخیل در اقتصاد خانواده است که در پی حاملگی و سقط، مدت نسبتاً طولانی نیاز به استراحت داشته و نه تنها درآمدی کسب ننموده بلکه هزینه زیادی را از بابت رسیدگی و مخارج درمانی به خود اختصاص می دهد. از نظر روحی نیز سقط یک ضربه روانی شدید برای خانواده و علی الخصوص مادر به حساب میآید.
از سالها پیش پزشکان به نقش عوامل میکروبی در سقط جنین پی بردهاند و تلاشهای زیادی در این رابطه انجام و به نتایج شایان توجهی دست یافتنهاند. ارتباط سقط با عوامل متعددی از جمله توکسوپلاسما، بروسلا، لیستریامونوسیتوژن، سرخجه، سیفلیس و گاردنرلا با دلایل کاملاً موجه و تحقیقات کاملاً روشنی به اثبات رسیده است (1).
تعدادی از بیماریهای غیر عفونی از جمله اختلالات غددی مانند بیماریهای تیروئید نیز در ایجاد سقط دخیل میباشند (1). در مورد ارتباط اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم با سقط بررسیهای مختلفی انجام گرفته که عمدتاً به صورت گزارشهای موردی مطرح شدهاند (1). یکی از عللی که اظهار نظر در این رابطه را مشکل نموده است درصد قابل توجهی از آلودگی به اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم در خانمهای بالغ میباشد (2).
در یک مطالعه که اورهآپلاسما در دو گروه مورد و شاهد از نظر سروتیپ بررسی گردید، هیچگونه اختلافی بین آنها وجود نداشت (3). در مطالعه دیگری پاتوژنز اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم در سقط زودرس خودبخودی چیزی غیر از التهاب حاد پیشنهاد گردید (4).
در این تحقیق با مراجعه به مطب خصوصی پزشکان کلیه خانمهایی که سقط داشتهاند وجهت ورود به طرح اعلام آمادگی کرده بودند از نظر وجود اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم با گروه شاهد (افراد همخوان شده با گروه مورد از نظر متغیرهای مداخلهگر که فاقد سابقه سقط بودند) مقایسه شدند.
نتایج این تحقیق شاید بتواند روشن کننده نقش اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم در سقط باشد. با توجه به اهمیت موضوع، ارتباط یا عدم ارتباط منطقی هر دو میتواند نقش مهم در هدایت سیستم بهداشتی و درمانی کشور و راهنمای پزشکانی باشد که در این ارتباط بیماران را بررسی مینمایند و در صورت عدم ارتباط موضوع نیز پزشکان مربوطه به پرهیز از درخواست آزمایشات غیر لازم توصیه و زحمات و مخارج آزمایشگاهی کمتری به بیماران تحمیل میگردد.
مواد و روشها:
این بررسی از نوع تحلیلی، موردی - شاهدی بوده که با استفاده از تکنیک مشاهده- مصاحبهای انجام گرفت. برای اجرای این تحقیق، پس از کسب مجوزهای لازم کلیه خانمهای مراجعه کننده به مطب خصوصی پزشکان زنان و زایمان که دچار سقط خودبخودی ( بنا به تشخیص متخصص بیماریهای زنان) شده بودند در صورت اعلام آمادگی جهت ورود به طرح و فقدان متغیرهای مداخلهگر مورد بررسی قرار گرفتند.برای گروه شاهد نیز از میان همان مراجعه کنندگان به مطبهای پزشکان، افرادی که سابقة سقط نداشته، در صورت آمادگی جهت ورود به طرح مورد بررسی قرار گرفتند. از دو گروه فوق نمونه برداری واژن و سرویکس انجام گرفت. فرد انجام دهنده کشت از وضعیت افراد از نظر سقط خودبخودی اطلاعی نداشت. نتایج جمعآوری و به جداول اصلی تجزیه و تحلیل آماری انتقال داده شد و بر اساس آمار تحلیلی و با استفاده از تست آماری Ficher exact test, student t-test وchi square مورد بررسی قرار گرفت.
در آزمایشگاه: برای جدا کردن اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم از محیط کشت Urea broth و Urea Agar استفاده گردید. در محیط Urea broth که حاوی پپتون، نمک، فنل رد (بعنوان اندیکاتور)، آب مقطر، بافر، اوره، سرم اسب، پنیسیلین و لینکومایسین باکتری رشد کرده و باعث تغییر رنگ محیط از قرمز به زرد میشود. این تغییر رنگ به دلیل هیدرولیز اوره توسط باکتری و اسیدی شدن محیط بود که برای این باکتری تست تشخیصی است (6-5).
پس از بررسی و حصول نتایج کشت نمونههای مبتلا به سقط و نمونههای شاهد، برای تائید دقیقتر رشد باکتری از محیطUrea Agar استفاده گردید که یک محیط کشت جامد حاوی اوره میباشد. در این محیط کشت اختصاصی کلنیهای بسیار کوچک اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم پس از چهار تا پنج روز با کمک میکروسکوپ قابل رویت میباشد (6-5).
در این تحقیق 47 نفر زن فاقد سابقه سقط و 41 نفر دارای سابقه سقط جنین مورد بررسی قرار گرفتند. از گروه دارای سابقة سقط جنین 7 نفر به علت داشتن نشانه های آزمایشگاهی از عفونت لیستریایی ( 2 نفر) روبلا (4 نفر) و توکسوپلاسما (1 نفر) از بررسی حذف گردیدند که در نهایت 34 نفر در گروه مورد که همگی فاقد نشانه هایی از درگیری با گاردنرلا، بروسلا، سیفلیس، لیستریا، توکسوپلاسما و روبلا بودند. 47 نفر در گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. جدول 1، توزیع گروههای سنی مختلف را در دو گروه مورد مطالعه نشان میدهد. افراد گروه مورد دارای میانگین سنی 6/43/26 سال و میانگین سنی در گروه شاهد 6/34/23 سال بودند.
بررسی از نظر درگیری واژن و سرویکس با اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم بوسیله کشت مخاط حاصل از این نواحی انجام گردید. جدول 2 نشان میدهد که 35% (12نفر) از گروه مورد و 6% ( 3 نفر) از گروه شاهد از نظر اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم دارای کشت مثبت بودند. با استفاده از آزمون مجذور K مشخص گردید که چنین اختلافی به لحاظ آماری معنیدار میباشد (0001/0p<).
بحث:
بر اساس تحقیق انجام شده، کشت مثبت اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم از واژن خانمهای با سابقه سقط اخیر بمراتب بیشتر از خانمهای بدون سابقه سقط در جامعه میباشد که این اختلاف از لحاظ آماری کاملاً معنیدار میباشد (0001/0p<). این تفاوت در سقطهای مکرر نسبت به سقط منفرد نیز معنیدار میباشد (034/0p<).
نتایج ما با تحقیقات Naessens و همکاران مطابقت دارد (2). در مطالعة Naessens و همکاران در گروه مبتلا به سقط میزان سقط خودبخودی 3/53%، ولی در مطالعه ما 35% کشتهای سرویکس و واژن از نظر اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم مثبت بود. علاوه بر این در مطالعه Naessens و همکاران در گروه مبتلا به سقط مکرر میزان کشت مثبت اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم 5/64% و در مطالعه ما 71% بوده که کاملاً با هم مطابقت دارد. در ارتباط با افراد شاهد مطالعه که میتواند نمادی از شروع اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم در خانمهای سنین باروری باشد در مطالعه اخیر 6% افراد مبتلا بودند، اما در مطالعه Naessens و همکاران این میزان به 6/42% میرسد، که ممکن است اختلاف حاصله به دلایل متفاوتی باشد:
1- کلونیزاسیون اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم با وضعیت اجتماعی – اقتصادی (Socieconomic status) افراد مرتبط است. در یک مطالعه در بوستون میزان کلونیزاسیون اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم در مراجعه کنندگان به کلینیکهای خصوصی زنان 20% در مقایسه با مراجعه کنندگان به بیمارستانهای شهری که 50% بوده است (7). در این مطالعه نیز بیماران ما از سرویس خصوصی انتخاب شده بودند.
2- کلونیزاسیون اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم در بین سیاهپوستان (1) خیلی بیشتر از سفید پوستان بوده است، پس ممکن است عوامل نژادی نیز در آن نقش داشته باشند. افراد مورد مطالعه ما همگی سفید پوست بودهاند.
3- کلونیزاسیون اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم با توجه به تعداد شریکهای جنسی افزایش پیدا میکند (1) که با توجه به فرهنگ جامعه مورد مطالعه ما این نکته نیز میتواند توجیه کننده علت اختلاف در میزان کلونیزاسیون باشد.
4- شیوع بالاتر STD در جامعه مورد مطالعه Naessens (2) و همکاران نیز ممکن است توجیه کنندة اختلاف حاصله در میزان کلونیزاسیون اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم باشد. نتایج آماری مطالعات کشورهای مختلف با مطالعه ما اثبات مینماید اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم در بروز سقط خودبخودی و سقط مکرر میتواند نقش اتیولوژیک داشته باشد.
در مطالعهای که توسطRen و همکاران انجام گرفت (8) انجام PCR روی بافت سقط شده از نظر اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم در 3/33% از موارد سقط خودبخودی مثبت گردیده که این میزان با مطالعه ما (35% بر اساس نتایج کشت) قابل مقایسه میباشد.
در مطالعه دیگر توسطCheng و همکاران (9)، کشت بافتهای سقط شده و موکوس سرویکال تهیه شده در گروه سقط خودبخودی 50% و در گروه خانمهای سالم 10% از نظر اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم مثبت بوده، که قرابت زیادی با نتایج مطالعه ما دارد.
در مطالعه Joste و همکاران ( 4) کشت اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم در گروه سقط خودبخودی زودرس 26% و در گروه سقط انتخابی هیچ مورد مثبتی مشاهده نگردید، در نتیجه بنظر میرسد اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم با رشد جنین تداخل ایجاد کرده و سبب مرگ آن میگردد (2).
ظاهراً عفونت جفت تنها مکانیسم ایجاد آسیب (پاتوژنز) توسط اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم نبوده و احتمالاً عفونت به طور مستقیم باعث مرگ جنین میگردد(2).
Tafari و همکارانش نشان دادند که در 21 نوزاد مرده بدنیا آمده، اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم تنها ارگانیسمی بود که از ریة این نوزادان جدا گردید، به همین دلیل نظریة پنومونیت مادرزادی و تهاجم اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم به جنین از مکانیسمهای مطرح در پاتوژنز بیماری است (10). متاسفانه در تحقیق ما، امکان بررسی جفت و مایع آمینوتیک و جنین از نظر کشت، سرولوژی، PCR و بافت شناسی برای وجود اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم و سایر میکروارگانیسمهای مورد نظر امکان پذیر نبوده است.
یافتههای فوق تائید میکند در سقطهای مکرری که درصد کلونیزاسیون واژن بسیار بالا میباشد احتمالاً بایستی در بخش فوقانی دستگاه و رحم نیز این عامل وجود داشته است.
با توجه به وجود 35% آلودگی به اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم در گروه دارای سقط جنین در افراد مورد مطالعه، در نهایت میتوان توصیه نمود که خانمهای حامله که در معرض خطر سقط جنین، علی الخصوص کسانی که سابقه سقط دارند بایستی از نظر وجود اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم مورد بررسی قرارگرفته تا احتمال خطر سقط خودبخودی کاهش یابد. چه بسا بهتر است این بررسی قبل از حاملگی انجام گیرد. در خانمهای دچار سقط مکرر نیز کشت و پیگیری بررسی از نظر اورهآپلاسما اورهآلیتیکوم و درمان مقتضی راهکاری مناسبی خواهد بود.
از کلیه همکاران آزمایشگاه پاتوبیولوژی مرکزی و آزمایشگاه دانش که در اجرای این طرح با ما همکاری داشتند، تشکر و قدردانی میگردد.