سندرم تخمدان پلیکیستیک یک اختلال هتروژن نسبتاً شایع در سنین باروری بوده و تظاهرات معمول آن شامل الیگومنوره یا آمنوره ، هیرسوتیسم ، آکنه و ناباروری میباشد. عامل اصلی بروز این سندرم شناخته نشده ولی به نظر میرسد هیپرانسولینمی و مقاومت به انسولین نقش مهمی در آن داشته باشد. خصوصیات اصلی افراد مبتلاء شامل هیپرآندروژنیسم و عدم تخمکگذاری مزمن میباشد. درمان ناباروری در این افراد مستلزم استفاده از روشهای تحریک تخمکگذاری با کلومفین سیترات و گنادوتروپینها میباشد. این درمانها دارای عوارض متعددی شامل سندرم تحریک بیش از حد تخمدان بوده که به دلیل بزرگی بیش از حد تخمدان و افزایش نفوذ پذیری عروق و نفوذ مایع غنی از پروتئین، از فضای داخل عروقی به فضای سوم، ایجاد میشود (2ـ1).
یکی از مهمترین فاکتورهای خطر در بروز OHSS، وجود PCOS است. برای این سندرم درمان قطعی وجود نداشته و عوارض متعددی در فرمهای شدید مثل نارسایی کلیه، نارسایی تنفسی و اختلالات ترومبوآمبولیک، میتوانند تهدید کننده حیات بیماران باشند، لذا شناخت افراد در معرض خطر و پیشگیری از بروز این سندرم بهترین اقدام درمانی خواهد بود (3-1).
با توجه به نقش هیپرانسولینمی در بروز هیپرآندروژنیسم و اختلال رشد فولیکولهای تخمدانی در افراد PCOS ، در سالهای اخیر مطالعات متعددی در زمینه اثرات کاهش سطح انسولین با استفاده از داروهای کاهنده قند خون از جمله متفورمین انجام شده و اکثر این مطالعات نشان دادهاند که متفورمین میتواند با از بین بردن مقاومت به انسولین و کاهش سطح انسولین سرم، باعث اصلاح هیپرانسولینمی و کاهش میزان آندروژنهای آزاد ( بخصوص سطح آزاد تستوسترون )، افزایش SHBG ، کاهش LH و در نهایت بهبود وضعیت تخمکگذاری در افراد مبتلا به PCOS گردد (4). به علاوه متفورمین میتواند از طریق کاهش سطح استرادیول سرم و تعداد فولیکولهای تخمدانی با قطر کمتر از mm15 از میزان بروز OHSS و لغو شدن سیکلهای تحریک تخمکگذاری با استفاده از گنادوتروپینها بکاهد (5).
این مطالعه نیز به همین منظور طرحریزی شده تا اثرات متفورمین در میزان بروز OHSS و نتایج حاصل از سیکلهای ART در افراد PCOS را مورد بررسی قرار دهد.
این مطالعه به صورت Randomized clinical trial بر روی100 بیمار کاندید ART مبتلا بهPCOS ، مراجعه کننده به بخش درمان ناباروری بیمارستان دکتر شریعتی شهر تهران انجام گرفت.
در این افراد معیار تشخیص PCOS بر اساس علائم بالینی ( الیگومنوره یا آمنوره، هیرسوتیسم و آکنه )، یافتههای آزمایشگاهی (سطح آندروژن بالای سرم، 2LH/FSH>)، یافتههای سونوگرافی و لاپاروسکوپی به نفع PCOS بود. در بیمارانی که سایر عوامل باعث هیپرآندروژنیسم گردیده بود، از این تحقیق حذف گردیدند. در تمام افراد قبل از شروع درمان سطح FSH، LH، استرادیول، پروژسترون، تستوسترون، TSH و پرولاکتین سرم اندازهگیری شده و برای بررسی وضعیت رحم، لولههای رحمی و تخمدانها، لاپاروسکوپی تشخیصی انجام گرفت. تمام بیماران دارای آزمایشات تیروئیدی و پرولاکتین طبیعی بوده و تمامی افراد دارای سابقه مشکلات کلیوی، کبدی، قلبی، دیابت وتست تحمل گلوکز مختل شده، از مطالعه حذف گردیدند. قبل از تجویز متفورمین تستهای عملکرد کلیه و کبد در بیماران بررسی شد، که نتایج آنها طبیعی بود. برای جلوگیری از بروز اسیدوزلاکتیک به دنبال مصرف متفورمین بررسی عملکرد کلیه و کبد در این افراد مهم میباشد.
بیماران به صورت تصادفی (بر اساس جدول اعداد تصادفی ) به دو گروهA و B تقسیم شده و از روز سوم سیکل قاعدگی پروتکل درمانی زیر برای آنها اعمال گردید:
ـ روزانه یک عدد قرص OCP از نوع LD به مدت 21 روز.
ـ کپسول داکسی سیکلین mg 100، هر 12 ساعت یکبار به مدت 10 روز.
ـ آمپول سوپرفکت ( GnRH agonist ) روزانه g500 (تزریق زیر جلدی) از روز 21 سیکل و ادامه آن با دوز روزانه g250 همزمان با شروع HMG .
ـ در گروه A قرص متفورمین با دوز روزانه mg150 تا زمان تزریق آمپول HCG در سیکل درمانی.
ـ شروع آمپول HMG با دوز روزانه 2-1 آمپول از روز سوم سیکل قاعدگی .
ـ انجام سونوگرافی واژینال و بررسی اندازه فولیکولهای تخمدانی در تاریخهای معین و تغییر دوز HMG بسته به مورد انجام گرفت.
ـ تزریق آمپول HCG، IU10000 بصورت عضلانی، زمانی که اندازه فولیکولها 20 - 18 میلیمتر باشد.
ـ در صورت مثبت بودن حاملگی استفاده از شیاف پروژسترون هر 12 ساعت و ادامه آن تا زمان تشکیل کامل جفت.
بیماران 36 ساعت پس از تزریق HCG جهت جمعآوری تخمک و انجام روشهای ART مناسب (GIFT،ZIFT، IVF ) مراجعه میکردند. بعد از این مرحله به بیماران از نظر بروز علائم OHSS هشدار لازم داده میشد که در صورت بروز علائم OHSS سریعاً به مرکز درمانی مراجعه کنند.
مرحله بندی بر اساس روشGolan و همکاران (6) و علائم بالینی بیماران انجام گرفت (جدول 1). بیماران با علائم خفیف به صورت سرپایی درمان و افراد با علایم متوسط و شدید بستری شده و تحت درمانهای مراقبتی قرار گرفتند تا دوره حاد بیماری سپری شود. 15 روز بعد از انجام روشهایART، سطح سرمی HCG در تمام بیماران اندازهگیری و در صورت مثبت بودن این آزمایش در هفتههای 6-5 حاملگی سونوگرافی واژینال به منظور تعیین وضعیت حاملگی انجام میشد. لازم به ذکر است که دو گروه در تمام پارامترهای تجویزی و درمانی به استثناء مصرف متفورمین مشترک و یکسان بودهاند.
آنالیز آماری: در این بررسی نتایج مربوط به متغییرهای کمی پیوسته به صورت میانگین به همراه انحراف معیار (MSD) بیان شده و به منظور مقایسه دو گروه، بسته به مورد، از آزمونهای Student t-test whitney Rank-sum–mann, و chi-squareاستفاده شده است. مقادیر 05/0P< از نظر آماری معنیدار و قابل قبول میباشند.
در طول مطالعه 10 نفر از بیماران به دلیل عدم رعایت مراحل درمانی و استفاده نادرست از داروها به خصوص متفورمین از مطالعه حذف گردیده و آنالیز آماری بر روی اطلاعات حاصل از90 بیمار (گروه A، 44 نفر و در گروهB ، 46 نفر) انجام شد.
همانطوریکه در جدول 2 مشاهده میشود دو گروه از نظر سن، نمایه توده بدن (BMI ) ، طول مدت ناباروری و سطح هورمونهای سرم قبل از شروع درمان مشابه بوده و اختلاف واضحی بین آنها وجود نداشت. بعد از اتمام دوره درمانی دو گروه از نظر سطح استرادیول سرم در روز تزریق HCG ، تعداد تخمک بدست آمده، تعداد آمپول HMG مصرفی ( دوز روزانه، دوز نهایی و طول مدت تزریق )، نتیجه سیکل درمانی (حاملگی )، درصد بروز و شدت OHSS، تعداد موارد بستری شدن بیمار بدلیلOHSS ، طول مدت بستری و تعداد سیکل لغو شده با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفتند که نتایج در جدول 3 خلاصه شده است. همانطور که در این جدول مشاهده میشود دو گروه از نظر سطح استرادیول سرم در روز تزریق HCG و دوز HMG مصرف شده، درصد بروز و شدت OHSS و تعداد موارد بستری با یکدیگر اختلاف معنیداری داشته ولی از نظر تعداد تخمک، طول مدت درمان با HMG و نتیجه سیکل (حاملگی) تفاوت بارزی با یکدیگر ندارند. در نهایت در گروه A ، 1 مورد (3/2%) و در گروه B ، 5 مورد (11%) به دلیل سطح بالای استرادیول سرم (pg/ml4000 E2 >) و تعداد زیاد فولیکولهای تخمدانی، سیکلART لغو گردیده و آمپول HCG تزریق نشد. لازم به ذکر است طول مدت بستری بیماران OHSS نیز به طور متوسط در دو گروه مشابه و 5-4 روز بود.
همانطور که قبلاً ذکر شد یکی از اختلالات شایع در افراد PCOS وجود مقاومت به انسولین و هیپرانسولینمی است. انسولین از طریق افزایش سنتز آندروژنهای آدرنال و تخمدانی و کاهش تولید SHBG توسط کبد، باعث افزایش سطح آندروژنهای آزاد سرم شده، در نتیجه مانع رشد مناسب فولیکولهای تخمدانی میگردد (1).
در سالهای اخیر مطالعات متعددی در زمینه اثرات کاهش سطح انسولین با استفاده از داروهایی مانند متفورمین در افراد PCOS انجام شده است (8 ،6-4). این مطالعات نشانگر کاهش سطح آندوژنهای سرم، سطح LH و نسبت LH/FSH و افزایش SHBG بودهاند (9،5). به علاوه در این افراد وضعیت سیکلهای قاعدگی با تخمکگذاری طبیعی یا بدنبال مصرف کلومفین بهبود واضحی را نشان داده است (10–9،5 ). این اثر در سیکلهای تحریک تخمکگذاری با گنادوتروپینها نیز بررسی گردید که نتایج درمانی و درصد حاملگی در این شرایط بهبود یافته و عوارض جانبی مثل بروز OHSS و لغو شدن سیکلهای درمانی کاهش مییابد (8 ،5).
در یک بررسی دیگر محققین بر روی افراد PCOS مشاهده کردند این افراد با مقاومت به انسولین و هیپرانسولینمی میزان تولید استرادیول تخمدانی بدنبال تحریک تخمکگذاری و تعداد فولیکوهای تخمدانی بیشتر از افرادPCOS بدون هیپرانسولینمی است و این افراد بیشتر در معرض خطر بروز OHSSمیباشند (11).
مطالعه فوق بر این اساس طرحریزی و اجرا شد و نتایج بدست آمده از این بررسی نیز نشان دهندة اثرات مثبت متفورمین در بهبود پاسخ تخمدانی به گنادوتروپینها، کاهش سطح استرادیول سرم و تعداد فولیکولهای تخمدانی بوده و از میزان بروز و شدت OHSS و لغو شدن سیکلهای درمانی کاسته شده است. لازم به ذکر است که طبق بررسیهای انجام شده متفورمین فاقد اثرات تراتوژنیک بوده و بدلیل عوارض جانبی محدود و عدم ایجاد علائم هیپوگلسیمی در افراد غیر دیابتی به راحتی توسط بیماران قابل استفاده میباشد (12).
در این مطالعه، بیماران از نظر سن و BMI محدودیتی نداشته و مقاومت به انسولین در آنان بررسی نشده است. بنابراین می توان نتایج بدست آمده را به کل افراد PCOS تعمیم داد. البته توصیه میشود در این زمینه مطالعات بیشتری به صورت دوسوکور (Double Blind ) بر روی حجم نمونه بیشتری انجام شود که در آن صورت نتایج بدست آمده بیشتر قابل استناد خواهد بود.
از آقای دکتر حجت ا.. سعیدی و خانم دکتر افسانه خادمی و پرسنل زحمتکش بخش درمان ناباروری بیمارستان دکتر شریعتی به خاطر همکاری صمیمانه با مجریان در تمامی طول اجرای طرح، تشکر و قدردانی میگردد.