سندرم تخمدان پلی کیستیک شایع ترین علت بینظمی قاعدگی و ناباروری ناشی از عدم تخمکگذاری در سنین باروری است(1) و علت ناباروری این زنان میباشد(2). تخمدان پلیکیستیک نمایانگر وضعیت عدم تخمکگذاری مزمن بوده و معمولاً با کاهش تخمکگذاری هیرسوتیسم و ناباروری تظاهر میکند(3). ناباروری با علل ناشناخته به مواردی اطلاق میشود که تمامی بررسیهای کلینیکی استاندارد ناباروری، نتایج طبیعی داشته باشند. در مورد 15-10 درصد زوجهای نابارور نهایتاً این تشخیص داده میشود (4). داروی آنتی استروژن کلومیفن سیترات، بعلت قیمت ارزان، سهولت تجویز و نداشتن عوارض جانبی قابل توجه، در موارد فوق اولین انتخاب درمانی محسوب میشود (6-5). تقریباً 80-70 درصد زنان دارای مشکل با این دارو تخمکگذاری میکنند (9-7) و 50-40 درصد این موارد نیز باردار میشوند (9،7). استفاده از روش درمانی IUI با از میان برداشتن سد سرویکال و افزایش تعداد اسپرمهای متحرک، در داخل رحم و لولهها، میزان باروری را افزایش میدهد (10) ولی تعیین زمان تزریق اسپرمها، بعلت محدود بودن مدت زمان قابلیت باروری اسپرمها و اووسیت، از اهمیت زیادی برخوردار است(11). به این منظور، در بیماران تحت درمان با کلومیفن سیترات دنبال نمودن رشد فولیکول با اولتراسونوگرافی واژینال یا بررسی پیک LH ادرار انجام میشود (12). هر چند این روشها وقتگیر و پر هزینه در موارد تحریک تخمکگذاری با کلومیفن منطقی است یا خیر؟ (13). در برخی مطالعات افزایشی در میزان حاملگی با استفاده از این روشهای پرهزینه دیده نشده است (13)، مضافاً به اینکه رهایی اووسیت در طیف زمانی وسیعی بعد از پیک LH یا تزریق HCG اتفاق میافتد (14) و این مسئله اهمیت پیگیری دقیق رشد فولیکول را زیر سؤال میبرد. بعلاوه در بسیاری از مناطق کشور استفاده از اولتراسونوگرافی واژینال یا کیتهای LH ادرار با محدودیتهایی مواجه است. در این مطالعه گروهی از زنان مبتلا به عدم تخمکگذاری و ناباروری با علل ناشناخته تحت تحریک تخمکگذاری با کلومیفن سیترات قرار گرفتند و پیگیری روند رشد فولیکول توسط اولتراسونوگرافی واژینال انجام شد. مدت زمانی که طول میکشد تا فولیکول به قطر بیش از 18 میلیمتر برسد (زمان رسیدن به فولیکول بالغ) تعیین گردید تا در بیماران مشابه که تحت تحریک تخمکگذاری با کلومیفن قرار میگیرند و امکان پیگیری روند رشد فولیکول با اولتراسوند یا بررسی پیک LH وجود ندارد، بر اساس زمان بدست آمده از این مطالعه بتوان ادامه درمان را برنامهریزی کرد.
مواد و روشها:
گروه مورد مطالعه 170 نفر از زنان نابارور مراجعه کننده به پژوهشکده رویان از تیرماه 1378 تا مرداد 1380 میباشند. این افراد بعلت عدم تخمکگذاری یا ناباروری با علل ناشناخته تحت تحریک تخمکگذاری با کلومیفن سیترات قرار گرفتهاند. محدوده سنی این افراد 40-18 سال بود. تمامی بیماران از نظر سابقه پزشکی و علل دیگر ناباروری مورد بررسی قرار گرفتند. آنالیز مایع منی شوهر و PCT همچنین آزمایشات هورمونی شامل تستوسترون سرم، FSH ,LH ,DHEAs، پروژسترون، استروژن، پرولاکتین و TSH در همه بیماران انجام شده است. پارامترهای مایع منی نرمال براساس ویژگیهای WHO میباشد. تشخیص PCOS براساس عدم تخمکگذاری مزمن با هیرسوتیسم یا هیپرآندروژنمی مشخص میگردید (1). ناباروری با علل ناشناخته براساس یافتههای نرمال در ارزیابی ناباروری بوده و شامل قاعدگیهای مرتب و آزمایشات هورمونی نرمال بوده است و عدم وجود فاکتور لولهای و چسبندگی توسط هیستروسالپنگوگرافی یا لاپاروسکوپی مورد تأیید قرار گرفت. اختلالات پرولاکتین و تیروئید در تمام بیماران کنار گذاشته شد. گروه A (Polycystic ovary) 78 نفر و گروه X (Unexplained infertility) 92 نفر بودند. سن، طول مدت ناباروری، قد و وزن، و وجود هیرسوتیسم در پرسشنامهای که بدین منظور تهیه و در پرونده بیماران توسط پرستار مربوطه (همکار اجرای طرح) بررسی و درج گردید. هر دو گروه بیماران تحت تحریک تخمکگذاری با تجویز کلومیفن سیترات (محصول شرکت پارس مینو) روزانه mg100 از روز پنجم تا نهم سیکل قاعدگی خودبخودی یا بدنبال قطع پروژسترون انجام گرفت. پیگیری روند رشد فولیکول توسط اولتراسونوگرافی ترانسواژینال از روز دهم سیکل به بعد، یک روز در میان توسط دو نفر (دستگاه Aloka-500,75 MHz, Japan) گرفت. زمانی که قطر حداقل یک فولیکول به بیش از 18 میلیمتر رسید. بعنوان زمان لازم برای رسیدن به فولیکول بالغ منظور شده و در این روز 10000 واحد HCG (pregnyl organon یا profasi serono) بصورت داخل عضلانی تزریق گردید. سپس IUI ،40-36 ساعت بعد از تزریق HCG انجام گرفت. افرادی که بعد از دریافت کلومیفن سیترات جهت پیگیری روند رشد فولیکول مراجعه ننمودند همچنین مواردی که در طی پیگیری با سونوگرافی رشد فولیکول مشاهده نشده (عدم پاسخ به کلومیفن) در محاسبه رشد فولیکول بالغ منظور نگردیدند. در بقیه موارد که فولیکول رشد کرده و HCG تزریق گردید پروژسترون روز 23 به منظور اثبات تخمکگذاری اندازهگیری شده و مقادیر بالاتر یا مساوی ng/ml 5 به منزله وقوع تخمکگذاری در نظر گرفته شد. تجزیه و تحلیل دادهها و مقایسه دو گروه با استفاده از chi-square, student t-test انجام گرفت.
در این مطالعه 170 بیمار تحت تحریک تخمکگذاری با کلومیفن سیترات مورد بررسی قرار گرفتند. این بیماران بر اساس علت ناباروری در دو گروه قرار داشتند. گروه A شامل افراد مبتلا به بیماری تخمدان پلیکیستیک 78 نفر و گروه X افراد نابارور بعلت فاکتور مردانه یا ناباروری با علل ناشناخته 92 نفر بودند. میانگین سنی گروه A 8/4±2/26 سال (20-15 سال 9 نفر، 25-21 سال 25 نفر، 30-26 سال 20 نفر و 35-31 سال 13 نفر) و میانگین سنی گروه X 3/4±4/25 سال (20-15 سال 10 نفر، 25-21 سال 38 نفر، 30-26 سال 28 نفر و 35-31 سال 11 نفر) میباشد. میانگین طول مدت ناباروری در گروه A 3/2 ± 03/5 سال (کمتر از 5 سال 38 نفر، 10-5 سال 27 نفر و بیشتر از 10 سال 1 نفر) و در گروه X 8/2±38/5 سال (کمتر از 5 سال 47 نفر، 10-5 سال 39 نفر و بیشتر از 10 سال 4 نفر) میباشد. میانگین BMI در گروه A 5/4±4/26 و در گروه X 4/4±16/25 بوده است. میانگین زمان رسیدن به فولیکول بالغ در گروه A 25/2±1/14 روز و در گروه X 39/2±2/14 روز و نما در هر دو گروه زیر 14 بود. (8/0P>) پس از تقسیم بیماران در گروههای سنی با اختلاف 5 سال میانگین زمان رسیدن به فولیکول بالغ دو گروه تعیین گردید که در نمودار 1 آمده است.
زمان رسیدن به فولیکول بالغ در گروههای سنی مختلف در دو گروه تفاوت آماری معنیداری را نشان نمیدهد (5/0P>). در دو گروه A و X بر اساس میزان BMI به دو زیر گروه تقسیم شدند (زیر گروه اول BMI کمتر از 27 و زیر گروه دوم BMI مساوی یا بیش از 27)، زمان رسیدن به فولیکول بالغ در این زیر گروهها محاسبه شد که در جدول 1 آمده است (7/0P=).
زمان رشد فولیکول بالغ در افراد مبتلا به هیرسوتیسم 3/14 و در افراد غیر هیرسوتیسم 1/14 روز میباشد که این اختلاف از نظر آماری معنیدار نمیباشد (4/0P>). هر گروه از بیماران بر اساس طول مدت ناباروری به زیر گروههای 5 ساله تقسیم شدند. میانگین زمان لازم برای رسیدن به فولیکول بالغ بر اساس طول مدت ناباروری در نمودار 2 آماده است، مقایسه بین میانگین زمان لازم رسیدن به فولیکول بالغ اختلاف آماری معنیداری را نشان نمیدهد.
میزان پروژسترون میدلوتئال در گروه A در 46% موارد بیشتر از ng /ml 5 و در گروه X در 68% موارد بیشتر از این مقدار بود (017/0P<).
عدم رشد فولیکولها در سونوگرافی سریال بعنوان عدم پاسخ به کلومیفن در نظر گرفته شد، که در 15 درصد بیماران گروه A و 8/4% بیماران گروه X این حالت دیده شده که این اختلاف قابل توجه و از نظر آماری معنیدار است (03/0P<). دو گروه افراد حساس و مقاوم به کلومیفن از نظر سن، طول مدت ناباروری،BMI و ابتلاء به هیرسوتیسم با هم مقایسه شدند. میانگین سنی در گروه حساس به کلومیفن 7/4±7/25 سال و در گروه مقاوم به کلومیفن 5/4±4/26 سال بود که از نظر آماری اختلاف معنیدار نمیباشد (6/0P>). میانگینBMI در گروه حساس به کلومیفن 6/4±7/25 و در گروه مقاوم به کلومیفن 8/3±9/25 میباشد که این اختلاف از نظر آماری معنیدار نیست (8/0P>). میانگین طول مدت ناباروری در گروه حساس به کلومیفن 6/2±2/5 سال و در گروه مقاوم به کلومیفن 3/2±1/5 سال میباشد که اختلاف آنها از نظر آماری معنیدار نیست (9/0P>). شیوع هیرسوتیسم در هر دو گروه حساس و مقاوم به کلومیفن یکسان و برابر 20% بود.
در این مطالعه میزان پاسخ به درمان با کلومیفن سیترات که بصورت رشد فولیکول متعاقب مصرف کلومیفن تعریف شده است، در گروهA (بیماری تخمدان پلیکیستیک) و X (ناباروری با علل ناشناخته) به ترتیب 82% و 96% بود که مشابه گزارشات موجود است (17-15). همچنین زمان لازم برای رسیدن به فولیکول بالغ در افراد مبتلا به بیماری تخمدان پلیکیستیک که به کلومیفن پاسخ دادهاند با افرادی که بعلت ناباروری با علل ناشناخته یا ناباروری بعلت فاکتور مردانه تحت تحریک تخمکگذاری قرار گرفتهاند تفاوتی نداشته و در هر گروه روز 14 سیکل بوده است. زمان لازم برای رسیدن به فولیکول بالغ در گروههای سنی با اختلاف 5 سال چه در گروه A و X تفاوتی را نشان نمیدهد همچنین ارتباط معنیداری بین طول مدت ناباروری، BMIو ابتلاء به هیرسوتیسم با زمان لازم برای رسیدن به فولیکول بالغ مشاهده نگردید. زمان اوولاسیون در سیکلهای کلومیفن در منابع مرجع روز 16 سیکل ذکر شده است (18). با توجه به اینکه فاصله زمانی بین تزریق HCG و پارهشدن فولیکول حدود 46-34 ساعت طول میکشد (14)، زمان فوق (روز 16)، با زمان رسیدن به فولیکول بالغ (روز 14) که در مطالعه ما بدست آمده، هماهنگ میباشد.
در موارد استفاده از کلومیفن بمدت 5 روز Opsahl و همکاران گزارش کردهاند وقوع LH Surge ممکن است حدود 5 تا 12 روز بعد از آخرین روز تجویز کلومیفن اتفاق بیفتد ولی اغلب در روز 16 تا 17 سیکل (در صورت تجویز کلومیفن در روز 9-5 سیکل) اتفاق میافتد (8). در مطالعه ایشان طول فاز فولیکولار در سیکلهای تحریک شده با کلومیفن 2/0±7/16 روز و میانه روز شانزدهم از طیف 14 تا 21 روز بوده است (19)، که این ارقام با نتایج مطالعه ما، روز 14 تعیین شده برای فولیکولهای با قطر 22-18 میلیمتر هماهنگ است.
در مطالعة ما موارد عدم پاسخ به کلومیفن که بصورت عدم رشد فولیکول در سونوگرافی تعریف شده است در گروه مبتلا به بیماری تخمدان پلیکیستیک 15% و در گروه مبتلا به ناباروری با علل ناشناخته 5% میباشد. همچنین میانگین BMI در افراد حساس و مقاوم به کلومیفن تفاوت معنیدار نشان نمیدهد. در حالی که در مطالعه Polson و همکاران در سال 1989 افراد مقاوم به کلومیفن چاقتر از افراد حساس به کلومیفن بودهاند و میانگین BMI در افراد مقاوم به کلومیفن 5/4±4/26 و در افراد حساس به کلومیفن 8/4 ± 6/22 بوده است(19). در مطالعه Imani و همکاران در سال 1998 میانگین BMI در افراد حساس به کلومیفن 8/5±5/25 و در افراد مقاوم به کلومیفن 6/6±0/30 بوده است (0001/0P<) (20). در مطالعه ایشان عدم پاسخ به کلومیفن با سن یا سابقة ناباروری ارتباطی نداشته که در مطالعه ما نیز چنین بوده است. میزان پروژسترون روز 23 سیکل جهت اثبات تخمکگذاری اندازهگیری شد و مقادیر بالای ng/ml5 به منزلة وقوع تخمکگذاری در نظر گرفته شد. این میزان پروژسترون در 46% افراد گروه A و در 68% افراد گروه X مشاهده گردید (017/0P<) که نشان میدهد بدنبال مصرف کلومیفن در افراد مبتلا به ناباروری با علل ناشناخته نسبت به افراد مبتلا به بیماری تخمدان پلیکیستیک میزان تخمکگذاری بیشتر است و در افراد مبتلا به بیماری تخمدان پلیکیستیک که تحت تحریک تخمکگذاری با کلومیفن قرار میگیرند ممکن است با وجود رشد فولیکول، تخمکگذاری اتفاق نیفتد.
در مطالعه Yolanda و همکاران در سال 1998 در بیماران با علل ناباروری مختلف از جمله عدم تخمکگذاری، الیگواوولاسیون یا نارسایی فاز لوتئال که تحت تحریک تخمکگذاری با داروی کلومیفن سیترات قرار گرفته بودند، استفاده از اولتراسونوگرافی و کیتهای LH ادراری تأثیری در بالا رفتن میزان باروری ماهانه یا میزان حاملگی در سیکلهای تحریک تخمکگذاری نداشته است (13). اگر چه این روشها ارزیابی دقیقی از پاسخ فولیکول به کلومیفن امکانپذیر کرده و سبب تشخیص اختلالات جزئی تخمکگذاری میشوند، ولی بسیار پر هزینه بوده و معلوم نیست که آیا این افزایش هزینه در موارد استفاده از کلومیفن سیترات منطقی است یا خیر؟ نهایتاً ایشان پیگیری روند بلوغ فولیکول با تکنولوژی پایین نظیر BBT در سیکلهای اولیه درمان با کلومیفن را ارجح شمردهاند. با توجه به اینکه در اکثر مناطق کشور ما، اولتراسونوگرافی واژینال و کیتهای LH ادرار در دسترس نیست پیشنهاد میشود در چنین مواردی از زمان رسیدن به فولیکول بالغ بدست آمده از این مطالعه که در دو گروه مبتلا به عدم تخمکگذاری و ناباروری با علل ناشناخته جداگانه مورد بررسی و تعیین گردید، استفاده گردد علاوه بر این از آنجا که تزریق زود هنگام HCG از طریق down regulation گیرندههای LH، سبب اختلال در تخمکگذاری میشود (4)، پیشنهاد میگردد از تزریق HCG قبل از روز 14 سیکل خودداری گردیده و بر این اساس که بیماران از روز 14 به بعد دارای فولیکولهای بالغ میباشند ادامه روند درمان را برنامهریزی و پیگیری نمائیم.
بدینوسیله از مسئولین محترم پژوهشکده رویان خصوصاً آقای باغستانی در مورد مشاوره و آمار و سرکار خانم صادقی در جمعآوری اطلاعات و سرکار خانم تیموری در تایپ مقاله تشکر و قدردانی مینماید.