Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Problem solving strategies and marital adjustment in infertile and fertile couples

Authors
1 Department of Psychology, Faculty of Psychology, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
2 Emam Ali Health-Treatment Center, Isfahan, Iran
Abstract
Various studies show that most of couples with fertility problems are distressed deeply. Infertility has broad psychological effects such as feeling distress, conflict, despair and … on individuals. Objective of this study is to examine the problem solving strategies and martial adjustment in infertile couples and to compare with fertile couples. 71 infertile couples referring for treatment, to an infertility treatment center in Tehran and Isfahan and 28 normal fertile couples, referring for check up of their first pregnancy, to a treatment center in Isfahan, participated in this study. None of the participants had a child. Each of the partners answered separately the Marital Adjustment Test (MAT) and the Problem Solving Strategies Inventory and a questionnaire containing some demographic information. The analysis of the result showed that there were no difference between fertile and infertile couples in problem solving strategies and marital adjustment. The comparison between the couples indicated that the infertile woman showed a lower internal control toward their ability in solving problems. Categorizing couples into two adjusted and distressed groups regarding the MAT scores, indicated that the problem solving strategies are more negative in distressed couples. Examining correlation of different variables indicated that in infertile couples, problem-solving strategies of the individual and his/her spouse significantly predicts the couple’s level of adjustment. Results show that marital adjustment of fertile and infertile couples have no significant differences. Conflict and gloom found, is probably due to various approaches which different groups take toward infertility. In another word, not all the infertile persons face the infertility similarly.
Keywords

مقدمه:

برای بیشتر افراد فرزندان معنای زندگی هستند و بخش مهمی از هویت آنها را تشکیل می‏دهند (1). تحقیقات متعدد روی زوجهای نابارور خواهان داشتن فرزندان زیست‏شناختی و خود، نشان داده است که این زوجها اغلب به شکلی عمیق و بنیادین تنیده می‏باشند (1). از نظر شدت تنش‏زا بودن ناباروری در میان تجربه‏های تنش‏زای زندگی اغلب در حد و اندازه مرگ فرزند یا همسر در نظر گرفته می‏شود (3-2). ناباروری تأثیرات گسترده و وسیعی مانند احساس درماندگی، تعارض، سرخوردگی، افت شدید عزت نفس، کناره‏گیری اجتماعی و انزوا، ماتم‏زدگی، مشکل در هویت و احساس عدم زیبایی وی معنائی زندگی را بر روی فرد دارد (6-4، 1). از آنجا که معمولاً زنان در تعریف هویت خود و معنای زندگی جایی را به عنوان مادر شدن خالی می‏گذارند و حتی اغلب آمادگی دارند تا موقعیتهای ممتاز و موفقیتهای خود را قربانی فرزند پروری کنند (8-7، 1)، رنج و درد آنها در مقابله با ناباروری شدیدتر و عمیق‏تر از مردان خواهد بود. به همین جهت زنان در برابر ناباروری خود را آسیب‏پذیرتر از مردان نشان داده‏اند (11-9، 5) و در پی بروز و ظهور ناباروری هیجانها و احساسهای مختلفی مانند خشم، اضطراب، احساس گناهکاری، افسردگی، ظهور خصوصیات زنانه به صورت افراطی و افزایش نیاز به مورد عشق و محبت واقع شدن را تجربه می‏کنند (13-12).

ناباروری همچنین یک تحول بسیار پرتنش برای زوجین و زندگی خانوادگی و زناشویی آنها به شمار آمده و مشکلات مهمی را در روابط زوجین بوجود می‏آورد. با مواجه شدن زوجین با ناباروری مشکلات متعددی شامل مشکل در ارتباط با یکدیگر و اطرافیان، کنش‏وری جنسی، تصمیم‏گیری، فرآیند بهداشت عاطفی و هیجانی و حتی تحول روانشناختی، در زوجین نابارور ایجاد می‏گردد (14، 1). هنگامی که زوجین تصمیم به انجام درمان پزشکی می‏گیرند و در جریان ارزیابیها و فرآیندهای تشخیصی جریان دارند بسیاری از زوجین تعارض، عدم توافق و اختلاف نظر در مورد درمان پزشکی، فقدان همدلی، سرمایه گذاریهای متفاوت عاطفی در مورد فرآیند درمان را گزارش می‏کنند. زمینه‏های خاص مشکل شامل راز نگهداری و محافظت یکدیگر از تفکرات و احساسات منفی، خارج از دید نگهداشتن سرمایه‏گذاری عاطفی و فیزیکی بر روی فرآیند درمان، تفاوتهای جنسی در تأثیرپذیری و راهبردهای مقابله و اختلال در روابط جنسی است.

این مطالعه به بررسی پیامدهای ناباروری و نوع برخورد فرد با مشکل ناباروری می‏پردازد. به طور خاص هدف این مطالعه بررسی کیفیت سازگاری زناشویی و شیوه‏های حل مسئله در زوجین نابارور می‏باشد. شیوة حل مسئله فرآیندی شناختی – رفتاری است که افراد به واسطة آن استراتژیهای موثر برای مقابله با موقعیتهای مشکل یا مسئله‏زا در زندگی روزمره را شناسایی و کشف می‏کنند (15). لازم به توضیح است که حل بحران یا شیوه‏های حل مسئله یکی از 4 عامل مهم در نحوه برخورد فرد با ناباروری به شمار می‏رود (16). ارزش خاص این تحقیق اجرای آن بر روی زوجهای نابارور است. هر چند ناباروری مسئله‏ای است که در خانواده اتفاق می‏افتد، ولی به دلیل مشکلات اجرایی آن، اکثر تحقیقات و مطالعات تنها بر روی زنان نابارور متمرکز شده‏اند (1).

مواد و روشها:

الف) نمونه: 71 زوج نابارور که به یکی از مراکز درمان ناباروری امام خمینی در شهر تهران و یا مرکز باروری و ناباروری شهر اصفهان مراجعه کرده بودند و 28 زوج بارور سالم که به طور طبیعی و برای نخستین بار باردار شده و جهت معاینه به مرکز بهداشتی – درمانی حضرت علی (ع) شهرستان اصفهان مراجعه کرده بودند در این تحقیق شرکت کردند. در هر دو گروه بارور و نابارور هیچیک از زوجین فرزندی نداشتند. تمامی زوجین نابارور در وضعیت ناباروری اولیه و در مراحل مختلف تشخیص یا درمان قرار داشتند. جدول 1 خصوصیات کلی زوجهای شرکت کننده در این تحقیق را نشان می‏دهد.

ب) ابزارهای سنجش

آزمون سازگاری زناشویی (MAT) (17): این مقیاس یک پرسشنامه خود گزارش‏دهی کوتاه است که به منظور اندازه‏گیری کیفیت کنش‏وری ازدواج طراحی شده است. این پرسشنامه حاوی 15 ماده نشان می‏دهد تا چه حد پاسخ‏دهنده در خصوص تعدادی از فعالیتهایی که در سازگاری زناشویی نقش بنیادین دارند، با همسر خود موافق است. مقیاس بایستی به وسیله هر یک از زوجین به طور جداگانه تکمیل شود و بدین ترتیب امکان اندازه‏گیری کلی سازگاری زناشویی بر پایه «ادراک بین فردی» از روابط زناشویی را فراهم آورد. نمرات پایین «نارضایتی» و نمرات بالا «رضایت» را نشان می‏دهند، نمرات پایین‏تر از 100 نشان دهنده «تنیدگی در روابط زناشویی» است. آزمون MAT با ایجاد تمایز واضح و آشکار بین همسرانی که به خوبی سازش یافته‏اند و همسران دچار تنیدگی در ازدواج خود، از اعتبار بسیار بالایی برخوردار است (18).

پرسشنامه شیوه‏های حل مسئله (19): این مقیاس شامل 24 سوال دوگزینه‏ای است و در مجموع 6 عامل یا شیوه حل مسئله را مورد ارزیابی قرار می‏دهد. این عوامل عبارتند از: 1- درماندگی که بیانگر درماندگی کلی فرد در موقعیتهای مسئله‏زا است، 2- کنترل حل مسئله که بعد کنترل بیرونی – درونی را در موقیتهای مسئله‏زا منعکس می‏کند، 3- شیوه خلاقیت که نشان دهنده برنامه‏ریزی و در نظر گرفتن راه حلهای متنوع می‏باشد، 4- اعتماد به نفس در حل مسئله که بیانگر اعتقاد به توانایی فرد برای حل مشکلات است، 5- شیوه اجتناب که تمایل به رد شدن و گذشتن از مشکلات را، به جای مقابله با آنها منعکس می‏کند و 6- شیوه برخورد که نگرش مثبت نسبت به مشکلات و تمایل به مقابله رو در رو با آنها را نشان می‏دهد. مطالعات منجر به طراحی و هنجاریابی، حاکی از آن هستند که این مقیاس ابزاری مفید، پایا و معتبر برای سنجش شیوه‏های حل مسئله است (20).

ج) روش اجرا: با مراجعه به مراکز درمان ناباروری امام خمینی در شهر تهران و مرکز باروری و ناباروری شهر اصفهان، زوجین مورد مطالعه از بین مراجعین (هر دوی زن و همسر)، انتخاب و پس از کسب موافقت از آنها، توسط هر یک از زوجین مجموعه‏ای حاوی آزمون سازگاری زناشویی، مقیاس شیوه‏های حل مسئله و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک تکمیل گردید. در خصوص گروه بارور نیز ضمن شناسایی مراجعین باردار، که برای نخستین بار و به طور طبیعی باردار شده و جهت معاینه به مرکز بهداشتی، درمانی حضرت علی (ع) شهرستان اصفهان مراجعه کرده بودند، با آنها در خصوص تحقیق صحبت و پس از جلب موافقت آنها پرسشنامه‏های فوق توسط آنها نیز تکمیل گردید.

نتایج

نمرات زوجهای شرکت‏کننده در تحقیق آزمون سازگاری زناشویی و مقیاس شیوه‏های حل مسئله در جدول 2، آمده است. اجرای آزمون t وابسته بین نمرات سازگاری زناشویی زوجین نشان داد که در هیچیک از دو گروه بارور و نابارور تفاوت میانگین نمرات زنان و مردان در این مقیاس معنی‏دار نیست. اجرای آزمون t وابسته بین نمرات زوجین در مقیاسهای ششگانه شیوه‏های حل مسئله نیز نشان داد که در هیچیک از دو گروه بارور و نابارور تفاوت میانگینهای نمرات زنان و مردان آنان در این مقیاسها معنی‏دار نیست (05/0> P)، به جز آنکه نمرات زنان و مردان نابارور در مقیاس شیوه کنترل حل مسئله تفاوت معنی‏داری را نشان داد {048/0=P، 01/2-=(67)t}. همچنین اجرای تحلیلهای واریانس دو طرفه بر روی نمرات سازگاری زناشویی و شیوه‏های حل مسئله در متغیرهای جنسیت (زن، مرد) و باروری (بارور، نابارور) نشان داد که در هیچکدام از متغیرهای مذکور تفاوت معنی‏داری وجود نداشته (05/0> P) و تعامل دو متغیر با یکدیگر نیز معنی‏دار نبود (05/0> P). مقایسه نتایج آزمونها بر اساس اطلاعات جمعیت شناختی زوجهای شرکت کننده (مدت و نوع درمان، علت ناباروری و …) تفاوت معنی‏داری را نشان نداد (05/0> P).

با استفاده از نقطه برش 100 آزمودنیهای تنیده و سازگار متمایز شدند. فراوانی و درصد زوجهای بارور و نابارور در طبقه‏بندی سازگار و تنیده در جدول 3 آمده است. آزمون مجذور کا نشان داد که تفاوت فراوانی زنان و مردان سازگار و تنیده در گروههای بارور و نابارور از نظر آماری معنی‏دار نیست.

آزمونهای t مستقل بین نمرات گروههای سازگار تنیده در مقیاسهای ششگانه شیوه‏های حل مسئله به تفکیک برای گروههای بارور و نابارور اجرا شد. مواردی که تفاوتهای معنی‏داری را نشان داده‏اند در جدول 4 آمده است. بر اساس نتایج این جدول شیوه‏های حل مسئله در ناباروران با قدرت بیشتری قادر به پیش‏بینی سازگاری زناشویی می‏باشد.

تحلیل واریانس دو طرفه روی نمرات مقیاس شیوه تقرب که بر اساس متغیرهای وضعیت باروری (بارور - نابارو) و سازگاری زناشویی (سازگار – تنیده) گروه‏بندی شده بودند (به جدول 5 رجوع شود) نشان داد که تفاوت دو گروه بارور و نابارور و نیز تفاوت دو گروه سازگار و تنیده معنی‏دار نبوده ولی تعامل دو متغیر وضعیت باروری و سازگاری زناشویی با یکدیگر معنی‏دار است. جدول 6 نتایج تحلیل واریانس دو طرفه را نشان می‏دهد. مطابق شکل 1 نوع تعامل بین متغیرهای مذکور بدین ترتیب است که اگر چه شیوه تقرب یا رویکرد زوجین بارور و ناباروری که سازگاری زناشویی متعادلی دارند (گروه سازگار) با یکدیگر متفاوت نیست، ولی نمره مقیاس تقرب زوجین بارور و ناباروری که از سازگاری زناشویی پائینی برخوردار هستند (گروه تنیده) با یکدیگر کاملاً متفاوت است. در حالیکه به نظر می‏رسد زوجین ناباروری که سازگاری زناشویی پائینی دارند کمتر به رودررو شدن با مشکل و طرح آن می‏پردازند، زوجین بارور ناسازگار بیشتر از زوجین سازگار به رودررو شدن با مشکل و طرح آن می‏پردازند.

ضرایب همبستگی بین نمرات سازگاری زناشویی، مقیاسهای شیوه حل مسئله و داده‏های جمعیت شناختی به تفکیک برای گروههای بارور و نابارور محاسبه و بررسی شد. مواردی که دارای رابطة معنی‏دار می‏باشد در جدول 7 نشان داده شده است. بررسی همبستگی بین متغیرهای مورد مطالعه و مقایسه این همبستگی‏ها در دو گروه نشان می‏دهد که:

الف) تعداد ضرایب همبستگی معنی‏دار بین متغیرهای مورد مطالعه در زوجهای بارور از نظر تعداد بسیار کمتر از این نوع همبستگی‏ها در بین زوجهای نابارور است.

ب) در زوجهای بارور و نابارور ضرایب همبستگی معنی‏دار بین متغیرهای مورد مطالعه متفاوت است به نحوی که تنها در سه مورد متغیرهای مشابهی در دو گروه با یکدیگر رابطه معنی‏دار نشان می‏دهند.

ج) در زوجهای نابارور نمرات سازگاری زناشویی با شیوه‏های حل مسئله در فرد و همسر او رابطه معنی‏دارتری نشان می‏دهند، در حالیکه در زوجهای بارور به جز در مقیاس کنترل حل مسئله، رابطه معنی‏داری بین نمرات سازگاری زناشویی و نمرات شیوه‏های حل مسئله وجود ندارد. در زنان نابارور، نمرات سازگاری زناشویی با نمرات خود آنها در مقیاسهای درماندگی، کنترل و اعتماد و نیز با نمرات درماندگی و کنترل همسر آنان رابطه معنی‏داری نشان می‏دهد. سازگاری زناشویی مردان در زوجهای نابارور با نمرات کنترل و اعتماد خود و همسران آنان با سطح اظمینان بالایی قابل پیش‏بینی است.

د) در زوجهای بارور نمرات ششگانه شیوه‏های حل مسئله در زنان و مردان رابطه معنی‏داری را نشان نمی‏دهد، ولی در زوجهای نابارور نمرات زنان و مردان با یکدیگر رابطه معنی‏دار متعددی را نشان می‏دهد. نمرات زن و همسران آنها در زوجهای نابارور در مقیاسهای درماندگی، کنترل و اعتماد، همبستگی کاملاً معنی‏داری با یکدیگر دارند. علاوه بر این کنترل مردان نابارور با درماندگی و اجتناب همسر رابطه منفی یا معکوس دارد و کنترل زن نیز با خلاقیت و اعتماد همسر وی رابطه مستقیم دارد.

هـ) سطح تحصیلات زن و همسر رابطه معنی‏داری با شیوه‏های حل مسئله خصوصاً مقیاسهای اعتماد و اجتناب نشان می‏دهد، ولی چنین روابطی در زوجهای بارور دیده نمیشود. بدین ترتیب نمرات اعتماد، اجتناب و تقرب زنان در زوجهای نابارور رابطه معنی‏داری با سطح تحصیلات آنان و نمرات درماندگی، اجتناب و اعتماد این زنان روابط معنی‏داری با سطح تحصیلات همسران آنان نشان می‏دهد. در مردان نیز نمرات اجتناب و اعتماد با سطح تحصیلات آنها و نمره کنترل با سطح تحصیلات همسران آنان رابطه معنی‏داری دارد.

و) در زوجهای نابارور سن ازدواج رابطه معنی‏داری با متغیرهای مورد مطالعه نشان می‏دهد ولی در گروه بارور چنین رابطه‏ای مشاهده نمی‏شود. علاوه بر این افزایش سن ازدواج، تأثیرات متفاوتی روی زن و همسر وی در زوجهای نابارور دارد. هر چه از زمان ازدواج مردان زوجهای نابارور می‏گذرد، این مردان درمانده‏تر شده. در حالیکه زنان زوجهای نابارور با گذشت زمان ازدواج آنها، ناسازگاری زناشویی بیشتری را از خود نشان می‏دهند.

بحث

با افزایش مدت زمان ازدواج سازگاری زناشویی زوجهای نابارور به طور معنی‏داری کاهش می‏یابد. رابطه افزایش مدت ازدواج و کاهش رضایتمندی از زندگی و سازگاری زناشویی در ناباروری یک نتیجه کلی است که در تحقیقات متعددی به اثبات رسیده است (22-21، 14). نتایج این مطالعه نشان داد که سازگاری زناشویی زوجهای بارور و نابارور با یکدیگر تفاوت معنی‏داری ندارد. داده‏های تحقیقاتی در این زمینه مبهم و متضاد هستند (23، 13). در برخورد با این ابهام و تضاد داده‏های تحقیقاتی احتمالاً گروههای مختلف با ناباروری به شیوه‏های متفاوتی برخورد می‏کنند، به عبارت دیگر ناباروری برای همه ناباروران به صورت مشابه و یکسانی تجربه نمی‏شود (23). نمونه قابل توجه این ادعاء را می‏توان در تفاوت معنی‏دار استفاده از شیوه‏های کارآمد و ناکارآمد حل مسئله در زوجهای نابارور سازگار و تنیده در مطالعه حاضر نشان داد.

به نظر می‏رسد که شیوه‏های حل مسئله در سازگاری زناشویی زوجهای نابارور نقش مهمی ایفا می‏کند. این نکته در مقایسه زوجهای نابارور و سازگار و ناسازگار به صراحت نشان داده شده است. بدین ترتیب شیوه‏های منفی یا ناکارآمد حل مسئله (درماندگی بالاتر، کنترل و اعتماد پایین‏تر) معمولاً با تنش در روابط زناشویی همراه می‏باشند. علاوه بر این بررسی ضرایب همبستگی شیوه‏های حل مسئله با سازگاری زناشویی زوجهای نابارور نیز نشان داد که همبستگی‏های مستقیم و معنی‏داری بین سازگاری زناشویی و شیوه‏های مثبت یا کارآمدتر حل مسئله (کنترل حل مسئله و اعتماد به حل مسئله) وجود دارد. همچنین رابطه منفی شیوه درماندگی مرد و زن با سازگاری زناشویی زن نشان داده شده است. نهایتاً تحلیل واریانس نمرات تقرب نیز نشان داد که بی‏عملی و رودررو شدن کمتر با مشکل (نمره پائین‏تر شیوه تقرب) موجب کاهش سازگاری زناشویی در زوجهای نابارور می‏شود.

البته در اینجا بایستی بر این نکته تأکید کرد که آنچه در این مطالعه به دست آمده است تنها تعدادی روابط همبستگی است. اما پاسخ قطعی به این سوال که آیا این روابط به معنای روابط علت و معلولی است یا نه، مستلزم تحقیقات و بررسیهای طولی و وسیع‏تری می‏باشد. با توجه به عمقی‏تر بودن شیوه‏های حل مسئله (و نیز تقدم زمانی سطح تحصیلات) شاید بتوان وجود یک رابطه علّی را در این روابط فرض کرد.

حال این سوال مطرح می‏گردد که چرا شیوه‏های حل مسئله تا این حد با سازگاری زناشویی زوجهای نابارور ارتباط دارند در حالیکه در زوجهای بارور چنین روابط مستحکمی مشاهده نشده است؟ محتمل‏ترین پاسخ به این سوال این است که ناباروری یک مسئله یا مشکل مزمن است که همیشه و همه جا در روابط زوجهای نابارور حاضر است؛ چرا که اساساً با ایجاد مانع بر سر راه رسیدن به یکی از اصلی‏ترین اهداف ازدواج، یعنی تولیدمثل و والد شدن، جریان تحول خانواده به دوره‏های بعدی را مسدود و یا حداقل با مشکل بسیار جدی مواجه ساخته است. در مواجهه با این مشکل، زوج نابارور به طور مکرر چرخه ماهیانه مزمنی از امید و فقدان را تجربه می‏کند (24). بدین ترتیب بدیهی است که چنانچه شیوه‏های موثری برای روبرو شدن و حل این مشکل در اختیار زوجین نباشد، می‏تواند به مشکلات جدی در روابط زناشویی منجر شده و نهایتاً سازگاری زناشویی را کاهش دهد.

سوال دیگری که در اینجا مطرح می‏شود این است که کدامیک از شیوه‏های حل مسئله در سازگاری زناشویی زوجهای نابارور موثرتر می‏باشند و چرا؟ با توجه به نتایج حاصله در این مطالعه به نظر می‏رسد که کنترل حل مسئله، اعتماد به حل مسئله و در درجه بعد تقرب، بیشترین اهمیت را در این ارتباط داشته باشند. معمولاً در جریان درمان فعالیتهای طبیعی زندگی فرد از کنترل وی خارج شده و با افت سطح عزت نفس فرد که در جریان آزمایشهای مکرر و بیم و امید دایم به موثر بودن اقدامات درمانی – اعمال شده خارج از فرد – بوجود می‏آید، اعتماد وی نیز کاهش می‏یابد. تقرب نیز از آن جهت اهمیت دارد که – بر اساس نتایج تحلیل دو طرفه واریانس و شکل 1، چه طرح کردن و درگیرشدن بیش از اندازه یک مشکل، و چه نادیده گرفتن و سعی در عدم طرح آن می‏تواند مشکل ساز باشد. حالت اخیر این مسئله به خصوص در مورد یک مشکل مزمن مانند ناباروری می‏تواند فشار روانی زیادی را برای زوجین ایجاد کند چرا که در عین وجود یک مشکل پایدار و همیشه حاضر، نمی‏خواهند با آن به صورت فعال روبرو شوند (1). این در حالی است که زوجین نابارور و خصوصاً زنان این گروه نیاز دارند که در خصوص ناباروری با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند (1).

دستآورد کلیدی و راهبردی این تحقیق این است که در مواجهه با مشکلات خانوادگی زوجهای نابارور، یکی از محورهای عمده و مهمی که ممکن است مشکل داشته و یا مشکل ساز باشد، شیوه‏های حل مسئله در این زوجها است که بایستی در اقدامات بالینی مورد توجه روانشناس قرار گیرد. جای خوشبختی است که شیوه‏های حل مسئله افراد را می‏توان با توسل به پاره‏ای اقدامات آموزشی – درمانی و نسبتاً به سادگی – از طریق آموزش مسئله گشایی از مجموعه درمانهای رفتاری - شناختی - تغییر داد.

محدودیتهای این تحقیق احتیاطهایی را در تعمیم نتایج تحمیل می‏کند. در این مطالعه ناباروری فقط در دوره دوم (تجهیز یعنی از زمانی که زوجین نگران احتمال باروری شده و جهت بررسیهای پزشکی اقدام می‏کنند تا زمانیکه تشخیص قطعی ناباروری را دریافت می‏کنند) و سوم (غرقه شدن یعنی زمانیکه زوجین درگیر آزمایشها و درمانهای پزشکی قرار دارند ولی هنوز باردار نشده‏اند) آن مورد توجه قرار گرفته است، بدون آنکه تمایزی بین این دو دوره صورت گرفته باشد. تحقیقات آینده بایستی ترجیحاً بر روی دوره‏های مختلف (واکنش فرد به) ناباروری (دوره اول: «نمایان شدن »، دوره چهارم: «تصمیم »، دوره پنجم «بقایا ») متمرکز شوند. محدود بودن تعداد نمونه به ویژه در گروه بارور و تطبیق ندادن خصوصیات سطح اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دو گروه نیز از محدودیتهای این تحقیق به شمار می‏رود. با توجه به محدودیت امکانات، نحوه اجرای پرسشنامه‏ها بدین صورت که همسران در حضور یکدیگر به پاسخ دادن به پرسشنامه اقدام کرده‏اند. اگر چه از زوجین خواسته می‏شد که از مشورت با یکدیگر خودداری کرده و به طور انفرادی به پرسشنامه پاسخ دهند، با توجه به اینکه سوالات پرسشنامه صریح و در خصوص روابط زوجین با یکدیگر بوده است، حضور همسر در هنگام پاسخ دادن به پرسشنامه، می‏تواند پاسخدهی بی‏پرده و صریح پاسخ‏دهندگان را تحت تأثیر قرار دهد.

تشکر و قدردانی

از کلیة مسئولین و پرسنل محترم مرکز درمان ناباروری امام خمینی بخصوص خانم دکتر تهرانی، بیمارستان میرزاکوچک‏خان، مرکز ناباروری نوید بخصوص آقای دکتر صاحب کشاف، مرکز باروری و ناباروری اصفهان و مرکز بهداشتی، درمانی حضرت علی (ع) شهرستان اصفهان که ما را در اجرای این تحقیق یاری دادند کمال تشکر و قدردانی به عمل می‏آید.

  1. Diamond R., Kezur D., Meyers M., et al. Couple therapy for infertility. New York, Gilford Press. 1999.
  2. Kedem P., Milkulincer M., Nathanson Y.E. Psychological aspect of male infertility. Br J Med Psychol. 1990; 63: 73-80.
  3. Dohrenwend B.S., Dohrenvend B.P. Stressful events: their nature and effect. New York, Wiley. 1981.
  4. O’Moore A.M., O’Moore R.R., Harisson R.F., et al. Psychosomatic aspects in idiopathic infertility:effects of treatment with autogenic training. J Psychol Res. 1983; 27: 145-51.
  5. Edelman R.J., Connolly K. Psychological aspects of infertility. Br J Med Psychol. 1986; 19: 209-19.
  6. Greil A.L., Not yet pregnant: infertile couples in contemporary. America, New Brunswick, Rutgers University Press. 1991.
  7. Schiedel D.G., Marcia J.E. Ego identify, intimacy, sex role orientation and gender. Developmental Psychol. 1985; 21: 149-60.
  8. Cloninger S.C. Personality. New York, Freeman. 1996.
  9. Schover L.R., Collings R., Richards S. Psychological aspects of donor insemination: Evaluation and follow-up of recipient couple. Fertil Steril. 1992; 57: 383-90.
  10. Infertility evaluation and treatment. Karim Zadeh Meybodi MA, Aflatoonian A, Taheripanah R, Dehghani Firouz Abadi R, translators. Yazd: Yazd Publication Institute;1996.
  11. نجمی ب، احمدی م، قاسمی غ. بررسی ویژگیهای روانی زوجهای نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری شهرستان اصفهان. مقاله ارائه شده به سمپوزیوم روانشناختی ناباروری، تهران، پژوهشکده ابن‏سینا. سال 1380.
  12. Siebel M.M. Infertility: a comprehensive text, London, Baillier. 1997.
  13. Nichols W.C., Pace-Nichols M.A. Childless married couples. In Nichols W.C., Pace-Nichols M.A.Family development and intervention. New York, Wiley. 2000.
  14. Chandra P.S., Chaturvedi S.K., Isaac M.K. et al. Marital life among infertile spouse, the wife’s perspective and its implication in therapy. Family Therapy. 1991; 18: 145-54.
  15. Nezu A.M. Efficacy of a social problem-solving therapy approach for unipolar depression. J Consulting Clin Psychology. 1986; 54: 196-202.
  16. Berk A., Sapiro J.L. Some implication of infertility on marital therapy: development of multifactorial measure. Br J Clin Psychol. 1984; 35: 263-77.
  17. Locke H.J., Wallace K.M. Short marital adjustment and prediction tests: their reliability and validity. Marriage and Family Living. 1959; 21: 252-5.
  18. مظاهری م. نقش دلبستگی بزرگسالان در کنش‏وری ازدواج. مجله روانشناسی، (4-3). ص 318-286، سال 1379.
  19. Caddidy T., Long C. Problem-solving style, stress and psychology illness: development of multifactorial measure. Br J Clin Psychol. 1996; 35: 263-77.
  20. محمدی ف. مقایسه سبکهای حل مسئله در بیماران افسرده و افراد عادی. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه فردوسی مشهد. 1376.
  21. Morrow K.A., Thoreson R.W., Penney L.L. Predictors of psychological distress among infertility clinic. J Consulting Clin Psychol. 1995; 63: 16-37.
  22. سیف د، البرزی ش، البرزی س. مقاله ارائه شده به سمپوزیوم جنبه‏های رواشناختی ناباروری. تهران، پژوهشکده ابن‏سینا. سال 1380.
  23. کرمی‏نوری ر. ناباروری و جنبه‏های روانی اجتماعی. فصلنامه پزشکی باروری و ناباروری، شماره 2، ص 68-57، سال 1379.
  24. Cooper-Hilbert B. Infertility and involuntary childlessness. New York, Norton. 1998.