Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

The existing situation and challenges facing acceptance and care of children in substitute families

Author
Psychology Department, Welfare and Rehabilitation Sciences University, Tehran, Iran
Abstract
In different cultures across the world, families without or wishing to have more children proceed to adopt or foster them from other families or from children who have no known families. Adoption and foster care have been considered as effective means of confronting negative effects of infertility. Adoption and foster care have positive roles in giving the children the right guidance and help the progress of de-institutionalization and making the proper growth condition for children in family. Major kinds of child training in most countries and in Iran are adoption and foster care. After revolution, responsibilities related to adoption have been given to social welfare organization and by prohibition of adoption by foreign nationals, Iranian families had a better chance for child adoption. Answering to the needs of applicant families and children during different stages of decision-making, adoption and child train, need scientific programming, development of legal and executive structures. More familiarity with characteristics and existing challenges of child adoption, prepare programming for change and improvement of the present situation. Reviewing the present situation and using the local and international experience of government monitor and control, improving standards of services, close correlation between infertility treatment centers and child adoption centers and developing consultation services to families before and after adoption are some steps which seem necessary. Specialization in consultation delivery and caring about basic belief are other necessary aspects in proper programming.
Keywords

مقدمه

پذیرش فرزند در خانواده ریشه عمیق در فرهنگ جوامع مختلف دارد. فرهنگ اسلامی و ایرانی مملو از سنتها و اعتقادات مثبت در ارج نهادن به پذیرش و پرورش فرزندان در خانواده است. پیامبر بزرگ اسلام خود در دامان دایه‏ای گرانقدر و خانواده جایگزین مهربانی پرورش یافت. پذیرش فرزند از طرفی با مقولات مربوط به رفاه اجتماعی گره خورده و ارتقاء واقعی آن در قالب نظام توسعه یافته رفاه اجتماعی میسر می‏باشد (1). از طرف دیگر با دو مبحث رفاه و ارتقاء کیفیت زندگی خانواده و حقوق کودک ارتباط تنگاتنگ دارد. خانواده‏های فاقد فرزند از جمله متقاضیان پذیرش فرزند هستند لیکن خانواده‏های خواهان فرزندان بیشتر و یا خانواده‏هایی که صرفاً به جهت اهداف معنوی اقدام به پذیرش فرزند میکنند نیز قابل ذکرند. در دهه‏های اخیر در جوامع مختلف در کنار پذیرش دائم یا فرزند خواندگی اشکالی از پذیرش موقت نیز در قالب شبه‏خانواده در حال رشد بوده است. ساختارهای سنتی از جمله دایه رضاعی نیز نمونه‏ای قابل توجه از پذیرش موقت یا دائم فرزند در جوامع اسلامی است. دایه رضاعی به شکل ساختاری رسمی در حمایت از کودکان در برخی کشورهای اسلامی در دست اجراست و در کشور ما نیز به تازگی در ساختارهای دولتی پیش‏بینی گردیده است (2). پذیرش موقت چه در شکل شبه خانواده و یا در قالب دایه رضاعی میتواند به پذیرش دائمی فرزند منجر گردد. فرزند پذیری موقت با انگیزه حمایت از کودکان در برخی از کشورهای جهان با ارائه یارانه به خانواده‏ها ترغیب میشود (3). در دیگر کشورها از جمله در ایران، ارائه یارانه بعنوان عامل تضعیف کننده انگیزه‏های معنوی و ایجاد مخاطره برای کودکان تحت مراقبت تلقی میگردد (4، 2). عدم وجود سرپرست شناخته شده و یا با صلاحیت میتواند زمینه حقوقی پذیرش فرزند در خانوادهء جایگزین را فراهم نماید. همچنین کودکانی که به علل گوناگون بطور موقت از سرپرستی موثر محروم گردیده‏اند (مانند زندانی شدن سرپرستان و یا بیماری آنان) می‏توانند تحت سرپرستی موقت خانواده جایگزین قرار گیرند (5).

در دهه‏های اخیر تقویت روند موسسه زدایی در مراقبت از کودکان، زمینه توسعه طرحهای پذیرش موقت یا دائم کودکان در خانواده‏های جایگزین را فراهم نموده است (6). در برخی جوامع در حال توسعه بویژه جوامع اسلامی ساختار گسترده‏تر خانواده و احساس تعهد عمومی نسبت به کودکان موجب شده است تا تعداد بسیار قابل توجه‏ای از کودکان نیازمند حمایت، بصورت طبیعی تحت مراقبت و سرپرستی بستگان خود قرار گیرند. پژوهشهای انجام شده در زمینه شبه خانواده بستگان را بعنوان شبه خانواده با ثبات بیشتر و نتایج بهتر ارزیابی نموده است (6).

خانواده‏های نابارور و یا فاقد فرزند در فرهنگهای مختلف جهان و از جمله در کشور ما عمدتاً متقاضی پذیرش فرزند بصورت دائمی (فرزند خواندگی) هستند. لیکن پذیرش موقت نیز بویژه در کشورهای توسعه یافته مد نظر بسیاری از اینگونه خانواده‏ها قرار می‏گیرد. برخی محدودیتهای قانونی و یا محدودیت تعداد کودکان قابل واگذاری دائمی، بسیاری از خانواده‏های نابارور را به پذیرش موقت ترغیب نموده است.

با توجه به نرخ نسبتا بالای ناباروری، روی آوری حتی 8 درصد از اینگونه خانواده‏ها به فرزند پذیری جامعه را با تقاضای نسبتا بالا روبرو می‏نماید (7). شرایط حقوقی و شرعی حکم می‏کند که تنها کودکان فاقد والدین شناخته شده و یا کودکان با والدین سلب صلاحیت شده واجد شرایط واگذاری دائم به خانواده‏های متقاضی باشند (5، 2). کشورهای توسعه یافته سرمایه‏داری با این مشکل عمدتاً از طریق «وارد کردن» کودک از کشورهای در حال توسعه مقابله می‏کنند. پس از انقلاب اسلامی ممنوعیت واگذاری کودکان به اتباع خارجی شرایط بهتری را جهت پاسخگویی به نیاز خانواده‏های ایرانی فراهم نموده است. در کشورهای مختلف عدم تعادل بین متقاضیان و تعداد کودکان قابل واگذاری به عملکردهای غیرقانونی و اشکال مختلف خرید و فروش کودک می‏انجامد. در کشور ما وجود اینگونه عملکردها غیر قابل اغماض بوده و به نظارت دقیق‏تر مسئولین احتیاج دارد. اشکال غیرقانونی پذیرش فرزند علاوه بر از بین رفتن جدی حقوق کودکان می‏تواند خانواده‏های پذیرای کودک را با مشکلات زیادی روبرو نماید.

خلاصه‏ای از تاریخچه و وضعیت فرزند پذیری در ایران

چهارچوب حقوقی واگذاری فرزند در قالب فرزند خواندگی دائم از سال 1353 در قالب قانون حمایت از کودکان بی‏سرپرست وجود داشته و پس از انقلاب تغییرات عمده‏ای را شامل نشده است (5). با تشکیل سازمان بهزیستی کشور مسئولیت مربوط به امور فرزند پذیری بر عهده این سازمان گذاشته شد.

تحویل موقت کودکان در ایران از طریق صدور احکام «امین موقت» و یا «حضانت موقت» انجام می‏پذیرد. تحویل موقت کودکان از سالهای 1360 در کشور در دست اجرا بوده است. لیکن توسعه طرح شبه خانواده از سال 1379 بطور سازمان یافته توسط سازمان بهزیستی مورد پیگیری قرار گرفته است (2).

در سال 1379 تعداد 519 مورد فرزند خواندگی در استانهای مختلف کشور به ثبت رسیده است و تعداد کودکان مقیم شبه خانواده در پایان همین سال 1312 نفر بوده است (8). چنانکه اشاره گردید روند پذیرش فرزندان در اشکال غیرقانونی و یا بدون نظارت کافی دولت، رسیدگی جدی‏تر دولت و مراجع قضائی و انتظامی نیازمند است.

در ایران اطلاع رسانی مناسب به خانواده‏هائی که به درمان ناباروری روی آورده و یا متقاضی فرزند هستند توسط دولت و یا کلینیکهای درمان ناباروری بسیار ناقص و یا دور از دسترس به نظر می‏رسد (7). خدمات مشاوره‏ای به خانواده‏ها (قبل و بعد از تحویل فرزند) بصورت محدود در برخی استانهای کشور از ابتدای سال 1380 توسط سازمان بهزیستی در اختیار متقاضیان قرار می‏گیرد که محتاج توسعه می‏باشد (8).

در حالیکه تقاضای فرزند شیرخوار، فرهنگ غالب بر متقاضیان فرزند خواندگی را تشکیل می‏دهد و با توجه به تشدید بحران محدودیت کودکان قابل واگذاری، ضروری است تا با تبلیغ نمونه‏های موفق پذیرش فرزندان سنین بالاتر از شیرخوارگی و رفع ابهامات از طریق مشاوره دسترسی خانواده‏ها به فرزند افزایش یابد. برخی تحقیقات نشان دهنده درجه پایین آگاهی خانواده‏های متقاضی فرزند و ضرورت آموزش این خانواده‏ها میباشند (9). خطوط تلفنی اطلاع رسانی، مشاوره و همچنین ایجاد شبکه‏های همیاری خانواده‏های پذیرای فرزند از دیگر راهکارهای مفید و کارآمد موجود در برخی کشورها است (11).

با گذشت قریب به سی سال از تصویب قانون فرزند خواندگی، اقدامات در دست انجام توسط سازمان بهزیستی جهت تدوین قانون جدید و در برگیرنده دیدگاهها و نیازهای روز، محتاج حمایت همه جانبه می‏باشد. بررسی بیشتر مقولات مربوط به محرمیت با همکاری حوزه‏های علمیه و مراجع محترم تقلید و آموزش منظم مباحث شرعی در قالب مشاوره با خانواده‏های متقاضی از مباحث مهم در توسعه و تقویت پذیرش دائم یا موقت فرزند در کشور ما می‏باشد (9). کتاب «راهنمای پدر خوانده و مادر خوانده» از نادر منابع پژوهشی و اطلاع رسانی است که با عنایت جدی‏تر به مبانی فرهنگ اسلامی تدوین و ارائه گردیده است (12). شبه خانواده جهت کودکان شیرخوار در برخی کشورهای اسلامی از جمله مالزی در قالب «دایه رضاعی» مطرح گردیده و بطور رسمی در دست اجرا است. در این طرح علاوه بر تغذیه مناسب شیرخواران (توسط دایه‏های داوطلب که مورد حمایت مادی و معنوی قرار می‏گیرند) شرایط ایجاد هویت و محرمیت شرعی برای کودکان فراهم می‏گردد (2).

خانواده‏های نا بارور و چالشهای فرآیند پذیرش فرزند

در کنار چالشهای حقوقی و مربوط به ساختار اجرایی از دیگر عوامل تاثیر گذارنده بر مراحل مختلف پذیرش فرزند می‏توان به مباحث زیر اشاره نمود:

کمک به خانواده‏های نا بارور در تصمیم‏گیری بموقع در خصوص عدم ضرورت تداوم درمان می‏تواند با ترغیب آنان به پذیرش فرزند همراه باشد. انجام این مهم هماهنگی کلینیکها و مطب‏های درمانی با مراکز فرزندپذیری را طلب می‏کند (7). چنانکه ذکر گردید ارائه خدمات مشاوره‏ای می‏تواند به رفع موانع فکری، عملی و تصمیم‏گیری بموقع و آگاهانه کمک نماید. امکان دسترسی به خدمات مشاوره‏ای تلفنی و یا حضوری در عین کمک به خانواده‏های پذیرای فرزند می‏تواند نقشی با اهمیت در ایجاد زمینه پرورش مناسب کودکان و تضمین حقوق و بهداشت روانی آنان داشته باشد (13).

Leiblum و همکاران در بررسی‏های خود متوجه شدند که زنان نابارور حتی مدتهای طولانی پس از قطع درمان ناباروری امید به داشتن کودک ژنتیکی را از دست نمی‏دهند. این موضوع از جمله مباحثی است که میتواند پیچیده‏تر شدن فرآیند شکل‏گیری دلبستگی در خانواده‏های پذیرای فرزند را موجب شود (14).

توجه مجدد به مقوله دلبستگی در سالهای 1980 و 1990 به شناخت بیشتر از آن و ارائه راهبردهای متنوع پیشگیری و درمان اختلالات دلبستگی کمک نموده است (15). Labor و همکاران به وجود نگرانی در زوجها در خصوص عدم دلبستگی به کودک اشاره نموده‏اند (13). مقوله دلبستگی از جمله مباحث مهم در فرآیند تصمیم‏گیری، پذیرش و پرورش کودک است که مشاورین فرزندپذیری و یا روانشناسان همکار آنان با آگاهی و شناخت کافی از آن خواهند توانست نقشی با ارزش در کمک به خانواده‏ها و کودکان ایفا نمایند. بدین لحاظ متون پژوهشی به اهمیت بهره‏گیری از متخصصین آگاه و معتقد به امکان درمان اختلالات دلبستگی در سنین مختلف از زندگی کودک تاکید داشته‏اند (15). در بسیاری از موارد و با توجه به سن و تجارب کودک کمک به درمان و یا شکل‏گیری سالم دلبستگی بایستی از کمک به کودک در زمینه رفع آلام فقدان و یا از دست دادن روابط عاطفی در سنین پایین‏تر شروع شود.در کنار مقوله دلبستگی، مباحث مربوط به «هویت» و نحوه کمک به شکل‏گیری مناسب آن از مهمترین چالشهای فرآیند فرزندپذیری تلقی می‏گردد. تعامل نزدیک میان مقولات مربوط به دلبستگی و شکل‏گیری مناسب هویت مستقل کودک قابل تامل می‏باشد. از طرف دیگر مبحث شکل‏گیری هویت با دل نگرانی‏های مربوط به هویت ژنتیکی کودک و ضرورت و نحوه آگاه سازی او مربوط می شود. متون پژوهشی در عین تاکید بر اهمیت اطلاع رسانی مناسب به کودک در خصوص هویت ژنتیکی او با اشاره به «افسانه فرزند پذیری محرمانه » مخاطرات جدی در اصرار بر مخفی نگهداشتن هویت کودک را یادآور می شوند (13). احساس ناامنی، حسادت و یا شک و تردید در رابطه با فرزندخوانده از چالشهای عمیق این فرآیند هستند.

از دیگر مقولات تاثیرگذار بر رفتار خانواده، باورها و نگرش خانواده در خصوص «پذیرش و یا عدم پذیرش کودک توسط اطرافیان» می‏باشد. با توجه به کیفیت شخصی و عمیقاً عاطفی فرآیند فرزندپذیری کمک به خانواده‏ها در فائق آمدن بر اضطراب و حتی بحران ناشی از اینگونه تضادها از اهمیت خاص برخوردار است. خانواده‏هایی که در کنار پذیرش فرزند، خود نیز صاحب فرزند شده‏اند بایستی به مقوله عدم تبعیض عاطفی نسبت به فرزند خوانده توجه نمایند (16). رفتار مناسب خانواده می‏تواند از بروز مشکلات در شکل‏گیری شخصیت و هویت کودکان پیشگیری نماید. برخی پژوهشها به تفاوت در نیازهای عاطفی و رفتار پدران و مادران پذیرای فرزند اشاره داشته‏اند (17، 9). توجه به این تفاوتها و کمک به برقراری هماهنگی و تعادل مادران و پدران می‏تواند به انسجام خانواده و بهداشت روانی کودک کمک رساند.

برخی مطالعات به تفاوتهای فرهنگی میان خانواده‏های متقاضی فرزند و تاثیر این تفاوتها در توجه خانواده به عواملی همچون ایجاد محرمیت پرداخته‏اند (9). همچنین تصور خانواده از «نامشروع بودن کودک» بر فرآیند تصمیم‏گیری و رفتار خانواده تاثیر به سزا خواهد داشت. اهمیت مقولات فرهنگی ضرورت تعمق بیشتر در این موارد و توجه جدی‏تر به مباحث شرعی در عین مقابله با مفاهیم و نگرشهای نادرست اجتماعی را گوشزد می‏نماید.

بحث

با مرور وضعیت عمومی و اهمیت سرنوشت ساز پذیرش فرزند در خانواده جایگزین، ضرورت توسعه ساختارهای حقوقی و اجرایی و توجه به چالشهای فرهنگی و روانشناختی به روشنی مشاهده می شود. مطالعه وضعیت موجود و آگاهی از چالشهای مراحل مختلف فرزندپذیری خواهد توانست به برنامه ریزی مناسب جهت ارتقاء کیفیت این فرآیند کمک رساند. مـوسـسه زدایی و ارائـه الـگـوهـای منـاسب زنـدگی در خانواده با معتقدات و سنتهای ارزشمند جامعه ما همخوانی نزدیک داشته و می‏تواند پاسخگوی نیازهای معنوی و عاطفی خانواده‏های نابارور باشد. تقویت توجه به مبانی اسلامی و توسعه روند پذیرش فرزند در اشکال مختلف فرزندخواندگی، شبه خانواده و دایه رضاعی می‏تواند به حل مشکلات موجود کمک نموده و نتایج پربارتری را حاصل نماید. به روزنمودن قوانین موجود و تقویت نظارت دولت از مقدمات ایجاد تحول در امر فرزندپذیری خواهد بود. با توجه به ابعاد و پیچیدگی فرآیند تصمیم‏گیری، پذیرش و پرورش فرزند، ایجاد ارتباط میان واحدهای درمان ناباروری و مراکز فرزندپذیری از طرفی و ایجاد و توسعه واحدهای اطلاع رسانی و مشاوره ضروری است. چالشهای روانشناختی فرآیند فرزندپذیری نشان می‏دهد که بهره‏گیری از نیروهای ماهر، متخصص و آشنا با رویکردها و تجارب علمی در امور مربوط به اطلاع رسانی و مشاوره اهمیتی حیاتی خواهد داشت. بدین ترتیب بهره‏گیری از تجارب موجود در ایران و در دیگر کشورها در عین تاکید بر اصول و موازین اسلامی راهگشای توسعه آینده امر فرزند پذیری در کشور خواهد بود.

تشکر و قدردانی

تشکر و قدردانی صمیمانة خود را تقدیم همگی همکاران محترم که در شکل‏گیری “مرکز اطلاع‏رسانی و منابع علمی مراقبت شبانه روزی از کودکان” نقش داشته‏اند تقدیم می‏نمایم. بهره‏گیری از منابع علمی این مرکز سرمایة ارزشمندی در تهیه مقاله بوده است. همچنین وظیفة خود میدانم از کارشناسان صدیق و زحمکتش دفتر امور شبه خانواده سازمان بهزیستی کشور که در همة مراحل یاور فراگیری و پژوهش بنده بوده‏اند تشکر نمایم.

  1. Mooney A., Munton A.G. Research and policy in early childhood services: time for a new agenda institute of education. University of London. 1997.
  2. بهزیستی. دستورالعمل اجرایی مراقبت شبانه روزی از کودکان. دفتر امور شبه خانواده، سازمان بهزیستی کشور. سال 1379.
  3. Berridge D. Foster care: a research review. London, the Stationary Office. 1997.
  4. Meninos. Se buscan abrazos: programa de acogimientos y adopciones especiales en communidad de madrid. Madrid: Meninos. 1997.
  5. منصوری م. مجموعه قوانین و مقررات بهزیستی. چاپخانه سازمان بهزیستی کشور. سال 1376.
  6. Madge N. Children and residential care in Europe. London, National Children’s Bureau. 1994.
  7. سرداری سیار. مسائل و مشکلات زوج های نابارور در رابطه با فرزندپذیری. پایان نامه کارشناسی ارشد، انستیتو روانپزشکی ایران. سال 1379.
  8. دفتر امور شبه خانواده. گزارش فعالیتهای سال 1379 و طرحهای سال 1380. دفتر امور شبه خانواده، سازمان بهزیستی کشور. سال 1380.
  9. نقی‏نیا م. عوامل مؤثر بر رفتار خانواده‎‏های نابارور در ارتباط با فرزندخواندگی. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن. سال 1378.
  10. پژوهشهای حمایتی. مقایسه دو شیوه سرپرستی فرزند خواندگی و شبانه روزی. دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی. سال 1369.
  11. Van Balen F., Verdurmes J.E.E., Ketting E. Assessment of a telephone helpline on infertility provided by a patient association. Patient Edu Counsel. 2001; 42(3): 289-93.
  12. نیک فرمان ف. راهنمای پدرخوانده و مادرخوانده. انتشارات بشری. سال 1379.
  13. Labor S.L., Philips. The couple choosing private infant adoption. Pediatric nursing. 1994; 20(2): 141-5.
  14. Leiblum S.R., Aviv A.B., Hamer R. The After of Infertility: a long-term comparison of women who were unsuccessful with IVF to IVF and adoptive mothers. Fertil Steril. 1998; 70(3).
  15. Melina L.R. Adoptive parents need support when son or daughter searches. adopted child. 1994; 13(2).
  16. Raynor L. The adopted child comes of age. London, George Allen & Unwin. 1980.
  17. Snarey J. How fathers care for the next generation: a four-decade study. Harvard University Press. 1993.