Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Effect of some affective and demographic variables on life satisfaction of infertile women

Authors
1 Department of Psychology, Faculty of Educational Sciences and Psychology, Shiraz University, Shiraz, Iran
2 Faculty of Educational Sciences and Psychology, Shiraz University, Shiraz, Iran
3 Department of Obstet . and Gynecol Faculty of Medicine, Shiraz Medical Sciences University, Shiraz, Iran
Abstract
Various studies show that infertility is related to affective problems such as depression, despair, psychological stress, anxiety and also dissatisfaction from marital life. The purpose of this research was investigation of effect of some affective and demographic variables on life satisfaction of infertile women. Affective factors were such as having husband’s support, others blame, report of feeling psychological stress, anxiety, despair, depression and isolation and demographic factors were age, educational background, social status of couple and the kind of family. Sample group was composed of 77 women (mean age 26) who had referred for infertility treatment to one of treatment centers in Shiraz. Individual information questionnaire, which was prepared by researchers ad its integrity was being checked by specialists, was used to gather demographic information and other affective factors. For evaluation of life satisfaction “Temporal Satisfaction With Life Scale” (TSWLS) was used. This scale evaluates the satisfaction of people in 3 stages of past, present and future life. Its integrity has been evaluated in this study. Regression analysis of multiple variable was used for information and despair caused past, present and future lie dissatisfaction of infertile women but husband’s support and also his social status increase the life satisfaction of these women and also all other stages of life. Living in nuclear family results in increase of present and future life satisfaction of infertile women. As for total conclusion, data shows that effect of affection and demographic variables on the life satisfaction of infertile women is not equal.
Keywords

مقدمه:

در دهه‏های اخیر بررسی روانی و دموگرافیک زنان دارای مشکل ناباروری، مورد توجه گروهی از روانشناسان و پزشکان قرار گرفته ‏است‏. یافته‏های برخی از پژوهشها نشان داده است که ناباروری با مشکلات عاطفی از جمله افسردگی‏، نومیدی، فشار روانی، اضطراب و نیز نارضایتی از زندگی مشترک ارتباط دارد (‌2-1). به علاوه از گذشته تا کنون در جوامع مختلف، بچه‏دار شدن و فرزند پروری به طور سنتی یکی از برجسته ترین مشخصه‏های نقش جنسیتی زنانه به شمار آمده است و از این رو نا‏باروری به طور سنتی، مشکلی زنانه تلقی گردیده است (3). بنابراین می‏توان انتظار داشت که زنان نابارور با مشکلات روانی و اجتماعی مختلفی درگیر باشند(4). برخی از محققان معتقدند که شبکه‏ای در هم تنیده از عوامل جسمانی، روانی و اجتماعی فرد نابارور را تحت تاثیر قرار می‏دهد و عناصر، روابط و کارکرد این شبکه پیچیده، تعیین کننده چگونگی پاسخ فرد به مشکل ناباروری است (5). به همین دلیل انتظار میرود که عوامل دموگرافیک به عنوان بخشی از پیش زمینه اجتماعی، بر نحوه رویارویی فرد با مشکلات ناشی از ناباروری، مؤثر باشد. نقصان در سازگاری روانی – اجتماعی زنان نابارور، فرآیند درمان جسمانی آنان را به حدی مختل می سازد، که برخی از پژوهشگران، عوامل مذکور را در زمره مباحث مربوط به سبب شناسی ناباروری مطرح نموده‏اند (6). یکی از عوامل تعیین کننده سازگاری روانی – اجتماعی، “رضایتمندی از زندگی “ است که به عنوان مؤلفه شناختی سازه “رفاه “ تلقی می‏گردد (7). از آنجا که عاطفه و شناخت دو جزء جدانشدنی روان آدمی به شمار می‏آیند (8) روشن است که رضایتمندی از زندگی متاثر از تجارب پیشین و کنونی فرد، انتظارات و پیش‏بینی‏های او از تجارب آینده و نیز عواطف تنیده در این تجارب می‏باشد (9). تعیین عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی از زندگی به ویژه در میان زنان نابارور که ”قربانی بحران ناباروری خود” خوانده شده‏اند (10)، می‏تواند تلویحاتی را در خصوص جهت گیریهای درمانی و مشاوره‏ای آنان ارائه نماید. در راستای وصول بدین هدف، تحقیق حاضر تاثیر برخی از عوامل دموگرافیک و عاطفی از جمله : سن، میزان تحصیلات و شغل زوجین، نوع خانواده (‌هسته‏ای یا گسترده)‌، برخورداری از حمایت همسر، سرزنش از سوی دیگران، گزارش از احساس فشار روانی، اضطراب، نومیدی، افسردگی و گوشه گیری را بر رضایتمندی زنان نابارور از زندگی گذشته، حال و آینده آنان مورد بررسی قرار می‏دهد.

مواد و روشها

این مطالعه از نوع توصیفی – تحلیلی است. گروه نمونه شامل 77 زن بود که به علت مشکل ناباروری طی پائیز 1379 به یکی از مراکز درمان ناباروری شهرستان شیراز مراجعه و به طور داوطلبانه به عنوان آزمودنی در این تحقیق شرکت نمودند. جدول 1 ویژگیهای سنی زنان شرکت کننده در تحقیق و همسران آنان را نشان می‏دهد. بر اساس در این جدول، سن این زنان بین 42-17 سال، با میانگین 26 سال انحراف معیار 5 سال بود. جدول 2 توزیع میزان تحصیلات آزمودنیهای تحقیق و همسران آنان را نشان می‏دهد . با توجه به اطلاعات این جدول، 5/54 درصد زنان شرکت کننده در تحقیق از لحاظ تحصیلات در سطح متوسطه و دیپلم بودند. جدول 3 توزیع منزلت اجتماعی شغل زنان و همسران آنان را نشان می‏دهد. این طبقه بندی بر اساس “ سیاهه منزلت مشاغل در جامعه شهری ایران“ (11) صورت گرفت و همانطورکه از اطلاعات این جدول مشخص است، قریب به 2/79 درصد از زنان شرکت کننده در این تحقیق خانه دار بودند.به منظور سنجش میزان رضایتمندی از زندگی، از مقیاس “ رضایتمندی ادواری از زندگی“ (TSWLS) استفاده شد (12 ). این مقیاس خود سنجی، میزان رضایتمندی از زندگی را در سه مؤلفه که عبارتند از :‌ 1-رضایتمندی از زندگی گذشته، 2- رضایتمندی از زندگی کنونی و 3- پیش‏بینی رضایتمندی از زندگی آینده را مورد سنجش قرار می‏دهد و مجموع نمرات حاصل از این سه مؤلفه، نمره رضایتمندی کلی آزمودنی می‏باشد. پاسخگویی به موادTSWLS بر اساس مقیاس پنج بخشی از نوع لایکرت صورت می‏گیرد. بررسی ضرایب همبستگی درونی مؤلفه‏ها و کل مقیاس شواهدی دال بر روایی سازه‏ای آن فراهم ساخت. این ضرایب بین 84% - 29% متغیر و همگی آنها از لحاظ آماری معنی دار بودند (0001/0P<). به منظور سنجش ثبات درونی این مقیاس از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و ضرایب حاصل برای مؤلفه‏ها و کل مقیاس بین 85 /0 – 65 /0 متغیر بود. همچنین به منظور جمع‏آوری اطلاعات دموگرافیک و گزارش مشکلات عاطفی “پرسشنامه اطلاعات فردی“ به وسیله محققان تهیه شد روایی آن با نظر متخصصان احراز گردید. گردآوری اطلاعات این تحقیق بدین صورت بود که “مقیاس رضایتمندی ادواری از زندگی“ و “پرسشنامه اطلاعات فردی “ با ارائه توضیحات لازم و جلب همکاری آزمودنیها در محل مرکز درمانی در اخنیار آنان قرار می گرفت و به وسیله خود آزمودنیها تکمیل می‏شد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات از روش “تحلیل رگرسیون چند متغیره“ استفاده به عمل آمد.

نتایج

ویژگیهای دموگرافیک افراد مورد مطالعه در جداول 3-1 آورده شده است. جدول 4 نشان می‏دهد که مجموع عوامل مورد بررسی 30 درصد از واریانس رضایتمندی زنان نابارور را از زندگی گذشته به طور معنی‏داری تعیین می‏کند(04/0 P<، 94/1=F و 30/0=R ). از میان این عوامل، سن زن (01/0P< ، 99/1- = t و 51/0 -=) و گزارش احساس افسردگی (01/0 P<، 59/2-=t و 32/0-=) به طور معنی‏داری بر رضایتمندی زنان نابارور از زندگی گذشته تاثیر می‏گذاشت. این نتایج نشان میدهد که زنان نابارور مسن‏تر و نیز آنان که احساس افسردگی نمودند، از زندگی گذشته خود رضایتمندی کمتری داشتند. جدول 5 نشان می‏دهد که مجموع عوامل مورد بررسی 48 درصد از واریانس رضایتمندی زنان نابارور از زندگی کنونی را به طور معنی دار تعیین می‏کند ( 1000/0P< ، 39/3 =F و48/0 =R2 ) .از میان این عوامل سن همسر (02/0 P< ، 4/2 -=t و 38/0- =)‌، شغل زن ( 04/0 P< ، 08/2 -=t و 27/0- =)، شغل همسر (03/0 P<،2/2- =t و27/0- =)‌ نوع خانواده (04/0P<، 05/2-=t و22/0- =)‌ برخورداری از حمایت همسر (05/0P< و 2=t و 21/0=)‌ و گزارش احساس افسردگی (01/0 P< و 6/2-= tو 30/0-=)‌به طور معنی‏داری بر رضایتمندی زنان نابارور از زندگی کنونی تاثیر دارد. ضرایب فوق نشان می‏دهد که با افزایش سن همسر، میزان رضایتمندی کنونی زنان دارای مشکل ناباروری کاهش می‏یابد (38/0- =). همچنین منزلت اجتماعی شغلی بالاتر در میان زنان با کاهش رضایتمندی اززندگی کنونی همراه است (27/0- = )‌. لازم به ذکر است که چون بیشتر زنان شرکت کننده در این تحقیق خانه دار بوده‏اند (2/79 %)، عامل شغل همسر به طور مشخصی منزلت اجتماعی خانواده را تعیین می‏کند و همانطور که در جدول 5 آمده است، رابطه شغل همسر با رضایتمندی زن از زندگی کنونی مثبت است (27/0 =)‌. به علاوه زندگی در خانواده گسترده (همراه با خانواده زن یا خانواده همسر) با کاهش رضایتمندی زنان همراه است ( 22/0 - =)‌ و نیز زنانی که احساس افسردگی می نمودند، از زندگی کنونی خود رضایتمندی کمتری دارند (30/0 -= ). جدول 6 نشان می‏دهد که مجموع عوامل مورد بررسی 28 درصد از واریانس رضایتمندی زنان نابارور از زندگی آینده را تعیین می‏کند (‌05/0P<، 76/1= F و 28/0=R2 ). از میان این عوامل میزان تحصیلات زن (01/0P<، 56/2-= t و 42/0-=)‌، نوع خانواده (04/0P<، 3/2-= t و 26/0-=)‌ و گزارش احساس نومیدی (04/0P<، 05/2-=t و 24/0-=)‌ بطور معنی‏داری رضایتمندی زنان از زندگی آینده را پیش‏بینی می‏نماید. بررسی ضرایب استاندارد رگرسیون برای عوامل فوق بدین معنی است که با افزایش سطح تحصیلات زنان، میزان رضایتمندی آنان از زندگی آینده آنها کمتر می‏شود (42/-=). به علاوه زنانی که در خانواده‏های گسترده (همراه با خانواده زن یا خانواده همسر) زندگی می‏کردند، رضایتمندی کمتری از زندگی آینده خود دارند (26/0-=) و نیز احساس نومیدی، همراه با کاهش رضایتمندی از زندگی آینده می‏باشد (24/0-=)‌. جدول 7 نشان می‏دهد که مجموع عوامل مورد بررسی، 41 درصد از واریانس رضایتمندی کلی زنان نابارور را از زندگی آنان به طور معنی‏داری تعیین می‏کرد (001/0P< ، 08/3=F و 41/0=R2). از میان عوامل مورد مطالعه، شغل شوهر (04/0 P<، 12/2=t و 27/0 =)‌، نوع خانواده (03/0P<، 17/2 - =t و 24/0 -=)، برخورداری از حمایت همسر (05/0P< و 00/2 =t و 21/0 =)‌و گزارش از احساس افسردگی (01/0P<، 70/2 - = t و 31/0 -=) بطور معنی‏داری به رضایتمندی کلی از زندگی تاثیر می‏گذاشت. بررسی ضرایب استاندارد رگرسیون نشان می‏دهد که میزان رضایتمندی کلی از زندگی در میان زنانی که منزلت اجتماعی شغل همسران آنان بالاتر است، بیش از سایرین میباشد (27/0 =). همچنین گسترده بودن خانواده، همراه با کاهش رضایتمندی کلی از زندگی بود (24/0 -= ) و برخورداری ازحمایت همسر، باعث افزایش رضایتمندی کلی از زندگی می‏شود (21/0=) ونیز گزارش از احساس افسردگی تاثیری منفی بر رضایتمندی کلی از زندگی داشت (31/0- =).

بحث

بـر اسـاس نـتـایـج حـاصـل از ایـن پـژوهـش احسـاس

رضایتمندی زنان نابارور نسبت به ادوار مختلف زندگی تحت تاثیر عوامل عاطفی و دموگرافیک یکسانی نمی‏باشد آنچه رضایتمندی کلی از زندگی را تعیین می‏کند، اگر چه از حیطه این عوامل فراتر نمی رود، ولی می‏تواند انطباق کامل با هیچیک از ادوار گذشته، حال و آینده نداشته باشد. این یافته‏ها همسو با سایر نتایج تحقیقاتی (13 ) به ماهیت چند جنبه‏ای سازه رضایتمندی از زندگی تاکید می‏ورزند. از میان عوامل عاطفی مورد بررسی در تحقیق حاضر، احساس افسردگی و نومیدی تاثیری تعیین کننده و منفی بر رضایتمندی زنان نابارور از زندگی داشته، احساس افسردگی نقشی برجسته در کاهش رضایتمندی کلی از زندگی گذشته و حال ایفا می‏نماید و احساس نومیدی، که احساسی همایند و نزدیک به افسردگی است، بر کاهش رضایتمندی این زنان از زندگی آینده تاثیر می‏گذاشت. یافته‏های فوق به طور تلویحی نتایج تحقیقاتی را تایید می‏کند که به شیوع برخی از مشکلات عاطفی در میان زوجهای نابارور اشاره نموده‏اند (14). از آنجا که یافته‏های پژوهشی بر تاثیر عوامل روانشناختی به خصوص عاطفی بر درمان ناباروری تاکید ورزیده‏اند (15)، تعیین مشکلات عاطفی شایع در میان زنان نابارور و ارائه خدمات مشاوره‏ای به آنان به موازات انجام درمانهای پزشکی در راستای کاهش این مشکلات، حائز اهمیت تلقی می‏گردد. بر اساس یافته‏های حاضر برخورداری از حمایت همسر به عنوان یک عامل عاطفی می‏تواند بر رضایتمندی زنان نابارور از زندگی حال و نیز رضایتمندی کلی آنان از زندگی تاثیر بگذارد. نتیجة کاربردی این نتایج برای دست اندرکاران مشاوره و درمان زنان نابارور، تاکید بر آن دارد که مداخلات مشاوره‏ای نباید صرفاً متمرکز بر زنان صورت گیرد، بلکه باید خانواده و به ویژه همسر را مورد ملاحظه قرار دهد. آگاهی همسران نسبت به نقش تعیین کننده‏ای که حمایت آنان می‏تواند در سازگاری عاطفی زنان ایفاء کند، ممکن است روند مشاوره و درمان را به طور مثبت تحت تاثیر قرار دهد. این نتایج همسو با یافته‏های پژوهشهایی است که بر مداخلات مشاوره‏ای متمرکز بر زوجین، در سازگاری با مشکل ناباروری تاکید می‏ورزند (16). علاوه بر این منزلت اجتماعی شغل همسر رابطه‏ای مثبت با رضایتمندی زنان نابارور در مجموع ادوار زندگی دارد. این نتایج تلویحاً با یافته‏های مطالعاتی که سازگاری روانی زنان نابارور را متأثر از وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانواده معرفی نموده‏اند، همسو است(18). توجیه احتمالی این یافته می‏تواند چنین باشد که برخورداری همسر از موقعیت شغلی بالاتر به ویژه اگر همراه با درآمد بیشتر باشد، احساس امنیت خاطر زن را که درگیر با درمانهایی پر هزینه و غالباً طولانی مدت است، فزونی می‏بخشد. از آنجا که بیشتر زنان شرکت کننده در این تحقیق (2/79درصد) خانه دار بودند، شغل همسر به عنوان یک متغیر دموگرافیک بهتر از شغل زن میتواند معرف وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانواده باشد.

نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که زندگی در خانوادة هسته‏ای تأثیری مثبت بر رضایتمندی زنان نابارور از زندگی کنونی و آینده آنها دارد. برخلاف آن زندگی کردن همراه با خانوادة خود یا خانوادة همسر منجر به کاهش رضایتمندی زنان نابارور از زندگی می‏شود. یافته فوق می‏تواند با توجه به نیاز خانواده‏ها در جوامع امروزی به زندگی مستقل و هسته‏ای توجیه گردد و این ممکن است به زنان نابارور منحصر نباشد. ولی از آنجا که در مورد این زنان، مشکل ناباروری می‏تواند دخالت‏های نامناسبی را از سوی خانواده‏های وابسته بر انگیزد، ملاحظات بیشتری را می‏طلبد. نتیجة حاصل این یافته بدین معنی است که در مداخلات مشاوره‏ای و درمانی با زنان نابارور، نوع زندگی آنان نیز نباید نادیده گرفته شود. علاوه بر این با افزایش سن زنان نابارور و همسران آنان به ترتیب با کاهش رضایتمندی از زندگی گذشته و حال همراه است. بنابراین همسو با نتایج سایر مطالعات (1)، سپری شدن زمان و افزایش سن نه تنها به خودی خود منجر به انطباق مؤثر با مشکل ناباروری نمی‏گردد، بلکه به تدریج رضایتمندی از زندگی را به عنوان یکی از اجزاء سازگاری روانی مختل می سازد. این امر نیز ضرورت مداخلات مشاوره‏ای برای زوجهای نابارور را مورد تأکید قرار می‏دهد. بر اساس نتایج این پژوهش رضایتمندی زنان نابارور از زندگی کنونی و آینده به ترتیب رابطه‏ای منفی با منزلت اجتماعی شغل و میزان تحصیلات آنان دارد. لازم به ذکر است که توزیع گروه نمونه از لحاظ این دو متغیر دموگرافیک توزیعی بهنجار نبود. قریب به 61 نفر (2/79 درصد) زنان شرکت کننده در این تحقیق خانه دار و تنها 16 نفر (8/20 درصد) به لحاظ منزلت اجتماعی شغل در گروه متوسط و بالا قرار داشتند. همچنین میزان تحصیلات 64 نفر (1/83 درصد) از این زنان در سطح دیپلم و زیر دیپلم بود. به دلیل غلبة این وضعیت در گروه نمونه، درخصوص تفوق رضایتمندی از زندگی زنان نابارور غیر شاغل یا زنان ناباروری که تحصیلات پایین‏تری دارند، باید اظهار نظرهای دقیق‏تری را در تحقیقات آتی برای گروههایی از زنان نابارور اظهار نمود که از توزیع شغلی و تحصیلی بهنجارتری برخوردار باشند‏ توجیه احتمالی دیگر این یافته‏ها تفاوت در مکانیسم های سازگاری روانی با مشکل ناباروری است (17) که کارکرد نامشابه این مکانیسم‏ها در گروههای مختلف زنان نابارور می‏تواند الگوهایی ناهمسان از رضایتمندی از زندگی را ایجاد کند. به عنوان نتیجه‏گیری کلی یافته‏های تحقیق حاضر، رضایتمندی از زندگی به عنوان جزئی از احساس رفاه در میان زنان نابارور به وسیلة احساس افسردگی و نومیدی نسبت به آینده مورد تهدید قرار می‏گیرد، در حالیکه برخورداری از حمایت عاطفی همسر تأثیر مثبت بر رضایتمندی زنان نابارور از زندگی دارد. از سویی دیگر سن، شغل و میزان تحصیلات زوجین و نیز گسترده یا هسته‏ای بودن خانواده به عنوان عوامل دموگرافیک به صورتهای مختلف بر رضایتمندی زنان نابارور در ادوار مختلف زندگی تأثیر می‏گذارند و در فرآیند مشاوره و درمان زنان نابارور باید مورد توجه قرار گیرند. یافته‏های این پژوهش تلویحاً همسو با نتایج مطالعاتی است که مداخلات درمانی چند جانبه و تلفیقی را برای ناباروری توصیه می‏نمایند (19). مطالعة عوامل تأثیرگذار بر افسردگی و نومیدی در میان زوجهای نابارور، مقایسة مشکلات عاطفی و انطباقی زنان و مردان نابارور، بررسی مکانیسم های شناختی سازگاری با مشکل ناباروری و مقایسة آن در میان گروههای مختلف زوجهای نابارور از لحاظ متغیرهای دموگرافیک، بررسی تأثیر انواع مداخلات روانشناختی و تلفیقی بر ویژگیهای روانی زوجها و نیز بررسی تأثیر این مداخلات بر موفقیت درمان ناباروری پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی در این زمینه است.

تشکر و قدردانی

از سرکار خانم راضیة اکبری که در جمع‏آوری اطلاعات این پژوهش صمیمانه با ما همکاری نمودند، کمال امتنان و قدردانی را داریم. این مقاله در سمپوزیوم جنبه‏های روانشناختی ناباروری در تاریخ 27/2/80 به صورت سخنرانی ارائه شده است.

  1. Morrow K.A., Thoreson R.W., Penney L.L. Predictors of psychological distress among infertility clinic patients. J Consult Clin Psychol .1995; 63(1): 163-7.
  2. Leiblum S.R., Aviv A., Hamer R. Life after infertility treatment: a long-term investigation of marital and sexual function. Hum Reprod. 1998; 13(12): 3569-74.
  3. Berg B.J., Wilson J.F., Weingrtner P.J. Psychological sequelae of infertility treatment: the role of gender and sex role indentification. Soc Sci Med. 1991; 33 (9): 1071– 80.
  4. Jordan C., Revenson T.A. Gender differences in coping with infertility: a meta–analysis. J Behav Med. 1999; 22(4): 341-58.
  5. Bielawska–Batorowicz E. Infertity and some of its psychological aspects. [Article in Polish]. Ginekol Pol. 1998; 69(12): 1116-25.
  6. Edelmann R., Connoly K. Psychological aspects of infertility. Br J Med Psychol. 1986; 59(3): 209-19.
  7. Pavot W., Diener E. The affective and cognitive context of self reported measures of subjective.Well-being. Soc Indica Resear. 1993; 28: 1-20.
  8. Lazarus R. The cognition–emotion debate: a bit of history. Int Dalgleish and M. Power (Eds.).Handbook of Cognition and Emotion. Published by J Wiley and Sons, New York. 1999; 3-19.
  9. Karniol R. The motivational impact of temporal focus: thinking about the future and the past.Ann Rev Psychol. 1996; 47: 593-620.
  10. Bresnick E., Taymor M. The role of Counseling in infertility. Fertil Stril. 1979; 32(2): 154-6.
  11. مقدس علی‏اصغر. منزلت مشاغل در جامعة شهری ایران : مورد مطالعه شهر شیراز. مجلة علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دوره دهم، شمارة دوم. سال 1374، ص 94-65.
  12. Pavot W., Diener E., Suh E. The Temporal Satisfaction With Life Scale. J Perso Assessm.1988; 70(2): 340-54.
  13. Pavot W., Diener E. Review of the satisfaction with life scale. Psychol Assessm. 1993; 5: 64-72.
  14. Hjelmstedt A., Anderson L., Skoog A., et al. Gender differences in psychological reactions to infertility among couples seeking IVF and ICSI treatment. Acta Obs Gyn Scand. 1999; 78(1): 42-8.
  15. Daniluk J. Infertility: intrapersonal and interpersonal impact. Fertil Steril. 1988; 49(6): 982-90.
  16. Patriarca A., Gemelli M., Giacardi M. Significance and problems of psychological cosultation for infertility. [Article in Italian]. Minerva Gineol. 1990; 42(9): 361-4.
  17. Stanton A.L., Tennen H., Affleck G., et al. Appraisal and adjustment to infertility. Women Health. 1991; 17(3): 1-15.
  18. Abbey A., Halman L.J., Andrews F.M. Psyshosocial, treatment and demographic prediotors of the stress associate with infertility. Fertil Stril. 1992; 57(1): 122-8.
  19. Dennerstein L., Morse C. Psychological issues in IVF. Clin Obs Gyn. 1985; 12(4): 835-46.