Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Increase of NK cells in decidua of women with recurrent spontaneous abortion

Authors
1 Department of Immunology, Ahwaz Medical Science University, Ahvaz, Iran
2 Biochemistry Department, Faculty of Medicine, Ahwaz Medical Sciences University, Ahvaz, Iran
Abstract
Various immunological mechanisms are known to be involved in maintenance of pregnancy but mechanisms underlying the failure of pregnancy in spontaneous abortion are poorly understood. Leukocytes consist a substantial percentage of endometrial stroma cells and classic natural killer cells have been proposed as immunological factor in spontaneous abortion. This study was performed to clarify the immunological role of classic NK cells in women with recurrent spontaneous abortion in the first trimester and of unknown etiology. This cell population was studied in 30 samples of decidua tissue of women with spontaneous abortion (test group) and compared with 30 samples of decidua of women undergoing elective pregnancy termination (control group). Paraffin embedded sections were prepared from endometrial tissue samples of both groups and were dyed with specific monoclonal antibody against CD57 marker by using avidin-biotin-peroxides technique. NK cells positive for CD57 were then evaluated and counted under light microscopy with 400 magnification. Z-test was used to statistically compare NK population between test and control groups. Result showed that NK cells were scattered through stroma cells in both normal and abotion group. There was few NK cells observed in normal decidua tissue, where as this cell population was significantly increased in women with spontaneous abortion (P<0.003). It seems that NK cells play key role in recurrent spontaneous abortion during the first trimester of pregnancy. Probably classic NK cells are activated by local cytokines and attack trophoblast cells of placenta and are thus involved in induction of spontaneous abortion.
Keywords

مقدمه

علیرغم اختلاف در آنتی‏ژنهای HLA بین مادر و جنین، بارداری با موفقیت حاصل می‏شود. جهت حفظ بارداری واکنش‏های اختصاصی متعددی بین مادر و جنین برقرار می‏شود بطوریکه بهم خوردن و عدم تعادل این واکنش‏ها منجر به سقط بویژه در سه ماهه اول بارداری می‏گردد. سقط خودبخودی جنین در زنان باردار بعنوان یکی از مشکلات اساسی در جوامع بشری محسوب می‏شود بویژه در کشورهایی که تداوم بنای خانواده یک اصل به شمار می‏رود. بر اساس نتایج تحقیقات انجام شده تقریباً 20-10 درصد موارد بارداری در سه ماهه اول منجر به سقط می‏شوند(1). سقط خودبخودی را می‏توان به انواعی شامل: تهدید به سقط ، سقط غیر قابل اجتناب ، سقط ناقص‌ ، سقط کامل ، سقط فراموش شده و سقط مکرر تقسیم نمود. سقط مکرر عبارت از تشخیص بالینی وقوع سه مورد یا بیشتر سقط می‏باشد. تقریباً از هر 300 مورد بارداری یک مورد سقط خود به ‏خودی رخ می‏دهد(1). عوامل اتیولوژیک زیادی برای سقط مکرر ارائه شده است که از جمله می‏توان به اختلالات کروموزومی در دوران بارداری اشاره نمود. معمولاً نارسایی و یا افزایش برخی از هورمون‏ها قبل از هفته دهم بارداری نیز منجر به سقط می‏شود. عوامل عفونی، ایمونولوژیک و محیطی نیز از عوامل سقط در سه ماهه اول می‏باشند، این عوامل حتی ممکن است در تمامی مدت بارداری منجر به سقط گردند(2).

تئوریهای ایمونولوژیک متعددی برای توجیه سقط مکرر در حیوانات و انسان مطرح شده است، یکی از آنها تغییر وضعیت و عملکرد لکوسیت‏ها در بافت دسیدوای زنان مبتلا به سقط می‏باشد(5-3). پیشرفت‏های گسترده در زمینه آنتی بادی‏های مونوکلونال و تکنیک‏های بیولوژی مولکولی اطلاعات ما را درباره جمعیت‏های مختلف لکوسیتی موجود در دسیدوای انسان گسترش داده است. لکوسیت‏ها ترکیب عمده‏ای از سلولهای استرومای اندومتریوم رحم را تشکیل می‏دهند. نسبت این لکوسیت‏ها در طی مراحل سیکل قاعدگی افزایش می‏یابد بطوریکه در سه ماهه اول بارداری به 40-30 درصد می‏رسد. در ترکیب لکوسیتی دسیدوا در سه ماهه اول بارداری، سه گروه اساسی شامل ماکروفاژها، لنفوسیت‏های T و یک جمعیت غیر معمول بنام لنفوسیت‏های گرانوله اندومتریوم (eGL) حضور دارند. لنفوسیت‏های B و لنفوسیتهای NK کلاسیک با مارکرهای CD16,CD57,CD56 نیز در استرومای اندومتریوم مشاهده می‏شود(8-6).

در سالهای اخیر بررسی‏های زیادی در رابطه با جمعیت‏های مختلف لکوسیتی دسیدوای زنان مبتلا به سقط خودبخودی صورت گرفته است و سلولهای NK بعنوان یکی از عوامل ایمونولوژیک در سقط مکرر مطرح می‏باشند(3.9-2). مطالعات انجام شده در موشهای نژاد DBA/2 * CBA/j نشان می‏دهد که سلولهای NK نقش کلیدی را در سقط خودبخودی ایفا می‏کنند. مهار و یا افزایش فعالیت سلول‏های NK سبب کاهش و افزایش تعداد سقط‏ها می‏شود (10). براساس تحقیقات انجام شده، در سه ماهه اول بارداری درصد کمی از لکوسیت‏ها در دسیدوای طبیعی متعلق به سلولهای NK است (6). سلولهای NK 15-10% لکوسیت‏های خون محیطی را تشکیل می‏دهند. براساس برخی از گزارشات در سقط مکرر نسبت به بارداری طبیعی تغییر قابل توجهی در تعداد سلولهای NK مشاهده نمی‏شود (11). در حالیکه افزایش قابل توجهی در سلولهای NK بافت دسیدوا در سه ماهه اول بارداری نیز گزارش داده است (9). مطالعه حاضر به منظور روشن شدن وضعیت سلولهای NK کلاسیک،‌ طراحی شد. هدف از مطالعه حاضر بررسی لنفوسیت‏های NK کلاسیک در سه ماهه اول بارداری در بافت دسیدوای زنان مبتلا به سقط خودبخودی و مقایسه آن با بافت دسیدوای حاصل از سقط درمانی در همان دوره از بارداری می‏باشد، آیا در این دو گروه تفاوتی در توزیع و تعداد این نوع از لکوسیتها وجود دارد؟ بدین ترتیب نقش ایمونولوژیک این سلولها در جریان سقط بیشتر مشخص خواهد گردید.

مواد و روشها

مواد لازم: آنتی بادی مونوکلونال علیه مارکر CD57 (آنتی بادی اولیه) به منظور نشاندارکردن سلولهای NK کلاسیک انسان، آنتی بادی بیوتینه شده بر علیه ایمونوگلوبین موش با منشاء خرگوشی (آنتی بادی ثانویه) و ترکیب استرپت آویدین-بیوتین پراکسیداز از شرکت DAKO (دانمارک) خریداری گردید.

جمع‏آوری بافتها: 48 نمونه از بافتهای جفت و دسیدوا خانمهای گروه سنی 42-19 سال در طی مدت سه سال جمع‏آوری گردید. این افراد بطور انتخابی جمع‏آوری گردیدند که در سه ماه اول بارداری تحت عمل سقط درمانی در بیمارستان امام خمینی شهرستان اهواز قرار گرفته بودند. از بین این تعداد30 نمونه دارای بارداری طبیعی بین 12-8 هفتگی به عنوان گروه شاهد، انتخاب گردید. اکثر این افراد صاحب فرزند بوده و سابقة سقط خودبخودی نداشتند. پس از تشخیص ظاهری، قطعات دسیدوا از محتویات بارداری جدا گردید و در بافر فرمالین 10% فیکس گردید. 87 نمونه از بافتهای جفت و دسیدوا خانمهایی در همان گروه سنی (42-19 سال) که در سه ماه اول بارداری دچار سقط خود بخودی شده بودند بطور تصادفی در بیمارستان امام خمینی شهرستان اهواز در طی مدت سه سال جمع‏آوری شد و مورد بررسی قرار گرفت. از بین این نمونه‏ها، سی نفر از زنان با سه مورد پشت سر هم یا بیشتر سقط خودبخودی و فاقد فرزند زنده در بین 12-8 هفتگی انتخاب گردید (گروه آزمون). این زنان فاقد ناهنجاریهای آناتومی و یا عفونت در رحم خود بوده و علت سقط آنها قابل توجیه نبود. قطعات دسیدوا پس از تشخیص ظاهری از محتویات بارداری جدا و در بافر فرمالین 10% فیکس گردید.علاوه بر بافت‏های تهیه شده فوق، نمونه‏هایی از بافتهای لوزه به عنوان کنترل مثبت از اتاق عمل بیمارستان امام خمینی شهرستان اهواز تهیه و در بافر فرمالین 10% فیکس گردید. پس از فیکساسیون و قالب گیری در پارافین، از نمونه‏های بافتی جهت بررسی میکروسکپی مقاطعی به ضخامت 3 میکرون تهیه گردید.

رنگ آمیزی H&E: رنگ‏آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین(H&E) جهت حذف نمونه‏های بافتی که دچار التهاب و نکروز شده بودند بر روی همه مقاطع بافتی انجام شد. ابتدا مقاطع بافتی در محلول هماتوکسیلین قرار داده شد و پس از شستشو با آب جاری، در محلول ائوزین قرار گرفتند. هماتوکسیلین هسته سلول‏ها و سایر ساختمانهای اسیدی را به رنگ آبی در می‏آورد، در حالیکه ائوزین، سیتوپلاسم را به رنگ قرمز صورتی تغییر می‏دهد. مقاطع بافتی بعد از شستشو با آب مقطر جهت آبگیری در غلظت‏های افزایشی در الکل اتیلیک و سپس جهت شفاف شدن در گزیلول و سرانجام با چسباندن لامل روی آنها بوسیله چسب انتلان مورد ارزیابی میکروسکپی قرار گرفتند.

رنگ آمیزی ایمونوهیستوشیمیایی: جهت تشخیص سلولهای NK در نمونه‏های طبیعی و پاتولوژیک رنگ آمیزی با روش استرپت آویدین-پراکسیداز بر روی مقاطع پارافینی بافت دسیدوا انجام شد. ابتدا مقاطع بافت پارافینی پس از آبدار شدن در متانول 3% پراکسید انکوبه گردیدند. پس از شستشو مقاطع بافتی با آب مقطر، مراحل انکوباسیون را بترتیب با سرم خرگوش (20دقیقه)، آنتی‏بادی مونوکلونال (یک ساعت)، آنتی‏بادی ثانویه (نیم ساعت) و ترکیب ABC (نیم‏ساعت) انجام گرفت. شستشو کوتاه با بافر نمکی Tris بعد از هر انکوباسیون انجام و سپس مقاطع بافتی جهت ایجاد رنگ قهوه‏ای در محل مارکر CD57 در معرض محلول کروموژن (3،3 دی آمینو بنزیدین تترا هیدروکلراید) قرار گرفتند. جهت مشخص شدن هسته سلولها مقاطع بافتی بعد از شستشو با آب مقطر توسط هماتوکسیلین رنگ‏آمیزی گردید. سرانجام مقاطع بافتی پس از آبگیری و شفاف‏شدن به کمک چسب انتلان بوسیله لامل پوشانده شد و توسط میکروسکوپ مورد ارزیابی قرار گرفت. در هر نوبت کنترل مثبت (لوزه) برای مارکر CD57 و کنترل منفی (حذف آنتی‏بادی اولیه) گذاشته شد.

آنالیز نتایج: شمارش سلولهای مثبت بر روی تمام نمونه‏های طبیعی و پاتولوژیکی انجام گرفت. برای این کار بر روی هر کدام از مقاطع بافتی رنگ‏آمیزی شده با مارکر CD57 هشت میدان میکروسکوپی با بزرگنمای 400 برابر انتخاب و سلولهای مثبت (سلولهای قهوه‏ای رنگ) شمارش شدند. تعداد سلولهای مثبت برای هر مورد طبیعی و پاتولوژیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و میانگین و انحراف استاندارد (SD) مشخص گردید. سپس، از آزمون Z جهت مقایسه میانگین‏ دو گروه استفاده شد و سطح معنی‏داری 05/0 در آزمون استفاده گردید.

نتایج

مقاطع بافتی رنگ آمیزی شده با روش H&E مورد بررسی پاتولوژیکی قرار گرفت. بر روی نمونه‏های فاقد نکروز و التهاب (شکل1) مراحل بعدی رنگ‏آمیزی انجام گرفت. نتایج رنگ‏آمیزی ایمونوهیستوشیمی بر روی مقاطع پارافینی بافتهای لوزه و نمونه‏های دسیدوا طبیعی و سقط خودبخودی نشان داد که سلولهای NK در همه آنها با تعداد متفاوت به شرح زیر حضور دارد:

رنگ‏آمیزی مقاطع لوزه: رنگ آمیزی مقاطع لوزه با روش استرپت آویدین-بیوتین-پراکسیداز بدون آنتی‏بادی اولیه هیچگونه سلول مثبتی را نشان نداد. اما رنگ‏آمیزی با آنتی بادی اختصاصی علیه مارکرCD57 نشان داد که سلولهای NK در بافت لوزه حضور دارند. رنگ‏آمیزی بدون آنتی‏بادی اولیه: مقاطع بافتی نمونه‏های طبیعی و پاتولوژیکی رنگ‏آمیزی شده با روش استرپت آویدین-بیوتین-پراکسیداز بدون آنتی‏بادی اولیه نشان داد که هیچ سلولی مثبت نشده است(شکل2). رنگ‏آمیزی با مارکر CD57 (سلولهای NK کلاسیک): تعداد بسیار کمی سلولهای مثبتCD57 بطور پراکنده در بین سلولهای استروما در دسیدوا طبیعی در 8 میدان میکروسکوپی دیده شد‌(73/0±80/5) و اطراف غدد و عروق فاقد سلولهای مثبت بود (شکل3). توزیع سلولهای NK در بافت‏های دسیدوا سقط خودبخودی با بافت‏های طبیعی اختلافی نداشت. تعداد سلولهای NK کلاسیک در دسیدوای نمونه‏های پاتولوژیک متغیر بود (1/2 ± 60/12). تعداد سلولهای مثبت در بعضی موارد تقریباً شبیه آنها در نمونه‏های طبیعی بود، اما در موارد دیگر تعداد این سلولها بطور قابل چشمگیری افزایش نشان داد (نمودار 1). جالب توجه است که اختلاف تعداد سلولهای مثبت بین دو گروه طبیعی و پاتولوژیک از نظر آماری معنی‏دار بود(003/0P<).

بحث

بررسی وضعیت و عملکرد سلولهای صلاحیت‏دار ایمنی در بافت دسیدوا بارداری طبیعی و مقایسه آن با این بافت در افراد مبتلا به سقط خودبخودی به ما کمک می‏کند تا فاکتورهای ایمونولوژیک تعیین کننده در ادامه یا خاتمة بارداری را دریابیم. در مطالعه حاضر با روش ایمونوهیستو شیمیایی تعداد بسیار کمی از سلولهای NK کلاسیک (سلولهای دارای مارکرCD57) در دسیدوای طبیعی سه ماهه اول بارداری تشخیص داده شد که این یافته با مطالعات گذشته مطابقت دارد(12). اما سلولهای NK در دسیدوا سقط خودبخودی در مقایسه با سقط‏های درمانی بطور قابل ملاحظه‏ای افزایش نشان می‏داد. در این مطالعه نمونه‏های دارای نکروز و التهاب حذف گردید، زیرا این موارد سبب تغییر جمعیت لکوسیت‏ها در بافت می‏شود. افزایش زیاد سلولهای NK در همه موارد پاتولوژیک تشخیص داده نشد. به همین دلیلSD مربوط به نمونه‏های پاتولوژیک در مقایسه با نمونه‏های طبیعی بالاتر بود. با وجود این مسئله اختلاف قابل توجه بود. بنابراین ممکن است که برخی از این سقط‏های مکرر بدلیل افزایش سلول‏های NK با مارکرCD57 دردسیدوای زنان مبتلا باشد. در این صورت ممکن است این سلولها به وسیله تولید موضعی سیتوکاین‏ها فعال شده و با تهاجم به سلول‏های تروفوبلاست زمینه سقط را ایجاد می‏کنند. در بافت دسیدوای تعدادی از زنان مبتلا به سقط خودبخودی افزایش سلولهای CD57 مثبت نیز گزارش شده است(9). آنالیز فلوسیتومتری سلولهای دسیدوا نشان داده است که درصد لنفوسیت‏های گرانول‏دار دارای مارکرCD57 که سبب افزایش فعالیت می‏شوند (LFA-1 ،CD69 ،HLA-DR)، در سقط‏های خودبخودی بیشتر از بارداریهای طبیعی است(12). اما آنالیز فتوتایپینگ بوسیله فلوسیتومتری بر روی لکوسیت‏های اندومتریوم زنان مبتلا به سقط مکرر نشان داده است که سلول‏های NK در سقط‏های مکرر و طبیعی یکسان هستند. همچنین دسیدوا نرمال سلول‏های NK که – CD16 و+CD56 هستند عمدة سلولها را تشکیل می‏دهند ولی در سقط‏های عادتی کاهش تعداد این سلولها مشاهده می‏شود(13). لنفوسیت‏های گرانول‏دار اندومتریوم (eGL) که در سه ماهه اول بارداری طبیعی جمعیت قابل توجهی را تشکیل می‏دهند، فنوتیپ غیر معمول و شبیه سلول‏های NK دارند. این سلول‏ها برای CD56 مارکر شناسایی سلول‏های NK بشدت مثبت هستند. اما بیشتر این سلول‏ها فاقد مارکرهای کلاسیک سلولهای NK مانند CD57 ،CD11b و CD16 هستند (14،12). این فنوتیپ مانند زیر جمعیتی از سلولهای خونی می‏باشد که حدود کمتر از 1% از لنفوسیت‏های خون محیطی را تشکیل می‏دهد(15). سه دسته سلولهایNK در خون محیطی تشخیص داده شده است که شامل CD16 منفی، دارای تعداد کم مارکرهای مثبتCD16 و دارای تعداد زیاد مارکرهای مثبتCD16 می‏باشند. احتمالاً این سه نوع سلول منعکس کننده مراحل تمایز سلولهای NK در خون می‏باشند (15). یکی از خواص سلولهای NK سیتوتوکسیسیتی آنها بدون وابستگی به مولکول‏های MHC است (16). سلولهای eGL حاصل از دسیدوا سه ماهه اول بارداری توانسته است سبب لیز سلولهای حساس به NK شوند. اما عملکرد NK این سلولها در مقایسه با سلولهای NK خون محیطی پایین است (17).این فعالیت کم ممکن است از خواص ذاتی این سلولها باشد. یکی از خواص سلولهایNK تبدیل‏شدن به سلولهای LAK زمانیکه در مجاورت سیتوکین‏هایی نظیر IFN γ,IL-2 قرار می‏گیرد. خاصیت تهاجمی این سلولها نسبت به سلول هدف افزایش چشمگیری پیدا می‏کند و عمل سیتوتوکسیسیتی در آنها تشدید می‏یابد (16). این خاصیت در مورد سلول‏های eGL نیز مورد بحث می‏باشد. بعضی از مطالعات نشان داده است که جمعیت eGL بعد از اینکه در مجاورت IL-2 یا γ IFN قرار می‏گیرد فعالیت لیزکنندگی آنها افزایش نمی‏یابد(17). اما مطالعات دیگر افزایش این فعالیت را در سلولهای گرانول ‏دار در دسیدوا دارای مارکر CD56 نشان دادند(18). در این مطالعه سلول‏های eGL خالص نبوده و تعدادی سلولهای CD16 مثبت و CD56 مثبت (سلولهای NK کلاسیک) همراه آنها بودند که ممکن است از خون وارد بافت شده و یا در خود بافت دسیدوا موجود باشند. Christmas و همکاران، کلون‏هایی را از لنفوسیت‏های دسیدوا را تهیه کردند و نشان دادند که کلونهای +CD56،‌ +CD16 و ـCD3 همان سلول‏های NK کلاسیک می‏باشد که دارای فعالیت لیزکنندگی بالایی، علیه سلولهای هدف می‏باشند، در حالیکه کلونهای +CD56،‌ +CD16 وـCD3 فعالیت سیتوتوکسیک کمتری از خود نشان می‏دهند(19). Deniz و همکاران گزارش کردند که لنفوسیت‏های گرانوله دسیدوا +CD16 و ـCD3 فعالیت توکسیک کمی در مقابل سلولهای هدف NK دارند، در حالیکه این فعالیت در کلونهای لنفوسیت‏های گرانوله دسیدوا +CD16 و ـCD3 و کلونهای لنفوسیت‏های خون محیطی ـCD3 افزایش نشان می‏دهد(20). لنفوسیت‏های گرانوله اندومتر جدا شده از دسیدوا سقط خودبخودی قادر به لیزکردن سلولهای هدف Raji حساس به LAK نبودند. در مقابل eGL جدا شده از دسیدوا سقط درمانی سه ماهه بارداری تقریباً در 50% موارد در کشتن سلولهای K562 منجر به شکست شد (21). بنابراین احتمال دارد که فعالیت NK بیان شده در مطالعات دیگر بدلیل حضور جمعیت کوچک سلولهای+CD16 (سلولهای NK کلاسیک) باشد. اخیراً یک جمعیتی از لنفوسیتها بنام سلولهایValpha 14 NKT تشخیص داده شده است که در دسیدوا دوران بارداری تجمع‏ یافته و بدنبال تحریک آنها ممکن است در ایجاد سقط خودبخودی نقش داشته باشد که این مطلب به تحقیق بیشتری نیاز دارد(22). بدنبال فعال شدن سلولهای کشنده طبیعی قادر به تولید سیتوکاین‏های مختلف شامل IFNγ،TNFα ،GM-CSF وIL-1 می‏باشند(24-23). حضور این سیتوکاین‏های گوناگون در دسیدوا گزارش شده است و بنظر می‏رسد که سلولهای مختلف مسئول ترشح این سیتوکاین‏ها باشند (27-25). گزارش شده است که کلونهای مختلف لنفوسیتی +CD3 و CD3– در دسیدوا سه ماهه اول بارداری TGF β ، IFN γ و TNFα را ترشح می‏کنند. در صورتیکه کلون‏های لنفوسیتیCD3– ازeGL مشتق شده‏اند، مقدار زیادتری TGFβ ترشح می‏کنند(19). سلولهای eGL بدنبال جدا شدن از دسیدوا سه ماهه اول بارداری قادر به تولید سیتوکاین‏های GM-CSF,M-CSF,ILF,G-CSF، IFNγ و TNFα می‏باشد(25). تولید سیتوکین‏های IL-2, TNFα, IFNγ علیه سلولهای جفت در حیوانات آزمایشگاهی مبتلا به سقط نشان داده شده است(28). سلولهای تروفوبلاست که بطور طبیعی نسبت به لیزشدن توسط سلولهای NK مقاوم هستند، می‏توانند بوسیله فعال‏شدن سلولهای NK درپی تماس باTNFαوIL-2 از بین بروند(29). فعالیت سیتوتوکسیسیتی سلولهای NK بوسیله TGFβ دو نیز مهار نمی‏شود(30).

70-60 درصد زنان مبتلا به سقط‏های مکرر خودبخودی با علت ناشناخته، شواهد پاسخ ایمنی سلولی TH1 غیر طبیعی به آنتی‏ژن‏های تروفوبلاست را نشان می‏دهند. در حالی که کمتر از 3% زنان با سابقه تولید مثل طبیعی، نسبت به همین آنتی‏ژن‏های ترفوبلاستی، ایمنی سلولی TH1 دارند(32-31). مقادیر بیشتر TNFα ،IFNγ وIL-2 در نمونه سرم زنان دچار سقط مکرر نسبت به زنان شاهد نشان داده شد. نظیر این پاسخ مربوط به سیتوکین‏های TH1 در بارداری‏های ناموفق مدل‏های حیوانی نیز گزارش شده است(33).اخیراً نیز حضور TNF α بطور نامتعادل در زنان مبتلا به سقط مکرر ناشی از فعالیت زیادTH1 نسبت به سلول‏های ترفوبلاست گزارش شده است(34). احتمال دارد بهم خوردن تعادل سیتوکین‏های ناشی ازTH1 وTH2 در فعال‏شدن سلولهای NK موجود در دسیدوا نقش داشته و اثرات تخریبی بر عملکرد واحد جنینی جفت داشته باشد. بطور خلاصه، برخی از سقط‏های مکرر می‏تواند بدلیل افزایش سلولهای NK کلاسیک در بافت دسیدوا زنان مبتلا باشد. ممکن است این سلولها توسط سیتوکاین‏های موضعی فعال شده و به سلولهای تروفوبلاست جفت حمله کنند، در نتیجه در فرایند سقط نقش اساسی داشته باشند. جزئیات بیشتری از نحوة عملکرد سلولهای NK کلاسیک در زنان مبتلا به سقط خودبخودی در سه ماهه اول بارداری لازم است، تا مکانیسمهای مداخله‏گر در فرایند نگهداری بارداری و شکست آن روشن‏ گردد و درنهایت روشهای مناسبی برای درمان سقط مکرر در نظر گرفته شود.

تشکر و قدردانی

بدینوسیله از معاونت محترم پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی اهواز که هزینه انجام این پروژه را تامین نمودند تشکر و قدردانی می‏شود و نیز از سرکار خانم هما شیبانی مربی گروه ایمونولوژی دانشکده پزشکی جهت همکاری ایشان در تهیه نمونه‏ها تشکر می‏شود.

  1. Edmons D.K., Lindsay K.S., Miller, J.F., et al. Early embryonic mortality in women. Fertil Steril. 1982; 38:447-53.
  2. Ryan K. J., Berkowitz R.S., Barbieri R.L., et al. Kistner’s Gynecology & Women’s Health.7th Edition.Published by S.T. Louis, Missouri, Mosby Company.1999: 396-416.
  3. Gendron R.L., Baines, M.G. Infiltrating decidual natural killer cells are associated with spontaneous abortion in mice. Cell Immunol. 1988; 113:261-67.
  4. Duclos A.J., Haddad E.K., Baines M.G. Presence of activated macrophages in a murine model of early pregnancy loss. Am J Reprod Immunol. 1995; 33:354-66.
  5. Arck P.C., Hertwig K., Hagen E., et al. Pregnancy as a model of controlled invasion might be attributed to the ratio of CD3/CD8 to CD56. Am J Reprod Immunol. 2000; 44(1): 1-8.
  6. Bulmer J.N., Morrison L. Longfellow M., et al. Granulated lymphocytes in human endometrium: histochemical and immunohistochemical studies. Hum Reprod. 1991; 6: 791-8.
  7. Bulmer J. N., Morrison L., Longfellow M., et al. Leukocytes in human decidua: investigation of surface markers and function. Colloque INSERM. 1991; 212: 189-96.
  8. Klentzeris L.D., Bulmer J.N., Warren A., et al. Endometrial lymphoid tissue in the timed endometrial biopsy: morphometric and immunohistochemical aspects. Am J Obs Gyn. 1992; 167: 667-74.
  9. Vassiliadou, N., Bulmer, J.N. Immunohistochemical evidence for increased numbers of classic CD57+ natural killer cells in the endometrium of women suffering spontaneous early pregnancy loss. Hum Reprod. 1996; 11(7): 101-6.
  10. Gendron R.L., Fakoohri R., Baines M.G. Resumption of CBA/J × DBA/2 mouse conspectuses in CBA/J uteri correlates with faultier of the feto-placental unit to suppress natural killer cell activity. J Reprod Fertil. 1990; 89:277-84.
  11. Lachspelle M.H., Miron P., Hemmings R., et al. Endometrial T.B. and NK cells in patients with recurrent spontaneous abortion. J Immunol. 1996; 156: 4027-34.
  12. King A., Balendran N., Wooding P., et al. CD3-leukocytes present in the human uterus during early placentation: phenotypic and morphologic characterization of the CD56+ population. Dev Immunol. 1991; 1:169-90.
  13. Kodama T., Hara T., Okamoto E., et al. Characteristic changes of large granular lymphocytes that strongly express CD56 in endometrium during the menstrual cycle and early pregnancy. Hum Reprod. 1998; 13(4): 1036-43.
  14. King A.,Wellings V., Gardner L. Immunocytochemical characterization of the unusual large granular lymphocytes in human endometrium throughout the menstrual cycle. Hum Immunol. 1989, 24:195-205.
  15. Nagler A., Lanier L. L., Cwirla S., et al. Comparative studies of human FCRIII-positive and negative natural killer cells. J Immunol. 1989; 43:3183-9.
  16. Roitt I, Brostoff J., Male D. Immunology, 4 th Edition, Published by Mosby Company, London. 1996: 22-18.
  17. Ritson A., Bulmer J. N. Isolation and functional studies of granulated lymphocytes in first trimester human decidua. Clin Exp Immunol.1989; 77: 263-8.
  18. Ferry B.L., Starkey P.M., Sargent I.L., et al. Cell populations in the human early pregnancy decidua: natural killer activity and response to interleukin-2 of CD56-positive large granular lymphocytes. Immunol. 1990; 70:446-52.
  19. Christmas S.E., Bulmer J. N., Meager A., et al. Phenotypic and functional analysis of CD3-decidual leukocyte clone. Immunol. 1990; 71:182-8.
  20. Deniz G., Christmas S. E., Brew R., et al. Phenotypic and functional cellular differences between human CD3- decidual and peripheral blood lymphocytes. J Immunol. 1994; 152: 4255-61.
  21. Vassiliadou N., Bulmer J.N. Functional studies of human decidua in spontaneous early pregnancy loss:effect of soluble factors and purfied CD56+ lymphocytes on killing of natural killer and lymphokin-activated killer-sensitive targets. Biol Reprod. 1998; 58(4): 982-7.
  22. Ito K., Karasawa M., Kawano T., et al. Involvement of decidual valpha14 NKT cells in abortion. Proc Natl Acad Sci. 2000; 18; 97(2): 740-4.
  23. Degliantoni G., Murphy N., Kobayashi M., et al. Natural killer cell derived hematopoietic colony-inhibiting activity and NK cytotoxic factor. Relationship with tumor necrosis factor and synergism with immune interferon J Exp Med. 1985;162: 1512-30.
  24. Jokhi P.P., King A., Loke Y.W. Production of GM-CSF by human trophoblast cells and by decidual large granular lymphocytes. Hum Reprod. 1994; 9:1660-9.
  25. Saito S., Nishikawa K., Morii T.,et al. Cytokine production by CD16- CD56 bright natural killer cells in the human early pregnant decidua. Int Immunol. 1993;5: 559-63.
  26. Hill J.A. Cytokines considered critical in pregnancy. Am J Reprod Immunol. 1992; 28:123-6.
  27. Ghafourian Boroujerdnia M., Chinipradaz R. Early pregnancy decidua as a source of TGF ?. Iranian J Med Sci. 1998; 23(3&4): 99-104.
  28. Tangri S.T., Wegmann G., Lin H., et al. Maternal antiplacenta reactivity in natural immunologically mediated fetal resorption. J Immunol. 1994; 152: 4903-8.
  29. Zukerman F.A., Head J.R. Murine trophoblast resist cell mediated ctytoxicity. Cell Immunol. 1988; 116:274-80.
  30. Saito S., Morii T., Enomoto E., et al. The effect of interleukin-2 and transforming growth factor beta2 on the proliferation and natural killer activity of decidual CD16, CD56 natural killer cells. Cell Immunol. 1990; 152:605.
  31. Polgar K., Yacono P.W., Golan D.E. Immune interferon inhibits laternal mobility of a membrane protein in murine embryos: apotential mechanism for Th1 mediated reproductive failure, Am J Obs Gyn. 1996; 174: 282-7.
  32. Hill J.A., Anderson D.J., Polgar K. T helper 1- type cellular immunity to trophoblast in women with recurrent spontaneous abortion. JAMA. 1995; 273: 1933-6.
  33. Reghapathy R. Th1-type immunity is compatible with successful pregnancy. Immunol Today. 1995;18: 8-482.
  34. Hill J.A., Choi B.C. Maternal immunological aspects of pregnancy success and failure. J Reprod Fertil Suppl. 2000;55: 91-7.