Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Parity and its relation with upper body fat in women

Authors
1 Human Nutrition department, Faculty of Public Health, Gillan Medical Sciences University, Rasht, Iran
2 Epidemiology Department, Faculty of Publi Health, Tehran Medical Sciences University, Tehran, Iran
3 Department of Obstetric and Midwifery, Faculty of Medical Sciences, Tarbyat Modarress University, Tehran, Iran
4 Human Nutrition and Biochemistry Department, Faculty of Public Health, Tehran Medical Sciences University, Tehran, Iran
Abstract
Age, education and parity are interrelated with energy equation and body weight in women, however independent relation of parity with weight and fat distribution is not clear. In this cross sectional study, the relation of parity and level of education were investigated with body mass index (BMI) and waist to hip ratio (WHR) among 403 Iranian women, between 22-45 years old. Findings revealed, by controlling the age, women with higher education (12 years>) in compare with women with lower level of education (12 years<) had lower BMI (24.8±4.3 vs. 28.3±4.9, P<0.01), Lower WHR (0.83±0.06 vs. 0.88±0.08, P<0.01) and Lower Parity (0.19±0.59 vs. 0.59±1.03, P>0.01). Any significant relation was not observed between parity and body mass index by controlling the age and education, however there was significant relation between parity and WHR by controlling age, education and body mass index (P<0.005, r=0.14). In multiple regression analysis also, age and education explained 43% of BMI variation and parity, BMI and education explained 51.2% of WHR variation. Present study indicated that high parity might be as a risk factor in increasing upper body fat, while it was not related to body mass index after controlling the age and education.
Keywords

مقدمه

چاقی یکی از معضلات بهداشتی مهم کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است و شیوع آن در بین زنان کشورهای توسعه یافته طبقات مختلف اجتماعی بالا می‏باشد (3-1). نقش تعداد بارداری در افزایش وزن و این ارتباط معکوس بین سطح اجتماعی و وزن بدن در زنان، بخوبی روشن نیست. از سوی دیگر، ارتباط وزن بدن با سطح تحصیلات در زنان کشورهای در حال توسعه ممکن است بر خلاف کشورهای توسعه یافته، مستقیم باشد(6-4) و در نتیجه ارتباط تعداد بارداری و وزن بدن در این جوامع پیچیده‏تر خواهد بود.

همچنین ارتباط تعداد بارداری‏ها با توزیع چربی در بدن که در واقع عامل تعیین‏کننده پیامدهای متابولیک نامطلوب چاقی است بسیار کم مورد مطالعه قرار گرفته و نتایج بدست آمده متناقض است (8-7).

در بررسی حاضر که بصورت مقطعی بر روی گروهی از زنان ایرانی در سنین باروری در تهران صورت گرفت ارتباط تعداد بارداری و سطح تحصیلات با وزن بدن و توزیع چربی مورد بررسی قرار گرفت.

مواد و روشها

نمونه‏ها: در این مطالعه 403 زن در گروه سنی 45-22 سال شرکت داشتند. این گروه افرادی بودند که بعنوان نمونه‏های کنترل در تحقیق دیگری در زمینه هورمون‏های استروئیدی مورد مطالعه قرار گرفتند. تمامی افراد مورد بررسی متأهل و غیر سیگاری بوده و سابقه هیچ بیماری متابولیکی نداشته و در زمان مطالعه نیز هیچ یک تحت رژیم غذائی خاص و یا مصرف دارو نبودند. هدف مطالعه برای افراد توضیح و رضایت آنان برای شرکت در مطالعه کسب شد.

اندازه‏گیری‏ها: اطلاعات مربوط به سنوات تحصیلی، تعداد بارداری‏هایی که حداقل 7 ماه ادامه داشته و سایر اطلاعات زمینه‏ای از طریق مصاحبه با افراد جمع‏آوری شد. وزن بدن با ترازو شاهین‏دار (Seca, Germany) و با دقت kg1/0 در حالت بدون کفش و لباس سبک به تن، اندازه‏گیری شد و قد نیز با قدسنج همان ترازو بدون کفش و با دقت cm5/0 اندازه‏ گرفته شد. نمایه توده بدن (BMI) بصورت (cm)2 قد/ (kg) وزن محاسبه گردید. محیط کمر در حد فاصله بین آخرین دنده تحتانی و Iliac crest و محیط باسن در ناحیه دارای بیشترین محیط اندازه‏گیری شد. برای بیان توزیع چربی در بدن از شاخص نسبت محیط کمر به باسن (WHR) استفاده گردید. در آنالیز داده‏ها افراد بر اساس سنوات تحصیل در دو گروه قرار گرفتند: گروهی که تحصیلاتشان تا حد دیپلم دبیرستان یا کمتر از آن بوده و گروه دیگر که بالاتر از دیپلم دبیرستان تحصیل کرده بودند.

آنالیز آماری: ارتباط سطح تحصیلات و متغیرهای مستقل شامل تعداد زایمان‏ها، BMI و WHR، بوسیله آنالیز کوواریانس (ANOVA) با کنترل سن مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی ارتباط BMI، WHR، سنوات تحصیلی، تعداد بارداری و سن، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. برای کنترل سنوات تحصیلی و سن و بررسی ارتباط مستقل تعداد بارداری با BMI و WHR از partial correlation و آنالیز رگرسیون چند متغیره stepwise استفاده گردید.

نتایج

پس از کنترل سن با آنالیز کوواریانس، میانگین تعداد بارداری،‌ BMI و WHR در زنانی که سطح تحصیلات بالاتری داشتند کمتر از زنان با تحصیلات پائین‏تر بود (جدول 1)، ولی پس از کنترل BMI، توزیع چربی در بدن با سطح تحصیلات مرتبط نبود.

اثر متقابل تعداد بارداری، وزن بدن و میزان تحصیلات بدون کنترل سن احتمال چاقی برای زنان با میزان تحصیلات کمتر و تعداد زایمان بیشتر می‏باشد. همبستگی بین تعداد زایمان‏ها، BMI ،WHR، سن و سنوات تحصیلی در جدول2 آورده شده است. در این مطالعه با کنترل سن و سطح تحصیلات، ارتباط بین تعداد بارداری و نمایه توده بدن از بین رفت، در حالیکه با کنترل سن، سطح تحصیلات و BMI، بین WHR و تعداد بارداری همبستگی مثبت معنی‏داری باقی ماند. در آنالیز رگرسیون چند متغیره نیز که در جدول3 نشان داده شده است سطح تحصیلات و سن مجموعاً 43% واریانس BMI را توضیح دادند، در رابطه با WHR، تعداد بارداری، BMI و سطح تحصیلات مجموعاً 2/51% از واریانس چاقی بالای تنه را توضیح دادند (جدول 4).

بحث

هدف از این تحقیق بررسی ارتباط تعداد بارداری و سطح تحصیلات با وزن بدن و توزیع چربی در زنان بود. در این بررسی با کنترل سن و تحصیلات بین تعداد بارداری و نمایه توده بدن ارتباطی دیده نشد. در سایر مطالعات انجام شده در زمینه ارتباط وزن بدن با افزایش وزن در بزرگسالی با تعداد بارداری، نتایج متناقضی بدست آمد. این تفاوت یافته‏ها تا اندازه‏ای بدلیل اختلاف این مطالعات در کنترل عوامل تأثیرگذار بر افزایش وزن است. در مطالعه Rossner که بین افزایش وزن زنان و تعداد بارداری ارتباط مثبت گزارش کرد کنترل عوامل مخدوش‏کننده نظیر سن صورت نگرفت (9). در مطالعه دیگری که در روستاهای مکزیک صورت گرفت و در آن تعداد بارداری بعنوان عاملی در جهت ایجاد چاقی معرفی شد نیز عوامل اجتماعی مؤثر بر وزن نظیر سطح تحصیلات بخوبی کنترل نگردید (10). در مطالعاتی که مقدار افزایش وزن در طول بارداری را در بررسی منظور کرده بودند، نهایتاً آن را بعنوان یک عامل تعیین‏کننده برای چاقی زنان در سنین بالاتر معرفی نمودند(12-11). در بررسی‏های دیگر با کنترل وزن قبل از بارداری، سن و میزان تحصیلات، نقش بارداری در افزایش وزن زنان را ناچیز دانسته‏اند (16-13). در مجموع این مطالعه نشان داد که با کنترل سن و میزان تحصیلات، وزن بدن و تعداد بارداری با یکدیگر ارتباط ندارند.

اینکه بیشتر واریانس نمایه توده بدن در این بررسی با سطح تحصیلات زنان توضیح داده شد، قابل توجه است. در کشورهای غربی به لحاظ فشارهای اجتماعی و تبلیغات رسانه‏ای، الگوی وزنی ایده‏آلی برای زنان ترسیم می‏گردد. لذا بین سطح تحصیلات و وزن بدن در زنان این کشورها ارتباط معکوس وجود دارد (18-17). فقدان چنین الگوهائی در کشور ما ممکن است زنان ایرانی را به سوی توجه کمتری به کنترل وزن سوق داده باشد. ولی علیرغم این تفاوت‏های اجتماعی، یافته‏های این مطالعه نیز موید همان ارتباط معکوس بین سطح تحصیلات و نمایه توده بدن است که در کشورهای توسعه یافته گزارش شده است. نتایج حاصل از مطالعات مشابه در کشورهای اسلامی دیگر با نتایج این بررسی متفاوت است. در بحرین بین نمایه توده بدن و سطح تحصیلات در زنان ارتباطی دیده نشده است (4) و در عربستان سعودی این ارتباط، مستقیم بوده است (6-5). ایران بعنوان یک کشور اسلامی غیر عربی از نظر اجتماعی و فرهنگی با کشورهای عربی متفاوت بوده و به نظر می‏رسد که ارتباط وزن بدن و طبقه اجتماعی در ایران بیشتر به کشورهای توسعه یافته شبیه باشد.

از مطالعات انجام شده در زمینه ارتباط تعداد بارداری‏ها و توزیع چربی در بدن نیز نتایج متناقضی حاصل گردید. برخی از این بررسی‏ها بین تعداد بارداری و نسبت دور ذخیره‏سازی چربی در نواحی بالای تنه انجام نمی‏شود و این امر ناشی از اثر محافظتی هورمون‏های جنسی زنانه است(22). ظاهراً بایستی افزایش سطح استروژن‏ها درکمر به باسن بدون کنترل BMI و حتی با کنترل BMI ارتباط مثبت یافتند (20-19) و در برخی مطالعات نیز ارتـبـاطـی یافت نشـد(21). در بررسی حاضر نسبت دور کمر به باسن با کنترل نمایه توده بدن،‌تحصیلات و سن با تعداد بارداری‏ها ارتباط مثبت داشت و یک عامل خطر برای چاقی بالای تنه محسوب گردید. به علت فیزیولوژی بدن زنان بر خلاف مردان، تا سنین قبل از یائسگی بارداری می‏بایست از تجمع چربی بالای تنه ممانعت کند (23) ولی اینکه بارداری با چه مکانیسم (هائی) ممکن است به افزایش چربی بالای تنه (مستقل از تغییرات وزن) وزن منجر شود، روشن نیست و به مطالعات بیشتری دارد. در مجموع، یافته‏های این مطالعه نشان داد که گرچه وزن بدن در زنان با تعداد بارداری مرتبط نیست ولی بین چاقی بالای تنه و تعداد بارداری ارتباط مستقیم وجود دارد. با توجه به خطرات چاقی بالای تنه، لزوم کنترل دقیق افزایش وزن در طول بارداری و رسیدن به وزن و دور کمر، قبل از بارداری اهمیت زیادی خواهد داشت.

تشکر و قدردانی

بدینوسیله از زحمات سرکار خانم دکتر ستوده که در جمع‏آوری داده‏های این تحقیق به ما یاری نمودند، تشکر وقدردانی می‏گردد.

  1. Tavani A., Neigri E., Vecchia C.L. Determinants of body mass index: a study from North Italy. Int J Obs Relat Metab Disord. 1994; 497-502.
  2. Rosmond R., Bjorntorp P. Psychosocial and socio-economic factors in women and their relationship to obesity and regional body fat distribution. Int J Obs Relat Metab Disord. 1999; 23: 138-145.
  3. Van Lenthe F.J., Droomers M., Schrijvers C.T., et al. Socio-demographic variables and 6 year change in body in body mass index: longitudinal results from the globe study. Int J Obes Relat Metab Disord. 2000; 24: 1077-84.
  4. Al Mannai A., Dickerson J.W., Morgan J.B., et al. Obesity in Bahraini adults. J R Soc Health. 1996; 116: 37-40.
  5. Al-Nauim A.R., Al-Rubeaan K., Al-Mazrou Y., et al. High prevalance of overwight and obesity in Saudi Arabia. Int J Obs Relat Metab Disord. 1996; 20: 547-52.
  6. Al-Nuaim A.A., Bamgboye E.A., Al-Rubeaan K.A., et al. Overweight and obesity in Saudi Arabian adult population, role of socio- demographic vatiables. J Community Health. 1997; 22: 211-23.
  7. Seidell J.C. Regional obesity and health. Int JObs. 1992; 16: S31-S34.
  8. Larson B.O. Obesity, fat distribution and cardiovascular disease. Int J Obs. 1991; 15:45-52.
  9. Rossner S. Pregnancy, weight cycling and weight gain in obesity. Int J Obs. 1992; 16:145-7.
  10. Arroyo P., Avila-Rosas H., Fernadez V., et al. Parity and prevalence of overweight. Int J Obs Gyn. 1995; 48: 269-72.
  11. Green G.W., Smiciklas-Wright H., Scholl T.O. Postpartum weight change: how much of the weight gained in pregnancy will be lost after delivery? Obs Gyn. 1988; 71:701-7.
  12. Ohlin A., Rossner S. Maternal body weight development after pregnancy. Int J Obs. 1990; 14: 159-73.
  13. Coitinho D.C., Sichieri R. D., Aquino Benicio M.H. Obesity and weight change related to parity and breast-feeding among parous women in Brazil. Health Nutr. 2001; 4: 865-70.
  14. Brown J.E., Kaye S.A., Folsom A.R. Parity-related weight change in women. Int J Obs. 1992; 16:627-31.
  15. Wolfe W.S., Sobal J., Olson C.M.,et al. Parity-associated body weight: modification by socio-demographic and behavioral factors. Obs Res. 1997; 5:131-41.
  16. Gigante D.P., Barros F.C., Post C.L., et al. Prevalence and risk factors of obesity in adults. Rev Saude Publica 1997; 31: 236-46.
  17. Gran S.M., Sullivan T.V., Hawthorne V.M. Educational level, fatness and fatness differences between husbands and wives. Am J Clin Nutr. 1989; 50: 740-5.
  18. Stam-Moraga M.C., Kolanowski J., Dramaix M., et al. Sociodemographic and nutritional determinants of obesity in Belium. Int J Obs Relat Disord. 1999; 23: 1-19.
  19. Bjorkelund C., Lissner L., Lapidus L. et al. Reproductive history in relation to relative weight and fat distribution. 1996; 20: 213-9.
  20. Rodin J., Radke-Sharpe N., Rebuffe-scrive M., et al. Weight cycling and fat distribution. Int J Obs 1990; 14: 303-10.
  21. Kac G., Velasquez-Melendez G., Goelho M.A. Factors associated with abdominal obesity among childbearing-age women (Abstract). Rev Saude Publica. 2001; 35: 46-51.
  22. Pjorntorp P. The regulation of adipose tissue distribution in human. Int J Obs. 1996; 20: 291-302.
  23. Yoshida S., Inadera H., Ishikawa Y., et al. Endocrine disorders and body fat distribution. Int J Obs. 1991; 15: 37-40.