Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Non-puerperal uterine inversion –a case report

Author
Department of Obstet . and Gynecol, Faculty of Medicine, Kerman Medical Sciences University, Kerman, Iran
Abstract
Inversion of the uterus is a rare clinical problem. It is encountered as an obstetric emergency and a diagnostic challenge in gynecology. Non-puerperal inversion usually results from a tumor implanted on fundus of the uterus. Treatment depends on the associated pathology and the stage. A rare case of non-puerperal uterine inversion caused by a large fundal leiomyoma was reported in Bahounar Hospital, Kerman, in a 38 years old woman resulting in severe lower abdominal pain and profuse vaginal bleeding. After incomplete myomectomy, reduce the inversion vaginally was successful and abdominal hysterectomy was performed.
Keywords

مقدمه

وارونگی رحمی در زنان یک مشکل کلینیکی بسیار نادر می‏باشد(4-1). وارونگی ممکن است بصورت مامایی یا غیر مامایی باشد که از این میان نوع غیر مامایی آن فوق‏العاده نادر است (7-4). وارونگی غیر مامائی رحم زمانی رخ می‏دهد که یک فیبروم زیر مخاطی در ناحیة فوندوس رحمی وجود داشته باشد و در این حالت رحم سعی بر دفع و خروج آن دارد (8،6،4). اما کارسینوم آندومتر و سارکوم رحمی هم ممکن است باعث وارونگی رحمی گردند (9). در مورد وارونگی رحم ناشی از میوم، بدلیل اتساع حفرة رحمی و ضعف دیوارة رحم و از طرفی انقباضات رحمی جهت خروج توده و وزن توده رخ می‏دهد. وارونگی ناشی از تومور اکثراً همراه با ترشح مزمن واژینال و خونریزی نامنظم رحمی است که ممکن است منجر به کم خونی در فرد شود و در اکثر موارد با درد لگنی همراه است. هنگام خروج توده ممکن است دردهای زایمانی نیز احساس شود.

وارونگی رحمی طی چهار مرحله انجام می‏شود:

مرحله اول- وارونگی داخل رحم که ناقص بوده و فوندوس داخل حفرة رحمی می‏ماند.

مرحله دوم- وارونگی کامل فوندوس رحم از ناحیه سرویکس

مرحله سوم- خروج فوندوس رحم از ناحیه ولو

مرحله چهارم-وارونگی کامل واژن از ناحیة ‌ولو همراه با رحم وارونه شده.

در وارونگی کامل رحم دیدن سوراخ خارجی سرویکس غیر ممکن است و عدم اطلاع قبلی از وجود یک تومور ممکن است گمراه کننده باشد و تودة‌خارج شده به عنوان یک میوم زیر مخاطی پایه‏دار فرض شده و توده برداشته و خارج شود (4).

رحم وارونه شده بصورت یک تورم گلابی شکل، قرمز پررنگ در قسمت فوقانی واژن یا ناحیة ولو دیده می‏شود که معمولاً با لمس به سهولت دچار خونریزی می‏شود. این تودة هموراژیک و اغلب شکننده ممکن است با یک تومور اگزوفیتیک بزرگ جابه‏جا کننده سرویکس اشتباه شود. سوراخهای لوله‏های فالوپ بندرت قابل تشخیص هستند. در صورت عدم لمس حلقة تنگ‏کننده در ناحیة سرویکس نشان دهندة وارونگی کامل سرویکس است. در معاینة دو دستی جسم رحم در محل، طبیعی احساس نمی‏شود، در این حالت معاینة رکتوآبدومینال مناسبترین اقدام تشخیصی می‏باشد و نشان می‏دهد رحم وارونه‏شده واژن را اشغال کرده است. درمان مناسب بستگی به تشخیص قبل از عمل دارد. در صورتی که تومور خوش خیم باشد و فرد تمایل به بچه‏دار شدن نداشته باشد هیسترکتومی واژینال یا آبدومینال با سالپنگواوفورکتومی توصیه می‏شود. در صورت شک به بدخیمی هیسترکتومی شکمی، انجام بیوپسی جهت مرحله‏بندی بدخیمی الزامی است(2).

معرفی بیمار: خانمی 38 ساله، اهل و ساکن کرمان با سابقه 3 مرتبه بارداری و سه زایمان و سه فرزند زنده، به علت درد شدید قسمت تحتانی شکم و بدنبال آن خروج ناگهانی توده‏ای از ناحیه واژن و خونریزی شدید واژینال در سال 1380 به بیمارستان باهنر شهر کرمان مراجعه کرد. بیمار از حدود دو سال قبل سابقه خونریزی نامنظم رحمی و قاعدگی دردناک را عنوان می‏نمود. در معاینه عمومی رنگ پریده به نظر می‏رسید و در هنگام لمس قسمت تحتانی شکم حساسیت وجود داشت. در معاینه واژینال توده‏ای لوبولر سفت و قرمز، پررنگ و شکننده به ابعاد 15*12 سانتیمتر با نواحی نکروزه و کبود از واژن خارج شده بود،‌بطوری که امکان دیدن یا لمس سرویکس وجود نداشت. حدود یک هفته قبل در سونوگرافی لگنی توده‏ای میوماتوم به ابعاد 4*8*11 سانتیمتر در خلف فوندوس رحم گزارش شده بود. ابتدا اقدام به جایگزینی به روش Johnson شد که مؤثر واقع نگردید (10)، سپس لاپاراتومی فوری انجام شد و پس از بازکردن حفرة شکمی تشخیص وارونگی رحمی تأیید شد. بطوری که لیگامانهای گرد،‌ تخمدانها و قسمتی از لوله‏های رحم در عمق لگن مشهود بود. استفاده از تکنیک Huntington مؤثر واقع نگردید (10)، بنابراین میومکتومی ناکامل واژینال تا حد امکان انجام و بدنبال آن reinversion به روش مذکور صورت گرفت و اقدام به هیسترکتومی شکمی شد. در حین عمل بدلیل از دست‏دادن زیاد خون آنمی حاصل(7= Hb)4 واحد خون کامل دریافت کرد. با تجویز آنتی‏بیوتیک پروفیلاتیک دورة‌ بعد از عمل بدون مشکل سپری گردید. بررسی پاتولوژیک حضور یک لیومیوم رحمی همراه با نواحی ادم و دژنرسانس را نشان داد.

بحث

وارونگی رحمی یک عارضه کلینیکی نادر بوده(4-1) که ممکن است علت آن مامایی یا غیرمامایی باشد. این وارونگی در تحقیقی 8/85% موارد مامایی و 35/16% موارد غیر مامایی گزارش شده است(2). وارونگی غیرمامایی رحم فوق‏العاده نادر است، بطوریکه اکثر متخصصین زنان و زایمان هرگز با آن برخورد نخواهند داشت، بنابراین درصورت مواجهه، باید با تجارب جزئی یا بدون تجربة قبلی از عهدة آن برآیند. تا کنون 77 مورد وارونگی غیر مامایی رحمی در جهان گزارش شده که در 4/97% آنها با تومورهای رحمی همراه بوده و20% تومورها بدخیم بوده‏اند که این نکته اهمیت انجام بیوپسی را در موارد مزمن قبل از درمان قطعی خاطر نشان نموده‏اند(11،7).

وارونگی غیرمامایی اغلب به صورت مزمن تظاهر می‏کند اما در 6/8% موارد بروز حاد و ناگهانی دارد(2) و در مورد گزارش شده در این مقاله نیز تظاهر حاد داشت.

Gowri در سال 2000 شایعترین تومور خوش‏خیم عامل وارونگی رحم میوم می‏باشد و در میومهای با پایة پهن احتمال وارونگی بیش از میومهای با پایه نازک (پدونکوله) می‏باشد(2) و در مورد گزارش شده در این مقاله نیز از نوع میوم پایة پهن داشت. شایعترین علائم در وارونگی رحم به ترتیب عبارت از افزایش میزان خونریزی قاعدگی یا بروز خونریزی نامنظم رحمی، ترشحات واژینال، درد شکم، اختلال ادراری و قاعدگی دردناک می‏باشد(2). در معاینه فیزیکی، توده‏ای هموراژیک و اغلب شکننده در ناحیه واژن یا ولو دیده می‏شود. در معاینه دو دستی رحم در محل طبیعی احساس نمی‏شود که این نکته وجه افتراقی وارونگی رحم با یک میوم یا سارکوم پایه‏دار و آویزان است. CT در تشخیص وارونگی مزمن رحم کاربرد دارد(12)، از طرفیMRI نیز کمک‏کننده است و حفرة رحم را به شکل U نشان می‏دهد(13،7). میزان مرگ و میر ناشی از وارونگی رحم به میزان خونریزی، ‌سرعت تشخیص و تأثیر درمان ارتباط دارد. از طرفی به دنبال وارونگی رحمی دلیل احتمال بروز آندومتریت تجویز آنتی‏بیوتیک و کنترل دقیق علائم حیاتی بیمار الزامی است(3). تأخیر در درمان وارونگی حاد رحم باعث ایجاد حلقة تنگ‏کننده در ناحیه سرویکس، افزایش خونریزی، ادم سریع و پیشرونده بافتی می‏شود و برگرداندن وارونگی را مشکلتر می‏سازد، بنابراین باید بعد از ثابت شدن علائم حیاتی بیمار و تهیه خون، وی را سریعاً به اطاق عمل منتقل کرد. ابتدا با روش Johnson (فشار رو به بالا با دست از طریق واژن) اقدام به برگرداندن وارونگی می‏کنیم (15)، اگر ناموفق بود از روشهای آبدومینال کمک می‏گیریم از جمله روش Huntington که با کلامپ آلیس یا کلامپ مشابه روی لیگامانهای گرد و رو به بالا کشش وارد می‏کنیم و همزمان کمک جراح با فشار آهسته و رو به بالا از طریق واژن، رحم را به بالا می‏راند و اگر این روش مؤثر نبود روش Haultain مورد استفاده قرار می‏گیرد بدین صورت که در پشت سرویکس یک برش طولی ایجاد می‏شود تا حلقة تنگ‏کننده سرویکس آزادشده و دهانة قیف گشاد شود و در این حالت جایگذاری رحم به سهولت انجام می‏شود(15).

با توجه به مراحل وارونگی رحم، در مرحله اول،اغلب اصلاح وضعیت فوندوس کافی است اما از مرحله دوم تا مرحله چهارم به احتمال بیشتری نیاز به هیسترکتومی می‏باشد(7).

در مورد بیمار گزارش شده وارونگی رحم در حد مرحله دوم بود که ابتدا اقدام به جایگزینی به روش Johnson شد که مؤثر واقع نگردید، پس از لاپاراتومی و تأیید وارونگی تکنیک Huntington نیز مؤثر نبود، سپس اقدام به میومکتومی واژینال شد که به دلیل پایه پهن میوم امکان میومکتومی کامل وجود نداشت وبعد از آن برگرداندن وارونگی با تکنیک مذکور صورت گرفت و اقدام به هیسترکتومی شکمی شد. بعضی مؤلفین نیز برداشتن ترانس واژینال توده و سپس هیسترکتومی شکمی را توصیه می‏کنند. معمولاً پیش‏آگاهی وارونگی رحم به پاتولوژی مربوطه و مرحله بیماری بستگی دارد (2).

در نهایت پیشنهاد می‏شود که در برخورد با توده‏های خارج شده از واژن باید وارونگی رحمی را نیز در نظر داشت. از آنجایی که وارونگی غیر مامائی رحم می‏تواند در زمینه بدخیمی رحم رخ دهد بنابراین انجام بیوپسی قبل از درمان قطعی به ویژه در موارد وارونگی مزمن رحمی ضروری می‏باشد.

تشکر و قدردانی

بدینوسیله از مسئولین بیمارستان باهنر، زایشگاه نیک‏نفس به جهت همکاری در اجرای این تحقیق، تشکر و قدردانی می‏گردد.

  1. Barhmi R., Ferhati D. Complete non- obstetrical uterine inversion. J Obs Gyn Biol Reprod. 1995; 24(2): 155-7.
  2. Gowri V. Uterine inversion and corpus malignancies: a historical review. Obs Gyn surv. 2000; 11: 703-7.
  3. Kapernick P. S. Post partum hemorrhage and the abnormal puerperium. Current Obs Gyn Diagnosis Treatment. East Norwalk. Appleton and Lange. 7th Edition. 1991.
  4. Krenning R. A., Dorr P. J. Non- puerperal uterine inversion. Case report. Br J Obst Gyn. 1982; 89(3): 247-9.
  5. Lai F.M., Tseng P. Non-puerperal uterine inversion-a case report. Singapore Med J. 1993; 34(5): 466-8.
  6. Rattray C.A., Parris C.N. Complete non-puerperal uterine inversion as a result of a uterine sarcoma. West Indian Med J. 2000; 49(3): 254.
  7. Skinner G.N., Louden K.A. Non-puerperal uterine inversion associated with an atypical liomyoma. Aust NZ J Obs Gyn. 2001;41(1): 100-1.
  8. Kopal S., Seckin N.C. Acute uterine inversion due to a growing submucous myoma in an olderly woman: case report. Eur J Obs Gyn Reprod Biol. 2001; 1: 118-20.
  9. Sobandc A., EL-Amin A. Non-puerperal inversion of the uterus in a teengar: Saudi Med J. 1998; 19(4): 500-2.
  10. Winyoglee M. J., Simeleta N. Non- puerperal uterine inversion. Two case report and review of literature.Gent Afr Med. 1997; 43(9): 268-71.
  11. Salomon C.G., Patel S.K. Computed tomography of chronic non - puerperal inversion. J comput Assist Tomogr. 1990;14(6): 1024-6.
  12. Takano K., Ichikawa Y. Uterine inversion caused by uterine surcoma. A case report. J Clin Oncol. 2001; 31(1): 39-42.
  13. Lucy A., Martin L., Gimorsky. Operative obstetrics. USA. Williams Wilkins 1995.
  14. Hattori N, lkekubo K, lshihara T, Moridera K, Hino M, Kurahachi H. Correlation of antibody titers with serum prolactin levels and their clinical course in patients with anti-prolactin auto antibody. Eur J Endocrinol. 1994;130:438-45.