ناباروری نه تنها به عنوان یک بیماری بلکه به عنوان یک مسئله جدی تأثیرگذار بر زندگی خانوادگی میتواند به بهداشت خانوادگی جامعه صدماتی وارد کند(1).
شیوع ناباروری حدود 15% میباشد. در حدود
40–30% از علل ناباروری زنان مربوط به اختلال عملکرد تخمدان میباشد و شایعترین این علل اختلال سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) میباشد که تظاهرات آن بصورت ناباروری، الیگومنوره یا آمنوره ، هیرسوتیسم ، آکنه و چاقی میباشد(1). در سندرم به علت افزایش استروژن و به احتمال زیاد با کاهش غلظت SHBG ، حساسیت هیپوفیز و هیپوتالاموس تغییر کرده و در نتیجه سطح هورمون LH بالا و هورمون FSH پائین میباشد. 40% از خانمهای مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک دارای LH بالا و 30% آنها تستوسترون بالا دارند و با اینکه افزایش ترشح استرادیول وجود ندارد میزان استرادیول آزاد افزایش مییابد(2). سطح پرولاکتین بالا در 15% بیماران وجود دارد که در یک سوم آنها با استفاده از تکنیکMRI آدنوم تشخیص داده شده است(3).
یافته مهم دیگر بالا بودن سطح انسولین است. چاقی مرکزی ارتباط زیادی با این افزایش دارد و حتی در خانمهای غیرچاق هم افزایش غلظت انسولین وجود دارد(4). مکانیسمهای مختلف جهت مقاومت به انسولین عبارت از: مقاومت بافت محیطی هدف، کاهش پاکسازی کبد و افزایش حساسیت کبد میباشد(5).
انسولین بالا به سه طریق باعث افزایش سطح آندروژنها میشود: 1-با اثر بر روی گیرنده انسولینی که سبب تشدید پاسخ آندروژنی سلولها تکا به LH میشود، 2- کاهش ساخت SHBG در کبد و3-کاهش ساخت پروتئین متصلشونده به IGF (6).
از طرفی بین میزان انسولین پلاسما و فشارخون و افزایش در سطح تریگلیسریدها و کاهش سطح کلسترول- HDL رابطه مستقیم وجود دارد(7). اولین قدم درمانی برای این بیماران کاهش وزن میباشد. به علت عوارض کلومیفن نمیتوان بطور طولانی مدت از آن استفاده کرد. در درمان این بیماران از FSH نیز استفاده شده و جهت بهبود پاسخ درمانی دگزامتازون و بروموکریپتین در مواردی اضافه میگردد(8).
اخیراً با توجه به مشاهده افزایش سطح انسولین سرم در این بیماران، مصرف داروهای پائینآورنده قندخون از جمله متفورمین پیشنهاد شده است. متفورمین با مکانیسمهایی از جمله مهار گلوکونئوژنز در کبد، تحریک برداشت محیطی گلوکز و تاخیر در برداشت گلوکز از دستگاه گوارش سبب کاهش سطح انسولین ، LH و آندروژن تخمدان میشود(9). درمان با متفورمین
(500 میلیگرم سه بار در روز) سبب کاهش سطح انسولین سرم، سطح پایه LH و غلظت تستوسترون آزاد در خانمهای مبتلا به PCOS میشود(10). از عوارض بسیار نادر متفورمین اسیدوز لاکتیک بوده که همه این موارد در افراد با بیماری داخلی پیشرفته از جمله سپسیس و نارسایی قلبی و کلیوی گزارش شده بنابراین متفورمین در بیماران با تستهای کلیوی غیر طبیعی نباید استفاده شود(1).
متفورمین با بهبود تعداد و کیفیت تخمکها، همراه با کاهش میزان OHSS میزان بارداری را افزایش میدهد
(11). این مطالعه نیز به همین منظور طرحریزی شده و در آن اثرات متفورمین در میزان بارداری و تعداد و کیفیت تخمکها و سطح استرادیول خون در افراد مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک مورد بررسی قرار گرفت.
این مطالعه به صورت کلینیکی-تصادفی بر روی 100 خانم مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک مراجعهکننده به بخش ناباروری بیمارستان شریعتی شهر تهران از اردیبهشت ماه سال 1378 تا فروردین 1379 جهت درمان ناباروری از طریق روشهایART، انجام گرفته است.
معیارهای ورود به مطالعه: 1-بیماران نابارور PCOS(تشخیص PCOS بر اساس وجود علائم بالینی اصلی اولیگومنوره یا آمنوره با دو مورد یافتههای زیر:
الف)2> FSH/LH ، ب)شواهد سونوگرافیک دال بر تخمدان پلیکیستیک و ج)شواهد لاپاراسکوپی دال بر تخمدان پلیکیستیک)
2-طبیعی بودن TSH،پرولاکتین و 17هیدروکسی پروژسترون
3- تستهای طبیعی کبد و کلیه.
در تمام بیماران آزمایشات FSH،LH، استرادیول، پروژسترون، TSH و پرولاکتین به روش RIA اندازه گیری شده و لاپاراسکوپی (Olympus PINE-C Germany) تشخیصی جهت بررسی وضعیت لولـههای رحمی و تخمدانها انجام شده است. افراد دارای مشکلات کلیوی، کبدی، قلبی، دیابت یا تست تحمل گلوکز(GTT) مختل نیز از مطالعه حذف شدند.
بیماران بطور تصادفی براساس جدول اعداد تصادفی به دو گروه مورد (A) و شاهد (B) تقسیم شدند. 6 نفر از گروه A و 4 نفر از گروه B بدلیل عدم مصرف صحیح دارو از مطالعه حذف شدند. به جز مصرف متفورمین درمان در دو گروه مشابه بود. به همه افراد تحت مطالعه اثرات مثبت و عوارض احتمالی متفورمین توضیح داده شده و از آنها رضایتنامه شرکت در مطالعه اخذ گردید.
به هر دو گروه طبق پروتکل بلندمدت از روز سوم سیکل قاعدگی روزانه یک قرص LD به مدت 21 روز آمپول سوپرفکت روزانه 500 میکروگرم از روز 21 سیکل و ادامه آن با دوز روزانه 250 میکروگرم همراه با شروعHMG تجویز شد(9). در گروه A همزمان با شروع LD ، متفورمین با دوز 500 میلی گرم سه بار در روز تا روز تزریقHCG داده شد. سپس در هر دو گروه آمپول HMG با دوز 2-1 آمپول روزانه از روز سوم سیکل قاعدگی شروع شد سونوگرافی واژینال (ESOATE AU530 Probe 5 MHZ, Italy) جهت بررسی اندازه فولیکولها در تاریخهای معین و تغییر دوز آمپول HMG بر اساس مورد انجام گردید. زمانیکه متوسط سایز فولیکولها به 18- 17 میلی متر رسید HMG و سوپر فکت قطع شده و IU10000 HCG عضلانی تزریق و 36 ساعت بعد بیماران جهت دریافت تخمک و انجام ATR (Microingection-IVF-ZIFT-GIFT) بسته به مورد مراجعه میکردند. شیاف پروژسترون 400 میلی گرم 2 بار در روز جهت حمایت مرحله لوتئال و اندازهگیری βHCG خون 15-14 روز بعد از ART انجام شد. در صورت مثبت بودن تست بارداری ادامه شیاف پروژسترونی و تکرار تست به فاصله 48 ساعت انجام شد. جهت بررسی وضعیت بارداری در هفته 6-5 سونوگرافی واژینال و در هفته
8-7 سونوگرافی آبدومینال انجام گردید.
در این بررسی نتایج مربوط به متغیرهای کمی پیوسته بصورت M±SD بیان شد و برای مقایسه دو گروه بسته به مورد از آزمونهای student t-test و مجذور کای جهت تجزیه و تحلیل آماری استفاده گردید مقادیر
05/0P< معنیدار تلقی شد.
براساس مطالعه نتایج حاصل در دو گروه A و B نشان میدهد که سطح استرادیول سرم در روز تزریق HCG در گروه A بطور متوسط pg/ml 1056±2159 و در گروه B، pg/ml 1050±2842 بدست آمد که بین دو گروه اختلاف معنیدار بوده است(002/0P=).
دوز روزانه و دوز نهائی HMG، تعداد وزیکول ژرمینال بین دو گروه اختلاف معنیدار بوده است(05/0P<).
از نظر طول مدت درمان با HMG، تعداد تخمک و تعداد تخمکها در مرحله متافاز I و II اختلاف معنیداری وجود نداشت(جدول2).
تعداد بارداری در گروه A، 19 مورد (2/43%) و در گروهB، 16 مورد (8/34%) بوده است که اختلاف بین دو گروه معنیدار نیست(6/0P=).
لازم به ذکر است که 6 بیمار از گروه A، 4 بیمار از گروه B تحت عمل GIFT و دو بیمار از گروه A و سه بیمار از گروه B تحت عمل IVF قرار گرفتند و بقیه بیماران دو گروه تحت عمل ZIFT قرار گرفتند. تمامی موارد بارداری به جز یک مورد GIFT در گروه A در بیمارستان تحت درمان به روش ZIFT بوده است.
یکی از اختلالات شایع در سنین بزرگسالی افزایش سطح سرمی انسولین و مقاومت به انسولین است. انسولین از طریق افزایش بیشتر آندروژنهای تخمدانی، آدرنال و کاهش تولید کبدی SHBG باعث افزایش سطح آندروژنهای آزاد سرم شده و مانع رشد مناسب فولیکولهای تخمدانی میگردد(1).
بر اساس مطالعهای که در سال 1999 بر روی بیماران با PCOS مقاوم به کلومیفن انجام شد، متفورمین باعث کاهش سطح آندروژنهای سرم، سطح LH و نسبت LH/FSH و افزایش SHBG گردید(9).
در مطالعهVandermolen در سال 2001 بر روی بیماران PCOS با عدم تخمکگذاری مقاوم به کلومیفن دیده شد که متفورمین بطور قابل ملاحظهای میزان تخمکگذاری و بارداری را افزایش میدهد، ولی در بررسی Sturrock در سال 2002 در مقایسه متفورمین با پلاسبو در گروه مشابه با این بیماران میزان بارداری افزایشی را نشان نداد(13-12).
در بررسی اثر متفورمین در سیکلIVF توسط Stadtmauer در سال 2001 ، در تعداد تخمکها افزایشی دیده نشد ولی تعداد تخمکهای رسیده افزایش داشته و کیفیت جنینها نیز بهتر بود. همچنین میزان لقاح تخمکها و بارداری بطور معنیداری افزایش داشته است(14).
در مطالعات مشابه در بررسی اثر متفورمین در سیکلهای تحریک تخمک گذاری با گنادوتروپینها، متفورمین سبب بهبود کیفیت و تعداد تخمکها شد که با مطالعه ما نیز همخوانی دارد(15-14).
در مطالعه دیگری در سال 1997 متفورمین بر میزان بارداری تأثیری نداشته که با مطالعه ما مطابقت دارد
(16).
مطالعهای مشابه مطالعه ما در مورد اثر متفورمین در PCOS و تعداد و کیفیت تخمکها، لقاح و تشکیل جنین انجام شد که در این مطالعه در کسانیکه متفورمین استفاده کردند میزان لقاح 77% مشاهده شد و در صورتی که در گروه شاهد میزان لقاح 47% بود که بین دو گروه اختلاف معنیداری است(17).
دراین مطالعه به دلیل اینکه بیشتر نمونهها تحت عمل ZIFT قرار گرفتند، بررسی لقاح و تشکیل جنین مقدور نبود ولی نتیجه درمان یعنی بارداری بررسی شد و بین دو گروه اختلاف معنیداری مشاهده نشد. لازم به ذکر است که در مطالعه فوق بین میزان بارداری دو گروه بررسی خاصی صورت نگرفته بود(17).
دراین بررسی مطابق مطالعات فوق کاهش در سطح استرادیول سرم و بهبود کیفیت تخمکها (کاهش ژرمینال وزیکول) مشاهده شد. از آنجائیکه یکی از دلائل اثر متفورمین در PCOS را اثر آن بر کاهش وزن بیماران نسبت میدهند(1) وبیماران ما از نظراندکس توده بدن
(BMI) و سطح سرمی LH و نسبت LH/FSH اختلاف معنیداری نداشتند، بنابراین تفاوت معنیداری در بارداری دو گروه دیده نشد.
درهرحال نتایج بارداری در هر دو گروه از میزان بالائی برخوردار بوده است.
با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه و مطالعات مشابه دیگر، متفورمین قادر خواهد بود میزان HMG مصرفی در بیمارانPCOS را کاهش داده و در بهبود کیفیت تخمکها تاثیر بگذارد.
مشکلات و محدودیتها: در اجرای این طرح خوشبختانه مشکل عمدهای وجود نداشت. بیماران هم پس از توجه از نظر فواید احتمالی داروی متفورمین آن را مصرف نموده، فقط تعدادی در مصرف داروها اشتباه کرده بودند که از مطالعه خارج شدند. یکی از محدودیتهای این طرح عدم توانایی در بررسی تعداد و کیفیت جنینها بود که آن هم بدلیل انجام Rapidzif در اکثر بیماران بوده است.
بدینوسیله از زحمات خانم دکتر صفدریان، خانم دکترخادمی، آقای دکتر سعیدی، آقای دکتر پویان و کلیه کارکنان ناباروری بیمارستان شریعتی تهران تشکر و قدردانی میگردد.