Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Early complications of menopause among women in Tehran

Authors
1 Department of Obstet . and Gynecol Iran Medical Sciences University, Tehran, Iran
2 National Center of Reproductive Health Research, Deputy of Research, Ministry of Health and Medical Education, Tehran, Iran
3 Department of Biostatistics, School of Medical Sciences, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
Abstract
Life expectancy has increased dramatically in developing countries such as Iran. Menopause as a relatively recent phenomenon brought about new challenges. Early complications of menopause can greatly influence the quality of life. Current study aimed at investigating early complications of 441 menopausal women who lived in Tehran using cluster sampling method. The mean age of menopause was 48.51±4.45. Following variable were included in the study: age, age of menorah, education status, marital status, breast feeding, history of oral contraceptive usage and hormone replacement therapy, exercise, calcium intake (diet/drug) and smoking. Using Jones standard questionnaire, the early complication of menopause were asked by interview. The mean value for total score of these complications were 12.1±6.8, 60.3% of which had severe complication. Exercise was found to reduce the rate of complications significantly (P=0.001). To reduce the early complication of menopause, a fundamental change in menopausal women’s life-style is suggested among which exercise is a must.
Keywords

مقدمه

براساس تعریف سازمان جهانی بهداشت(WHO) یائسگی عبارت است از قطع خونریزی قاعدگی به دنبال تمام‏شدن فعالیت فولیکولهای تخمدانی که با 12 ماه قطع خونریزی قاعدگی یا آمنوره در سنین 55-45 سالگی همراه است(1). در حال حاضر فرآیند یائسگی به صورت یک معما مطرح است. آیا یائسگی صرفاً یکی از عوارض جانبی افزایش سن است؟ و یا اینکه پدیده‏ای طبیعی است، هیچ یک از این موارد بدرستی روشن نیست. به هر حال باید جنبه‏های مختلف فیزیولوژیک یائسگی را به علل ذیل مورد بررسی و شناخت دقیق قرار داد. ابتدا آنکه یائسگی یک مرحله از زندگی زنان می‏باشد. بدین معنی که بالاخره روزی همه زنان با آن مواجه خواهند شد. با کاهش بیماریهای عفونی، مرگ و میر مادران و طول عمر زنان و امید به زندگی افزایش یافته است. لذا اکثر زنانی که در کشورهای توسعه یافته زندگی می‏کنند حدود 30 سال از عمر خود را پس از یائسگی طی خواهند کرد(2). دوم آنکه یائسگی به دنبال خود عوارض و بیماریهایی را در پی دارد که باید از نحوه برخورد و اداره پزشکی آنها کاملاً آگاه باشیم. بالاخره سومین دلیل بر لزوم شناخت مسائل مربوط به یائسگی آن است که یائسگی به عنوان یک عامل خطرزا برای مرگ و میر زودرس است، متعاقب بروز یائسگی به دلیل ایجاد بیماریهای مزمن، نرخ مرگ و میر در این افراد افزایش می‏یابد(3).

درپی خاموش‏شدن تخمدانها و کاهش هورمونهای جنسی، اثرات کاهش استروژن به صورت علائمی تحت عنوان عوارض زودرس یائسگی، مانند گرگرفتگی، سردرد، سرگیجه، تکرر ادرار، افسردگی، ‌خارش زیرپوست و … بروز می‏نماید. بسیاری از این عوارض قابل پیشگیری و درمان هستند. این مطالعه برآن است که شیوع عوارض زودرس یائسگی را در زنان ساکن شهر تهران یافته و شدت هر یک را مورد بررسی قرار دهد. تا از نتایج حاصل بتوان به اهمیت بروز عوارض زودرس یائسگی و تأثیری که بر کمیت و کیفیت زندگی دارند پی برد و بر آن اساس توجهات و مراقبتهای لازم را انجام داد.

مواد و روشها

انتخاب نمونه: تعداد 441 نفر زن یائسه از مناطق تحت پوشش سه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی تهران، شهید بهشتی و ایران در خانه‏هایشان ملاقات شدند. این مطالعه از نوع توصیفی و مقطعی و محیط پژوهش منازل شهر تهران بود. روش تعیین حجم نمونه به این صورت بود که ابتدا براساس تعداد زنان یائسه بدست آمده از طرح تاریخچه باروری (طرح مصوب از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی حاوی اطلاعات و مشخصات دموگرافیک زنان در سنین باروری در کل کشور که نتایج آن هنوز به چاپ نرسیده است)، تعداد تقریبی زنان یائسه شهر تهران محاسبه و نمونه تصادفی مورد نظر با احتساب 10%=d ، 05/0P<، محاسبه گردید و حجم نمونه این مطالعه 441 نفر تعیین شد. روش نمونه‏گیری به صورت خوشه‏ای و تعداد زنان یائسه مربوط به 100 خوشه شهر تهران به طور تصادفی انتخاب و شمارش گردید. با توجه به تعداد خوشه‏های شهر تهران، تعداد نمونه‏ها در هر خوشه 5 نفر محاسبه گردید. سپس آدرس هر خوشه تهیه و به پرسشگران داده شد. تهران به 4 منطقه شمال، جنوب، شرق و غرب تقسیم گردید. این مناطق در حوزه سه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی،‌درمانی تهران، شهید بهشتی و ایران قرار داشتند. سرزدن به خوشه‏ها به تفکیک مناطق صورت گرفت تا پرسشگران هر منطقه مشخص باشد.

پرسشگران پس از گذرانیدن دوره‏های آموزشی و آشنایی با مبانی اولیه طرح، در گروههای دو نفری به آدرس سرخوشه‏ها مراجعه نموده و نمونه‏گیری به ترتیب از اولین خانه سمت راست سرخوشه شروع و آنقدر ادامه می‏یافت تا در هر خوشه 5 نمونه کامل گردد. نمونه‏ها شامل زنانی بودند که سن بیش از 40 سال داشته و حداقل 6 ماه از تاریخ قطع قاعدگی آنها گذشته بود. تمامی این افراد رضایت خود را جهت شرکت در این مطالعه ابراز نمودند. نمونه‏های دارای خونریزیهای نامرتب، از مطالعه حذف شدند. پرسشگر ابتدا پس از معرفی طرح تحقیقاتی سؤالات پرسشنامه استاندارد جونز را برای نمونه مطرح می‏کرد(4). جهت اطلاع‏رسانی بیشتر در مورد یائسگی و عوارض ناشی از آن، مطالب مکتوب آموزشی به فرد داده می‏شد. نحوه مصرف کلسیم با پرسش از افراد به صورت پرسش از مقدار مصرف پنیر، شیر، ماست،...و تعداد دفعات مصرف تعیین گردید. هر لیوان شیر یا ماست معادل یکدیگر محاسبه شد. جهت پاسخگویی بهتر نمونه‏ها بطور شفاهی مقدار پنیر مصرفی با حجم قوطی کبریت مقیاس می‏شد و مقدار ثبت شده بر حسب 50 گرم، 100گرم، 150 گرم یا ... بود. به این ترتیب با جمع مقدار مصرف روزانه پس از مشاوره با متخصصین تغذیه، مقدار کلسیم مصرفی (برحسب تعداد لیوان شیر یا ماست مصرفی و مقدار گرم پنیر مصرفی) به میلی‏گرم محاسبه گردید. اطلاعات در نرم‏افزار Works ثبت گردید، سپس با استفاده از نرم‏افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. ابتدا به منظور بررسی نحوه انتشار داده‏ها هیستوگرام داده‏های کمی ترسیم گردید، سپس شاخصهای مرکزی و پراکندگی محاسبه گردید و ارتباط بین متغیرهای وابسته با متغیرهای مستقل کمی با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون محاسبه گردید و برای بررسی ارتباط بین متغیرهای کیفی از آزمون کای دو استفاده شد.

نتایج

میانگین سن نمونه‏ها با حداقل 39 سال و حداکثر 87 سال، 26/8±8/59 بود. میانگین سن یائسگی نمونه‏ها براساس اظهار خود فرد 45/4±51/48، مد 50 و میانه 50 بود که هیستوگرام آن در نمودار 1 آمده است. بر همین اساس میانگین سن اولین قاعدگی61/1±5/13 بود. وضعیت تحصیلی افراد مورد مطالعه بر این اساس بود که 9/45% بی‏سواد، 2/28% دارای تحصیلات ابتدایی،

2/11% دارای تحصیلات راهنمایی، 2/12% دیپلمه و بالاخره 5/2% تحصیلات بالاتر از دیپلم داشتند. در ارتباط با وضعیت تأهل این افراد، 4/1% نمونه‏ها ازدواج نکرده ، 3/27% بیوه، ‌2/2% از همسر خویش جدا شده و 1/69% متأهل بودند. در بررسی وضعیت شیردهی نمونه‏ها در طول دوران باروری آنها 92% از نمونه‏ها سابقه شیردهی را ذکر می‏کردند و 8% اصلاً شیردهی نداشتند. 404 نفر (7/93%) نمونه‏ها سیده نبوده و 27 نفر (3/6%) سیده بودند. سابقه مصرف قرص پیشگیری از بارداری در 36% موارد مثبت و در 64% موارد منفی بود. سابقه مصرف قرصهای درمان جایگزین هورمونی HRT1 در 4/15% موارد مثبت و مابقی دارای سابقه استفاده از جایگزین هورمونی نبودند. در بررسی فعالیت بدنی و ورزش 5/48% افراد اصلاً ورزش نمی‏کردند، در حالیکه 5/33% هر روز، 5/8% هفته‏ای دوبار، 9/2% هفته‏ای یکبار و5/6% کمتر از هفته‏ای یکبار ورزش می‏کردند.

در مورد سابقه مصرف قرص و یا شربت کلسیم در

3/27% موارد جواب مثبت و 7/72% هیچ سابقه‏ای از مصرف کلسیم دارویی نداشتند. کلسیم مصرفی در رژیم غذایی برحسب گرم از جمع تعداد لیوان شیر و ماست مصرفی و نیز مقدار گرم پنیر مصرفی (50 گرم به اندازه یک قوطی کبریت یا بیشتر) بدست آمد. میزان کلسیم هر لیوان شیر و هر لیوان ماست 300 میلی‏گرم و مقدار کلسیم هر گرم پنیر 85 میلی‏گرم محاسبه گردید.

جمع حاصل بر عدد 7 تقسیم شد تا مقدار روزانه متوسط کلسیم مصرفی روزانه بدست آید.

میانگین مصرف کلسیم غذایی محاسبه شده به روش بالا در این افراد (906/172±) 8/1040 میلی‏گرم بود. حداقل و حداکثر کلسیم مصرفی به ترتیب 607 و 1507 میلی‏گرم در روز بود. فراوانی مصرف روزانه کلسیم بر حسب گرم در زنان یائسه مورد مطالعه در نمودار 2 آمده است.

همچنین از نمونه‏ها در مورد استعمال دخانیات پرسش به عمل آمد که 5/8% پاسخ مثبت داده و5/91% هیچگونه سابقه‎ای از سیگار کشیدن ذکر نکردند.

عوارض زودرس یائسگی: عوارض زودرس یائسگی موجود در پرسشنامه استاندارد منتخب، شامل مواردی از جمله گرگرفتگی، سرگیجه، سردرد، احساس خارش زیر پوست و… سؤال به عمل می‏آمد. جدول 1 میزان فراوانی نسبی و مطلق افراد دارای عوارض زودرس یائسگی را در زنان یائسه شهر تهران نشان می‏دهد. براساس جدول فوق به جز افسردگی که هیچ مورد شدیدی از آن گزارش نشده و نیز بی‏قراری که درصد بسیار کمی را به خود اختصاص داده است (3%)، سایر موارد بیشتر از 10% افراد و مواردی نظیر احساس خارش زیرپوستی یا احساس بی‏اعتنایی اطرافیان بیش از 40% گزارش شده است.

نحوة امتیازدهی به عوارض به این ترتیب بود که به هر مورد یک امتیاز داده می‏شد. اگر جمع علائم کمتر از 5 بود، عوارض خفیف، اگر 10-6 بود، عوارض متوسط و اگر بین 14-11 بود،‌عوارض شدید تلقی می‏گردید. پس از آنکه امتیاز عوارض زودرس با یکدیگر جمع شد، میانگین جمع امتیازات 8/6±1/12 بدست آمد. همانطور که در نمودار3 آمده است 7/10% (50 نفر) موارد فاقد عوارض، 4/12% (58 نفر) دارای عوارض خفیف، 5/16% (77 نفر) دارای علائم متوسط و 3/60% (281 نفر) دارای علائم شدید بودند.

در بررسی ارتباط بین عوارض زودرس یائسگی با عوامل مختلف شامل متغیرهای شیردهی، سیده‏بودن، سابقه مصرف قرصهای ضدبارداری خوراکی، سابقه مصرف قرصهای درمان جایگزین هورمونی، مصرف کلسیم دارویی، مصرف کلسیم غذایی ارتباط معنی‏داری یافت نشد اما بین عوارض یائسگی با انجام ورزش‏ و فعالیت بدنی ارتباط معنی‏داری یافت شد(001/0=P).

بحث

در بسیاری از کشورهای دنیا امید زندگی خانمها به طور متوسط حدود 80 سال است. اگر چه تخمدانها فعالیت خود را 35-25 سال قبل از رسیدن فرد به این حد سنی از دست داده‏اند و لذا خونریزی قاعدگی به طور متوسط تا سن 51 بیشتر ادامه ندارد، از این رو هر خانمی از دورة‌ پایانی عمر خود را با عدم تولید و کمبود هورمونهای جنسی همراه باشد.

سن متوسط یائسگی در تحقیق حاضر 5/36 ± 5/9 بدست آمده است. در مقالات سن یائسگی از تنوع بالایی برخوردار است. در ایالات متحده آمریکا و نیز جوامع اروپایی این سن حدود52-48 سال ذکر شده است

(7-5). در این مقالات معلوم نیست که آیا سن یاد شده، سن قطع قاعدگی و یا سن یائسگی است (که طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، 1 سال پس از قطع آخرین قاعدگی). مطالعات بسیار زیادی نیز در زمینه بررسی سن یائسگی بدون توجه به عامل مداخله‏گر جراحی و برداشتن تخمدان و بروز یائسگی مصنوعی وجود دارد و لذا اعداد مربوط به متوسط سن یائسگی در این مطالعات بدون توجه به این عامل مهم ارائه شده‏اند.

سن یائسگی تحت تأثیر عوامل متعددی است. مطالعه‏ای در کشور گینه نو اهمیت نقش تغذیه را در این رابطه بررسی کرده و نتیجه‏گیری نموده که زنان دچار سوء تغذیه در این کشور تقریباً 4 سال زودتر از دیگر زنان یائسه می‏شوند (8). مطالعات دیگر نشان داده‏اند که وزن و قد بیشتر باعث به عقب افتادن سن یائسگی می‏شود (7-9). سیگار کشیدن به عنوان عاملی که شروع یائسگی را 2-1 سال به جلو می‏کشاند شناخته شده است (13-10). طول سیکل قاعدگی کمتر از 26 روز نولی پاریتی، منارک زودرس، استفاده از قرصهای جلوگیری از بارداری با تأخیر در سن یائسگی همراه بوده است(14-12، 5). مطالعات ذکر شده هیچ یک به کنترل عامل مصرف سیگار و اندازه بدن (وزن و قد) نپرداخته بودند و لذا نتایج بدست آمده از این مطالعات باید با دقت و توجه نسبت به این محدودیت مورد بررسی قرار گیرد. نقش عوامل ارثی در تعیین سن یائسگی موضوع بحث، دسته دیگری از مقالات است. مطالعات مقطعی متفاوتی در جوامع آفریقایی و آمریکایی سن زودرس یائسگی را در این گروه متذکر شده‏اند که در مقایسه با نژاد مدیترانه‏ای از تفاوت معنی‏داری برخودار است. هر چند که در این جوامع آفریقایی– آمریکایی سن منارک نیز زودتر فرا می‏رسد و شاید این عامل مداخله‏گر نتواند به خوبی نقش ارث را نشان دهد (13، 7).

علائم دوران یائسگی اغلب به دلیل کاهش هورمون استروژن بوده و منجر به بروز عوارضی همچون گرگرفتگی، تعریق، سردرد، دردهای عضلانی و مفاصل، اختلالات در خواب و... می‏شود که ممکن است تأثیر نامطلوبی بر کیفیت زندگی فرد گذاشته و نقطه شروعی برای یک سری عوارض بعدی باشد. برای مثال آتروفی اپیتلیوم اوروژنیتال می‏تواند به تکرر ادرار، درد موقع ادرار کردن و احساس ناراحتی در ناحیه واژن منجر گردد(15). سایر علائم کمبود استروژن شامل افسردگی، خستگی، قرمزی و التهاب پوست، اختلالات در حافظه، عدم تمرکز و از دست‏دادن میل‏جنسی می‏باشند(16). اما تنها قریب به 40% خانمها به علت مشکلات ناشی از عوارض یائسگی به پزشک مراجعه می‏کنند(15). عوارض فوق در افراد مختلف دارای طیف علامتی متفاوتی است. از مهمترین و شایعترین این علائم اختلالات وازوموتور است که به صورت گرگرفتگی همراه با تعریق ناگهانی و افزایش ضربان قلب، اختلال در خواب و افزایش تعریق به هنگام خواب خود را نشان می‏دهد. گرگرفتگی معمولاً چند دقیقه طول می‏کشد و ممکن است تا 30 مرتبه در روز تکرار گردد. همچنین ممکن است بیمار را چندین بار در طول شب از خواب بیدار نماید. 80% از همه خانمهایی که در دوران قبل از یائسگی یا اوائل دوران پس از یائسگی به سر می‏برند، از اختلالات وازوموتور شکایت می‏کنند. در

85%-25% موارد گرگرفتگی تا بیش از 5 سال ادامه می‏یابد.

تغییرات دستگاه تناسلی-ادراری نیز پس از گذشت زمان اندکی از یائسگی ایجاد می‏شود. رشد اپیتلیوم واژن و مجاری ادراری وابسته به استروژن است، با کاهش این هورمون اپیتلیوم نازک و آتروفیک می‏شود. این تغییرات می‏توانند منجر به خشکی واژن، خارش و ایجاد عفونت‏های موضعی و احساس درد در زمان مقاربت گردد که با گذشت زمان این علائم تشدید می‏شود.

اختلالاتی همچون افسردگی و اضطراب، نیز همراه با دیگر علائم در دوران یائسگی ایجاد می‏شود.

مطالعه حاضر نیز تمامی عوارض زودرس یائسگی را با استفاده از پرسشنامه استاندارد جونز بررسی نموده و شیوع عوارض زودرس یائسگی را نشان می‏دهد. زنان تهرانی از درصد بالایی از علائم زودرس یائسگی رنج می‏برند به نحوی که 3/60% از افراد دارای علائم شدید بودند.

مطالعات دیگر درصد شیوع علائم زودرس را با تنوع بسیار گزارش کرده‏اند. Neugarten شیوع علائم را

50% و Thompson تا 85% گزارش نموده‏اند. این نتوع بویژه در ارتباط با گر گرفتگی به دفعات به چشم می‏خورد (13-12). در این مطالعات گر گرفتگی در

15-10% افراد به قدری شدید است که منجر به ایجاد اختلال در فعالیت روزمره‏شان می‏شده است. محققینی چون Kronenberg و همکاران به بررسی فیزیولوژی تنظیم درجه حرارت محیطی و مرکزی پرداخته و در مورد گر گرفتگی ارتباط عواملی چون هورمونهای باروری، کاتکولامینها و پپتیدهای Opioid را ذکر می‏نمایند (18-17). شیوع گر گرفتگی در 2 سال اول پس از یائسگی بیشتر است و با گذشت زمان به تدریج بهتر می‏شود. زنانی که بدلیل برداشتن تخمدانها طی اعمال جراحی و یا رادیوتراپی دچار یائسگی زودرس می‏شوند با شیوع بیشتری به گر گرفتگی مبتلا می‏گردند و این حالت به ویژه در اولین سال درمان جراحی یا گرفتن اشعه مصداق دارد (18).

شیوع متفاوت عوارض زودرس یائسگی ذکر شده در گزارشات می‏تواند به دلایل زیر باشد:

1- عدم وجود تعاریف واحد در تحقیقات یا جوامع مورد بررسی: اینکه واحدهای مورد پژوهش از مراجعین به درمانگاهها بدست آمده و یا نمونه‏ها با استفاده از روش نمونه‏گیری خوشه‏ای بدست آمده‏اند، خود تأثیر بسزایی در آمار بدست آمده دارد.

2- پرکردن پرسشنامه تحقیقاتی در مناطق جغرافیایی و یا فصول مختلف.

3- تفاوتهای فرهنگی در ارتباط با مفهوم استرس ناشی از گرگرفتگی و یا مواجهه با سایر علائم زودرس یائسگی و نقشی که زنان در دوران قبل و بعد از یائسگی در اداره امور خانواده دارند. بدین معنی که اگر در خانواده‏ای زن یائسه مادر، همسر و اداره‏کننده خانه و خانواده است، گر گرفتگی هر چقدر هم شدید باشد عملاً نمی‏تواند مانع فعالیتهای روزمره فرد شود، درحالیکه اگر زن یائسه هیچ مسئولیتی نداشته باشد، فرصت توجه به خود را خواهد داشت و گر گرفتگی از نظر روانی می‏تواند تأثیر بسیاری بر زندگی او و مختل کردن فعالیتهای روزمره‏اش داشته باشد.

4- تفاوت واقعی موجود بین جوامع مورد بررسی.

در زنان نژاد Anglo-European گر گرفتگی روزانه درنیمی از زنان یائسه گزارش شده است (19). در حالیکه زنان ژاپنی و اندونزیایی کمتر از زنان غربی دچار گر گرفتگی می‏شوند (20). Beyene گزارش می‏کند که زنان نژاد Mayan از مکزیک گر گرفتگی را به عنوان علامتی از یائسگی ذکر نمی‏کنند (21). در مطالعه‏ای در آفریقا تعریف ناشی از گر گرفتگی به عنوان ابتلا به مالاریا تفسیر می‏شده است (22).

همه این نتایج ما را بر آن می‏دارد که به تفاوتهای فرهنگی و تأثیر آن در بیان ویژگیها و مشخصات فیزیکی دوران یائسگی بیاندیشیم.

مطالعات همچنین به بررسی ارتباط بین بروز عوارض زودرس و وضعیت اشتغال، تعداد زایمان، رتبه اجتماعی و وضعیت تأهل پرداخته و در جوامع غربی ارتباطی ملاحظه نکرده‏اند (19). همچنین مطالعه Sherman و همکاران ارتباط بین سن یائسگی، سن منارک، تعداد بارداریها، قد و وضعیت طبی فرد با ابتلا به گر گرفتگی را پیدا نکردند (23). مطالعه حاضر از بین عوامل متعدد مورد بررسی تنها ارتباط بین ورزش و بروز عوارض زودرس یائسگی معنی‏دار شد.

از طرفی این یافته‏ که کاهش عوارض یائسگی با ورزش‏کردن ارتباط معنی‏داری دارد منجر به این نتیجه می‏شود که برای برطرف نمودن این عوارض باید الگوی زندگی زنان یائسه تغییر یابد، ورزش و تغذیه صحیح نقش مهمی در این تغییر الگو دارند.

Long و همکارانش نیز در طی مقاله‏ای مروری همین نتیجه‏گیری را کرده و عنوان می‏کند که ورزش و تغذیه دو عامل مهم در زندگی زنان یائسه و تعیین کننده وضعیت سلامت آنان است(24).

همچنین مصرف کلسیم، مقدار و نحوه مصرف آن نقش مؤثری در جذب استخوانی این ماده و پیشگیری از پوکی استخوان دارد.

مقدار توصیه شده کلسیم مصرفی زنان یائسه حداقل 1500 میلی‏گرم در روز می‏باشد(25).

از محدودیتهای پژوهش حاضر آنکه، امکان بررسی وضعیت کامل تغذیه افراد با استفاده از برنامه‏های استاندارد روزانه نیز میسر نبود تا مقدار دقیق کلسیم مصرفی افراد بر آن اساس محاسبه گردد، چرا که این مطالعه به صورت مقطعی انجام گرفت. لذا پیشنهاد می‏شود که در مطالعات آینده‏نگر مقدار دقیق کلسیم مصرفی با استفاده از برنامه روزانه در مطالعات آینده لحاظ گردد.

در مطالعه حاضر ارتباطی بین بروز عوارض زودرس یائسگی و مصرف کلسیم پیدا نکرد اما با استفاده از برنامه روزآمد و تعیین دقیق مقدار کلسیم مصرفی (به صورت غذایی یا دارویی) شاید بتوان ارتباطی بین مصرف کلسیم و کاهش عوارض زودرس یائسگی پیدا نمود.

از آنجا که عوارض یائسگی محدود به عوارض زودرس نمی‏شود و عوارض دیررس یائسگی که نتایج مربوط به این بخش مطالعه توسط پژوهشگر در جای دیگر قبلاً به چاپ رسیده است(26) نیز مزید بر علت می‏باشند، توصیه می‏شود که همانند کشورهای توسعه یافته، درمانگاه یائسگی در تمامی بیمارستانـها و مراکز بـهداشـتی، درمانی تـشکیل شـده و بـرای پـیشگیری از

کلسیم مصرفی در زنان شهر تهران در مقایسه با کشورهای توسعه یافته بسیار کمتر می‏باشد، پیشنــهاد

عوارض مذکور اقدام شود. نقش آموزش در بهینه‏سازی الــگوی زندگی زنان یائسه و ارتقاء سطح سلامت آنـان می‏تواند موضوع پژوهش‏های آینده باشد. از آنجا که می‏شود که از طریق وسایل ارتباط جمعی توصیه‏های آموزشی لازم در این خصوص به زنان یائسه ارائه شود.

تشکر و قدردانی

این مطالعه در مرکز تحقیقات بهداشت باروری، وابسته به معاونت پژوهشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انجام شده است. از پژوهشگران طرح مذکور سرکار خانمها:‌ ابراهیمی، رستمی، حجازی، رضایی، فراهانی، علوی و عارف تشکر و قدردانی می‏گردد.

  1. Research on the menopause. Geneva, Switzerland: World Health Organization. 1999 (World Health Organization-Technical Report series 680).
  2. Know K.T. Epidemiology of the menopause. Br Med Bull. 1999; 48: 249-61.
  3. Snowdon D.A., Kane R.L., Beeson W.L., et al. Is early natural menopause a biological marker of health and aging? Am J Pub Heal. 1998; 79: 109-14.
  4. Jones M.M., Marshall D.H., Nordin B.E. A standard questionnaire to evaluate the early complications of menopause. Curr Med Res Opin. 1999; 4(13): 12- 20.
  5. McKinlay S.M., Brambilla Posone J.G. The normal menopause transition. Moturitas. 1999; 14:103-15.
  6. Treloar A.E. Menarche, menopause and intervening fecund ability. Hum Biol. 1994; 46:89-101.
  7. MacMahon B., Worcester J. Age at menopause, United States. 1960- 2. Rockville; US Department of health, education and welfare, public health services, national center for health statistics, 1996: 1-19 (Vital and Health Statistics, Series 1, Vol 11, no 19).
  8. Scagy R.F.R. Menopause and reproductive span in rural niugini. In proceedings of the annual symposium of the papua new guinea medical society. Port Moresby, Papua new guinea. 1993; 126-44.
  9. Willerr W., Stampfer M.J., Bain C. Cigarette smoking, relative weight and menopause. AM J Epidemiol. 1999; 117:651-8.
  10. Michnovicz J.J., Hershopf R.J., Naganuma H. Increased 2-hydroxylation of estradiol as a possible mechanism for the anti-estrogenic effect of cigarette smoking. N Engl J Med. 1996; 315: 1305-9.
  11. Longcope C., Johnston C.C. Androgen and estrogen dynamics in pre- and postmenopausal women: a comparison between smokers and non smokers. J Clin Endocrinol Metab. 1998; 67: 379-83.
  12. Whelan E.A., Sandler D.P., M.C. Connaughey D.R. Menstrual and reproductive characteristics and age at natural menopause. Am J Epidemiol. 1999; 131: 623-32.
  13. Stanford J.L., Hartge P., Brinton L. Factors influencing the age at natural menopause. J Chronic Dis. 1998; 40:995-1002.
  14. Van Keep P.A., Brand P.C., Lehert P. Factors affecting the age at menopause. J Biosoc Sci. 1999; 6(suppl):37-55.
  15. Balfour J.A., Heel R.C. Transdermal oestradiol. A review of its pharmacodynamic and pharmacokinetic properties and therapeutic efficacy in the treatment of menopausal complaints. Drugs. 1999; 40: 561- 82.
  16. Kronenbery F. Downey J.A. Thermoregulatory physiology of menopause hot flashes: a review. Can J Physiol Pharmacol. 1997; 65:1312-24.
  17. Kronenberg F. Hot flashes: epidemiology and physiology. Ann N Y Acad Sci. 1995; 592-86, discussion. 123- 33.
  18. McKinlay S.M., Jeffery M. The menopausal syndrome. Br J Prev Soc Med. 1999; 28: 108-15.
  19. Lock M. Contested meaning of the menopause. Lancer 1998: 337:1270-2.
  20. Beyene Y. Cultural significance and physiological manifestations of menopause: a bicultural analysis.Cult Med Psychiatry. 1996; 10: 47- 71.
  21. Thornton J.G. Menopausal hot flushes: personal experience in Africa (letter). Trop Doct 1984; 14- 135.
  22. Sherman B.M., Wallace R.B., Bean J.A. The relationship of menopausal hot flushes to medical and reproductive experience. J Gernotol. 1999; 36: 366-9.
  23. Lange-Collett J. Promoting health among perimenopausal women through diet and exercise. J Am Acad Nurs Pract. 2002; 14(14): 172-7.
  24. Scopacasa F., Nead A.G. Horowitz M. Effects of dose and timing of calcium supplementation on
  25. Jahanfar S., Ramezani Tehrani F., Sadat Hashemi M. Late complications of menopause among Iranian women. Med J Islam Repub Ir (In press).
  26. Sitruck-Ware R. Estrogen therapy during menopause. Practical treatment recommendations. Drugs. 1999; 39(2): 203-17.