همواره جوندگان بعنوان آفات کشاورزی مطرح میباشند. مطالعات زیادی برای یافتن راههای مناسب کنترل آنها صورت گرفته است. در اغلب موارد برای کنترل آنها از مواد سنتزی و شیمیایی استفاده میشود، اما طی نیم قرن گذشته استفاده از آفتکشهای سنتزی اغلب بدون دقت و بیرویه بوده که منجر به مسائل و مشکلات زیست محیطی زیادی از جمله: آلودگی مواد غذایی، خاک، آبهای سطحی و زیرزمینی، آلودگی هوا و... شده است. به این مشکلات میتوان باقیمانده سموم، عوارض سوء بر حشرات و سایر موجودات زنده غیرهدف، افزایش تعداد آفات مقاوم به آفتکشها و طغیان مجدد آفات را نیز افزود(1).
امروزه در تمام کشورها آگاهی افراد نسبت به مسائل زیست محیطی و اثرات جانبی مرتبط با استفاده از آفتکشهای سنتزی رو به افزایش است، لذا سعی بر این است تا با جایگزین کردن آفتکشهای بیولوژیک و طبیعی به جای انواع سنتزی، گامی در جهت حفظ محیط زیست و سلامت انسان برداشته شود. از جمله این موارد استفاده از فرآوردههای گیاهی است که برای حفاظت گیاهان در مقابل آفات و بیماریها مورد استفاده قرار میگیرند. یکی از خانوادههای گیاهی که دارای ویژگیهای متعدد و از جمله اثر بر آفات و حشرات است خانواده ملیاسه (شال سنجد) میباشد. یکی از گونههای این خانواده بنام چریش گیاه بومی شبه قاره هند با ویژگیهای دارویی بسیار زیاد بوده که از قرنها پیش در طب سنتی مردم این سرزمین مورد استفاده بوده است. در حال حاضر به علت موارد کاربرد متعدد آن در تمام مناطق دنیا بعنوان یک درخت اعجاب انگیز مورد قبول واقع شده است(2). ترکیبات مختلف گیاه چریش سالها است که مورد شناسائی قرار گرفته است. این ترکیبات دارای خواص ضد ویروسی، ضدباکتریایی، ضد قارچی، ضدالتهاب و ضدتب میباشند(5-3). پلیساکاریدهای حاصل از عصاره آبی پوست ساقه درخت دارای خواص ضد توموری بوده و باعث القای اینترفرون میگردد(6). در ارتباط با تولید مثل، اثرات ضد باروری روغن چریش ابتدا توسطLal و همکارانش گزارش شد (7). عصاره مغز دانه چریش اثرات ضد باروری و سقط جنینی موقت و قابل بازگشتی دارد که مطالعات متعدد روی حیوانات آزمایشگاهی آنرا به اثبات رسانده است و در حال حاضر نیز در کشور هندوستان از عصاره آن جهت ساخت قرصهای ضدباروری برای انسان استفاده میشود(8). لذا با توجه به ویژگیهای این گیاه، در این تحقیق سعی شده است تا ضمن مطالعه خاصیت ضدباروری دائم عصاره چریش روی موش صحرایی، میزان دوز مؤثر آن جهت عقیم سازی دائم جوندگان بررسی شود.
برای انجام این مطالعه 24 موش صحرائی نژاد Wistarبا سن 5-4 ماه و وزن 200-150 گرم از بصورت تصادفی انتخاب و به 4 گروه 6 عددی تقسیم شدند. یک گروه به عنوان شاهد در نظر گرفته شد که فقط آب دریافت کردند و سه گروه دیگر، گروههای اول، دوم و سوم آزمایش به ترتیب دوزهای mg/kg5
(ml1/0)، mg/kg15 (ml3/0) وmg/kg25(ml5/0) عصاره گیاه چریش (عصاره تجاری Neemazal بامقدار آزادیراکتین 1%) دریافت نمودند. تجویز عصاره و آب به این گروهها با استفاده از سوزن مخصوص گاواژ موش صحرایی انجام شد. از نظر حجمی، تمام حیوانات حجم مساوی مایع دریافت کردند. به این ترتیب که گروه شاهد: ml5/0 آب، گروه اول: آب ml4/0 همراه با عصاره ml1/0، گروه دوم: آب ml2/0 همراه با عصاره ml3/0 و گروه سوم: ml5/0عصاره دریافت کردند. گاواژ کردن حیوانات به مدت 6 روز متوالی انجام شد. در روز چهارم آزمایش، از حیوانات تمام گروهها خونگیری شد. آزمایشات هماتولوژی و اندازهگیری ترکیبات سرم بر روی این خون انجام گرفت. به منظور انجام آزمایشات هماتولوژی (CBC) ، خون در ویالهای محتوی یک قطرهEDTA 2% جمع آوری شد و سپس با استفاده از دستگاه Cell Counter (دستگاه MS9 که ساخت کشور فرانسه V.Cedex، Version 3.5XXE) فاکتورهای هماتولوژیکی شامل: تعداد گلبولهای سفید (WBC) ، تعداد گلبولهای قرمز (RBC) ، هموگلوبین (Hb) ، حجم متوسط گلبول قرمز (MCV) ، مقدار متوسط هموگلوبین سلولی (MCH) ، مقدار متوسط غلظت هموگلوبین سلولی (MCHC) ، هماتوکریت و لنفوسیت مورد بررسی قرار گرفت. بخش دیگری از خون برای تهیه سرم در ویالهای بدون EDTA جمعآوری گردید. سرم حاصل در دمای c20- نگهداری و در پایان آزمایشات و جمعآوری تمام نمونهها با استفاده از کیت تستوسترون(DRG Diagnostics, Germany) و دستگاه الایزا مقدار هورمون سنجش شد.
اندازهگیری تستوسترون: l25 از نمونه، کنترل و استاندارد با l 200 -کونژوگه آنزیمی به مدت 10 ثانیه مخلوط شد و در دمای اتاق برای مدت یک ساعت روی روتاتور انکوبه گردید. چاهکها با استفاده از l400 محلول شستشوی رقیق سه بار شستشو گردید.
l200 محلول سوبسترا به آن اضافه شد و پس از 15 دقیقه انکوباسیون در دمای اتاق واکنش آنزیمی با افزودن l100 محلول اسیدی متوقف گردید. در نهایت جذب نمونهها توسط دستگاه الایزا در طول موج
nm450 قرائت گردیده و با استفاده از منحنی استاندارد غلظت نمونههای مجهول تعیین گردید.
در روز نهم (دو روز پس از پایان گاواژ) مجدداً خونگیری از تمام حیوانات صورت گرفته، آزمایشات مذکور انجام شد.
در روز دهم آزمایش، دو حیوان از هر یک از گروههای فوق تشریح شده و بیضههای آنها برای انجام بررسیهای بافتشناسی جدا گردید. در روز پانزدهم، به منظور بررسی مدت زمان تأثیر دوزهای مختلف عصاره، حیوانات باقیمانده گروههای فوق برای تست باروری در کنار حیوانات ماده فعال قرار گرفتند تا زمان عدم تکثیر آنها حیوانات نگهداری و پس از تکثیر از دور آزمایش خارج شدند. در حین آزمایش، حیوانات در روزهای اول، سوم، پنجم، هشتم و دهم آزمایش وزن شدند.
بررسیهای بافت شناسی: پس از تشریح حیوانات، بیضه جداسازی شده و بافت به مدت 10-7 روز در فرمالین قرار گرفت تا کاملاً فیکس شود. فیکس کردن بافت به منظور جلوگیری از تغییرات بعدی (اتولیز) ضروری است. مرحله آمادهسازی که عبارت است از: آبگیری با استفاده از اتانول، شفافسازی توسط زایلین ، نفوذ و آغشتگی. بافت پس از شفافسازی، به حمام پارافین منتقل میشود. در این مرحله زایلین از بافت خارج شده و پارافین جایگزین آن میشود. پس از سردشدن پارافین، بافت به مقاطعی با ضخامت 7-6برش داده شد. رنگآمیزی مقاطع با استفاده از رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین صورت گرفت. لامها پس از آمادهشدن مورد بررسیهای بافتشناسی قرار گرفت. برای محاسبه میانگین و انحراف معیار دادههای مربوط به گروههای آزمایشی از نرمافزار آماری SPSS و آنالیز واریانس دو طرفه استفاده شد. در صورتیکه آزمون فوق بین گروهها تفاوت نشان میداد، تجزیه و تحلیل بعدی با استفاده از آزمون Newman-Kevles انجام شد. 05/0P< به عنوان اختلاف معنیدار در نظر گرفته شد.
الف:تأثیر عصاه گیاه چریش بر فاکتورهای هماتولوژیکی:
تجزیه و تحلیل آماری دادههای آزمایش بیانگر این است که در روز چهارم آزمایش (مرحله اول خونگیری) مقادیر هموگلوبین و MCH در گروه سوم نسبت به گروه کنترل افزایش معنیداری نشان میدهد (05/0P<) در حالیکه مقادیر سایر فاکتورها در گروههای آزمایشی نسبت به گروه کنترل اختلاف معنیداری نشان نمیدهد(جدول1).
بررسی فاکتورهای هماتولوژیک در روز نهم آزمایش (مرحله دوم خونگیری) نشاندهنده افزایش معنیدار هموگلوبین، MCH وWBC در گروه سوم نسبت به گروه کنترل است (به ترتیب 01/0 P<، 001/0 P<و
05/0.(P< مقادیر سایر فاکتورها در گروههای آزمایشی نسبت به گروه کنترل اختلاف معنیداری نشان نمیدهد (جدول2). بررسی اختلاف میانگین مقادیر فاکتورهای هماتولوژیک در مراحل اول و دوم خونگیری نشاندهنده این است که مقدار MCH در گروه اول و درصد لنفوسیت در گروه کنترل و گروه دوم اختلاف معنیداری نشان میدهد (05/0P<) (جدول3).
ب-تأثیر عصاره گیاه چریش بر مقدار هورمون تستوسترون: بر اساس مقایسه مقادیر حاصل از اندازهگیری مقدار هورمون تستوسترون در گروههای مختلف آزمایش در هیچ یک از گروهها نسبت به گروه کنترل اختلاف معنیداری مشاهده نشد(جدول4).
ج-اثر عصاره گیاه چریش بر وزن: بررسی تغییرات وزنی حیوانات بیانگر این است که در طی مدت آزمایش، میانگین وزنی هیچ یک از گروههای آزمایشی نسبت به گروه کنترل اختلاف معنیداری نشان نمیدهد(جدول5).
د-اثر عصاره گیاه چریش بر بافت بیضه: نتیجه مطالعات بافتشناسی بیانگر کاهش ردههای مختلف سلولهای اسپرمساز و پرخونی در بافت بینابینی در برخی از مجاری اسپرمساز است که نشاندهنده آماس در بافت بینابینی میباشد (اشکال 2و3). همچنین در برخی مجاری، اسپرماتوزوئیدها در مرکز مجاری اسپرمساز دچار نکروز گردیدهاند(شکل4). گسست لایة اولیه سلولهای مسئول اسپرماتوژنر از جدار لولـهها، تورم و تغییر شکل سلولها که بیانگر مرگ سلولی است در برخی مجاری دیده میشود (شکل 2). شکل 1، مقطعی از دیوارههای مجاری اسپرمساز بیضه گروه کنترل را نشان میدهد که در آن ردههای مختلف اسپرماتید بصورت خوشهای و اسپرماتوزوئیدها که سر آنها به سمت محیط و دم آنها به سمت مرکز مشاهده میگردد.
مدت زمان تغییر در قدرت باروری و وقفه در تولید مثل این حیوانات در گروههای اول، دوم و سوم آزمایشی به ترتیب 60،50 و 90 روز بود در حالیکه در گروه کنترل پس از 23 روز (دوره بارداری موشهای صحرایی) تکثیر دیده شد.
در این مطالعه اثر عصاره گیاه چریش بر فاکتورهای هماتولوژیک، هورمون تستوسترون مورد بررسی قرار گرفت. در حیواناتی که به مدت 6 روز تحت تیمار با عصاره گیاه چریش بودند، دو مرحله خونگیری در روزهای چهارم و نهم آزمایش انجام و فاکتورهای هماتولوژیک سنجش شد. هموگلوبین و MCH گروه سوم در هر دو مرحله و WBC گروه سوم در مرحله دوم نسبت به گروه کنترل اختلاف معنیداری نشان دادند(جداول3-1). در مطالعه انجام شده توسط Parshad و همکاران تجویز دوزهای 1/0%،4/0% و 6/1% عصاره آبی چریش به موشهای صحرایی نر به مدت 10 هفته باعث افزایش معنیدار مقادیر RBC، PCV ، Hb، MCHC گروههای آزمایشی نسبت به گروه کنترل شد که این افزایش میتواند دلیلی بر وجود برخی ترکیبات فعال در عصاره آبی چریش باشد که تولید سلولهای خونی را تحریک میکند(9). از طرفی طبق گزارش Talwar و همکارانش در سال 1997 تیمار موشهای صحرایی و میمونهای آزمایشگاهی با عصاره تخلیص شده گیاه چریش تغییر چندانی در فاکتورهای هماتولوژیکی ایجاد نکرد(10). تجویز خوراکی عصاره چریش به موشهای صحرایی نر و ماده به مدت 90 روز هیچ تغییری در مقدار هموگلوبین، RBC، WBC، لوکوسیتها، مونوسیتها و ائوزینوفیلها ایجاد نکرد
(11). در مطالعه حاضر مقدار هورمون تستوسترون طی دو مرحله خونگیری نیز اختلاف معنیداری را نشان نداد(جدول4). در مطالعه Parshad مقدار هورمون تستوسترون با افزایش دوز عصاره کاهش معنیداری نشان داد (01/0P<) که این کاهش را دلیل احتمالی کاهش وزن نسبی سمینال وزیکولها عنوان کرده
است(9). اما مطالعهKrause هیچ اختلاف معنیداری را در مقدار هورمون تستوسترون و وزن سمینال وزیکولهای حیوانات مورد آزمایش نشان نداد(12). اختلاف در نتایج حاصل از آزمایشات مختلف ممکن است ناشی از تفاوت در روش انجام آزمایش از قبیل نوع و دوز عصاره مصرفی، نحوه تجویز عصاره، تکنیکهای استخراج، طول دوره درمان و گونه حیوانات مورد آزمایش باشد. بررسیهای بافت شناسی مقاطع تهیه شده از بیضه حیوانات نشان داد عصاره بر مراحل مختلف اسپرماتوژنز در لولـههای اسپرمساز تأثیر گذاشته و سیر طبیعی اسپرماتوژنز را تغییر میدهد. این اختلالات به چندین حالت دیده میشود: گسست لایه اولیه سلولهای اسپرماتوگونی از جدار لولهها، تورم و تغییر شکل این سلولها و اسپرماتوسیتها که بیانگر مرگ سلولی است(شکل3)، اختلال در تولید اسپرماتیدها، از بین رفتن اسپرماتوزوئیدها در مرکز مجاری اسپرمساز(شکل4) و کاهش ردههای مختلف سلولهای اسپرمساز(اشکال2و3). تغییرات فوق در برخی توبولها دیده میشود و در کنار آنها توبولهایی که مراحل اسپرماتوژنز را به طور طبیعی طی میکنند نیز وجود دارند. اما از آنجائیکه برای بارور بودن حیوانات نر وجود تعداد معینی اسپرم ضروری است لذا اختلالات ایجاد شده، سبب میشود میزان اسپرم لازم جهت باروری تخمک و تشکیل جنین کاهش پیدا کرده و تکثیر در گروههای آزمایشی نسبت به گروه کنترل با تأخیر همراه باشد. با افزایش دوز عصاره تعداد مجاری که این اختلالات در آنها دیده میشود بیشتر شده، مدت زمان وقفه در تولیدمثل حیوانات نیز افزایش خواهد یافت. با گذشت زمان و از بین رفتن تأثیر عصاره، سلولهای آسیب دیده ترمیم یافته و حیوانات قدرت باروری خود را به دست میآورند.
طبق بررسیهای انجام شده، عصاره خالص گیاه چریش دارای خاصیت اسپرم کشی قوی بوده، روغن چریش نیز دارای اثرات اسپرم کشی بوده و مانع از لانهگزینی میگردد(15-13). مطالعه اثر عصاره برگهای چریش بر بیضه موشهای صحرایی آلبینو توسط Shaikh، بیانگر ایجاد ضایعه درسلولهای لیدیگ و نیز کاهش تعداد و تحرک اسپرم و افزایش اسپرمهای غیرطبیعی بود. در مطالعه Shaikh ایجاد تغییراتی از قبیل کاهش وزن، ارتفاع سلولهای اپیتلیال، قطر هسته اپیتلیال وزیکول سمینال و بخش ونترال پروستات در اثر تیمار با عصاره برگ چریش شاهدی غیرمستقیم بر عملکرد آنتی آندروژنی عصاره چریش عنوان میشود (16). در مطالعهای دیگر تجویز خوراکی یک عصاره اتانولی خام بـرگهای چریـش بـه موشهای نر بالغ به مـدت 6 هفـته باعث افزایش وقوع تغییرات ساختاری و اختلال سیناپتیک در کروموزومهای میوزی شده و ضایعات میوزی بیشتری را هم موجب میشود. عصاره باعث کاهش تعداد اسپرم و افزایش تعداد اسپرمهای غیرطبیعی شد بنابراین احتمال میرود که حداقل یکی از اجزای موجود در عصاره گیاه چریش ممکن است با DNA تداخل کرده که نتیجه آن اختلال در تنظیم ژنهای مسئول مرفولوژی اسپرم است(17). با توجه به اینکه در مطالعه فعلی عصاره چریش تاثیر چندانی بر فاکتورهای هماتولوژیک نداشت و مقدار هورمون تستوسترون و وزن حیوانات هم تحت تأثیر عصاره قرار نگرفت و از طرفی عصاره باعث ایجاد کاهش قدرت باروری و وقفه در تولیدمثل حیوانات مورد آزمایش شد چنین به نظر میرسد که عصاره این گیاه علاوه بر اثرات ضدباروری خود در میزان فاکتورهای فوقالذکر تغییری ایجاد نمیکند، بنابراین عصاره گیاه چریش (Neemazal) مادهای ایمن بوده و بدون اینکه عارضه جانبی در اثر مصرف آن ایجاد شود میتوان آنرا برای کنترل باروری در انسان و حیوان مورد استفاده قرار داد.
بدینوسیله از آقای دکتر تقیزاده و سرکار خانم ورداسبی که در اجرای این تحقیق ما را یاری نمودند، تشکر و قدردانی میگردد.