Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Effect of Barium Chloride on muscle contractility of isolated uterus cornu of rabbit

Author
Physiology Department, Faculty of Medicine, Ahwaz Medical Sciences University, Ahvaz, Iran
Abstract
Soluble salts of Barium are widely used in industry but their intake orally causes acute toxicity. Their spread in work environment can cause several complications such as painful contractions of visceral smooth muscles. Aim of this study is to evaluate effect of Barium Chloride on muscle contractility of isolated uterus of rabbit. For this purpose, 1-2 cm of Newzeland rabbit’s uterus (1300-2300 g) was mounted in organ bath. Bath contained tyrod solution (pH=7.4, 370 C) gassed with 95% O2 and 5% CO2. Changes of rabbit uterus contraction in response to different concentration of Barium were recorded by a polygraph using an isometric transducer. The results indicate that Barium chloride can cause significant contraction in the uterus in a dose dependent manner. Probably Barium Chloride exerts its effect by affecting Ca channels depending to voltage or blocking K channels, but knowing the mechanism of action needs more studies. In conclusion abortive effect of BaCL2 in uterus and abortion in human and animals must be considered particularly when it is consumed.
Keywords

مقدمه

با وجود پیشرفتهای گسترده در تشخیص و درمان ناباروری، هنوز برخی از علل ناباروری و سقط جنین، ناشناخته مانده است. ترکیبات عنصر باریم ممکن است به عنوان یکی از عوامل محیطی و شغلی در ایجاد اختلالات باروری و سقط جنین نقش داشته باشد(1).

باریم عنصری از دسته عناصر گروه قلیایی خاکی می‏باشد که در طی تولید و استفاده از ترکیبات محلول آن در صنعت، از طریق استنشاق و یا خوراکی، وارد بدن شده، مسمومیت‏های حاد و مزمن ایجاد می‏کنند، اثرات مسمومیت با این عنصر به شکل اختلالات معده‏ای، روده‏ای، قلبی-عروقی، سیستم تنفسی، عصبی و همچنین اختلالات اسکلتی و عضلانی ظاهر می‏شود

(2). املاح آن به دو صورت محلول و غیرمحلول بوده و در صنعت در محیط شغلی، املاح محلول آن به شکل آئروسل، آزاد می‏شوند و وارد مجاری تنفسی کارکنان آن محیط می‏شود. از مشاغل بیشتر در معرض خطر، شغل جوشکاری است. دودهایی که از الکترود‎های جوشکاری جنس کربنات باریم خارج می‏شوند تقریباً 30-15% این دودها را املاح محلول باریم تشکیل می‏دهد که براحتی در آب حل شده و در درجه حرارت بالا بصورت اکسیدباریم در می‏آید. از طریق شبکه عروقی و انتشار به مایع بافت زیر مخاطی به آب میان بافتی انتشار یافته و بر تمام قسمتهای بدن اثر می‏گذارد، برای مثال با اثر بر دستگاه تولیدمثل مردان، منجر به اختلال در عملکرد این سیستم و قدرت باروری آنها می‏گردد. براساس یک تحقیق انجام شده، 5/7% مردان مبتلا به عدم قدرت باروری، جوشکار بوده‏اند(4-3، 1).

از لحاظ تاریخی می‏توان به اپیدمی مسمومیت سربازان انگلیسی در کشور هند، بعلت مصرف آرد آلوده شده به یک نوع سم کشنده جوندگان حاوی کربنات باریم اشاره کرد(5). از طرف دیگر املاح غیرمحلول باریم بطور قابل ملاحظه بی‏ضرر بوده و در پزشکی مورد استفاده قرار می‏گیرند(6). مثلاً از املاح نامحلول آن، سولفات باریم است که در آب حل نمی‏شود و فاقد مسمومیت شدید شده و بصورت سوسپانسیون از راه دهان تجویز و بعنوان ماده حاجب در عکسبرداری اشعه X، از دستگاه گوارش (از راه دهان) یا سوسپانسیون بعنوان تنقیه تزریق می‏شود(7).

املاح محلول باریم، بعلت ایجاد مسمومیت شدید مصارف درمانی نداشته، ولی در صنعت بطور وسیع بصورت اکسید، کلرید، نیترات، کربنات، سولفید، هیدروکسی، استات و برومید باریم مورد استفاده قرار می‏گیرند(8-7). مثلاً در آلیاژها، رنگها، صابونها، کاغذها، پلاستیکها، سرامیک، شیشه، فلوروسیلیکات و بصورت کربنات باریم در حشره‏کشها، جونده‏کشها، فشفشه‏های آتش‏بازی، در جوشکاری و همچنین در سوختهای دیزل برای کاهش‏ دودهای تولید شده و در ساخت روژلب وجود دارد(10-9، 2).

برحسب اطلاعیه کمیسیون ارزیابی مواد بهداشتی و آرایشی اروپا، مقدار روژلب خورده شده توسط هر فرد در هر روز 60 میلی‏گرم می‏باشد، بنابراین استفاده‏کننده روژلب ممکن است بطور متوسط 60 میکروگرم باریم محلول بخورد. علاوه بر این، مقداری از روژلب که خورده نمی‏شود با شستشو پاک می‏شود و در محیط آزاد می‏گردد، که مقدار باریم محلول در محیط برابر با همین مقداری است که توسط فرد خورده می‏شود (60 میکروگرم) و برای یک جمعیت یک میلیونی مقدار باریم آزادشده در محیط در طی استفاده از روژلب معادل 60 گرم باریم در روز است(10).

موضوع انتشار باریم از طریق ظروف سرامیک (که بجای سرب حاوی عنصر باریم هستند) به داخل غذاهای داغ، اسیدی و آشامیدنی نیز نگران‏کننده است، بخصوص برای افرادی که فشارخون بالا و یا دیگر بیماریهای قلبی-عروقی را دارند. این مسئله باعث افزایش فشارخون و مشکلات بیشتر در بیماران قلبی-عروقی و انقباض در عضلات صاف می‏شود که می‏تواند دردناک و خطرناک باشند و توسط تمام ترکیبات باریم محلول تحریک می‏شوند(9-8).

ترکیبات باریم بر سیستم تنفسی و عصبی اثر دارد که -اختلالات اسکلتی و عضلانی آن گاهی تا 48 ساعت طول می‏کشد. سندرم حاد می‏تواند شامل اختلال در ریتم قلب بوده که ممکن است کشنده نیز باشد(11). محققین اثر باریم را بر ایلئوم روده موش صحرایی و بر روی نای، سلولهای شریانی خوکچه هندی، قلب خرگوش و سلولهای اپی‏تلیال مجرای وابران (برنده اسپرم) انسان و... بررسی نموده‏اند(16-12). با وجود تحقیقات دربارة اثر باریم بر روی اعضاء و ارگانهای مختلف، اطلاعاتی در مورد اثر آن بر روی عضلات شاخ رحم جداشده خرگوش در دسترس نیست، لذا تحقیق حاضر بر روی رحم 12 خرگوش سفید نیوزیلندی به وزن 2300-1300 گرمی (8-5 ماهه) انجام گرفت.

مواد و روشها

برای انجام این مطالعه 12 خرگوش سفید نیوزیلندی

8-5 ماهه به وزن 2300-1300 گرمی از (انستیتو پاستور تهران)، (انستیتو رازی شهر اهواز) تهیه گردید. برای انطباق حیوانات با شرایط جدید برای مدت یکماه و رسیدن به سن بلوغ و وزن حدود 2 کیلوگرم، در حیوانخانه نگهداری گردیدند. تغذیه حیوانات علاوه بر خوراک مخصوص دام (پلیت) بجای ویتامین از برگ سبز کاسنی، پنیرک (سبزیهایی که در منطقه به وفور یافت می‏شوند) و بعضی مواقع هویج بود. قبل از آزمایش، 24-16 ساعت خرگوشها را گرسنه نگهداشته تا اینکه خوراک قبلی منجر به اثر نمایان شده نباشد، در حالی که دسترسی آزاد به آب داشتند.

در آزمایشات بافتهای جداشده از بدن مقدار زیاد دارو یا ماده مورد نظر مستقیماً بر روی بافت قرار داده می‏شود و اثر اعصاب، غدد داخلی، کبد و کلیه حذف شده است. آزمایشات در بدن حیوان دست نخورده، وقتی دارو به شکل خوراکی داده شود ممکن است مقدار جزیی جذب گردد و یا در بافتها،‌ در پروتئینهای خون، کبد و کلیه ترکیب و یا تجزیه گردد.

کشتن خرگوشها توسط ضربه به پشت گردن صورت گرفت(17، 6-5). پس از بازکردن شکم وجداکردن رحم، بافت در محلول تیرود قرار داده شد (حاوی 8/0 گرم کلرور سدیم، 2/0 گرم کلرور پتاسیم، 265/0 گرم کلرور کلسیم حاوی 2 ملکول آب، 02/0گرم کلرور منیزیم آبدار، 3/1 گرم منوفسفات سدیم آبدار، 1/0 گرم بی‏کربنات سدیم و 1/0 گرم گلوکز که با آب مقطر به حجم 100 میلی‏لیتر رسیده و در دمای 37-25 درجه سانتی‏گراد قرار داده شد(5)). pH محلول تیرود در محدوده 4/7-3/7 با pH meter (Corning, USA) تنظیم شد. پس از جداکردن بافتهای اضافی متصل به رحم،

2-1 سانتیمتر از شاخ رحم با ترازوی دقیق توزین گردید (3 نمونه بافت 2-1 سانتی‏متری از هر شاخ رحم خرگوش بالغ قابل استفاده بود) و سپس به قسمت خم لولـه اکسیژن در حمام عضله حاوی تیرود متصل و به محلول تیرود، اکسیژن رسانده می‏شد و دمای آن در 37 درجه سانتیگراد نگهداری می‏گردید. جهت اندازه‏گیری تونوس عضله از ترانسدیوسر ایزومتریک نوع Dynamometer UFI استفاده شد. ترانسدیوسر با وزنه یک گرمی کالیبره و از یک طرف به بافت و از طرف دیگر به ترانسدیوسر اینترفیس،‌ تقویت‏‏کننده، ثبات (نوع Harvard Universal Osillograph) مرتبط گردید. سرعت حرکت کاغذ ثبات (رکوردر) 1/0 میلی‏متر در ثانیه تنظیم گردید. به مدت 16-3 دقیقه غلظتهای 5/0، 1، 5/1، 2 و 5/2 میلی‏گرم در میلی‏لیتر، کلرید باریم در حمام عضله بر روی بافت اثر داده شد. در آزمایشات بافت ایزوله روده «رحم و ... در حمام عضله» حرکات و تونوس بافت قبل از کاربرد دارو به عنوان کنترل محسوب می‏شود و بعد از افزودن ماده مورد نظر 3-2 بار بافت با محلول تیرود شسته می‏شود تا اثر ماده برطرف گردد و تونوس و حرکات پایه بافت ظاهر گردد. رحم حیوانات در حالت دی‏استروس،‌ فعالیت حرکتی خودبخودی ندارند(7) لذا با دستگاه ثبات

(gain 1 پلی‏گراف) خط افقی از عضله رحم رسم می‏گردد که بعنوان تونوس اولیه محسوب گردید و اثری که بعد از افزودن کلریدباریم مشاهده گردید بعنوان تونوس ثانویه منظور گردیده در این نوع آزمایشات که عضلات روده، رحم، میزنای و... در حمام عضله گذاشته می‏شوند و اثر دارو یا مواد یا عصاره بر آنها آزمایش می‏گردد و نتایج حاصل توسط پلی‏گراف ثبت می‏گردد. اثر اولیه بافت قبل از افزودن مادة مورد نظر، بعنوان کنترل محسوب می‏گردد و نیازی به داشتن گروه کنترل مجزا نیست و اثر ایجاد شده بعد از افزودن دارو یا مادة مورد نظر، بعنوان test (یا اثر ثانویه) مطرح می‏گردد و بعد از آن چند بار با سرم فیزیولوژی مخصوص بافت حیوانی، اثر ماده شسته وقتی بافت به حالت قبلی برگشت، آزمایش ادامه داده می‏شود.

برای اینکه بافتها به یک اندازه تحت کشش باشند قبل از افزودن ماده مورد آزمایش، بافت به اندازه یک گرم تحت کشش قرار داده شد. قبل از افزودن ماده مورد آزمایش جهت سازگاری بافت با محیط جدید، 5/1-1 ساعت در محلول تیرود قرار داده شد. وقتی که بافت تون اولیه خود را بدست آورد و تونوسیته آن ثابت شد، غلظتهای مختلف باریم به محلول تیرود اطراف بافت افزوده شد. پس از اندازه‏گیری دامنه انقباضات و قراردادن اندازه دامنه در تناسب کالیبره تونوسیته محاسبه گردید، یعنی وزنه 1 گرمی به ترانسدیوسر وصل می‏کردیم، سپس جابجایی قلم را به ازای 1 گرم بدست آوردیم، هنگامی که کلرید باریم به محلول اطراف بافت اضافه می‏شد و قلم جابجا می‏گردید، جابجایی قلم را اندازه می‏گرفتیم و از طریق تناسب محاسبه می‏کردیم که این جابجایی برابر چند گرم است. از روش t-test (جهت مقایسه تونوسیته بافت قبل و بعد از افزودن باریم) و آنالیز آماری ANOVA توسط برنامه کامپیوتری PCTAB استفاده گردید. مقادیر05/0P< معنی‏دار تلقی گردید. هدف از این تحقیق، مطالعه اثر کلرید باریم بر فعالیت حرکتی رحم بود و مکانیسم اثر کلرید باریم بر رحم مورد بررسی قرار نگرفت، ولی چون عوامل مختلفی فعالیت انقباضی رحم را تغییر می‏دهند اثر چندین ماده، چون کلرید پتاسیم، کلرید کلسیم، استیل کولین، آتروپین بعد از استیل کولین و فنیل افرین نیز بر روی رحم مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج

بر اساس نتایج این مطالعه کلرید باریم در غلظتهای 5/0، 1، 5/1 و 2 میلی‏گرم در میلی‏لیتر تونوس عضلات صاف شاخ رحم جداشده خرگوش را افزایش می‏دهد (جدول و شکل1) و این افزایش کاملاً معنی‎دار می‏باشد، تونوس عضلات صاف رحم خرگوش را بطور وابسته دوز افزایش می‏یابد(جدول2). با کاربرد کلرید باریم بر عضلات صاف ایلئوم جداشده خرگوش نیز افزایش تونوس مشاهده گردید(شکل 2).

با افزودن کلرید کلسیم روی عضلات صاف شاخ رحم جداشده خرگوش، ظهور حرکات و افزایش تونوس مشاهده گردید(شکل 3). با کاربرد کلرید پتاسیم بر عضلات صاف شاخ رحم جداشده خرگوش، افزایش تونوس مشاهده گردید. با کاربرد فنیل افرین (ماده مهارکننده گیرنده آلفا) بر عضلات صاف شاخ رحم جداشده خرگوش، ظهور حرکات و افزایش تونوس مشاهده گردید. با کاربرد دیفن‏هیدرامین بافت رحم خرگوش از کار می‏افتد و به سختی اثر آن شسته می‏شد. با کاربرد استیل کولین بر روده و رحم جداشده خرگوش اثر افزایش تونوس مشاهده گردید.

بحث

نتایج حاصل نشان داد کلریدباریم تونوسیته عضلات صاف شاخ رحم جداشده خرگوش را بطور وابسته به دوز افزایش می‏دهد (جداول2-1) و باعث ظهور حرکات ریتمیک عضلات آن می‏گردد (شکل 1). لذا احتمال دارد افزایش غلظت آن در بدن منجر به ممانعت از لانه‏گزینی و یا دفع جنین گردد. با اثر باریم بر عضلات صاف ایلئوم خرگوش نیز منجر به افزایش تونوس می‏گردد (شکل 2) که این یافته با نتایج سایر محققین در مورد کاربرد اثر کلرید باریم بر روی ایلئوم موش صحرائی در جهت افزایش تونوس عضلات صاف روده مطابقت دارد(12).

با کاربرد استیل کولین بر روی بافت روده و رحم جداشده خرگوش اثر افزایش تونوس مشاهده شد که این اثر تأییدی بر شباهت عضلات صاف در خرگوش و موش صحرایی است، زیرا سایر محققین با اثر استیل کولین بر روی ایلئوم موش صحرایی و بر رحم موش صحرایی نیز افزایش تونوس عضلانی را مشاهده کردند(18، 12).

به دلیل اینکه در این مطالعه، بهمراه کلرید باریم، آتروپین روی ایلئوم موش صحرائی به کار برده‏اند و با مهارگیرنده موسکارینی، باریم همچنان تونوس عضلات روده را افزایش داده است، به نظر نمی‏رسد مکانیسم عمل باریم از طریق تأثیر بر روی گیرنده موسکارینی کولینرژیک باشد(18).

محققین، با کاربرد کرومولین سدیم (ممانعت‏کننده آزادشدن هیستامین، ‌لکوترینهای C4و D4 می‏نماید) به همراه کلرید باریم و ایندومتاسین (مهارکننده آنزیم سیکلواکسیژناز و در نتیجه مهار ساخت پیش‏سازهای پروستا گلاندین)، دریافتند که مکانیسم عمل کلرید باریم از طریق لکوترینهای مذکور و از مسیر سیکلواکسیژناز و ساخت پیش‏سازهای پروستاگلاندین و تولید ترومبوکسان از اسید آراشیدونیک نمی‏باشد(12). محققین با کاربرد دیفن‏هیدرامین (مهارگیرنده هیستامینی H1) و سالبوتامول‏آمین (تحریک‏کننده گیرنده ß2 سمپاتیک) به همراه کلرید باریم بر روی ایلئوم موش صحرائی، نتیجه گرفته‏اند، باریم از طریق تحریک‏گیرنده هیستامینی H1 و ß2 آدرنرژیکی بر عضلات صاف اثر ننموده است(12). در تحقیق حاضر نیز با کاربرد دیفن‏هیدرامین، حرکات رحم خرگوش و پاسخ بافت از بین می‏رود. پروستاگلاندین F2α موجب انقباض عضلات صاف می‏شود. استفاده از مهارکننده (عمل و یا سنتز) آن به همراه کلرید باریم مانع از اثر باریم بر روی تحریک عضله نمی‏گردد، بنابراین مکانیسم عمل باریم از طریق پروستاگلاندینها نمی‏باشد(12). در مورد اثر هیستامین بر عضلات صاف دیواره روده نیز اثر انقباضی دیده می‏شود ولی با مهار گیرنده‏های هیستامینی با دیفن‏هیدرامین همچنان اثر انقباضی کلریدباریم مشاهده گردیده است، بنابراین مکانیسم عمل باریم از طریق گیرنده هیستامینیH1 نیز نمی‎‏باشد(12).

با اثر داروی محرک گیرنده ß2 آدرنرژیک (سالبوتامول آمین) به همراه کلرید باریم، همچنان تونوس عضلات ایلئوم افزایش یافت، پس باریم از طریق گیرنده ß2آدرنرژیک، نیز اثر ننموده است(12). عضلات صاف برای انقباض به کلسیم خارج سلولی وابسته‏اند.

با قراردادن بافت روده در محلول کربس بدون کلسیم و به دنبال آن افزودن باریم در مقایسه با تونوس ایجادشده در محلول کربس دارای کلسیم‌ تفاوتی مشاهده نمی‏شود، بنابراین احتمال می‏رود باریم از طریق کانالهای کلسیم وارد شده و عمل انقباض عضلات صاف را همانند کلسیم انجام می‏دهد(12). در تحقیق حاضر نیز با کاربرد کلسیم، اثر افزایش تونوس در عضلات رحم خرگوش مشاهده شد(شکل 3).

غشاء عضلات صاف، دارای کانالهای کلسیمی وابسته به ولتاژ نوع L می‏باشند که دارای چندین گیرنده دارویی است که نیفندیپین و سایر دی‏هیدروپیریدین‏ها به یک طرف این گیرنده متصل می‏شوند، در حالیکه وراپامیل و دیلتیازم در محل دیگری متصل می‏شوند. این کانالها برای فعال‏شدن نیاز به دپلاریزاسیون شدید داشته و با داروی وراپامیل و نیفندیپین مهار می‏گردند

(19، 13).

محققین با اثر وراپامیل به همراه کلرید باریم بر روی ایلئوم موش صحرایی، مکانیسم عمل باریم را از طریق اثر بر کانالهای کلسیمی نوع L عنوان نموده‏اند(12). در غشاء عضلات صاف، کانالهای پتاسیم نیز وجود دارند که یک نوع آن با داروی گلی‏بنگلامید فعال می‏شود (یعنی باز نگهداشته می‏شود) و در نتیجه عضلات صاف عروق با این دارو هیپرپلاریزه می‎شود(20). بر اساس یافته‏های محققین کاربرد گلی‎بنگلامید به همراه کلریدباریم بر روی ایلئوم موش صحرائی منجر به کاهش اثر انقباضی باریم می‏گردد، لذا احتمال می‏رود باریم در تداخل با کانالهای هدایت‏کننده پتاسیم رقابت می‏کند(12).

هدف از تحقیق حاضر، مطالعه اثر باریم بر تونوس عضلات صاف شاخ رحم خرگوش بود که این اثر بصورت ظهور حرکات و افزایش تونوسیته مشاهده گردید.

بافت رحم خرگوش مقاومت زیادی دارد و در صورت نگهداری در سردخانه و تعویض محلول تیرود 4-3 روز می‏تواند بافت به دارو، عصاره یا کلرید باریم پاسخ دهد. عوامل مختلفی تونوس و حرکات رحم را افزایش می‏دهند، از آن جمله استروژن با اثر تحریکی قوی بر آندومتر رحم موجب شروع انقباضات رحمی می‏شود و نیروی انقباضی را افزایش می‏دهد (21). این انقباضات در ابتدا آهسته و ضعیف بوده اما به تدریج فرکانس قدرت انقباض آن افزایش می‏یابد و اثرات حاد استروژن باعث کاهش فعالیت رحم می‏شود(18). استیل‎کولین در رحم جداشده موش صحرایی دارای انقباضات خودبخودی موجب ایجاد انقباضاتی با تونوس زیاد می‏شود و با روندی وابسته به غلظت، باعث ایجاد انقباض در عضله صاف موش صحرایی می‏شود(18). آتروپین انقباضات ناشی از استیل کولین را در رحم مهار می‏کند(18). از آنجاییکه کاربرد داروی مهارکننده گیرنده موسکارینی کولینرژیکی (آتروپین با غلظت

M6-10) ممانعتی در ظهور اثر انقباضی باریم در روده موش صحرایی ایجاد نکرده بنابراین باریم از طریق تحریک گیرنده موسکارینی کولینرژیکی عمل ننموده است(12).

پروستاگلاندین F2α و اکسی توسین،‌ میومتر را تحریک می‏کنند. اکسی توسین جهت تحریک زایمان، ضرورت تسریع زایمان و کاهش خونریزی به دنبال زایمان، مصرف می‏گردد. از جمله عوارض جانبی گزارش شده آن، مرگ مادران بعلت حملات فشارخون، پارگی رحم و مرگ جنین می‏باشد. آنتاگونیستهای صناعی آن جهت جلوگیری از زایمان زودرس در دست بررسی است

(18). بر اساس تحقیقات مختلف، اکسی توسین با روندی وابسته به غلظت، باعث ایجاد انقباضات می‏شود

(18). بر اساس این مطالعات عمل اکسی‏توسین به کلسیم خارج سلولی وابسته است و برای ایجاد انقباضات خود نیاز به کلسیم خارج سلولی دارد(18). با کاربرد اکسی توسین (آمپول یک میلی‏لیتری) ‌اثرات ایجاد شده بسیار کمتر از اثر حاصل از 4 میلی‏گرم کلرید باریم در یک میلی‏لیتر تیرود بوده است. افزودن یونهای پتاسیم خارج سلولی نیز اثر تحریکی بر رحم دارد. افزایش غلظت یون پتاسیم خارج سلولی، باعث کاهش گرادیان غلظت پتاسیم دو سوی غشاء شده و از خروج یون پتاسیم از درون سلول جلوگیری می‏کند، لذا پتانسیل استراحت را به آستانه تحریک نزدیک می‏نماید و پتانسیل عمل در سلول عضله صاف بوجود می‏آید و در زمان دپولاریزاسیون پتانسیل عمل،‌ کانالهای کلسیم وابسته به ولتاژ بازشده و ورود کلسیم باعث ایجاد انقباض ماهیچه صاف می‏گردد (22). نتایج تحقیقات نشان می‏دهد که روند انقباض ماهیچه صاف به فرکانس پتانسیل عمل و زمان استراحت بین آنها بستگی دارد

(18) و انقباضات خودبخودی به ویژه فرکانس آنها، به میزان زیادی به درجه حرارت خارج سلولی و ترکیبات یونی (کلسیم، پتاسیم،...) خارج سلولی حساس می‏باشد

(25-23، 1).

افزودن کلسیم به محلول اطراف بافت شاخ رحم خرگوش، حرکات ریتمیک شروع می‏شود(شکل3). کلرور پتاسیم با روند وابسته به غلظت باعث تحریک انقباضات در رحم موش صحرایی شده است(22). چون با کاربرد داروی مهارکننده کانالهای کلسیم به همراه کلرید باریم بر روی ایلئوم موش صحرایی،‌ اثر انقباضی کلرید باریم مشاهده نشده است، احتمالاً ‌اثر باریم بر روی رحم خرگوش نیز از طریق ورود به کانالهای کلسیم می‏باشد. با افزودن فنیل‏افرین به محلول اطراف بافت در حمام عضله نیز افزایش تونوسیته مشاهده شد. ولی چون اثر باریم بر روی روده موش صحرایی مثل اثر داروهای تحریک‏کنندة گیرنده ß2 آدرنرژیکی نبوده است، ‌پس کلرید باریم از طریق گیرندة آلفا آدرنرژیک نیز بر رحم اثر ننموده است. لذا برای بررسی مکانیسم عمل کلرید باریم احتیاج به تحقیقات گسترده‏ای است و باید آزمایشات در حیوانات مختلف و بصورت in vivo و in vitro شاید بهتر بتوان بوسیله نمونه‏برداری بافتی و بررسی در مورد تغییرات آنزیمی، در مورد مکانیسم عمل آن نظر داد.

ولی بر اساس شواهد تاریخی موجود، سربازان انگلیسی در کشور هند بعلت مصرف آردی که در نزدیک یک نوع جونده‏کش حاوی کربنات باریم نگهداری شده بود دچار مسمومیت اپیدمیک گردیدند(5)، کلرید باریم بر عضلات روده جداشده موش صحرایی و خرگوش و رحم جداشده‌ خرگوش، اثر انقباضی داشته است و افزایش تونوس و حرکات رحم یکی از عواملی است که ممکن است منجر به دفع جنین و یا جلوگیری از لانه‏گزینی جنین گردد، لذا باید حد مجاز باریم در موارد مصرفی و در محیطهای صنعتی رعایت گردد.

تشکر و قدردانی

تحقیق حاضر با استفاده از امکانات موجود در دانشکده پزشکی، بخش فیزیولوژی و امکانات مربوط به طرح تحقیقاتی مصوب شماره 97 (مطالعه اثر عصاره آبی و آبی الکلی برگ کلم پیچ سفید بر فعالیت حرکتی شاخ رحم جداشده خرگوش) در اسفندماه سال 1375 مصوب معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی اهواز، انجام گرفت، لذا از معاونت محترم پژوهشی دانشگاه و کلیه افرادی که به نحوی در انجام این تحقیق همکاری نموده‏اند تشکر می‏شود. از سرکار خانم دکتر فاتن چراغ که کلریدباریم و از بخش میکروب‏شناسی که pH meter در اختیار اینجانب قرار دادند نیز تشکر می‏شود.

  1. عباسی همایون. چکیده مقالات سمینار عوامل محیطی و ناباروری: بررسی توزیع فراوانی شغل مردان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری اصفهان اردیبهشت تا پایان تیرماه79. تهران، پژوهشکده ابن‏سینا، سال 1380، ص: 18.
  2. Tarasenko N. Y., Pronin D.A., Silayev A.A. Barium compounds as industrial poisons (an experimental study). J Hyg Eepidemid Microbiol Immunol. 1977; 1: 361- 73.
  3. Dare P.R.M., Hewitt P.J., Hicks R. Barium in welding. Ann Accup Hyg. 1984; 28:445- 8.
  4. Hemmati A.A., Hicks R. A quantitative study of the effects of inhaled barium in guinea pig. Proceeding of British pharmaceutical society. 1996; 13- 6.
  5. Andrew B. Experimental physiology. 9th Edition. Great Britain, Churchill Livigstone, London. 1972; 46- 53.
  6. Ghai L. Practical physiology. 4th Editioin. Vashist printing service. Delhi vij, 110053 tender. Jaypee brothers Medical publishers. 1987.
  7. Reynolds J.E., Martindale the extra pharmacopia. 13th Edition. Royal pharmaceutical society, London. 1996; 1006- 678.
  8. Gosselin R., Smuth R., Hodge H. Clinical toxicalogy of commercial products. 5th Edition. Williams and Wilkins, London. 1981; 11- 62.
  9. Klaassen C.D., Amdur M.O., Doull J. Casarett and Doulls toxicology, the basic stance of poisons. 5thEdition. Mc Graw-Hill companies, New York. 1996; 726- 996.
  10. Rastogi S.C., Pritzl G. Red Lipstick: a source of barium to humans and the environment. Bull Environ Contam Toxicol. 1998; 60: 507- 10.
  11. Ellenhorn M.J. Ellenhorn’s medical toxicology: diagnosis and treatment of human poisoning. 2nd Edition.Williams and Wilkins, London. 1990; 1129.
  12. چراغ فاتن. بررسی اثر کلرید باریم بر روی ایلئوم جداشده موش صحرائی. پایان نامه دکترای داروسازی. دانشگاه علوم پزشکی اهواز، سال 1378، ص: 3.
  13. Cuthbert N. J., Gadiner P.J., Kash K., et al. Roles of calcium influx and intracellular calcium release in agonist induced contractions in guinea pig trachea. Am J Physiol. 1994; 266: 620-7.
  14. Zang W.J., Boyett M.R. Barium block of the muscarinic potassium current in guinea pig a trial cells.Pflugers Arch. 1995; 430: 348-57.
  15. Gillis A.M. Geonzon R.A., Mathison H.J., et al. The effects of barium, dofetilide and 4-aminopyridine (4-Ap) on ventricula repolarization in normal and hypertrophied rabbit heart. J Pharmacol Exp Ther. 1998; 285(1): 2262- 70.
  16. Sohma Y., Harris A., Argent B.E., et al. Anovel type of internal barium block of a maxi –k-channel from human vas deferens epithelial cells Biophys J. 1998; 74: 199-209.
  17. Bllatner R., Classen H. G., Dehnert H., et al. Experiments on isolated smoot muscle preparations.Hugstetten, HSE biological measuring techniques Germany. 1980; 134- 41.
  18. مطاعی محمود. اثر آلومینیوم بر فعالیت انقباضی رحم ایزوله موش صحرایی. دانشگاه علوم پزشکی اهواز، سال ‌1376، ص: 10-107، 27-26، 12.
  19. Ebadi M. A review with questions and explanations pharmacology. 2nd Edition. Little Brown and company, London. 1992; 409- 13.
  20. Goodman Gliman A., Hardman J., Limbird L.E., et al. The pharmacological basis of therapeutics. 9Th Edition. Mc Graw-Hill, London. 1996; 273: 771- 6.
  21. Yamamoto T., Effects of estrogens on channels in myometrial cells isolated from pregnant rats. AM J Physiol. 1995; 268(1): 64-9.
  22. Mershon J.L., Mikala G., Schwartz A. Changes in the expression of the L type voltage dependent calcium channel during pregnancy and parturition in the rat. Biol Reprod. 1994; 51(5): 993- 9.
  23. Kawarabayashi T. Effects of external calcium, magnesium and temperature on spontaneous contractions of pregnant human myometrium. Biol Reprod. 1989; 40: 942- 8.
  24. هاشمی مسعود. فیزیولوژی تولید مثل و تلقیح مصنوعی. تهران،‌ انتشارات فرهنگ جامع، سال1370، ‌ص: 91-87.
  25. Kyozuka M., Collins S. M., Crankshaaw J., et al. Calcium and contraction smooth muscle cells from rat myometrium. Can J physiol Pharmacol. 1987; 57:1966- 75.