Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Impact of cognitive behaviour therapy on anxiety level of primary infertile women undergoing IUI

Authors
1 Midwifery Department, Faculty of Medicine, Karaj Azad University, Karaj, Iran
2 Psychology Department, Faculty of Educative Sciences and Psychology, Ferdousi University, Mashad, Iran
3 Montaserieh infertility treatment Center, Mashhad Medical Scienses University, Mashad, Iran
4 Nursing Department, Faculty of Medicine, Mashhad Medical Sciences University, Mashad, Iran
Abstract
Infertility and its numerous treatment programs create crisis in infertile women’s life and is a potent source of anxiety. Since cognitive behavioural therapy might be efficacious for emotional aspect of infertility, therefore we designed a study for evaluation of cognitive behaviour therapy effect on anxiety level in primary infertile women undergoing IUI in Montaserieh Infertility Research Center from May to August 2001. In this randomized controlled clinical trial 110 women with primary infertility that were undergoing IUI for first time randomly were allocated to two groups of experimental and control. In first visit for IUI treatment (beginning of study) state and trait anxiety of all subjects were measured by Spiel Berger anxiety inventory. The experimental group completed a cognitive behaviour therapy program including cognitive restructuring and relaxation for 12-13 days. Control group received only routine cares. State and trait anxiety were measured in 30 minutes before and after IUI for two groups. Findings showed that state and trait anxiety scores in beginning of study were not significantly different between two groups. But state anxiety scores during and end of study were significantly different which there was more decrease in experimental group. Trait anxiety score were not significantly different at the beginning, before and end of study. The mean of difference state anxiety at beginning and during study and beginning and end of study was significantly different and beginning and end of study in two groups. Also the mean of difference between trait anxiety at beginning and during study and beginning and end of study was significantly different in two groups, while the mean of difference between trait anxiety during and end of study was not significant. The results of study showed that cognitive behaviour therapy is effective in reduction of anxiety in women undergoing IUI treatment, so we recommend securing psychological well being in women undergoing infertility treatment.
Keywords

مقدمه

ناباروری بعنوان یکی از تجربیات تلخ و استرس‏زای زندگی مشترک زوج می‏باشد زیرا بیماران نابارور بطور طبیعی همچون سایر افراد قادر به باروری تولیدمثل نمی‏باشند و اغلب احساس می‏کنند مانند دیگر خانواده‏ها یک واحد کامل نیستند. با افزایش مشکلات روانی اجتماعی، ناباروری به یک بحران زیستی، روانی اجتماعی تبدیل می‏شود که می‏تواند سلامت روانی زوجین نابارور را تهدید نماید(1). ناباروری بعنوان یک مشکل مهم بهداشت باروری توسط سازمان بهداشت جهانی شناخته شده است(2). طبق آمارهای در دسترس، 15-10% زوجین در سنین باروری دارای مشکل ناباروری هستند(4-3). با پیشرفت علم و تکنولوژی و ابداع روشهای نوین درمان ناباروری مانند تلقیح داخل رحمی اسپرم (IUI) و لقاح خارج رحمی

(IVF) میکرو اینجکشن و سایر موارد درمانی، اگر چه پنجره امیدی پیش‏روی زوجهای نابارور گشوده شده است ولی از طرفی آنان را وادار می‏نماید که دوره درمان بیشتر و طولانی‏تری را تجربه کنند(2). طبق آمار مرکز تحقیقات ناباروری منتصریه مشهد در سال 1379 از تعداد کل مراجعین (9500 نفر)، تعداد 1100 نفر تحت انجام یکی از روشهای باروری کمکی قرار گرفته‏اند که در این بین بیشترین روش درمانی مورد استفاده IUI به تعداد 910 نفر بوده است. مبادرت به انجام تکنیکهای باروری کمکی نیاز به صرف هزینه، وقت و انرژی روانی بیماران دارد، بطوری که زوجهای نابارور روشهای درمانی کمک باروری را بعد از یک یا دو بار تجربه به دلیل فشار زیاد مالی و روحی حین درمان رها می‏کنند(6-4). بکارگیری درمان شناختی رفتاری شامل روشهای مختلف آرام‏سازی (عضلانی و تنفسی)، بازسازی شناختی، بازخورد زیستی، حساسیت‏زدایی منظم، تمرین رفتاری، توقف فکر و جرأت‏آموزی، بعنوان یکی از روشهای مقابله با مشکلات روانی حین درمانهای طبی توسط بسیاری از محققین پیشنهاد شده است(8-7). Naughton و همکاران در سال 2000 بیان می‏کنند که مداخله شناختی رفتاری در کاهش استرس زوجهای نابارور تحت درمان IVF مفید بوده است(9). Domar و همکاران طی دو مطالعه جداگانه در سال‏های 1990 و 1992 گزارش کردند که بعد از رفتار درمانی اضطراب خانمهای نابارور تحت درمان IVF بطور معنی‏داری کاهش می‏یابد(11-10).

با این حال گروه دیگری از محققان کارائی آن را مورد تردید قرار داده‏اند بطوری که Schmidt در سال 2000 گزارش نمود که استفاده از آرام‏سازی تنفسی بعنوان یکی از تکنیک‏های درمان شناختی رفتاری در کاهش اضطراب در افراد دچار اضطراب هراس، تاثیری نداشته است(12).

دستاورد پژوهش‏های روانشناختی ناباروری قابل تعمق است، زیرا افراد نابارور علاوه بر آنکه با مشکلات جسمی روبرو هستند، در حین انجام تشخیص و درمان، بسیاری از علائم روانی نیز در آنها بروز می‏کند که در شیوه زندگی آنان اختلال ایجاد می‏نماید. در ارتباط آنها با همسر و اعضای خانواده، دوستان و همکاران مشکل ایجاد نموده و حتی گاهی عملکرد شغلی آنان و همچنین همکاری بیماران با تیم پزشکی را تحت تاثیر قرار می‏دهد. از این رو پژوهشگران این مقاله برآن شدند تا اثر یکی از روشهای مقابله با اضطراب حین درمان یعنی درمان شناختی رفتاری بر اضطراب خانمهای نابارور اولیه تحت درمان IUI را مورد بررسی قرار دهند.

بدان امید که نتایج این پژوهش راهگشایی جهت توجه به ابعاد روانی زوجهای نابارور باشد.

مواد و روشها

این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی است که در مرکز تحقیقاتی و درمانی ناباروری منتصریه مشهد در سال1380 انجام شده است. در این مطالعه 110 خانم نابارور اولیه که در گروه سنی بین40-20 سال قرار داشته و برای اولین بار جهت درمان IUI مراجعه و قبلاً به سایر روشهای کمک باروری اقدام نکرده بودند، به روش تخصیص تصادفی انتخاب شده و به دو گروه شاهد و تجربی تقسیم شدند. هر دو گروه از نظر متغیرهای سن، تحصیلات، طبقه اجتماعی، طول مدت ازدواج، طول مدت تشخیص و درمان ناباروری، تعداد موارد قطع درمان، تعداد پزشکان متخصص مراجعه شده و...همسان بودند. افرادی که آموزش مدونی در مورد روش درمانی IUI و روشهای آرام‏سازی دیده و یا دارای سابقه اختلالات اضطرابی شدید بودند و یا طی 6 ماه گذشته حادثه ناگوار شدیدی را تجربه کرده بودند، از مطالعه حذف گردیدند.

همچنین افراد مبتلا به بیماریهای سیستمیک (کم‏کاری تیروئید، کاردیومیوپاتی، سندرم کوشینگ، صرع، بیماری مزمن ریوی و هیپرگلیسمی)، کیست تخمدان بزرگتر از 10 میلی‏متر و افرادی که در سه روز قبل، از داروهای آنتی‏هیستامین، ضد فشارخون، گلوکوکورتیکوئید و ضداضطراب استفاده کرده بودند، از مطالعه خارج گردیدند. در طول مطالعه نیز چنانچه فرد به مدت بیش از دو روز از انجام تمرینات تنفسی امتناع کرده و یا دوره درمان را به پایان نرسانده و یا دچار حادثه بزرگ اضطراب‏زایی شده بود، از مطالعه حذف می‏گردیدند. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه، فرم مصاحبه پژوهشگر ساخته، مشتمل بر اطلاعات فردی، واکنشهای روانی فردی اجتماعی، سابقه درمانی و ناباروری، اطلاعات مربوط به انجام IUI، آزمون اضطراب حالت و صفت اشپیل برگر، مقیاس حمایت اجتماعی کاسدی، مقیاس خشنودی زناشویی و مقیاس عزت نفس آیزنک بود. آزمون اضطراب صفت و حالت اشپیل برگر استاندارد بوده و از روایی لازم برخوردار است و برای اولین بار اشپیل برگر آنرا بکار برده است(13) و پایایی آن در پژوهش مهرام در شهر مشهد تأیید گردیده است(14).

روایی مقیاس حمایت اجتماعی نیز توسط کاسدی تأیید گردیده است(15) و پایایی آن در پژوهش حاضر با

94/0r= و 01/0P< مورد تأیید قرار گرفت. روایی مقیاس خشنودی زناشویی نیز توسط سهرابی و بیرشک مورد تأیید قرار گرفت(16) و پایایی آن در پژوهش حاضر با 71/0r= و 01/0P< تأیید گردید. روایی آزمون عزت نفس آیزنک توسط دولت‏آبادی بررسی گردیده(17) و در پژوهش حاضر پایایی آن با

86/0r= و 01/0P< مورد تأیید قرار گرفت.

روش گردآوری داده‏ها بدینصورت بود که در بدو مطالعه (روز 3-2 سیکل قاعدگی) آزمودنی‏ها براساس معیارهای حذف و شمول انتخاب شده و سپس با روش سیستماتیک مورد مصاحبه قرار ‏گرفتند.

سپس واحدهای پژوهش به روش خود اجرایی آزمون اضطراب حالت و صفت اشپیل برگر را تکمیل کرده و در صورت وجود سئوال یا مشکلی در پاسخگویی به تستها توسط پژوهشگر، راهنمایی می‌شدند.

سپس با استفاده از مقیاسهای فوق میزان حمایت اجتماعی، خشنودی زناشویی و عزت نفس اندازه گیری گردید، آزمودنی‏ها بعد از انجام سونوگرافی پایه، داروی تحریک تخمک‏گذاری را دریافت نموده و سپس رفتار درمانی شناختی در مورد گروه تجربی بصورت انفرادی و چهره به چهره اعمال گردید که شامل ارائه اطلاعات بمدت ده دقیقه در مورد (آناتومی دستگاه تناسلی، اسپرم و تخمک، فیزیولوژی تشکیل جنین، چگونگی انجام مراحل روش IUI، علت پردازش اسپرم قبل از IUI) و نیز علائم اضطراب و تاثیر آن بر روی باروری، تغییرات فیزیولوژیک در حین اضطراب و آرام‏سازی و همچنین آموزش تکنیک تمرکز و توجه بر تنفس بود که به مدت ده دقیقه آموزش داده می‏شد. سپس هر یک از افراد مورد مطالعه به تمرین تکنیک می‌پرداخته و تا حدی تمرین را ادامه می‏دادند که آزمودنی مهارت کافی پیدا نماید و تاکید گردید که افراد تکنیک تنفسی آموزش داده شده را روزانه سه بار و هر بار به مدت ده دقیقه در منزل انجام داده و در برگه ثبت روزانه یادداشت نمایند. همچنین کتابچه حاوی آموزشهای انجام شده و تکنیک آرام‏سازی به افراد ارائه گردید. در مورد گروه شاهد مداخله‏ای صورت نگرفته و اقدامات معمول بخش انجام می‏گرفت.

در مراجعه بعد (روز 12 سیکل قاعدگی) بعد از انجام سونوگرافی واژینال در صورتی که افراد مورد پژوهش از نظر پزشکی واجد ادامه درمان IUI بودند، بعد از کنترل برگه ثبت انجام تمرینات تنفسی (حذف افراد در صورتی که بیش از دو روز بطور کامل از انجام تمرینات تنفسی امتناع کرده بود)، مجدداً تکنیک آرام‏سازی مورد نظر با هر فرد تمرین گردیده و سپس جهت آشنا شدن افراد با محیط اتاق عمل IUI، از آن محل بازدید بعمل می‏آمد و حین بازدید، مروری بر اطلاعات ارائه شده انجام می‏گرفت.

در روز انجام عمل IUI (روز 15-14 سیکل قاعدگی) برگه ثبت انجام تمرینات تنفسی بررسی می‏گردید و در صورتی که از ابتدای مطالعه تا روز عمل بیش از دو روز بطور کامل تمرینات تنفسی انجام نشده بود، این فرد ازمطالعه حذف می‏گردید. در روز انجام عمل IUI حدود 30 دقیقه قبل از عمل IUI میزان اضطراب هر دو گروه توسط آزمون اضطراب حالت و صفت اشپیل برگر سنجیده می‏شد. سپس در گروه تجربی تکنیک تنفسی مرور شده و توصیه می‏گردید افراد مورد پژوهش تکنیک را حین انجام IUI بکار گیرند. پژوهشگر نیز حین عمل IUI حضور داشت تا از انجام تکنیک تنفسی توسط افراد مورد پژوهش مطمئن گردد. 30 دقیقه بعد از انجام IUI نیز اضطراب هر دو گروه با آزمون اضطراب حالت و صفت اشپیل برگر مورد سنجش قرار می‏گرفت(نمودار1). در این پژوهش جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم‏افزار SPSS استفاده شد. روشهای آماری بکار رفته شامل آزمون‏های مجذورکای ، تی مستقل ، تی‏زوج ، من‏ویتنی ، آزمون دقیق فیشر ، تائوسی کندال ، آنالیز واریانس دوطرفه و تحلیل اندازه‏گیری‏های مکرر بود.

نتایج

نتایج حاصل نشان داد که میانگین سن دو گروه مورد مطالعه7/4 7/26 سال بود. شغل 4/76% افراد گروه تجربی و 1/69% افراد گروه شاهد خانه‏دار بوده و هیچ یک از افراد مورد پژوهش کارگر یا کشاورز نبودند. 6/43% افراد گروه تجربی و 1/49% افراد گروه شاهد دارای تحصیلات متوسطه بودند و تحصیلات همسر اغلب افراد مورد پژوهش (در گروه تجربی 9/30% و در گروه شاهد2/38%) نیز در سطح متوسطه بوده است.

2/38% واحدهای پژوهش در گروه تجربی و 5/45% در گروه شاهد در طبقه سه اجتماعی (شامل کارمندان اداری که اغلب آنها دارای دیپلم می‏باشند و تکنسین‏ها با حداکثر تحصیلات دیپلم، کشاورزان جزء و خرده مالک، آموزگاران،‌ افراد نظامی با تحصیلات پایین‏تر از لیسانس و رانندگان کامیون و تاکسی) قرار داشتند. بعلاوه میانگین طول مدت ازدواج دو گروه 5/3 1/6 سال بوده است(18).

بررسی آزمونهای واکنشهای روانی فردی-اجتماعی نشان داد که افراد مورد پژوهش در دو گروه از نظر واکنش نسبت به بارداری دیگران (439/0‍P=)، احساس هنگام در آغوش گرفتن بچه (674/0P=)، احساس هنگام در آغوش گرفتن بچه توسط همسر (836/0P=)، واکنش همسر نسبت به ناباروری (739/0P=)، واکنش خانواده نسبت به ناباروری (706/0P=)، واکنش خانواده همسر نسبت به ناباروری (773/0‍P=)، واکنش دوستان نسبت به ناباروری(591/0‍P=)، حمایت اجتماعی(472/0‍P=)، خشنودی زناشویی(594/0‍P=) و عزت نفس(927/0‍P=) همگن بوده‏ و اختلاف آماری معنی‏داری را نشان ندادند.

احساس این افراد نسبت به بارداری دیگران اغلب بصورت خوشحالی بوده است (8/41% در گروه تجربی و 8/41% در گروه شاهد). بعلاوه 4/16% افراد گروه تجربی و 5/14% افراد گروه شاهد احساس ناامیدی،

1/29% افراد گروه تجربی و 2/18% گروه شاهد احساس ناراحتی و همچنین 7/12% افراد گروه تجربی و 9/10% افراد گروه شاهد احساس حسادت را اظهار می‏کردند. اغلب افراد دو گروه احساس لذت را هنگام درآغوش گرفتن عنوان می‌کردند (1/69% افراد گروه تجربی و

4/76% افراد گروه شاهد).

20% افراد گروه تجربی و 7/12% افراد گروه شاهد بچه‏ای را در آغوش نمی‏گرفتند. 6/3% افراد گروه تجربی و 8/1% افراد گروه شاهد نیز احساس ناراحتی را بیان نمودند. در4/36% افراد گروه تجربی و4/36% افراد گروه شاهد احساس لذت هنگام در آغوش گرفتن بچه توسط همسر بیان گردید و5/34% افراد گروه تجربی و4/36% افراد گروه شاهد ابراز ناراحتی کرده و8/21% افراد گروه تجربی و 4/16% افراد گروه شاهد احساس خاصی را در این مورد نداشتند و در3/7% افراد گروه تجربی و 9/10% افراد گروه شاهد اظهار می‏نمودند همسرشان بچه‏ای را درآغوش نمی‏گیرد. واکنش همسر افراد مورد پژوهش در 8/61% افراد گروه تجربی و

3/67% افراد گروه شاهد به صورت دلداری بوده و همچنین واکنش خانواده آنها نسبت به ناباروری در 8/41% افراد گروه تجربی و 7/52% افراد گروه شاهد نیز بصورت دلداری عنوان شده است. بعلاوه در 6/43% موارد در گروه تجربی و 5/34% موارد در گروه شاهد واکنش خانواده همسر بصورت عدم پرسش در مورد ناباروری بوده است. در مورد واکنش دوستان نسبت به ناباروری در 6/43% افراد گروه تجربی و 8/32% افراد گروه شاهد واکنش بصورت کنجکاوی بوده است. از نظر حمایت اجتماعی 6/43% افراد گروه تجربی و 5/50% افراد گروه شاهد از حمایت اجتماعی بالا برخوردار بودند. از 6/43% افراد گروه تجربی و4/36% افراد گروه شاهد از خشنودی زناشویی در سطح متوسط برخوردار بودند. از نظر عزت نفس 8/41% افراد گروه تجربی و 5/45% افراد گروه شاهد از عزت نفس متوسط برخوردار بوده‏اند.

بررسی سابقه پزشکی و ناباروری افراد مورد مطالعه حاکی از آن بود که میانگین طول مدت تشخیص و درمان ناباروری در دو گروه 3 6/4 سال بود. از نظر عامل ناباروری در5/45% افراد گروه تجربی و

2/38% افراد گروه شاهد عامل ناباروری زن بوده است. همچنین 8/41% افراد گروه تجربی و 4/36% افراد گروه شاهد به تعداد پنج یا بیشتر پزشک متخصص زنان و ناباروری مراجعه کرده بودند. بعلاوه 7/32% افراد گروه تجربی و 6/43% افراد گروه شاهد حداقل یک تا دو بار درمان ناباروری را قطع کرده بودند.

در رابطه با اطلاعات مربوط به انجام IUI یافته‎ها نشان داد در اکثر موارد (3/67% افراد گروه تجربی و

5/85% افراد گروه شاهد) هر نفر از زوجین تصمیم به انجام IUI گرفته و اکثراً آمادگی روحی را نسبت به انجام درمان به روش IUI ابراز می کردند (6/83% افراد گروه تجربی و1/89% افراد گروه شاهد). 5/54% افراد گروه تجربی و1/49% افراد گروه شاهد میزان اعتماد به کادر درمان را در حد متوسط اظهار و اغلب ابراز امیدواری نسبی به نتیجه درمان داشتند (5/74% افراد گروه تجربی و 9/63% در گروه شاهد)‌. از نظر نوع داروی مورد استفاده جهت تحریک تخمک‏گذاری، در

1/69% افراد گروه تجربی و3/67% افراد گروه شاهد کلومیفن و در 20% افراد گروه تجربی و2/18% افراد گروه شاهد کلومیفن همراه با HMG و در9/10% افراد گروه تجربی و5/14% افراد گروه شاهد دارویHMG به تنهایی تجویز شده بود.

یافته‏های مربوط به اضطراب حالت نشان داد میانگین اضطراب حالت در بدو مطالعه در دو گروه اختلاف معنی‏داری نداشته (گروه تجربی9/9±6/46 و گروه شاهد7/9±5/43)، اما میانگین اضطراب حالت قبل از IUI (0001/0P<) و بعد از IUI (0001/0P<) در دو گروه تفاوت معنی‏داری دارد. بطوری که این میزان در گروه تجربی کمتر از گروه شاهد بوده است (جدول1).

همچنین نتایج آزمون تی‏زوج وتحلیل اندازه‏گیری‏های مکرر نشان داد میانگین اضطراب حالت گروه تجربی در بدو مطالعه و بعد از IUI ، بدو مطالعه و قبل از IUI، همچنین قبل و بعد از IUI، اختلاف آماری معنی‏داری دارد، به این ترتیب که میانگین اضطراب حالت گروه تجربی در بدو مطالعه از 9/9±6/46 به 3/9±4/37 در قبل از IUI و به 1/8±6/31 در بعد از IUI کاهش داشته است.

همچنین میانگین اضطراب حالت گروه شاهد در بدو مطالعه و قبل از IUI (0001/0P<)، و همچنین قبل و بعد ازIUI (0001/0P<) اختلاف معنی‏داری داشته ولی این میزان در بدو مطالعه و بعد از IUI اختلاف معنی‏داری نداشته است. بطوری که میانگین اضطراب حالت گروه شاهد در بدو مطالعه از 7/9±5/43 به 1/12±5/50 در قبل از IUI افزایش و به9/11±2/42 در مرحله بعد از IUI کاهش داشته است.

در ضمن طبق نتایج آزمون تی مستقل اختلاف میانگین اضطراب حالت بدو مطالعه و قبل از IUI (0001/0P<) و همچنین بدو مطالعه و بعد از IUI (0001/0P<) معنی‎دار بود، ولی این میزان در قبل و بعد از IUI از اختلاف آماری معنی‏داری برخوردار نبود(جدول2).

همچنین در بررسی یافته‏های مربوط به اضطراب صفت نتایج آزمون تی مستقل نشان داد اضطراب صفت دو گروه در بدو مطالعه، قبل از IUI و بعد از IUI اختلاف آماری معنی‏داری نداشت(جدول3). همچنین نتایج آزمون تی‏زوج و تحلیل اندازه‏گیری‏های مکرر نشان داد میانگین اضطراب صفت گروه تجربی در بدو مطالعه و بعد از IUI (0001/0P<)، بدو مطالعه و قبل از IUI

(0001/0P<) و قبل و بعد از IUI (005/0P<) اختلاف معنی‏داری داشت. بطوری که این میزان در بدو مطالعه از1/11±1/47 به 8/9±4/42 در قبل از IUI و به

9/9±6/40 در بعد از IUI کاهش یافته بود، ولی در گروه شاهد نتایج آزمون نشان داد میانگین اضطراب صفت بدو مطالعه و بعد از IUI و همچنین بدو مطالعه و قبل از IUI اختلاف معنی‏داری نداشت ولی این اختلاف در قبل و بعد از IUI معنی‏دار بود. بطوریکه میانگین اضطراب صفت از 6/8±7/44 به 8/8± 5/42 کاهش یافته بود. در ضمن میانگین تفاوت اضطراب صفت در بدومطالعه و قبل ازIUI (0001/0P<) و همچنین بدو مطالعه و بعد از IUI (001/0P<) اختلاف معنی‏داری داشت. ولی میانگین تفاوت اضطراب صفت قبل و بعد از IUI اختلاف معنی‏داری نداشت(جدول4).

به عنوان یافته‏های جانبی در بررسی تأثیر متغیرهای مداخله‏گر بر میزان اضطراب حالت و صفت، نتایج آزمون آنالیز واریانس دو طرفه نشان داد، به جز متغیر احساس نسبت به بارداری دیگران و انجام روش تست بعد از مقاربت تشخیصی(PCT) بر میزان اضطراب صفت در افراد مورد پژوهش، سایر متغیرها اثری بر میزان اضطراب حالت و صفت نداشتند. همچنین متغیرهای سن، شغل، تحصیلات همسر، احساس خانمهای نابارور هنگام در آغوش گرفتن بچه، واکنش خانواده نسبت به ناباروری و حمایت اجتماعی‎ دارای اثر متقابل با مداخله درمان شناختی رفتاری بوده‏اند

(05/0P<) و بر میزان اضطراب حالت اثر متقابل داشته‌اند. به علاوه بین متغیرهای طول مدت ازدواج، عزت نفس و مداخله درمان شناختی رفتاری با میزان اضطراب صفت اثر متقابل مشاهده شد.

بحث

با توجه به یافته‎های حاصل از این مطالعه میتوان اظهار نمود که تکنیک درمان شناختی رفتاری می‏تواند به عنوان یکی از روشهای موثر بر کنترل اضطراب خانمهای نابارور حین درمان ناباروری مطرح شود. این تاثیر از طریق آرام‏سازی عضلات و کاهش تعداد تنفس شروع شده و به آرامش عصبی منتهی می‏گردد و به فرد کمک می‏کند تا تنش عضلاتش را کنترل نماید. بنابراین منجر به هماهنگی تغییرات فیزیولوژیک شامل کاهش مصرف اکسیژن و افزایش دفع دی‏اکسیدکربن وکاهش تعداد ضربان قلب و فشارخون، کاهش مصرف انرژی و کاهش انقباض ماهیچه و در نتیجه کاهش اضطراب و فشارهای روحی فرد می‎شود. این تغییرات به دلیل کاهش عمومی فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک ایجاد می‏گردد(19).

بر اساس نتایج این پژوهش افراد گروه شاهد دارای بالاترین نمره اضطراب حالت در مرحله قبل از IUI بودند در حالی که نمره اضطراب حالت گروه تجربی قبل از IUI بطور مشخص کاهش داشت. بنابراین در پراسترس‎ترین مرحله درمان، مداخله درمان شناختی رفتاری باعث کاهش اضطراب گردیده است. از این رو می‌توان با آموزش آرام‎سازی تنفسی و همچنین ارائه اطلاعات صحیح و درک منطقی از موقعیت، از بروز علائم اضطرابی پیشگیری کرد. Naughton و همکاران در سال 2000 در استفاده از پرسشنامه پژوهشگر ساخته با مقیاس لیکرت 5 نمره‎ای بیان می‌کند که رضایت افراد تحت مداخله درمان شناختی رفتاری در مورد کنترل استرس حین درمان IVF ، 19/4 (از 5 نمره) بوده است(9). دهقانی و همکاران در سال 1379 گزارش کردند که بیماران نابارور حین درمان IVF دچار استرس بسیار زیادی هستند و اکثر بیماران اظهار می‎کنند که دریافت اطلاعات در مورد درمان نقش مهمی در کاهش استرس آنها داشته است(4).

یافته‎های پژوهش نشان داد میانگین اضطراب حالت بعد از IUI در دو گروه اختلاف معنی‎داری دارد بطوریکه این میزان در گروه شاهد بیشتر از گروه تجربی بود. همچنین میانگین تفاوت اضطراب حالت بدو مطالعه و بعد از IUI در دو گروه از نظرآماری اختلاف معنی‏داری دارد. به این ترتیب که این میزان در گروه تجربی (با اختلاف 9/14) و در گروه شاهد (با اختلاف 3/1) کاهش نشان داد. به عبارت دیگر شدت کاهش اضطراب در گروه تجربی در مقایسه با گروه شاهد بیشتر بود. از آنجا که اضطراب حالت گذرا است و با از بین رفتن محرک بهبود می‏یابد، نتایج فوق می‎تواند بیانگر کاهش اضطراب گروه شاهد بعد از عمل، بعلت اتمام عمل و مرتفع ‏شدن شرایط استرس‎زا باشد. با توجه به آنکه در گروه تجربی میزان کاهش اضطراب بعد از عمل نسبت به بدو مطالعه بیش از گروه شاهد است، تأثیر مداخله رفتار درمانی مشهود است. رجوئی در سال 1376 بیان می کند که اضطراب حالت پایان مداخله در دو گروه تحت مداخله و گروه شاهد نسبت به بدو مطالعه کاهش معنی‎داری داشته است(0005/0P<)، ولی این کاهش در گروه تجربی بیشتر مشهود بوده است(20). نتایج تحقیق Domar و همکاران در سال 1990 نیز نتایج فوق را تأیید می‏کند(005/0P<)(10). همچنین Ost و همکاران در سال 1993 نیز در گزارش تحقیق خود عنوان می‏کنند که افراد دارای اختلالات اضطرابی تحت درمان شناختی رفتاری نسبت به گروه شاهد اضطراب کمتری را نشان می‏دهند(0001/0P<) (21). اما Schmidt و همکاران در سال2000 بیان کردند که اضافه‏کردن آرام‏سازی تنفسی دیافراگمی به سایر روشهای درمان شناختی رفتاری باعث کاهش اضطراب افراد مبتلا به حملات اضطراب هراس نمی‎گردد(22). احتمالاً علت تناقض نتایج تحقیق Schmidt به دلیل تفاوت در جامعه پژوهش باشد بطوری که در افراد دچار حملات اضطراب هراس، توجه فرد به ریتم تنفس در زمان آرام‎سازی، تداعی‏کننده موقعیت‎های مشکل‏زا بوده و به نوعی باعث تداعی صحنه‎های تنش‎زا می‎شود.

بنابراین به جای کاهش علائم اضطراب در این افراد بیقراری را میتوان مشاهده کرد(23). ولی در خانمهای نابارور که بندرت حملات اضطراب را تجربه کرده و اغلب دارای سطح اضطراب خفیف تا متوسط پایین می‎باشند، به نظر می‎رسد انجام آرام‎سازی تنفسی به همراه سایر روشهای درمان شناختی رفتاری بعنوان روشی جهت پیشگیری از حملات اضطرابی مؤثر ‌باشد. همچنین در رابطه با مقایسه میانگین تفاوت اضطراب حالت قبل و بعد از IUI نتایج نشان داد دو گروه از این نظر اختلاف آماری معنی‏داری ندارند. Bovin و همکاران در سال 1995 نیز نتیجه گرفتند که بیشترین استرس طی درمان IVF ، در زمان تزریق HCG و برداشت تخمک و انتقال تخم می‎باشد و بعد از IVF سطح استرس به کمترین میزان (حتی کمتر از شروع درمان) میرسد (24).

دیگر یافته‎های پژوهش نشان داد دو گروه مورد مطالعه از نظر میانگین اضطراب صفت بدو مطالعه و قبل از IUI اختلاف معنی‏داری دارند بطوری که این میزان در گروه تجربی (با اختلاف 7/4) کاهش و در گروه شاهد (بااختلاف 07/0-) افزایش داشته است. در این رابطه Sadock در سال 2000 بیان داشت اضطراب صفت، الگوی دائمی اضطراب فرد بعنوان خصوصیت مزاجی فرد بوده و برخلاف اضطراب حالت، کمتر تحت تاثیر شرایط استرس قرار می‎گیرد(19).

در این مطالعه کاهش اضطراب صفت در گروه تجربی بعلت تاثیر بازسازی شناختی بعمل آمده می‎باشد بدین ترتیب فرد دانش صحیح و آگاهی منطقی نسبت به موقعیت پیدا کرده و تفسیر او از شرایط، با تهدید کمتر و بی‎خطرتر همراه خواهد بود.

همچنین نتایج دلالت بر این دارد که مداخله رفتاردرمانی شناختی باعث کاهش میزان اضطراب صفت بعد از IUI نسبت به بدو مطالعه شده است. نتایج مطالعات رجوعی در سال 1376، Domar و همکاران در سال1990 و 1992 نیز با یافته فوق مشابهت دارد(11-10، 1).

بعلاوه نتایج نشان داد میانگین تفاوت اضطراب صفت قبل و بعد از IUI در گروه تجربی (با اختلاف 8/1) و در گروه شاهد (با اختلاف 3/2) اختلاف آماری معنی‏داری نداشته است. به نظر میرسد حذف موقعیت تهدیدزا و شرایط خنثی قادر به تحریک صفت اضطرابی نیست وهر دو گروه پس از مداخله احساس راحتی نموده و افراد آنچه انتظار داشته‎اند را پشت سر گذاشته‎اند. Hachett و همکاران نیز در سال 1998 بیان کردند با انجام مداخله درمان شناختی رفتاری میانگین اضطراب صفت بعد از اندوسکوپی نسبت به قبل از اندوسکوپی کاهش داشته است(25).

به این ترتیب میتوان اظهار نمود که تکنیک درمان شناختی رفتاری میتواند یکی از روشهای موثر بر کنترل اضطراب خانمهای نابارور حین درمان ناباروری مطرح شود و جهت تامین سلامت روانی خانمهای نابارور مراجعه‎کننده جهت درمان در کلینیک‎های ناباروری بکار گرفته شود.

در این پژوهش جهت انجام مداخله درمان شناختی رفتاری افراد بیسواد از مطالعه خارج شدند که این مسئله جزو محدودیت‏های پژوهش محسوب می‎گردد و نیز از آنجایی که درمان توسط تیم پزشکی در مراکز ناباروری انجام می‌پذیرد و این امکان وجود نداشت که یک پزشک تمام مراحل درمانی IUI را انجام دهد، تفاوت نحوه برخورد و خصوصیات اخلاقی هر یک از پزشکان می‎توانست بر اضطراب بیماران مؤثر باشد.

در این پژوهش افراد مورد مطالعه از شروع درمان تا مرحله انجام عمل IUI مورد بررسی قرار گرفتند و از آنجایی که پیگیری واحدهای پژوهش تا زمان حصول آزمایش مثبت بارداری مقدور نبود، پیشنهاد می‎گردد در آینده تحقیقاتی در ارتباط با تأثیر درمان شناختی رفتاری بر موفقیت روشهای کمک باروری و همچنین تأثیر این تکنیک بر اضطراب افراد تحت درمان ناباروری تا مرحله نتیجه آزمایش بارداری تحقیقاتی صورت گیرد.

تشکر و قدردانی

پژوهشگران مراتب تقدیر و تشکر خود را از معاونت محترم پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی مشهد سرکار خانم دکتر فضلی بزاز که با پشتیبانی مالی این طرح امکان اجرای آن را فراهم نمودند و همچنین از پرسنل محترم مرکز تحقیقات ناباروری منتصریه مشهد خصوصاً سرکار خانم شفیقی کارشناس ارشد مامایی اعلام می‎دارند

  1. رجوئی مریم. جنبه‏های روانشناختی ناباروری. مجله پژوهشهای روانشناختی، 1377، ص 87-72.
  2. کی چانگ ربارسولز. ارزیابی و درمان ناباروری. کریم زاده میبدی و همکاران، چاپ اول، یزد، انتشارات یزد، 1375.
  3. اسپیروف اچ کلس کیس. اندوکرینولوژی بالینی زنان و ناباروری اسپیروف. امینی نائینی فرحناز و همکاران، چاپ اول، تهران، انتشارات تیمورزاده، جلد دوم، 1379.
  4. دهقانی حمیده، دهقانی خدیجه، خلیلی محمد علی. تاثیر آموزش در کاهش اضطراب قبل و بعد از برداشت تخمک در زنان نابارور. مجله دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی یزد، سال 2، شماره 3: پاییز1379ص: 29-24.
  5. کرمی نوری رضا، آخوندی محمد مهدی، بهجتی اردکانی زهره. مطالعه و بررسی جنبه های روانی، اجتماعی ناباروری از دیدگاه پزشکان ایرانی. چکیده مقالات سمپوزیوم، جنبه‏های روانشناختی ناباروری. تهران، 1380.
  6. Gattuso S.M., Litt M.D., Fitzgeral T.E. Coping with gastrointestinal endoscopy: self–efficacy enhancement and coping style. J Consul Clin Psychol. 1992; 60(1): 133- 9.
  7. کرک هاوتون، کلارک سالکووس کیس. درمان شناختی رفتاری. ترجمه قاسم زاده حبیب الله. چاپ اول، انتشارات ارجمند، جلد اول، 1376.
  8. Stuart G.W., Laraia M.T. Principals and practice of psychiatric nursing. 6th Edition. USA, Mosby. 1998.
  9. MC Naughton C. Development of brief stress management support groups for couples undergoing invitro fertilization treatment. Fertil Steril. 2000; 74(1): 87- 93.
  10. Domar A., Seibel M.M., Benson H. The mind, body program for infertility: a new behavioural treatment approach for women with infertility. Fertil Steril. 1990; 53(2): 246- 9.
  11. Domar A.D., Zuttermister P.C., Seibel M., et al. Psychological improvement in infertile women after behavioural treatment: a replication. Fertil Steril. 1992; 58(1): 144- 7.
  12. Schmidt L. Infertile couple’s assessment of infertility treatment. Acta Obst Gyn Scand. 1998; 77(6): 649- 53.
  13. Spiel Berger C.D. Manual for the state trait anxiety inventory. Consulting Psychologist Press. 1983.
  14. مهرام بهروز. راهنمای آزمون اضطراب صفت و حالت اشپیل برگر،دستورالعمل اجرایی و تعبیر و تفسیر براساس پژوهش هنجاریابی آزمون در شهر مشهد، سال 1372. دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی،دانشگاه فردوسی، مشهد.
  15. Cassidy T. Problem solving style, stress & psychological illness. Br Clin Psychol. 1996; 35: 265-77.
  16. سهرابی حمیدرضا، بیرشک بهروز. شناخت و درمان اختلاف زناشویی. تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، سال 1377.
  17. دولت‏آبادی حسین. مقایسه سطح عزت نفس و شدت افسردگی بین معلولیت جسمی حرکتی شاغل و معلولین جسمی حرکتی بیکار. پایان‏نامه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشکدة علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی، مشهد، سال 1376.
  18. سمیعی‏زاده توسی طیبه. بررسی تأثیر وجود همراه در کنار مادران نخست‏زا بر طول مدت زایمان در شهر ملایر، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی مشهد، سال 1378.
  19. Sadock B.J., Sadok V.A. Kaplan and Sadok’s comprehensive textbook of psychiatry. 7th Edition. USA, Lippincott Williams & Wilkins. 2000
  20. رجوئی مریم. اثر درمانی شناختی رفتاری بر مشکلات روانی زنان نابارور تحت درمان با روشIVF-ET. پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی رودهن، 1376.
  21. Ost L.G., Westling B.E. Applied relaxation vs. cognitive behaviour therapy in the treatment of panic disorder. Behav Res Ther. 1995; 33(2): 145-58.
  22. Schmidt N.B., Woolaway Bickel K., Trakowski J. Dismantling cognitive behaviour treatment for panic disorder: questioning the utility of breathing retraining. Consul Clin Psychol. 2000; 68(3): 417- 24.
  23. Pearson E. Cognitive behaviour therapy formulation. New York, New York Academic Presses. 1992; 64 (4): 802- 10.
  24. Bovin J., Takefman J. Stress level across stages of invitro fertilization in subsequently pregnant and nonpregnant women. Fertil Steril. 1995.
  25. Hachett M.I., Kemmann E., Cheron C. Upper gastrointestinal endoscopy: are preparatory interventions effective? Gastrointestinal Endoscopy. 1998; 48(4): 341- 7.