چاقی عامل مهمی در بروز بسیاری از بیماریهای بشر است و اثرات منفی آن بر سیستمهای بهداشتی و درمانی کشورها اعم از توسعه یافته و در حال توسعه رو به افزایش است (1). چگونگی توزیع بافت چربی در بدن در ایجاد عوارض متابولیک حاصل از اضافه وزن موثر است، بگونهای که تجمع چربی در تنه و خصوصاً افزایش چربی احشائی، عامل خطر مهمی برای ایجاد دیابت غیر وابسته به انسولین و بیماریهای عروق کرونر قلب محسوب میشود (4-2). از تغییرات هورمونی که در چاقی و به خصوص در چاقی بالا تنه دیده میشود باید از افزایش سطح آندروژنهای سرم در زنان و کاهش آن در مردان، افزایش کورتیزول، انسولین و کاهش سطح سرمی هورمون رشد نام
برد(5). اینکه این تغییرات پیآمد افزایش وزن هستند و یا از علل اولیه چاقی محسوب میشوند و خصوصاً ارتباط مستقل آنها با نوع توزیع چربی در بدن چندان روشن نیست.
مطالعاتی که در زمینه ارتباط هورمونهای جنسی با چاقی و خصوصاً توزیع چربی در زنان صورت گرفته است، نتایج متناقضی را نشان میدهد، بطوریکه بین نمایه توده بدن(BMI) با مقدار چربی اندازهگیری شده و سطح تستوسترون سرم ارتباط منفی(6) و نیز ارتباط مثبت (8 و7) یافت شده است.
هدف این مطالعه که بصورت مقطعی انجام گرفت تعیین ارتباط بین غلظت سرمی هورمونهای جنسی و انسولین با نمایه توده بدن و توزیع چربی در زنان بود.
در این مطالعه مقطعی ارتباط هورمونهای جنسی شامل تستــوسـتـرون تام، دهیـدرواپی آندرسترون سولفات ، LH، FSH، استـرادیول و انسولین سرم با شاخصهای تنسنجی شامل نمایه توده بدن و نسبت محیط کمر به باسن (WHR) در زنان مورد بررسی قرار گرفت.
176 زن بزرگسال با محدوده نمایه توده بدن
kg/m2 43-18 و سن 43-23 سـال مراجعهکننده به کلینیک درمان ناباروری دکتر میردامادی در تهران در این مطالعه شرکت داشتند. علل مراجعه این زنان به کلینیک مختلف بوده و شامل مشکوک بودن به ناباروری، عارضه پرمویی و نامنظمبودن عادت ماهیانه بود. نمونههای مورد بررسی قبلاً تحت درمان نبودند و از هیچ دارویی استفاده نمیکردند. هدف تحقیق برای افراد توضیح داده شد و از آنان رضایت کتبی برای شرکت در مطالعه اخذ گردید.
اندازهگیریها: وزن افـراد با دقت kg1/0 بـا لبـاس سبک و بدون کفش و قد با دقـتcm5/0 و تحـت همیـن شـرایط با ترازو و قدسنج (Seca, Germany) انـدازهگیـری شد و نمایه توده بدن از تقسیم وزن بر حسب کیلوگرم بر مجذور قد بر حسب متر و توزیع چربی با اندازهگیری محیط کمر و باسن و بیان آن بــه صـورت نسبــت محیط کمـر بـه باسـن بدست آمد. محیـط کمـر در حـد واسـط حاشیه تـحتـانـی دنـده آخـر و استخــوان خاصرهای و محیط بــاسـن در ناحیـة دارای بیشتـرین قطر اندازهگیری شـد(9). سطح سـرمی تستــوسـتـرون تام، DHEA–S ،LH، FSH، استـرادیول و انسولین در همـه نمونهها
اندازهگیری شد.
آزمایشات: نمـونه خـون صبـح پس از 12 ساعت ناشتا بودن در فاز فولیکولی عادت ماهیانه از افـراد گرفته شد و در فاصلــه یـک ساعـت پس از خـونگیـری نمـونـه سانتـریفـوژ و سـرم آن در ظــروف کـوچـک پلاستیکـی در فـریـزر 0c70- تـا زمان انـدازهگیری، ذخیـره گــردیــد.
تستـوستــرون تـام، DHEA–S، LH و FSH بــا کیتـهـای تجـارتــی (RIA) radioimmunoassay Double-antibody (شرکت کاوشیار، تهران- ایران)، انسولین با کیت تجـارتی(RIA) radioimmunoassay Double antibody (Diagnostic Laboratory Webster,USA)، استــرادیـــول بـــا کیـــت تجــارتــی (RIA (Orion Coated tube, Finland اندازهگیری شدند.
آنالیز آماری: انتخـاب حـجم نمـونه در این مطالعه بر این اساس بود که در صورت وجود حداقل nmol/L3 تفاوت در میانگین سطح تستوسترون در زنانی که چاقی مرکزی دارند وآنان که طبیعی هستند بتوان فرضـیه برابری میانـگیـن تستوسـترون در دو گروه مـذکور را در سـطح خـطای 05/0= α و بـا توان 8/0= β-1 رد نمود. برای رسیدن بـه هـدف ایـن مطالعـه علاوه بر شاخص همبـستگی بیـن متغـیرهای هورمونی اندازهگیری شـده و شاخص های تنسنجی، افراد به دو گروه با وزن طبیعی (kg/m225BMI< <20) و چاق
(kg/m230BMI>) و نیز دو گروه با چاقی بالا تنه
(85/0WHR>) و بدون چاقی بالا تنه (85/0 (WHR< تقسیم و میزان هورمونهای اندازهگیری شده در سرم آنان مقایسه شد. در این مطالعه سطح سرمی هورمونهای اندازهگیری شده از توزیع طبیعی برخوردار نبود. لذا برای بررسی ارتباط هورمونهای جنسی با سایر متغیرها از آزمون غیر پارامتریک همبستگی Spearman و برای مقایسه سطح هورمونهای جنسی در زنان چاق و طبیعی و نیز زنان با چاقی بالا تنه و بدون چاقی بالا تنه از آزمون غیرپارامتریکMann-Whitney rank test استفاده شد. تمام مقـادیـر بصــورت X±SD بیان و P-value کمــتر از 05/0 بعنوان سطح معنیدار بودن منظور شده است. آنـالیز اطلاعات بـوسیلــه نــرمافــزار آماری SPSS وVersion10.01)) تحـت ویندوز (Headquarter Inc Chicago, USA) انجـام شد.
خصوصیات تنسنجی و مقادیر هورمونی زنان مورد مطالعه بصورت مقادیر مـطلـق و دامنـه تغییرات در جـدول شمارة 1 آورده شده است. براساس نتایج فوق زنان مورد بررسی در دامنه وسیعی از غلظت تستوسترون سرم و وزن بدن قرار داشتند. در بررسی همبستگی بین متغیرهای اندازهگیری شده (جدول 2) نسبت محیط کمر به باسن با سطح تستوسترون سرم ارتباط مثبت و با غلظت استرادیول سرم ارتباط منفی داشت. در این مطالعه هیچ یک از هورمونهای اندازهگیری شده بجز انسولین با نمایه توده بدن مرتبط نبود. افراد دارای نمایه توده بدن بزرگتر یا مساوی2kg/m30 به عنوان فرد چاق و کوچکتر از 2kg/m25 به عنوان فرد با وزن طبیعی تقسیمبندی شدند (بدون در نظر گرفتن افراد دارای اضافه وزن که نمایه توده بدن آنان بین 2kg/m 30-25 بود) و غلظت هورمونهای جنسی و انسولین در آنان مقایسه شد. براساس جدول شمارة 3، تفاوتی در سطح هورمونهای جنسی در دو گروه مشاهده نشد و تنها سطح انسولین سرم در زنان چاق بالاتر از زنان با وزن طبیعی بود. مقایسه غلظت هورمونهای جنسی در زنان با چاقی بالا تنه (نسبت محیط کمر به باسن بیشتر از85/0) و زنانی که چاقی بالا تنه ندارند (نسبت محیط کمر به باسن کمتر یا مساوی 85/0) نشـان داد کـه در زنـان با چاقی بالا تنه سطـح تستـوسترون سرم بالاتر و غلظت استرادیول سرم پایینتر است (جدول شماره4).
مطالعه نقش آندروژنها در زنان و اینکه آیا همـانند مردان سبب افزایش فعالیت لیپولیتیک و جلوگیـری از تجمع چربی بالا تنه میشوند(11و10) جز در معدودی از بررسیها (6) مورد تایید قرار نگرفته است. در واقع بر خلاف آنچه درمردان دیده میشود، در اکثر مطالعات انجام گرفته، بین غلظت آندروژنهای سرم و مقدار چربی بالا تنه در زنان ارتباط مستقیم وجود دارد (14-12 و 8-7). در بررسی حاضر، توزیع چربی بدن که با نسبت محیط کمر به باسن سنجیده شد، با غلظت تستوسترون تام سرم همبستگی مثبت و معنیدار داشت و سطح آن در افراد با چاقی بالا تنه بیشتر از افراد بدون چاقی بالا تنه بود. بر خلاف آنچه در مردان دیده میشود، سطح تستوسترون سرم در زنان با نمایه توده بدن و یا به عبارتی درجه چاقی مرتبط نبود. بنابراین، ارتباط بدست آمده بین وضعیت آندروژنیک و توزیع چربی در این بررسی مستقل از وزن بدن است. با توجه به ارتباط مثبت بین سن و سطح تستوسترون سرم و ارتباط مثبت بین سن و نسبت دور کمر به باسن در زنان مورد مطالعه با کنترل غلظت تستوسترون سرم برای سن، ارتباط آن با چاقی بالا تنه قویتر گردید. در تنها مطالعه آیندهنگری که توسط Goodman-Gruen و همکارانش صورت گرفت، نشان داد که پس از کنترل نمایه توده بدن و سن، زنانی که در ابتدای مطالعه سطح سرمی SHBG و تستوسترون پایینتری داشتند، در طول 15 سال بعد دچار افزایش بیشتر نسبت محیط کمر به باسن شدند(15). در برخی از مطالعات تنها بین غلظت تستوسترون آزاد و SHBG سرم با چاقی بالا تنه در زنان ارتباط مشاهده شده است(8 و6). در بررسی حاضر بدلیل برخی از محدودیتها امکان اندازهگیری غلظـت تستوسـترون آزاد سرم وجـود نداشت، اگرچه گـاه تستوسترون تام سرم بهتر از شکل بیولوژیکی فعال آن با چاقی بالا تنه مرتبط است(15). اینـکه چـرا نـوع ارتباط آنـدروژنها با توزیع چربـی در بدن در مردان و زنان متفاوت از یکدیگر است به درستی معلوم نیست، ولی عوامل زیادی از جمله استروژنها در این میان مطرح هستند. از یافتههای جالب این مطالعه ارتباط معکوس بین غلظت استرادیول سرم و نسبت محیط کمر به باسن (مستقل از نمایه توده بدن) است. با توجه به اثرات لیپولیتیک استرادیول،سطح پائین این هورمون در زنان ممکن است به افزایش چربی بالا تنه منجر شود(7). ممکن است ارتباط آندروژنها و توزیع چربی بدن تحت تأثیر انسولین نیز باشد. در مطالعات انجام گرفته بین غلظت SHBG و انسولین سرم ارتباط معکوس یافت شد(16) و این رابطه مستقل از نمایه توده بدن، توزیع چربی و سطح آندروژنهای سرم بود و پس از کنترل غلظت SHBG، سرم برای انسولین از همبستگی سطح SHBG و نسبت محیط کمر به باسن بشدت کاسته شد (12). این بدان معنی است که هیپرانسولینمی در چاقی نقش مهمی در کاهش SHBG سرم و در نتیجه افزایش تستوسترون آزاد دارد. شواهد موجود نشان میدهد انسولین مستقیماً ساختهشدن تستوسترون در تخمدانها را افزایش و تولید SHBG در کبد را کاهـش میدهد (16و15). در عین حـال یافتههایی مبنی بر اثر آندروژنها در ایجاد مقاومت به انسولین نیز وجود دارد(17). در این مطالعه سطح SHBG سرم اندازهگیری نشد و غلظت انسولین سرم نیز ارتباطی را با تستوسترون نشان نداد. اینکه تغییرات هورمونی یاد شده تا چه اندازه در پاتوژنز چاقی بالا تنه مؤثر باشد در مطالعات کاهش وزن مورد بررسی قرار گرفته و البته نتایج متناقضی حاصل شده است. در مطالعه Leenen کاهش چربی احشایی که بـدنبـال کاهـش وزن MRI اندازهگیری شده بود، مسـتقل از کاهش کل چربی بدن، با افزایش غلظت SHBG سرم و افزایش نسبت استرادیول به تستوسترون آزاد در زنـان مرتبـط بـود(20). ولی Pasquali (21) و Turcato (22) ارتباطی بیـن تغـییر نسبـــت محیط کمر به باسن و تغییر سطح آندروژنها بدنبال کاهش وزن در زنان نیافتند. در مطالعه Bates و همکاران، کاهش وزن در زنان مبتلا به تخمدان پلیسیستیک موجب کاهش سطح تستوسترون سرم شد. در این مطالعـه افزایش غلظت استرادیول سرم در چاقی و در نتیجه افزایش سطح LH و بدنبال آن تحریک ساخته شدن آندروژنها در تخمدان بعنوان مکانیسم ارتباط چاقی و افزایش سطح آندروژنها در زنان پیشنهاد شد (23).
در مطالعه Bates و همکاران(23) ارتباط تغییر توزیع چربی در بدن با تغییر سطح آندروژنها به دنبال کاهش وزن مستقل از تغییر نمایه تودة بدن بررسی نشد. بطوریکه کاهش وزن، در افراد چاق تغییرات هورمونی و متابولیکی زیادی به همراه دارد و برخی از آنها مانند انسولین بر وضعیت آندروژنها تأثیرگذار است. بطور خلاصه نتایج این مطالعه نشان داد که اگرچه سطح هورمونهای جنسی در زنان با وزن بدن مرتبط نیست، ولی غلظت تستوسترون و استرادیول سرم با تجمع چـربی در بالا تنه همبسـتگی دارد، بـطوریـکه بالابودن سطـح تستـوسـترون و پایـینبـودن استرادیول ممکن است خطر چاقی مرکزی در زنان را افزایش دهد.
بدینوسیله از زحمات خانم دکتر ستوده که در مراحل جمع آوری نمونه ما را یاری دادهاند صمیمانه سپاسگذاری میشود. این مطالعه با حمایت مالی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران
انجام گرفت.