ناهنجاریهای حفره رحمی عامل اتیولوژیک ناباروری در 15-10% زوجهایی است که برای درمان مراجعه مینمایند(1). اختلالات رحمی تقریباً در 62-34% زنان نابارور دیده میشود. به علت شیوع بالای ناهنجاریهای رحمی، بررسی حفره رحمی در ارزیابی اولیه ناباروری انجام میشود(2). سالها هیستروسالپنگوگرافی(HSG) به عنوان استاندارد طلایی تشخیص اینگونه اختلالات به شمار میرفت. با پیشرفت علم، هیستروسکوپی و لاپاروسکوپی به عنوان مکمل هیستروسالپنگوگرافی و روش قطعی تشخیص بسیاری از ناهنجاریها مطرح شد؛ ولی هیستروسالپنگوگرافی به دلیل هزینة کم و سادهبودن همچنان جایگاه خود را به عنوان خط اول تشخیص این ناهنجاریها و یکی از روشهای درمان اختلالات آناتومیک لولـهها حفظ نموده است. اما این روش تا حدی تهاجمی بوده و با عوارض متعددی همچون حساسیت بیمار به ماده حاجب، درد، کرامپ شکمی و گاهی اوقات شوک همراه میباشد. در دهه اخیر هیستروسونوگرافی (H/S) به عنوان یک روش غیرتهاجمی و با عارضة کمتر نسبت به هیستروسالپنگوگرافی و به عنوان یک روش جایگزین از سوی برخی محققین مطرح شده است(4، 3). اما میزان کارایی آن با وجود یک دهه مطالعه در پردهای از ابهام باقی مانده است(5). اگرچه اکثر مطالعات، این روش را برای تشخیص ناهنجاریهای آناتومیک رحمی بویژه میومها و پولیپهای کوچک رحمی بسیار مناسب میدانند، اما هنوز به عنوان یک روش معمول شناخته نشده است(4، 3).
هدف از انجام این مطالعه تعیین حساسیت و ویژگی روش هیستروسونوگرافی در تشخیص اختلالات داخل رحمی و مقایسه آن با روش هیستروسالپنگوگرافی و نیز کاربرد آن در ارزیابی اولیه حفره رحمی زنان نابارور میباشد.
این مطالعه یک پژوهش مشاهدهای ـ تحلیلی ـ مقطعی و روش نمونهگیری آن بصورت غیرتصادفی آسان بود. کلیه بیماران مراجعهکننده به مرکز درمان ناباروری فاطمهالزهرا(س) بابل طی سالهای 80-1379 که به جهت بررسی ناباروری (مشکلات رحم ، فیبروئیدهای زیرمخاطی ، پولیپ یا چسبندگی) نیاز به انجام هیستروسونوگرافی یا هیستروسالپنگوگرافی داشتند، مورد بررسی قرار گرفتند. در صورت شک به حاملگی، سابقه حساسیت شدید به ماده حاجب یا ید، وجود سرویسیت حاد، بیماریهای التهابی لگن(PID) و نیز عدم رضایت و همکاری، بیمار از مطالعه خارج میشد.
هیستروسالپنگوگرافی در فاز فولیکولار (روز 11-6 سیکل) با تزریق ml6-3 ماده حاجب محلول در چربی Ethiodol توسط سوند فولی اطفال و گرفتن سه تصویر مایل (یک تصویر اولیه قبل از تزریق، یک تصویر هنگام ورود ماده حاجب به یک یا هر دو لولـه و یک تصویر هنگام پخش ماده حاجب به حفره پریتوئن) توسط رادیولوژیست انجام میشد. هیستروسونوگرافی نیز در فاز فولیکولار انجام میگردید. ابتدا کاتتر فولی شماره 8 را در سرویکس گذارده و برای ثابت نمودن، بالون آن باد و سپس ml10 سرم فیزیولوژی در داخل حفره رحمی تزریق میشد و همزمان سونوگرافی واژینال (ESAOTE Au530 Probe5MHZ- Korea) انجام میپذیرفت. نتایج بدست آمده با یافتههای هیستروسکوپی به عنوان استاندارد طلایی مقایسه میشدند. هیستروسکوپی توسط هیستروسکوپ (KarlStorz - Endoscope, Cold light Fountain 482, Microspan 2-mm rigid hysteroscope, Germany) مجهز به دوربین ویدئویی (Olympus OTV-S2 Japan) انجام و نتایج HSG، H/S و هیستروسکوپی بطور مستقل و بدون آگاهی از نتایج یکدیگر گزارش میشد. اطلاعات توسط نرمافزار آماری SPSS و با استفاده از آزمونهای آماری t-test, chi-square test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
1-8/0=Kappa به عنوان همگرایی بسیار خوب، 8/0-6/0=Kappa به عنوان همگرایی خوب، 6/0-4/0=Kappa به عنوان همگرایی متوسط، 4/0-2/0=Kappa به عنوان همگرایی ضعیف و 2/0-0=Kappa به عنوان عدم همگرایی منظور شد.
در این مطالعه 66 بیمار، با گستره سنی 42-20 سال و میانگین سنی 8/6±1/32 سال مورد بررسی قرار گرفتند. پس از انجام هیستروسکوپی در 14 مورد از افراد (2/21%) یافتهها به نفع رحم غیرطبیعی بود. یافتههای تشخیصی به صورت 7 مورد (6/10%)میوم، 1 مورد (5/1%) رحم دوشاخ و 6 مورد (1/9%) پولیپ اندومتر گزارش شد. که نتایج هیستروسونوگرافی در 5/95% با یافتههای هیستروسکوپی همخوانی داشت و بین یافتههای هیستروسونوگرافی با یافتههای هیستروسکوپی در تشخیص ضایعات داخل رحمی همسویی بسیار خوبی مشاهده شد(86/0=K).
S/H غیرطبیعی در 13 مورد (7/19%) مشاهده شد که در 1 مورد (5/1%) مثبت کاذب وجود داشت و 1 مورد میوم (حساسیت 7/85%) و 1 مورد پولیپ (حساسیت 3/83%) تشخیص داده نشد. نتایج S/H در 5/95% با یافتههای هیستروسکوپی همسو بود ولی HSG در 9/87% با هیستروسکوپی همخوانی داشت. به عبارت دیگر یافتههای S/H با یافتههای هیستروسکوپی همگرایی بسیار خوبی دارد (86/0=K).
HSG غیر طبیعی در 14 مورد (2/21%) گزارش گردید که در 4 مورد (1/6%) مثبت کاذب وجود داشت و 3 مورد میوم (حساسیت 1/57%) و 1 مورد پولیپ تشخیص داده نشد و 5 مورد پولیپ دیگر نیز بصورت پرشدگی نامنظم حفره رحمی گزارش گردید. ولی هیستروسالپنگوگرافی در 9/87% با هیستروسکوپی همخوانی داشت. از طرف دیگر بین یافتههای هیستروسالپنگوگرافی با یافتههای هیستروسکوپی در تشخیص ضایعات داخل رحمی همخوانی مناسبی مشاهده شد(64/0=K) (جدول شماره 1).
از 14 بیمار با هیستروسکوپی غیرطبیعی در 12 بیمار هیستروسونوگرافی (حساسیت 7/85%) غیرطبیعی و در 2 بیمار هیستروسونوگرافی طبیعی گزارش گردید و از 52 بیمار با هیستروسکوپی طبیعی، یافتهها نشان دهنده طبیعی بودن هیستروسونوگرافی در 51 بیمار (ویژگی 1/98%) و غیر طبیعی بودن آن در 1 بیمار بود. ارزش اخباری مثبت هیستروسونوگرافی، 3/92%، ارزش اخباری منفی آن 2/96% و دقت تشخیصی آن 6/95% بدست آمد. از 14 بیمار با هیستروسکوپی غیرطبیعی در 10 بیمار هیستروسالپنگوگرافی غیرطبیعی (حساسیت 4/71%) و در 4 بیمار هیسترسالپنگوگرافی طبیعی گزارش شد و از 52 بیمار با هیستروسکوپی طبیعی، یافتهها نشاندهنده طبیعی بودن هیستروسالپنگوگرافی در 48 بیمار (ویژگی 3/92%) و غیر طبیعی بودن آن در 4 بیمار بود. ارزش اخباری مثبت هیستروسالپنگوگرافی،4/71% و ارزش اخباری منفی آن 2/92% و دقت تشخیصی آن 9/87% بدست آمد.
مهمترین مسئله در درمان ناباروری تشخیص دقیق علت ناباروری میباشد و انجام مطالعات تصویری برای آگاهی از مشکلات حفره رحمی نقش عمدهای در اتخاذ تصمیم و انجامدادن اقدامات درمانی مناسب دارد.
در این مطالعه همانند نتایج بدست آمده از دیگر تحقیقات، رابطه معنیداری بین نتایج S/H و HSG با نتایج هیستروسکوپی مشاهده شد(9-6). یافتههای H/S با یافتههای هیستروسکوپی همگرایی بسیار خوبی دارد(86/0=K).
در بررسی Hamiltone هیستروسکوپی یافتههای غیرطبیعی رحمی را در 5/12% نشان داد(10). در پژوهش Brawn در سال 2000 که بر روی 46 بیمار نابارور انجام گرفت، یافتههای HSG در 5/90% و یافتههای S/H در6/78% با یافتههای هیستروسکوپی همخوانی داشت و از نظر آماری ارزش تشخیصی آنها در ارزیابی اختلالات حفره رحمی زنان نابارور برابر اعلام شد(8).
در بررسی Lee یافتههای HSG در 71% موافق با یافتههای هیستروسکوپی بود و ارزش اخباری مثبت و منفی HSG به ترتیب 65% و 90% گزارش گردید(11). Soares در سال 2000، 69 بیمار نابارور در محدوده سنی 43-19 سال را بررسی و هیستروسونوگرافی را به عنوان استاندارد طلایی ضایعات پولیپوئید معرفی نمود، اما حساسیت هیستروسونوگرافی را در تشخیص ضایعات پولیپوئید 50% و ارزش اخباری مثبت آن را 6/28% ذکر کرد(7). در مطالعهای Schwarzler و Van den Brule، هیستروسونوگرافی را در تشخیص مکان و اندازه پولیپ و فیبروئیدهای زیر مخاطی مفید دانستند (13،12). در پژوهش دیگری نیز مشابه مطالعه ما، مشخص شد حساسیت HSG در تشخیص پولیپ یا میومهای رحمی نسبت به H/S کمتر میباشد (5، 4 و 14-16).
همخوانی یافتههای S/H در پژوهشهای دیگر مشابه مطالعه ما بود و اختلاف اندک همخوانی HSG شاید بدلیل اندازه و یا محل میوم و پولیپ باشد. زیرا در S/H به دلیل تغییر اکوژنیسیته میوم و پولیپ نسبت به بافت طبیعی رحم، کاملاً قابل افتراق میباشند. اما از آنجا که در HSG تنها ماده حاجب در حفره تزریق میشود و تا زمانیکه میوم به داخل حفره رحم برجستگی پیدا نکند، قابل تشخیص نمیباشد و همچنین برای تشخیص پولیپ نیز لازم است اندازة آن به قدری بزرگ باشد که در HSG خود را بصورت پرشدگی نامنظم حفره رحمی نشان دهد. لذا تشخیص آنها بوسیله HSG با خطای زیادی همراه است و تجربه و قدرت تشخیصی پزشک نیز در تشخیص صحیح ضایعات بیتأثیر نیست.
در این تحقیق حساسیت هیستروسونوگرافی در تشخیص اختلالات داخل رحمی 7/85% و ویژگی 1/98%، ارزش اخباری مثبت 3/92% و ارزش اخباری منفی 2/96% و قدرت تشخیصی آن 5/95% میباشد. همچنین حساسیت هیستروسالپنگوگرافی در تشخیص اختلالات داخل رحمی 4/71% و ویژگی آن 3/92%، ارزش اخباری مثبت آن 3/71% و ارزش اخباری منفی آن 2/92% و قدرت تشخیصی آن 9/87% بود.
در پژوهش Larson حساسیت هیستروسونوگرافی در تشخیص اختلالات داخل رحمی 90% و ویژگی آن 84% و نیز حساسیت هیستروسالپنگوگرافی در تشخیص اختلالات داخل رحمی 81% و ویژگی آن 74% بود(17) و در مطالعه Dinaro حساسیت و ویژگی S/H به ترتیب 7/98% و 1/92% و برای HSG 1/80% و 9/76% ذکر شد (18). Wang حساسیت و ویژگی HSG را به ترتیب 3/80% و 1/70% گزارش کرد(19). Rodigoz حساسیت S/H و HSG را به ترتیب 9/70%، 7/81% و ویژگی آنها را 3/87%، 94%، ارزش اخباری مثبت S/H و HSG را 7/37% در برابر 8/92% و ارزش اخباری منفی آنها را 9/80% در مقابل 100% اعلام نمود(20). در بررسی دیگری حساسیت S/H 5/87%، ویژگی آن 100%، ارزش اخباری مثبت آن 100% و ارزش اخباری منفی آن 6/91% گزارش گردید(21).
در مطالعه Lindhim ارزش اخباری مثبت برای S/H 100% و ارزش اخباری منفی آن 6/91% بود در حالیکه ارزش اخباری مثبت برای HSG 89% و ارزش اخباری منفی آن 2/83% گزارش گردید(22). نتایج مطالعات مختلف نشانگر این است که هیستروسونوگرافی برای تشخیص ضایعات رحمی روش بسیار خوبی است (24، 23، 19، 15، 8، 7، 4).
بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه، هیستروسونوگرافی در تشخیص اختلالات داخل رحمی از حساسیت و ویژگی و نیز قدرت تشخیصی بالاتری نسبت به هیستروسالپنگوگرافی برخوردار است.
لذا هیستروسونوگرافی به عنوان یک روش تشخیصی غیرتهاجمی، آسان، ارزان و مؤثر که به خوبی نیز توسط بیماران تحمل میشود، میتواند به جای هیستروسالپنگوگرافی برای ارزیابی حفره رحمی در زنان نابارور به کار رود و نیز در صورت طبیعیبودن یافتههای هیستروسونوگرافی و یا هیستروسالپنگوگرافی به دلیل ویژگی بالای این دو روش تشخیصی میتوان در ارزیابی اولیه حفره رحمی زنان نابارور از انجام دادن هیستروسکوپی اجتناب نمود. اگر چه هیستروسونوگرافی در بررسی وضعیت لولـهها و لگن نمیتواند جایگزین هیستروسالپنگوگرافی شود. از محدودیتهای عمده این مطالعه، عدم توانایی هیستروسونوگرافی در بررسی وضعیت لولـهها و رحم بوده و نتیجه این مطالعه را فقط برای کسانی که صرف نظر از وضعیت لولـهها به هر دلیل کاندید انجام روشهای کمک باروری (ART) و انتقال جنین (ET) هستند، مثلاً علت مردانه شدید و یا انتقال جنین میتوان استفاده کرد.
از مشکلات این مطالعه عدم توافق تعداد زیادی از بیماران بود و به این دلیل مطالعه نیاز به زمان طولانیتر نسبت به زمانبندی انجام شده داشت. خوشبختانه بیماران در این طرح دچار عارضهای نشدند.
از کلیه پرسنل مرکز نازایی فاطمه الزهرا و سرکار خانم دکـتر اسـماعیلزاده و خـانم دکـتر جـواهـری بـه خاطر همکاری لازم در انجام این طرح و جمعآوری اطلاعات تشکر مینماییم.