هیپرپرولاکتینمی یکی از دلائل شایع آمنوره و ناباروری میباشد(1) که با تغییر در پالسهای گنادوتروپین و اختلال در فیدبک مثبت استروژن روی ترشح هورمون لوتئینی(LH) اثر گذاشته و باعث عدم تخمکگذاری و متعاقب آن، ناباروری میشود(2). افزایش پرولاکتین موجب بروز علائمی مانند آمنوره, اولیگومنوره, نارسائی فاز لوتئال, گالاکتوره و اختلالات فولیکولی میگردد(3). اشکال در متابولیسم پرولاکتین، تومورهای هیپوفیزی مترشحه پرولاکتین ، افزایش ایدئوپاتیک ترشح پرولاکتین و سندرم سلاتورسیکا ممکن است از علل ایجاد هیپرپرولاکتینمی باشد(4). تخمدان پلیکیستیک (PCO) و هیپوتیروئیدیسم اولیه از مواردی هستند که میتوانند به طور ثانویه باعث افزایش پرولاکتین شوند(5). بروموکریپتین یکی از متداولترین و مؤثرترین درمانها برای بیماران مبتلا به هیپرپرولاکتینمی بخصوص موارد میکروآدنوم میباشد. بروموکریپتین معمولاً به شکل خوراکی (به صورت قرص 5/2 میلیگرمی) تجویز میشود. عوارض برموکریپتین, شامل تهوع, سردرد و احساس ضعف، هیپوتانسیون، گیجی, خستگی, احتقان بینی, استفراغ و کرامپ شکمی میباشد. این عوارض در 70% از موارد اتفاق میافتد. ولی بر حسب آستانه تحمل بیمار، در 10% موارد این عوارض باعث عدم ادامه درمان میشود(6). در کمتر از 1% موارد, علائم عصبی روانی مانند هالوسیناسیون رخ میدهد. مصرف بروموکریپتین به طریق واژینال، روشی عالی برای جلوگیری از این عوارض میباشد. در این روش 5/2 میلیگرم قرص برموکریپتین به صورت واژینال، شبها استفاده میشود که باعث برقراری سیلکهای تخمکگذاری و توقف گالاکتوره بدون بروز عوارض میگردد(6). از طرفی به علت حذف مسیر متابولیسمی کبد و جذب کامل دارو، سطح آن برای مدت طولانیتری بالا مانده و نوسانات کمتری خواهد داشت(8،7). مؤثربودن بروموکریپتین واژینال در درمان بیماران مبتلا به هیپرپرولاکتینمی نشان داده شده است(9). احتمال اثر بروموکریپتین واژینال، روی عملکرد اسپرم و تقابل اسپرم و سرویکس مطرح شده است. در یک بررسی، انکوباسیون اسـپرم با برومــــوکریپتین درمحیطin vitro، در غــلظتهای مختلف, اختلالی را در تعداد و حرکت پیشرونده اسپرمها پس از 15،30،60،180 دقیقه نشان نداده است(10). در حالیکه در یک بررسی دیگر، با انکوباسیون نمونههای طبیعی اسپرم با برموکریپتین در رقتهای mM1, 1/0, 01/0 ، نشان داد که محیط حاوی mM1برموکریپتین، باعث کاهش تحرک اسپرم به میزان 31%, کاهش سرعت اسپرم به میزان 24% و کاهش حرکت سریع و پیشرونده اسپرم به میزان 32% میشود(11).
PCT یک روش مناسب برای بررسی عملکرد اسپرم و تقابل اسپرم و موکوس در شرایط in vivo, است. PCT نه تنها تعداد، بلکه قابلیت بقاء و عملکرد اسپرمها را در محیط سرویکس و واژن نیز نشان میدهد(12). یک گزارش موردی ، پس از بررسی نتایج PCT در دو مورد بیمار مبتلا به آمنوره به علت هیپرپرولاکتینمی و تحت درمان با بروموکریپتین واژینال، نشان داد که بروموکریپتین واژینال، اختلالی در تعداد و حرکت و رفتار اسپرم ایجاد نمیکند(8). این نتایج در گزارش دیگری نیز تأیید گردیده است(13). در مورد اثر احتمالی حضور بروموکریپتین بر روی عملکرد اسپرم در محیط واژن و نتایج PCT، بررسیهای معدودی در حد چند گزارش موردی انجام گرفته است که فاقد گروه کنترل بوده و ارزش آماری چندانی ندارد. در این بررسی, اثر بروموکریپتین واژینال روی تعداد و عملکرد اسپرم در نتایج PCT مورد بررسی قرار میگیرد.
این مطالعه یک آزمون بالینی و مقطعی است که فرضیه اثر بروموکریپتین واژینال روی تعداد اسپرم متحرک در نتایج PCT را مورد بررسی قرار میدهد. جمعیت مورد مطالعه از خانمهای 40-20 ساله مراجعهکننده به دو کلینیک خصوصی زنان به علت گالاکتوره، اختلال قاعدگی و ناباروری در طول 6 ماه انتخاب شدند. معیار انتخاب، بالابودن پرولاکتین (مقادیر بیش از ng/ml29 با روش الایزا و تأیید آن با روش RIA ) و نداشتن بیماری زمینهای بود. متغیرهای زمینهای کمی و پیوسته، شامل سن بیماران و طول مدت ناباروری میباشد که در دو گروه بررسی و مقایسه همسان شد. متغیر مستقل مصرف بروموکریپتین واژینال و خوراکی و متغیر وابسته، مدت برقراری سیکلهای اوولاتوری، میزان کاهش پرولاکتین سرم پس از 2 هفته و تعداد اسپرم متحرک در نتایج PCT بود. در بررسی اولیه برای رد ناباروری با علت مردانه، اسپرموگرام در کلیه زوجها انجام شد. متغیرهای مخدوشکننده مانند تومورهای هیپوفیز، نازائی با علت مردانه، هیپوتیروئیدیسم اولیه، سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS)، از مطالعه حذف شدند. افراد تحت بررسی (26 نفر) به صورت تصادفی در دو گروه زیر قرار گرفتند:
1-گروه مطالعه (11 نفر) تحت درمان با بروموکریپتین واژینال (5/2 میلیگرم شبانه) با میانگین سنی 8/2±9/27 سال (طیف سنی 34-24) بودند.
2-گروه کنترل (15 نفر) تحت درمان با بروموکریپتین خوراکی با میانگین سنی 7/2±2/28 سال (طیف سنی 33-24) بودند. پرولاکتین ابتدا با مقدار mg5/2 در روز شروع شد. سپس هر 7-3 روز تا زمان کاهش پرولاکتین برحسب تحمل بیمار مقدار دارو افزایش داده شد تا به mg5 در روز رسید. مدت زمان لازم برای کاهش واضح پرولاکتین (ng/mL20>) و همچنین زمان لازم برای برقراری سیکلهای منظم و اوولاتوری در دو گروه بررسی شد. پس از برقراری سیکلهای منظم و اطمینان از برقراری تخمکگذاری (با اندازهگیری پروژسترون میدلوتئال)،PCT در روز 14-13 سیکل در حضور موکوس مناسب سرویکس، 12-8 ساعت پس از نزدیکی، انجام و تعداد اسپرم متحرک در هر میدان میکروسکوپیHPF (بزرگنمائی 400 میکروسکوپ) شمارش شد. موکوس سرویکس مناسب به صورت اشپین بارکیت 10-8 سانتیمتر، آبکی و زیاد و بدون سلول تعریف گردید که نشاندهنده وقوع احتمالی تخمکگذاری میباشد. در صورت مناسبنبودن موکوس، PCT در سیکل بعد در زمان احتمالی تخمکگذاری در حضور موکوس با شرائط فوق تکرار شد. فاصله زمانی بین مصرف بروموکریپتین و زمان نزدیکی حدود 3-1 ساعت برآورد گردید. همچنین فاصله زمانی بین مصرف بروموکریپتین و تست PCT بین 15-9 ساعت محاسبه شد. نتایج در دو گروه با استفاده از تست Man Whitney U مقایسه و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
متغیرهای زمینهای و نتایج بررسی در جدول شماره 1 آمده است. براساس جدول شماره 1، میانگین پرولاکتین سرم در گروه کنترل ng/mL 17/12±07/58 و در گروه مطالعه ng/mL 08/10±18/60 میباشد که از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود ندارد(05/0P>). همچنین مدت ناباروری در گروه مطالعه (تحت درمان با بروموکریپتین واژینال) 4/1±1/3 سال و در گروه کنترل (تحت درمان با بروموکریپتین خوراکی)، 3/1±8/2 سال بود که اختلاف معنیداری نداشت(05/0P>). زمان لازم برای برقراری سیکلهای منظم و اوولاتوری، در گروه مطالعه پس از مصرف بروموکریپتین واژینال، بین 8-4 هفته(5/1±5/5) و در گروه کنترل، پس از مصرف بروموکریپتین خوراکی 7-4 هفته (06/1±8/5) بود که از نظر آماری تفاوت معنیداری نداشت (05/0P>). 14 روز پس از شروع درمان، پرولاکتین سرم به روش الایزا اندازهگیری شد. در گروه مطالعه، پس از مصرف بروموکریپتین واژینال 75% (6 نفر) کاهش واضح (ng/mL20>) در سطح پرولاکتین نشان دادند. این میزان در گروه کنترل 72% (8 نفر) بود که تفاوت معنیداری نداشت (05/0P>).
28 روز پس از شروع مصرف بروموکریپتین، کلیه بیماران تحت درمان، کاهش واضحی در پرولاکتین سرم از خود نشان دادند. کاهش پرولاکتین سرم تا حد طبیعیشدن در بیماران پیگیری شد. نتایج PCT در گروه مطالعه، پس از مصرف بروموکریپتین واژینال بین 20-11 (7/2±3/15) اسپرم را در هر HPF نشان داد. همچنین نتایج PCT در گروه کنترل و پس از مصرف بروموکریپتین خوراکی، 23-10 (8/2±2/14) اسپرم را در هر HPF نشان داد که از نظر آماری تفاوت معنیداری نداشت(05/0P>).
بروموکریپتین داروی اصلی در درمان هیپرپرولاکتینمی است. این دارو آگونیست دوپامین بوده و با اثر در سطح هیپوفیز باعث مهار آزادسازی پرولاکتین از هیپوفیز قدامی میگردد. کاهش سطح پرولاکتین، منجر به ممانعت از ترشح شیر میشود. پس از مصرف خوراکی 28% بروموکریپتین خوراکی جذب میشود؛ اما به علت متابولیسم دارو در اولین عبور از کبد، تنها 6% از آن در گردش خون (96-90% متصل به آلبومین سرمی) باقی میماند. Katz و همکارانش در بررسی خود، سطح سرمی بروموکریپتین و پرولاکتین را پس از مصرف خوراکی و واژینال مقایسه و نشان دادند 6-2 ساعت پس از مصرف خوراکی بروموکریپتین، سطح پرولاکتین سرم پائینتر و میزان بروموکریپتین سرم بالاتر از گروهی بود که بروموکریپتین واژینال مصرف کردند، در حالیکه، 7 ساعت پس از مصرف خوراکی، سطح بروموکریپتین سرم پائینتر و پرولاکتین سرم بالاتر از گروه مصرفکننده بروموکریپتین از طریق واژینال میباشد. این مطالعه نشان داد که هرچند با مصرف بروموکریپتین واژینال، سطح پرولاکتین دیرتر کاهش مییابد، اما سطح سرمی آن برای مدت طولانیتری پائین میماند(7).
Robago و همکارانش نیز این نتایج را تأیید میکنند(8). مطالعه حاضر نیز مؤثربودن بروموکریپتین واژینال در کاهش پرولاکتین سرم و برقراری قاعدگیهای منظم را مطرح کرده است.
بر طبق مطالعات انجام شده، متوسط طول مدت مورد نیاز برای شروع مجدد دوره قاعدگی 8-6 هفته است (14). Cuellar متوسط زمان لازم برای شروع سیکلهای مرتب را 7/5 هفته ذکر کرده است(13). مطالعه ما نیز نتایج مشابهی را نشان داد. زمان لازم برای برقراری سیکلهای اوولاتوری پس از مصرف بروموکریپتین واژینال و خوراکی مشابه بوده و تفاوت معنیداری ندارد.
PCT تنها تستin vivo است که درآن اسپرم بطور مستقیم در موکوس سرویکس در مرحله پریاوولاتوری بررسی میشود. بر اساس این تست، زمانی نتایج طبیعی است که در HPF ، بین 20-10 اسپرم دیده شود(12). گرچه بعضی منابع، تعداد اسپرم بیشتر از 20 را نشانة طبیعیبودن تست میدانند. این تست نه تنها تعداد، بلکه قابلیت زندگی و رفتار اسپرمها را نشان میدهد. بنابراین فاکتورهای مؤثر در تقابل اسپرم و تخمک میتوانند روی نتایج این تست تأثیر بگذارند. این فرضیه که بروموکریپتین به عنوان دارو و عامل موضعی، میتواند روی عملکرد اسپرمها اثر کند، در چند گزارش موردی مطرح شده است(7،15). Ricci و هـمـکـارانش، دو مـورد هـیپرپرولاکتینمی را گـزارش کردند که به علت عــدم تـــحـمـل درمـان خـوراکـی، تـحـت درمان با بروموکریپتین واژینال قرار گرفتند. دارو بخوبی تحمل شــد وپرولاکتین سریعاً کاهش یافت. نتایج PCT در این دو بیمار مختل نگردید و یکی از بیماران پس از 12 ماه حامله شد(15).
Chenette و همکارانش نیز با انجام PCT در دو بیمار مبتلا به هیپرپرولاکتینمی به نتایج مشابهی در بررسی in vitro و in vivo دست یافتند(11). جالب توجه آنکه Scommegna و همکاران نشان دادند که بروموکریپتین با کاهش اثر مهاری ماکروفاژ، روی حرکت اسپرم، دارای اثرات مثبتی روی عملکرد اسپرم است(16). نتایج این آزمون بالینی، این فرضیه را مطرح میکند که بروموکریپتین واژینال روی عملکرد و تقابل اسپرم و موکوس سرویکس، اثر منفی نداشته و میتواند در درمان بیماران مبتلا به هیپرپرولاکتینمی بدون اختلال در باروری، به عنوان اولین قدم درمانی در نظر گرفته شود.
در هر صورت برای اظهار نظر دقیقتر و اثبات این فرضیه، مطالعات وسیعتر در جمعیتهای بزرگتر پیشنهاد میشود. علاوه بر این اثر نهایی مصرف بروموکریپتین واژینال بر روی نتایج حاملگی از موضوعاتی است که در مراحل بعدی باید مورد بررسی قرار گیرد.
در انتها از جناب آقای دکتر موسوی که در قسمت آنالیز نتایج مرا یاری نمودند تشکر مینمایم. همچنین از کلیه افرادی که در جمعآوری اطلاعات و سایر مراحل این مطالعه ما را یاری دادهاند، سپاسگزاری میکنم.