در سالهای اخیر، کاربرد درمان تکمیلی از جمله ماساژ در واحدهای درمانی افزایش یافته است(1). ماساژ بعنوان شکلی سیستماتیک از لمس بافتهای نرم بدن به وسیله دستها به منظور اهداف درمانی همانند برطرف کردن درد، افزایش راحتی و آسایش بیماران تعریف شده است(2). پرستاران تمام واحدهای بهداشتی و درمانی اغلب درصدد یافتن راههای کمک به بیماران به منظور کنترل درد و استرس ناشی از بیماریها و جراحی میباشند و لمس درمانی (ماساژ) به بیماران برای تطابق با بیماری و کاهش اضطراب کمک میکند(3). تولد بچه تجربهای استرسزاست و پیشرفت زایمان با درد، خستگی، ترس و کجخلقی همراه است. درد زایمان شدید است و به سرعت افزایش مییابد و به دلیل وجود هیجانات، برطرفنمودن آن مشکل است(4).
به منظور تسکین درد میتوان از مسکنهای مختلف استفاده کرد، که البته به تنهایی در برطرفنمودن درد مؤثر نمیباشند. علاوه برمسکنها، رفتارهای خودآرامسازی و مداخلات پرستاری، راههای دیگری برای کمکردن درد زایمان میباشند.
ماساژ یک تکنیک قدیمی است و بطور وسیعی در هنگام زایمان استفاده میشود. ماساژ از طریق مسدودنمودن ایمپالسها به مغز و یا آرامشدن موضعی توسط اندروفینها باعث کاهش درد میشود(5).
تحقیقات زیادی در زمینه تأثیر و یا عدم تأثیر ماساژ صورت گرفته است که مواردی مثل ایجاد انسداد عضلانی و کاهش نیاز به مسکن و خوابآور، کاهش اضطراب، برطرفشدن استرسهای روحی، کاهش خستگی و افزایش ترشح اندروفینها از آن جملهاند (8-6، 1). Chand و همکاران (2001) نشان دادند که ماساژ در طول دوره زایمان درد را برطرف و حمایت روانی ایجاد میکند و با ایجاد حمایت روانی موجب کاهش میزان اضطراب میشود(9).
Failed و دیگران (1997) در طی تحقیق خود نشان دادند که مادرانی که در طی زایمان 20 دقیقه ماساژ دریافت نمودهاند درد و اضطراب زمان زایمانشان کمتر شده است(10).
در این تحقیق فرض بر این بوده است که ماساژ باعث ایجاد آرامش عضلانی میشود و آرامش عضلانی باعث کاهش اضطراب و درد بیمار میگردد. با توجه به مطالب فوق برآن شدیم تا تأثیر ماساژ را بر میزان درد و اضطراب در زنان نخستزا بررسی کرده، تا با استفاده از کاربرد نتایج این تحقیق، پرستاران در هنگام زایمان بتوانند درد و رنج بیمار را کاهش دهند.
مطالعه حاضر یک مطالعه تجربی است که در آن 83 زن نخستزا که در نیمه دوم سال1380 برای زایمان به زایشگاه بیمارستان آیتا... کاشانی جیرفت مراجعه کرده بودند، با شیوه نمونهگیری تصادفی آسان بعنوان نمونه انتخاب شدند.
مشخصات واحدهای پژوهش عبارت بودنداز: 1- سن حاملگی بین37 تا 42 هفتگی باشد.
2- وضعیت جنین طبیعی و تاریخ احتمالی زایمان (EDC) مشخص باشد.
3- دیلاتاسیون گردن رحم بیش از 4 سانتیمتر نباشد.
23 نفر از این زنان که به علت وجود اندیکاسیونهای سزارین، طولانیشدن زمان زایمان و زجر جنینی با مشخصات واحدهای پژوهش همخوانی نداشتند، از مطالعه حذف شدند. در نهایت 60 آزمودنی در این بررسی شرکت کردند. آنها به دو گروه آزمون (30=n) و گروه کنترل (30=n) تقسیم شدند. هدف پژوهش برای افرادی که در گروه آزمون بودند توضیح داده شد و رضایت آنها برای شرکت در این مطالعه جلب و سپس پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک تکمیل گردید.
برنامه ماساژ در هر 3 مرحله زایمان توسط پرستار بالینی که از قبل توسط پژوهشگر آموزش دیده بود انجام شد. از خانمها خواسته شد در مرحله اول (زمانیکه سرویکس به اندازه 4-3 سانتیمتر دیلاته شده است) چشمها را بسته و دو تنفس عمیق انجام دهند و بر ماساژ تمرکز کنند. ماساژ حدود 30 دقیقه ادامه یافت و شامل ماساژ قسمت پایین شکم، فشار بر ناحیه خاجی ، ماساژ شانه و ناحیه پشت بود. همچنین برای فازهایی که گردن 7-5 و 10-8 سانتیمتر دیلاته شده بود نیز 30 دقیقه ماساژ انجام و بعد از انجام هر ماساژ میزان درد و اضطراب ارزیابی شد. برای گروه کنترل ماساژ انجام نشد (روند طبیعی خود را طی کردند)، اما 30 دقیقه همراهی پژوهشگر و صحبتهای معمولی را هر سه مرحله دریافت نمودند.
از مقیاس درجه پاسخ به شدت درد (PBI) برای سنجش میزان درد استفاده شد که در سال 1985روایی وپایایی این ابزار توسط Bonnel,Bourcuf سنجیده شده بود(11). برای بررسی اضطراب از مقیاس بصری ـ عددی (VASA) استفاده گردید(12). اطلاعات جمعآوری شده پس از نمادگذاری و ورود به نرم افزار SPSS، مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. آزمون آماری مورد استفاده آزمون T-Paired بود. سطح معنیداری آزمونها در جدول شماره 2 مشخص شده است.
نتایج متغیرهای دموگرافیک حاصل از این پژوهش در جدول شماره 1 آورده شده است.
نمرة میزان درد و اضطراب در فاز سوم زایمان به حداکثر رسید (جدول 2). میانگین، انحراف معیار، اختلاف میانگین و ارزیابیهای نمرة شدت درد و اضطراب در فاز سوم برای هر دو گروه در جدول شماره 2 نشان داده شده است. شدت درد و اضطراب در هر دو گروه با پیشرفت زایمان افزایش ثابتی نشان داد. نمرات PBI بطور معنیداری در گروه آزمون (17/2، 73/1، 73/0) نسبت به گروه کنترل (87/2، 17/2، 3/1) در فاز1، 2 و3 زایمان پایینتر بود.
(در فاز 1، 000/0=P، در فاز 2، 002/0=P و در فاز 3، 000/0=P).
میانگینهای VASA در گروه کنترل و آزمون با هم مقایسه شدند. نتایج نشان داد که اختلاف بین میانگین فقط در فاز اول زایمان در هر دو گروه، معنیدار بود (04/0P<).
ارزیابیهای دقیق علمی این نکته را تأیید کردهاند که ماساژ یک روش حمایت کننده، ساده، مؤثر، آرامبخش و بیخطر برای زنان در هنگام زایمان است.
Chand,Chen (2001) پیشنهاد کردند که در زایشگاهها استفاده از لمس درمانی مانند ماساژ شکم، فشار بر روی ناحیه خاجی و ماساژ شانه و پشت به زنان کمک میکند که حس تمامیت بدن خود را حفظ نمایند و توانایی سازگاری آنها را با زایمان افزایش میدهد(9). نتایج حاصل از این مشاهده نشان داد که ماساژ، مشاهده رفتار درد را در طول 3 مرحله زایمانی کاهش می دهد و همچنین به کمکردن اضطراب در طول فاز نهفته کمک میکند.
Taylor, Filed(1997) مشخص نمودند که ماساژ در طول زایمان برای زنان حمایت روانی فراهم میآورد. لمس صحیح و در زمان مناسب به زنان کمک میکند که بر بدنشان احساس کنترل داشته باشند و حس تمامیت بدن را حفظ نمایند. یافتههای این مطالعه با یافتههای حاصل از مطالعه Filed, Chen در زمینه اهمیت ماساژ بر کاهش درد و اضطراب مطابقت دارد. اما با یافتههای حاصل از مطالعهHolroyd, Yin-King (1997) متفاوت است(9،10،13). شاید این اختلاف مربوط به زمینههای فرهنگی، اخلاقی و مذاهب حاکم بر شرایط تحقیق باشد. تئوری کنترل دروازهای میتواند تأثیر ماساژ استفاده شده در این مطالعه را توضیح دهد. به این صورت که ماساژ فیبرهای عصبی قطور را فعال میکند و باعث بستهشدن دروازه میشود که از این طریق مانع انتقال درد شود(14). احتمال دیگر این است که ماساژ ممکن است سطح اندروفینها را افزایش دهد و از این طریق باعث کاهش درد شود(14). براساس بررسیهای ذهنی زنان، این مطالعه ماساژ را به عنوان برطرفکنندة درد و حمایتکنندة روانی معرفی میکند.
نتیجه اینکه ماساژ بر عکسالعمل زنان نسبت به درد تأثیر میگذارد و باعث میشود که نگرانی آنها کمتر شده و بیشتر احساس امنیت، راحتی و رضایتمندی در هنگام زایمان داشته باشد. همچنین ماساژ باعث برقراری ارتباط بین پرستار و زنان در هنگام زایمان میشود و به عنوان یک مداخله روانی در حین زایمان عمل میکند.
در پایان از زحمات بیدریغ جناب آقای نیکیان که در امر مشاوره آماری این مطالعه ما را یاری نمودند کمال تشکر و قدردانی را داریم.