انسان در محیط زندگی وشغل خود با عواملی تماس دارد که میتواند عملکرد دستگاه تولیدمثل را به خطر اندازد. دستگاه تولید مثل مردان به دلیل تقسیم سریع سلولهای اسپرماتوگونی نسبت به بسیاری از مواد شیمیایی و عوامل فیزیکی که در اثر فعالیتهای کشاورزی و صنعتی تولید میشود بسیار حساس است(2،1). چنین عواملی به طور شایع در برخی فعالیتهای شغلی و در محیط عمومی وجود دارند. گسترش جهانی استفاده از چنین مواد شیمیایی و پتانسیل نشت آنها به محیط، خطر عمدهای برای باروری مردان محسوب میشود. اثرات عوامل محیطی روی کارآیی تولیدمثل مردان از 30 سال قبل همزمان با تماس سازندگان حشره کشها و کشاورزان با جوندهکش 1 ، 2- دی بروموکلروپروپان (DBCP ) و آسیب دیدن شدید اسپرماتوژنز و ناباروری، مشخصگردید (4،3). بر اساس برخی مطالعات ظرف 50 سال اخیر تعداد متوسط اسپرم در مردان کاهشیافته است که سموم زیست محیطی و بهخصوص مواد شیمیایی را عامل اصلی آن میدانند (5).
سموم شغلی به طور مستقیم با آسیب سلولهای بیضه یا غیرمستقیم با اختلال در تنظیم هورمونی اسپرماتوژنز، در تولید اسپرم ایجاد اختلال میکند. این اختلالات به صورت کاهش تولید اسپرم، ایجاد اسپرمهای ناقص و اختلال در تولید آندروژن بروزمیکند(6).
روشهای غیرتهاجمی برای ارزیابی باروری مردان شامل آنالیز مایع منی، اندازهگیری سطح سرمی هورمونهای تولید مثلی وارزیابی موفقیت قبلی فرد در بچه دار شدن میباشد (6). آنالیز مایع منی اگرچه نشاندهندة قدرت باروری مرد نیست؛ ولی میتوان بهاین وسیله فعالیت تولید مثلی او را ارزیابی و ارتباط بین مواجهه و عوامل محیطی و باروری را بررسی کرد. بسته به زمان و مکان مواجهه اثرات متفاوتی به صورت آزواسپرمی، اولیگواسپرمی، آستنواسپرمی و تـــراتــواسپـــرمــی همــــراه بــا کـاهـــش بـارروی دیده میشود(7).
تغییر در تعداد یا کیفیت اسپرم در برخی از مواجهات شغلی ثابت شده است. این مواجهات شامل آفت کشها (دی برموکلرو پروپان، 2و 4 دی کلروفنوکسی استیک اسید، کلردکون، کارباریل (9و8)، اشعه (اشعه یونیزان و میکروویو) (10)، گرما (صنعت سرامیک، جوشکاران، رانندگان) ( 13-11)، فلزات (سرب ، جیوه) (14)، اترهای اتیلن گلیکول (2- متوکسی اتانول، 2- اتوکسی اتانول)(15) ؛ استروژن ها (OCP) وغیره (تری نیتروتولوئن) (16) میباشند. امروزه آگاهی از خطرات بالقوه عوامل ژنتیکی، شیمیایی، محیطی و فیزیکی روی ناباروری مردان افزایش یافته(20) و ناباروری ناشی ازاین عوامل نگرانی زیادی ایجاد کرده است. ناباروری باعث مشکلات فردی و اجتماعی و استرس روحی روانی میگردد. از آنجا که بسته به نوع و شدت مواجهه اگر فرد از مواجهه دور شود آسیب اسپرماتوژنز ممکن است برگشت پذیرباشد (1)؛ بنابراین پیشگیری از عوارض شغلی روی سیستم باروری اهمیت پیدا میکند و در ردة اولویت های بهداشت عمومی قرار میگیرد پس گرفتن تاریخچه شغلی جز مهمی در ارزیابی ناباروری مردان محسوب میشود. بویژه لازم است در مورد زوجهایی که خواستار درمانهای پزشکی هستند به مشاغل و مواجهات افراد توجه نمود. چون حداقل میتوان موارد شغلی را از ایدیوپاتیک جدا کرد و پس از رد نمودن عوامل شغلی، بیماران را در گروه ایدیوپاتیک یا ناشناخته قرار داد. با توجه به اینکه در مراحل اولیه، اختلال اسپرماتوژنز برگشت پذیر میباشد؛ لذا، باید قبل از انجام هرگونه اقدام تهاجمی با تغییر در این علل و عوامل، وضعیت و مواجهه شغلی را مورد توجه و بررسی قرار داده و از برخی موارد غیرضروری جراحی و درمانهای طبی گران قیمت و مشکلات خانوادگی جلوگیری کرد. در مواردی از بیمار خواستهمیشود تا از مواجهه با عامل خطر خودداریکند یا شغلش را عوض کند، بویژه در مردان نابارور که ممکن است با عدم مواجهه بارور شوند. بنابراین جهت یافتن مردانی که مواجهات شغلی در آنها میتواند باعث اختلال اسپرم ودر نهایت ناباروری شود مطالعهای طراحی گردید که هدف آن تعیین فراوانی مشاغل و مواجهات شغلی مردان دارای اختلال ایدیوپاتیک اسپرم با عوامل شناخته شده موثر بر اسپرم درمردان نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان و ناباروری پژوهشکده رویان بود.
این مطالعه از نوع مقطعی و جمعیت مورد مطالعه 500نفر از 1550 مردی بودند که از فروردین سال 78 لغایت اسفند سال 81 به مرکز درمان ناباروری پژوهشکده رویان مراجعه کرده بودند و دلیل مشخصی برای اختلال کیفیت منی نداشتند.روش نمونه گیری متوالی و غیر تصادفی بود. بدین ترتیب با مراجعه به پروندة بیماران و بررسی تاریخچة پزشکی، جراحی و تولید مثلی، بیماریهای اخیر، داروهای مورد مصرف، معاینه بالینی و جدیدترین آزمایش منی و سطح سرمی هورمونها و بیوپسی بیضه ( در آزواسپرمی و در بعضی موارد اولگیواسپرمی شدید)، کاریوتیپ، AZF (فقط درموارد آزواسپرمی) مردان با اختلال کیفیت منی بدون دلیل مشخص (یا ایدیوپاتیک) انتخاب شدند. شرط ورود بیماران به مطالعه موارد زیر بود:
1- طول مدت ناباروری آنها حداقل یکسال باشد؛
2- در تـاریخچه، عواملی که احتمالاً روی کیفیت منی اثر بگذارد مثل سابقة مصرف داروهای خاص شناخته شده موثر بر اسپرم، بیماری تبدار اخیر، ارکیت اریونی، سابقة جراحی روی بیضه، جراحی واریکوسل، وازکتومی، بیضه نـزول نیـافتـه و تـومـور بیضـه، وجود نداشته باشد؛
3- در معاینه بالینی هیچگونه آنومالی شامل واریکوسل، عدم لمس وازدفران و وجود توده مشخص نشده باشد؛
4- حداقل 2 اسپرموگرام (با فاصله) غیر طبیعی داشته باشند؛
5- پاراکلینیک بیماران فقدان اختلالات هورمونی مثل هیپوگنادیسم، تومور هیپوفیز باشد؛
6- در بیوپسی بیضه بیماران مبتلا به آزواسپرمی و اولیگواسپرمی شدید، علایمی به نفع انسداد لولهها و یا سنـدرمهـایـی چــون سنـدرم سلــول سـرتـولـی تنهـا وجود نداشته باشد؛
7- در بیماران مبتلا به آزواسپرمی و اولیگواسپرمی شدید کاریوتیپ طبیعی(XY46) بوده و AZF نیز طبیعی و فاقد حذف نواحی از کروموزوم y باشد.
بنابراین مردانی که دلیلی واضح برای اختلال کیفیت منی داشتند ویا افرادی که دارای اسپرموگرام طبیعی بودند از مطالعه خارج شدند. به منظور این بررسی، پرسشنامهای طراحی و اطلاعاتی در مورد سن، محل سکونت فرد (شهر، روستا)، نوع باروری، استعمال سیگار، تریاک، الکل، پارامترهای اسپرم شامل تعداد، حرکت و درجات آن، شکل اسپرم و انواع اشکال، مقادیر هورمونهای LH، FSH، تستوسترون، شغل فعلی و گذشتة فرد ، مدت اشتغال و ساعت کار روزانه و مواجهه با آفت کشها، انواع حلالها ، گرما و سایر خطرات محیطی ثبت گردید. درمواردیکه پروندهها ازنظر شغلی حاوی اطلاعات کامل و دقیقی نبودند طی تماس تلفنی با فرد در مورد شغل و مواجهه فرد (مواجهه بهمدت حداقل سه ماه ) اطلاعات لازم کسب و پرسشنامه تکمیل شد. افراد بر اساس شغل و همچنین نوع مواجهه به شرح ذیل گروهبندی شدند:
1- بدون مواجهه: در محیط کار با عوامل شناخته شده موثر بر اسپرم تماس نداشتند.
2- دارای مواجهه: با عوامل شناخته زیر تماس داشتند:
الف) آفت کشها: تماس با هریک از انواع قارچ کشها، جونده کشها، علف کشها، حشره کشها وغیره؛
ب) حلالها: تماس با رنگ، جلادهنده، درزگیر، تینر، جوهر، چربی زدا و انواع حلالها در صنایع مختلف؛
ج) گرما: تماس با اشعه تابشی یا نشستن طولانی در وسیله نقلیة موتوری بیش از 3 ساعت در روز؛
د) مخلوط: تماس افراد با انواعی از مواجهات بالا یا تماسهای دیگری مثل فلزات سنگین یا اشعه رادار و یونیزان (6)
آنالیزمنی: فرد، نمونة منی را پس از 3 روز اجتناب از نزدیکی در آزمـایشگـاه مـرکـز رویـان از طریق استمناء یا مقاربت تهیه کرده پس از آن نمونه طبق معیارهای سازمان بهداشت جهانی(WHO) بررسی گردید(21).
درصورتیکـه سیمن فاقـد اسپرم باشد فرد آزواسپرم و در صـورتـیـکـه تــرکیبـی از حــالات ذکــر شــده در راهنمـایسازمـانبهداشتجهـانی(WHO) بـاشـد دچـار اولیگـوآستـنــواسپــرمــیو اولیگـوآستنوتراتواسپرمی میباشد. با استفاده از نرم افزار SPSS پس از وارد کـردن دادههـا بـه کامپیوتـر، جـداول توزیع فـراوانـی و شاخصهای آماری توصیفی مانند میانگین، انحراف معیار وفراوانی برای پارامترهای مختلف اسپرم در کل افراد و گروه دارای مواجهه وبدون مواجهه محاسبه و جهت مقایسه گروههای مختلف دارای مواجهه و بدونمواجهه وانواع پارامترها و اختلالات اسپرمی از تست χ2 استفاده شد.
از کـل 1550 پـروندهای کـه مـورد بـررسـی قرار گرفت 500 مرد دچار اختلال اسپرماتوژنز بدون علت بودند. میانگین سن افراد مورد مطالعه20/6 12/34 سال بود که در گروه بدون مواجهه 3/64/34 سال و در گروه دارای مواجهه 7/52/33 سال بود. 44 نفر(8/8%) در روستا و456 نفر(2/91%) در شهر زندگی میکردند. 166نفر (3/33%) سیگاری بـودند کـه میانگین مصـرف روزانه آنها 12/6 85/11 نــخ با میانگین مدت مصرف 4/74/10 ســـــال بـود. 29 نفــر(8/5%) تریاک و 42 نفر (4/8%) مشروبات الکلی استفاده میکردند.
نـفـر (6%) نـابـاروری ثـانـویـه داشتنـد. میـانگیـن طـول نـابـاروری در گـروه بـدون مـواجهه 5 3/7 سال و در گــروههــای دارای مـواجهــه 7 3/5 سـال بــود کــه مشـخصـات عمـومــی در هـر یـک از گـروههـای دارای مـواجهه درجدول 1 ذکر شده است. از 500 مرد، 48 نفر (6/9%) مبــتــلا به آزواسپــرمــی، 444 نــفــر(2/98%) آستنـواسپـرمی،343 نـفـر (76%) تـراتـواسپـرمـی، 140 نـفــر (31%) اولـیـگــواسـپـرمــی، 138 نـفـــر(5/30%) اولـیـگـــوآسـتـنـــواسـپــرمــی، 121 نــفــــر(8/26%) اولیگـوآستنـوتـراتـواسپـرمـی بـودنـد (جدولشمارة 2).
میـانگیـن تعــداد اسپــرم 1/52 106 7/53 اسپـرم در میـلــیلیـتــر، مـیــانــگیـــن تـعــداد کــــل اسپــــرم 151106×8/140، میانگیـن درصد اسپرمهــای متحـرک 8/122/32و میـانگیـن اسپـرمهــای بـا شکـل طبیعــی 2/81/15% بود. پـارامتـرهـایاسپـرمدرگـروههـایدارایمـواجهـهوبدون مـواجهـهنیـزمحاسبـهشـد(جدول شمارة3).
از مجموع 500 نفر، 164 نفر(8/32%)از آنها با عوامل شناخته شده موثر بر اسپرم مواجهه داشتند که در گروه آفـتکشهـا 36 نفـر (22%)، در گـروه حـلالهـا 46 نفر (28%)، در گروه گـرمـا 56 نفـر (1/34%) و در گروه مخلوط 26نفر (9/15%) تقسیمبندی شدند. همچنین میانگین سالهای مواجهه و ساعت کار روزانه در هر گروه نیز بدست آمد (جدولشمارة 4).
در این مطالعه توصیفی فراوانی مواجهات شغلی مردانی که اختلال ایدیوپاتیک اسپرم ( ناشناخته ) داشتند وهمچنین انواع اختلالات اسپرمی آنها بررسی شد. این بررسی مواجهه شغلی در مردانی انجام شد که جهت درمان ناباروری مراجعه کرده بودند. بنابراین نتایج آن باید با احتیاط تفسیر شود. حدود مردان در این مطالعه در محیط شغلی خود با عوامل شناخته شده موثر بر اسپرم تماس داشتند که به نحوی میتواند با ناباروری آنها ارتباط داشته باشد؛ اما شیوع و نوع مواجهه بسته به محل جغرافیایی، (منطقه کشاورزی یا صنعتی) متفاوت است.94% مردان ناباروری اولیه داشتند. در تفسیر این میزان میتوان گفت ممکن است آنها بیشتر از افرادی که قبلاً بچهدار شدهاند خواستار درمان ناباروری باشند. همچنین درصد ناباروری اولیه در گروهی که با گرما مواجهه داشتند بالاتر از سایر گروهها بود که میتواند به دلیل اثرات مضر گرما بر اسپرماتوژنز باشد. از طرفی درصد ناباروری ثانویه درگروه مخلوط (مخلوطی از مواجهات) بیشتر از سایر گروهها بود. اما به دلیل حجم نمونة کم افراد نمیتوان نتیجة مشخصی از این نتایج گرفت. یکی از منابع خطا دراین مطالعه، در مرحله گروهبندی افراد بر حسب مواجهه بود. به دلیل اینکه نوع مواجهه بر اساس پرونده پزشکی بیمار و طی تماس تلفنی مشخص شد، بنابراین ارزیابی مواجهه، کیفی میباشد. از آنجا که فرد با ترکیبات متفاوتی در هر گروه مواجهه دارد وشرایط مواجهه بین افراد فرق میکند (از نظر شدت وتکرار) بنابراین ارزیابی بیولوژیکی مواجهه، شاخص دقیقتری است؛ اما به دلیل هزینه زیاد وتعدد مواد شیمیایی که فرد با آنها تماس دارد به کار بردن این روش محدود میشود. مطالعات متعدد نشان دادهاند استفاده از پرسشنامه نیز میتواند برآورد خوبی از مواجهه باشد (23). منبع دیگر خطا در این مطالعه در تعیین ایدیوپاتیک بودن اختلال اسپرم در مردان بود. در مطالعة حاضر، افرادی ایدیوپاتیک در نظر گرفته شدند که مراحل وآزمایشات تکمیلی فعلی جهت تشخیص علت اختلال اسپرم انجام شده بود؛ در حالیکه با پیشرفت علم و پیدایش راههای تشخیصی بیشتر، ممکن است برای برخی از آنها مشکلات ژنتیکی مطرح شود؛ در صورتیکه در حال حاضر در دستة ایدیوپاتیک قرار میگیرند. از طرفی ممکن است در آینده تاثیر عوامل شیمیایی وفیزیکی دیگری مثل EMF و ارتعاش و غیره، روی دستگاه تولید مثل ثابت شود؛ در صورتیکه در مطالعه حاضر این عوامل را در نظر نگرفته وآنها را در گروه بدون مواجهه قرار دادیم . به طوری که در بررسی اثر ارتعاش روی اسپرماتوژنز در مشاغل رانندگان، معدنچیان، لکوموتیورانان و غیره ، افزایش شیوع اولیگواسپرمی و آزواسپرمی وکاهش حجم منی و درصد اسپرمهای با شکل طبیعی مشاهده شد(24). همچنین فراوانی ودرصد عادات افراد مثل سیگار کشیدن، استعمال الکل واعتیاد به تریاک در گروه افرادی که بدون مواجهه بودند بیشتر از گروه دارای مواجهه بود؛ لذا نمیتوان اختلالات اسپرمی افراد دارای مواجهه را به این عوامل نسبت داد.
این مطالعه نشان داد حدود33% افرادی که اختلال اسپرم ایدیوپاتیک داشتند و خواهان درمان ناباروری بودند با عوامل شغلی شناخته شده موثر بر اسپرم مواجهه داشتند؛ که فراوانی نوع مواجهه در گروه گرما وسپس حلالها بیشتر بود وانواع اختلالات اسپرمی به ویژه اولیگواسپرمی واولیگوآستنواسپرمی در گروهی که با عوامل شناخته شدة موثر بر اسپرم مواجهه داشتند نسبت به گروه بدون مواجهه فراوانی بیشتری داشت. این اختلالات در زیرگروه مخلوط فراوانتر بود (به جز تراتواسپرمی که در گروه گرما بیشتر بود)،(جدول شمارة 2). در طبقه مخلوط، اکثرنمونهها جوشکار بودند. جوشکاری جزء مشاغلی است که مواجهه پیچیدهای داشته و بسته به نوع جوشکاری با انواع فلزات منگنز، نیکل، کروم 6 ظرفیتی، گرما و EMF تماس دارد. مشاهده شده است که احتمال بچهدار شدن با هر سال جوشکاری کم می شود (12). با اندازه گیری کروم خون و ادرار جوشکاران مشاهده شد پارامترهای منی با سطح کروم ارتباطی ندارد(25). درجه حرارت محیط در اتاق جوشکاری میباشد و دمای پوست کشاله ران در آنها بطور متوسط تا افزایش مییابد. چنین مواجههای بهطورمتوسط 5 ساعت در روز درصد اسپرمهای با شکل طبیعی را بویژه پس از 6 هفته کاهش میدهد (27 ، 26). همچنین جوشکاران بهطور قابل توجهی درصد بالاتری از بیماران باکاهش حرکت اسپرم را شامل میشدند (28).
از اختلالات اسپرمی تنها تراتواسپرمی در افرادی که درتماس با گرما بودند فراوانی بیشتری داشت. اکثر افرادیکه با گرما تماس داشتند، راننده بودند. رانندگان در مقایسه با سایرگروههای شغلی تعداد اسپرم پایینتری داشته و خطر وجود اسپرم غیرطبیعی در آنها بالاتر است. در این افراد وضعیت نشستن در هنگام رانندگی را عامل افزایش درجه حرارت اسکروتوم و تغییرات اسپرم میدانند(30 ، 29). تولید فعال اسپرم نیاز به حرارتی پایین تر از درجه حرارت طبیعی بدن دارد؛ در حالیکه دمای اسکروتوم پس از 2 ساعت رانندگی بالا میرود (27). از طرفی دمای اسکروتوم با دمای بیضه ارتباط تنگاتنگی دارد(31). گرما اسپرماتوژنز را مختل نموده وتعداد اسپرم و درصد اسپرمهای متحرک و اشکال طبیعی اسپرم را کاهش میدهد (32).در مقایسه افراد دارای اختلال اولیگوآستنواسپرمی ایدیوپاتیک با افرادی که اسپرم طبیعی و اختلال اسپرم با دلیل واضح دارند، در گروه ایدیوپاتیک به طور قابل توجهی استرس گرمایی ناحیه تناسلی (بر اساس عوامل متعددی که باعث افزایش درجه حرارت بیضه می شوند) بالاتر بود. نشستن طولانی در وسیله نقلیه، تنها فاکتوری بود که نمره آن در این گروه در مقایسه با سایر افراد به طور قابل توجهی بالاتر بود(33).میانگین پارامترهای منی مثل تعداد، حرکت و مورفولوژی طبیعی در گروههای مواجهه نسبت به غیرمواجهه کمتر بود. مطالعات متعددی اثر عواملی مثل حلالهای آلی وآفت کشها بر اسپرم نشان دادهاند (34).نقاشان در مقایسه با گروه کنترل ، نقاشان 3 برابر بیشتر احتمال اولیگواسپرمی دارند (35) و کارگران پلاستیک سازی که با استیرن مواجهه دارند اسپرم غیرطبیعی بیشتری داشتند (36).در مطالعه ما نیز 28% افراد در گروه مواجهه با انواع حلالها تماس داشتند.در ارزیابی خطرات شغلی و اثر آن بر ناباروری مردان، این اثرات در کشاورزان بیش از حد انتظار و شمارش اسپرم در آنها بطور قابل توجهی پایینتر بود(37). شیوع مردان کشاورز در افرادیکه اختلال اسپرم داشتند بهطور قابل توجهی بالاتر بود (38).در بررسی ارتباط کیفیت منی وفاکتورهای شغلی مشاهده شد گروه کشاورزان ، تعداد اسپرم و حرکت کمتری داشته و درصد اسپرمهای با شکل tapering head به طور قابل توجهی در آنها بیشتر بود(39). در مطالعه حاضر نیز 22% افراد در گروه مواجهه با انواع آفت کشها تماس داشتند. اما به دلیل حجم نمونه کم افراد در گروههای مختلف مواجهه، مقایسه مقدور نبود. ولی فراوانی انواع اختلالات اسپرمی در گروه دارای مواجهه بیشتر و همچنین میانگین پارامترهای اسپرموگرام درگروه دارای مواجهه پایینتر بود. در گروه شغلی بیشترین درصد افراد (8/34) کارمند اداری (استاد دانشگاه، معلم، مهندس و کارمند اداری) بودند. این افراد مواجهه خاصی نداشتند؛ ولی کار با کامپیوتر و تماس با امواج الکترومغناطیسی (EMF) در این مطالعه بررسی نشد. در نروژ مردانی که با EMF تماس داشتند بیشتر در مشاغل جوشکاری، آشپزی و مهندسی بودند و در آنها کاهش کیفیت منی گزارش شد(5). در مطالعهای که فاکتورهای خطر مرتبط با ناباروری ایدیوپاتیک را بررسی کرده است تکنسینهای مهندسی بهدلیل مواجهه با EMF بالاترین خطر ابتلاء به ناباروری با علت نامشخص را داشتند (40). 8/3% افرادپرسنل نظامی بودند که یک نفر از آنها با امواج رادار تماس داشت. در مطالعـه ریسک فـاکتورهـای مـردان نـابارور گروههـای شغلی مثل پزشکان، مهندسین، معلم، استاد دانشگاه، پلیس و نیروی نظامی میزان استرس بیشتر از حد انتظار دیده شدند و مدیران و کارکنان ارشد میزان ابتلاء بالاتر به ناباروری با علت نامشخص داشتند (37و2). میتوان گفت در این افراد به علت استرس روانی ناشی از نوع مسئولیتهای شغلی فراوانی میزان شیوع ناباروری بیشتری دارند(5). استرس روانی سطح تستوسترون را کاهش داده بنابراین باعث اختلال در اسپرماتوژنز میگردد؛ اما نمیتوان استرس را بهعنوان فاکتور عمده موثر بر کیفیت اسپرم در نظر گرفت (40). در مطالعهای دیگر توزیع فراوانی شغل مردان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری اصفهان بررسی شد. در این مطالعه بیشترین مواجهات افراد با سموم آفات نباتی، حشرهکشها ،سرب، دود جوشکاری، حرارت وخطوط برق فشار قوی گزارش گردید. بنظر میرسد مشاغلی مانند رانندگی، کشاورزی ،تعمیرات (جوشکاری و...)در مردان نابارور شیوع بیشتری از مردان جامعه داشته باشد(4).
در مطالعه ما حدود33% مردان ناباروری که اختلال ایدیوپاتیک اسپرم داشتند وخواهان درمان ناباروری بودند تماس شغلی با عوامل شناخته شده موثر بر اسپرم داشتند.درحالیکه میباید قبل از قراردادن آنها در گروه ایدیوپاتیک موارد شغلی را رد کرد و با توجه به هزینههای بالای درمان ناباروری و فشارهای اجتماعی و روحی روانی برای این زوجها، دقت و تاکید بیشتری بر پیشگیری از عوامل شغلی و محیطی و راههای کاهش مواجهه در محل کار شود.
پیدانمودن علل اختصاصی و نحوۀ تاثیر فاکتورهای شغلی و راههای مقابله با آنها در سطح وسیعی مانع از مشکلات فوق میشود؛ زیرا بسته به نوع ،مدت وشدت مواجهه ودر مراحل اولیه ، با دوری از مواجهه آسیب اسپرماتـوژنـز ممکـن است بـرگشت پـذیر بـاشد. بویژه در مورد مردان نابارور که ممکن است در عدم مواجهه، بارور شوند. در حقیقت حذف مواجهه و بررسی تاثیر آن بـر اصلاح اختـلال اسپـرم مـیبـایست قبـل از اقـدام در جهت درمان نا باروری صورت پذیرد.
از آقای دکتر رامین مهرداد وآقای باغستانی که در امر آمـار مـا را یـاری دادنـد همچنیـن کلیـه پـرسنل محتـرم از پژوهشکده رویان کمال تشکر را دارد.