در هر یک از چهار مرحله زایمان که شامل پیشرفت دیلاتاسیون، خروج جنین، خروج جفت و یک ساعت بعد از زایمان میباشد، احتمال بروز عوارض متعدد وجود دارد که میتواند سبب افزایش مرگومیر و ناتوانی فراوان مادران شود(1).
تأخیر در خروج جفت در مرحله سوم زایمان مشکلی است که گاه نیاز به مداخله فعال را ایجاب میکند و خود سبب عوارض دیگر میشود. هرچه جفت در رحم بیشتر بماند، خطر خونریزی بیشتر است(2).
به طور معمول بلافاصله پس از وضع حمل نوزاد، ارتفاع فوندوس و قوام آن تغییر میکند. تا زمانی که قوام رحم سفت است و خونریزی غیرمعمول وجود ندارد، سیاست صبر برای خروج جفت انتخاب میشود و زمانی که علائم جداشدن جفت مشخص شد، جفت به آرامی خارج میشود(1). در صورتی که مرحله سوم بیش از حد طولانی شود یا به دلیل خونریزی غیرطبیعی نتوان منتظر خروج خودبهخود جفت شد، استفاده از دست جهت خروج جفت ضروری میباشد(1).
روش معمول برای اداره مرحله سوم در کشورهای مختلف تفاوت دارد. در انگلستان اداره فعال مرحله سوم زایمان در بیماران با ریسک بالا پذیرفته شده است. در ایالات متحده فقط در 15% موارد از مواد اکسیتوسیک قبل از خروج جفت استفاده میشود و در مواردیکه مرحله سوم طولانی (بیشتر از30 دقیقه) شود جفت با دست خارج میشود(3).
خونریزی بلافاصله پس از زایمان که به عنوان از دست دادن خون به میزان ml500 یا بیشتر در زایمان طبیعی وml1000 یا بیشتر در سزارین پس از پایان مرحله سوم زایمان تعریف میشود، هنوز یکی از علل مرگ ومیر مادران به خصوص در کشورهای در حال توسعه میباشد.(8- 4،1).
خونریزی غیرطبیعی پس از زایمان در 6-4% زایمانها اتفاق میافتد(3) که میتواند ناشی از شلی رحم یا از محل پارگیها و صدمات وارده به اعضای تناسلی باشد(1). حدود 90- 75% خونریزیهای بعد از زایمان ناشی از شلی رحم میباشد(3).
مهمترین مکانیسم هموستاز محل جفت، تنگی عروق بر اثر انقباض میومتر است. اکسیتوسین، ارگونوین مالئات ،متیل ارگونوین مالئات از طریق تحریک انقباضات در کاهش خونریزی بعد از زایمان موثرند(1).
اکسیتوسین اکتاپپتیدی است که شش اسید امینه آن یک حلقه تشکیل داده و سه اسید امینه دیگر شکل یک دم را تشکیل میدهد، یک میلیگرم آن معادل 500 واحد USP است و هر میلیلیتر آن حاوی 10 واحدUSP است. اکسیتوسین به صورت داخل وریدی و عضلانی تجویز میشود و به شکل اسپری بینی هم تهیه شدهاست. این دارو به شکل خوراکی غیرفعال بوده و در خون به پروتئین پلاسما متصل نمیشود. اکسیتوسین در کلیه و کبد با نیمه عمر5 دقیقه تجزیه میشود. اثراکسیتوسین انقباض رحمی میباشد. حساسیت رحم حامله به اکسیتوسین زیاد بوده و باعث انقباض عضلانی قوی میشود. قدرت انقباض این دارو توسط آگونیستهای بتاآدرنرژیک وسولفات منیزیوم و گازهای بیهوشی مهار میشود(9). شروع اثر اکسیتوسین بعد از تزریق عضلانی حدود دو ونیم دقیقه است. این اثر تا 15 دقیقه شدید و پس از 30 دقیقه پایان مییابد(10). اکسیتوسین سلولهای میواپیتلیال اطراف آلوئلهای پستان را نیز منقبض میکند، اثرADH را تضعیف میکند، در شلی رحم بعد از زایمان به سرعت رحم را منقبض میکند ولی طول اثر آن مثل ارگومترین نیست. در صورت نیاز، قبل از زایمان، اکسیتوسین به میزان mIU 1 در دقیقه شروع و کمکم به mIU5 تا mLU 2 در دقیقه افزایش مییابد. بعد از زایمان IU40-10 به یک لیتر مایع اضافه و یا بعد از زایمان جفت IU10عضلانی تجویز میگردد. همچنین به شکل اسپری یک PUFF دو تا سه دقیقه قبل از شیردهی استفاده می شود. عوارض اکسیتوسین نادر است و شامل عوارض قلبی عروقی و آنتیدیورتیک ومسمومیت با آب، پارگی رحم، آفیبرینوژنمی میباشد(9،1).
ارگونوین نوعی آلکالوئید است که از ارگوت گرفته میشود. متیل ارگونوین و ارگونوین آلکالوئیدهائی شبیه به هم هستند که از اسید لیسرژیک ساخته میشوند و اثرات مشابه هم دارند. این آلکالوئیدها به شکل مالئات (مترژین) ویا به صورت محلول برای مصرف تزریقی ویا به صورت قرص برای مصرف خوراکی تهیه میشوند که از طریق گوارش جذب میگردند. نوع آمینی آن که از رکتوم جذب میگردد نیز به صورت شیاف قابل استفاده میباشد. مکانیسم اثر این دارو از طریق آگونیست و آنتاگونیست آدرنورسپتور آلفا و گیرنده سروتونین است. این دارو اثر آگونیستی روی گیرنده دوپامینیCNS دارد و از محرکهای قوی برای انقباض رحم میباشد که اثرات انقباضی آن برای کنترل خونریزی بعد از زایمان موثر است. اثر آنها دیرتر از اکسیتوسین ظاهر میشود ولی دوام بیشتر دارد. ارگونوین مالئات به میزانmg 2/0 تا mg1 عضلانی یا وریدی تجویز میشود(9) وپس از تزریق در عرض 1 تا 5 دقیقه تاثیر نموده واثر آن تا چند ساعت (طبق بعضی مطالعات تا 3 ساعت) ادامه مییابد. ارگونوین مالئات از مشتقات دیگر کمتر سمی است. تجویز این دارو باید پس از خروج جفت باشد. عوارض آن شامل عوارض گوارشی مثل اسهال، تهوع، استفراغ (از طریق فعال کردن مرکز استفراغ مدولا) و وازواسپاسم طولانی مدت میباشد. خواب آلودگی، هالوسیناسیون و افزایش فشار خون موقتی ولی شدید از عوارض دیگر آن است. تجویز این دارو در خانمهای مستعد به افزایش فشار خون خطرناک است(9). عوارض جانبی ارگومترین نظیر تهوع و استفراغ و اثرات قلبی عروقی نسبت داده شده به آن مانع توصیه آن به طور روتین شده است. موارد منع مصرف آن بیماریهای انسدادی عروقی وبیماریهای کلاژن و حاملگی میباشد(9).
ترکیبات پروستاگلاندینها به طور روتین در اداره مرحله سوم زایمان استفاده نمیشوند؛ ولی در مرحله چهارم در موارد شلی رحم مورد استفاده دارند.
به نظر میرسد ترکیب اکسیتوسین و ارگومترین به دلیل شروع اثر سریع اکسیتوسین و طولانی اثر بودن ارگومترین میتواند خونریزی بعد از زایمان را کاهش دهد. از طرفی اکسیتوسین با تاثیر اولیه بر سگمان فوقانی رحم، جدا شدن جفت را تحریک میکند (12،11). در صورتی که اسپاسم رحمی حاصل از تاثیر ارگومترین بر سگمان تحتانی رحم نیز تاثیر گذاشته و ممکن است در جداشدن جفت از دیواره رحم نیز مداخله کرده و مرحله سوم را طولانیتر کند و خطر احتباس جفت را بالا ببرد(10).
محققین طریقه معالجه فعال با داروهای اکسی توسیک (اکسیتوسین، مترژن و…) را در انتهای مرحله دوم زایمان یا بعد از خروج جفت به منظور داشتن انقباضات موثر رحمی و کاهش خونریزی و یا تسریع در جدا شدن جفت توصیه میکنند(2).
محققین در میان 103 وضع حمل ترم، داروی سنتومترین و کشش کنترل شده بند ناف را با معالجه فیزیولوژیک (خروج جفت با تلاش مادر) مقایسه نمودند و دریافتند که مرحله سوم زایمان کاهش یافت؛ ولی خونریزی بعد از زایمان کاهش نیافت(1). در حالیکه مطالعاتی استفاده از داروهای اکسیتوسیک را در کم کردن خطر خونریزی غیرطبیعی بعد از زایمان تا40% اعلام کرده است(13،10)،Abu Omar و همکاران در سال 2001 تفاوتی در میزان خونریزی بعد از زایمان با مصرف اکسیتوسین به تنهایی وسنتومترین نیافتهاند(14). در همان سال Elbourne وهمکاران اعلام نمودند که هرچند تفاوت اندکی با مصرف سنتومترین بجای اکسیتوسین در میزان خونریزی بعد از زایمان وجود دارد اما به علت عوارض جانبی مثل افزایش فشار خون، مصرف آن را توصیه نکردند(8). تعدادی از مطالعات دیگر نیز همین نتیجه را اعلام کرده است (17-15). در حالیکه Chan و همکاران در همان سال سنتومترین را در کنترل خونریزی بعد از زایمان کاملاً موثر اعلام کرده و دلیل محدودیت مصرف آن را تزریق عضلانی و شرایط سخت نگهداری اعلام نمودند(5).
Mc Donald وهمکاران درسال2000 اعلام نمودند که در خونریزیهای کمتر ازml1000 سنتومترین مؤثرتر از اکسیتوسین در کنترل خونریزی میباشد(18). Mitchell وElbourne در سال 1993 طی مداخلهای آیندهنگر بر روی 461 نفر در دو گروه که بعد از زایمان 230 نفر سنتومترین و231 نفر اکسیتوسین دریافت کرده بودند، طول مدت مرحله سوم را در هر دو گروه مشابه اعلام کردند، ولی سنتومترین را کاملاً در کاهش موارد خونریزی بعد از زایمان موثرتر از اکسیتوسین دانستند(19). همین نتیجه را Yeun و همکاران در سال 1995 اعلام نمودند(10).
هم اکنون نوع داروی مصرفی در نقاط مختلف دنیا تفاوت دارد، مثلاً در بریتانیا سنتومترین به صورت معمول بعد از زایمان استفاده میشود و مکانیسم اثر آن را به دلیل اثر سریع اکسیتوسین و اثر پا برجای ارگومترین میدانند(12،11).
از آنجا که خونریزیهای بعد از زایمان هنوز در کشورهای در حال توسعه از علل مهم مرگومیر مادران میباشد و شلی رحم از علل مهم آن است، اداره مناسب مرحله سوم زایمان وجلو گیری از خونریزی بعد از زایمان هنوز از مسائل مهم مامایی میباشد. مطالعات زیادی از قدیم تاکنون در تمام دنیا برای مقایسه داروهای اکسیتوسیک انجام گرفته و توصیه اکید به انجام مطالعات بیشتر جهت این مهم شده است(8). ما نیز جهت اداره هرچه بهتر مرحله سوم و چهارم زایمان به نحوی که به سهولت و در همه مکانها قابل استفاده بوده و در ضمن عوارض جانبی کمتری نیز داشته باشد برآن شدیم که مطالعهای جهت مقایسه دو داروی اکسیتوسین وسنتومترین در کنترل خونریزی بعد از زایمان داشته باشیم و از نتایج آن برای کاهش خونریزی بعد از زایمان و مرگومیر ناشی از آن استفاده نماییم.
مطالعه به شیوه کارآزمایی بالینی انجام و زنان حامله مراجعهکننده به زایشگاه قدس زاهدان جهت زایمان طبیعی که دارای حاملگی یک قلو(سال 1380)به نسبت یک به یک با شرایط دموگرافیک یکسان (شامل سن، تعداد زایمان، سن حاملگی، متوسط وزن جنین، حوادث زایمانهای قبلی) به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند (جدول شمارة یک). حجم نمونه در هر گروه با ضریب خطای 5% و ضریب اطمینان 95% ، 309 نفر در نظر گرفته شد (جمعاً618نفر). بیماران با علائم پرهاکلامپسی، فشار پائین، بیماریهای سیستمیک و عروقی از مطالعه حذف شدند.
بعد از خروج شانه قدامی نوزاد به گروه اول، IU5 اکسیتوسین (WEIMER PHARMA GHbh, Germany) و به گروه دومIU 5 اکسیتوسین (IU/ml5) و mg5/0 (mg/ml2/0) متیلارگونوین مالئات با نام مترژن (شرکت صنعتی پارس مینو- ایران) عضلانی تزریق شد. دوزهای فوق براساس کتاب مرجع زنان، مامایی ویلیامز تعیین شده است(1). مرحله سوم زایمان (خروج جفت) بدون دخالت سپری شد. مدت زمان مرحله سوم در هر نفر اندازهگیری و میزان خونریزی در مرحله سوم و چهارم تعیین شد. عاملین زایمان به طور ثابت و با سابقه کار طولانی (بیش از 5 سال) برای تمام بیماران در نظر گرفته شدند که در امر زایمان و خونریزیهای بعد از آن تجربه کافی داشتند. در صورتی که رحم سفت وخونریزی در حد معمول بود، مورد ثبت میشد. در صورتیکه اگر رحم شل بوده و یا دفع لخته وجود داشت و یا میزان خونریزی با تخمین چشمی، بیشتر از حد طبیعی بود و نیاز به اقدامات بعدی و استفاده از داروهای اکسیتوسیک دیگر جهت کنترل خونریزی وجود داشت و یا افت فشار خون به میزان مساوی یا کمتر ازmmHg100 جیوه بود(20) و یا بیمار به تزریق خون نیاز پیدا میکرد همه به عنوان خونریزی غیرطبیعی ثبت میشد. مبنای انتخاب این معیارها به عنوان خونریزی غیرطبیعی بر اساس مرور مطالعات مشابه بود(22،21،8). اگر در مرحله اول زایمان اکسیتوسین استفاده میشد مصرف آن در انتهای مرحله دوم متوقف میشد.
فشار خون مادر در شروع بستری و بلافاصله بعد از زایمان و سپس هر 15 دقیقه ثبت میشد. میزان مرحله سوم (مدت زمان خروج جفت) برای هر بیمار ثبت میگردید. در مرحله چهارم زایمان هیچ داروی اکسیتوسیک تزریق نمیشد تا تاثیر تزریق داروی مورد مطالعه در این مرحله نیز پیگیری شود.
پس از تکمیل فرمها، استخراج اطلاعات انجام و با آزمون 2 و با نرم افزارSPSS و Epi-6 نتایج ارزیابی شد (OR با95%CI محاسبه شده است).
از مجموع 618 نفر بررسی شده در این مطالعه، که شامل 309 نفر در گروه اول ( تزریق اکسیتوسین بعد از خروج شانه قدامی) و 309 نفر در گروه دوم (تزریق سنتومترین بعد از خروج شانه قدامی) بودند، متوسط سن مادران در گروه اول 9/2 6/25 سال ودر گروه دوم 1/10 26 سال بود. متوسط سن حاملگی در هر دو گروه 38 هفته و میانگین وزن نوزاد در دو گروه 3250 گرم (3500-3000گرم)بود. بیشترین تعداد زایمان قبلی، تعداد حاملگی قبلی یک تا سه در هر دو گروه بودهاست. مشخصات دموگرافیک گروههای مورد مطالعه در جدول شمارة 1 آمده است.
متوسط زمان خروج جفت (مرحله سوم زایمان) در دو گروه اختلاف آماری معنیداری نداشت(43/0 (p= (جدول شمارة 2).
درگروه اول (دریافت کننده اکسیتوسین)20 مورد (47/6%) و در گروه دوم (دریافت کننده سنتومترین) 8 مورد (58/2%) به علت خونریزی بیش از حدطبیعی نیاز به مداخلات جهت کنترل خونریزی داشتند که با آزمون 2 اختلاف دو گروه از نظر آماری معنی دار بود(جدول شمارة 3).
گروه مرجع، گروه دریافت کننده سنتومترین میباشد یعنی میزان خونریزی بعد از زایمان در گروه مصرف کننده اکسیتوسین 06/2 برابر بیشتر از گروه مصرف کننده سنتومترین میباشد.
میزان احتباس جفت و نیاز به برداشت جفت با دست و میزان بروز عوارضی نظیر تهوع، استفراغ، افزایش فشار خون به میزان سیستول مساوی وبالاتر از mmHg140 و یا دیاستول مساوی و بالاتر از mmHg90 در هر دو گروه در جدول شمارة 4 آمده است.
چنانچه در جدول مشاهده میشود میزان بروز عوارض فوق در هر دو گروه ناشایع و تفاوت معنی دار آماری وجود ندارد(جدول شمارة4).
نتایج مطالعه حاضر نشان داد که در گروه یک که بعد از خروج شانه قدامی اکسیتوسین دریافت کرده بودند، میزان خونریزی بعد از زایمان (شلی رحم) به طور معنیداری بیشتر از گروه دوم که سنتومترین دریافت کرده بودند، بود(03/0P=).
طول مرحله سوم ومیزان عوارض جانبی در دو گروه اختلاف آماری معنیدار نداشت.
تعداد زیادی از مطالعات قدیمی نظیر مطالعات Hooper وDocherty (16)Dumoulin (17) در سال 1981 و Nieminen وJarvin وهمکاران(15) درسال 1963 موید نتایج مطالعه حاضر میباشد و همه سنتومترین را در کاهش خونریزی واژینال بعد از زایمان موثرتر دانستهاند. تعدادی از مطالعات جدیدتر نیز نظیر مطالعه Chan وهمکاران در سال2001 (5) و مطالعه وElbourne وهمکاران در سال 1988سنتومترین را در کنترل خونریزی بعد از زایمان موثرتر از اکسیتوسین به تنهایی معرفی نمودهاند(23).Mc Donald وهمکاران در سال 2000 سنتومترین را در میزان خونریزی بعد از زایمان با مقادیر تقریبی کمتر از ml1000 مؤثرتر از اکسیتوسین اعلام نمودند و در خونریزیهای بیشتر تفاوتی در تاثیر این دو دارو دیده نشد(18). در مطالعة حاضر میزان خونریزی در دو حد جداگانه در نظر گرفته نشده است؛ اماMc Donald وهمکاران در سال 1993 طی مطالعهای مداخلهگر اعلام نمودند که اثرات اکسیتوسین و سنتومترین در کاهش خونریزی بعد از زایمان یکسان است(24). همچنین Thilanganthan و همکاران در سال1993 طی مطالعه مداخلهای آیندهنگر بر روی 193 زایمان واژینال استفاده از سنتومترین را در کاهش خون از دست رفته مؤثرتر از اکسیتوسین ندانستند. ولی این دارو در کوتاه کردن مرحله سوم مؤثر بوده است.(25). اما در مطالعه حاضر طول مدت مرحله سوم در دو گروه تفاوت آماری معنیدار نداشت. Abu Omar وهمکاران درسال 2001 طی مطالعهای اعلام نمودند اکسیتوسین به تنهائی به اندازه سنتومترین در کنترل خونریزی بعد از زایمان موثر است، با این تفاوت که عوارض جانبی مادر نیز کمتر از سنتومترین میباشد(14). اما Elbourne وهمکاران در سال 2001 اعلام نمودند که در 6 مطالعه مداخلهگر تفاوت کمی بین مصرف اکسیتوسین و سنتومترین در کنترل خونریزی مرحله سوم و چهارم زایمان یافتهاند. ولی وقوع احتباس جفت و افزایش فشار خون در مصرف کنندگان سنتومترین بیشتر بود. آنان در 5 مطالعه مداخلهای دیگر عوارض جانبی را در هر دو گروه یکسان یافتند(8). از طرفی Khan وهمکاران در سال 1995 میزان باقیماندن جفت را در مصرف اکسیتوسین بیشتر از سنتومترین اعلام نمودند(26). در مطالعه حاضر میزان احتباس جفت و نیاز به کوراژ در دو گروه تفاوت آماری معنیدار نداشت. Choy وهمکاران در سال 2002 تاثیر اکسیتوسین داخل وریدی و سنتومترین عضلانی را در کنترل خونریزی بعد از زایمان را یکسان اعلام نمودند؛ ولی میزان نیاز به خروج جفت با دست و طول مرحله سوم در این مطالعه در دو گروه تفاوت نداشت و فقط میزان بروز افزایش فشار خون در گروه سنتومترین بیشتر بود(21).
در مطالعه حاضر میزان خونریزی بعد از زایمان در گروه دریافت کننده سنتومترین کمتر بود. ممکن است علت اختلاف نتایج این مطالعه با مطالعه فوق استفاده از اکسیتوسین وریدی در این مطالعه باشد. اما طول مرحله سوم در مطالعه حاضر مشابه این مطالعه و در دو گروه تفاوت معنیدار نداشته است. از طرفی در مطالعه حاضر عوارض جانبی نظیر تهوع و استفراغ و افزایش فشار خون در دو گروه تفاوت معنیدار نداشت. شاید علت افزایش فشار در مطالعات انجام شده فوق، عدم حذف بیماران دارای بیماری زمینهای و عروقی از مطالعه باشد که در مطالعه حاضر این کار انجام شد. همچنین در بعضی از مطالعات فوق معیار خونریزی را افت هموگلوبین بعد از 24 ساعت دانسته اند(21). ولی معیار مطالعة حاضر نیاز به اقدامات بعدی و افت فشار خون بود. در مطالعه Joy و همکاران نیز که در سال 2003 جهت مقایسه میزان خونریزی بعد از زایمان با مصرف میزوپروستول و سنتومترین انجام شد، معیار خونریزی نیاز به اقداماتی نظیر استفاده از داروهای انقباض دهنده رحمی (یوتروتونیکها) دیگر بود. نتیجه این مطالعه نیز سنتومترین را مؤثرتر از میزوپروستول نشان دارد(22). Chan وهمکاران در میان داروهای یوتروتونیک سنتومترین را داروی کاملا مؤثر اعلام نمودند ولی مشکل بودن نحوه تجویز (تزریق) و شرایط نگهداری سخت را از مشکلات مصرف آن اعلام نموده و جهت حل مشکلات فوق توصیه به تجویز میزوپروستول خوراکی کردند (5). مطالعاتی اثرات سنتومترین را مساوی وحتی بهتر از میزوپروستول و پروستاگلاندین F2 در کنترل خونریزی بعد از زایمان اعلام نمودند(28،27،7). موضوع مطالعه حاضر مقایسه سنتومترین با پروستاگلادینها نبوده و این موضوع میتواند موضوع مطالعات بعدی قرار گیرد.
بعضی از محققین به دلیل ترس از عوارض جانبی و خطر باقیماندن جفت با مصرف ارگومترین هنوز مصرف روتین سنتومترین را توصیه نمیکنند. در مطالعه حاضر عوارض در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت. مطالعات دیگری جز افزایش فشار خون عارضه جانبی دیگری را با مصرف سنتومترین گزارش نکردهاند(21). ولی مطالعه Abu Omar و همکاران میزان بروز عوارض مادری نظیر تهوع واستفراغ و سردرد و افزایش فشار خون را در سنتومترین بیشتر اعلام نمودند(14). درحالیکه مطالعاتی نیز بروز عوارض جانبی را در دو گروه، بدون تفاوت معنیدار اعلام کردند(8). Elbourne وهمکاران نیز مصرف سنتومترین را بیخطر میدانند ولی توصیه به مطالعات بیشتر نمودهاند(23). همچنین Mc Donald و همکاران مشکلات مادری و جنینی در مصرف سنتومترین نیافتهاند(18). در مطالعة حاضر نیز عوارض در دو گروه اختلاف آماری معنیدار نداشت. شاید با حذف کامل بیماران با ریسک بالا (دارای مشکلات قلبی عروقی و هیپرتانسیون) عوارض ارگومترین قابل توجه نباشد.
پیشنهاد میشود مطالعات وسیعتر جهت مقایسه سنتومترین با سایر داروهای انقباض دهنده رحمی نظیر پروستاگلاندینها انجام شود و نیز مطالعات بیشتر جهت تعیین میزان عوارض سنتومترین و مقایسه آن با اکسیتوسین و میزان بروز احتباس جفت یا طول مرحله سوم با مصرف سنتومترین انجام شود تا در صورت بیخطر بودن و تائید مطالعه ما از لحاظ تاثیر بیشتر سنتومترین در کاهش ریسک خونریزی بعد از زایمان بتوان استفاده روتین آنرا در تمام نقاط کشورمان بدون ترس از عوارض آن توصیه نمود.
بدینوسیله از زحمات بیشائبه سرکار خانم دکتر اکرم طالبی و پرسنل محترم اتاق زایمان زایشگاه قدس زاهدان که ما را در انجام این تحقیق یاری نمودند تشکر می نمائیم.