مطالعات جمعیتشناختی در نیمه دوم قرن بیستم حکایت از انتقال باروری در نقاط مختلف جهان بهویژه کشورهای کمتر توسعه یافته دارند (6-1). تحقیقات انجام شده بیانگر وجود نوعی همبستگی بین انتقال باروری و سطح باروری ناخواسته است. Bongaarts (7) نشان داد در مرحله اول انتقال باروری، باروری ناخواسته رو به افزایش میگذارد و تا نزدیکی انتهای دوره انتقال باروری این روند کاهش نمییابد. استدلال Bongaarts این است که علت اصلی افزایش باروری ناخواسته در نیمة اول دوره انتقال باروری ناشی از کاهش تعداد فرزندان ایدهآل زوجین است و این تمایل منجر به افزایش نسبت زنانی میشود که در معرض خطرداشتن حاملگی ناخواسته قرار میگیرند. وی ادعا نمود که کاهش باروری ناخواسته در پایان دورة انتقال باروری، حاصل اثرات مربوط به دو عامل افزایش نسبت زنانی است که نمیخواهند بچه بیشتری داشته باشند و نیز افزایش میزان تحقق این خواسته در این زنان میباشد. بر مبنای برآورد وی در سال 1994 حدوداً از هر4 تولد درکشورهای درحال توسعه بهجز کشور چین یک تولد ناخواسته بوده است، که این امر تأثیر قابل توجهی بر رشد جمعیت آنها داشته است (8). Weinberger (9) نتیجه گرفت که یکی از دلائلی که انتقال باروری اغلب در گروههای با موقعیت اقتصادی، اجتماعی بالاتر شروع میشود، این است که زنان این گروهها سطح بالای باروری ناخواسته را پیش از آغاز دوره انتقال باروری تجربه کردند.
باروری ناخواسته از جنبههای مختلفی برزندگی زوجین اثرمیگذارد. نتایج مطالعات انجام شده در زمینه اثرات حاملگی ناخواسته بر سلامت فیزیکی و روانی مادر و طفل او، ثابت میکند که وقتی تولدی ناخواسته میشود، مادر و طفل او در معرض خطر ابتلا به مشکلات روانی، جسمی، اجتماعی و اقتصادی قرار میگیرند. کودکان حاصل از بارداری ناخواسته با احتمال بسیار بیشتری، دارای زندگی خانوادگی ناامن و پرآشوبی میشوند، مورد آزار و غفلت والدین قرار میگیرند، رفتارهای بزهکاری بروز میدهند و نیازمند درمان برای علائم مشکلات روحی روانی هستند(11-10). ملک افضلی (12) برآورد نمود که حدود 16% از حاملگیهای ناخواسته در ایران منجر به سقط میشود. Lioyd و Montgomery (13) وMontgomery (14) با استفاده از دادههای 4 تحقیق DHS شواهدی یافتند که نشان میداد، تولدهای ناخواسته و حجم بالای آن در فیلیپین وجمهوری دومنیکن باعث کاهش موفقیتهای آموزشی و تحصیلی شده است.
در بین عوامل اقتصادی– اجتماعی، آموزش و تحصیل همواره بهعنوان یک عامل قوی، تاثیر خود را بر رفتارهای باروری نشان داده است (15). زنان با سطح آموزش بالاتر با احتمال موفقیت بیشتری باروری خود را کنترل میکنند و از فرصت بیشتری در فرزندآوری برخوردار هستند(16). Weinberger (9) با استفاده از داده بررسیهای باروری جهان نشان داد که در کشورهایی که در گروه متوسط توسعه یافتگی قرار میگیرند بالاترین نسبت حاملگی ناخواسته در زنان با سطح آموزش متوسط دیده میشود و در بین دو گروه زنان با سطح آموزش پایین و سطوح آموزشی بالا این نسبت کمتر است. Okonofua و همکاران (17) در مطالعهای که بر روی حاملگیهای ناخواسته در دو جمعیت نمونه در نیجریه انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که سن، تحصیلات، اشتغال، آگاهی از یک روش پیشگیری از بارداری، شناخت دوره باروری در سیکل قاعدگی ماهیانه، و استفاده از یک روش پیشگیری، از مهمترین عوامل پیشگیری یا بروز حاملگیهای ناخواسته بودند.نتایج مطالعه آنها نشان داد که زنان با تحصیلات بالاتر داشتن موارد حاملگی ناخواسته بیشتری را نسبت به زنان با سطح تحصیلی پایینتر اعلام کردند. عوامل موثر دیگر که منجر به گزارش خود شخص از باروری ناخواسته بودند در زنانی مشاهده شد که تا اندازهای درباره تنظیم خانواده آگاهی داشتند، و از یک روش مدرن پیشگیری استفاده میکردند و دوره باروری درسیکل قاعدگی ماهیانه را میدانستند.
ایران در سالهای اخیر موفقیتهای چشمگیری را در تنظیم خانواده و کاهش باروری داشته است(26- 18). با اینحال، علیرغم تحول و دگرگونی که در عملکرد تنظیم خانواده مشاهده میشود درصد قابل توجهی از حاملگیها ناخواسته بوده است. ملک افضلی نشان داد که در سال 1375 حدود 25% از حاملگیها در ایران ناخواسته زن و شوهر بوده است(12). مطالعات دیگر درتعدادی از استانهای کشور نشان داد که حدود 30 تا 35% حاملگیها ناخواسته بوده است (29-27). پایدارفر و ملکافضلی(30) با استفاده از دادههای تحقیق "بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد زنان49-15 ساله درباره بهداشت باروری" که در سال 1368 توسط وزارت بهداشت انجام شد، دریافتند که40% از زنان ازدواج کرده بین سنین 49-15 سال، اعلام کردند که حاملگی فعلی یا قبلی آنها ناخواسته بوده است. مطالعه پایدارفر و ملکافضلی براساس دادههای تحقیق کشوری است که در اولین سال بعد از برنامه رسمی جدید تنظیم خانواده بدست آمده است. با فرض اینکه از سال1367 برنامه تنظیم خانواده در جمعیت ایران موفقیت قابل توجهی داشته است، بررسی روند حاملگی ناخواسته درسالهای اخیر از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. یافتههای مطالعه موجود شواهد جدیدی از میزان و عوامل موثر برحاملگی ناخواسته را در ایران آشکار خواهدکرد. این مقاله سعی دارد ابتدا میزان شیوع حاملگی ناخواسته را در سالهای اخیر تعیین کرده و سپس ارتباط عوامل جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی با حاملگیهای ناخواسته را آزمون و تعیین نماید.
منبع اصلی اطلاعات مورد استفاده در این مقاله، دادههای تحقیق "بررسی ویژگی های جمعیتی و بهداشتی در جمهوری اسلامی ایران" (IDHS) است که برای اولین بار در فاصله زمانی مهر تا آبان ماه سال 1379 به اجرا در آمد. نویسندگان دوم و سوم این مقاله مسئولیت اجرایی و هماهنگی IDHS را بهعهده داشته و در مراحل مختلف از اعضاء کمیته علمی و اجرائی طرح بودند. در این بررسی تعداد 113913 خانوار در 28 استان (بهعلاوه شهر تهران) مورد پرسشگری قرار گرفتند و در این نمونه با تعداد 90740 زن ازدواج کرده مصاحبه بهطور کامل انجام شده است. در طرح IDHS از کلیه زنان 49- 10 ساله، حداقل یکبار ازدواج کرده، درباره تاریخچه باروری آنان و ابعاد خانوار سؤال شد؛ ولی اطلاعات مربوط به استفاده از روش پیشگیری، تصمیم زن یا شوهر درمورد حاملگی، نوع روش پیشگیری مورد استفاده قبل از حاملگی و دیگر سوالات مرتبط فقط درباره حاملگی فعلی زن بوده است. برای رسیدن به اهداف این مقاله، ابتدا زنان ازدواج کرده و دارای همسر در محدودة سنی 49-10 سال در طرح IDHS انتخاب گردیدند. سپس از بین افراد انتخاب شده، کلیه زنانی که در زمان تحقیق باردار بودند و به سوال مربوط به خواسته بودن و یا ناخواسته بودن بارداری خود پاسخ گفته بودند مورد بررسی این مقاله قرار گرفتند. بر این اساس زنان غیرباردار در زمانIDHS از این مطالعه حذف گردیدند.
علاوه بر سوالات مربوط به تنظیم خانواده، از زنانی که در زمان بررسی حامله بودند سوال شد که آیا این حاملگی الف) ناخواسته بوده، ب) خواسته بوده، ج) نابهنگام بوده یا د) فرقی نمیکرده است. این مقاله از تعریفی که جین (31) از حاملگیهای برنامهریزی نشده ارائه داده استفاده کرده است. بدین ترتیب که جمع حاملگیهای ناخواسته (اگر اصلاً حاملگی را نمیخواسته یا بچه بیشتری نمیخواسته) وحاملگیهای نابهنگام (اگر میخواسته حاملگی را به تعویق بیاندازد) را به عنوان حاملگی برنامهریزی نشده یا ناخواسته در نظر گرفته و جمع تمامی حاملگیهای خواسته (اگر حاملگی را میخواسته) و موارد فرقی نمیکرده (اگر نسبت به خواسته یا ناخواسته بودن حاملگی بیتفاوت بوده) را به عنوان حاملگی برنامهریزی شده یا خواسته در نظر گرفته است. با اینحال با توجه به مصطلح بودن واژه باروری ناخواسته، در این مقاله به جای حاملگیهای برنامهریزی نشده از واژه حاملگی"ناخواسته" (مجموع ناخواسته و نابهنگام) استفاده میشود.
"حاملگی ناخواسته" در این مقاله به عنوان "متغیر وابسته" و متغیرهای سن، سطح تحصیل، اشتغال، تعداد فرزند زنده متولد شده زن، تعداد فرزند موجود، استفاده از روش قبل از حاملگی فعلی و ترجیح جنس فرزند در حاملگی فعلی به عنوان "متغیرهای غیر وابسته یا مستقل" منظور گردیده است. در این تحقیق ابتدا رابطه متغیر وابسته با هر کدام از متغیرهای مستقل بوسیله آزمونهای آماری T و2 سنجیده شده و سپس برای تخمین اثرات خاص هریک از متغیرهای غیروابسته روی احتمال حاملگیهای "ناخواسته" از رگرسیون لجستیک استفاده شد.
همانگونه که قبلاً ذکر شد زنانی که در این مقاله روی حاملگی آنها بحث میشود زنانی هستند که در زمان مطالعه DHS حامله و یا مشکوک به حاملگی بودند که این افراد حدود 5/6% از کل زنان همسردار را تشکیل میدادند. این نسبت در مناطق شهری حدود2/6% و در مناطق روستایی 6/6% بوده است. جدول شمارة 1 نظر زن و شوهر در مورد خواست حاملگی را نشان میدهـد. ارقام منـدرج در جـدول حاکـی از آن است که میزان حاملگیهای "ناخواسته" شوهر کمتر از میزان حاملگی "ناخواسته" زن است. از نظر زنان، 16% از موارد حاملگی ناخواسته و9/16% حاملگی نابهنگام بوده است، یعنی در کل حدود 35% از زنان باردار حاملگی فعلی خود را حاملگی "ناخواسته" اعلام کردند و از نظر شوهران این نسبتها به ترتیب برابر با 4/14%، 9/12% و در کل حدود 27% میباشد. در مورد تفاوت بین زنان شهری و روستایی مشاهده میشود که میزان حاملگی "ناخواسته" در زنان روستایی معادل 7/35% و در زنان شهری34% است. این اختلاف اندک ممکن است به دلیل مقدار بالاتراستفاده از روشهای سنتی تنظیم خانواده در مناطق شهری باشد که بعداً بحث خواهد شد. علاوه بر آن، نتایج تحقیق در مورد نظر کلی زن و شوهر درباره حاملگی کنونی وی حاکی است که حدود 4/10% زنان اعلام داشتند که حاملگی فعلی از نظر شوهر آنها خواسته بوده است، در حالی که تنها 3/3% زنان حاملگی خود را خواسته میدانستند. از زنانی که حاملگی را خواسته خود، شوهر یا هردو اعلام کردند، دلیل خواسته بودن حاملگی سوال شده است. حدود 5/48% زنان "نداشتن فرزند" و 5/31% "خواستن فرزند بیشتر" را ذکر کردند. در تجزیه و تحلیلی که جزئیات آن در مقاله آورده نشده است، مشاهده شد که حدود 18% از زنان ترجیح جنسی (6% خواستن فرزند دختر و 8/11% خواستن فرزند پسر) را دلیل خواسته بودن حاملگی فعلی اظهار داشتند.
توزیع حاملگی زنان برحسب سن با توجه به وضعیت حاملگی و محل سکونت نشان داد که حاملگیها اساساً در سنین جوانتر اتفاق افتاده است. به طوریکه 7/47% زنان باردار در گروه سنی24-15 سال و 9/43% در گروه سنی34-25 سال بودند و فقط 2/8% آنها در گروه سنی 49-35 سال قرار داشتند. الگوی سنی حاملگی در مناطق روستایی از مناطق شهری متفاوت است. تولد فرزند در زنان روستایی نسبت به زنان شهری اندکی زودتر شروع میشود. بهطوری که حدود نیمی از زنان باردار روستایی اکثراً سن بین 15 تا 24 سال داشتند، که این امر شاید مربوط به پایینتر بودن سن ازدواج در نقاط روستایی باشد (جدول شمارة3).
نتایج تحقیق بیانگر یک رابطه خطی مثبت بین سن و حاملگی "ناخواسته" میباشد. حدود 26% از زنان باردار 24-15 ساله اظهار داشتند که حاملگی آنها "نا خواسته" بوده است. این میزان در زنان34-25 ساله به 40% افزایش مییابد و برای سنین 49-35 سال به 65% میرسد. دلیل این الگو این است که معمولاً زنان فرزندان خواسته خود را در سنین جوانی به دنیا میآورند. به طوری که حدود 75% حاملگیهای در سنین 24-15 سال، حاملگی برنامهریزی شده است. دلیل دیگر شیوع حاملگی ناخواسته در سنین بالا این است که در آن سنین استفاده از روشهای مطمئن پیشگیری بیشتر رواج دارد. با عنایت به اینکه میزان باروری در سنین بالا در مقایسه با سایر سنین پائینتر است، لذا حتی وقوع یک مورد حاملگی ناخواسته در سنین مذکور با توجه به روش پیشگیری میتواند موجب افزایش بارداری ناخواسته شود(32).
در جدول شمارة 4 که درصد حاملگیهای " ناخواسته" از نظر زنان باردار بر حسب سن و محل سکونت را نشان میدهد، درصد حاملگیهای ناخواسته به صورت جداگانه برای هر گروه سنی و به تفکیک شهر، روستا و کل در نظر گرفته شده است.
اطلاعات مندرج در جدول شماره 5 نشان میدهد که یک نوع همبستگی بین خواست حاملگی از نظر زن و شوهر و نوبت حاملگی وجود دارد. میزان حاملگی "ناخواسته" معادل 5/13% برای اولین حاملگی،4/28% برای دومین حاملگی بود و در حاملگیهای سوم و چهارم و بالاتر به ترتیب 5/39% و 1/58% به دست آمد. مقادیر قابل توجه میزان حاملگی "ناخواسته" برای حاملگیهای اول و دوم، نشانه پذیرش خانواده با ابعاد کوچک توسط زوجین است. بنابراین نسبت قابل توجهی ازحاملگیهای "نا خواسته" در این گروه باید ناشی از حاملگی نابهنگام باشد. همانطور که در جدول مشاهده میشود میزان حاملگی "ناخواسته" برای تمام نوبتهای حاملگی در شهر بالاتر از روستا است. تنها در حاملگی نوبت دوم تفاوت بسیار کمی بین مناطق شهری و روستایی وجود دارد. برای زنانی که دومین حاملگیشان را تجربه میکردند، در مناطق روستایی 4/31% زنان اظهار کردند که حاملگیشان ناخواسته بوده است که این مقدار در زنان شهری 8/26% است. الگوی حاملگیهای برنامهریزی شده از نظر شوهران مشابه زنان است. اگرچه میزان حاملگی "نا خواسته" از نظر شوهران نسبت به زنان کمتر است.
جدول شمارة6، درصد حاملگی "ناخواسته" زنان بر حسب سطح تحصیل و وضعیت اشتغال آنها را نشان میدهد. نتایج بیانگر همبستگی معکوس بین تحصیلات و میزان حاملگی "ناخواسته" میباشد. مقادیر حاملگی "ناخواسته"، از 48% برای زنان بیسواد به 8/18% در زنان با تحصیلات دانشگاهی کاهش یافته است. این روند کاهشی در شهر و روستا نیز الگوی مشابهی دارد. این جدول همچنین ارتباط بین وضع اشتغال زنان و میزان حاملگیهای "ناخواسته" را نشان میدهد. به طور مشخص تفاوت اندکی بین زنان خانهدار و شاغل وجود دارد. با این حال رابطه بین تصمیم زنان و فعالیت اقتصادی به لحاظ آماری معنیدار نیست. لازم به ذکر است که درصد حاملگی ناخواسته، در این جدول نیز به صورت جداگانه برای هر مقطع تحصیلی و گروه شغلی به تفکیک شهر، روستا و کل در نظر گرفته شدهاست. در پرسشنامه IDHS از تمام زنان حامله درباره ترجیح جنسی برای حاملگی اخیر آنها سئوال شد. حدود 9/74% زنان بر ترجیح جنس برای فرزند در این حاملگی تاکید داشتند (جدولشمارة 7). جالب توجه اینکه درصد زنانی که فرزند دختر را ترجیح میدادند(8/38 %) اندکی بیشتر از زنانی است که ترجیح برای فرزند پسر (1/36%) داشتند. مهمتر اینکه ترجیح جنسی فرزند دختر در منـاطـق روستائـی(8/39%) بالاتر از این ترجیح در نقاط شهری (7/37%) است و از این نسبت، اکثریت آنان گفتهاند که ترجیح میدهند حاملگیشان منجر به تولد جنس پسر شود (24% فرزند پسر در مقابل 17% که فرزند دختر را ترجیح دادند). حدود 59% زنان باردار قبل از باردار شدن از یک روش پیشگیری استفاده میکردند و 4/18% زنان باردار همزمان با روش مورد استفاده خود حامله شدهاند که روش مورد استفادة حدود نیمی از آنها روشهای مدرن پیشگیری بوده است (6/9%). همانطوری که انتظار میرود میزان استفاده از روش پیشگیری قبل از حاملگی در حاملگیهای ناخواستة زن وشوهر بسیار بیشتر از رقم مشابه آن در حاملگیهای ناخواسته یکی از زوجین است و این نکته مهمی است که در مشارکت زن و شوهر در تصمیمگیری برای وقوع حاملگی و پوشش برنامه تنظیم خانواده در نظر گرفته شود.
براساس جدول شماره 8 به ترتیب روشهای سنتی، قرص و کاندوم به عنوان سه روشی هستند که بیشترین میزان حاملگی همزمان طی استفاده از روش را به خود اختصاص میدهند. الگوی استفاده از روش قبل و همزمان با حاملگی در روستا و شهر متفاوت است. بیشتر زنان در شهر قبل از حاملگی از روش منقطع استفاده میکردند(6/32%)؛ در حالیکه در روستا بیشترین مقدار مربوط به قرصهای پیشگیری از بارداری است(2/27%). چنانچه میزان پوشش روشهای پیشگیری از بارداری را برای تمامی زنان باردار مورد مطالعه در این مقاله مشابه میزانهای شیوع استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری در زنان 49-15 ساله همسردار در مطالعه DHS فرض کنیم، میتوان میزان شکست (مجموع شکست استفاده کنندگان و شکست ناشی از روش ) هر یک از روشهای پیشگیری از بارداری را برآورد نمود. برآورد میزان شکست همه روشها نشان داد که بیشترین میزان شکست در مناطق شهری مربوط به روش سنتی(6/2%) و سپس مربوط به کاندوم(1/2%) است؛ ولی در روستا بیشترین شکست ابتدا با قرصهای پیشگیری (5/2%) و بعد مربوط به روش سنتی(4%) میباشد. نکته جالب توجه این است که در کل بالاترین میزان شکست همراه با استفاده از قرصهای لاینسترنول(شیردهی) میباشد که از مقداری معادل 4% برخوردار است و روشهای سنتی با میزان 1/3% در رتبه بعدی قرار میگیرد که این نکته در تدارک وسایل پیشگیری و برنامههای آموزشی حساس و مورد نیاز این نوع قرص بسیار حائز اهمیت است.
جدول شمارة 9 درصد زنان باحاملگیهای "ناخواسته" را در دو گروه زنانی که قبل از حاملگی از روش پیشگیری استفاده میکردند و آنهایی که از هیچکدام از روشهای پیشگیری استفاده نمیکردند نشان میدهد.
حدود44% زنانی که قبل از بارداری فعلی خود از روش پیشگیری استفاده میکردند حاملگی خود را "ناخواسته" اظهار کرده و مقدار این شاخص در زنانی که قبل از بارداری از هیچ روش پیشگیری استفاده نمیکردند معادل 25% بـوده است. همچنیـن نتایج حاصل حاکی از آن است که حدود 90% زنانی که همزمان با استفاده از روش پیشگیری حامله شدند حاملگی خود را "ناخواسته" اعلام کردند. نکته قابل ذکر اینکه دلیل استفاده از روش علیرغم ناخواسته بودن حاملگی مربوط به تغییر نگرش زوجین نسبت به حاملگی پس از شکست روش بوده است. به منظور تعیین و آزمون تفاوتهای آماری بین زنانی که برای داشتن فرزند برنامهریزی داشتند با آنهایی که حاملگی "ناخواسته" داشتند از آزمون چند متغیره استفاده شد. متغیر وابسته در این آزمون یک متغیر دوسویه است، بنابراین رگرسیون لجستیک، مورد استفاده قرار گرفت. در این تحلیل متغیرهای سن زن، تعداد فرزند زنده متولد شده، منطقه محل سکونت و تحصیلات، فعالیت اقتصادی، تعداد فرزند موجود، استفاده از روش پیشگیری قبل از حاملگی و رجحان جنسی به عنوان متغیرهای مستقل بهکارگرفته شدند. متغیرهای فوق با توجه به اهمیتی که متصور میشد به لحاظ مفهومی با متغیر وابسته در مدل پایه یا مدلI قرار گرفتند. بر مبنای روش Backward متغیرهایی که به لحاظ آماری معنیدار نبودند از مدل حذف شدند. سطح معنیداری برای خروج از مدل 5% در نظر گرفته شده است. مدلII شامل متغیرهایی شد که پس از کنترل، قابل حذف شناخته نشدند و تاثیر آنها مهم و قابل توجه بود. جدول شمارة10 نتایج رگرسیون لجستیک و تحلیل پیشبینی احتمال وقوع حاملگی "ناخواسته" را در بین زنان مورد مطالعه نشان میدهد.
همانطور که در جدول شمارة 10 آمده در بین متغیرهای مستقل در مدل پایه، تعداد فرزند زنده متولد شده مهمترین متغیر متمایز کننده بین زنان دارای حاملگی"ناخواسته" و زنان دارای حاملگی برنامهریزی شده میباشد. زنان دارای 4-3 فرزند 25/1 برابر زنان دارای 2-1 فرزند در خطر حاملگی ناخواسته قرار دارند. استفاده از هرنوع روش پیشگیری از حاملگی از دیگر عوامل مرتبط با حاملگی "ناخواسته" بود. در بین زنانیکه تا به حال از روش پیشگیری استفاده نکرده بودند، احتمال تجربة حاملگی "ناخواسته" کمتر بود. سن و رجحان جنسی (پس از کنترل سایر متغیرها) در حاملگیهای "ناخواسته" فاکتورهای تعیین کننده هستند. اگرچه یکی از طبقات این دو متغیر به لحاظ آماری معنیدار نبود ولی به طور کلی تاثیر این دو متغیر بر حاملگی "ناخواسته" به لحاظ آماری معنیدار بود.
در بـین متغیـرهای مستقـل موجود جدول در مدل پایه، شغل زن معنیدار نبود و از مدل حذف گردید. از دیگر متغیرهایی که در مدل نهایی باقی ماندند، پس از کنترل سایر متغیرها، منطقه محل سکونت در حد 95% معنیدار بود. این بیانگر این است که ویژگیهای اجتماعی– اقتصادی پس از کنترل سایر متغیرها تاثیر اندکی بر حاملگی "ناخواسته" دارند. شاید دلیل این امر این است که مناطق شهری و روستایی از لحاظ توسعه اقتصادی- اجتماعی به خصوص از لحاظ سطح تحصیلات و دانستههای زنان درباره تنظیم خانواده همگون شدهاند.
ایـن مقالـه با هـدف تعییـن میزان و عوامـل موثر بـر حاملگیهای "ناخواسته" در ایران با استفاده از دادههای بررسی ویژگیهای بهداشتی- جمعیتـی در ایران (IDHS ) که در سال 1379 به اجرا درآمد نگارش یافت. نتایج تحقیق نشان داد که از کل زنان همسردار که در زمان بررسی باردار و یا مشکوک به بارداری بودند، 16% اظهار کردند که حاملگی آنها ناخواسته بوده و حدود 19% حاملگی نابهنگام داشتهاند. در کل حدود 35% ازحاملگیهای فعلی زنان مورد مطالعه بدون برنامهریزی بوده است. میزان حاملگی "ناخواسته" در مناطق روستایی اندکی نسبت به شهر کمتر است. زنان با تعداد فرزندان بیشتر، تحصیلات پائینتر و زنان غیرشاغل، در مقایسه با زنانیکه بچه کمتر داشته و تحصیلکرده وشاغل هستند، بیشتر دچار حاملگی "ناخواسته" میگردند. زنان در محدوده سنی 49-35 و34-25 سال در مقایسه با زنان جوانتر با احتمال بیشتری دارای حاملگی "ناخواسته" بودند. نسبت قابل ملاحظهای از زنانیکه حاملگیهای "ناخواسته" داشتند، از استفادهکنندگان روشهای پیشگیری از بارداری قبل یا همزمان باحاملگی بودند و نسبت بالایی از روشهای مورد استفاده آنان را روش سنتی در شهر و قرص در روستا شامل میشد. این مقاله از تعریفی که Jain (31) ازحاملگیهای برنامهریزی نشده ارائه داده، استفاده کرده است. بدینترتیب که جمع حاملگیهای ناخواسته وحاملگیهای نابهنگام را به عنوان حاملگی برنامهریزی نشده یا ناخواسته در نظر گرفته، و جمع تمامی حاملگیهای خواسته و موارد فرقی نمیکرده را به عنوان حاملگی برنامهریزی شده یا خواسته در نظر گرفته است. با توجه به مصطلح بودن واژه باروری ناخواسته، در این مقاله به جای حاملگیهای برنامهریزی نشده از واژه حاملگی"ناخواسته" (مجموع ناخواسته و نابهنگام) استفاده شد و در نهایت نتایج نهائی تحت عنوان باروری ناخواسته ارائه گردید. با اینحال، تحقیقات اخیر نشان داده است که درک درست از رفتارهای باروری افراد، پیشبینی باروری، برآورد نیازهای برآورد نشده در تنظیم خانواده و نیز ضرورت برنامهریزی جامع تنظیم خانواده، مستلزم سنجش دقیق مفهوم باروری ناخواسته میباشد(32). ناخواسته بودن باروری مفهومی است پیچیده و سنجش میزان باروری ناخواسته به لحاظ مفهومی و متدولوژی مورد نقد و بررسی قرار گفته است(33). از اینرو لازم است در ارزیابی میزانهای باروری ناخواسته و نیز رابطه هر جنبه از باروریهای ناخواسته با ویژگیهای زنان از روشها و سوالات دقیق و مشخص تری بهره گرفت. در خیلی از جوامع بر دارا بودن فرزند پسر به دلایل اقتصادی- اجتماعی و مذهبی تاکید میگردد. چنین الگویی ما را به این فرضیه که تمایل برای داشتن فرزند پسر بر رفتار باروری تاثیر میگذارد، رهنمود میکند(34). پایدارفر وملک افضلی در سال 1377(30) اشاره کردند که یک حاملگی میتواند بعد از آگاهی زن از جنس فرزند و ناخواسته بودن جنس مزبور یک حاملگی ناخواستـــــه شود. نتایج این تحقیق نیز بیانگر ترجیح جنسی در بین زنان بود، و متغیر ترجیح جنسی پس از کنترل سایر متغیرها نیز معنی دار بود. از اینرو، آموزش و افزایش آگاهی زنان در مورد برابری اهمیت فرزند دختر و پسر میتواند تا اندازهای از میزان باروریهای ناخواسته بکاهد.
مطالعات نشان میدهد که تمام روشهای پیشگیری از حاملگی، به خصوص روشهای سدکننده و سنتی در اکثریت زوجینی که روشهای مذکور را برای بیش از یک دوره یک ساله استفاده کردهاند، منجر به شکست شده است(36). بنابراین حتی با وجود استفاده بهینه از روشهای پیشگیری، درصدی از حاملگیهایی که در هرسال اتفاق میافتد همزمان با استفاده از یک نوع روش پیشگیری میباشد(11-10). با توجه به بالا بودن روشهای سنتی در شهر و نیز بالا بودن میزان استفاده از قرصهای پیشگیری در نقاط روستائی، برنامهریزی درمورد توسعه کیفی برنامه تنظیم خانواده باید زنانی را که در شهر برای جلوگیری از حاملگی به یک روش سنتی اعتماد کردهاند و زنان روستایی را که از قرص به صورت نادرست استفاده میکنند به عنوان گروه هدف قلمداد نماید. علاوه بر آن، Brawn در سال 2001 (36) نشان داد که از میان زنان سیاهپوست سانفرانسیسکو آمریکا که دچار حاملگی ناخواسته شده بودند، 36% از وسائل تنظیم خانواده اورژانسی آگاهی داشتند، 19% از آنها میتوانستند قرصهای مربوطه را نام ببرند، و تنها 7% نحوه استفاده صحیح از این وسائل را میدانستند. Brawn پیشنهاد نمود که به منظور پیشگیری از حاملگیهای ناخواسته باید آموزشهای لازم برای وسائل تنظیم خانواده اورژانسی به زنان در معرض بارداری داد و آنها را از بیخطر بودن این وسائل مطمئن نمود(37).
با توجه به اینکه ایران در حال حاضر با اثرات رشد زیاد جمعیت در سالهای بعد از انقلاب روبرو است و احتمال افزایش تعداد موالید ناشی از ساخت سنی جوان بعـد از انقـلاب وجـود دارد، باید کاهـش حاملگـیهـای "ناخـواستـه" به عنـوان یک سیـاسـت تنظیـم خـانـواده به منظور کنترل رشد جمعیت لحاظ گردد. این سیاست قطعاً تعداد تولدهای پیش رو را در دهة حاضر را کاهش خواهد داد و علاوه بر آن از آثار منفی باروریهای ناخواسته بر روی سلامت مادران و فرزندان خواهد کاست.
این مقاله در راستای "طرح تحولات باروری در ایران- که توسط دکتر عباسی شوازی و پروفسور Mc Donald و با حمایت دانشگاه تهران، دانشگاه ملی استرالیا و بنیاد Wellcome Trust انجام شد، نگارش یافته است. نگارندگان از نظرات اصلاحی پروفسور Peter McDonald، پروفسور Terry Hull، دکتر اکبر آقاجانیان و دکتر Yohannes Kinfu در مورد نسخه اولیه مقاله و نیز از پیشنهادات اصلاحی داوران و شورای نویسندگان فصلنامه سپاسگزاری مینمایند.