بارداری ناخواسته یکی از مهمترین مسائل بهداشت عمومی در جهان است که نگرانی و فشار زیادی را برای مادر و همسر و در صورتی که بارداری ادامه پیدا کند احتمالاً برای فرزند به همراه خواهد داشت و درنهایت میتواند به عنوان مشکلی بزرگ برای کل جامعه باشد. بر اساس آمار موجود از هر 175 میلیون حاملگی که همه ساله در دنیا به وقوع میپیوندد 75 میلیون حاملگی ناخواسته است که 45 میلیون آن منجر به سقط میشود(1).
کاهش بارداریهای ناخواسته میتواند تأثیر مطلوبی در جهت ارتقاء سطح رفاه زوجین و همچنین الگوی رشد جمعیت و توسعه اقتصادی، اجتماعی جامعه داشته باشد(2). تقریباً در تمامی جوامع بین میزان رشد جمعیت و وضعیت اقتصادی اجتماعی همبستگی وجود دارد. فقر و بیماری به عنوان بخشی از علل رنج و ناراحتی جوامع از عوامل تسریع کننده رشد جمعیت و توزیع ناعادلانه سرویسهای بهداشتی میباشند(2).
آموزش افراد جامعه در جهت داشتن فرزند کمتر ولی سالمتر و قویتر و همچنین آموزش این مسئله که تنظیم خانواده مسئولیت زوجین یعنی «مرد و زن» هر دو است بسیار مهم میباشد(3،1).
علاوه بر این مهمتر از مسئله تشویق به داشتن فرزند کمتر، آموزش چگونگی جلوگیری از وقوع بارداریهای ناخواسته است. اگرچه بخش عمدهای از فرزندان حاصل از بارداری ناخواستـه بعـد از تولد مـورد قبول والدین خود قرار میگیرند ولی همیشه اینطور نمیشود)3).
جلوگیـری از بارداریهای بدون بـرنامهریزی در کشـورهای اسلامی از جمله ایران که سقط جنین از محارم قطعی است و از نظر مذهبی، فرهنگی و اجتماعی غیرقابل قبول میباشد، در پارهای از موارد با سقط جنینهای پنهانی و غیربهداشتی همراه میشود که میتواند به عوارض غیرقابل جبران و یا مرگ نابهنگام زنان منجرشود(3).
تقریباً سالانه 500000 زن در کشورهای در حال توسعه در نتیجه عوارض بارداری جان خود را از دست میدهند و متأسفانه سقط غیرقانونی جنین در شرایط غیربهداشتی یکی از مهمترین عوامل این گونه مرگها میباشد(4). از عوارض دیگر سقط جنین غیربهداشتی میتوان خونریزی شدید، انواع عفونتها و سایر ناراحتیهای جسمانی و روانی را نام برد که میتواند در تمام طول زندگی فرد صدمات جبرانناپذیری را به همراه داشته باشد(5).
هزینه درمان عوارض سقطهای غیرقانونی درمقابل انجام سقطهای بهداشتی و قانونی در محیطهای بهداشتی بیمارستانها بسیار سنگین میباشد. هرچند که به دست آوردن آمار دقیق در رابطه با مرگ و میر مادران در کشورهای درحال توسعه بسیار مشکل است، نتایج مطالعات بینالمللی نشان میدهد که در مناطقی که استفاده از روشهای تنظیم خانواده در حال افزایش است میزان مرگ و میر مادران رو به کاهش نهاده است(6).
موفقیت برنامههای تنظیم خانواده در گرو ایجاد ارتباط مؤثر و نزدیک با تقاضا کنندگان و یا نیازمندان واقعی این خدمات در خارج از مرزها و موانع موجود میباشد. اینگونه ارتباطات تأثیر و نفوذ بیشتری در ایجاد تغییرات فرهنگی و رفع موانع موجود برای دسترسی متقاضیان بهوسـایل جلوگیـری ازبارداری و بهکارگیری آن دارد (7).
بـراساس نتایج مطالعات موجود نقش برنامههای تنظیم خانواده در کاهش موارد بارداریهای بدون برنامه در کشورهایی مشابه ایران مهمتر از ویژگیهای فردی جمعیت تحت پوشش این برنامهها میباشد. در جوامعی با ویژگیهای ایران که با مشکل رشد جمعیت و رشد ناکافی سرویسهای ارائه خدمات رفاهی عمومی روبرو هستند، واگذاری مسئولیت ارائه برنامههای تنظیم خانواده به دولت عقلانیتر بهنظر میرسد؛ زیرا قدرت لازم جهت برنامهریزی دقیق و اجرای مسئولانه برنامهها و جلب مشارکت مردم را دارا میباشد(8). درایران برنامههای تنظیم خانواده براساس قوانین دینی و حمایت مراجع مذهبی به مرحله اجرا رسیده است. قابلیت تغییرپذیری و انطباق قوانین اسلامی با مسائل اجتماعی موضوع بسیار مهمی در پیشرفت و موفقیت برنامههای تنظیم خانواده در کشور است(8).
از مهمترین اهداف برنامههای تنظیم خانواده در بسیاری از کشورها کاهش بارداریهای ناخواسته میباشد. تحقق این امر از طریق دسترسی آسان به وسایل جلوگیری از بارداری امکان پذیر خواهد بود(9). هرچند احتمال عدم موفقیت وسایل جلوگیری از بارداری، علیرغم آموزشهای لازم و استفاده دقیق از آنها وجود دارد، همواره سرویسهای تنظیم خانواده بهوسیله جلوگیری از بارداریهای ناخواسته به حفظ و حراست منابع ملی و سرمایههای کشور کمک مؤثری مینمایند(10).
براساس آمار موجود از دهه 1960 درصد بالایی از زنانی که تمایل به بارداری نداشتهاند و یا خواستار تعویق زمان بارداری بودهاند از وسایل جلوگیری استفاده نکردهاند، از این مطلب به عنوان «نیاز برآورد نشده» یاد شده است(7).
محققین و دستانـدرکاران برنامههای تنظیم خانواده با تجزیه و تحلیل اطلاعات و آمـار مـوجود و مطالعات مـربـوط به انسانشناسی دررابطه با علل برآورده نشدن نیازهای زنان علاقهمند به جلوگیری از بارداری، چنین نتیجهگیری کردهاند که توضیح علل این مسئله در تمام جوامع یکسان نخواهد بود. اگرچه برای جوامع بسیاری دسترسی به سرویسهای تنظیم خانواده مشکل میباشد ولی با وجود نیاز به استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری دلایل مهمتری برای عدم استفاده عنوان شده است که اهم این دلایل شامل معلومات ناکافی و نامناسب، ترس از تأثیرات جانبی و به عبارتی عوارض ناشی از استفاده از این وسایل، عدم پذیرش خانواده و یا جامعه عنوان گردیده است(1).
لذا لازم است در برنامههای ارتقاء بهداشت، برنامههای آموزشی و استراتژیهای عملی، بر رفع موانع فوق تاکید گردیده و به عنوان اصل اولیه و اساسی در جلوگیری از بارداریهای بدون برنامه و یا ناخواسته بر ارتقا و اصلاح آگاهی زنان در مورد وسایل جلوگیری از بارداری تأکید شود. با قبول این فرضیه که از سال 1376برنامههای تنظیم خانواده در ایران موفقیت قابلتوجهی داشته است، بررسی روند حاملگی ناخواسته در سالهای اخیر از اهمیت قابل توجهی برخوردار است.این مطالعه با هدف تعیین میزان و علل بارداریهای ناخواسته در جمعیت مورد مطالعه و نحوه بکارگیری روشهای جلوگیری از بارداری، همچنین دستیابی به دلایل عدم استفاده از این روشها به منظور شناخت عوامل موثر بر بارداریهای ناخواسته و تعیین میزان نیازهای برآورد نشده که همگی در چگونگی کنترل رشد جمعیت تأثیر داشتهاند برنامهریزی و اجرا شده است تا با بیان میزان شیوع بارداری ناخواسته در این جمعیت و مهمترین عوامل مؤثر و عوارض ناشی از حاملگیهای ناخواسته برای والدین و فرزند، مسئولین را در جهت دادن درست برنامههای کنترل جمعیت یاری نماید.
این پژوهش به شکل یک مطالعة توصیفی از نوع مقطعی انجام گرفت. ابزار اصلی جمعآوری اطلاعات پرسشنامه بود که برای تدوین آن ابتدا با مطالعه کتب و مقالات معتبر و مرتبط به موضوع پژوهش ابزار مقدماتی گردآوری شد و برای تعیین اعتبار علمی پرسشنامه از روش اعتبار محتوی استفاده گردید.
جهت تعیین اعتماد علمی ابتدا از روش تجزیه و تحلیل جزء به جزء به منظور یافتن نقاط مبهم و یا مشکل استفاده شد. بدین ترتیب که تعداد 10 پرسشنامه توسط 10 زن بادار تکمیل گردید و مشکلات موجود در پرسشنامه برطرف شد. سپس روش آزمون مجدد به کار گرفته شد بدین ترتیب که تعداد 48 پرسشنامه به 48 نفر از زنان بارداری داده شد که کاملاً خصوصیات نمونه مورد مطالعه را داشتند و سپس نتایج، مورد تجزیه و اعتبار علمی قرار گرفت که با 85/0= r اعتماد علمی مورد تائید قرار گرفت.
پرسشنامة بکار گرفته شده در این مطالعه شامل دو نوع مختلف سئوالات باز و بسته شامل سه قسمت مشخصات جمعیتی (20 سوال)، حاملگیهای برنامهریزی شده (8 سئـوال) و بارداریهای ناخواسته (18 سوال) بود.
از بین زنان مراجعه کننده به 6 کلینیک زنان و زایمان که به تصادف از سه منطقه شمال، مرکز و جنوب تهران انتخاب شده بودند، 168 زن طی مدت 6 ماهه (آذر 78 تا خرداد 79) انتخاب گردیدند. پرسشنامهها بهوسیله داوطلبین و با حضور محقّق تکمیل گردید.
لازم به ذکر است که به افراد داوطلب توضیح داده شد که عدم شرکت در مطالعه هیچگونه تأثیری در نحوه سرویسدهی پزشک کلینیک به آنها ندارد و پاسخ سئوالات کاملاً محرمانه خواهد بود.
مطابق با مطالعات دیگر محققین (12،11) در این مطالعه نیز ابتدااز نمونهها سئوال شد که آیا این حاملگی الف) خواسته بوده ب) ناخواسته بوده ج) نابهنگام بوده و یا د) فرقی نمیکرده است. سپس جمع حاملگیهای ناخواسته (اصلاً حاملگی را نمیخواسته یا بچه بیشتری را نمیخواسته) و بارداریهای نابهنگام ویا بدون قصد (اگر میخواسته حاملگی را به تعویق بیاندازد) به عنوان حاملگیهای بدون برنامه در نظر گرفته و اگر حاملگی را میخواسته و یا نسبت به زمان حاملگی بیتفاوت بوده است به عنوان حاملگی برنامهریزی شده در نظر گرفته شد.
برای درک بهتر دلایل بارداریهای بدون برنامه، ارتباط بین بعضی از متغیرهای زمینهای مثل سن ازدواج، تعداد بارداریهای قبلی، تعداد سقط جنینها، تعداد فرزندان پسر و دختر متولد شده و تعداد بارداریهای بدون برنامه قبلی با بارداری اخیر مورد آزمون قرار گرفت.
بـارداریهای برنامهریزی نشـده یا ناخواسته که در این مقاله مترادف هم میباشند به عنوان متغیر وابسته و سایر متغیرهای دموگرافیک مورد مطالعه شامل برخی از مشخصات جمعیتی مثل سن، دین، درآمد، شغل و حرفه، وضعیت تحصیلی به عنوان متغیر غیروابسته یا مستقل در نظر گرفته شد. در این تحقیق ابتدا رابطه متغیر وابسته با هر کدام از متغیرهای مستقل بوسیله ² و Fisher Exact Test سنجیده شد و سپس برای تخمین اثرات خاص هر یک از متغیرهای غیروابسته روی احتمال بارداریهای" ناخواسته" از رگرسیون لجستیک استفاده شد. لازم به ذکر است که 05/0P< بهعنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
از مجموع 168 نفر داوطلب شرکت کننده در مطالعه 150 نفر پرسشنامه را تکمیل نمودند که میزان پاسخگویی 28/ 89% بهدست آمد. 3/31% بارداریها بدون برنامه و قصد قبلی و بقیه با برنامهریزی بود.
63% از کل نمونههای مورد مطالعه سابقه استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری را داشتهاند. 51% از زنان با حاملگی ناخواسته به دلایل مختلفی که در جدول شمارة1 آمده است از وسایل جلوگیری از حاملگی استفاده نمیکردند.
همانطـور که جـدول شمـارة 2 نشـان مـیدهـد از میـان متغیرهای دموگرافیک (زنان و همسران) مورد مطالعه شامل منطقه محل سکونت، دین، سطح تحصیلات، شغل و درآمد تنها در دو گروه زنان زیر بیست سال و بالای 40 سال رابطه ضعیفی بین سن و حاملگی بدون برنامه (056/0=P) به دست آمد. همچنین بارداری ناخواسته با وضعیت تحصیلی همسران در رابطه بود (05/0P<).
با استفاده از آزمون آماری 2از میان متغیرهای زمینهای مثل سن ازدواج، حاملگیهای قبلی، تعداد فرزندان دختر، تعداد فرزندان پسر، حاملگیهای ناخواسته قبلی و سقط جنین از هر دو نوع عمدی و غیرعمدی تنهامتغیرهای تعداد فرزندان پسر (01/0P<)، دختر (0001/0P<)، تعداد حاملگیهای قبلی (01/0P<) و حاملگیهای ناخواسته قبـلی (0000/0P<) رابطه معنـیداری را با نوع بارداری نشان داد (جدول شماره3). لازم به ذکر است که 3/27% سابقـه سقط جنیـن عمــدی گزارش شده که این سقط جنینها اغلب به طور غیرقانونی و در محیطی غیربهداشتی صورت گرفتهاست.
خوشبختانـه 2/97% از زنان با بارداری برنامهریـزیشده ابراز نمودند که همسرشان بهطور فعال آنها رابه استفاده از وسایل پیشگیری تشویق کرده و فقط 8/2% ابـراز نمـودند که همسـر آنها دخالتی در این امـر نمـیکند (نـه ممانعـت، نـه مشـارکت)؛ یعنـی همـکاری منفعل دارند.
از زنانی که علیرغم استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی، بارداری ناخواسته داشتند، در مورد منابع کسب آگاهی سئوال شد که نتایج آن در جدول شمارة 4 درج شده است.
نتایـج مـدل آمـاری رگرسیون لجستیک نشان داد که از میان تمامی متغیرهای جمعیتی و زمینهای، متغیرهای جنسیت فرزندان و سابقه بارداریهای قبلی، مشارکت همسر، استفاده و یا عدم استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری و داشتن سابقه بارداری ناخواسته از عوامل مؤثر بر بارداریهای ناخواسته میباشد.
مدل رگرسیون لجستیک چند متغیره با استفاده از روش backward elination از متغیرهای وابسته معنیدار در آزمون همبستگی نشان داد که داشتن فرزند دختر و سابقه بارداری ناخواسته از علائم مؤثر بر بارداری ناخواسته میباشند. مادرانی که دختر داشتند 3 برابر احتمال خطر روبرو شدن با بارداری ناخواسته و آنهایی که سابقه بارداری ناخواسته داشتند 11 بار بیشتر احتمال خطر برای بارداری ناخواسته دارند (جدول شمارة 5).
در مطالعه حاضر شیوع حاملگی ناخواسته در جامعه تحت پژوهش 3/31% بود و این میزان کمی کمتر از میزان شیوع حاملگی ناخواسته در تحقیقات اخیر میباشد. تـحقیقی که در زنان مراجعه کننده به آزمایشگاههای بیمارستانهای تابعة دانشگاه علوم پزشکی تهران جهت تست حاملگی در سال 81 انجام گرفت میزان شیوع بارداری ناخواسته را 5/47% نشان داد(1). این افزایش در میزان میتواند به دلیل تفاوت در جامعه تحت مطالعه باشد؛ چنانچه این میزان در مراجعه کنندگان جهت تست بارداری به مراکز تشخیصی دولتی بیشتر از مراجعه کنندگان به کلینیکهای خصوصی میباشد. تحقیق دیگری که براساس اطلاعات "بررسی ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی ایران در سال 1379" انجام گرفت میزان شیوع را 34% در جمعیت شهری گزارش کرده است(12) که با میزان شیوع به دست آمده از تحقیق حاضر هماهنگی دارد. مطالعات دیگر در تعدادی از استـانهـای کشـور نشـان داد که حـدود 35–30% بارداریها ناخواسته بوده است (14،13).
63% از کل نمونه مورد مطالعه سابقه استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی را داشتهاند در مطالعات دیگر نیز میزان استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی به ترتیب 59% در سـال 79 و 7/63% در حاملگـیهای ناخـواسته در سال 81 عنوان شده است (12،1).
به طور کلی زنان در گروه سنی زیر 20 سال و بالای 40 سال، با تعداد فرزندان بیشتر از سه، داشتن سابقه سقط و بارداری ناخواسته قبلی بیشتر در معرض خطر بارداری ناخواسته میباشند. افزایش بارداریهای ناخواسته در گروه سنی مذکور با تحقیقات دیگری نیز به اثبات رسیده است(12،1).
در مطالعه حاضر 23 مورد (51%) از حاملگیهای ناخواسته، به دلیل شکست روشهای جلوگیری و یا استفاده غیرصحیح از روشها بوده است. نتایج سایر مطالعات نیز نشان میدهد که بیش از 65% از بارداریهای بدون برنامه در حین استفاده از روشهای جلوگیری از بارداری اتفاق میافتد(12،1). وقتی که بارداری بدون برنامه اتفاق میافتد دو راه وجود دارد: سقط جنین عمدی و یا تداوم بارداری و تولد فرزندی ناخواسته با مشکلات خاص خودش. عدم استفاده صحیح از روش پیشگیری از بارداری از دلایل مهم شکست میباشد و کمک به زوجها در بهکارگیری درست وسایل باعث کاهش تعداد بارداریهای ناخواسته و سقط میگردد(15). متاسفانه در بعضی جوامع علیرغم توافق نامه ICPD در مورد ممنوعیت استفاده از سقط جنین، سقط جنین عمدی به روش بهداشتی در بیمارستان که به صورت قانونی انجام شود و به عنوان گریز از حاملگی ناخواسته باشد(17) به عنوان روش مقابلهای در برابر شکست وسایل جلوگیری از حاملگی انجـام میپذیرد. البته این روش فقط در جوامعی قابل انجام است که از نظرقانونی، فرهنگی و دینی پذیرفته شده باشد.
در مطالعــه حاضـر 3/27% سابقـه سقط جنیـن عمــدی گزارش شده است که این سقط جنینها اغلب به طور غیرقانونی و در محیطی غیربهداشتی صورت گرفتهاست. سقطهای غیرقانونی زیانهای بهداشتی و اجتماعی و اقتصادی بسیاری را برای خانوادهها و کشـور به همـراه دارد. سـقط جنیـنهـای ناشـی از حاملگـیهای ناخواسته در ایران موضوع مهمی است که در مطالعات به آن توجه شده است(17).
مطالعه حاضر و همچنین مطالعات دیگر نشان داد که داشتن سابقه سقط جنین و حاملگی بدون برنامه احتمال بروز بارداری ناخواسته دیگری را افزایش میدهد. همچنانکه از میان زنان مورد مطالعه در بررسی حاضر که سابقه سقط جنین نداشتهاند 3/30% بارداری بدون برنامه داشتند در حالیکه زنانی که تجربه سقط جنین داشتند 60% بارداری بدون برنامه داشتند. بنابراین لازم است بیشتر از آن که به درمان و برخورد بهداشتی- اجتماعی صحیح پرداختهشود، راهکارهایی جهت پیشگیری از بارداری بدون برنامه ارائه شود.
در مطالعه حاضر نکته مهم دیگر مشارکت فعالانه همسران است. به نظر میرسد که شوهران تحصیلکرده در تنظیم خانواده همکاری بهتری دارند. با توجه به اینکه در نمونه مورد مطالعه درصد قابل توجهی (7/76%) از زنان از تحصیلاتی در حد دیپلم و یا بالاتر از آن برخوردار بودند، امکان بررسی ارتباط سطح تحصیلات زنان و نحوة استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری فراهم نبود.
لازم اسـت در بـرنامههای آمـوزشی به ایـن نکته توجه شود که تنظیم خانواده مسئولیت مردان و زنان (هر دو) میباشد. مردان باید در تنظیم خانواده با همسران خود مشارکت فعال داشته باشند. عدم مشارکت همسران در استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری به عنوان عامل خطر بالقوه برای بارداریهای ناخواسته در مطالعات دیگر نیز ذکر گردیده است (12،1).
اگـرچـه سـایر مطالعات نشـان دادهانـد که تمایـل برای داشتن فرزند پسر بر رفتار باروری تاثیر میگذارد (19،18)، طبق نتایج مطالعه حاضر وقتی تعداد فرزندان دختر (0001/0P<) و پسر (01/0P<) افزایش پیدا کرد نسبت بارداریهای ناخواسته نیز افزایش یافت. اما نتایـج مـدل آمـاری رگرسیون لجستیک نشان داد که داشتن فرزند دختراز علائم خطر بارداری ناخواسته است و مادرانی که دختر داشتند 3 برابر بیشتر احتمال خطر روبرو شدن با بارداری ناخواسته دیگری را داشتند(05/0P<).
از دهة 1960 مطالعات نشان میدهد که درصد قابل توجهی از زنانی که نمیخواستند باردار شوند و یا حداقل در فکر به تأخیر انداختن زمان بارداری خود بودهاند از وسایل جلوگیری از بارداری استفاده نمیکردهاند؛ یعنی نیاز آنها به وسایل جلوگیری از بارداری برآورد نشده است(7). همچنانکه قبلاً بحث شد و بر طبق نتایج تحقیق حاضر(جدول شمارة1) و مطالعات دیگر، اهم دلایل این مسئله نداشتن آگاهی کافی و صحیح در مورد وسایل جلوگیری از حاملگی، ترس از عوارض جانبی و عدم پذیرش دینی و فرهنگی از طرف همسر و یا جامعه ذکر شده است(1). این موارد نکات مهمی است که در آموزش باید مورد توجه قرار گیرد.
وسایل جلوگیری از بارداری باید مورد پذیرش و در دسترس همة زنان و مردان جامعه باشد. لازم است که سرمایهگذاریها در تنظیم خانواده در جهت تهیه وسایل جلوگیری از بارداری همچنین برقراری رابطة نزدیک با مشتریان و نیازمندان در جهت شناخت نیـازهای بهداشتی و اجتماعی آنان صورت پذیرد.
امکـان انجـام ایـن مطالعـه بـدون همکاری و پشتیبانـی صمیـمـانة دکتــر Jiri Radaامکانپذیر نبود. همچنیـن لازم است قـدردانی و تشـکر خود را نسبت به پروفسور Alista Woodword برای راهنماییهای مفید و به موقع ایشان ابراز نماییم.