Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Effect of normal pregnancy on plasma levels of lipoprotein (a)

Authors
1 Department of Biochemistry, Faculty of Medicine, Shahid Sadoughi University of Medical Sciences, Yazd, Iran
2 Department of Nutrition, Faculty of Medicine, Shahid Sadoughi University of Medical Sciences, Yazd, Iran
Abstract
Introduction: Lipoprotein (a) [Lp(a)], a cholesterol- rich particle in human plasma is an indepe-ndent risk factor for atherosclerosis. In addition to diabetes mellitus and renal failure, normal and complicated pregnancy may affect the plasma levels of this lipoprotein. Since the effect of pregnancy and its complication on plasma level of Lp(a) is race dependent, the aim of present study was to evaluate the effect of pregnancy on plasma Lp(a) level in a group of normal preg-nant women living in Yazd City. Materials and Methods: The study groups included 94 normal pregnant women (with a mean age 24.6 ± 4.33 years) and 51 non-pregnant women (mean age 26.2±6.73 years). Fasting blood samples were collected in the morning and sera were stored at –70 °C until Lp(a) was assayed. Statistical analysis included, U-test and Wilcoxon-test for comparison of Lp(a), t-test for compa-rison of lipids, Kruskal-Wallis-test for comparison of variables in four groups (first, second, third, trimesters and control) and Pearson correlation test, for correlation of Lp(a) to other variables. Results: plasma Lp(a) levels in study group did not correlate significantly with age and other lipids, and in the pregnant group, (Mean±SD, 25±22.5 mg/dl) were significantly (p=0.01) higher than controls (18±13.5 mg/dl). Lp(a) plasma levels did not show any significant correlation with age, cholesterol and triglyceride levels. Plasma Lp(a) levels in the second half of pregnancy (31±22.4 mg/dl) was higher than the levels in the first half (20±16 mg/dl). Comparison of plasma Lp(a) in the third trimester and control showed a significant elevation in the third trimester. Conclusion: The results of the present study indicate that like most other reports, plasma Lp(a) levels increased during normal pregnancy in our study population, and the elevation is more pronounced in the second half of pregnancy. Since very high levels of plasma Lp(a), may affect placental circulation, more studies are needed to clarify the possible role of this lipoprotein in complicated pregnancies such as pre-eclampsia, history of low birth weight and repeated fetal loss.
Keywords

مقدمه

لیپوپروتئین-آ [Lp(a)]، یک ذره غنی از کلسترول می‌باشد، که اولین بار بوسیله Berg در پلاسمای انسان شناخته شد(1). این ترکیب دارای شباهت زیادی با لیپوپروتئین با وزن مخصوص پائین (LDL) می‌باشد. درLp(a) یک نوع گلیکوپروتئین به نام آپولیپوپروتئین-آ [Apo(a)] توسط پیوند دی‌سولفید به آن متصل شده است(2). Apo(a) گلیکوپروتئینی محلول در آب بوده و ساختاری مشابه با پلاسمینوژن دارد. این گلیکوپروتئین از نظر اندازه در افراد مختلف بسیار متنوع بوده و ایزوفرم‌های آن دارای وزن ملکولی در محدوده kD800 -300 می‌باشد(3). در غلظت پلاسمایی Lp(a) در بین افراد یک جامعه و همچنین میانگین آن در جوامع مختلف تغییرات نسبتاً وسیعی دیده‌می‌شود؛ درحالیکه غلظت پلاسمایی این ترکیب در یک فرد نسبتا ثابت است(4). غلظت پلاسمایی Lp(a) ارتباط معکوس با اندازه ایزوفرم Apo(a) موجود در هر فرد دارد و تغییرات قابل توجهی در میانگین غلظت آن در بین نژادهای مختلف گزارش شده است(6،5). پس از آنکه بسیاری از مطالعات جمعیت شناختی نشان دادند که غلظت بالای Lp(a) در پلاسما، با بروز آترواسکلروز زود هنگام همراه می‌باشد، این لیپوپروتئین به عنوان یک عامل خطرساز مهم و مستقل برای بیماری عروق کرونر مورد توجه زیادی قرار گرفت(9-7). اگرچه سطح پلاسمایی Lp(a) تا حد بسیار زیادی به زمینه ژنتیکی بستگی دارد، با این حال برخی از عوامل دیگر نیز ممکن است غلظت پلاسمایی و احتمالا خطرزایی این لیپوپروتئین را تحت تاثیر قرار دهند(10). علاوه بر بیماریهایی که باعث کاهش (مثل سیروز کبدی)، یا افزایش (نارسایی کلیه و دیابت قندی) غلظت پلاسمایی Lp(a) می‌شوند، برخی از هورمونها نظیر استروئیدهای جنسی نیز غلظت این لیپوپروتئین را تحت تاثیر قرار می‌دهند(12، 11).

حاملگی یک نوع شرایط فیزیولوژیک است، که یکی از شاخص‌های آن تولید هورمون‌های جنسی زنانه به‌وسیله جفت می‌باشد. این شرایط هورمونی خاص بعضی از مسیرهای متابولیسمی را تحت تاثیر قرارمی‌دهد. متابولیسم لیپیدها و لیپوپروتئینها در هنگام حاملگی دچار تغییراتی می‌شود و اغلب مطالعات نشان داده‌اند که طرح لیپیدهای پلاسمایی در زمان حاملگی به طرف حالت پلاک‌زایی بیشتر پیش می‌رود (17،16). Lp(a) پلاسمایی در افراد باردار در بسیاری از جوامع و نژادهای مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است(16،17). Zenchner و همکاران 42 زن باردار طبیعی را از نظر لیپیدها، لیپوپروتئینها و Lp(a) در طول حاملگی و پس از آن مورد بررسی قرار داده و نشان داد‌ند کهLp(a) پلاسمایی به تدریج در دوران حاملگی زیاد و در هفته نوزدهم حاملگی به حداکثر خود می‌رسد. آنها افزایش Lp(a) را با گونادوتروپین جفتی مرتبط دانستند(18). Zanaboni و همکاران نیز تغییرات Lp(a) را در 32 زن باردار مورد مطالعه قراردادند و افزایش تدریجی غلظت آن را تا هفته بیستم حاملگی مشاهده نمودند(19). از طرفی در مطالعه‌ای توسط Chiang و همکاران روی 62 زن باردار طبیعی و 184 زن سالم و غیر باردار به عنوان گروه شاهد، تفاوت معنی‌داری بین غلظت Lp(a) پلاسمایی در دو گروه مشاهده نکردند(20). Mazurkievicz و همکاران نیز در مطالعه‌ای مشابه روی 178 زن باردار طبیعی و 58 زن غیرباردار به عنوان گروه شاهد افزایش لیپیدها را در زنان باردار گزارش نمودند. ولی تفاوت معنی‌داری در غلظت پلاسمایی Lp(a) در دو گروه مشاهده نکردند(14).

یکی از محورهای مهم مطالعاتی دیگر در این زمینه، بررسی ارتباط Lp(a) پلاسمایی بالا با مشکلات حاملگی بویژه پره‌اکلامپسی می‌باشد. در این رابطه نیز نتایج مطالعات موجود متناقض است. در حالیکه Wang و همکاران در مطالعه‌ای بر روی 24 زن باردار طبیعی و 26 زن باردار همراه با پره‌اکلامپسی، مشاهده نمودند که Lp(a) در گروه پره‌اکلامپسی بالاتر از گروه طبیعی بود و ممکن است Lp(a) در پاتوژنز بیماری مؤثر باشد(21)؛ ولی Leerink و همکاران با انجام مطالعه‌ای مشابه با 39 زن مبتلا به پره‌اکلامپسی و 47 زن باردار سالم، به این نتیجه رسیدند که غلظت پلاسمایی Lp(a) تاثیری در پاتوژنز پره‌اکلامپسی ندارد(22).

با توجه به گزارشات ضد و نقیض در رابطه با غلظت Lp(a) پلاسمایی در حاملگی طبیعی و مشکل دار و همچنین وجود نشانه‌هایی دال بر وابستگی تغییرات این لیپوپروتئین در شرایط مختلف به زمینه ژنتیکی و نژادی (23)، مطالعة حاضر با هدف بررسی تاثیر حاملگی طبیعی بر غلظت پلاسمایی Lp(a) در گروهی از زنان باردار مقیم شهر یزد طراحی گردید.

مواد و روشها

انتخاب افراد و تهیه نمونه: افراد مورد مطالعه شامل 94 زن باردار طبیعی (میانگین سنی 33/46/24 سال) که در تابستان سال 1380 برای معاینات ماهیانه به بخش زنان مرکز بهداشت آزادشهر واقع در شهرستان یزد مراجعه نمودند، و 51 زن سالم و غیرباردار (با میانگین سنی 73/62/26 سال) بودند. افراد باردار در مراجعه اول در جریان اجرای طرح قرارداده شدند و با پر نمودن فرم رضایت‌نامه از آنها درخواست ‌شد تا در مراجعه بعدی به صورت ناشتا (حداقل 12 ساعت) جهت تهیه نمونه خون مراجعه نمایند. افراد شاهد نیز تعدادی از همراهان و همکاران درمانگاه بودند که پس از کسب رضایت از آنها درخواست شد تا اول صبح و به صورت ناشتا جهت تهیه نمونه خون در تاریخ مشخص مراجعه نمایند. کسانی که دارای سابقه بیماری‌های کبدی، کلیوی، قلبی-عروقی، دیابت و یا حاملگی مشکل‌دار بودند، از مطالعه حذف شدند.

در مورد 50 نفر از افراد باردار دو نوبت نمونه خون تهیه شد. نوبت اول در ماه‌های دوم تا چهارم حاملگی و نوبت دوم در بین ماه‌های ششم تا هشتم حاملگی، نمونه‌گیری صورت گرفت. در مورد 44 نفر باقیمانده از گروه زنان باردار تنها در یک مرحله، بین ماه‌های دوم تا هشتم حاملگی، نمونه خون تهیه شد.

نمونه خون در کلیه افراد در اول صبح و پس از حداقل 12 ساعت ناشتا بودن، از ورید بازو و بدون استفاده از ماده ضد انعقاد تهیه شد. تمام نمونه‌ها پس از انعقاد کامل (حدود یک ساعت در درجه حرارت اتاق) در شرایط 1500×g و به مدت 10 دقیقه سانتریفوژ شد و سرم جدا گردید. اندازه‌گیری کلسترول و تری‌گلیسرید حداکثر دو روز پس از تهیه نمونه انجام شد و در این مدت نمونه‌های سرم در دمای ˚C4 نگهداری شدند. از هر نمونه سرم ml5/0 جهت سنجش Lp(a) در دمای ˚C 70- و حداکثر به مدت شش ماه ذخیره شد.

اندازه گیری لیپیدها: کلسترول تام (TC) و تری‌گلیسرید (TG) سرم با استفاده از کیت‌های تجارتی زیست شیمی و با اصول آنزیمی (به ترتیب کلسترول اکسیداز و گلیسرول اکسیداز) اندازه‌گیری شد. روش‌های فوق بر روی اتوآنالیزر RA-1000 (Technicon, USA) اجرا و ضریب تغییرات بین مراحل برای TC و TG به ترتیب کمتر از 4% و 6% بود.

اندازه گیری Lp(a) : غلظت پلاسمائی Lp(a) در نمونه‌ها با روش الکتروایمونواسی و با استفاده از برنامه Winfried و همکاران اندازه‌گیری شد(24). استاندارد اولیه و سرم کنترل از شرکت ایمونو(Immuno AG, Viena, Austria) خریداری شد. استخراج و تخلیص Lp(a) و تهیه آنتی‌بادی اختصاصی علیه آن به کمک روش مورد استفاده Abe و همکاران انجام گرفت(25). آگارز و کلیه مواد استفاده شده دیگر از شرکت Merck آلمان تهیه شد. برای انجام الکتروایمونواسی از دستگاه الکتروفورز (Shandon,England) استفاده شد. حد تشخیص این روش برای Lp(a) حدود mg/dl 1 و ضریب تغییرات در بین مراحل در محدودة غلظتmg/dl25 حدود 6% به‌دست آمد.

روشهای آماری: برای آنالیز آماری داده‌ها از برنامه نرم‌افزاری SPSS استفاده شد. آزمون‌های آماری مورد استفاده شامل آنالیز واریانس، U-test جهت مقایسه Lp(a) و t-test برای مقایسه لیپیدها در دو گروه باردار و شاهد بود. از تست Wilcoxon برای مقایسه Lp(a) و از Paired t-test برای مقایسه لیپیدها در نیمه اول و دوم حاملگی در 50 نفر باردار و از آزمون همبستگی پیرسون به منظور تعیین همبستگی Lp(a) با سایر متغیرها و برای مقایسه متغیرها در چهار گروه سه ماهه اول، سه ماهه دوم، سه ماهه سوم و شاهد از Kruskal Wallis test استفاده شد.

نتایج

غلظت Lp(a) پلاسمایی در گروه باردار با میانگین mg/dl 25 به‌طور معنی‌داری از گروه شاهد با میانگین mg/dl18 بالاتر بود(01/0P=). کلیه مشخصات Lp(a) در دو گروه باردار و شاهد در جدول شمارة 1 نشان داده شده است.

اگرچه غلظت Lp(a) در گروه باردار از گروه شاهد بالاتر بود، ولی غلظت TC و TG در دو گروه فوق تفاوت معنی‌داری نداشتند. در جدول شمارة 2 نتایج TC و TG در دو گروه باردار و شاهد مقایسه شده‌است. در 50 نفر از افراد باردار که در دو مرحله از آنها نمونه خون تهیه شد، غلظت Lp(a) پلاسمایی در نیمه دوم (mg/dl 4/2231) به‌طور معنی‌داری از نیمه اول (mg/dl 1620) بالاتر بود(001/0=P). در جدول شمارة 3 نتایج لیپیدها و Lp(a) در 50 نفر از افراد باردار در دو نیمه حاملگی مقایسه شده است.

از آنجا که از تمامی 94 زن باردار حداقل یک بار نمونه خون تهیه شده بود و سن بارداری در هنگام تهیه نمونه در بین افراد مختلف از شروع ماه دوم حاملگی تا آخر ماه هشتم را شامل می‌شد، کلیه افراد باردار برحسب سن بارداری در زمان تهیه نمونه به سه گروه تقسیم شدند. سه گروه فوق شامل سه ماهه اول، دوم و سوم حاملگی بود. افرادی که در هنگام نمونه‌گیری سن بارداری آنها بین ابتدای ماه دوم تا انتهای ماه سوم بود جزء گروه سه ماهه اول، و آنهایی که در هنگام نمونه‌گیری سن بارداری آنها بین ابتدای ماه چهارم تا انتهای ماه ششم بود، جزء گروه سه ماهه دوم و بقیه افراد باردار جزء گروه سه ماهه سوم بودند. غلظت پلاسمایی Lp(a) در سه گروه فوق و نیز بین هر یک از گروه‌های فوق با گروه چهارم که در واقع افراد غیرباردار یا شاهد بودند، مورد مقایسه قرار گرفت. آنالیز آماری نشان داد که غلظت پلاسمایی Lp(a) در گروه سه ماهه سوم با میانگین mg/dl 2832 به‌طور معنی‌داری از گروه شاهد (mg/dl 5/133/18) و گروه سه ماهه اول (mg/dl 4/1519) بالاتر است(027/0(p=. در جدول شمارة 4 نتایج لیپیدها و Lp(a) در چهار گروه فوق با یکدیگر مقایسه شده است.

بر اساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون، غلظت پلاسمایی Lp(a) در کل افراد مورد مطالعه و همچنین هر گروه به‌طور جداگانه ارتباط معنی داری با سن، TC و TG نداشت.

بحث

بررسی اثرات حاملگی طبیعی و مشکل‌دار بر طرح لیپیدها و Lp(a) پلاسمایی موضوع بسیاری از مطالعات مقایسه‌ای در جوامع مختلف بوده است(26، 27). نتایج اغلب اینگونه مطالعات حاکی از افزایش لیپیدها، لیپوپروتئینها و تمایل به طرح پلاک‌زایی بیشتر (افزایش LDL-C و کوچک‌تر شدن ذرات LDL) در اواخر حاملگی بوده است (28، 29). با این حال نقش بیولوژیک و یا اختلالات حاصل از طرح خاص لیپیدها و لیپوپروتئینها در دوران حاملگی به‌طور کامل درک نشده‌است (14،30). غلظت Lp(a) پلاسمایی به عنوان یک عامل خطرساز برای آترواسکلروز و یک مداخله‌گر فرآیند فیبرینولیز ، نیز مورد توجه بوده و در حاملگی طبیعی و مشکل‌دار و در جوامع مختلف مورد ارزیابی قرار گرفته است(31، 32). اغلب مطالعات افزایش Lp(a) پلاسمایی را در هنگام حاملگی طبیعی و مشکل‌دار نشان‌داده‌اند (16،33،34)، در حالیکه برخی از مطالعات تغییرات معنی‌داری از این لیپوپروتئین را در هنگام حاملگی نشان نداده‌اند(22).

نتایج این مطالعه افزایش معنی‌دار غلظت پلاسمایی Lp(a) در افراد باردار را در مقایسه با گروه شاهد نشان می‌دهد(جدول شمارة 2). چنین افزایشی در افراد باردار، در دیگر جوامع و نژادها به‌وسیله محققین دیگر نیز گزارش شده‌است. Murakami و همکاران میزان Lp(a) و سایر لیپیدهای پلاسما را در 33 زن باردار طبیعی در هنگام زایمان و 47 زن باردار طبیعی در دوران حاملگی مورد مطالعه قرار داده‌اند. آنها افزایش تدریجی Lp(a) پلاسمایی را تا هفته بیستم حاملگی در زنان باردار نشان داده‌اند(16). Zanaboni و همکاران نیز با مقایسه Lp(a) پلاسمایی در 32 زن باردار سالم و همین تعداد زن غیر باردار، به این نتیجه رسیدند کهLp(a) در گروه باردار بیشتر از گروه شاهد می‌باشد. این محققین نیز حداکثر افزایش Lp(a) را تا حدود هفته بیستم حاملگی گزارش نموده‌اند(19).

بر خلاف بسیاری از مطالعات دیگر، در مطالعه حاضر اختلاف معنی‌داری در غلظت TC و TG سرم بین افراد باردار و شاهد مشاهده نشد. البته لیپیدهای فوق در نیمه اول و دوم حاملگی در گروهی از افراد مورد مطالعه مقایسه شد، که در نیمه دوم بالاتر از نیمه اول بود.

در ضمن تغییرات لیپیدها درحاملگی تا حدودی بستگی به زمینه ژنتیکی و نژادی داشته، و ممکن است در برخی از جوامع تغییرات مشهود نباشد(18).

در این مطالعه در گروه زنان باردار، غلظت پلاسمایی Lp(a) در نیمه اول و دوم حاملگی مقایسه‌شد، و نتیجه آنالیز آماری افزایش معنی‌داری را در نیمه دوم نشان داد (جدول شمارة 3). در روش دیگر، بر اساس سن بارداری در هنگام تهیه نمونه، زنان باردار به سه گروه تقسیم شدند. نتایج آنالیز آماری حاکی از افزایش غلظت پلاسمایی Lp(a) در گروه مربوط به سه ماهه سوم حاملگی نسبت به گروه‌های سه ماهه اول، دوم و گروه شاهد بود (جدول شمارة 4). این نتایج نشان دهنده افزایش تدریجی غلظت پلاسمایی Lp(a) در طول دوران بارداری می‌باشد.

افزایش تدریجی Lp(a) در طول حاملگی طبیعی بوسیله Zanaboni نیز گزارش شده است(19). نتایج تحقیقات این محقق افزایش Lp(a) را تا حدود هفته بیستم حاملگی نشان داد، درحالیکه نتایج مطالعه حاضر در مجموع، نشان دهنده افزایش Lp(a) تا زمانی بیشتر از هفته بیستم می‌باشد. بدین ترتیب نتایج مطالعة کنونی بیشتر موید نتایج حاصل از مطالعه Mantent و همکاران می‌باشد. این محققین 19 زن باردار طبیعی را انتخاب کردند و از هفته نهم حاملگی هر چهار هفته یکبار در طول دوران حاملگی و تا پنج ماه پس از زایمان، از آنها نمونه خون تهیه و غلظت Lp(a) را بررسی نمودند. نتایج مطالعه این محققین نشان داد کهLp(a) تا هفته سی و پنجم حاملگی افزایش و پس از آن کاهش یافت(35).

از جمله ضعف‌های مطالعه فوق کم بودن تعداد نمونه می‌باشد، در حالیکه نقطه قوت آن تهیه نمونه در مراحل مختلف حاملگی و حتی دوران پس از زایمان است. در مطالعه حاضر تعداد نمونه بیشتری بررسی شده است، اما نقطه ضعف مطالعه ما آن است که تنها از گروهی از افراد باردار و آن هم در دو مرحله در طول دوران حاملگی نمونه خون تهیه شده است.

Sattar و همکاران نیز در مطالعه‌ای روی 10 نفر زن باردار طبیعی، نشان دادند کهLp(a) از هفته دهم تا هفته سی و پنجم حاملگی افزایش می‌یابد(36). در مطالعه فوق نیز اگرچه تعداد نمونه کم بود؛ ولی نتیجه با مطالعه حاضر همخوانی دارد و موید افزایش Lp(a) تا اواخر حاملگی می‌باشد.

نتایج مطالعه حاضر و سایر مطالعات مشابه، همگی حاکی از افزایش تدریجی غلظت پلاسمایی Lp(a) در طول دوران حاملگی است و این تصور را ایجاد می‌نماید که شرایط هورمونی خاص در شش ماهه آخر حاملگی، ممکن است باعث افزایش سنتز این لیپوپروتئین شود.

مکانیسم افزایش Lp(a) و نقش بیولوژیک آن در دوران حاملگی به‌طور کامل مشخص نشده است. Zenchner و همکاران افزایش Lp(a) در حاملگی را در ارتباط با هورمون گونادوتروپین جفتی دانسته‌اند (18)، در حالیکه Ricci و همکاران در مطالعه‌ای که در آن تغییرات Lp(a) پلاسمایی را در هنگام سیکل ماهیانه طبیعی و تحریک‌شده بوسیله هورمون محرک فولیکولی (FSH) در گروهی از زنان نابارور مقایسه نمودند، افزایش قابل توجه و معنی دار این لیپوپروتئین را تنها در فاز ترشحی دوره ماهیانه زنان دریافت کننده هورمون محرک فولیکول مشاهده کردند. آنها از بررسی یافته‌های خود نتیجه ‌گرفتند که احتمالاً هورمون پروژسترون در افزایش غلظت پلاسمایی Lp(a) نقش بیشتری دارد(37). با این حال با توجه به نتایج برخی از مطالعات مبنی بر اثر کاهش دهنده هورمون‌های استروئیدی از جمله استروژنها و پروژسترون بر غلظت Lp(a) (38)، نمی‌توان اظهار نظر قاطعی در این مورد ابراز نمود ولی به نظر می‌رسد که اثرات متقابل استروئیدهای جنسی با سایر تغییرات هورمونی در زمان حاملگی مسبب افزایش غلظت Lp(a) در این شرایط باشد.

مسئله مهم دیگری که در ارتباط با Lp(a) و حاملگی مطرح می‌باشد، نقش احتمالی غلظت‌های بسیار بالای این لیپوپروتئین در پاتوژنز حاملگی‌های مشکل‌دار است. در این خصوص Berg و همکاران با گزارش یک مورد زن 43 ساله با Lp(a) پلاسمایی بالا که سه نوزاد کم وزن به دنیا آورد و همچنین بررسی سایر موارد گزارش شده مشابه، نتیجه‌گیری نمودند که غلظت بسیار بالای Lp(a) در پلاسمای مادر ممکن است باعث تغییرات پاتولوژیک و نارسایی در جفت و منجر به تولد نوزادان کم وزن شود (39). اینگونه موارد اخیراً به‌وسیله Mori و همکاران با بررسی سیستم عروقی رحمی-جفتی به روش اولتراسونوگرافی در 75 زن باردار طبیعی و 68 زن باردار مشکل‌دار نیز تایید شده است. این محققین به این نتیجه رسیدند که غلظت پلاسمایی بسیار بالای Lp(a) در گردش خون رحمی-جفتی تداخل ایجاد نموده و در پاتوژنز پره‌اکلامپسی نقش دارد(40).

بدین ترتیب از یک طرف احتمال داده می‌شود که افزایش تدریجیLp(a) در طول حاملگی در برگیرنده یک نوع نقش فیزیولوژیکی مثبت باشد. به نظر می‌رسد یکی از نقش‌های مفیدی که افزایش این لیپوپروتئین در اواخر حاملگی می‌تواند به عهده داشته باشد، کاهش احتمالی خونریزی قبل و در هنگام عمل زایمان باشد. Apo(a) که شاخص اصلی Lp(a) است، دارای شباهت ساختمانی زیادی با پلاسمینوژن می‌باشد(2). پلاسمینوژن یکی از اجزاء سیستم فیبرینولیز بوده، که در این فرآیند به‌وسیله فعال کننده خاصی فعال شده و بدین‌وسیله فیبرینولیز تشدید می‌شود. غلظت بالای Lp(a) آنزیم فعال کننده فوق را به صورت رقابتی مهار می‌نماید، و بدین ترتیب با کند نمودن سیستم فیبرینولیز، فرآیند انعقاد و تشکیل لخته را تقویت می‌نماید.

از طرف دیگر افزایش بیش از حد Lp(a)، ممکن است در فرآیندهایی شرکت نماید که منجر به نارسا شدن سیستم گردش خون رحمی-جفتی شود، که از جمله عوارض آن سقط مکرر و تولد نوزادان کم وزن می‌باشد.

علی رغم نقاط ضعف این مطالعه که از آن جمله عدم سنجش Lp(a) پلاسمایی افراد حامله پس از پایان حاملگی و امکان تداخل سیکل ماهیانه در غلظت این لیپوپروتئین در افراد شاهد می باشد، ولی در مجموع می‌توان نتیجه گرفت که در جامعه مورد مطالعه حاضر نیز مشابه اغلب موارد مطالعه شده دیگر، حاملگی باعث افزایش غلظت پلاسمایی Lp(a)می‌شود. این افزایش تدریجی است و در نیمه دوم حاملگی به حداکثر می‌رسد. اگرچه این افزایش فیزیولوژیک بوده و احتمالا در مجموع اثرات مفیدی خواهد داشت، ولی این مسئله در افرادی که به‌طور معمول غلظت Lp(a) پلاسمایی در آنها بالا می‌باشد، ممکن است سیستم گردش خون رحمی-جفتی را تحت تاثیر قرارداده و مشکلاتی را ایجاد نماید. بنابراین پیشنهاد می‌شود که ارتباط این لیپوپروتئین با حاملگی‌های مشکل‌دار از جمله پره‌اکلامپسی، سابقه سقط مکرر و تولد نوزادان کم وزن مورد مطالعه بیشتری قرار گیرد.

تشکر و قدردانی

بدینوسیله از جناب آقای عزیزاله صادقی کارشناس محترم آزمایشگاه بیمارستان شهید رهنمون یزد به خاطر همکاری در آنالیز لیپیدها تشکر و قدردانی بعمل می‌آید.

  1. Berg K. A new serum type system, the Lp syst-em.Acta Pathol Microbiol Scand.1963;59:369-82.
  2. Mbewu A.D., Durrington P.N. Lipoprotein(a): structure and possible involvement in thromboge-nesis and atherogenesis. Atherosclerosis.1990;85: 1-14.
  3. Uterman G. The mysteries of lipoprotein(a). Science.1989;246:904-910.
  4. Lip G.Y.H., Jones A.F. Lipoprotein(a) and vas-cular disease: thrombogenesis and atherogenesis. QJM.1995;88:529-539.
  5. Eric B., Carla C., Lefert G.L., Carolin L., Giul- ia C., et al. Apolipoprotein(a) gene accounts for greater than 90% of the variations in plasma lipoprotein(a) concentrations.J Clin Invest.1992; 90:52-60.
  6. Para H.G., Luyey I., Buramoue C., Demarqu-illy C., Fruchart J.C. Black- White differences in serum lipoprotein(a) levels. Clin Chem Acta. 1987;167:27-31.
  7. Scanu A.M. Lipoprotein(a): a genetic risk fac-tor for premature coronary heart disease. JAMA. 1992;267:3326-3329.
  8. Dahlen G.H., Gayton J.R., Attar M., Farmer J.A., Kautz J.A., et al. Association of levels of lip-oprotein(a), plasma lipids and other lipoproteins with coronary artery disease documented by angi-ography. Circulation.1986;74:758-765.
  9. Labeur C., Bacquer D., Debacker G., Vincke J., Muyldermans L., et al. Plasma lipoprotein(a) val- ues and severity of coronary artery disease in a large population undergoing coronary angiogra-phy. Clin Chem.1992;38:2261-2266.
  10. Kim J.Q., Song J.H. High allele frequency of apolipoprotein(a) phenptype LPs4 is associated with low serum Lp(a) concentrations in Korians. Clin Biochem.1994;27:57-62.
  11. Kim C.J., Ryu W.S., Kawak J.W., Park C.T., Ryoo U.H., et al. Change in lipoprotein(a) and lipid levels after cessation of female sex hormone production and estrogen replacement therapy. Arch Inter Med.1996;156:500-504.
  12. Kim C.J., Min Y.K., Ryu W.S., Kwak J.W., Ryoo U.H., et al. Effect of hormone replacement therapy on lipoprotein(a) and lipid levels in post-menopousal women. Arch Inten Med.1996;156: 1693-1700.
  13. Herrera E., Gomez- Coronado D., Lasuncion M.A. Lipid metabolism in pregnancy. Biol Neon-ate.1987;51:70-77.
  14. Mazurkiewicz J.C., Watts G.F., Warburton F. G., Slavin B.M., Lowy C., et al. Serum lipids, lip-oproteins and apolipoproteins in pregnant nondia-betic patients. J Clin Pathol.1994;47:728-731.
  15. Hubel C.A., Shakir Y., Gallaher M.J., Mclau-ghlin M.D., Roberts J.M., et al. Low density lipo-protein particle size decrease during normal preg-nancy in association with tryglyceride increases. J Soc Gynecol Invest.1998;5:244-250.
  16. Murakami M., Okuyama T., Tokuoka S., Hor- ie M., Saeki H., et al. Change in serum lipopro-tein(a) levels related to hyperlipidemia during pre- gnancy.Nippon Sanka F ujnikai.1996;43:177-183.
  17. Wersch J.W., Mackelenbergh B.A., Vbachs J. M. Lipoprotein(a) in smoking and non-smoking pregnant women. Scand J Clin Lab Invest.1994; 54:361-364.
  18. Zenchner R., Desoye G., Schweditsch M.O., Pfeiffer K.P., Koster G.M. Fluctuation of plasma lipoprotein(a) concentration during pregnancy and post partum. Metabolism.1986;35:333-336.
  19. Zanaboni F., Bianchi G., Vigoni R. Lipoprote-in(a), a new atherosclerotic risk factor. Blood levels in normal pregnancy. Minerva Ginecol. 1992;44:325-328.
  20. Chiang A.N., Yang M.L., Hung J.H., Chou P., Shyn S.K., Ng H.T. Alteration of serum lipid levels and their biological relevances during and after pregnancy. Life Sci.1995;56:2367-75.
  21. Wang J., Mimuro S., Lahoud R., Trudinger R., Wang X.L. Elevated levels of lipoprotein(a) in women with preeclampsia. Am J Gynecol.1998; 178:146-149.
  22. Leerink C.B., de Vries C.V., Van der Klis F.R. Elevated levels of lipoprotein(a) and apolipo-protein(a) phenotype are not related to pre-eclampsia. Acta Obstet Gynecol Scand.1997;76: 625-628.
  23. Koukkou E., Watts G.F., Mazurkiewicez J., Lowy C. Ethnic differences in lipid and lipopro-tein metabolism in pregnant women of african and caucasian origin. J Clin Pathol.1994;47:1105-1107.
  24. Winfried M., Werner G. Quntification of hu-man serum lipoprotein(a): zone immunoelectroph-oresis assay, a new sensitive method as compared to electroimmuno assay. Clin Chim Acta.1983; 134:265-279.
  25. Abe A., Maeda S., Makini K., Seishima M., Shimikawa K., et al. Enzymed-linked immunosor-bent assay of lipoprotein(a) in serum and cord blood. Clin Chem.1990;36:20-23.
  26. Brizzi P., Tonolo G., Esposito F., Puddu L., Dessole S., et al. Lipoprotein metabolism during normal pregnancy. J Obstet Gynecol.1999;181: 430-434.
  27. Zhao Y., Tang H., Liu S. Serum lipoprotein(a) in women with pregnancy induced hypertension. Zhonghua Fu Chan Ke Za Zhi.2000;35:145-147.
  28. Sattar N., Greer I.A., Louden J., Lindsay G., McConnell M., et al. Lipoprotein subfraction cha-nges in normal pregnancy.J Clin Endocrinol Me- tab.1997;82: 2483-2491.
  29. Arcos F., Castelo C., Casals E., Sanllehy C., Cararach V. Normal and gestational diabetic preg-nancies lipids, lipoproteins and apolipoproteins. J Reprod Med. 1998;43:144-148.
  30. Martin V., Davies C., Hayuvi S., Hartland A,. Dunne F. Is normal pregnancy atherogenic? Clin Sci Colch. 1999;96:421-425.
  31. Kaminski K., Czuba B., Fiegler P. Predictive usefulness of lipoprotein(a)- Lp(a) in cases of pre-eclampsia. Ginekol Pol.2000;71:777-782.
  32. Bar J., Harell D., Bardin R., Pardo J., Chen R., et al. The elevated plasma lipoprotein(a) conc-entrations in preeclampsia do not precede the dev-elopment of the disorder. Thrombo Res.2002;105: 19-23.
  33. Uslu A., Uslu T., Bingol F., Aydin S. Lipop-rotein levels in patients with pregnancy induced hypertension. Arch Gynecol Obstet.1996;258:21-24.
  34. Rymer J., Constable S., Lumb P., Crook M. Serum lipoprotein (A) and apolipoproteins during pregnancy and postpartum in normal women. J Obstet Gynaecol.2002;22:256-259.
  35. Mantent G.T., Franx A., Van der Hoek Y.Y., Hameeteman T.M., Voorbij H.A., et al. Changes of plasma lipoprotein(a) during and after pregnan-cy in Caucasians. Matern Fetal Neonatal Med. 2003;14:91-95.
  36. Sattar N., Clark P., Greer I.A., Shepherd J., Packard C.J. Lipoprotein(a) levels in normal preg-nancy and in pregnancy complicated with pre-eclampsia. Atherosclerosis.2000;148:407-411.
  37. Ricci G., Tamaro G., Simeone R., Giolo E., Nucera G., et al. Lipoprotein(a) changes during natural menstrual cycle and ovarian stimulation with recombinant and highly purified urinary FSH. Hum Reprod. 2001;16:449-456.
  38. Soma M.R., Meschia M., Bruschi F., Morrise-tt J.D., Paoletti R., et al. Hormonal agents used in lowering lipoprotein(a). Chem Phys Lipids.1994; 67-68:345-350.
  39. Berg K., Roald B., Sande H. High lipopro-tein(a) levels in maternal may interfere with plac-ental circulation and cause fetal growth retarda-tion. Clin Genet.1994;46:52-56.
  40. Mori M., Mori A., Saburi Y., Sida M., Ohta H. Levels of lipoprotein(a) in normal and compl-icated pregnancy. J Perinat Med.2003;31: 23-28.