استئوپروز مشکل شایع ساختارهای بهداشتی و بهعبارتی اپیدمی پنهان دنیای امروز است (۱) که با کاهش توده استخوانی مشخص میشود و منجر به افزایش خطر بروز شکستگی میگردد (۲). در واقع این بیماری بدون علامت است تا اینکه کاهش تراکم استخوانی منجر به بروز شکستگی گردد (۳). شکستگی به دلیل استئوپروز یکی از شایعترین علل ناتوانی است و عامل عمده تحمیل هزینههای بیمارستانی در بسیاری ازمناطق دنیا محسوب میشود (۴). برآورد شده است که از هر ۲ زن یکنفر و از هر ۸ مرد یکنفر در طول زندگی خود از شکستگی به دلیل استئوپروز رنج میبرند (۵). در جوامع اروپایی هر ۳۰ دقیقه یک نفر به علت پوکی استخوان دچار شکستگی میشود که از این میان شکستگی به دلیل استئوپروز لگن به علت افزایش موربیدیتی و مورتالیتی متعاقب آن از اهمیت بالایی برخوردار است (6،4). در زنان سفید پوست، از هر ۶ زن یکنفر در طول زندگی خود دچار شکستگی لگن میگردد که این رقم در مقایسه با خطر ابتلا به سرطان سینه که از هر ۹ زن یک نفر به آن دچار میشود بیشتر است و میزان مورتالیتی آن نیز بالاتر است (۶). تعداد موارد شکستگی لگن در ۲۰ سال آینده به علت افزایش جمعیت و افزایش امید به زندگی دو برابر خواهد شد. در سال 2001، ۱۷ بیلیون دلار (یا ۴۷ میلیون دلار روزانه) به طور مستقیم صرف بستری شدن و مراقبتهای بلند مدت ناشی از استئوپروز و شکستگی مربوط به آن شده است (۷). تخمین زده شده است که ۲۴% از همه موارد شکستگی لگن در افراد ۵۰ ساله یا مسنتر رخ میدهد که در طی یکسال در نتیجه بروز عوارض ناشی از شکستگی منجر به مرگ میگردد. با توجه به اینکه این افراد قبل از بروز شکستگی لگن زندگی فعالی داشتهاند، تقریباً ۲۵% از آنها نیاز به مـراقبتهای طـولانی مدت در بیمارستان پیدا میکنند (۸).
بار اجتماعی ناشی از شکستگی با افزایش سن در جهان رو به افزایش است (۴). با توجه به افزایش امید به زندگی و بالا رفتن متوسط سن در جمعیت آسیایی، بر آورد شده است تا سال ۲۰۵۰ بیش از ۵۰% تمام شکستگیهای ناشی از استئوپروز در آسیا رخ دهد. شیوع شکستگی ناشی از استئوپروز در بعضی از کشورهای آسیایی مطالعه شده است. در هنگکنگ شیوع شکستگی به دلیل استئوپروز لگن در مردان و زنان در طی ۳۰ سال اخیر ۲ برابر شده است؛ اما در چین این میزان به نسبت سنگاپور و هنگکنگ به مراتب کمتر گزارش گردیده است. در ژاپن شیوع شکستگی ناشی از استئوپروز لگن که با سن تطبیق داده شده از هر صد هزار مرد ۱۳۱ نفر و از هر صد هزار زن ۲۸۵ مورد گزارش شده است (۹). متأسفانه در این رابطه در ایران اطلاعات دقیقی موجود نمیباشد. بدیهی است در دسترسداشتن این اطلاعات جهت تعیین بار بیماری و متعاقب آن طراحی تدابیر استراتژیک جهت پیشگیری از بروز استئوپروز و شکستگی متعاقب آن میتواند کمککننده باشد. لازم به ذکر است که این موضوع از اولویتهای مرکز تحقیقات غدد ومتابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده و با همکاری همان مرکز نیز انجام گرفت.
در این تحقیق پژوهشگر بعد از بررسی و مرور منابع مرتبط با پژوهش با مراجعه به پرونده بیماران شرکتکننده در طرح جامع استئوپروز و پیگیری کلیه مواردی که در طرح جامع استئوپروز در سال ۷۹ به عنوان نمونه طرح شناخته شده بودند، کلیه افراد بالای ۵۰ سال را از این جامعه انتخاب نمودند و پرسشنامهای که بدین منظور تهیه شده بود برای هر یک از نمونهها تکمیل شد. لازم به ذکر است که در طرح جامع استئوپروز ۱۲۰۰ نمونه به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای از سراسر تهران انتخاب شده بودند که پرونده آنها در مرکز تحقیقات غدد موجود بود. از این تعداد کلیه افراد بالای ۵۰ سال استخراج شدند (۳۸۹ نفر) و با تماس تلفنی و در صورت عدم دسترسی به شماره تلفن با مراجعه حضوری به درب منازل این نمونهها، اقدام به تکمیل پرسشنامه مربوط به بروز شکستگی و پرسشهایی در زمینه برخی عوامل عمده خطرساز و اطلاعات دموگرافیک گردید. پس از ثبت اطلاعات مربوط به شکستگی با مراجعه به پروندههای تکمیل شده در طرح جامع بروز شکستگی در زیر گروههای جنسی- سنی، استئوپروتیک- استئوپنیک و نرمال تعیین و مقایسه شدند. دادهها در نرمافزار آماری (11.5) SPSS وارد شد و جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون 2و آزمون تی مستقل استفاده گردید. سطح معنیداری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
از مجموع ۳۸۹ نفر که بالای ۵۰ سال سن داشتند؛ ۱۴ نفر فوت نمودند و ۸۹ نفر به علت تغییر آدرس منزل مسکونی و یا واگذاری شماره و عدم دسترسی به آنها از واحدهای مورد پژوهش حذف گریدند و در نهایت ۲۸۶ نفر در مطالعه شرکت نمودند. میانگین سنی نمونهها 51/7 9/64 سال بود. 1/17% نمونهها مرد (با میانگین سنی 2/63 سال) و ۹/۸۲% زن (با میانگین سنی 24/65سال) بودند. واحدهای مورد پژوهش ۲/۶۸% (۱۹۸نفر) ساکن آپارتمان و 8/۳۰% (۸۸ نفر) در منزل مسکونی زندگی میکردند. سایر موارد مربوط به متغیرهای دموگرافیک در جدول شماره ۱ مشخص شده است.
میزان بروز شکستگی لگن ٨/۳% (۱۱ نفر) بود و میانگین سنی افرادی که دچار شکستگی لگن شده بودند 49/5 1/71 سال بود. نتایج نشان داد که بروز شکستگی لگن با افزایش سن افزایش مییابد. به طوری که شکستگی لگن از 0% در سن کمتر از 6۰ سال به ۲/۸% در سنین بالای ۷۰ سال رسید (جدول شمارة 2). آزمون 2 ارتباط معنیداری را بین سطوح سنی و ابتلا به شکستگی لگن نشان داد (۰۳۱/۰=p).
از نظر ابتلا به استئوپروز تنها ۴/۲۰% مردان و ۸% زنان بالای ۵۰ سال تراکم استخوان (BMD) طبیعی داشتند و ۷/۳۴% مردان و ۱/۲۱% زنان در محدوده استئوپنی و ۹/۴۹% مردان و ۹/۷۰% زنان مبتلا به استئوپروز بودند که از نظر ابتلا به استئوپروز بین مردان و زنان اختلاف آماری معنیداری مشاهده شد(۰۰۱/۰= p).
همچنین بروز شکستگی در ناحیه لگن در دو جنس مورد بررسی قرار گرفت. بروز شکستگی لگن در زنان ۲/۴% و در مردان ۰۴/۲% میباشد. در مجموع بروز شکستگی ناشی از استئوپروز در نمونههای مورد بررسی 3/14% و در زنان واحدهای مورد پژوهش ۶/۱۵% و در مردان ۲/۸% است. در ارتباط با بروز شکستگی در دو جنس، نتایج مطالعه نشان میدهد که شکستگی لگن در زنان شایع تر از مردان میباشد.
در بررسی ارتباط استئوپروز با شکستگی در نواحی مختلف، نتایج نشان داده است که فقط بین شکستگی لگن و استئوپروز در ناحیه لگن ارتباط معنیداری (۰۱۶/۰=p) وجود دارد و در سایر نواحی این ارتباط معنیدار نبوده است (جدول شمارة 3).
در جدول شمارة ۴ میانگین و انحراف معیار تراکم استخوان لگن و ستون فقرات در دو جنس آورده شده است که تفاوت معنیداری بین دو جنس از نظر میزان تراکم استخوان وجود داشت (01/0=P).
همچنین بین میزان تراکم استخوان ناحیه لگن و شکستگی لگن همانگونه که در جدول زیر آمده است اختلاف آماری معنیداری مشاهده گردید(۰۰۱/۰=p).
در جدول شمارة ۵ اطلاعات مربوط به تراکم استخوان در نواحی مختلف در افراد دچار شکستگی و جامعه طبیعی خلاصه شده است.
شکستگی ناشی از استئوپروز لگن یک مشکل عمده سلامت در افراد سالمند است که شیوع آن در بین جوامع مختلف متفاوت است. مطالعات انجام شده در دهه ۱۹۸۰ نشان داد که شیوع شکستگی لگن در حال افزایش است (۱۰) هر چند دردهه ۱۹۹۰ مطالعه انجام گرفته در سودان و آمریکا نشان داد که این روند رو به رشد ممکن است متوقف شود؛ اما در مطالعهای که توسط Finsen و همکاران در سال ۲۰۰۴ در مورد شیوع شکستگی لگن در بخش مرکزی نروژ به صورت گذشتهنگر انجام گرفت گزارش شد که از دهه ۱۹۸۰ شیوع شکستگی لگن رو به افزایش بوده است و همچنان روند رو به رشدی را نشان میدهد. چنانچه ۱۳۱۲ مورد شکستگی لگن در طی سالهای ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۸ رخ داده که این رقم از میزان مشابه در یک سال قبل ۱۰% بیشتر بوده و کاملاً مرتبط با افزایش سن جمعیت میباشد (۱۱). در ارتباط با تعیین بروز شکستگی لگن مطالعات زیادی در کشورهای آسیایی و اروپایی انجام گردیده و در بیشتر جوامع بروز شکستگی لگن با افزایش سن جمعیت رو به افزایش است. در آمریکا، هنگکنگ و سنگاپور میزان بروز شکستگی هیپ در مردان و زنان بعد از سن ۷۵ سالگی ۸ - ۵ برابر افزایش نشان داده است. در مالزی و تایلند این میزان فقط 4- 3 برابر افزایش را نشان داده است (۹). مطالعه حاضر نیز با نتایج همخوانی دارد و افزایش حدود 3 – 2 برابر در دهه سنی بالای ۷۰ سال را نسبت به دهههای سنی قبل نشان میدهد. یافتههای حاصل از این پژوهش نشان میدهند که زنان بیشتر از مردان دچار شکستگی لگن میشوند و این نتیجه با نتایج تحقیقات مشابه همخوانی دارد. مطالعه کوپر در سال ۱۹۹۹ بیان داشته است که ۳% زنان بالای ۸۵ سال و ۹/۱% مردان در این سنین دچار شکستگی استئوپروتیک لگن میشوند. در افراد بالای ۵۰ سال بروز شکستگی لگن در زنان ۲ برابر مردان است(۵). کامینگز و همکاران (2۰۰۲) نیز در مقاله خود اذعان داشتهاند که زنان بیشتر در معرض از دست دادن توده استخوانی و خطر سقوط قرار دارند. بروز شکستگی لگن در زنان تقریباً ۲ برابر مردان در هر سنی میباشد. ۴/۳% موارد شکستگیهای لگن در زنان اتفاق میافتد. در آمریکا خطر شکستگی لگن بعد از ۵۰ سالگی 17% در زنان سفید پوست و ۶% در مردان سفید پوست گزارش شده است (4) که از نظر نسبت نیز در ایران نسبت زنان بیشتر میباشد اما از نظر میزان بروز این مقدار به مراتب کمتر است.
نتایج مطالعهای که در سال ۲۰۰۱ در ۴ کشور آسیایی انجام گرفته نشان میدهد که به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر در هنگ کنک، ۱۸۰ مرد و ۴۵۹ زن، در سنگاپور ۱۶۴ مرد و ۴۴۲ زن، در مالزی ۸۸ مرد و ۲۱۸ زن و در تایلند ۱۱۴ مرد و ۲۸۹ زن دچار شکستگی لگن شده بودند که این میزان با موارد مشابه در آمریکا که در سال ۱۹۸۹ منتشر شده بود (۱۸۷مرد و ۵۳۵ زن از هر ۱۰۰ هزار نفر) مقایسه گردید. به نظر میرسد تفاوتهای نژادی و عوامل محیطی مهمترین عامل در تفاوت آمارهای ذکر شده باشد (۹). با توجه به نتایج این تحقیق که در تهران انجام شد و مقایسة آن با دادههای مطالعات مذکور، ضرورت انجام یک مطالعه مقطعی برای بررسی شیوع شکستگی استئوپروتیک در افراد بالای پنجاه سال کاملاً آشکار میگردد. همچنین درمطالعه حاضر ارتباط معناداری بین شیوع شکستگی باBMD در ناحیه لگن دیده شد که میتواند تا حدودی پیشگویی کننده شکستگی باشد اما میزان این پیشگویی نیاز به تحقیقات بیشتری دارد.