پوکی استخوان امروزه به این ترتیب تعریف میشود: «بیماری که با کاهش تراکم استخوان و از دست رفتن کیفیت ریزساختار استخوان شناخته میشود که خود منجر به افزایش شکنندگی استخوان و افزایش خطر شکستگی میگردد» (1). سازمان جهانی بهداشت پوکی استخوان را به صورت کاهش تراکم استخوان به 5/2 انحراف معیار کمتر از متوسط حداکثر تراکم استخوانی در افراد جوان جامعه تعریف کرده است (2). پوکی استخوان میتواند اولیه یا ثانویه باشد.
مشکلات عملکردی تیروئید و پوکی استخوان، هر دو بیماریهای شایعی، به ویژه در دوران بعد از یائسگی هستند (5-3). هورمونهای تیروئید نقش مهمی در تشکیل ساختار استخوان دارند (6). بررسیهای هیستومورفومتری نشان داده است که هورمونهای تیروئید، اوستئوبلاستها و استئوکلاستها را در استخوانهای متراکم و اسفنجی تحریک میکنند (7). مطالعات آزمایشگاهی نشان میدهد که پرکاری تیروئید نه تنها واگردش استخوانی را افزایش میدهد؛ بلکه این کار را به نحوی انجام میدهد که جذب استخوان با سرعت بیشتری از تشکیل استخوان صورت میگیرد و این مسأله باعث کاهش تراکم استخوان میشود (10-8). رابطه عملکرد تیروئید و توده استخوانی در چندین مطالعه مقطعی و حتی آینده نگر بررسی شده است. برخی از این مطالعات مانند یک متاآنالیز بوسیله Wuster (11)، نشان دادند که تراکم معدنی استخوان در بیمارانی که جهت سرکوب هورمون محرک تیروئید (TSH) به طور طولانی مدت لووتیروکسین (L-T4)، مصرف میکنند، نسبت به افراد گروه شاهد کاهش مییابد (12-15). به هر حال مطالعات دیگر در نشان دادن اثرات مخرب مصرف L-T4 بر روی تراکم استخوان (19-16) یا شیوع شکستگی استخوان (21-20) ناتوان بودهاند. به نظر میرسد مصرف L-T4 که هورمون محرک تیروئید (TSH) را سرکوب ننماید، اثرات اندکی بر استخوان داشته باشد (25-22). یک مطالعه بزرگ آینده نگر که اخیراً برروی زنان مسن غیر بستری صورت گرفته است، شواهد متقن از این که سطح پایین TSH در خون همراه با تراکم پایین استخوانی یا افزایش کاهش تراکم استخوان است را نشان نداد (4). سنجش تراکم استخوان به روشDXA استاندارد طلایی تشخیص پوکی استخوان میباشد؛ اما به نظر میرسد به غیر از تراکم استخوان، عوامل دیگری مانند متابولیسم استخوان نیز در شکنندگی استخوان مؤثر باشند. استخوانهای اسفنجی مانند استخوان پاشنه پا با سرعت متابولیسم بالایی که دارند میتوانند مکانهای مناسبی برای بررسی وضعیت متابولیسم استخوان و اثر آن بر روی شکنندگی استخوان باشند.
سنجش تراکم استخوان به روشDXA در مناطق محوری یعنی کمر و لگن، امروزه به طور استاندارد برای تشخیص پوکی استخوان به کار میروند؛ ولی مطالعاتی نشان داده است که تراکم استخوان در مناطق محیطی نیز مانند پاشنه (28-26) و مچ دست (31-30)، میتوانند برای بررسی میزان خطر شکستگی مورد استفاده قرار گیرند و قدرت پیشگویی آنها مشابه قدرت پیشگویی کمر و لگن برای تعیین خطر شکستگی است (33-32). مناطق محیطی معمولاً حجم کمتر و سرعت بیشتر در انجام اسکن دارند و بنابراین در آنها از اشعه کمتری استفاده میشود و قیمت کمتری دارند. همه اینها ممکن است باعث شود این مناطق محیطی آسانتر و گستردهتر در همه جهان مورد استفاده قرارگیرند (34).
مطالعات کمی درباره همخوانی نتایج ِDXL (سنجش تراکم استخوان به روش DXA در منطقه پاشنه) با روش DXA محوری (کمر و لگن) در تشخیص پوکی استخوان وجود دارد؛ اما یک مطالعه نشان داده است که حساسیت 5/2-T-score≤ در پاشنه پا برای تشخیص پوکی استخوان درناحیه گردن و عمومی ران وناحیه کمر به ترتیب 4/36% و8/58% و8/21% و ویژگی آن برای این تشخیص در نواحی فوقالذکر به ترتیب 97% و97% و5/96% میباشد (35). مطالعه دیگری نشان داد که حساسیت و ویژگی Calscan DXL برای تشخیص پوکی استخوان در مناطق محوری به ترتیب 80% و 82% بوده است (36).
اطلاعات اندکی درباره همخوانی DXL و DXA در بررسی استخوان در مصرف کنندگان لووتیروکسین وجود دارد؛ بنابراین این مطالعه جهت بررسی ارزش DXL در مقایسه با روش استاندارد (DXA) در تشخیص پوکی استخوان در بیماران مصرف کننده لووتیروکسین طراحی شده است.
در این مطالعه 62 بیمار مصرف کننده لووتیروکسین (4 مرد) حضور داشتند. این افراد بیماران مراجعه کننده به مرکز سنجش تراکم استخوان بیمارستان شریعتی در فاصله اول سال 82، تا نیمة 83 بودند.
این بیماران غیر از مصرف لووتیروکسین عامل خطر دیگری برای پوکی استخوان نداشتند. در مورد همه شرکت کنندگان پرسشنامهای در مورد اطلاعات عمومی و سابقه پزشکی تکمیل شد.BMD در نواحی کمر و لگن (منطقه عمومی ران) به روش DXA با یک دستگاه GE-Lunar (USA، DPX-MD) و در ناحیه پاشنه با یک دستگاه Calscan (Demetek,Sewden) صورت گرفت.
برای تجزیه و تحلیل آماری، T-score در روش های DXA و DXL مورد استفاده قرار گرفت. معیار تشخیصی برای پوکی استخوان ، مطابق معیار WHO، 5/2- T score بود (T score بالاتر از 1- به عنوان سالم و از 1- تا 5/2- به عنوان استئوپنیک در نظر گرفته شد). نرمافزار آماری مورد استفاده SPSS (10) بود. با استفاده از معیارهای فوقالذکر برای پیشآمد (پوکی استخوان به روش DXA) و عدم پیشامد (سالم یا استئوپنیک بودن بیماران به روش DXA)، منحنی ROC برای T-score بدست آمده بوسیله DXL، رسم گردید. در نقطه 5/2-= score T-، حساسیت و ویژگی روش DXL، برای تشخیص استئوپروز در نقاط مختلف استخوانی بدن، به دست آمد. سطح معنیداری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
متوسط سنی افراد 54/10 32/53 سال بود. 42 نفر از زنان یائسه بودند و متوسط سن یائسگی آنها 80/5 61/48 سال بود.
همه آنها بیش از 6 ماه تحت درمان با لووتیروکسین بودند و فاقد عامل خطر دیگری برای بروز پوکی استخوان بودند.
با استفاده از روش DXA، استئوپروز در 18% بیماران یافت شد (6% در ناحیه عمومی ران و16% در ناحیه کمر). با استفاده از روش DXL در18% بیماران استئوپروز مشاهده گردید. با استفاده از منحنی ROC، حساسیت5/2T-Score ≤ در ناحیه پاشنه برای تشخیص پوکی استخوان درناحیه عمومی ران وناحیه کمر به ترتیب 75% و60% و ویژگی آن برای این تشخیص در نواحی فوقالذکر به ترتیب 2/88% و2/90% بود. سطح زیر منحنی برای نواحی عمومی ران و ناحیه کمر به ترتیب 975/0 (002/0= P-value) و 866/0 (000/0 =P-value) بود (شکل شمارة3-1).
چنان که ذکر شد سازمان جهانی بهداشت سنجش تراکم استخوان به روشDXA در مناطق محوری را روش استاندارد برای تشخیص پوکی استخوان معرفی نموده و پوکی استخوان را نیز به صورت کاهش تراکم استخوان به 5/2 انحراف معیار کمتر از متوسط حداکثر تراکم استخوانی در افراد جوان جامعه تعریف کرده است. در عین حال به غیر از تراکم استخوان ، عوامل دیگری مانند متابولیسم استخوان نیز در شکنندگی استخوان مؤثر میباشند. بنابراین گمان میرود استخوانهای اسفنجی مانند استخوان پاشنة پا با سرعت بالای متابولیسم، مکانهای مناسبی برای بررسی وضعیت متابولیسم استخوان و اثر آن بر روی شکنندگی استخوان باشند. مطالعات نشان داده است که پاشنه پا مکان مناسبی برای پیشگویی خطر شکستگی مهره های کمری است (37-33).
مطالعه حاضر نشان داد که حساسیت 5/2-T-score ≤ در ناحیه پاشنه برای تشخیص پوکی استخوان درناحیه عمومی ران وناحیه کمر به ترتیب 75% و60% و ویژگی آن برای این تشخیص در نواحی فوقالذکر به ترتیب 2/88% و2/90% است. این یافتهها شبیه به یافتههایی است که در زنان طبیعی به دست آمده است (36) و بدان معنی است که تراکم استخوان در پاشنه پا، در بیماران مصرف کننده لووتیروکسین نیز مانند زنان طبیعی جامعه، شاید بتواند در بررسی میزان خطر شکستگی پاتولوژیک به کار رود.
در مجموع به نظر میرسد روش DXL، میتواند در غربالگری بیماران مصرف کننده لووتیروکسین برای پوکی استخوان به کار رود. افرادی که با این روش احتمال پوکی استخوان در آنها مطرح شود، برای تأیید نهایی تشخیص باید مورد سنجش تراکم استخوان به روش DXA قرار گیرند.