دیسمنوره یا قاعدگی دردناک یکی از شایعترین بیماریهای زنان است. تقریباً50% زنان دیسمنوره را در طول دوره باروری خود تجربه میکنند (1) و حدود 1% آنها در سنین باروری، به علت دیسمنوره شدید به مدت 1 تا 3 روز در هر ماه از کار باز میمانند (2).
طی مطالعهای در آمریکا نشان داده شد که 60% تمام نوجوانانی که قاعده میشوند دیسمنوره دارند و 14% آنها به همین علت به طور مکرر از مدرسه غیبت میکنند (3).
درد دیسمنوره معمولاً ماهیت کرامپی داشته و در قسمت تحتانی شکم حس میشود (4). دیسمنوره اولیه به قاعدگی دردناک در غیاب بیماری لگنی اطلاق میشود در حالیکه دیسمنوره ثانویه قاعدگی دردناک همراه با یک بیماری زمینهای مانند اندومتریوز، ادنومیوز، بیماری التهابی لگن (PID) ، استفاده از IUD و ناهنجاریهای مجاری مولرین میباشد (5،4).
اولین شکایت های دیسمنوره به طور معمول 1 تا 3 سال پس از اولین قاعدگی ایجاد میشود. درد کرامپی قسمت تحتانی شکم معمولاً 1 تا 4 ساعت پس از شروع خونریزی قاعدگی آغاز شده و 48-24 ساعت ادامه مییابد (6). محل درد عموماً در ناحیه سوپراپوبیک است ولی ممکن است به پشت، قسمت داخلی رانها و یا عمق لگن نیز انتشار پیدا کند. تهوع همراه یا بدون استفراغ و اسهال نیز ممکن است از تظاهرات دیسمنوره باشد. تشخیص بر اساس رد سایر علل انجام میشود و در مواردی که هیچ نکته غیر عادی در شرح حال و معاینه فرد که بتوان درد قاعدگی را به آن منتسب کرد پیدا نشود تشخیص دیسمنوره اولیه محرز میشود (7). معمولاً دردهای قاعدگی که پس از 3 سال از اولین قـاعـدگی شـروع میشوند به علت یک بیماری زمینهای مثل عفونت یا اندومتریوز میباشد(6).
علت دیسمنوره اولیه که در سیکلهای توأم با تخمکگذاری رخ میدهد (5)، انقباضات رحمی ناشی از پروستاگلاندینهای با منشاء اندومتر ترشحی است (8). سطح پروستاگلاندین اندومتر در فاز ترشحی سه برابر فاز فولیکولی است و این مقدار در زمان قاعدگی به حداکثر میرسد (9). اساساً تولید پروستاگلاندین در اندومتر زنان با دیسمنوره اولیه بیشتر از زنان بدون علامت است (4). انقباضات عضله رحم که توسط پروستاگلاندینها القا شدهاند سبب به وجود آمدن دردهای کولیکی، اسپاسمی و مشابه زایمان در قسمت تحتانی شکم و پشت میشوند و ممکن است چندین دقیقه به طول انجامیده و فشارهای داخل رحمی بالاتر از mmHg60 را به وجود آورند (2).
با توجه به علت دیسمنوره اولیه، درمان باید در جهت کاهش دادن تولید پروستاگلاندینهای اندومتر طرحریزی شود (5). تمام عوامل ضد التهابی غیراستروئیدی از طریق مهار آنزیم سیکلواکسیژناز تولید پروستاگلاندین را کاهش میدهند و باعث کاهش درد ناشی از دیسمنوره میشوند. مفنامیک اسید علاوه بر مهار سیستم آنزیمی سیکلواکسیژناز، بهطور مستقیم فعال شدن گیرندههای پروستاگلاندینی را نیز مهار میکند (2). قرصهای ضد بارداری خوراکی نیز از طریق جلوگیری از تخمکگذاری و وارد شدن اندومتر به فاز لوتئال و کاهش سطح پروستاگلاندینها در کاهش درد ناشی از دیسمنوره موثر هستند (5).
در یک کارآزمایی بالینی که در سال 2001 توسط ضیایی و همکاران بر روی 100 دختر 18-16 ساله دبیرستانی مبتلا به دیسمنوره انجام شد معلوم شد که کاهش شدت درد در دیسمنوره اولیه در گروهی (50 نفر) که ویتامین E دریافت کرده بودند بیشتر از گروهی (50 نفر) بود که دارونما دریافت کرده بودند (10). با توجه به اثر ویتامین E روی پروتئین کیناز C (11) و درنتیجه در فرآیند ساخت پروستاگلاندین (12) و اینکه ویتامین E اغلب به خوبی تحمل میشود و معمولاً با مصرف دوزهای بالاتر از IU1200 در روز عوارض جانبی ایجاد میشود (13)، اثر ویتامین E و مفنامیک اسید در کاهش درد دیسمنوره اولیه با اثر مفنامیک اسید در این مطالعه مقایسه شد. هدف از این مطالعه بررسی امکان استفاده از ترکیب ویتامین E و مفنامیک اسید در درمان کسانی است که با مصرف مفنامیک اسید دردهای ناشی از دیسمنوره در آنها کاهش نیافته بود.
این مطالعه به شکل کارآزمایی بالینی آیندهنگر و دوسوکور طراحی شد. جمعیت مورد مطالعه از میان خانمهای مجرد با سن کمتر از 30 سال مبتلا به دیسمنوره اولیه مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان قدس زاهدان در سالهای 82 و83 انتخاب شد.
معیارهای تشخیص دیسمنوره اولیه، وجود قاعدگی منظم و شروع دردهای قاعدگی ظرف 1 تا 3 سال پس از اولین قاعدگی و وجود درد تنها در زمان قاعدگی به شرط طبیعی بودن معاینه شکم و توشه رکتال ، سونوگرافی لگن و نتایج آزمایشات CBC،ESR وU/A بود (6). افرادی که ظرف 6 ماه گذشته جهت تسکین درد دیسمنوره از دارو استفاده کرده بودند یا بر اساس شرح حال، مبتلا به عفونتهای کبدی مانند هپاتیت، اسهال، سندرم روده کوتاه که سبب اختلال جذب ویتامین میشود (14) و یا زخم فعال یا التهاب مزمن دستگاه گوارش فوقانی یا تحتانی بودند یا حساسیت به آسپیرین یا داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی (NSAID) - که مصرف مفنامیک اسید در آنها منع دارد- (15) داشتند از مطالعه خارج شدند.
با توجه به تأیید شورای پژوهشی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، ابتدا برای هر کدام از افراد هدف از مطالعه توضیح داده شد و از آنها رضایت نامه کتبی اخذ گردید. سپس برای هر یک از افراد مورد مطالعه یک فرم اطلاعاتی شامل نام، نام خانوادگی، سن، آدرس و شماره تلفن تماس تکمیل شد. برای اندازهگیری شدت درد یک خط کش mm100 به بیمار نشان داده و توضیح داده میشد که عدد صفر به منزله عدم وجود درد و عدد 100 به منزله درد بسیار شدید است و از بیمار خواسته میشد که با توجه به درک خود از درد قاعدگی، عددی را روی آن انتخاب کند (VAS) . در انتها با تقسیم تصادفی، به بیماران بسته محتوی ویتامین E و مفنامیک اسید یا دارونما و مفنامیک اسید داده میشد.
بسته محتوی دارو شامل 10 کپسول حاوی یک soft gel محتوی IU400 ویتامین E (Vitamin World, USA) و 18 عدد کپسول مفنامیک اسید mg250 (شرکت داروسازی امین، ایران) و بسته محتوی دارونما حاوی 10 کپسول هم رنگ و هم شکل محتوی نشاسته و 18 عدد کپسول مفنامیک اسید بود که توسط همکار طرح تهیه و کدگذاری شده بودند و لذا نه بیمار ونه پزشک از محتوای آن اطلاعی نداشتند (دو سوکور). به بیماران گفته شد که در دو دوره متوالی قاعدگی برای 5 روز، از دو روز قبل از قاعدگی تا سه روز بعد از قاعدگی (بر اساس مطالعه ضیایی و همکاران در سال 2001) (10)، شبی 1 کپسول محتوی دارو یا دارونما و در دو روز اول قاعدگی کپسول mg250 مفنامیک اسید (ابتدا 2 کپسول با هم وسپس هر 6 ساعت 1 عدد) مصرف کنند و مجدداً مراجعه کنند.
پس از دو دوره متوالی قاعدگی (بر اساس مطالعه ضیایی و همکاران در سال 2001) (10) در ویزیت دوم از بیمار در مورد شدت درد قاعدگی با مصرف دارو و عوارض جانبی احتمالی سوال شد و بر اساس آن ادامه فرمهای قبلی تکمیل شد.
نتایج حاصله بر اساس آزمونهای آماری t زوج، برای متغیرهای کمی در هر گروه قبل و بعد از درمان، و آزمون t برای مقایسه متغیرهای کمی دو گروه قبل و بعد از درمان استفاده شد. در این مطالعه p-value مساوی یا کوچکتر از 05/0 به معنی وجود تفاوت معنیدار در نظر گرفته شد.
میانگین سن گروهی که مفنامیک اسید و دارونما مصرف کردند 40/353/20 سال و میانگین سن گروهی که مفنامیک اسید و ویتامین E مصرف کردند 01/315/20 سال بود(64=df، 49/0=t). بین این دو گروه از نظر آماری تفاوت معنیداری وجود نداشت. همچنین بررسیهای آماری نشان داد که میانگین شدت درد دیسمنوره قبل از شروع درمان بر اساس VAS در مقیاس 100 در گروهی که مفنامیک اسید و دارونما مصرف کرده بودند 32/175/67و در گروهی که مفنامیک اسید و ویتامین E مصرف کرده بودند 49/1703/66 بود (64= df، 343/0=t) بین این دو گروه تفاوت معنیداری از نظر شدت درد دیسمنوره قبل از شروع درمان وجود نداشت.
از مجموع 40 نفری که برای آنها مفنامیک اسید و دارونما تجویز شده بود 8 نفر (5 نفر به علت عدم مراجعه و 3 نفر به علت عدم مصرف صحیح دارو ) و از 40 نفری که برای آنها مفنامیک اسید و ویتامین E تجویز شده بود 6 نفر ( 4 نفر به علت عدم مراجعه و 2 نفر به علت عدم مصرف صحیح دارو ) از مطالعه خارج شدند.
همچنین بررسیهای آماری نتایج این مطالعه نشان میدهد که هم مفنامیک اسید و دارونما (001/0p< ) و هم مفنامیک اسید و ویتامین E (001/0p<) اثر معنیداری روی کاهش شدت درد دیسمنوره داشتند. البته کاهش شدت درد با مصرف مفنامیک اسید- ویتامین E (52/17±53/48 در مقیاس100) به طور معنیداری بیشتراز کاهش شدت درد با مصرف مفنامیک اسید و دارو نما (21±94/25 در مقیاس 100) بود (001/0p<) (جدول شماره 1).
در این مطالعه تنها در یکی از مصرف کنندگان ویتامین E - مفنامیک اسید، تهوع گزارش شد که نسبت دادن آن به مصرف یکی از این دو دارو ممکن نبود.
نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد که هم مفنامیک اسید- دارونما و هم مفنامیک اسید- ویتامین E سبب کاهش شدت درد دیسمنوره اولیه میشوند؛ ولی کاهش شدت درد با مصرف مفنامیک اسید- ویتامینE بیشتر است.
در یک کار آزمایی بالینی که ضیایی و همکاران در سال 2001 انجام دادند 100 دانش آموز دبیرستانی 16 تا 18 ساله که مبتلا به دیسمنوره اولیه بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. به 50 نفر از آنها دارونما و به 50 نفر دیگر روزانه IU500 ویتامین E برای 5 روز (از2 روز قبل از قاعدگی تا 3 روز بعد از شروع قاعدگی) به مدت 2 ماه داده شد. نتایج نشان داد که هم دارونما (01/0=(p و هم ویتامین E (001/0 (p< سبب کاهش شدت درد دیسمنوره اولیه شدند؛ ولی کاهش شدت درد در گروه مصرف کنندگان ویتامین E بیشتر بود (02/0=(p (10). این مطالعه دال بر موثر بودن ویتامین E- در کاهش شدت درد دیسمنوره اولیه در مقایسه با دارونما بود. اما در مطالعه حاضر موثرتر بودن ویتامین E و مفنامیک اسید در مقایسه با مفنامیک اسید- دارونما در کاهش درد دیسمنوره اولیه نشان داده شد. در واقع مطالعه قبلی با هدف بررسی تاثیر ویتامین Eروی دیسمنوره اولیه و این مطالعه با هدف یافتن راه حلی برای درمان افراد مبتلا به دیسمنوره که کاهش شدت درد آنها با مصرف مفنامیک اسید کافی نیست انجام شده است.
ویتامینE در سال 1922 در حین تحقیق در مورد ارتباط تغذیه و باروری توسط Bishap وEvans کشف شد. بعدها 8 ترکیب با فعالیت ویتامین E تخلیص شد که 4 ترکیب از آنها از خانواده توکوفرول و4 مورد دیگر از خانواده توکوترینول بودند. از آنجا که آلفا توکوفرول بیشترین فعالیت بیولوژیک را در تست پاسخ جنین موش صحرایی ، که روش کلاسیک برای بررسی فعالیت ویتامین E است، داشته و بیشتر از دیگر ترکیبات در طبیعت و در بافتهای انسانی و حیوانی یافت میشود معمولاً آن را معادل ویتامین E میدانند (17، 16).
ویتامین E مثالی از یک آنتیاکسیدان فنولیک است. چنین مولکولهایی میتوانند به راحتی یک هیدروژن از گروه هیدروکسیل (OH) خود را به رادیکال آزاد داده و سبب غیر فعال شدن آنها شود. خود نیز به یک رادیکال آزاد غیرفعال تبدیل گردند. لذا ویتامین E نقش بیولوژیک مهمی در حفاظت از چربیهای غیر اشباع و دیگر اجزای غشای سلولی در مقابل اکسیداسیون به وسیله رادیکالهای آزاد بازی میکند (19، 18، 16).
توکوفرولها و توکوترینولها و متابولیتهای آنها اثرات متابولیک متعدد و گاهی اوقات کاملاً متفاوت دارند که ممکن است بدون ارتباط با فعالیت آنتی اکسیدانی آنها باشد. اثر آلفا توکوفرول روی ساخت پروستاگلاندین از این دسته است (14).
مهمترین عامل محدود کننده ساخت پروستاگلاندینها میزان اسید آراشیدونیک آزاد است. هیدرولازهای متعددی در میزان آزادسازی اسید آراشیدونیک دخیل هستند؛ ولی مهم ترین آنها فسفولیپاز A2 است (20). فعال شدن فسفولیپاز A2 توسط پروتئین کیناز C و افزایش غلظت کلسیم داخل سلولی تنظیم میشود (21).
آلفا توکوفرول مهار کننده قوی پروتئینکیناز (PKC)C، از ایزوآنزیمهای مهم در انتقال پیام میباشد (11). پروتئین کیناز C یک آنزیم سیتوپلاسمی است؛ ولی برای فعال شدن باید به غشای سلول متصل شود. این فرآیند به دی اسیل گلیسرول، یون کلسیم و فسفولیپیدهای اسیدی مانند فسفاتیدیل سرین وابسته است. فرآیند فعال شدن قابل برگشت بوده و از طریق برداشت دی اسیل گلیسرول و تبدیل مجدد آن به فسفولیپید یا هیدرولیز به منواسیل گلیسرول (فرآیندی که طی آن اسید اراشیدونیک پیشساز پروستاگلاندینها و لکوترینها آزاد میشود) انجام میگیرد (12).
مطالعات زیادی وجود این فرآیند را در انواعی از سلولها مانند مونوسیتها، ماکروفاژها، نوتروفیلها، فیبروبلاستها و سلولهای مزانشیمی تائید کردهاند (22). مطالعات حیوانی نیز اهمیت مهار پروتئین کیناز C توسط آلفا توکوفرول را در شرایط in vivo نشان دادهاند (23).
باید توجه داشت که بتا توکوفرول فاقد این فعالیت است و حتی حضور بتا توکوفرول مانع اثر آلفا توکوفرول روی پروتئین کیناز C میشود (24).
عوارض جانبی مصرف ویتامین E نادر میباشد و شامل علایم گوارشی مانند اسهال و درد شکمی، ضعف و بیحالی، افزایش خاصیت تمایل به خونریزی در مبتلایان به کمبود ویتامین K (مثل مصرف کنندههای داروهای ضدانعقادی) و افزایش ریسک ترومبوز در مصرف کنندگان استروژن میباشد (16). در این مطالعه تنها در یک مورد از مصرف کنندگان ویتامین E و مفنامیک اسید تهوع گزارش شد که نسبت دادن آن به مصرف یکی از این دو دارو مقدور نبود.
با توجه به نتایج این مطالعه پیشنهاد میشود که در مواردی که فرد مبتلا به دیسمنوره، به درمان با داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی پاسخ نمیدهد یا شدت کاهش درد مطلوب نیست، از ترکیب ویتامین E به همراه مفنامیک اسید جهت درمان استفاده کند. همچنین با توجه به اثر احتمالی ویتامین E در درمان دیسمنوره اولیه پیشنهاد میشود مطالعات دیگری در زمینه اثر مقادیر مختلف ویتامین E به تنهایی و یا همراه دیگر داروهای موثر در درمان دیسمنوره اولیه انجام شود.
از شورای محترم پژوهشی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی زاهدان که طرح فوق را تصویب کردند و از آقای دکتر حمید حکیمی نیا که نویسندگان را در انجام تحقیق یاری دادند سپاسگزاری میشود.