همانطور که پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «کل مولد یمولد علی الفطره»، غریزه جنسی همیشه به همراه انسان است و از تولد تا مرگ وجود دارد، حتی در نوزادی که بر فطرت است (1). یکی از بزرگترین مسائلی که بیش از هر چیز زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار میدهد، تمایلات جنسی است و ارضای این تمایلات به نحو مطلوب در تکوین شخصیت انسان نقشی قاطع داشته و جدایی این تمایلات از رفتار هر انسانی اجتناب ناپذیر است (2،1). به نظر میرسد بیتوجهی طولانی مدت به غریزه جنسی در انسان عوارض جبران ناپذیری به جای گذارد و در بیشتر مواقع موجب اختلال در روابط جنسی و عدم رضایتمندی جنسی زوجین شده و منجر به فروپاشی بنیان خانواده شود (3). امروزه ثابت شده است که علت بسیاری از آشفتگیهای روانی و ناسازگاریهای زناشوئی عدم رضایتمندی جنسی میباشد. محققان گزارش کردهاند که حدود 30-20% مردان و 20-15% زنان در آمریکا به علت عدم رضایتمندی جنسی از همسرانشان به روابط جنسی خارج از محیط خانواده روی میآوردند (4) و40% خیانتها و معاشرتهای پنهانی در همسران ایرانی ناشی از عدم رضایتمندی جنسی یکی از زوجین میباشد (5). رضایتمندی جنسی تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله استرسهای شغلی، کشمکشهای روابط زوجین، سطح تحصیلات و فرهنگ، مشکلات اقتصادی، سازشهای اخلاقی و جنسی، مشکلات و بیماریهای جسمی و روانی طرفین قرار دارد (6). یکی از مشکلات جسمی شلی عضلات کف لگن است (7). شلی عضلات کف لگن باعث افتادگی (پرولاپس) ارگانهای لگنی، اختلال عملکرد ارگانهای لگنی، مقاربت دردناک یا دیسپارونی ، کمردرد، اختلال عملکرد جنسی و عدم رضایتمندی جنسی زوجین میشود (9، 8). میزان بروز پرولاپس با تعداد زایمان و سن و نژاد تغییر میکند. براساس نتایج مطالعات موجود حدود 50% زنان پس از زایمان دچار درجاتی از پرولاپس میشوند (10)، اما تنها 20-10% آنها علامت آشکار دارند که شیوع آن با افزایش سن زیاد میشود؛ به طوری که 46% زنان بالای 60 سال پرولاپس لگنی علامتدار دارند (11). گرچه پرولاپس ارگانهای لگنی و شلی عضلات کف لگن به عنوان عامل موثر در رضایتمندی جنسی شناخته شده است (12) و یک سوم افراد مبتلا به پرولاپس ارگانهای لگنی از اختلال عملکرد جنسی و عدم رضایتمندی جنسی رنج میبرند (13)؛ ولی مطالعه Weber و همکاران بین رضایتمندی و عملکرد جنسی با پرولاپس کف لگن ارتباط آماری معنیداری را نشان نداد (14).
روشهای درمانی مختلفی جهت درمان پرولاپس شامل روشهای جراحی و غیرجراحی وجود دارد. پساری (وسیلهای که برای نگهداشتن رحم در واژن قرار داده میشود)، ورزشهای کگل ، فیزیوتراپی و هورمون درمانی جزء روشهای غیر جراحی و کولپورافی خلفی و قدامی جزء روشهای جراحی میباشد (8). به علت اینکه در روش جراحی میزان موفقیت درمانی بر علائم پرولاپسهای لگنی 85% و احتمال شکست 15% گزارش شده است، افرادی که خواستار درمان قطعی هستند جراحی را انتخاب میکنند. مرکز ملی بهداشت آمریکا شیوع عمل جراحی کولپورافی را 400000 عمل در سال گزارش کرده است (15). عمل جراحی کولپورافی در بعضی تحقیقات مشابه مطالعه Barber و همکاران باعث بهبود عملکرد جنسی و افزایش رضایتمندی جنسی و در بعضی تحقیقات مانند مطالعه Roger و همکاران 6-3 ماه پس از جراحی، کاهش رضایت جنسی را در نمونههای مورد بررسی نشان دادهاند (16، 9). با توجه به شیوع بالای عدم رضایت جنسی در زنان و شیوع عمل کولپورافی وتناقضات موجود در مورد اثر این جراحی بر رضایت جنسی زنان، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر جراحی کولپورافی بر رضایتمندی جنسی زنان انجام شد.
مطالعه به روش کارآزمائی بالینی (نیمه تجربی) و از نوع قبل- بعد بود. کلیه زنانی که جهت پیگیری، تشخیص و درمان بیماریهای دستگاه تناسلی خویش به درمانگاه بیمارستانهای آموزشی زنان تبریز (بیمارستان الزهرا و آیت الله طالقانی) از تیر تا دی ماه 1382 در شیفتهای صبح و عصر مراجعه کرده و مبتلا به انواع مختلف پرولاپس ارگانهای لگنی و کاندیدای عمل جراحی کولپورافی بودند در مرحله اول مورد بررسی قرار گرفتند. از میان این افراد، زنانی که متاهل و دارای همسر و فرزند بوند و تحصیلات راهنمایی یا بالاتر داشتند، اما سابقه طلاق، سابقه جراحیهای لگنی وپستان، سابقه مصرف داروهای مخدر، روان درمان وضد افسردگی در خود و همسر، سابقه بیماریهای مزمن (دیابت، فشار خون، قلب) در خود و همسر و مشکلات جنسی در همسر (انزال زودرس، ناتوانی جنسی ) نداشتند و در زمان مطالعه عفونتهای ادراری و تناسلی نیز نداشته و زندگی آنان 6 ماه قبل از انجام مطالعه دارای روند معمول بود و اتفاق یا حادثه خاصی که به منزله بحران در زندگی آنها بوده، مانند مرگ یک عزیز، بیماری صعبالعلاج در اعضای خانواده، تغییر محل زندگی، بازنشستگی زن یا همسر، از دست دادن شغل خود یا همسر رخ نداده بود، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. نمونهگیری به صورت غیرتصادفی از زنان مبتلا به پرولاپسهای لگنی که کاندیدای عمل جراحی کولپورافی بوده و مشخصات واحدهای مورد پژوهش را داشتند و به طور سهمیهای بر حسب تعداد مراجعین به هر مرکز انجام شد. پس از توضیح اهداف پژوهش به نمونهها و کسب رضایتنامه آگاهانه جهت شرکت در مطالعه، تمامی زنان جهت تعیین درجه پرولاپس در وضعیت لیتوتومی معاینه و براساس استاندارد pop-Q پرولاپس لگنی درجهبندی شدند و فرم پرسشنامه شماره 1 (اطلاعات دموگرافیک بیماران)، پرسشنامه شماره 2 (پرسشنامه رضایتمندی جنسی PISQ و پرسشنامه 20 موردی رضایت جنسی با مقیاس 5 موردی لیکرت (همیشه=5 تا هرگز=0) که توسط گروه روانپزشکی بیمارستان امام حسین (ع) برای بیماران ایرانی تهیه و تعیین اعتماد و اعتبار شده بود و پرسشنامه شماره 3 (پرسشنامه استاندارد رضایتمندی زناشویی انریچ ) قبل از عمل جراحی در درمانگاه همان مراکز آموزشی توسط بیماران تکمیل شد. در تمامی نمونهها نوع عمل جراحی یکسان (کولپورافی قدامی، کولپورافی خلفی ویا کولپورافی قدامی خلفی) و توسط 4 جراح متخصص زنان مراکز نامبرده انجام شد. فرم اطلاعاتی شماره 4 مربوط به اطلاعات نوع عمل، نام جراح و عوارض جراحی بوده واز پروندههای بیماران استخراج شد. روز بعد از عمل جراحی، بیماران از نظر عوارض عمل بررسی شدند، در صورت مشاهده هماتوم، خونریزی و عفونت از مطالعه حذف شدند. 16-12 هفته بعد از عمل جراحی فرم اطلاعاتی شماره 2 و 3 مجدداً توسط نمونهها تکمیل و رضایتمندی جنسی بیماران بر حسب پرسشنامه رضایتمندی جنسی PISQ و پرسشنامه 20 موردی رضایت جنسی تعیین گردید. نمرات کسب شده از پرسش نامهها بعد از تعیین درصد در 5 سطح کاملاً راضی (100-81)، نسبتاً راضی (80-61)، بینظر (60-41)، نسبتاً ناراضی (40-21) و کاملاً ناراضی (20-0) طبقهبندی شد. اعتبار ابزار با استفاده از اعتبار محتوی، پایائی (اعتماد) پرسشنامه از آزمون کرونباخ آلفا (پرسشنامه رضایت جنسی کرونباخ 89% و در مورد پرسشنامه رضایتمندی زناشوئی کرونباخ آلفا 94%) و برای تعیین پایایی معاینه بالینی و تعیین درجه افتادگی ارگانهای لگنی از روش پایایی همارزی مشاهده گران (اسپیرمن 96%r=) استفاده شد.
دادههای فرم اطلاعاتی قبل و پس از جراحی طبقهبندی و استخراج شد. برای تعیین تأثیر جراحی بر رضایتمندی جنسی و زناشویی از آزمونهای آماری مکنمار، آزمون زوجی ویلکاکسون و برای تعیین همبستگی دادهها از آزمون کرونباخ آلفا و برای تعیین همبستگی مشاهدهها از آزمون پیرسون استفاده شد.
از 67 نفری که در مطالعه شرکت نمودند 2 نفر به علت هماتوم و 2 نفر به علت عفونت و التهاب محل زخم بعد از عمل جراحی از مطالعه حذف شدند و 3 نفر نیز به علت دور بودن مسیر مراجعه نکردند. میانگین سنی بیماران 4/536 سال، میانگین سن همسران 9/59/40 سال بود. 36 نفر (60%) تحصیلات مقطع راهنمایی، 17 نفر (28%) متوسطه و دیپلم و 7 نفر (12%) تحصیلات دانشگاهی داشتند و شغل اکثر زنان (29نفر، 48%) خانهدار و شغل اکثر همسران آنان (25 نفر،42%) آزاد بود. میانگین مدت زمان ازدواج 5/55/18سال و آخرین روش پیشگیری در اکثر آنان (18نفر،30%) بستن لولههای زنان (TL) بود. تمامی نمونهها حداقل یک زایمان واژینال داشتند و 21 نفر (35%) سابقه حداقل یک مورد زایمان به روش سزارین و 11 نفر (18%) زایمان با فورسپس یا واکیوم داشتند. بیشترین نوع افتادگی در 38 نفر (64%) سیستوسل درجه2 بود. 33 نفر (55%) زنان تحت عمل جراحی کولپورافی قدامی، 6 نفر (10%) تحت کولپورافی خلفی و 21 نفر (35%) تحت عمل جراحی کولپورافی خلفی و قدامی قرار گرفتند. ارائه نتایج تأثیر کولپورافی بر تعداد مقاربت در جدول شمارة 1 نشان میدهد میانگین و انحراف معیار تعداد روابط جنسی به دنبال جراحی از 3/56/7 به 6/64/10 تغییر یافت. براساس آزمون زوجی ویلکاکسون این اختلاف معنیدار میباشد (001/0p<).
جدول شمارة 2 رضایت جنسی زنان بر اساس نمرات کسب شده از پرسشنامه رضایت جنسی را نشان میدهد. میزان رضایتمندی در 22 نفر (7/36%) قبل از عمل نسبتاً راضی و 29 نفر (3/48%) بینظر و در 8 نفر (3/13%) نسبتاً ناراضی و1 نفر (7/1%) کاملاً ناراضی بود که به ترتیب بعد از عمل جراحی به 34 نفر (7/56%)، 11 نفر (3/18%)، 12 نفر (20%) و3 نفر (5%) تغییر یافت. آماره ویلکاکسون اختلاف آماری معنیداری را در این مورد نشان نداد.
نمودار شمارة 1 میزان رسیدن به اوج لذت جنسی جنسی قبل و بعد از جراحی را نشان میدهد، قبل از جراحی 25 نفر (42%) بندرت ارگاسم را تجربه میکردند؛ در حالیکه 32 نفر (55%) زنان پس از جراحی همیشه و یا اغلب در مقاربت به ارگاسم میرسیدند. اختلاف تعداد ارگاسم قبل و پس از جراحی با آماره زوجی ویلکاکسون معنیدار است (001/0< p).
جدول شمارة 3 فراوانی مطلق و نسبی زنان برحسب مشکلات جنسی آنها را نشان میدهد و اختلاف دیسپارونی، کاهشمیل جنسی، احساس خشکی واژن حین نزدیکی، احساس خروج هوا حین نزدیکی، عدم رسیدن به اوج لذت جنسی، احساس خروج توده در واژن، بی اختیاری ادراری حین اوج لذت جنسی، بی اختیاری مدفوع حین اوج لذت جنسی، سردرد بعد از مقاربت، دردهای لگنی بعد از نزدیکی و عدم احساس آرامش و راحتی بعد از نزدیکی در مقایسه قبل وبعد از عمل جراحی به لحاظ آماری معنیدار میباشد (01/0p<).
در این مطالعه مقایسه نمرات کسب شده از پرسشنامه رضایت جنسی در دو مرحله قبل وبعد از عمل کولپورافی مبین این است که کولپورافی موجب افزایش رضایت جنسی زنان در بررسی طی مدت 3 ماه نگردید.
در مطالعه Roger و همکاران در سال 2004، 3 و6 ماه پس از جراحی، رضایت جنسی بر اساس پرسشنامه PISQ کاهش یافته بود ( 16). در مطالعه Roovers و همکاران در سال 2003 میزان رسیدن به ارگاسم از 23% قبل از جراحی به 47% در 3 ماه پس از جراحی و17%، 6 ماه بعد رسیده بود (17). در مطالعه Weber و همکاران تعداد روابط جنسی در 51% موارد بدون تغییر باقیمانده بود (14). در مطالعه Kahn و Stanton تعداد روابط جنسی بعد از عمل کاهش یافته بود (18) و مطالعه Barber و همکاران در سال 2002 نشان داد کولپورافی موجب افزایش رضایت جنسی در نمونهها گردید (9). شاید مهمترین علت تفاوت نتایج این مطالعه با مطالعه Barber و همکاران، Roger و همکاران و مطالعه Weber و همکاران مربوط به زمان بررسی نمونهها بعد از جراحی باشد. در مطالعه حاضر فقط 3 ماه پس از جراحی نمونهها بررسی شدند؛ در حالیکه در مطالعات مذکور حداقل 6 ماه پس از جراحی مجدداً نمونهها مطالعه شدهاند و با گذشت زمان نتایج متفاوت به دست آمده است. در هیچیک از مطالعات فاز فرونشینی بررسی نشده بود. علایم وشکایات افتادگی ارگانهای لگنی بعد از جراحی در 90% موارد کاهش یافته بود. از نقاط قوت این مطالعه طراحی تحقیق به صورت مطالعه بالینی و مقایسه افراد قبل و بعد از مداخله میباشد که بهترین روش جهت کنترل متغیرهای مداخلهگر بسیاری است که بدین روش کنترل شدهاند. کلیه جراحیها توسط متخصصین زنان، با سابقه کاری و مهارت تقریباً یکسان صورت گرفت و نوع جراحیها نیز در کلیه بیماران مشابه بود. در این مطالعه علاوه بر پرسشنامه جنسی پرولاپسهای لگنی، از پرسشنامه رضایت جنسی که کلیه مراحل یک سیکل جنسی را بررسی مینماید استفاده شد و اثر جراحی بر هر یک از مراحل جنسی به تفکیک بررسی گردید. از نقاط ضعف این مطالعه کوتاه بودن مرحله پیگیری میباشد که شاید علت اصلی تفاوت نتایج با مطالعات دیگر در این زمینه باشد.
به طور قطع نتایج این مطالعه تنها اثر این مداخله را 3 ماه پس از عمل جراحی نشان میدهد و برای رسیدن به نتیجه دقیق، ادامه مطالعه 6 و 12 ماه بعد از جراحی و مقایسه نتایج در مراحل مختلف توصیه میگردد. به نظر میرسد افزایش طول مدت پیگیری نمونهها و داشتن گروه شاهد از زنانی که مبتلا به پرولاپسهای لگنی میباشند و کاندیدا یا متقاضی روشهای درمانی غیرجراحی میباشند نتایج روشنتری را به دست میدهد. همچنین پیشنهاد میشود در بررسی دیگری زنان کاندیدای جراحی کولپورافی که رضایتمندی جنسی در حد طبیعی دارند، به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شوند و افرادی که با گروه کنترل همسان بوده اما از رضایتمندی جنسی برخوردار نیستند با آنان مورد مقایسه قرار گیرند.
از کلیه زنان محترم مراجعه کننده به مراکز آموزشی درمانی شهر تبریز، مدیر و اساتید محترم گروه مامائی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی شهید بهشتی، همچنین از سرکار خانم دکتر فردی آذر و سایر متخصصین زنان و مامائی مراکز آموزشی، درمانی شهر تبریز که در تمامی مراحل از تصویب طرح تا اجرای آن ما را در جهت ارتقاء پژوهش راهنمایی فرمودند سپاسگزاری میشود.