تشویق اسلام بر بقای نسل و محافظت بر آن خداوند متعال ازدواج را به منظور بقای نوع انسان وضع نموده و اگرچه قدرت خداوند متعال بینیاز از اسباب است ولی حکمت ربوبیتش اقتضا دارد که مسببات ترتیب و تحقق یابند؛ لذا ازدواج را وسیلة زاد و ولد قرارداده است. (احیاء علوم الدین، غزالی: ج 2، ص 22 تفسیر روح المعانی: ج 2 ص 31).
به دنیا آوردن فرزرندان اگر همراه با خلوص نیت باشد یکی از قربات الهی است که انسان مورد پاداش و ثواب قرار میگیرد و ثانیاً در کثرت اولاد، مبحث خاتم الانبیا را به دست آورده آنجا در کثرت امتش بر سایر انبیا مباهات دارد.
حقیقت سقط جنین، دارای عوامل و احکامی است از جمله:
الف) مفهوم سقط جنین: جنین عبارت است از آنچه در شکم مادر پنهان است که آغاز آن ابتدای آبستنی وانتهای آن لحظه یا قبل تولد آن است. «سقط جنین» دراصطلاح فقها عبارت است از اینکه زن و یا حیوانی جنین خود را ناقص الخلقه یا قبل از تکمیل مدت حمل به صورت مرده یا زنده که نتوان زنده بماند، چه با اختیار خود، همچون مصرف دارو و چه با غیراختیار خود، ساقط کند که فقیهان بدان اسقاط، املاص و اجهاض گویند.
ب) عوامل وانگیزههای اسقاط جنین: عوامل و انگیزههای سقط جنین بسیار و متنوع است از جمله:
1- رهایی از حمل نامشروع (زنا) تا حامل جنین مجازات جرم آن را بر خود بپوشاند و از لکه ننگین رهایی یابد.
2- به منظور حفظ سلامت مادر که با تشخیص پزشک متخصص اگر جنین اسقاط نشود سلامت مادر را به خطر میاندازد.
3- ادامــة حمــل، باعــث بیمـاری و نـاتوانـی جسـمـی در مادر گردد.
4- به خاطر محافظت بر طفل شیرخوار که در صورت حاملگی قطع شیر گردد و پدر توان اجاره دایه شیرده برای آن را نداشته باشد و بیم از بین رفتن کودک باشد.
5- اسقاط جنین به منظور رهایی از بیماریهای موروثی و خصیصههای ژنتیکی است که به وسیله علم جدید به وجود آنها پی برده و در آینده نیز بیشتر پیخواهیم برد که مبادا این بیماری و ژن نسل به نسل و یا از اصول به فروع سرایت یابد.
6- اسقاط جنین به منظور محافظت بر زیبایی و عدم شکستگی اندام زن و غیر اینها از قبیل فقر و عدم توان تربیت و ... برای تحقق یافتن این گونه اسباب و اعتبار شرعی بدان لازم است. شرایط زیر را در برداشته باشد:
1- اسباب ضروری حالا موجود باشند نه متوقعی و منتظره.
2- نتایج حاصل از این اسباب و عوامل، به صورت یقینی باشند نه وهمی وخیالی.
3- در میزان شرعی مصلحتی که بنا به دلیل ضرورت از اباحه محظوری همچون (سقط جنین) به دست میآید از مصلحت اجتناب از محظور و حرام و نادیدن گرفتن اسباب و عوامل آن، عظیم وبا اهمیتتر باشد و هنگامی که اسباب روی آوردن به سقط جنین فراهم آید باید به مدت زمان حمل هم توجه کرد که آیا قبل از دمیدن روح در حمل است یا بعد از نفخ روح در آن.
ج) در چه موقع روح در جنین دمیده میشود؟: باید میان حیات سلولی و یا نباتی ماده اسپرمی و میان نفخ روح تفاوت قائل شد و باید دانست که حقیقت و ماهیت روح برای ما به دلیل قول خداوند متعال مجهول است که میفرمایند (ویسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا) (1) و درباره روح از تو میپرسند بگو: از سنخ فرمان پروردگار من است و به شما دانش اندکی داده شده است. نطفه تا زمانی که به دیواره رحم نچسبد و سلولهای آن تطور و تکامل را آغاز ننماید به عنوان جاندار محترمی به شمار نمیآید و همانگونه که خداوند متعال بیان فرموده جنین در رحم مراحل خلقت خود را میگذراند آنجا که میفرماید: « و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طین ثم جعلناه نطفة فی قرارمکین. ثم خلقنا النطفة علقه فخلقنا العلقه مضغة فخلقنا المضغة عظاماً فکسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین» (مؤمون 12-14) (2): به یقین انسان را از عصارهای از گل آفریدیم سپس او را به صورت نطفهای در جایگاهی استوار قراردادیم. آنگاه نطفه را به صورت علقه (آویزک (یعنی خون غلیظ جامد است)) در آوردیم سپس آن علقه را به صورت مضغه گردانیم و آنگاه از مضغه استخوانهایی ساختیم بعد استخوانها را باگوشتی پوشاندیم آنگاه جنین را در آفرینشی دیگر پدید آوردیم آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است؛ و همچنین احادیث شریف نبوی در این خصوص روایت شده که مراحل جنینی را برای ما بیان میدارد، از آن جمله:
1- پیامبر اسلام میفرماید: «ان احد کم یجمع خلقه فی بطن امه اربعین یوماً ثم یکون علقة مثل ذلک، ثم یکون مضغمة مثل ذلک، ثم یبعث الله ملکا فیو مرباربع: برزقه
واجله وعمله وشقی اوسعید ثم ینفح فیه الروح» (3). هر یک از شما در شکم مادر خود چهل روز نطفه است پس از آن چهل روز علقه است پس از آن چهل روز مضغه است پس از آن خداوند فرشته ای به سوی او می فرستد و او را به چهار کلمه مأمور می سازد و می گوید عمل روزی مرگ او را, و اینکه خوشبخت است یا بدبخت رقم بزن پس از آن روح در او دمیده می شود.
حکم سقط (اجهاض) جنین قبل از نفخ روح: بیان شده است بعضی از اسباب سقط جنین عبارتند از خوف زن حامله بر حیات خود و یا در عدم سقط حیات شیرخواری را مورد تهدید قرار گیرد و یا نظر پزشک حاذق و یا پزشکان بر این باشد که جنین ناقص الخلقه به دنیا خواهد آمد و یا وجود حمل موجب لاغری و ضعف در وجود مادر گردد و ... و بیان شد که باید وجود آن شرائط حالی باشند نه متوقع، قطعی باشند نه وهمی و از آن مهمتر باید در میزان شریعت، مصالحی که به دلیل ضرورت از مباح شمردن سقط به دست میآید از مصالح اجتناب از محظور و نادیده گرفتن سقط جنین عظیم و بزرگتر باشد.
و سپس در صورت وجود آن شرائط و عناصر، جهت اقدام به سقط جنین باید توجهی به مدت زمان حمل بنمائیم که آیا قبل از نفخ روح است یا بعد از نفخ روح؟
علمای اسلامی در رابطه با اسقاط جنین قبل از نفخ روح دارای نظرات گوناگون میباشند تا آنجا که در یک مذهب فقهی اقوال و بیانات مختلفی به چشم میخورد حکم سقط جنین در زمان قبل از نفخ روح 1- اباحه مطلق:
این نظر از بعضی از فقهای حنیفه است که گفتهاند: «انه یباح الا سقاط بعد الحمل مالم یتخلق منه شیء والمراد بالخلق فی عبارتهم تلک نفخ الروح فیه»: اسقاط جنین بعد از ظهور حمل مادامی که در آن روح دمیده نشده باشد، مباح وجایز است و در اصطلاح و عبادت خیفان منظور از خلقت، همان نفخ روح است (ابن عابدین: 2/380، ابنالهمام، فتحالغدیر، 3/495 کاشانی، بدایعالصنایع: 7/325).
نظر ابواسحاق مروزی از فقهای شافعی نهایة المحتاج، رملی: 8/416 (2) و یکی از اقوال حنابله بر اباحه سقط جنین است در صورتی که آن سقط در آغاز مراحل حمل باشد، تا آنجا که گفتهاند: نوشیدن داروی مباح برای اسقاط نطفه نه علقه، جایز است.
2- اباحه با وجود عذر:
این نظر بعضی دیگر از فقهای مذهب حنفی است. ابن عابدین گفته است که اسقاط جنین بدون عذر جایز نیست و یکـی از عـذرها را قطع شیر حامله بـرای کودک شیرخوار دانستهاند (ابن عابدین 2/380).
بعضی از فقیهان شافعی و حنابله که قائل به اباحه سقط بدون عذر هستند با این وجود عذر به طریق اولی آن را جایز شمردهاند (نهایة المحتاج ج 8/416).
شربینی از زرکسی نقل نموده است که اگر ضرورت باعث شد که زن حامله به خاطر سقط جنین اقدام به نوشیدن دارو کند هیچگونه ضمانتی متوجه ایشان نمیگردد (مرجع قبلی).
بنابراین هرگاه یکی از اسباب و عوامل سقط فراهم شد و زمان حمل هم از چهار ماه نگذشته باشد و آن شرایط سه گانه ضرورت هم که بیان شد حاصل گردد، جمهور علمای حنابله وبعضی از حنیفیان به جواز اسقاط حمل در خلال این مدت، فتوا دادهاند؛ اگر چه جمهور فقهای مذاهب در صورت وجود ضرورت، در چهل روز اول اتفاق نظر دارند.
با تحقیق در عبارات علمای پیشین و متاخر، نظر راجح ما بر این است که اگر به وسیلهای از وسایل علمی روز به طور قطع ثابت شود که جنین دارای یکی از عیوب خطرناک وراثتی است که با حیات عادی جنین سازگار نباشد و یا آن عیب به نسل بعدی سرایت گردد، سقط آن قبل از دمیده شدن روح در آن جایز میباشد.
ولی عیب جنینی که معالجه آن از جهت طبابت و یا به صورت جراحی ممکن باشد و یا یکی از عیوب اندامی مانند نابینائی و یا نقص عضو به خصوصی در این عصر که مشحون از پیشرفتهای علمی میباشد، نمیتوان آن را به عنوان ضرورت اسقاط تلقی نمود. ولی وجود آن عیوب و علل به هر درجه و میزانی که باشند بعد از نفخ روح در جنین نمیتوان آن را مجوزی برای اسقاط جنین معتبر دانست.
3- کراهه مطلق:
در این نظر علی بن موسی از فقهای حنفیه است که بنا به روایت ابن عابدین از ایشان چنین است: سقط جنین در زمان قبل از نفخ روح مکروه است زیرا سرانجام نطفه در رحم حیات است و قیاس بر شکستن تخم پرنده نسبت به کسی که در حال احرام است، دارد.
این نظر، نظر فقهای مالکیه در زمان قبل از روز چهلم و نظر یکی از اقوال مذهب شافعی نیز میباشد.
4- تحریم:
نظر تحریم سقط جنین قول معتمد مذهب مالکی است (1) که دردیر میگوید: «دلایجوز اخراج المنی المتکون بالرحم و لوقبل الاربعین یوما» اخراج منی قرار یافته در رحم اگر چه قبل از چهل روز باشد، جایز نیست و علمای مذهب گفتهاند که (عدم جواز) در قول دردیره تحریم است.
مفهوم جنین
عبارت است از آنچه در شکم مادر پنهان است که آغاز آن ابتدای آبستنی و منتهای آن لحظه ما قبل تولد است. نظر ائمة مذاهب در مورد جنین:
امام شافعی میگوید: جنین هنگامی است که اسپرم و تخمک مراحل نطفه و علقه ومضغه را سپری نموده و روح در آن دمیده شده باشد (الام ج 8 ص 249).
فقهای مالکیه: جنین را هم بر مضغه و هم بر علقه اطلاق مینمایند و در سقط آن، دیه را واجب میدانند (شرح کبیر 4 ص 802).
فقهای حنابله: جنین را فقط بر مضغه اطلاق مینمایند و فقط در این مرحله بر سقط حمل دیه را واجب میدانند (المغنی ج 4 ص 802).
فقهای حنفیه: جنین را بر مضغة شکل گرفته اطلاق مینمایند و پایینتر از آن را فاقد حکم میدانند. (الدرالمختار ج3 ص 590)
نظر راجح:
آنچـه از اقـوال فقـها استنبـاط مـیشود ایـن است که به هیچکدام از نطفه و علقه جنین گفته نمیشود و بر سقط آن دیه واجب نمیگردد.
مراحل خلقت و شکلگیری جنین مطابق حدیث نبوی (ص) جسم حاصل از لقاح تخمک و اسپرم تا چهل روز نطفه است و از آن پس تا چهل روز دیگر علقه است و پس از آن چهل روز مضغه است (یعنی یک قطعه گوشت شبیه لقمه جویده شده میباشد) (تفسیر قرطبی ج 12ص6-9).
سقط جنین
تعریف: اگر زن و یا حیوان حمل (جنین) خود را به صورت ناقص الخلقه و یا قبل از اتمام مدت حمل و یا خروج آن از رحم قبل از ماه چهارم دفع کند فقها بدان اسقاط، املاص یا اجهاض گویند.
اصل در شریعت بر ممنوعیت سقط جنین است و نظر امام محمد غزالی بر این است که سقط جنین در تمام مراحل جنین (ازمرحله نطفه و...) حرام و ممنوع میباشد (1). ولی فقهای مذاهب در این باره نظراتی دارند:
نظر فقهای حنفیه:
از نظر فقهای حنفیه اسقاط جنین قبل از نفخ روح در آن – یعنی قبل از چهار ماه بر گذشت حمل – امکانپذیر میباشد و آنها میگویند: «یباح اسقاط الولد قبل اربعه اشهر ولوبلا اذن الزوج» (2) ولی بعضی جواز آن را مشروط به وجود عذر موجه میدانند.
نظر مذهب مالکیه:
فقهای مالکیه اسقاط جنین را حتی قبل از چهل روز از گذشت نطفه جایز نمیدانند و میگویند: «ولا یجوز اخراج المنی المتکون فی الرحم ولو قبل الاربعین یوما واذا نفخت فیه الروح حرم» (الشرح الکبیر) و نظر معتمد این مذهب قبل از نفخ روح، بر حرمت است (1).
نظر مذهب شافعیه:
فقهای شافعیه دو نظر دارند: الف) نظریه قائل به تحریم سقط جنین پس از استقرار نطفه در رحم و قبل از اتمام چهل روز. ب) عدهای دیگر از جمله ابواسحاق مروزی و شبراملسی با استناد به نظریه ابوحنیفه سقط جنین را در مرحله نطفه و علقه مورد تسامح قرار دادهاند و با وجود عذر شرعی سقط آنرا جایز دانستهاند (نهایه المحتاج ج 8 ص418).
نظر مذهب حنابله فقهای مذهب حنابله اسقاط نطفه را برای زن در قبل از چهل روز به وسیله داروی مباح جایز میشمارند: ولی اسقاط حمل پس از گذشت چهل روز بر آن – هر چند به دلیل بیماری زن باشد – را جایز نمیدانند: «ویباح للمراه القاءالنطفه قبل اربعین یوما بدواء مباح» (الروض).
نظر مذهب ظاهری:
فقهای این مذهب اسقاط جنین را در هر شرایطی جایز نمیدانند و هیچ عذری را در سقط جنین موجه نمیشمارند.
نظر راجح در میان این مذاهب:
نظر راجح و مفتی به امروزی، همان نظریه استاد فقه مقارن، دکتر عبدالکریم زیدان است که در کتاب المفصل بیان داشته است و میگوید اگرسقط جنین به خاطر معالجه و یک توجیه شرعی بوده و مرحله جنین قبل از نفخ روح باشد– یعنی قبل از گذشت چهار ماه از آغاز حمل باشد– سقط آن از جانب شریعت اشکال ندارد و بعضی اسقاط جنین را در قبل از چهارماه – چه با عذر و چه بدون عذر– جایز میدانند و در این کتاب (المفصل) به نقل از درالمختار به آن تصریح شده است. «ولی سقط جنین پس از دمیدن روح در آن (یعنی پس از چهارماه از لقاح) قطعاً ممنوع و حرام میباشد ولی اگر مادری بخاطر معالجه اقدام به نوشیدن دارو نماید و به سبب آن جنین سقط شود اشکالی ندارد: ولی اگر به قصد اسقاط حمل باشد ضامن خواهد بود و اگر بیم آن رود که جنین پس از ولادت و بزرگ شدن دچار مشکل دیگر خلقتی و یا اجتماعی و یا ... شود نظر راجح بر این است که سقط جنین جایز میباشد».
شیخ محمد شلتوت: رئیس سابق دانشگاه الازهر مصر میگوید: «و اگر به صورت قطع ثابت شود که بقای جنین– پس از تحقیق حیات آن– منجر به مرگ قطعی مادر میشود، قواعد کلی شریعت ما را به کمترین دو ضرر (خف الضررین) دستور میدهد؛ زیرا بقای جنین – اگر مرگ مادر را به دنبال داشته باشد– جایز نیست و اسقاط حمل در چنین شرایطی معین میباشد و نباید مادر را فدای نجات جنین نمود.»
استاد فقه مقارن و مجتهد توانمند دکتر یوسف قرضاوی در (الفتاوی المعاصره) ج 2ص541 میگوید: «جنین به اعتبار اینکه یک موجود زنده است دارای احترام خاصی میباشد تا آنجا که قوانین شریعت به زن حامله اجازه میدهد که ماه رمضان را به خاطر صیانت از حیات جنین افطار نماید و باز میابیم که شریعت به خاطر حفظ جنین تأخیر قصاص را از زن حامله محکوم به قصاص و همچنین محکوم به رجم را واجب میداند همانگونه که نمونه آنرا در داستان غامدیه میابیم و شریعت بر کسی که ضربتی بر زن حامله وارد آورد و باعث سقط جنین در شکم مادر گردد دیه را بر او واجب گردانیده است.»
در ارتباط با سقط جنین بعضی از فقها معاصر موضوع دیگری را به آن افزودهاند و آن اینکه اگر از طریق علمی موثق ثابت گردد که مطابق با سنت الهی جنین در شکم مادر به طور شدیدی ناقص الخلقه است که زنده ماندنش بعد از ولادت و در آینده برای خود و خانوادهاش موجب عذاب و مشکلاتی باشد، بر حسب قاعده (الضرر یدفع بقدر الامکان) عمل خواهد شد؛ ولی باید توجه داشت که چنین موضوعی با تایید یک تیم پزشکی متخصص جاری میگردد و تشخیص یک پزشک کافی نیست و نظر فقیهان اسلامی در عصر کنونی بر این است که جنین پس از چهار ماه و نفخ روح در آن به عنوان یک انسان کامل محسوب میشود و هرگونه جنایت بر آن به عنوان جنایت بر کودک بعد از زایمان تلقی میگردد.
لطف خداوند متعال بر این است که جنین مبتلا به نواقص الخلقه شدید بعد از ولادت و بر حسب عادت – همانطور که میبینیم و همانگونه که خود متخصصان بدان تاکید دارند- چندان عمر ننماید و زود بمیرد و چه بسا پزشکان در تشخیص خود – راجع به شدت نواقص جنینی– به اشتباه بروند.