یائسگی پدیدهای است که با ختم فعالیت تخمدان و عدم وجود قاعدگی بروز میکند. سن متوسط یائسگی در زنان از قرن ششم میلادی تغییری نکرده است و برابر با 4/51 سال با انحراف معیار 8/3 میباشد (2،1). در مطالعهای که در سال 1379 در موسسه ملی سلامت در ایران صورت گرفت سن متوسط یائسگی 6/49 سال گزارش شد. سن متوسط یائسگی در ایالات متحده آمریکا 52-50 سالگی میباشد (3). از سال 1970 جمعیت سالمند در مقایسه با جوانان افزایش بیشتری نشان میدهد. در سال 2050 از هر 5 نفر 1 نفر مسن خواهد بود که این مسئله مؤید اهمیت پرداختن به مشکلات دوران سالمندی میباشد (4). از مشکلات عمده دوران سالمندی زنان علایم ادراری– تناسلی (سوزش و تکرار ادرار، مقاربت دردناک) میباشد که ممکن است به علت تغییرات هورمونی در دوران یائسگی ایجاد شده باشد و با تشخیص علت آن بتوان به راحتی آنرا درمان نمود.
تشخیص یائسگی براساس اندازهگیری سطح هورمون محرک فولیکولی (FSH) سرم میباشد؛ گرچه در مطالعات اخیر اندازهگیری pH واژن هم یکی از راههای تشخیص یائسگی ذکر شده است. pH واژن در صورت عدم وجود عفونت، قبل از بلوغ و پس از یائسگی بیشتر از 5/4 و در طی دوران باروری کمتر یا مساوی 5/4 (5/4-8/3) است (5). وجود خون، موکوس دهانه رحم، عفونت و مایع منی باعث ایجاد اشتباه در خواندن pH میشود (6). بین استروژن کافی واژن و فلور طبیعی آن و محصولات متابولیکی آنها ارتباط وجود دارد (8،7). استروژن باعث رشد مخاط واژن شده و در پاسخ به استروژن محتویات گلیکوژن داخل سلولهای واژینال افزایش یافته و باعث تولید اسیدلاکتیک در لاکتوباسیلها و ایجاد pH اسیدی واژن میشود که سلامتی واژن را حفظ میکند (11-9). در صورت بروز التهاب و افزایش pH واژن به بیش از 5/4 میتواند دلالت بر وجود انواع عفونتها از جمله واژینوزباکتریال ، تریکومونا واژینالیس و استرپتوکوکهای گروه B و سایر عوامل بیماریزا داشته باشد (6). در غیاب عفونتهای واژن افزایش سطح pH انعکاسی از سطوح پایین استرادیول در گردش یا پاسخ ناکافی مخاط واژن به استروژن درمانی است (12). در هر صورت افزایش pH به تنهایی مشابه افزایش درجه حرارت بدن در موقع تخمکگذاری میتواند فقط علامتی احتمالی و نه تشخیصی جهت یائسگی باشد.
در مواردی که هنوز علائم یائسگی در بیمار بروز نکرده است، تشخیص آن براساس اندازهگیری هورمون FSH انجام میشود که به علت هزینة بالای این تست تشخیصی و با توجه به وضعیت اقتصادی نامطلوب برخی از اقشار جامعه، به نظر میرسد بکارگیری روشی سادهتر، ارزانتر و غیرتهاجمی میتواند مثمر ثمر باشد (13).
براساس مطالعهای در آمریکا، اندازهگیری pH واژن تستی مفید و ارزان قیمت جهت غربالگری یائسگی عنوان شده است. بنابر این تحقیق اگر pH واژن 5/4 باشد میتوان گفت که سطح استرادیول سرم در سطح دوران قبل از یائسگی است و عوامل بیماریزای باکتریال هم در واژن وجود ندارند اما افزایش pH به محدودة 5 تا 5/6 مؤید کاهش سطح استرادیول و یا وجود عوامل باکتریال است. در صورت عدم وجود عوامل باکتریال pH واژینال بین 6 تا 5/7 قویاً مطرح کنندة یائسگی میباشد (15-13). در مطالعهای بزرگ در کاستاریکا، 309 خانم یائسه تحت بررسی قرار گرفتند که pH واژن بیشتر از 5 در تشخیص یائسگی حساسیتی در حدود 67-64% داشت و در مورد FSH این حساسیت در حدود 68-65% بود (16). بنابر بررسیهای انجام شده با استفاده از pH واژن میتوان با روشی آسان به تشخیص یائسگی رسید و در صورت نیاز، درمان دارویی را آغاز کرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسهای دو روش اندازهگیری pH واژن و FSH سرم در تشخیص یائسگی انجام شده است.
مطالعة حاضر مطالعهای توصیفی- مقطعی بود. تعداد 120 نفر از مراجعین به درمانگاه یائسگی بیمارستان قائم مشهد از دی ماه 83 تا تیر ماه 84 به روش نمونهبرداری غیرتصادفی و مبتنی بر هدف انتخاب شدند. این افراد در محدودة سنی 31 تا 95 سال و دارای علائم و نشانههای یائسگی بودند. بیمارانی یائسه تلقی شدند که یا FSH سرم بیشتر از mIU/ml20 و یا علائم بالینی یائسگی را داشتند و به مدت یکسال دچار خونریزی ماهیانه نشده بودند و سایر علل آمنوره در آنها نیز رد شده بود. هیچ یک از بیماران تحت درمان هورمونی قرار نگرفته بودند و با توجه به احتمال ایجاد اشکال در اندازهگیری pH در حضور خون، مایع منی و وجود واژینیت باکتریال، مواجهه با این مسائل از نظر بالینی مدنظر قرار گرفت و افرادی که شرایط لازم را نداشتند از مطالعه کنار گذاشته میشدند و در نهایت 103 بیمار انتخاب شدند.
جمعآوری اطلاعات اولیه به شکل پرسش از بیماران در خصوص برخی متغیرهای دموگرافیک، مسائل مربوط به بیماریهای زنان و علائم بالینی یائسگی بود که توسط پزشک تکمیل گردید. دو معیار کمی لحاظ شده در مطالعه عبارت از بررسی مقادیر هورمون محرک فولیکولی (FSH) سرم و میزان pH واژینال بودند.
جهت اندازهگیری FSH تمامی بیماران به آزمایشگاهی معین ارجاع و سپس نتیجه آزمایش توسط بیمار به درمانگاه منعکس شد. اندازهگیری FSH سرم به روش رادیوایمنوآسی (Wakerman, UK) و اندازهگیری pH واژن با استفاده از کاغذ pH متر (Macherey nagel, Germany) انجام شد. نوار کاغذی مزبور با قرار گرفتن در محیط اسیدی یا قلیایی تغییر رنگ میدهد که با مقایسة رنگ ایجاد شده با صفحة رنگی مدرج روی جعبة نوارها میزان pH مشخص میشود. در هنگام معاینه واژینال پس از قرار دادن اسپکولوم در واژن، cm2 از نوار کاغذی بوسیلة یک پنس در ثلث تحتانی دیوارة طرفی واژن نگهداشته میشد که پس از مرطوب شدن تغییر رنگ داده و قابل مقایسه با رنگهای مورد نظر در pH سنج بود. فواصل درجات صفحة مندرج 3/0 واحد بود که در مقایسه با سایر نوارهای pH سنج موجود در بازار که فواصل درجات آنها 5/0 میباشد از دقت بیشتری برخوردار است.
پس از جمعآوری اطلاعات اولیه، دادهها با استفاده از برنامة SPSS نسخة 5/11 تحت بررسی و تجزیه و تحلیل آماری قرارگرفت. در این پژوهش از آزمون Mc Nemar و ضریب توافق Kappa در مورد همگرایی دو روش در تشخیص یائسگی استفاده شد. همچنین از منحنی ROC برای تعیین بهترین نقطه برش مقدار PH که بتواند بالاترین حساسیت و ویژگی را با در نظرگرفتن تست FSH به عنوان تست مبنا مشخص کند استفاده شد و از آزمون 2 برای مقایسه گروههای مختلف استفاده شد. 05/0p به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
براساس نتایج به دست آمده طـول مـدت قطـع عـادت مـاهیـانه در بین بیماران مورد بررسی حداقل یکسال و حداکثر سی سال بود.
سپس شاخصهای آماری دو معیار کمی لحاظ شده در بررسی، pH واژن و میزان هورمون FSH سرم، مورد ارزیابی قرار گرفتند.
براساس نتایج حاصل میانگین و انحراف معیار میزان هورمون FSH سرم در افراد مورد مطالعه mIU/ml 42/679/80 با حداقل میزان mIU/ml 6/18 و حداکثر مقدار mIU/ml349 بود.
میانگین و انحراف معیار میزان pH واژن 53/033/5 با حداقل میزان 1/4 و حداکثر مقدار 9/5 بود.
براساس مطالعه حاضر 97% از بیمارانی که براساس یکی از دو معیار تشخیصی دارای FSH بیشتر از mIU/ml 20 (شاخص یائسگی در اکثر مطالعات) و یا pH واژینال بیشتر یا مساوی 5/4 بودند یائسه محسوب میشدند. بنابراین با در نظر گرفتن تست FSH به عنوان تست مبنا، میزان pH واژینال بیشتر از 5/4 در تشخیص یائسگی در مطالعه کنونی حساسیتی معادل 97% با فاصله اطمینانی برابر100، 6/93 داشت (جدول 1 و نمودار 1). همچنین آزمون Mc Nemar و ضریب توافق Kappa میزان همگرایی دو روش را با 001/0p< تأیید نمود.
استفاده از اندازهگیری pH واژن در غیاب عفونتهای واژینال برای تعیین وضعیت استروژنی واژن روش مفیدی است و در ارزیابی درمان هورمونی بیماران یائسه مورد استفاده قرار میگیرد.
فاکتورهای متفاوتی میتوانند در محیط فیزیولوژیک واژن تداخل ایجاد نمایند (10). اما مهمترین عامل ثابت نگهدارنده pH محیط واژن میکروارگانیسمهای مقیم در واژن میباشند. تداخل با موکوس دهانة سرویکس، خون و مایع منی میتواند بر روی میزان pH اثر بگذارد (14). همچنین مصرف قرصهای ضد بارداری خوراکی، بیماریهای سیستمیک، عفونتهای واژینال و درمانهای سیستمیک هم از عوامل تأثیرگذار بر pH واژن هستند (15).
بنابر مطالعات انجام شدة قبلی افزایش سن قویاً با افزایش pH واژن مرتبط است. این امر از حدود 45 سالگی آغاز شده و تا سنین کهولت ادامه مییابد. یائسگی pH واژن را به میزان 7/1 افزایش میدهد (16).
در بیماران یائسه با علایم ادراری (سوزش و تکرر ادرار) که افزایش میزان pH واژن دارند با درمان هورمونی و بهبود علائم، pH به سطح قبل از یائسگی خواهد رسید. در برخی از بیماران مبتلا به آتروفی مخاط واژن با درمان هورمونی خوراکی، خشکی مخاط واژن اصلاح نمیشود؛ علیرغم اینکه سطح استرادیول مناسب میباشد. این بیماران نیاز به هورمون درمانی موضعی علاوه بر ترکیبات خوراکی دارند (11). لازم به ذکراست که مخاط آتروفیک واژن در مقایسه با اپیتلیـوم طبیعـی (تحت تاثیر استـروژن مناسب) مقادیر بالاتری از استروژن را جذب میکند (17).
مطالعات مروری بر این مطلب دلالت دارند که FSH سرم و pH واژن حساسیت مشابهی در تشخیص یائسگی زنان دارد (14).
بـراساس نتایجی که در سومین گردهمایی سلامت ملی و وضعیت تغذیه ارائه گردید، آزمون متداول جهت تشخیص یائسگی اندازهگیری FSH سرم گزارش شد. (11). براساس این گزارش FSH سرم به میزان mIU/ml20-15 برای تشخیص یائسگی دارای حساسیتی برابر 68-65% است. یک مطالعة اپیدمیولوژی وسیع که بوسیلة انستیتو ملی سلامتی در کاستاریکا انجام شد نشان داد pH واژن به عنوان معیار عملکردی افزایش سن و یائسگی میباشد. در این مطالعه pH بیش از 5 دارای حساسیت 67-64% در تشخیص یائسگی بوده است (16). همچنین در مطالعة دیگری در امریکا گزارش شد که زنان یائسهای که تحت درمان با استروژن قرار ندارند دارای pH واژنی با میانگین 6 میباشند که پس از استروژن درمانی به 5/4 کاهش مییابد (10). براساس همین تحقیق در زنانی که واژینیت نداشتند و تحت استروژن درمانی هم قرار نگرفته بودند pH واژن بیشتر از 5/4 دلالت بر یائسگی داشت. در مطالعات اپیدمیولوژیک حساسیت pH واژن با حساسیت هورمون FSH درتشخیص یائسگی مشابه بوده است (17).
در میان بیماران مورد مطالعة حاضر که براساس دو تعریف فوق یائسه بودند و تحت هورمون درمانی هم قرار نگرفته بودند، میانگین pH واژن 33/5 بود که فاصلة چندانی با میانگین گزارش شده در مطالعة گروهی امریکایی نداشت (10). همچنین میزان حساسیت pH واژینال در تشخیص یائسگی در بیماران مورد مطالعه حاضر 97% بود که از میزان گزارش شده در مطالعات دیگران بیشتر میباشد؛ که شاید دلیل آن کاهش تعداد مقاربت جنسی و کاهش اثر مداخلهگر آن بر pH واژن باشد. بنابراین نتیجهگیری میشود که میتوان از pH واژن به عنوان روشی ارزان، آسان و سریع جهت ارزیابی محیط استروژنی واژن سود جست و در غیاب هرگونه واژینیت، pH واژن میتواند به عنوان معیاری مناسب جهت تشخیص یائسگی مورد استفاده قرار گیرد (18) و حتی استفاده از pH واژن در غیاب واژینیتها برای کمک به وضعیت درمان مفید است (20،19).
به طور خلاصه براساس این مطالعه اندازهگیری pH واژن همانند اندازهگیری FSH سرم در تعیین و تشخیص زنانی که یائسه هستند و یا سطوح استروژنی پائین دارند حساس است (97%) (21). در صورتیکه میزان pH واژن خانمهای یائسه بیشتر یا مساوی 5/4 باشد باید لزوم درمان هورمونی مدنظر قرار گیرد (23،22).
در زنان یائسه در غیاب واژینیت، اندازهگیری pH واژینال میتواند جایگزین مناسبی در مقابل میزان FSH سرم باشد و حساسیتی معادل 97% در تشخیص یائسگی دارد و از آن به عنوان آزمونی ساده، غیرتهاجمی و ارزان جهت غربالگری یائسگی میتوان استفاده نمود. با توجه به اینکه مطالعات انجام شده در این زمینه محدود میباشد انجام پژوهشهای بیشتر با زمینه وسیعتر پیشنهاد میشود.
در پایان از سرکار خانم دکتر گیتا اسفندی که در گردآوری اطلاعات این پژوهش همکاری صمیمانه داشتهاند و سرکار خانم مشتاقی که امر تایپ را عهدهدار بودند تشکر و قدردانی میشود.