Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

The epidemiology of primary infertility in the Islamic Republic of Iran in 2004-5

Authors
1 Department of Urology, Faculty of Medicine, Shahid Beheshti University of Medical Sciences, Tehran, Iran
2 Faculty of Publi Health, Tehran Medical Sciences University, Tehran, Iran
3 Epidemiology Department, Faculty of Publi Health, Tehran Medical Sciences University, Tehran, Iran
Abstract
Introduction: Infertility is a common problem around the world followed by psycho-social cones-quences. Determining the prevalence of infertility in society can assist health system decision-makers to plan the provision of health and medical services more precisely. This study was conducted in response to the question of the Iranian Scientific Association of Fertility-Infertility with the aim of determining the prevalence of life-time primary and current primary infertilities in the Islamic Republic of Iran.Materials & Methods: This study was conducted by using a cross-sectional method on 12000 Iranian women aged 19-49 as the couples’ representatives in 28 provinces of the country in 2004-2005. The sampling method was based on the systematic random selection of 400 thirty-household clusters with a proportionate probability to the size of the population of urban and rural areas of each province. The life-time primary infertility was defined based on one of the two scenarios that follow: The first scenario: 1) A safe contraceptive method has been used after marriage, 2) but the use of contraceptive has been discontinued after a while, 3) 12 months or more past the first discontinuation of the contraceptive method at the time of the study and 4) The case has not become pregnant within 12 months after discontinuation of the contraception method. The second scenario: 1) A safe contraception methods has not been used after marriage, 2) No conception was achieved within 12 months after marriage. The term current primary infertility was applied to a woman who had never been conceived up to the study, as well as being defined by one of the above definitions. Data analysis was conducted by using STATA 8.0 software while considering the concepts of descriptive statistics and computing the 95% confidence intervals. Lowess smoothing method was also used to smooth the scatter plot of the relationship between infertility and age at the time of the first marriage.Results: In this study, 7350 urban and 4650 rural Iranian women, aged 19-49 in 28 provinces were interviewed. Among the 12000 interviewed subjects 630, (5.3%), cases were not eligible for the study and were left out of the study and the denominator of the primary infertility computation fraction. A history of life-time primary infertility was observed in 24.9% of the couples, (95% CI: 23.6-26.2%), as was the prevalence of current primary infertility in 3.4% of them, (95% CI: 3.0-3.8%). The trend of life-time primary infertility showed that the highest estimate was related to the lowest marriage age and the lowest prevalence was observed at the marriage age of 22 in 19% of the cases. This trend remained stable up to the age of 28 but it increased afterwards. The mean age of the subjects at the first marriage was 18.13.8 and a median of 18 years. Conclusion: About one fourth of Iranian couples experience primary infertility in their lives and 3.4% of them have this problem at any time in their life. In interpreting the prevalence of life-time primary infertility and provision of its related health and medical services, paying attention to age at the time of marriage and couples state of fertility is of importance.
Keywords

زمینه و هدف

مشکل ناباروری در سراسر جهان و جوامع مختلف را درگیر می‌نماید و پیامدهای روانی‌ـ اجتماعی آن گریبانگیر مردان و زنان نابارور است؛ لیکن در جوامعی که هنجارهای فرهنگی به زن در برابر نقش مادر بودن ارج بیشتری می‌نهند، این پیامدها تشدید شده و عوارضی همچون بی‌ثباتی زندگی مشترک، خشونت خانگی، استیگما و انزوا را به‌دنبال خواهد داشت (1). شیوع ناباروری اولیه در مطالعاتی در چین حدود 9% (2)، در آمریکا 10 تا 15% (3)، در سیبری حدود 16% (4) و در استرالیا نیز حدود 19% (5) برآورد شده است. بنا به گزارش سازمان جهانی بهداشت ناباروری حدود 80 میلیون زوج را در سراسر دنیا تحت تاثیر قرار داده و میزان آن در کشورهای مختلف از 5 تا 30% متفاوت است (1).

مطالعه سلامت و بیماری کشور (DHS) در سال 1380، شیوع ناباروری را 5/2% (6) و مطالعه ملی بررسی سلامت شهرستان، شیوع ناباروری اولیه را 6/1% گزارش نموده ‌است (7). برآورد ناباروری اولیه طول عمر، با عنوان ناباروری کلی خام، در شهر تهران نیز نشان‌دهنده شیوع 9/21% در سال 1376 می‌باشد (8). مطالعه اول جهت برآورد ناباروری، براساس سئوال در خصوص دلایل پیشگیری زنان انجام شده و در دو مطالعه دیگر نیز زمان یکسال مقاربت بدون محافظت مبنا قرار گرفته است. اصطلاح‌شناسی و تعاریف ناباروری و انواع آن همواره از مسائل بحث برانگیز بوده و می‌تواند منشاء بسیاری از تفاوت تفسیرها و برآوردها باشد (11-9).

این مطالعه در پاسخ به سئوال انجمن علمی تخصصی باروری ناباروری کشور مبنی بر تعیین شیوع ناباروری اولیه طول عمر و ناباروری اولیه فعلی در جمهوری اسلامی ایران و با هدف کاربردی تأمین اطلاعات مورد نیاز برنامه‌ریزان نظام سلامت در بخش بهداشت و درمان ناباروری انجام شده است.

روش بررسی

این مطالعه به روش مقطعی بر روی 12000 زن 19 تا 49 ساله ایرانی به‌عنوان نماینده زوج، در 28 استان کشور در سال 4-1383 انجام شد. روش نمونه‌گیری، انتخاب 400 خوشه 30 خانواری به ‌روش تصادفی منظم با احتمال متناسب با جمعیت مناطق شهری و روستایی هر استان و براساس فهرست خانوارهای معاونت بهداشتی دانشگاه‌های ذیربط به‌عنوان چهارچوب نمونه‌گیری، به استثناء شهر تهران، بود. در شهر تهران نیز در مناطق بیست گانه به‌دلیل نبود فهرست دقیق خانوارها، ابتدا تعداد خوشه‌های مورد نظر در هر منطقه مشخص و سپس براساس آدرس تولدهای مربوط به آن منطقه، سرخوشه در مجاور آدرس مربوطه انتخاب شد. در مجموع 245 خوشه شهری و 155 خوشه روستایی بررسی شدند.

جمعیت مطالعه، زنان واجد شرایط براساس معیارهای زیر بودند: سن 49-19 سال، سابقه ازدواج اعم از این که فرد در زمان مطالعه همسر دارد یا خیر (شامل موارد فوت، طلاق یا ترک همسر)، سابقه حداقل یکسال زندگی مشترک (در صورت تعدد ازدواج، اولین ازدواج با طول مدت حداقل یکسال معیار قرار می‌گرفت). از این میان زنانی که پیشگیری از بارداری را از ابتدای ازدواج تا زمان مطالعه ادامه دادند و یا در حین پیشگیری باردار شده بودند و یا فاصله زمان قطع پیشگیری بلافاصله پس از ازدواج تا مصاحبه کمتر از 12 ماه بود از مطالعه و مخرج کسر شیوع ناباروری حذف شدند.

ناباروری اولیه طول عمر در این مطالعه براساس صادق بودن یکی از دو سناریوی "پیشگیری از بارداری" تعریف شد:

سناریوی اول: 1) بلافاصله پس از ازدواج از روش‌های مطمئن پیشگیری از بارداری استفاده کرده است. 2) پس از مدتی، روش پیشگیری را قطع کرده است. 3) در زمان مطالعه 12 ماه یا بیشتر از اولین بار قطع روش پیشگیری از بارداری می‌گذرد. 4) در طی 12 ماه پس از قطع روش پیشگیری، فرد باردار نشده است.

سناریوی دوم: 1) پس از ازدواج از روش‌های مطمئن پیشگیری از بارداری استفاده نکرده است. 2) در طی 12 ماه پس از ازدواج، باردار نشده‌است.

منظور از روش پیشگیری مطمئن، استفاده از قرص‌های پیشگیری از بارداری، کاندوم، کاشتن کپسول زیر جلدی، تزریق آمپول، استفاده از IUD و پیشگیری توسط شوهر (روش منقطع) بود.

ناباروری اولیه فعلی به زوجی اطلاق گردید که 1) واجد ناباروری اولیه طول عمر باشد و 2) تا زمان مطالعه باردار نشده باشد (بدون توجه به پیامد: تولد زنده، تولد مرده، سقط خودبخودی یا سقط عمدی).

پرسشنامه این طرح پژوهشی، توسط متخصصین ناباروری، آمار و اپیدمیولوژی تدوین و روایی محتوای آن تأیید گردید. در مرحله پیش آزمون، سئوالات و چهارچوب پرسشنامه و ملاحظات تکمیل آن در فیلد مورد بررسی قرار گرفت. مصاحبه کنندگان همگی زن و حداقل با تحصیلات کارشناسی در رشته‌های مرتبط با علوم پزشکی بودند و آموزش آنان مورد تأیید ناظرین طرح قرار گرفت. به منظور تضمین کیفیت داده‌ها، پروتکل طرح شامل جزئیات راهنمای پرسشنامه، روش نمونه‌گیری و عملیات اجرایی، شرح وظایف ناظرین و پایش داده‌ها و پس‌خوراند آن در سطوح تیم تحقیق، استانی و کشوری، ورود و تحلیل داده‌ها در آغاز مطالعه طراحی گردید و در اختیار تیم قرار گرفت.

در هر تیم تحقیق، علاوه بر پرسشگر، یک ناظر به منظور هماهنگی، کنترل کیفیت مصاحبه و برطرف نمودن مشکلات احتمالی در فیلد، تیم را همراهی می‌کرد. کنترل کیفیت داده‌ها با انجام آنالیز مستمر انجام می‌گرفت و منابع احتمالی خطا از سطح پرسشگری در فیلد تا ورود داده‌ها، شناسایی و تا اصلاح پیگیری شدند. زمان تکمیل هر خوشه حداقل سه ساعت بود و در صورت عدم پاسخ یک زن واجد شرایط، به دلیل عدم حضور، یکبار دیگر مراجعه می‌گردید. در صورت عدم دسترسی به فرد، یک نمونه در انتهای خوشه جایگزین می‌شد.

ورود داده‌ها با نرم افزار SPSS 10 و تحلیل آن با نرم افزار STATA 8.0 انجام گرفت. مفاهیم آمار توصیفی (فراوانی مطلق، فراوانی نسبی، میانگین، انحراف معیار، میانه، حداقل و حداکثر) و محاسبه حدود اطمینان 95% با در نظر گرفتن طرح نمونه‌گیری بکار گرفته شدند.

از روش Lowess smoothing نیز برای هموار کردن نمودار ارتباط ناباروری و سن اولین ازدواج استفاده شد.

به منظور رعایت ملاحظات اخلاقی، پس از بیان دقیق اهداف تحقیق، موافقت شفاهی نمونه‌ها برای انجام مصاحبه اخذ شد. همچنین تمام اطلاعات مشخص کننده زوج، محرمانه تلقی می‌گردید.

نتایج

در این مطالعه 7350 زن شهری و 4650 زن روستایی 49-19 ساله ایرانی در 28 استان مورد مصاحبه قرار گرفتند. از بین 12000 نمونه مورد مصاحبه، 630 نمونه (3/5%) واجد شرایط نبودند و به‌دلایل زیر از مطالعه و مخرج کسر محاسبه ناباروری اولیه خارج شدند: ادامه پیشگیری از ابتدای ازدواج تا زمان مطالعه در 201 نمونه (9/31%)، وقوع بارداری در حین پیشگیری از ابتدای ازدواج در 90 مورد (3/14%) و زمان کمتر از 12 ماه بین زمان انجام مصاحبه و قطع پیشگیری بلافاصله پس از ازدواج در 339 مورد (8/53%).

برای دستیابی به نمونه‌های واجد شرایط در1332 مورد (1/11 درصد) مراجعه مجدد تیم تحقیق به آدرس مورد نظر انجام گرفت.

میانگین سنی نمونه‌ها 2/85/33 با میانه 30 سال بود. در زمان مطالعه 11335 زن (5/94%) با همسران خود زندگی می‌کردند. جدول 1، خصوصیات جمعیت‌شناسی زنان مورد مطالعه را نشان می‌دهد.

جدول 2، توزیع سابقه ناباروری اولیه طول عمر را براساس هر یک از دو سناریوی پیشگیری از بارداری و در مجموع و همچنین توزیع ناباروری اولیه فعلی را در زوج های مورد مطالعه نشان می‌دهد. جدول 3 نیز توزیع استانی ناباروری اولیه طول عمر و ناباروری اولیه فعلی را ارائه می‌نماید.

جدول 4 و نمودار 1 ارتباط سابقه ناباروری اولیه طول عمر را با سن اولین ازدواج نشان می‌دهند. میانگین سن اولین ازدواج نمونه‌ها 8/31/18 با میانه 18 بوده است.

جدول 5 نشان‌دهنده شیوع ناباروری اولیه فعلی برحسب سن زنان در زمان مطالعه است. ناباروری اولیه فعلی در مناطق شهری در 235 مورد (4/3%) و در مناطق روستایی در 150 مورد (3/3%) برآورد شد که اختلاف آماری معنی داری را نشان نداد (06/0=، 79/0p=، 395، F1).

بحث

مطالعه حاضر اولین مطالعه ناباروری اولیه در سطح ملی با در نظر گرفتن مفاهیم وقوع ناباروری اولیه طول عمر و لحاظ کردن سن ازدواج است.

اصطلاح‌شناسی و تعاریف ناباروری همواره نکته بحث‌برانگیز مطالعات اپیدمیولوژی و بالینی بوده است و مرور منابع علمی تازگی این بحث را از سه دهه گذشته تاکنون نشان می‌دهد (14-12،3،9،10). اهمیت توجه به این امر، در تأثیر تفاوت تعاریف بر برآورد شیوع ناباروری و تفسیر مطالعات و همچنین آستانه زمانی آغاز اقدامات درمانی برای زوج نابارور است.

در این مطالعه دو تعریف مورد توجه قرار گرفت: اول، ناباروری اولیه طول عمر که نشان‌دهنده ناباروری در هر زمان از زندگی مشترک زوج است و بیان می‌کند که نظام سلامتی کشور، بالقوه با چه حجمی از مشکلات در طول زندگی زوجها مواجه است. دوم، ناباروری اولیه فعلی که نشان می‌دهد در حال حاضر چه حجم بالقوه‌ای از زوجهای نیازمند دریافت خدمات بهداشتی‌ـ درمانی ناباروری از نوع اولیه در جامعه وجود دارند، اعم از آنهایی که بدنبال دریافت خدمات هستند یا خیر. این دو اصطلاح در مطالعات Wulff و همکاران (13) و Schmidt و همکاران (15) نیز بکار گرفته شده‌اند. هرچند پیشنهاد این واژه‌ها به Kleinbaum و همکاران در سال 1982 باز می‌گردد. تفکیک این دو اصطلاح از این نقطه نظر که ناباروری همواره یک وضعیت دائمی نیست و ممکن است منتهی به بارداری شود، نیز مهم است (5).

در طرح DHS که در سطح ملی انجام گرفت، شیوع ناباروری اولیه با تعریف "یکسال مقاربت بدون محافظت" در شهرها 8/1% و در روستاها 2/1% بوده است (7)، که در واقع شیوع ناباروری اولیه فعلی را نشان می‌دهد. در طرح ملی سلامت و بیماری سال 1380، شیوع ناباروری با کم کردن تعداد زنانی که از روش‌های پیشگیری استفاده نمی‌کردند و یائسه نیز نبودند از کل زنان 49-15 ساله همسردار، در حدود 5/2% برآورد شده است (6) که این برآورد نیز بیانگر شیوع ناباروری اولیه فعلی است. در مطالعه باروتی و همکاران، زنان 49-15 ساله شهر تهران و روستاهای اطراف آن که حداقل یکسال از ازدواج آنها گذشته بود مورد بررسی قرار گرفتند و برآورد حاصله، با عنوان شیوع ناباروری کلی، 9/21% گزارش شده است (8). براساس تعریف مطالعه حاضر، برآورد ناباروری اولیه طول عمر مورد نظر بوده است. در این مطالعه ارتباط سن اولین ازدواج با ناباروری اولیه مورد توجه قرار گرفته است.

در تعیین شیوع ناباروری اولیه طول عمر تعریف دقیق صورت و مخرج کسر حائز اهمیت است:

اول، صورت کسر شیوع که عبارتست از تعداد زوج نابارور در یک دوره زمانی مشخص. در مطالعه حاضر برای تعیین زوج نابارور از تعریف "یکسال مقاربت بدون پیشگیری" استفاده شد. بدین منظور دو سناریو براساس پیشگیری پس از ازدواج در نظر گرفته شدند. در صورت تعدد ازدواجها، ملاک اولین ازدواجی بود که حداقل یکسال به‌طول انجامیده بود. به‌دلیل رعایت مسایل فرهنگی، سئوالی راجع به تعداد ازدواجها و زندگی مشترک بدون ازدواج مطرح نگردید. هرچند فراوانی این حالات نیز قابل چشم‌پوشی است. براین اساس زوج نابارور به زوجی اطلاق می‌گردید که یکی از دو سناریو درباره وی صدق کند. نتایج نشان می‌دهند که اکثر زوجها در گروه دوم قرار دارند و بلافاصله پس از ازدواج از بارداری پیشگیری نمی‌کنند. تعیین مدت زمان متناسب مقاربت بدون محافظت از اجزاء اصلی این تعریف است. در این مطالعه از زمان یکسال پیشنهاد شده توسط سازمان جهانی بهداشت (16) و مورد استفاده برای تحقیقات بین‌المللی (10،13) و نیز سایر تحقیقات قبلی کشور استفاده شد. این امر امکان مقایسه با تحقیقات قبلی داخلی را نیز فراهم نمود. در نظر گرفتن زمان 24 ماه می‌تواند منجر به تخمین کمتر از حد مشکل ناباروری گردد (2)؛ لیکن از سوی دیگر چون امکان باروری با افزایش تعداد سیکل‌های موفق افزایش می‌یابد، توجه به این تعریف می‌تواند از بار اقدامات درمانی که مورد نیاز نیست بکاهد (17).

دوم، مخرج کسر عبارت از تعداد زوج‌های در معرض خطر در همان زمان مشخص است. تخمین بیش از حد زنان در معرض خطر منجر به تخمین کمتر از حد برآورد می‌شود (10). حذف هر دو گروه زنانی که الف) در حین پیشگیری باردار شده بودند و ب) در زمان مطالعه هنوز در حال پیشگیری بودند، منجر به تورش در برآورد شیوع ناباروری اولیه می‌شود. حذف گروه اول منجر به برآورد بیش از حد به میزان 8/0% برآورد ناباروری اولیه طول عمر و 6/0% برآورد ناباروری اولیه فعلی حاصل از این مطالعه می‌شود (که البته بسیار ناچیز است)، لیکن از میزان تورش مربوط به گروه دوم اطلاعی در دست نیست، زیرا انتظار می‌رود بخشی از زنانی که در زمان مصاحبه هنوز در حال پیشگیری بودند، در آینده ناباروری اولیه را تجربه کنند.

بدین دلیل تصمیم گرفته شد که هر دو گروه زنان فوق از محاسبه کنار گذارده و زنان 19 تا 49 ساله دارای سابقه ازدواج به‌عنوان جمعیت مطالعه در نظر گرفته شوند.

از نکات تأثیرگذار بر شیوع ناباروری در جامعه سن ازدواج است که خود نماینده سایر عوامل تاثیرگذار بر بارداری مانند تعداد سیکل موفق است. نتایج سن اولین ازدواج زنان در مطالعه حاضر نشان می‌دهد که حدود 25% ازدواجها در سن کمتر یا مساوی 15 سال و حدود 60% ازدواجها در سن کمتر یا مساوی 18 سال انجام شده است. این برآورد در تهران به ترتیب حدود 17% و 50% بوده است (8). روند ناباروری اولیه طول عمر نشان می‌دهد که بیشترین برآورد مربوط به پایین‌ترین سن ازدواج است، کمترین شیوع در سن ازدواج 22 سال به میزان 19% دیده می‌شود که تا حدود سن 28 سالگی این وضعیت تقریباً ثابت مانده و بعد از آن مجدداً افزایش می‌یابد. این روند با مطالعه باروتی و همکاران در تهران همخوانی دارد؛ هرچند که مقادیر اختصاصی هر گروه سنی بالاتر از مطالعه آنان است.

فاصله بین سن قاعدگی و ایجاد سیکل‌های توأم با تخمک‌گذاری که نشان‌دهنده تکامل محور هیپوتالاموس‌ـ هیپوفیزـ تخمدان است، از عوامل مهم تعیین کننده باروری است. برای افرادی که سن شروع قاعدگی آنها قبل از 12 سال باشد، 1 سال زمان لازم است تا حداقل 50% سیکل‌های قاعدگی با تخمک‌گذاری توأم شود. این فاصله در زنانی که سن شروع قاعدگی آنها 9/12-12 سالگی است حدود 3 سال می‌باشد.

در ایران میانگین سن شروع قاعدگی در حدود 8/12 سالگی است (8) این امر می‌تواند توجیه شیوع بالای ناباروری اولیه در گروه‌های با سن پایین ازدواج باشد. ناباروری اولیه در سنین بالا نیز می‌تواند به‌دلیل کاهش توان باروری زن یا مرد روی دهد و الزاماً معادل ناباروری نباشد (18).

اهمیت تأثیر سیکل‌های موفق قاعدگی در باروری توسط Gnoth و همکاران با ارائه تعریف 3 مرحله‌ای براساس تعداد سیکل‌های موفق قاعدگی مورد توجه قرار گرفته است؛ به‌طوریکه ناباروری بعد از شش سیکل ناموفق را باروری کمتر از حد خفیف ، بعد از دوازده سیکل ناموفق را باروری کمتر از حد متوسط یا شدید و بعد از 48 سیکل ناموفق را ناباروری کامل خوانده‌اند. این تقسیم‌بندی براساس کاهش احتمال بارداری پس از هر مرحله فوق می‌باشد (12). در صورت امکان سنجش سیکل های موفق بارداری در یک مطالعه، می‌توان از تورش تقسیم بندی نامناسب نمونه های با سن پایین دارای سیکل های ناموفق بجای نمونه های واجد ناباروری جلوگیری نمود.

ناباروری اولیه فعلی که براساس عدم سابقه بارداری تا زمان مطالعه محاسبه می‌شود، به‌طور متوسط در جامعه برابر 4/3% برآورد شد. مخرج این کسر معادل مخرج کسر ناباروری اولیه طول عمر بوده و در صورت آن زنان نابارور اولیه‌ای قرار گرفتند که تا زمان مطالعه باردار نشده بودند. شیوع این ناباروری از 9/7% در زنان 24-19 ساله تا 6/1% در زنان 49-45 ساله روند رو به کاهش را نشان می‌دهد. مهمترین کاربرد تخمین شیوع ناباروری اولیه فعلی، تخمین بار مراجعین بالقوه سیستم بهداشتی‌ـ درمانی است؛ هرچند که ممکن است بخشی از آنها خود برای درمان اقدام نکنند. شیوع ناباروری اولیه در مناطق شهری و روستایی تفاوت چشمگیری را نشان نداد.

مطالعات مبتنی بر جمعیت نیازمند صرف هزینه و زمان زیادی هستند؛ لیکن امکان برآورد دقیق‌تری را نسبت به مطالعات مبتنی بر مراکز به‌دست می‌دهند. زیرا در مراکز، تنها مطالعه نمونه‌هایی ممکن است که برای درمان مراجعه کرده‌اند. لذا تورش برآورد به اندازه بخش ناپیدای کوه یخ ناباروری در جامعه باقی خواهد ماند. یادآوری وقایع باروری با گذشت زمان و افزایش سن مشکل‌تر می‌شود. انتخاب زنان به‌عنوان جمعیت مطالعه در مطالعات اپیدمیولوژیک ناباروری می‌تواند به این مشکل کمک کند (4)؛ لیکن انجام یک مطالعه کوهورت بر روی زوج‌های تازه ازدواج کرده می‌تواند راه حل مطلوبی باشد.

در مشکلات اجرایی مطالعات مبتنی برجمعیت، میزان همکاری و پاسخدهی مردم نیز قابل توجه است (10). تجربه مطالعه حاضر نشان داد که در صورت رعایت نکاتی مانند جلب اعتماد مردم به تیم مراجعه کننده و همچنین انتخاب زمان مناسب مراجعه، بسته به شرایط فرهنگی و شغلی منطقه، همکاری مردم با مصاحبه‌کنندگان بسیار مناسبتر خواهد شد.

نتیجه گیری

حدود یک چهارم زوج‌های ایرانی ناباروری اولیه را در طول زندگی مشترکشان تجربه می‌کنند و 4/3% زوجها در هر زمان دارای مشکل ناباروری اولیه هستند. این اطلاعات می‌تواند به برنامه‌ریزی‌های اقتصادی، نیروی انسانی و تجهیزات بهداشتی‌ـ درمانی مورد نیاز زوج‌های با مشکل ناباروری کمک نماید. ضمناً در تفسیر شیوع ناباروری اولیه طول عمر و آغاز اقدامات بهداشتی‌ـ درمانی آن، توجه به سن ازدواج و توان باروری زوج حائز اهمیت است.

تشکر و قدردانی

بدینوسیله از تمامی اعضاء محترم شورای پژوهشی انجمن تخصصی باروری‌ـ ناباروری بدلیل راهنمایی‌های علمی و آقای دکتر فرشید علاءالدینی و همکاران ایشان که در اجرای این تحقیق ما را یاری دادند، کمال سپاسگزاری را داریم.

این تحقیق با حمایت مالی معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (مرکز ملی تحقیقات علوم پزشکی وقت) و مرکز تحقیقات بیماری‌های کلیه و مجاری ادراری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و حمایت فنی انجمن علمی تخصصی باروری‌ـ ناباروری به انجام رسیده است.

  1. Vayena E, Rowe PJ, Griffin PD. Current Practices and Controversies in Assisted Reproduction.Geneva:World Health Organization. 2002
  2. Che Y, Cleland J. Infertility in Shanghai: prevalence, treatment seeking and impact. J Obstet Gynaecol. 2002;22(6):643-8
  3. Marchbanks PA, Peterson HB, Rubin GL, Wingo PA. Research on infertility: definition makes a difference. The Cancer and Steroid Hormone Study Group. Am J Epidemiol. 1989;130:259-67
  4. Philippov OS, Radionchenko AA, Bolotova VP, Voro-novskaya NI, Potemkina TV. Estimation of the preva-lence and causes of infertility in western Siberia. Bull World Health Organ. 1998;76(2):183-7
  5. Webb S., Holman D. A survey of contraceptive use and unplanned pregnancy in Perth, Western Australia. Aust J Public Health. 1992;16(4):382-6
  6. نوربالا احمدعلی، محمد کاظم. بررسی سلامت و بیماری در جمهوری اسلامی ایران. معاونت تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی. 1380
  7. نقوی محسن. بررسی دموگرافیک و سلامت در جمهوری اسلامی ایران. معاونت سلامت، بهداشتی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی. 1382
  8. باروتی م، رمضانی تهرانی فهیمه، حیدری سراج م، خلج آبادی فراهانی فریده، محمد کاظم. ناباروری اولیه بر اساس سن ازدواج در تهران. حکیم. 1378، 2: 93-88
  9. Larsen U. Research on infertility: which definition should we use?. Fertil Steril. 2005;83(4):846-52
  10. Thouneau P, Spira A. Prevalence of infertility, inter-national data and problems of measurement. Eur J Obstet Gynecol Reprod Biol. 1991;38:43-52
  11. Gunnell DJ, Ewings P. Prevalence, needs assessment and infertility purchasing. J Public Health Med. 1994; 16(1):29-35
  12. Gnoth C, Godehardt E, Frank-Herrmann P, Friol K, Tigges J, Freundl J. Definition and prevalence of sub-fertility and infertility. Hum Reprod. 2005;20(5):1144-7
  13. Wulff M, Hoberg U, Stenlund H. Infertiltiy in an industrial setting. A population-based study from Nor-thern Sweden. Acta Obset Gynaecol Scand. 1997;76: 673-9
  14. Habbema JDF, Collins J, Leridon J, Levers JLH, Junenfeld B, te Velde ER. Towards less confusing ter-minology in reproductive medicine: a proposal. Hum Reprod. 2004;19:1497-501
  15. Schmidt L, Munster K, Helm P. Infertility and the seeking of infertility treatment in a representative pop-ulation. Br J Obstet Gynaecol. 1995;102(12):978-84
  16. Rowe PJ, Comhaire FH, Hargreave TB, Mellows HJ. WHO manual for the standardized investigation and dignosis of the infertile couple. 1st ed. Geneva: CUP Cambridge. 1993
  17. Larsen U. Primary and secondry infertility in sub-Saharan Africa. Int J Epidemiol. 2000;29:285-91
  18. Dunson DB, Baird DD, Colombo B. Increased inferti-lity with age in men and women. Obstet Gynaecol. 2004;130(1):51-6