Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

The relationship between estrogen receptor alpha gene polymorphism and ovarian response to ovulation induction in women under IVF treatment

Authors
1 Department of Genetics, Research and Clinical Center for Infertility, Shahid Sadoughi University of Medical Sciences, Yazd, Iran
2 Department of Obstet . and Gynecol Research and Clinical Center for Infertility, Faculty of Medicine, Yazd Shahid Sadooghi University of Medical Sciences, Yazd, Iran
Abstract
Introduction: Estrogen, as one of the most important female hormones, plays an essential role in fertility cycle and its receptors mediate estrogen actions in target tissues. Several polymer-phisms of estrogen receptor (ER) alpha gene have been associated with different pathological conditions. In this study, the hypothesis that polymorphisms in ER alpha gene in women may be associated with their ovarian response to ovulation stimulation during in-vitro fertilization (IVF) was evaluated. Materials & Methods: The prevalence of PvuII polymorphism of ER alpha gene in 102 infertile women undergoing IVF treatment was evaluated and its relationship to the mean number of follicles and oocytes, follicles to oocytes ratios, mean serum estrogen concent-rations, the number of obtained embryos and pregnancy rates was determined. In each patient PP, Pp, or pp genotypes were identified by using PCR-RLFP technique. Statistical analysis was done through χ², Kruskal Wallis and Mann-Whitney by using SPSS software, version 13. P-values smaller than 0.05 were considered significant. Results: Based on the results of the study, 31.4% of the patients showed pp, 39.2% Pp and 29.4% PP genotypes. The percentages of male and female infertility etiologies, mean number of follicles, oocytes, and embryos in all three groups had no significant differences. Conclusion: Investigating the role of different genes in response to different medications (Pharmacogenetics) is very important in choosing proper treatment methods. This study indi-cated the importance of one of the genes effective in ovarian response to ovulation induction in IVF treatments, but noticing the role of different endocrine and paracrine factors in ovulation induction and proper oocyte maturation, further studies are needed to find the importance of other effective genes in ovaries and to determine other ER mutations and prevalence of ER polymorphism in the fertile women's population.
Keywords

زمینه و هدف

به طور کلی در یک زوج ناباروری به عنوان عدم توانایی برای بارداری بعد از یکسال مقاربت صحیح از نظر زمانی، تکنیکی و بدون استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری شناخته می‌شود که 10 تا 15% زوجها را گرفتار می‌کند (1). نتایج بررسی‌های اپیدمیولوژیک در آمریکا، نشان می‌دهد که شیوع ناباروری از 5/8% در سال 1982 به 4/7% در سال 2002 کاهش یافته است (2). در کشور ایران، بررسی اپیدمیولوژیک ناباروری در سال 1379 در غرب تهران روی 1174 زن انجام شد که میزان ناباروری کلی 12% بود (3). همچنین در مطالعه‌ای در شهر شیراز در سال 1377 بر روی 1430 زن، شیوع ناباروری 12/11% بدست آمد (4). در حالیکه در تحقیق دکتر افلاطونیان و همکاران در سال 1383 به طور کلی فراوانی شیوع ناباروری در سطح استان یزد 52/5% بود (5).

بروز ناباروری ناشی از عوامل مختلفی می‌باشد که از آن جمله هورمونها و تأثیر آنها در عملکرد دستگاه تناسلی زنان از اهمیت خاصی برخوردار است. استروژن یکی از دو هورمون جنسی استروئیدی در زنان است که بوسیله تخمدان ترشح می‌شود. اکثر تنظیم‌های هیپوفیزی تخمدان با تأثیر دو هورمون استروژن و پروژسترون صورت می‌گیرد. استروژن در رشد جنینی، بروز صفات ثانویه جنسی، سیکل باروری و نگهداری بارداری نقش مهمی ایفا می‌کند. علاوه بر این استروژن رشد و تمایز سلول‌های اندومتر را نیز تنظیم می‌کند(6). به طورکلی جنبه‌های مختلف باروری، شکل‌گیری فولیکولها و بلوغ تخمکها تحت تأثیر استروژن و گنادوتروپین‌های هیپوفیزی شامل LH ، FSH صورت می‌گیرد. پاسخ تخمدان به تحریک تخمک‌گذاری در سیکل‌های لقاح خارج رحمی IVF نیز با میزان هورمون استروژن کاملاً مرتبط می‌باشد(7).

برای تنظیم عملکرد فیزیولوژیکی دستگاه تناسلی زنانه، توسط هورمون‌های استروئیدی وجود گیرنده این هورمون در سلول‌های هدف ضروری می‌باشد که بدین منظور این هورمونها باید به گیرنده‌های اختصاصی خود متصل شوند. این گیرنده‌ها به عنوان مولکول‌های تنظیم کننده ژن در سلول‌های هدف وجود دارند و به صورت اختصاصی پیوند محکمی با هورمون‌های استروئیدی برقرار می‌کنند و پس از اتصال این کمپلکس با اثر بر روی توالی‌های تنظیم کننده ژن بیان بسیاری از ژنها را تنظیم می‌کنند(9،8). گیرنده‌های استروژن به طور اولیه در سلول‌های رحم، واژن، پستان و مغز و به طور اختصاصی در تخمک، سلول‌های گرانولوزا و سلول‌های اپی‌تلیال تخمدان وجود دارند. گیرنده استروژن به 2 نوع آلفا (ERα) و بتا (ERβ) تقسیم می‌شود. نوع آلفا در تمام بافت‌های پاسخ دهنده به استروژن وجود دارد؛ اما گیرنده بتا در بافت‌های محدودتری یافت شده است (10).

ارتباط بین این گیرنده‌ها و تولید مثل موضوع مطالعات مختلف بوده است. در مطالعه‌ Couse و همکاران حذف گیرنده‌های آلفا و بتا در موش منجر به ناباروری شد. علاوه بر این بافت‌های تولیدمثلی در موش‌های ماده رشد نکرده و کیست‌های فولیکولی بزرگ بدون پاسخ به استروژن در تخمدان باقی ماند (11).

تحقیقات جدید نشان می‌دهند که تغییرات بسیار اندک در سطح استروژن زنان می‌تواند توجیه‌کننده 70% جنین‌های سالمی باشد که در لانه‌گزینی دچار مشکل می‌شوند (12).

ژن کدکننده ERα روی کروموزوم شماره 6 (6q24-26) وجود دارد. ژنوم انسان تقریباً شامل 25 تا 40 هزار ژن می‌باشد که در 2/3 میلیارد نوکلئوتید DNA کد شده است. ژنوم افراد مختلف تقریباً 9/99% مشابه یکدیگر می‌باشند؛ ولی تفاوت در 1/0% ژنوم باعث 11 میلیون نوع پلی‌مورفیسم ژنی می‌گردد (13). پلی مورفیسم و یا تفاوت‌های ژنتیکی در ژن‌های کدکننده پروتئینها ممکن است مسئول بعضی تفاوت‌های مشاهده شده در زمینه فیزیولوژیک، بیوشیمی و پاسخ به داروها باشد.

ژن گیرنده استروژن دارای پلی مورفیسم‌های مختلفی می‌باشد. تاکنون مطالعه خاصی در مورد تفاوت ژنوتیپ‌های مختلف این ژن از نظر عملکرد در اتصال به هورمون انجام نگرفته است. ولی، نوع این پلی‌مورفیسم در نتایج حاصل از تحریک تخمک‌گذاری تأثیر دارد.

به طوریکه وجود یک نوع پلی‌مورفیسم خاص می‌تواند به پیش‌بینی نتایج حاصل از تحریک تخمک‌گذاری در سیکل IVF کمک نماید. پلی‌مورفیسم PVUII از معروفترین پلی مورفیسم‌های ژن گیرنده استروژن آلفا می‌باشد که بر روی اینترون شماره 1 ژن قرار دارد و دارای سه نوع ژنوتیپ PP، Pp وpp می‌باشد. پلی‌مورفیسمها و جهش‌های ژنی زیادی از ERα در بیماران با آلزایمر (15،14)، پوکی استخوان (16)، آسم (17)، ترومبوز وریدی (18)، تنگی عروق کرونر (19) و آندومتریوز (20) گزارش شده است. همچنین جهش‌های این ژن در بروز سرطان‌های آندومتر (21)، پروستات (22) و کارسینوم هپاتوسلولار (23) نقش دارند. در مطالعه‌ Al-Hendy و همکاران، 198 بیمار زن مبتلا به لیوموم از نظر ژن گیرنده استروژن آلفا با 299 زن سالم مقایسه شدند. ژنوتیپ pp، با 42/6 برابر افزایش خطر وجود لیومیوم در زنان همراه بود (24). در مطالعه Cai و همکاران نیز پلی‌مورفیسم PVUII با افزایش خطر سرطان پستان در ارتباط بود (25). در مطالعه‌ای مشابه مطالعه حاضر که توسط Georgioa و همکاران در یونان انجام شد 100 زن نابارور تحت درمان با IVF با 100 زن دارای حداقل یک فرزند سالم از نظر پلی‌مورفیسم PVUII مقایسه شدند. در گروه نابارور در زنان دارای نوع پلی‌مورفیسم PP میزان بارداری به صورت معنی‌داری کمتر بود (26). در مطالعه Sundarrajan و همکاران نیز 200 زن نابارور چینی تحت درمان با IVF مطالعه شدند که درصد بارداری، اندازه فولیکولها، تعداد جنینها، تعداد تخمکها و تعداد متوسط فولیکولها در بیماران با پلی‌مورفیسم PP به طور معنی‌داری پایین‌تر بود (27). براین اساس و با این فرض که وجود نوع خاصی از پلی مورفیسم ژن گیرنده استروژن آلفا در زنان نابارور در سرانجام درمان ناباروری آنان مؤثر است، در این تحقیق، رابطه بین پلی مورفیسم PVUII ژن گیرنده استروژن و نتایج حاصل از تحریک تخمک‌گذاری در تخمدانها برای سیکل‌های ART بررسی شد.

روش بررسی

این مطالعه از نوع تحلیلی بود و به روش مقطعی انجام شد. 102 نمونه واجد شرایط از بین زنانی که از 15 فروردین تا پایان اسفند 1384 برای درمان ناباروری اولیه به مرکز تحقیقاتی‌ـ درمانی ناباروری یزد مراجعه نموده بودند به روش متوالی انتخاب شد. معیارهای انتخاب زنان مورد مطالعه، وجود ناباروری با علت مردانه در همسران آنها و یا وجود ناباروری با علت زنانه به جز مشکلات تخمدانی، آندومتریوز بود. زنان دارای مشکلات پاتولوژی مؤثر در پاسخ تخمدان به درمان مانند آندومتریوز و تخمدان پلی‌کیستیک از مطالعه حذف شدند. از هر فرد اطلاعات فردی مورد نیاز بوسیله مصاحبه پرسیده شد و در پرسشنامه از پیش‌تعیین شده ثبت گردید. کلیه افراد مورد بررسی تحت درمان برای تخمک‌گذاری به روش پروتکل طولانی مدت به صورت تجویز بوسرلین (Superfact, Germany) به میزان ml5/0 از روز 21 سیکل قاعدگی و ادامه آن با گونادوتروپین یائسگی انسانی (HMG) (Ferring, Kiel, Germany) از روز دوم سیکل بعدی قرار گرفتند. اطلاعات دیگر مانند میزان استروژن سرم (در روز نهم سیکل قاعدگی)، تعداد فولیکول و تخمک (در روز برداشت آن)، تعداد جنین (دو روز پس از برداشت تخمک) و نتیجه بارداری شیمیایی پس از ثبت توسط متخصص مربوطه از پرونده بیمار استخراج گردید. برای انجام آزمایش‌های ژنتیکی در روز دریافت تخمک از بیماران ml10 خون محیطی در لوله حاوی EDTA گرفته شد، پس از استخراج DNA از خون به روش کلروفورم، DNA حاصل برای تعیین پلی‌مورفیسم PVUII در دمای  C20- نگهداری شد. ژنوتیپ پلی‌مورفیسم PVUII در اینترون یک kb upstream 4/0 از اگزون 2 گیرنده استروژن آلفا با تکنیک PCR-RFLP شناسایی شد. برای این منظور ng100 از DNA با M5/0 از هر پرایمر انتخابی از مطالعات قبلی (25،28،29) با توالی زیر و mmol/L250 dNTPs و 25/1 واحد Taq polymerase در l50 از بافر PCR مخلوط شد.

F-5'-CTGCCACCCTATCTGTATCTTTTCCTATTCTCC-3' R-5'-TCTTTCTCTGCCACCCTGGCGTCGATTATCTGA-3' این پرایمرها یک قطعه Kbp3/1 تولید می‌کردند. مراحل PCR با یک مرحله دناتوراسیون در  C95 برای مدت 5 دقیقه شروع شد، سپس بوسیله 30 دور در  C94،  C62 و C72 هر کدام برای مدت 1 دقیقه و در مرحله پایانی در  C76 برای 6 دقیقه دنبال شد. محصولات PCR بوسیله آنزیم محدود کننده PVUII در دمای  C37 هضم و سپس بوسیله الکتروفورز روی ژل آگاروز 5/2% جدا و بوسیله رنگ‌آمیزی برومید اتیدیوم شناسایی شدند. وجود سایت هضم در محصولات بوسیله حرف کوچک p و عدم وجود هضم با حرف بزرگ P نشان داده شد و ژنوتیپ‌های pp، Pp (هتروزیگوت) و PP مشخص گردید. در صورت وجود سایت هضم قطعه DNA به 2 قطعه Kbp85/0 و Kbp45/0 بریده می‌‌شد (شکل 1). اطلاعات حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 13 به کامپیوتر وارد شد. برای مقایسه تعداد فولیکولها، تعداد تخمکها، نسبت فولیکول به تخمک، تعداد جنین و میزان استروژن بین ژنوتیپ‌های مختلف از آزمون‌های کروسکال والیس و من‌ویتنی، برای مقایسه میزان بارداری بین ژنوتیپ‌های مختلف از آزمون 2 و برای حذف اثر متغیرهای احتمالاً مداخله‌گر از آزمون منتل‌هانتزل استفاده و سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 انتخاب شد.

نتایج

براساس نتایج حاصله محدوده سنی نمونه‌های مورد بررسی از 21 تا 45 سال با میانگین 62/5±70/30 سال بود و طول مدت ناباروری از 2 تا 25 سال با میانگین 85/5±11/10 سال بدست آمد. بیشترین شکل پلی‌مورفیسم، نوعPp با فراوانی 2/39% بود، در حالیکه ژنوتیپ PPدر 4/29% افراد وجود داشت و 4/31% آنان ژنوتیپ pp را داشتند. بیشترین فراوانی علل ناباروری مردانه در پلی مورفیسم نوع pp (75%) و کمترین آن در نوع PP (60%) وجود داشت. همچنین بیشترین فراوانی علل ناباروری زنانه در پلی مورفیسم نوع PP (40%) و کمترین آن در نوع pp (25%) گزارش شد. با توجه به انجام آزمون 2 و 451/0p= بین علل ناباروری زنانه و مردانه و وضعیت پلی مورفیسم تفاوت معنی‌دار آماری وجود نداشت. در هر یک از سیکل‌های ART، تعداد فولیکول، تخمک، نسبت فولیکول به تخمک، سطح استروژن سرم، تعداد جنین حاصل و انتقال داده شده محاسبه شد که بین وضعیت پلی مورفیسم با هیچ یک از این متغیرها ارتباطی بدست نیامد (جدول 1). بیشترین میزان بارداری در گروه با پلی مورفیسم Pp، 40% و کمترین آن در گروه PP، 20% بود اما علیرغم وجود اختلاف بین این دو گروه با توجه به 187/0p= رابطه معنی‌دار آماری بین نوع پلی مورفیسم و نتیجه بارداری بدست نیامد (جدول 2).

به طور کلی بیماران از نظر علت ناباروری به دو گروه مردانه و زنانه تقسیم شدند. تعداد موارد مثبت بارداری در دو گروه ناباروری با علت زنانه و مردانه مشابه بود (3/30% در مقابل 4/30%). در گروه با علت ناباروری زنانه، موارد مثبت در گروه با پلی مورفیسم Pp به صورت معنی‌داری بیش از دو گروه دیگر پلی مورفیسم بود. این ارتباط بوسیله آزمون دقیق فیشر آزمون گردید و با 007/0p= از نظر آماری معنی‌دار بود. به عبارت دیگر اگر بیمارانی که با علل ناباروری زنانه تحت درمان ناباروری قرار می‌گیرند دارای ژنوتیپ Pp باشند، بطور معنی‌داری احتمال بارداری آنها بیشتر از افراد با ژنوتیپ‌های PPو pp می‌باشد.

در گروه بیماران با علت ناباروری مردانه موارد مثبت در گروه با ژنوتیپ Ppو گروه ppتقریباً یکسان بود و در گروه با ژنوتیپ PPتعداد کمتری (8/27%) بارداری رخ داده بود. بین نتیجه بارداری و پلی‌مورفیسم PVUII در بیماران با علل ناباروری مردانه تفاوت معنی‌دار آماری وجود نداشت (921/0p=) (جدول3).

از نظر تعداد فولیکول، تخمک، نسبت فولیکول به تخمک، سطح استروژن سرم و تعداد جنین بدست آمده نیز نتایج در دو گروه با علت مردانه یا زنانه مورد مقایسه قرار گرفت و اختلاف معنی‌داری بین این دو گروه بدست نیامد (جدول 4). همچنین بررسی‌های بیشتر با استفاده از آزمون منتل‌هانتزل نشان داد که با حذف اثر متغیر علت باروری (مردانه‌ـ زنانه) بین سه گروه Pp، pp وPP تفاوت معنی‌داری از نظر وقوع بارداری وجود نداشته است.

بحث

برای تحریک تخمک‌گذاری و بدست آوردن تخمک مناسب جهت لقاح خارج رحمی در سیکل‌های ART، از پروتکل‌های درمانی خاص و معمولاً مشابه استفاده می‌شود. در انتخاب روش‌های درمانی و دوز داروها معمولا عواملی مانند سن و وزن بیمار در نظر گرفته می‌شود (30و 31)؛ در صورتیکه عوامل ژنتیکی نیز می‌توانند بر این موضوع تأثیرگذار باشند .

همانطوری که امروزه در درمان بسیاری از بیماریها فارماکوژنتیک بیمار در نظر گرفته می‌شود و بسته به متابولیسم داروها در بدن افراد مختلف و پاسخ آنها به دارو، نوع دارو و دوز آن تعیین می‌شود (32)، در درمان ناباروری نیز تأثیر ژنها در پاسخ به درمان بیماران باید در نظر گرفته شود. با وجود هزینه بالای داروهای مصرفی در سیکل‌های ART، عوارض تزریق آنها و همچنین نتایج عاطفی شکست درمان به ویژه در خانواده‌هایی با فرهنگ و نگرش خاص، توجه به نحوه مصرف دارو در درمان ناباروری اهمیت بیشتری می‌یابد. شاید بتوان با پیشگویی پاسخ به درمان قبل از شروع مصرف دارو، هم نوع دارو و دوز مؤثر آن را تعیین نمود و هم افرادی را که از نظر ژنتیکی شانس کمتری برای پاسخ به درمان دارند از نظر روحی آماده ساخت تا فشار مالی و روانی وارد شده بر زوج‌های نابارور در حد امکان کاهش و همزمان موفقیت درمان افزایش یابد. برای مطالعه نقش ژنتیک در پاسخ به درمان در بیماران نابارور در این بررسی ژن گیرنده آلفا و نقش پلی مورفیسم‌های آن در پاسخ به درمان 102 زوج نابارور بررسی شد. با توجه به اینکه جهت مطالعه اثر ژنتیک بر روی پاسخ به درمان نیاز به حذف عوامل مداخله‌گر در درمان بود، بیمارانی که مشکلات تخمدانی مانند سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCO) و آندومتریوز داشتند از مطالعه حذف شدند.

به طور کلی در مطالعه حاضر 69% علت ناباروریها در جامعه مورد بررسی فاکتور مردانه بود و با توجه به اینکه فاکتور مردانه معمولاً مسئول 40% موارد ناباروری است (33) علت درصد بیشتر فاکتور مردانه در این مطالعه خروج بیماران با اختلالات تخمدانی و اندومتریوز از مطالعه بود که باعث کاهش درصد فاکتورهای زنانه شده است. قابل ذکر است که در این مطالعه فاکتور مردانه مداخله گر نیست جرا که تا قبل از لقاح فاکتور مردانه هیچگونه دخالتی در پاسخ تخمدان به داروهای تحریک کننده تخمک‌گذاری ندارد.

چون هدف از این مطالعه بررسی پاسخ به درمان پلی مورفیسم‌های مختلف در افراد نابارور بود، جامعه طبیعی در نظر گرفته نشد. در طرح دیگری که محققین این مقاله در دست اجرا دارند توزیع فراوانی انواع پلی مورفیسم‌های ژن گیرنده استروژن آلفا در افراد طبیعی بررسی می‌شود و با مقایسه نتایج آن با این طـرح مـی‌توان در مـورد ارتباط ایـن پلـی مورفیسمها و و ناباروری اظهار نظر نمود.

در بررسی Georgiou و همکاران همانند مطالعه حاضر ‌ژنوتیپ نوع Pp در گروه نابارور و کنترل بیش از سایر ژنوتیپها و ‌ژنوتیپ PPاز همه کمتر بود. اما تفاوت معنی‌داری بین گروه بارور و نابارور وجود نداشت (26). در حالیکه در مطالعه Sundarrajan و همکاران در افراد نابارور، پلی مورفیسم PP از انواع دیگر بیشتر بود (27). این اختلاف می تواند براساس تفاوت های نژادی در دو گروه مورد مطالعه و یا در تعداد نمونه باشد.

برای ارزیابی پاسخ به درمان بیماران در مطالعه حاضر تعداد فولیکول، تعداد تخمک حاصل پس از تحریک تخمک‌گذاری و همچنین نسبت فولیکول به تخمک در نظر گرفته شد. این نسبت از این نظر مهم است که تعدادی از فولیکولها ممکن است خالی باشند و تخمک از آنها بدست نیاید. در نتایج حاصل تعداد فولیکول و تخمک در هر سه گروه تقریباً مساوی بود و در نتیجه اختلاف معنی‌داری وجود نداشت. در حالیکه در مطالعه‌ای مشابه که توسط Sundarrajan و همکاران در چین انجام شد، میانگین فولیکول در گروه PP به صورت معنی‌داری بیش از دو گروه Ppو ppبود و بین نسبت فولیکول به تخمک در هر سه گروه تفاوت معنی‌داری وجود داشت (27). در ضمن در بررسی Georgiou و همکاران میانگین فولیکول و تخمک در هر سه گروه تقریباً مساوی بود؛ اما نسبت فولیکول به تخمک در گروه Pp به طور معنی‌داری از دو گروه دیگر بیشتر گزارش شد (26). به طور مشابه، نسبت فولیکول به تخمک در مطالعه حاضر در گروه Pp بیشتر بود؛ هرچند این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار نبود؛ اما نشان داد که گروه Pp بهتر به درمان پاسخ داده است. به طور کلی ‌این نسبت در ارزیابی پاسخ به درمان مهمتر از فولیکول به تنهایی یا تخمک به تنهایی است.

سطح استروژن سرم نیز از معیارهای مهم در نظر گرفته شده در این مطالعه بود که در گروه Ppنسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود. در حالیکه در مطالعه Sundarrajan و همکاران میزان استروژن سرم در گروه ppحداقل و در گروه PPحداکثر و تفاوت بین آنها معنی‌دار بود (27). همچنین در مطالعه حاضر تعداد جنین بدست آمده در آزمایشگاه در گروه PP بیشتر از دو گروه دیگر بود؛ اما تفاوت معنی‌داری نسبت به دو گروه دیگر نداشت. در حالیکه در مطالعه Sundarrajan و همکاران تعداد جنین حاصل و همچنین منتقل شده با نوع پلی‌مورفیسم در ارتباط بود. بیشترین تعداد جنین در گروهpp و کمترین آن در گروه PP بدست آمد (27).

به‌طورکلی اختلافات مشاهده شده در مورد تعداد تخمک فولیکول، نسبت آنها و تعداد جنین بین مطالعه حاضر و مطالعات دیگر می‌تواند ناشی از تفاوت‌های نژادی و ژنتیکی گروه‌های مورد مطالعه باشد. در ضمن عوامل دیگری مانند پروتکل درمانی، مشخصات بیماران مراجعه کننده، سن آنها و ... می‌تواند مؤثر باشد.

به طور کلی، در مطالعه حاضر گروه Pp با 40% بیشترین درصد بارداری و گروه PP با 20% کمترین درصد بارداری را داشتند؛ به این ترتیب بیشترین پاسخ به درمان در ژنوتیپ Pp وجود داشته است. علت این امر می‌تواند این باشد که برای موفقیت IVF میزان استروژن باید در حد معینی باشد به طوریکه مقادیر کمتر و بیشتر از آن نتیجه منفی در پاسخ به درمان خواهد داشت (12).

همچنین نتایج مطالعه حاضر نشان داد که در زنان ناباروری که با علت ناباروری زنانه مراجعه می‌کردند، بیشترین بارداریها در گروه با ژنوتیپ Pp (5/61%) بود؛ در صورتیکه در زنانی که به علت وجود ناباروری در همسرانشان مراجعه می‌نمودند، درصد بارداری در سه نوع پلی مورفیسم تقریباً یکسان بود. این نکته بیانگر این مطلب است که پلی مورفیسم ژن گیرنده استروژن در بیماران با علت ناباروری زنانه نقش مهم‌تری ایفا می‌کند.

نتیجه گیری

با توجه به اهمیت فارماکوژنتیک در درمان بسیاری از بیماریها و همینطور درصد نسبتاً کم پاسخ به درمان در سیکل‌های IVF به نظر می‌رسد که لازم باشد توجه بیشتری به فارماکوژنتیک و پاسخ فردی بیماران به داروها معطوف گردد.

بررسی حاضر اهمیت یکی از ژن‌های مؤثر در تولیدمثل را نشان داد. برای بررسی بیشتر نقش پلی مورفیسم ژن گیرنده استروژن آلفا در ناباروری لازم است که شیوع این پلی مورفیسم در جمعیت طبیعی نیز بررسی گردد. به علاوه برای حذف دیگر فاکتورهای مؤثر در درمان و بررسی منفرد نقش پلی مورفیسم ژن گیرنده استروژن آلفا در نحوه پاسخ به درمان باید مطالعه در گروه خاصی از بیماران (مثلاً بیماران با علت ناشناخته و یا بیماران با علت زنانه) که تمام عوامل مخدوش‌کننده دیگر در آنها حذف شده باشد انجام شود.

در پایان، در صورتیکه بتوان با انجام مطالعات تکمیلی و تعیین پلی مورفیسم ژن‌های مختلف تفاوت‌های موجود در زنان نابارور از نظر پاسخ به درمان را تعیین نمود، می‌توان برنامه‌ریزی مناسب برای درمان دارویی مؤثر در هر فرد را با توجه به زمینه ژنتیکی انجام داد تا هم میزان بارداری در بیماران نابارور افزایش یابد و هم از مصرف بیهوده دارو و دادن امید کاذب به بیماران خودداری شود.

تشکر و قدردانی

نویسندگان بر خود لازم می‌دانند از زحمات فراوان پرسنل محترم آزمایشگاه ART و ژنتیک مرکز تحقیقاتی‌ـ درمانی ناباروری یزد به ویژه آقایان مهرداد سلیمانی و حسین فضلی و خانمها دکتر نسیم طبیب‌نژاد و حبیبه قیصری کمال تشکر را به عمل آورند. حمایت کننده مالی تحقیق حاضر مرکز تحقیقاتی‌ـ درمانی ناباروری یزد بوده است.

  1. Berek JS. Novak’s Gynecology. 13th Edition, Philadel-phia: Lippincott Williams & Wilkins. 2002;pp:973-1065.
  2. Stephen EH, Chandra A. Declining estimates of infer-tility in the United States: 1982-2002. Fertile Steril. 2006;86(3):516-523.
  3. Nojomi M. Epidemiology of infertility in the west of Tehran in 2000. J Am Med Women’s Assoc. 2002;57 (4):219.
  4. پارسا نژاد محمد ابراهیم، البرزی سعید. بررسی جنبه‌های اپیدمیولوژیک و اتیولوژیک ناباروری در شیراز، مجله دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی یزد، ضمیمه شماره 1، سال ششم، تابستان 1377، صفحه 58.
  5. افلاطونیان عباس، سیدحسنی سید محمد. بررسی جنبه‌های اپیدمیولوژیک و اتیولوژیک ناباروری در یزد. طرح تحقیقاتی، مرکز تحقیقاتی درمانی ناباروری، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، 1383، صفحه54.
  6. Meldrum DR. Female reproductive aging ovarian and uterine factors. Fertil. Sterli. 1993;59:1-5
  7. Rebar RW. Premature ovarian failure. In: Lobe RA., Kelsey R., Marcus R, editor. In Biology and pathology. Academic Press. San Diego. 2000;pp:255.
  8. Kovas P., Matyas SZ., Boda K., Kaal SG. The effect of endometrial thickness on IVF/ICSI outcome, Hum. Reprod. 2003;18,11;2337-41.
  9. Duffy DM, Chaffin CL, Stouffeo RL. Expression of estrogen receptor alpha & beta in the rhesus monkey corpus luteum during the menstrual cycle: regulation by luteinizing hormone & progesterone. Endocrinol. 2000;141;1711-17.
  10. Chaffine CL. Estrogen receptor a and b polymor-phism: Is there any an association with bone mineral density, plasma lipids, & response to postmenopausal hormone therapy? Menopause. 2006; 13(3):451-61.
  11. Couse JF, Korach KS. Estrogen receptor null mice: what have we learned and where will they lead us? Endocrine. 1999;20(3):358-417.
  12. Ma WG, Song H, Das SK, Paria BC, Dey SK. Estrogen is a critical determinant that specifies the duration of the window of uterine receptivity for implantation. Proc Natl Acad Sci U S A. 2003;100(5): 2963-2968.
  13. Frazier ME., Johnson GM, Thomassen DG, Oliver CE, Patrinos A. Realizing the Potential of the Genome Revolution: The Genomes to Life Program. Science. 2003;300:290-3.
  14. Monastero R, Cefalu AB, Camarda C, Noto D, Camar-da LK, Caldarella R, et al. Association of estrogen receptor alpha gene with Alzheimer's disease: a case-control study. J Alzheimers Dis. 2006;9(3):273-278.
  15. Porrello E, Monti MC, Sinforiani E, Cairati M, Guaita A, Montomoli C, et al. Estrogen receptor alpha and APOE epsilon4 polymorphisms interact to increase risk for sporadic AD in Italian females. Eur J Neurol. 2006; 13(6):639-644.
  16. Greendale GA, Chu J, Ferrell R, Randolph JF Jr, Johnston JM, Sowers MR. The association of bone mineral density with estrogen receptor gene polymer-phisms. Am J Med. 2006;119(9 Suppl 1):S79-86.
  17. Dijkstra A, Howard TD, Vonk JM, Ampleford EJ, Lange LA, Bleecker ER, et al. Estrogen receptor 1 polymorphisms are associated with airway hyper-esponsiveness and lung function decline, particularly in female subjects with asthma. J Allergy Clin Immunol. 2006;117(3):604-611.
  18. Lussana F, Faioni EM, Mavilia C, Bucciarelli P, Bran-di ML, Cattaneo M. Association of estrogen receptor-alpha gene polymorphisms with venous thrombosis. Haematologica. 2006;91(2):279-280.
  19. Almeida S, Hutz MH. Estrogen receptor 1 gene poly-merphisms and coronary artery disease in the Brazilian population. Braz J Med Biol Res. 2006;39(4):447-454.
  20. Luisi S, Galleri L, Marini F, Ambrosini G, Brandi ML, Petraglia F. Estrogen receptor gene polymer-phisms are associated with recurrence of endometrio-sis. Fertil Steril. 2006;85(3):764-766.
  21. Kang S, Roh JW, Kim JW. Single nucleotide poly-morphism: a new risk factor for endometrial cancer? Future Oncol. 2005;1(3):323-330.
  22. Hernandez J, Balic I, Johnson-Pais TL, Higgins BA, Torkko KC, Thompson IM, Leach RJ. Association between an estrogen receptor alpha gene polymer-phism and the risk of prostate cancer in black men. J Urol. 2006;175(2):523-527.
  23. Zhai Y, Zhou G, Deng G, Xie W, Dong X, Zhang X, et al. Estrogen receptor alpha polymorphisms associa-ted with susceptibility to hepatocellular carcinoma in hepatitis B virus carriers. Gastroenterology. 2006;130 (7):2001-2009.
  24. Al-Hendy A, Salama SA. Ethnic distribution of estro-gen receptor-alpha polymorphism is associated with a higher prevalence of uterine leiomyomas in black Americans. Fertil Steril. 2006;86(3):686-693.
  25. Cai Q, Shu X O, Jin F, Dai Q, Wen W, Cheng J R, et al. Genetic polymorphism in the estrogen receptor α gene and risk of breast cancer. Cancer Epid Biom Prev. 2003;12:853-859.
  26. Georgiou I, Konstantelli M, Syrrou M, Messinis IE, Lolis DE. Oestrogen receptor polymorphisms and ova-rian stimulation for in-vitro fertilization. Hum Reprod. 1997;12(7):1430-1433.
  27. Sundarrajan C, Liao WX, Roy AC, Ng SC. Associa-tion of oestrogen receptor gene polymorphism with outcome of ovarian stimulation in patients undergoing IVF. Mol Hum Reprod. 1999;5(9):797-802.
  28. Stavrou I, Zois C, Ioannidis JPA, Tsatsoulis A. Asso-ciation of polymorphisms of the estrogen receptor α gene with the age of menarche. Hum Reprod. 2002;17: 1101-05.
  29. Kitawaki J, Obayashi H, Ishihara H, Koshiba h, Kusu-ki I, Kado N, et al. Oestrogen receptor-alpha gene polymorphism is associated with endometriosis, adeno-myosis and leiomyomata. Hum Reprod. 2001;16:51-5.
  30. Derman SG, Seifer DB. In vitro fertilization in the older patient. Curr Women’s Health Rep. 2003;3(5): 375-83.
  31. Popovic-Todorovic B, Loft A, Lindhard A, Bangsboll S, Andersson AM, Andersen AN. A prospective study of predictive factors of ovarian response in 'standard' IVF/ICSI patients treated with recombinant FSH. A suggestion for a recombinant FSH dosage normogram. Hum Reprod. 2003;18(4):781-7.
  32. Goldstein DB, Need AC, Singh R, Sisodiya SM. Potential genetic causes of heterogeneity of treatment effects. Am J Med. 2007;120(4 Suppl 1):S21-5.
  33. Speroff L, Fritz MA. Clinical Gynecologic Endocrino-logy and Infertility, 7th Edition, Philadelphia:Lippincott Williams & Wilkins. 2005;pp:1135-73.