با وجود تغییرات مختلف در زمینه نگرش نسبت به مسایل جنسی در قرون اخیر، هنوز هم اهمیت باروری در ذهن بشر حفظ شده است، به نحوی که یکی از عوامل تحکیم زندگی زناشویی وجود فرزند است. به همین علت باروری که مرحله ای طبیعی از زندگی و یکی از مهمترین اهداف هر پیوند زناشویی است، مفهومی از ادامة روند زندگی جاودانه برای بشر دارد (2،1).
در مقابل باروری جنبة مهم دیگری بنام ناباروری وجود دارد که با ناتوانی در باردار شدن بعد از یکسال فعالیت جنسی مداوم و بدون استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری تعریف می شود (3-1). ناباروری مشکل شایعی است که شیوع آن در نقاط مختلف دنیا 15-10% تخمین زده شده است (4).
نتایج مطالعات متعددی، آشفتگی، استرس، افسردگی، پایین بودن عزت نفس، نارضایتی زناشویی و نارضایتی جنسی را پیامدهای روانشناختی ناباروری معرفی مینمایند (5). بسیاری از مطالعات تأثیر ناباروری روی ازدواج و روابط جنسی بین زوجین را نشان دادهاند (6). براساس مدارک سازمان جهانی بهداشت، رابطه جنسی بین زوجین مترادف با مقاربت جنسی نیست و هدف آن صرفاً تجربه یا عدم تجربه ارگاسم نیست (7).
اختلال در عملکرد جنسی شریک خاموش درمانهای ناباروری است (8). در طول مدت درمان ناباروری 60-50% از زوجین کاهش واضحی را در رضایت جنسی بیان کرده اند (9). رضایت جنسی به طور عمده ای تحت تأثیر پیامدهای ناباروری از قبیل کاهش عزت نفس، احساس افسردگی و نگرانی و همچنین رابطة جنسی همراه با شکست در بارور شدن قرار می گیرد (8).
لذّت جنسی آدمیان بیشتر محصول ذهن است تا بدن. افسردگی، خشم، اضطراب و ترس می توانند در توانایی لذت بردن از فعالیت جنسی تداخل نمایند (6). افسردگی ناشی از ناباروری و درمانهای گرانقیمت و تهاجمی به عنوان کاتالیزوری عمل می کند که مشکلات جنسی را بروز داده و آشکار می کند. از دست دادن میل جنسی، تغییراتی در رسیدن به مرحلة ارگاسم، کاهش دفعات نزدیکی و عدم رضایت جنسی از مشکلات شایع زوجهای نابارور محسوب می شود (7).
افراد افسرده احساس بی حسی پایدار، ناامیدی، درماندگی، بی ارزشی و گناه می کنند و عموماً تعلق خاطر خود را نسبت به زندگی، شغل و سایر فعالیتهایی که قبلاً برایشان لذت بخش بوده، از جمله فعالیتهای جنسی از دست می دهند (2).
در مطالعه ای که در آفریقای جنوبی روی زوجین نابارور انجام شد 43% زنان احساس می کردند که ناتوانی آنها در باردار شدن تأثیرات منفی شدیدی روی زندگی آنها بهخصوص روابط جنسیشان دارد (6). بسیاری از زنان و مردان این احساس را دارند که زنانگی یا مردانگی آنها در نتیجة ناباروری کاهش یافته و این موضوع باعث کاهش رضایت جنسی در آنها شده است (8). این نتایج در حالی است که بعضی زوجین اظهار می کنند که بحران ناباروری باعث افزایش صمیمیت و بهبود روابط بین آنان شده است (6). برخی مطالعات نشان می دهند که روی هم رفته کاهش زیادی در رضایت جنسی زوجین در نتیجة ناباروری ایجاد نمی شود (10).
اکثر تحقیقات انجام گرفته عمدتاً در زمینة تأثیر ناباروری روی زندگی مشترک تمرکز کرده اند و در مطالعات اندکی زندگی جنسی زوجین نابارور مورد بررسی قرار گرفته است (11). کاهش رضایت جنسی به هر دلیلی که ایجاد شود دارای پیامدهای منفی بسیاری است. تحقیقات نشان می دهند که نارساییهای جنسی ارتباط تنگاتنگی با مشکلات اجتماعی از قبیل جرایم، تجاوزات جنسی، بیماریهای روانی و طلاق دارند (12). طبق بیانیة سازمان جهانی بهداشت «سلامت تنها به معنای نبود بیماری نیست بلکه عبارت است از برخورداری از سلامت جسمی، روحی و معنوی»؛ از اینرو بهداشت روان و یا به عبارت دیگر حفظ و ارتقای سلامت روان، بخشی از بهداشت عمومی است. مشکلات مربوط به ناباروری در اواخر دهه دوم و سوم زندگی، بسیاری از زنان را در سراشیبی منتهی به افسردگی قرار می دهد. تلاش برای باردار شدن، اقدامات پزشکی گرانقیمت و خسته کننده ای را ایجاب میکند و تردید و درماندگی همراه با ناباروری می تواند اساس روابط یک زوج را به لرزه در آورد (11). افسردگی و رضایت جنسی که از عوامل مهم بهداشت روانی زوجین محسوب می شوند، تحت تأثیر ناباروری و درمانهای آن قرار می گیرند (2). در واقع کاهش میل جنسی یکی از نشانه های ویژة افسردگی است (11)؛ زیرا ناباروری یکی از بحرانهای پیچیدة زندگی زوجین است که منجر به فشارهای عمیق عاطفی و روانی زوجین میشود (12).
توجه ناکافی به امور جنسی در ایران، اهمیت این موضوع و سعی در بالا بردن اطلاعات در مورد این اولویت مهم بهداشت روانی زوجها، انگیزه ای برای انجام تحقیقی با هدف تعیین افسردگی و رضایت جنسی در زوجهای بارور و نابارور، مقایسة آنها با یکدیگر و تعیین ارتباط بین افسردگی و رضایت جنسی گردید.
این پژوهش به صورت یک مطالعة توصیفیـ مقایسهای بود که از اواخر سال 1384 تا اواخر 1385 انجام شد. در این مطالعه میزان افسردگی و رضایت جنسی در 150 زوج نابارور با 150 زوج بارور (در مجموع 600 نفر) مراجعه کننده به کلینیک درمان ناباروری و درمانگاه زنان مرکز آموزشیـ درمانی الزهراء (کانون مراجعین در استان آذربایجان شرقی و استانهای همجوار) به روش نمونهگیری آسان (در دسترس)، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. نمونههای مطالعه در گروه سنی 45-18 سال قرار داشته و فاقد هرگونه بیماری جسمی یا مشکل روانی شناخته شده از جمله مشکلات جنسی و افسردگی (با توجه به سابقة پزشکی بیماران که در پروندة آنان وجود داشت) بودند. همچنین افراد مورد پژوهش دارای حداقل سواد خواندن و نوشتن (تحصیلات ابتدایی) بودند. محیط پژوهش بخش درمان ناباروری و درمانگاه زنان مرکز آموزشی درمانی الزهراء (س) بود.
گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامهای که مشتمل بر سه بخش شامل مشخصات فردیـ اجتماعی زوجین، مقیاس سنجش افسردگی بک و پرسشنامة استاندارد رضایت جنسی لارسون (13) بود. شایان ذکر است که در مطالعة شمس مفرحه با عنوان "بررسی تأثیر مشاورة زناشویی بر رضایت جنسی زوجین" این پرسشنامه در سطح مقیاس از روایی قابل قبولی برخوردار بود و این پرسشنامه در ایران مورد هنجاریابی نیز قرار گرفته است (14). روش گردآوری اطلاعات، خود گزارشدهی توسط واحدهای مورد پژوهش با تکمیل پرسشنامه خود ایفاء بود.
در پرسشنامه Beck، کسب امتیاز 15-0 مبنی بر عدم وجود افسردگی (میانگین بهنجار)، 30-16 افسردگی خفیف، 45-31 افسردگی متوسط و 63-46 افسردگی شدید بود. در مورد پرسشنامه لارسون کسب امتیاز <50 مبنی بر عدم رضایت، 75-50 رضایت کم، 100-76 رضایت متوسط و 125-101 رضایت زیاد بود.
این تحقیق با تأیید کمیتة اخلاقی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتیـ درمانی آذربایجان شرقی صورت گرفت و کلیه اطلاعات حاصل از بیماران بهصورت محرمانه باقی ماند. همچنین برای جلب رضایت بیماران در پاسخ به سئوالات از پرسشگر زن برای زنان و پرسشگر مرد در مردان استفاده گردید.
داده های حاصل از مطالعه بهوسیله روشهای آماری توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار)، آزمون t مستقل و زوجی و آنالیز واریانس یک طرفه، آزمونهای رابطه (آزمون رابطه 2 و ضریب همبستگی) با استفاده از نرم افزار آماری SPSS ویرایش 14 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. در این مطالعه 05/0p< معنیدار تلقی گردید.
براساس نتایج این مطالعه علت ناباروری در گروه زوجین نابارور 7/36% عامل زنانه، 3/29% نامشخص، 7/18% علت مربوط به هر دو طرف و 3/15% عامل مردانه بود. 3/73% زوجین نابارور دارای سابقة حداقل یکبار شکست در درمان ناباروری داشتند.
امتیاز افسردگی و رضایت جنسی برای مردان و زنان بارور و نابارور در جدول 1 و اطلاعات مربوط به امتیازبندی نمرات افسردگی و رضایت جنسی دو گروه به تفکیک جنس زوجها در جداول 2و3 آورده شده است.
میزان افسردگی در زنان نابارور نیز بیشتر از زنان بارور بود (05/0p<، 72/284=df، 68/3=t) به منظور حذف برخی عوامل مداخله گر از جمله مشخصات فردیـ اجتماعی در هر دو گروه که ممکن بود بر روی نتایج حاصل از میزان افسردگی و رضایت جنسی تأثیر بگذارند، بین دو گروه از نظر تفاوت میانگین همسان سازی صورت گرفت که میان آنها اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت.
بررسیها نشان داد که بین سطح تحصیلات بیماران نابارور با افسردگی ارتباط وجود دارد (05/0p<، 12=df، 58/40=χ2)، به گونهای که افسردگی در افرادی که میزان تحصیلات بالاتری داشتند کمتر بود. همچنین وضعیت شغلی و وضعیت اقتصادی خانواده با میزان افسردگی در زوجین نابارور (به ترتیب 05/0p<، 12=df، 05/37=χ2 و 05/0p<، 3=df، 57/8=χ2) ارتباط داشتند؛ به طوریکه در گروه بیکار و دانشجو در مقایسه با سایر گروهها افسردگی بیشتر بود و نیز امتیاز افسردگی در گروهی که وضعیت اقتصادی خود را نامناسب اعلام کرده بودند، مقدار بالاتری را نشان داد.
میانگین امتیاز رضایت جنسی در بین زوجین بارور و نابارور متفاوت بود؛ اما این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار نبود. در گروه نابارور بین سن، میزان تحصیلات، وضعیت شغلی، قومیت، علت ناباروری، سابقة درمان و طول مدت درمان ناباروری با رضایت جنسی ارتباط وجود نداشت؛ اما طول مدت ازدواج، وضعیت اقتصادی، تعداد دفعات درمان ناموفق، طول مدت تشخیص ناباروری و انجام آزمایشات تشخیصی با رضایت جنسی ارتباط داشتند (05/0p<)؛ به طوریکه انجام آزمایشات تشخیصی دشوارتر و پرهزینهتر (مانند لاپاروسکوپی و هیستروسالپنگوگرافی) با کاهش بیشتری در رضایت جنسی همراه بود.
در سئوالات مربوط به پرسشنامة رضایت جنسی، بین سئوالات زیر با وضعیت باروری در زنان بارور و نابارور رابطة آماری معنی داری (05/0p<) وجود داشت. 1) زندگی جنسی من یکنواخت است، 2) به عقیدة من روابط جنسی در زندگی زناشویی بسیار مهم و جالب است، 3) همسرم در هنگام برقراری رابطة جنسی خشن و تندخو است، 4) همسرم شریک خوبی در روابط جنسی ما می باشد و 5) به عقیدة من برقراری روابط جنسی، عملکردی طبیعی در روابط می باشد.
در گروه مردان، وضعیت باروری با سئوالات زیر رابطة معنی داری (05/0p<) داشت: 1) همسرم به روابط جنسی اهمیت زیادی می دهد، 2) همسرم در هنگام برقراری رابطة جنسی خشن و تندخو است، 3) من واقعاً احساس می کنم، روابط جنسی ارتباط عاطفیمان را قویتر می کند، 4) من احساس می کنم همسرم از روابط جنسیمان خشنود است و 5) همسرم به نیازها و تمایلات جنسی من بسیار حساس است.
در تعیین ارتباط میان افسردگی و رضایت جنسی نشان داده شد که بین افسردگی و رضایت جنسی در مردان و زنان بارور و نابارور همبستگی معنی دار منفی وجود دارد؛ یعنی کاهش افسردگی باعث افزایش معنیدار (05/0p<) میزان رضایت جنسی میشد و بالعکس (در مردان نابارور 243/0-r=، در زنان نابارور 446/0-r=، در مردان بارور، 313/0-r= و در زنان بارور، 370/0-r=.
ناباروری تأثیرات گوناگونی بر جنبه های مختلف زندگی زوجهای نابارور دارد. براساس یافته های این تحقیق در گروه نابارور 34% مردان و 3/49% زنان دارای درجاتی از افسردگی بودند که این میزان در گروه بارور 4/21% در مردان و 4/27% در زنان بود. در نتیجه مقدار و شدت افسردگی در زوجین نابارور از زوجین بارور بیشتر است که این نتایج با نتایج Domar و همکاران (15)، Berg و همکاران (16)، نجمی و اشکانی (17) همخوانی دارد.
یکی از عوامل مؤثر بر بروز افسردگی، طول مدت ناباروری است (2). در مطالعه ای روی زنان نابارور ژاپنی دیده شد زنانی که مدت بیشتری (بیش از چهار سال) از تشخیص ناباروری آنها میگذرد، احساس افسردگی و بی کفایتی بیشتری دیده می شود (1). مطالعه الوانی و همکاران بین طول مدت ناباروری و مسایل روانی ناباروران ارتباط وجود داشت (18). خادمی و همکاران نیز رابطة میان این دو را عنوان کردند؛ اما در مطالعة حاضر ارتباط معنی داری بین طول مدت ناباروری و میزان افسردگی مشاهده نشد که شاید این امر به این علت باشد که در مطالعة حاضر نیمی از زوجین نابارور، مدت سه سال یا کمتر از تشخیص ناباروری آنها می گذشت. نتیجه مطالعه رمضانزاده و همکاران نیز مشابه بوده است (19).
یکی از ویژگیهای این مطالعه ارزیابی افسردگی و رضایت جنسی در هر دو جنس و مقایسة نتایج آن با گروه مشابه در افراد بارور بود و این در حالی است که اکثر مطالعات انجام شده روی افسردگی و رضایت جنسی در زنان تمرکز دارند. این تحقیق نشان داد که اگر میزان افسردگی و رضایت جنسی میان دو جنس (زن و شوهر) مقایسه شود، افسردگی و کاهش رضایت جنسی در زنان نابارور نسبت به همسرانشان بیشتر است و این موضوع بیانگر این امر است که زنان نابارور بیش از همسران خود تحت تأثیر عوارض روانی ناباروری قرار می گیرند. این با نتایج مطالعات سایر محققین از جمله Inhorn، Demyttenaere، Beutelg و Glover همخوانی دارد (23-20).
نتایج مطالعات انجام شده در زمینه تأثیر ناباروری بر رضایت جنسی معمولاً با یکدیگر تناقض دارند.Abbey و همکاران در مطالعه خود اعلام کردند که گسستگی روابط جنسی و در نتیجه کاهش در رضایت جنسی در زوجین نابارور در مقایسه با گروه کنترل دیده میشود، که روابط جنسی در افراد نابارور به صورت نوعی عمل مکانیکی و نه احساسی است (24). در مطالعه دنرشتین و همکاران این نتیجه در 71% زنان نابارور دیده شده بود؛ در حالی که نتایج مطالعاتDaniluk, Wright, Mazure, Leiblum & Fagan بیانگر این است که رضایت و عملکرد جنسی معمولاً یا بهبود می یابد یا اینکه در مقایسه با جمعیت عادی جامعه کاهش چشمگیری را نشان نمی دهد (5) که این نتایج با نتایج حاصل از تحقیق حاضر همخوانی دارند.
در مطالعه کنونی، بین میزان افسردگی و رضایت جنسی همبستگی معنی دار منفی وجود داشت؛ یعنی با افزایش میزان افسردگی میزان رضایت جنسی کاهش می یابد و برعکس. Nicolosi و همکاران در سال 2004 در مطالعة خود نشان دادند که رضایت جنسی با دفعات مقاربت جنسی ارتباط مستقیم و با افسردگی ارتباط معکوس دارد. افسردگی شناخته شده (بالینی) ارتباط مستقیمی با میل به تنها بودن و کاهش دفعات مقاربت جنسی دارد (25). Howell و همکاران در سال 1987 نیز در تحقیق خود نشان دادند که افراد افسرده علاقه و رضایت جنسی کمتری را نسبت به افراد غیرافسرده بیان می کنند؛ اما فعالیت جنسی آنها کاهش نمی یابد. ارتباط نسبتاً چشمگیری بین شدت افسردگی و رضایت جنسی وجود دارد (26) که این با نتایج مطالعة حاضر کاملاً مطابقت دارد.
در این مطالعه برای جلوگیری از اینکه واحدهای مورد پژوهش احساس واقعی خود را نسبت به مسایل جنسی بیان نکنند، با توضیح اینکه محتوای پرسشنامهها کاملاً محرمانه بوده و لازم به ذکر نام و نام خانوادگی نبوده است و همچنین استفاده از پرسشگر مرد برای شوهران، این مسئله تا حدودی کنترل شد. با توجه به اینکه روابط جنسی از خصوصیترین مسایل زندگی زناشویی محسوب میشود و نیز به دلیل محدودیتهای فرهنگی و مذهبی در جامعة ما ممکن است افراد به راحتی قادر به صحبت در مورد مسایل جنسی خود نباشند؛ بنابراین عدم صداقت احتمالی بعضی از افراد در بیان صریح مسایل خود از محدودیتهای خارج از اختیار پژوهشگر بود.
در مطالعة حاضر نشان داده شد که افسردگی در گروه نابارور بیش از گروه بارور بود و بین میزان افسردگی و رضایت جنسی ارتباط وجود داشت. افسردگی و کاهش رضایت جنسی از مهمترین مشکلات زوجین نابارور و بهویژه زنان میباشد که ممکن است همة جنبههای زندگی زناشویی زوجین و حتی روند درمان آنها را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین براساس یافته های حاصل از این پژوهش پیشنهاد می شود که زوجین نابارور مراجعه کننده به مراکز درمان ناباروری در طول مدت درمان از لحاظ وجود یا عدم وجود اختلالات روانی بهویژه افسردگی مورد بررسی بیشتر، غربالگری و درمان قرار گیرند. همچنین منطقیتر به نظر می رسد که سرویسهای ارایه کننده مشاوره های روانی در کلیه مراکز ناباروری حاضر باشند تا بتوانند نیازها و مشکلات روانی بیماران نابارور را از زمان تشخیص تا انتهای روند پیگیری درمان تشخیص داده و برطرف نمایند.
همچنین پیشنهاد می شود پژوهشهایی در خصوص راهکارهای مقابله ای زوجین نابارور، بررسی مشکلات زوجین نابارور در درمانهای ناباروری و اثرات شکست در این درمانها و بررسی نیازهای آموزشی و خود مراقبتی زوجین نابارور در رابطه با درمانهای ناباروری انجام گیرد.
این مطالعه، حاصل طرح تحقیقاتی مصوب در گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز می باشد. لذا از حمایتهای معاونت محترم پژوهشی آن دانشگاه و اساتید محترم گروه مامایی و روانپزشکی، مشاور آمار و همچنین پرسنل محترم درمانگاه نازایی بیمارستان الزهرا و بیماران عزیز که در این تحقیق ما را یاری دادهاند تقدیر و تشکر می شود.