در حال حاضر، در اثر پیشرفت علم، تکنولوژی و کاهش میزان مرگ و میر به دنبال ارتقاء سطح بهداشت جمعیت دنیا به طرز انفجارآمیزی رو به ازدیاد است (1) و انتظار می رود که در حدود سال 2150 میلادی این جمعیت به 11 تا 12 میلیارد نفر برسد (2).
ایران کشوری در حال توسعه است و یکی از سریعترین نرخهای رشد جمعیت دنیا را دارا می باشد. در سرشماری سال 1335، جمعیت کشور کمتر از 19 میلیون نفر تعیین گردید. در حالیکه در سال1370 به 57 میلیون نفر، یعنی 3 برابر جمعیت 35 سال پیش افزایش یافت (1).
جامعه علمی و پزشکی، روشهای مؤثری جهت تنظیم خانواده به مردم عرضه کرده است (3). یکی از روشهای پیشگیری از بارداری، عقیم سازی زنان میباشد.
عمل عقیم سازی در ایران از سال 1369 به صورت قانونی رواج یافته است. طبق آمار مهر ماه 1379، میزان کل آن، در سطح کشور 1/17% بود (4) که در سال1380، این میزان به 55/21% رسید.
یکی از عوارض روانی طولانی مدت به دنبال عقیمسازی، پشیمانی بعد از عمل می باشد که میزان آن به زمینه فرهنگی افراد و نیز درجه توسعه یافتگی کشورها بستگی دارد (5) و با کیفیت زندگی افراد عقیمشده در ارتباط است (6). این میزان در مطالعات مختلف بین 3 تا 9/21% در نوسان بوده است (7). پیامدهای انسانی و اقتصادی پشیمانی به دنبال عقیمسازی می تواند چشمگیر باشد که بدلیل کاهش یا توقف بالقوه میزان باروری، از هزینه های نامحسوس کیفیت زندگی پایین تا افزایش استفاده از اقدامات هزینه بر با موفقیت محدود شامل اتصال مجدد لوله ها و تکنیکهای کمک باروری را در بر می گیرد (8). هیچ زنی با این تصور که بعدها قادر خواهد بود باروری خود را با جراحی یا تکنیکهای کمک باروری باز یابد، نباید تحت عقیم سازی قرار گیرد (9). نظر به اینکه درخواست برگشت باروری با صرف هزینه های گزاف و خطرات جانی ناشی از حاملگی نابجا همراه است و با توجه به اینکه در مورد عوارض جسمی عقیمسازی تحقیقاتی در کشور انجام گردیده است و نتایج آنها گزارش شده است ولی تحقیقات انجام گرفته در بعد روانی ناچیز و نتایج متناقضی دربرداشته است (13-10) این تحقیق با هدف تعیین میزان پشیمانی بعد از عمل، افسردگی و اضطراب زنان عقیمشده و تعیین عوامل مرتبط انجام شد.
این پژوهش، مطالعه ای از نوع توصیفیـ تحلیلی بود. جامعه آماری مورد بررسی را 150 زن عقیمشده 45–25 ساله شهر تبریز که طی 10-1 سال اخیر اقدام به عمل نموده بودند، تشکیل می دادند که در آن، افراد مورد پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، انتخاب شدند. بدین ترتیب که از بین 96 پایگاه و مراکز بهداشتیـ درمانی وابسته به شهر تبریز، 15 پایگاه و مرکز به عنوان خوشه انتخاب و از هر کدام، تعداد 15 زن عقیمشده از روی پرونده های بهداشتی و به طور تصادفی انتخاب شدند تا در صورت عدم رضایت به شرکت در پژوهش یا عدم دسترسی به آنان، امکان دستیابی نهایی به 10 نفر از هر واحد موجود باشد و با مراجعه به مراکز مذکور، پرسشنامه ها را تکمیل نمودند. در صورتی که هر کدام از افراد مورد پژوهش، سابقه افسردگی یا اضطراب شناخته شده قبلی را ذکر میکردند، از مطالعه حذف میشدند.
پرسشنامه شماره 1 مربوط به مشخصات فردی اجتماعی افراد مورد پژوهش، سئوالات مرتبط با عقیمسازی و پشیمانی بعد از عمل بود. به منظور ارزیابی پشیمانی بعد از عمل، 3 ویژگی شامل (14) خود گزارشی پشیمانی، درخواست اطلاعاتی راجع به برگشت عقیمی و اقدام به عمل برگشت مورد سنجش قرار گرفت. پرسشنامه شماره 2، حاوی سئوالات استاندارد افسردگی و اضطراب زونگ بود. اعتبار آزمون افسردگی زونگ در ارزیابی همبستگی آن با تست افسردگی هامیلتون برابر با 63% بود و در مقایسه با ارزیابی و قضاوت بالینی روانپزشک حداکثر تا 69% همبستگی نشان داد (69/0=r) (15).
مقیاس خودسنجی اضطراب زونگ در سال 1970 ابداع گردید. براساس نتایج، توزنده جانی، مقیاس خودسنجی اضطراب زونگ، ابزار مناسبی برای سنجش اضطراب می باشد زیرا نتایج حاصل از مصاحبه بالینی نشان داد که در حدود 75% آزمودنیهایی که با مقیاس زونگ تشخیص داده شده بودند، ملاکهای تشخیصی لازم برای یک اختلال اضطرابی را داشتند (16). بررسیهای انجام شده روی بیش از 500 مورد، همبستگی بین مقیاس اضطراب هامیلتون و زونگ را با استفاده از روش همبستگی پیرسون 71/0 نشان داد. برای محاسبه پایایی مقیاس از روش ضریب انسجام که میزان همبستگی درونی یا تجانس سئوالات را مورد بررسی قرار می دهد، استفاده شد و تحلیلهای آماری نشاندهنده ضریبی برابر 84% بود که بیانگر پایایی بالای این مقیاس می باشد (17).
این سئوالات در مورد افراد بیسواد و کم سواد، از طریق مصاحبه تکمیل گردید و افرادی که سطح تحصیلات آنها، مقطع راهنمایی و بالاتر بود خود با خواندن سئوالات به آنها پاسخ دادند. پس از جمع آوری اطلاعات و وارد کردن داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 5/11، از آزمونهای آمار توصیفی برای توصیف افراد مورد پژوهش و میزان اختلالات روانی آنان و از آمار استنباطی نظیر 2 برای تعیین ارتباط بین متغیرها و از آزمون t برای مقایسه میانگینها استفاده گردید.
در این مطالعه، اکثر زنان عقیمشده (7/92%)، 30 سال یا بیشتر داشتند و میانگین سنی آنها 31/37 سال بود. این در حالیست که 7/56% آنان به هنگام عقیمی، 30 سال یا بیشتر داشتند و میانگین سنی در زمان سترونسازی، 47/31 سال بود (جدول 1). بیشتر آنان (76%)، دارای 5-3 فرزند بودند. کمترین تعداد فرزندان زنان عقیمشده، 2 و بیشترین 8 بود. اکثر زنان عقیمشده (7/30%) سواد راهنمایی و کمترین درصد (3/5%) تحصیلات دانشگاهی داشتند. همچنین 90% زنان عقیمشده، خانه دار و 10% آنها کار بیرون از منزل داشتند.
اکثر زنان عقیمشده (3/67%) سطح درآمد خانواده را برای گذران زندگی کافی گزارش نمودند.
در این پژوهش، بیشتر زنان عقیمشده (7/74%) در تصمیم گیری نهایی جهت عقیم سازی با همسر خود تفاهم کامل داشتند؛ این در حالیست که 32 نفر (3/21%) به تنهایی و داوطلبانه، چنین تصمیمی را اتخاذ نموده بودند. عمده ترین عامل عقیم سازی در 60% زنان، کفایت تعداد فرزندان بود و بقیه به ترتیب دلایل خود را شامل محدودیت درآمد خانوار (18%)، ناسازگاری با سایر روشهای ضدبارداری (18%)، عدم همکاری همسر در استفاده از سایر روشهای پیشگیری از بارداری (7/2%) و وجود اندیکاسیونهای طبی (3/1%) بیان نمودند. یافته های این مطالعه بیشترین تعداد زنان عقیمشده (7/46%) از هیچ منبعی جهت کسب اطلاعات برای عقیمسازی استفاده نکرده بودند.
در این مطالعه 6% زنان عقیمشده، اظهار پشیمانی بعد از عمل داشتند که با اختلاف و نزاع با همسر به هنگام تصمیم گیری جهت عقیمی ارتباط آماری معنیداری را نشان داد (001/0>p). میانه زمان وقوع پشیمانی در این مطالعه، 5 سال پس از عقیم سازی بود.
در پژوهش حاضر، میزان درخواست برگشت باروری زنان عقیمشده 7/2% بود که البته هیچکدام از آنان اقدام به عمل برگشت باروری ننموده بودند.
آنالیز داده ها نشان داد که میزان افسردگی در زنان عقیمشده 3/13% بود. همچنین در این مطالعه، 7/24% زنان عقیمشده دارای درجاتی از اضطراب بودند و میانگین نمرات افسردگی و اضطراب زنانی که استراحت کافی بعد از عمل را گزارش نموده بودند، به طور معنیداری (به ترتیب با 008/0= pو 02/0=p) کمتر از زنانی بود که استراحت کافی به دنبال عمل نداشتند (جدول 2و3).
پشیمانی بعد از عمل یکی از فاکتورهای روانی مرتبط با عقیم سازی افراد می باشد که میزان آن در پژوهش حاضر 6% بدست آمد که این میزان با یافته های سایر بررسیهای انجام شده، همسو و به ارقام گزارش شده در آنها بسیار نزدیک بود؛ به عنوان نمونه Jamieson و همکاران، احتمال تجمعی بیان پشیمانی زنان در عرض 5 سال بعد از عمل را 7% گزارش نمودند (18). Hillis و همکاران، احتمال تجمعی بیان پشیمانی زنان بالای 30 سال را طی 14 سال بعد از عمل، 9/5% گزارش کردند (8).
در تحقیق Hollander، احتمال تجمعی پشیمانی 7 سال بعد از عمل، 8% گزارش شد (19). تفضلی، میزان پشیمانی بعد از عمل زنان سترون شده در فاصله سالهای 76-1370 را 5/8% گزارش نمود (1). در بین مطالعات انجام گرفته، کمترین میزان پشیمانی بعد از عمل (3%)، مربوط به مطالعه دکتر آرام و همکاران بود (12) و بیشترین میزان (9/21%)، توسط Rosenfeld و همکاران گزارش گردید؛ شاید به این دلیل که 8/76% افراد مورد پژوهش آنان، سن کمتر از 30 سال داشتند (20).
یافته های پژوهش حاضر، بین نزاع با همسر هنگام تصمیم گیری جهت عقیمی و پشیمانی بعد از عمل ارتباط آماری معنی داری را نشان داد؛ (001/0>p) به طوریکه اکثر زنانی که پشیمانی بعد از عمل داشتند (9/88%)، ذکر نمودند با همسر خود به هنگام تصمیمگیری جهت عقیمی اختلاف نظر و کشمکش داشتهاند. مطالعه Jamieson و همکاران نیز نشان داد زنانی که قبل از عقیمشدن، کشمکش اساسی با همسرشان داشتند، پشیمانی ناشی از تصمیمشان 3 برابر بیشتر از زنانی بود که چنین کشمکشهای نداشتند (18).
میزان افسردگی در زنان سترون شده 3/13% بود که با توجه به شیوع افسردگی 20-13% در جمعیت عمومی (21،11)، میزان افسردگی مشاهده شده با شیوع آن در کل جمعیت، تناسب و سنخیت داشت. همچنین میزان اضطراب زنان عقیمشده 7/24% بود. بررسیها نشان می دهد که شیوع اختلالات اضطرابی در جمعیت عمومی بین 35-15% در نوسان است (22) که میزان اضطراب مشاهده شده با میزان اضطراب گزارش شده در کل جمعیت، تناسب و سنخیت داشت.
عباسی و کنعانی، در بررسی مقایسه ای سلامت روانی زنان عقیمشده با زنانیکه از هیچ روش پیشگیری از بارداری استفاده نمی کردند، تفاوت معنیداری (05/0p<) را بین دو گروه گزارش کردند (10). تفضلی، در بررسی مقایسه ای عوارض بستن لوله های رحمی با روش طبیعی پیشگیری از بارداری با 000/0=p تفاوت معنیداری را در افسردگی و اضطراب بین دو گروه نشان داد (1). Lin و همکاران نیز سترون سازی را نوعی عامل خطر در جهت افسردگی و اضطراب افراد گزارش نمودند؛ به طوریکه در مطالعه آنان، بعد از بستن لولههای رحمی احتمال خطر افسردگی 34/2 برابر و احتمال خطر اضطراب 88/2 برابر بیشتر گردید (23). این در حالیست که سبحانی در بررسی مقایسهای مشکلات روانی زنان عقیمشده اختیاری با زنان گروه شاهد، تفاوت معنیداری را مشاهده نکرد (13).
شاهوی نیز بین میزان افسردگی دو گروه عقیمشده لوله ای و استفاده کننده از آی یو دی، اختلاف آماری معنی داری را با استفاده از تست افسردگی بک مشاهده نکرد (11). همچنین انجمن مطالعات آینده نگر سازمان بهداشت جهانی (1985)، در پیگیری سلامت روان زنان عقیمشده، یافته ای دال بر افزایش خطر اختلالات روانی به دنبال عقیمسازی زنان گزارش نکردند. در این مطالعه، اختلالات روانی بعد از عمل، ارتباط بسیار معنی داری را با مشکلات روانی قبل از عمل نشان داد (24). به نظر پژوهشگر، عدم همخوانی نتایج مطالعات متعدد می تواند ناشی از ناهمگونی نمونه ها، تفاوت در روش پژوهشهای انجام گرفته، گوناگونی ابزار پژوهش، تفاوتهای فرهنگی، خانوادگی و سطح تحصیلات افراد مورد پژوهش، دوره های زمانی در نظر گرفته شده جهت مصاحبه و نیز نحوه توجه به بهداشت روانی زنان عقیمشده باشد.
نتایج یافته ها نشان داد که بین نمرات افسردگی و اضطراب با استراحت بعد از عمل زنان عقیمشده، به ترتیب با 008/0=p و 02/0=p ارتباط آماری معکوس و معنی داری وجود دارد؛ به طوریکه زنانی که عدم استراحت کافی به دنبال عمل را گزارش نمودند، به وضوح نمرات افسردگی و اضطراب بالاتری داشتند.
Lin و همکاران پیشنهاد کردند افرادی که عقیم میشوند، باید بعد از عمل استراحت کافی داشته باشند تا از گسترش اختلالات روانی در این افراد کاسته شود. در مطالعه آنان، زنانی که بعد از عمل به خوبی استراحت نکرده بودند، به راحتی در معرض افسردگی و اضطراب بعدی قرار داشتند (23).
لازم بهذکر است که در پژوهش حاضر، بین افسردگی، اضطراب و پشیمانی بعد از عمل زنان عقیمشده با مشخصات فردی اجتماعی آنان، ارتباط آماری معنیداری مشاهده نگردید. همچنین افسردگی، اضطراب و پشیمانی بعد از عمل زنان عقیمشده با سن در زمان عقیمی، زمان عقیم سازی و مدت زمان سپری شده از عمل، ارتباط معنی داری را نشان نداد.
دکتر آرام و همکاران نیز در پژوهش خود، بین سالهای سپری شده از بستن لوله ها و مشکلات روانی و اجتماعی، ارتباط آماری معنی داری (67/0=p) را گزارش ننمودهاند (12).
همسو با یافته های پژوهش حاضر، سبحانی با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی بین 120 نفر از بانوان عقیمشده و30 نفر از بانوان گروه شاهد نشان داد که سلامت روانی گروههایی از بانوان که در فواصل زمانی مختلف عقیمشده بودند، با هم تفاوت معنی دار نداشتند (13). Bledin و همکاران، نیز در بررسی پیامدهای روانشناختی عقیم سازی زنان که طی آن نتایج کوتاه مدت روانی را در بین 69 زن عقیمشده غیر و 69 زن عقیمشده، به صورت آینده نگر (مصاحبه قبل از عمل و سپس پیگیری 6 هفته و 6 ماه بعد از عمل) مورد ارزیابی قرار دادند، هیچ اختلاف معنی دار مهمی را در وضعیت روانی بین این زنان و زنان غیر عقیم مشاهده نکردند (26). حال آنکه در مطالعات متعددی (20،19، 8)، عقیمسازی در دوران نفاس، بعنوان عامل خطری برای پشیمانی بعد از عمل گزارش شده است.
علیرغم یافته های Rosenfeld و همکاران که گذشت کمتر از 5 سال بعد از عقیمی را در مقایسه با مدت زمان بیشتر، به عنوان عامل خطر پشیمانی گزارش نمودند (20)، در پژوهش حاضر، نتیجه تست فیشر ارتباط آماری معنیداری را بین پشیمانی بعد از عقیمی و طول مدت زمان سپری شده از عمل نشان نداد.
با وجود این که مطالعات متعدد قبلی، سن کمتر از 30 سال به هنگام عقیمی را نوعی عامل خطر برای پشیمانی بعد از عمل و درخواست برگشت باروری ذکر نموده بودند (6،14،20)، در پژوهش حاضر چنین نتیجه ای بهدست نیامد.
Schmidt و همکاران، ارتباط سن کم هنگام عقیمی با پشیمانی بعد از عمل را به وقوع تغییر و تحولات بیشتر در زندگی زنان جوان از قبیل طلاق و ازدواج مکرر نسبت دادهاند (14). احتمالاً یکی از دلایلی که در پژوهش حاضر، زنان کمتر از 30 سال به هنگام عقیمی، پشیمانی بیشتری نداشتند، عدم فراوانی طلاق یا ازدواج مکرر در بین آنان میتواند باشد.
در نهایت، از مجموع یافته های پژوهش حاضر چنین استنتاج می شود که عقیم سازی را نمی توان به عنوان عاملی مستقل در بروز و گسترش اختلالات روانی در افراد محسوب نمود، بلکه وجود عوامل مداخله گر از قبیل وجود اختلاف نظر با همسر بر سر عقیمسازی، عدم استراحت کافی به دنبال عمل و ...، زمینه را برای بروز پاره ای از مشکلات بعدی هموارتر می نماید که با ارائه دوره های آموزشی مشاوره ای قبل از عمل و نیز راهاندازی سیستم پیگیری بعد از عقیمی، می توان تا حدود زیادی از ایجاد و گسترش اختلالات روانی بدنبال عقیم سازی پیشگیری نمود.
لازم به ذکر است که تنها 3/29% زنان عقیمشده در پژوهش حاضر، انجام مشاوره با کادر بهداشت و درمان، قبل از اقدام به عمل را ذکر نمودند. این در حالی است که مشاوره قبل از عقیم سازی اجباری بوده و برای آگاهی زن نسبت به دائمی بودن روش، شناسایی عوامل مرتبط با پشیمانی بعد از عمل و نیز دانستن احتمال شکست تجمعی این روش پیشگیری از بارداری (حدوداً 85/1% در طول دوره 10 ساله) انجام می گیرد (25). براساس محدودیتهای مطالعه حاضر، پیشنهاد میگردد که جهت نتیجه گیری دقیق تر در مورد عوارض روانی بدنبال عقیم سازی و عوامل مرتبط با آن، مطالعاتی طولی با مقیاس وسیعتر و بر اساس مقایسه وضعیت روانی افراد قبل و بعد از عقیمی و پیگیریهای مستمر دراز مدت انجام گیرد.
از جناب آقای دکتر کامران صداقت که به عنوان مشاور آمار این پژوهش، ما را یاری نمودند، صمیمانه سپاسگزاریم.