هیپرپرولاکتینمی یکی از علل شایع گالاکتوره (خروج شیر از پستانها)، آمنوره و ناباروری در زنان محسوب میشود (1). با استفاده از کروماتوگرافی ژل فیلتراسیونی (GFC) ، پرولاکتین در سه اندازه مولکولی جدا شده است. پرولاکتین کوچک دارای وزن مولکولی kD23 است و در افراد طبیعی حدود 90% پرولاکتین سرم را تشکیل میدهد (1). پرولاکتین بزرگ دارای وزن مولکولی kD65-45 بوده و کمتر از 10% پرولاکتین سرم را تشکیل میدهد و فرم پرولاکتین خیلی بزرگ دارای وزن مولکولی kD170-150 بوده و درصد کوچک ولی متغیری از پرولاکتین سرم را تشکیل میدهد (2،3).
ماکروپرولاکتین در اکثر مطالعات، کمپلکس پرولاکتین و IgG معرفی شده است (4،5) ولی در بعضی از مطالعات افزایش میزان اتصال پرولاکتین به گلوکز یا تجمع و اتصال چند پرولاکتین نیز بهعنوان علت آن ذکر شده است (7-4). ماکروپرولاکتین کلیرانس کمتری نسبت به پرولاکتین منومر دارد (10-8، 6) و از آنجا که به علت وزن مولکولی بالا محدود به داخل عروق میباشد، احتمالاً قادر به اتصال با گیرندههای پرولاکتین نبوده و بیواکتیویته آن نیز کمتر است (2،4،11،12).
در بعضی از بیماران مبتلا به هیپرپرولاکتینمی، ماکروپرولاکتین فرم غالب پرولاکتین سرم (بیش از 85% کل پرولاکتین سرم) را تشکیل میدهد (1). در این بیماران سطح گونادوتروپینها و هورمونهای جنسی طبیعی گزارش شده است (13،14) ولی ممکن است علایم بالینی اندکی بهصورت اختلال عملکرد جنسی، گالاکتوره و استئوپروز رخ دهد (1،2).
در کل مطالعات انجام شده شیوع ماکروپرولاکتینمی (هیپرپرولاکتینمی کاذب) در هیپرپرولاکتینمی حدود 25-5% بوده است (2،15). شیوع ماکروپرولاکتینمی در زنان باردار 7/2% (16)، هیپرپرولاکتینمی دارویی 7/2% (9)، نوع ایدیوپاتیک 16% (17،9)، در پرولاکتینما 7/2% (9) و در جمعیت طبیعی 3/1% گزارش شده است.
برای تشخیص جزء ماکروپرولاکتین از روش کلاسیک یا GFC استفاده میشود که روش ایدهآلی برای استفاده معمول آزمایشگاهی نیست و وقت و هزینه زیادی را میطلبد (18).
اخیراً از یک روش جایگزین بهصورت وسیع برای تشخیص ماکروپرولاکتینمی استفاده میشود. این روش رسوب ماکروپرولاکتین با پلیاتیلنگلیکول (PEG) است (19). در این روش پلیاتیلنگلیکول بهعنوان یک حلال قوی با اشباع محلول سبب بیرون راندن ماکرو-پرولاکتین از محلول میشود و آن را رسوب میدهد (20). در اکثر مطالعات نتایج حاصله از این روش قابل مقایسه با روش GFC بوده است (2،12).
اندازهگیری پرولاکتین سرم یکی از آزمایشات اصلی است که در بررسیهای آزمایشگاهی ناباروری اولیه درخواست میشود. در روشهای مرسوم ایمونواسی برای اندازهگیری پرولاکتین، ماکروپرولاکتین نیز محاسبه میگردد؛ لذا در تشخیص افتراقی هیپرپرولاکتینمی در بیماران نابارور باید احتمال ماکروپرولاکتینمی را نیز مدنظر داشت. عدم توجه به ماکروپرولاکتینمی در ناباروری توأم با هیپرپرولاکتینمی میتواند منجر به اقدامات تشخیصی و درمانی غیرضروری مانند مصرف طولانی مدت آگونیستهای دوپامین گردد و بررسی و درمان علت اصلی ناباروری را به تعویق اندازد.
در مورد ماکروپرولاکتینمی در ناباروری، مطالعات بسیار محدود و در حد گزارشات موردی است.
هدف از این مطالعه تعیین میزان تداخل اثر ماکروپرولاکتینمی در بیماران نابارور در زمینه هیپرپرولاکتینمی با روش رسوب پلیاتیلنگلیکول در بیماران بود.
در این مطالعه 17بیمار مبتلا به هیپرپرولاکتینمی و ناباروری اولیه که در طول 18 ماه (دی ماه 84 تا خرداد 85) ارجاعی به علت سطح بالای پرولاکتین در بررسیهای اولیه، از مراکز درمان ناباروری و مطب پزشکان متخصص زنان به کلینیک غدد بیمارستان قائم مشهد انتخاب شدند. از آنجا که در مطالعات متعدد نشان داده شده است که ماکروپرولاکتین در پرولاکتین سرمی کمتر از µg/L35 (mU/L700) جزء قابل ملاحظهای از پرولاکتین سرم را تشکیل نمیدهد فقط بیمارانی انتخاب شدند که سطح سرمی پرولاکتین در آزمایشات اولیه ناباروری آنها بیش از این مقدار بوده است (22) و مقادیر کمتر وارد مطالعه نشدند.
در تمام بیماران پس از گرفتن شرح حال (گالاکتوره و وضعیت قاعدگی) و معاینه فیزیکی، پرولاکتین سرم به روش ایمونورادیومتریک (IRMA) با کیت شرکت کاوشیار تحت شرایط استاندارد مجدداً در حالت ناشتا اندازهگیری شد و سپس l200 از سرم با حجم مشابهی از پلیاتیلنگلیکول 6000 (Merck, Germany) در 4/7pH= مجاور گردید و بهمدت 10 دقیقه در حرارت اتاق انکوبه و سپس به مدت 15 دقیقه سانتریفیوژ (g1800) انجام و پس از رسوب، مجدداً پرولاکتین در مایع روی مخلوط اندازهگیری شد و تفاوت این دو به صورت درصد حاصله (Recovery Rate %) بیان گردید.
پلیاتیلن گلیکول به علت خاصیت انحلال زیاد سبب اشباع شدید محلول میگردد و مواد با حلالیت کمتر مانند ماکروپرولاکتین را بیرون رانده و رسوب میدهد. در صورتی که درصد پرولاکتین اندازهگیری شده بعد از رسوب کمتر یا مساوی 40% پرولاکتین کل بود (یعنی میزان رسوب پرولاکتین پس از مجاورت با پلیاتیلن گلیکول بیشتر از 60% بود) وجود ماکروپرولاکتینمی اثبات میشد (22) و در غیر این صورت بیمار به عنوان هیپرپرولاکتینمی واقعی در نظر گرفته میشد.
پس از انجام آزمایشات، تمام بیماران تحت MRIاز ناحیه زین ترکی و هیپوتالاموس قرار گرفتند و سپس یافتههای کلینیکی و رادیولوژی در دو گروه ماکروپرولاکتینمی و هیپرپرولاکتینمی واقعی با یکدیگرمقایسه شدند.
متغیرهای بالینی گالاکتوره، اولیگومنوره (مدت سیکل ماهانه بیش از 35 روز) تعریف شدهاند.
روشهای آماری: ویژگیهای مورد نظر بیماران براساس شاخصهای مرکزی، پراکندگی و توزیع فراوانی بیان گردیده است. برای بیان متغیرهای گالاکتوره، اختلال قاعدگی و یافتههای غیرطبیعی در رادیولوژی در دو گروه، از آزمون دقیق فیشر استفاده شده است. در تمامی محاسبات 05/0p< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شده است.
در 17 بیمار تحت بررسی سن بیماران 40-20 سال و متوسط سن بیماران 26 سال بود. میزان پرولاکتین سرم در تمام بیماران قبل از رسوب g/L420- 35 و پس از رسوب g/L360- 6 بود. در تمامی بیماران پس از رسوب مقدار پرولاکتین کمتر از زمان قبل از رسوب گزارش گردید.
در 6 بیمار میزان پرولاکتین پس از رسوب با پلیاتیلنگلیکول بیش از 60% کاهش یافت و وجود ماکروپرولاکتین اثبات گردید. در این بیماران پرولاکتین سرم پس از رسوب از 68 به 20، از 35 به 15، از 240 به از 200 به از 109 و از 35 به g/L 6 سقوط کرد. در4 بیمار پرولاکتین بعد از رسوب به محدوده طبیعی رسید (جدول 1).
سطح سرمی پرولاکتین بهطور متوسط در این گروه g/L114 بود و پس از رسوب به g/L23 کاهش یافت یعنی بهطور متوسط 80% رسوب در روش PEG رخ داد.
در تمام بیماران مبتلا به ماکروپرولاکتینمی MRI طبیعی گزارش گردید. فقط دو نفر از بیماران دچار ماکروپرولاکتینمی دارای گالاکتوره (3/33%) و 1 بیمار دارای اولیگومنوره بود (6/16%(.
11 بیمار مبتلا به هیپرپرولاکتینمی واقعی بودند. سطح سرمی پرولاکتین بهطور متوسط در این گروه g/L140 بود و پس از رسوب به g/L102 کاهش یافت. یعنی بهطور متوسط 29% رسوب با PEG رخ داد. 8/81% این افراد مبتلا به هیپرپرولاکتینمی واقعی دارای گالاکتوره و 9/90% آنها دارای اولیگومنوره بودند. در 6 نفر (5/54%) از این بیماران در MRI وجود آدنومای هیپوفیز اثبات گردید.
شیوع گالاکتوره در بیماران ماکروپرولاکتینمی کمتر از بیماران هیپرپرولاکتینمی واقعی بود ولی این تفاوت، از نظر آماری معنیدار نبود که علت آن میتواند تعداد کم نمونه باشد. شیوع اولیگومنوره در بیماران ماکروپرولاکتینمی به طور معنیداری کمتر از بیماران هیپرپرولاکتینمی واقعی بود (01/0p<).
یافتن هیپوفیز نرمال در رادیولوژی در بیماران ماکروپرولاکتینمی به طور معنیداری بیشتر از بیماران هیپروپرولاکتینمی واقعی بود (05/0p<).
هیپرپرولاکتینمی واقعی با وجود پرولاکتین منومر زیاد در سرم مشخص میشود (3،1). ماکروپرولاکتین نوعی پرولاکتین با وزن مولکولی زیاد و فعالیت بیولوژیکی کم است که در روشهای مرسوم ایمونواسی به همراه پرولاکتین منومر در آزمایش شرکت میکند. غلظت ماکروپرولاکتین معمولاً با روش کروماتوگرافی ژل فیلتراسیون (GFC) تعیین میشود و میتواند 99-5% کل پرولاکتین سرم را تشکیل دهد (9).
نتایج مطالعات انجام شده نشان میدهد که بیماران مبتلا به ماکروپرولاکتینمی را نمیتوان فقط با توجه به علایم بالینی از هیپرپرولاکتینمی واقعی افتراق داد؛ چون تعدادی از این بیماران دارای علایم خفیف اولیگومنوره و گالاکتوره نیز میباشند (2،23،24) و حتی در بعضی از مطالعات شیوع اولیگومنوره و گالاکتوره بیشتر از بیماران هیپرپرولاکتینمی واقعی بوده است (25). در این مطالعه علایم بالینی بیماران ماکروپرولاکتینمی بهصورت قابل ملاحظهای کمتر از بیماران هیپرپرولاکتینمی واقعی بوده است.
چون 20- 10% افراد طبیعی دراتوپسی هیپوفیز دارای میکروآدنوم نیز میباشند؛ لذا در بیماران هیپرپرولاکتینمی نیز ممکن است وجود همزمان انسیدانتالومای هیپوفیز، تشخیص را دشوارتر کند بهطوریکه در یک مطالعه در 20% بیماران ماکروپرولاکتینمی یافتههای غیرطبیعی در سیتیاسکن بیماران وجود داشته است. در این مطالعه اختلالات رادیولوژیک در بیماران ماکروپرولاکتینمی به صورت قابل ملاحظهای کمتر از بیماران هیپرپرولاکتینمی واقعی بوده است (25).
همچنین در این بیماران ممکن است کاهش پرولاکتین سرم و بهبود گالاکتوره با درمان با آگونیستهای دوپامین رخ دهد. لذا ماکروپرولاکتینمی میتواند منجر به اختلال در امر تشخیص و درمان گردیده (3) و منجر به صرف وقت و هزینه زیاد و انجام درمانهای غیرصحیح و حتی بندرت جراحیهای غیرضروری گردد (28-26).
در افراد نابارور ممکن است حین بررسیهای معمول برای ناباروری، هیپرپرولاکتینمی تشخیص داده شود. در چنین مواردی بیمار معمولاً پس از عکسبرداریهای تشخیصی با تشخیص هیپرپرولاکتینمی تحت درمان قرار میگیرد و اقدامات تشخیصی و درمانی ناباروری دیگری انجام نمیشود؛ در صورتی که علت هیپرپرولاکتینمی میتواند ماکروپرولاکتینمی باشد.
روش استاندارد تشخیص میزان ماکروپرولاکتین در سرم GFC است؛ ولی این روش وقت و هزینه زیادی را طلب میکند و در هر آزمایشگاهی قابل انجام نیست (18). اخیراً از روش رسوب با پلیاتیلنگلیکول برای تعیین مقدار ماکروپرولاکتین سرم استفاده میشود که روشی ارزان و نسبتاً دقیق محسوب میشود و نتایج حاصله از آن در اکثر موارد قابل مقایسه با روش GFC بوده است (21،2).
در این مطالعه در 17 بیمار مبتلا به ناباروری و هیپرپرولاکتینمی از این روش برای تعیین میزان ماکروپرولاکتین استفاده شد. با این روش در 35% بیماران وجود ماکروپرولاکتینمی اثبات گردید و علایم رادیولوژیک و بالینی این بیماران نیز کمتر از بیماران دیگر بود.
مطالعات زیادی در مورد ماکروپرولاکتینمی و هیپرپرولاکتینمی در بیماران مختلف انجام شده است. ماکروپرولاکتینمی در مطالعهای در مجارستان در 23% (29)، در اسپانیا در 20% (30)، در انگلستان در 21% (31)، در ایرلند در 24% (32) و در برزیل در 46% (33) بیماران هیپرپرولاکتینمی شیوع داشته است.
در مقایسه علایم بالینی دو گروه مبتلا به هیپرپرو-لاکتینمی واقعی و ماکروپرولاکتینمی علایم بالینی بهصورت قابل ملاحظهای در گروه ماکروپرولاکتینمی کمتر از گروه هیپرپرولاکتینمی واقعی بوده است. تفاوت یافتههای رادیولوژیک در دو گروه نیز قابل ملاحظه بوده است. علیرغم این، در مورد ماکروپرولاکتینمی در ناباروری مطالعات اندک است.
در بیماران ماکروپرولاکتینمی باروری معمولاً حفظ میشود؛ به گونهای که در یک مطالعه در فرانسه در 68% بیماران ماکروپرولاکتینمی قدرت باروری وجود داشته است (34). در یک گزارش موردی بیماری با هیپرپرولاکتینمی و ناباروری توصیف شده است که با درمان یک ساله با آگونیستهای دوپامینرژیک علیرغم کاهش پرولاکتین سرم باروری رخ نداده است و بررسیهای بعدی نشانگر ماکروپرولاکتینمی بوده است (35).
در این مطالعه با روش رسوب ماکروپرولاکتین با پلیاتیلنگلیکول فراوانی ماکروپرولاکتینمی در بیماران هیپرپرولاکتینمی 35% بوده است و شیوع علایم بالینی و رادیولوژیک بهصورت قابل ملاحظهای در بیماران ماکروپرولاکتینمی کمتر از بیماران هیپرپرولاکتینمی واقعی بوده است. لذا غربالگری برای ماکروپرولاکتین در تمام بیماران نابارور در زمینه هیپرپرولاکتینمی بهویژه در مواردی که بیماران علایم بالینی و رادیولوژیک معمول را ندارند، روش ارزان و آسان رسوب با پلیاتیلنگلیکول توصیه میشود تا از اقدامات تشخیصی و درمانی غیرضروری و عدم بررسی و درمان علت اصلی ناباروری جلوگیری گردد.
با تشکر از مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم مشهد.