ویتامین D با افزایش جذب کلسیم از رودهها، نقش کلیدی در رشد استخوان دارد. از طرفی مطالعات نشان میدهند که دریافت کم کلسیم باعث تسریع کمبود ویتامین D میشود (1). منبع اساسی برای تامین ویتامین D سنتز پوستی میباشد. در جوامعی که مواجهه پوستی با نور آفتاب محدود میباشد، تامین این ویتامین از طریق دریافت غذایی و مکملها بسیار حیاتی است (2).
متابولیسم ویتامین D، کلسیم و پاراتورمون طی بارداری تغییر مییابد. بررسی این تغییرات و عوامل مؤثر بر آن بهویژه دریافت مواد غذایی حاوی ویتامین D و کلسیم برای تأمین سلامت مادر و جنین ضرورى است. بارداری با تغییرات مشخص در متابولیسم کلسیم همراه است که هدف اساسی این تغییر تأمین کلسیم کافی برای معدنیسازی اسکلت جنین میباشد (3). در طی بارداری جذب کلسیم از لوله گوارش با غلظتهای بالای ویتامین D افزایش مییابد. حلقه باز جذب استخوانی نیز افزایش مییابد (6-4).
کمبود ویتامین D و کلسیم عواقب جبران ناپذیری در رشد و توسعه استخوانهای جنین خواهد داشت (2). مطالعات نشان میدهند که مادران با کمبود ویتامین D، جنین دارای سطوح سرمی پایین کلسیم و سطوح بالاتر پاراتورمون خواهد داشت (2). در سالهای اخیر با استفاده از شاخصهای استخوانی میتوان به کفایت ویتامین D سرمی پیبرد. امروزه پارامترهای واگردش استخوان و سنجش تراکم استخوان برای ارزیابی تشکیل و جذب استخوان به صورت گستردهای مورد استفاده قرار گرفتهاند (7). به علت محدودیت استفاده از سنجش تراکم استخوان طی بارداری این شاخصها جایگزینهای خوبی برای ارزیابی وضعیت اسکلتی مادر طی این دوران میباشند. (8،9). مطالعات مختلف نشان دهنده اهمیت بیولوژیک پروتئین مرتبط با PTH
(PTH-rp) ، در انتقال کلسیم از جفت به جنین است. همچنین این پروتئین به عنوان یکی از شاخصهای واگردش استخوانی مطرح میباشد (10). همچنین استئوکلسین پروتئین غیرکلاژنی و اختصاصی استخوان توسط استئوبلاستها بوسیله تحریک توسط ویتامین D در نتیجه عمل پاراتورمون حاصل میشود (11). مطالعات متعدد مانند مطالعه Kaur و همکاران (12) نشان داد که غلظتهای سرمی شاخصهای ساخت و جذب استخوانی طی بارداری تغییر مییابد (19-13).
در نتایج حاصل از مطالعات مختلف تناقضهایی در مقادیر شاخصهای استخوانی مختلف دیده میشود که میتواند ناشی از زمان اندازهگیری آنها باشد؛ به طوری که مطالعات مختلف نشان دادهاند شاخصهای ساخت استخوان در سه ماهه اول و دوم کاهش و در سه ماهه سوم به طور معنیداری افزایش مییابند (22-20، 12).
مطالعات مختلف نشان میدهند که پاسخ اسکلتی به بارداری با دریافت کلسیم و ویتامین D طی این دوران ارتباط دارد. این ارتباط به خصوص در مادران با دریافت کم کلسیم (کمتر از mg500 در روز) دیده میشود (23،24، 4، 3). مکمل یاری با ویتامین D در مادران دچار کمبود ویتامین D باعث بهبود وضعیت رشد جنین (3،5،6،22) و وزنگیری بیشتر مادران میشود (3،24،25).
برقراری این هموستاز از طریق تعادل شاخصهای استخوان از جمله شاخصهای ساخت نظیر استئوکلسین و جذب استخوان نظیر کراس لپس قابل ارزیابی هستند (22،23).
با توجه به شیوع بالای کمبود ویتامین D و کلسیم در ایران و ضرورت تأمین این مواد به میزان کافی در گروههای در خطر بهخصوص زنان باردار به نظر میرسد که بررسی وضعیت تغذیهای ویتامینD و کلسیم در مادران باردار از اولویتهای بهداشتی است. همچنین بررسی ارتباط وضعیت تغذیهای با شاخصهای استخوانی مادر و جنین میتواند ارزیابی دقیقتری از میزان برآورد نیاز به این مواد در یک سیکل فیزیولوژیک واقعی ارایه نماید.
در این مطالعه مقطعی 449 زن باردار در زمان زایمان به همراه نوزادان تازه متولد شده بررسی شدند. این مطالعه در بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتیـ درمانی تهران در زمستان سال 1382 انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه شامل کلیه خانمهای بارداری بودند که برای زایمان به بیمارستانهای فوقالذکر مراجعه کرده بودند و سن آنها 45-20 سال بود. معیارهای خروج از مطالعه، بیماریهای مزمن و دریافت داروهایی بود که بر متابولیسم کلسیم و ویتامین D مؤثر هستند.
اطلاعات مربوط به افراد شرکت کننده در مطالعه شامل دریافت مکمل توسط مادران، تاریخچه بیماری، مصرف دارو، وزن و قد قبل از بارداری ثبت شد. وزن مادر هنگام بستری در بیمارستان با ترازوی سکا مدل 750 خانگی استاندارد با دقت kg 1/0 و قد مادران توسط قدسنج سکا مدل 200 نواری با دقت cm1/0 اندازهگیری شد. شاخص توده بدنی (BMI) مادران قبل از بارداری و آپگار دقیقه اول نوزادان ثبت شد (26). مقادیر توصیه شده ویتامین D برای زنان باردار g5 (200 واحد) و کلسیم mg1000 میباشد (27). ویتامین D و کلسیم دریافتی مادران با مقادیر توصیه شده مقایسه گردید. نتایجی چون وزنگیری طی بارداری، قد، وزن و آپگار نوزاد بررسی شد. از تمام افراد ml10 خون گرفته شد. جداسازی سرم افراد در محل نمونهگیری انجام شد، سپس نمونهها به آزمایشگاه مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران ارسال و تا زمان انجام آزمایش در دمای C20- ذخیره شد. کراس لپس سرم برای ارزیابی جذب استخوانی و استئوکلسین برای سنجش ساخت استخوانی ارزیابی شد.
همچنین کلسیم و 25 هیدروکسی ویتامین D در مادران و نوزادان اندازهگیری شد. مقادیر سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D به روش RIA (ID, England) و پاراتورمون به روش IRMA (Diasorin, USA) و کلسیم سرمی نیز با استفاده از روش رنگسنجی (پارس آزمون، ایران) اندازهگیری شد. از آنجا که استئو کلسین و کراس لپس از معتبرترین شاخصهای استخوان بوده و با سنجش آنها بهطور همزمان ساخت و جذب استخوان برآورد میگردد؛ لذا از این شاخصها در مطالعه استفاده شده است. سنجش استئوکلسین و کراس لپس با روش الیزا (CE, Denmark) انجام شد.
مقدار دریافت روزانه ویتامین D و کلسیم از طریق پرسشنامه بسامد خوراکی به دست آمد. این پرسشنامه شامل 25 ماده غذایی غنی از کلسیم و ویتامین D بود که توسط کارشناسان تغذیه آموزشدیده تکمیل گردید. مقادیر ذکر شده هر غذا با استفاده از راهنمای مقیاسهای خانگی به گرم تبدیل شد (27). سپس مقدار گرم هر ماده غذایی وارد برنامه Nutribase ویرایش 13/5 شد. برای آنالیز دادهها از برنامه SPSS نسخه 5/11، برای مقایسه میانگین متغیرها از آزمون t و برای مقایسه فراوانی متغیرها از آزمون 2 استفاده شد.
به منظور بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون پیرسون و در نهایت از مدلهای رگرسیون استفاده گردید. مقدار p-value کمتر از 05/0 معنیدار تلقی شد. در این مطالعه، کلیه ملاحظات اخلاقی با توجه به کسب رضایت نامه کتبی و داوطلبانه بودن شرکت در طرح و عدم زیان برای افراد شرکت کننده و منتفع شدن از نتایج مطالعه، مورد توجه قرار گرفت.
براساس نتایج حاصل از این مطالعه متوسط وزن مادران 18/1220/62 کیلوگرم، قد cm59/541/160 و شاخص توده بدنی Kg/m2 98/427/24 بود. متوسط وزن نوزاد kg45/019/3، قد cm15/304/50، دور سر cm55/681/34 و نمره آپگار نوزادان 62/073/8 بود. 7/16% از مادران دریافت کافی کلسیم و 7/26% از مادران دریافت کافی ویتامین D براساس مقادیر توصیه شده داشتند. 7/35% از مادران مکمل کلسیم و ویتامین D و فقط 8/33% از مادران مقادیر کافی کلسیم و ویتامین D (از غذا و مکمل) دریافت میکردند.
ویتامین D در نوزادانی که مادرانشان دریافت کافی ویتامین D داشتند nmol/l2/105/21 و در نوزادانی که مادرانشان دریافت ناکافی ویتامین D داشتند nmol/l73/17بود. غلظتهای سرمی ویتامین D در خون مادر با دریافت کافی ویتامین D، nmol/l5/198/34 و در موارد با دریافت ناکافی ویتامین D، nmol/l1230 بود.
دریافت کافی ویتامین D با مقادیر بالاتر ویتامین D سرمی همراه بود (05/0p<) و همبستگی معنیداری بین غلظت سرمی ویتامین D و کلسیم مادری و غلظتهای ویتامین D خون بند ناف وجود داشت (001/0 p<). ارتباط معکوسی بین غلظتهای سرمی ویتامین D و پاراتورمون خون مادری وجود داشت (16/0- = r و 001/0p<). همچنین همبستگی مثبتی بین غلظتهای سرمی کلسیم مادر و خون بند ناف وجود داشت (35/0= r و 001/0=p).
یافتههای مطالعه حاضر نشان داد استئوکلسین سرمی مادر همبستگی معنیداری با غلظتهای استئوکلسین (21/0=r و 04/0p=) و کراس لپس نوزاد (22/0=r و 04/0p=) دارد. تفاوت معنیداری بین غلظتهای سرمی کلسیم مادری و غلظتهای کلسیم خون بند ناف (001/0p<) و همچنین تفاوت معنیداری بین پاراتورمون، استئوکلسین و کراس لپس در مادر و جنین وجود داشت (001/0p<). در آنالیز رگرسیون دریافت کافی ویتامین D توسط مادر اثر مستقلی بر غلظتهای سرمی ویتامین D داشت؛ اما بر غلظتهای سرمی بندناف اثری نداشت.
ویتامین D در رشد و تداوم سلامت استخوانی مادر و جنین نقش بهسزایی دارد (3،8). کمبود ویتامین D مادری مشکل بزرگ و معمولاً غیر قابل تشخیص سلامتی است (32-29).
مطالعاتی که توسط مرکز تحقیقات غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده موید کمبود ویتامین Dبه میزان 80-40% در کشور میباشد (33).
یافتههای مطالعه حاضر نشان داد که تنها حدود 7/16% مادران مقادیر کافی ویتامین D و کلسیم از غذا و فقط حدود 33% آنان مقادیر کافی کلسیم و ویتامین D از غذا و مکملها دریافت میکردند.
مطالعه Atiq و همکاران در پاکستان نشان داد که متوسط دریافت ویتامین D، g 08/0±05/1 است (30). مطالعه دیگری نشان داد که زنان پاکستانی به طور متوسط mg793 کلسیم در روز دریافت میکردند (31). در یک مطالعه مروری نشان داده شد که متوسط دریافت کلسیم در زنان باردار mg1000-300 در روز است. بررسیهای مختلف نشان داده است که مصرف مکملهای ویتامین D و کلسیم نیز ناچیز است (34). مطالعه Sachan و همکاران در هندوستان نشان داد که مادران و نـوزادان تـازه متـولد شـده مبتلا به کمبود ویتامین D بودند (35).
مطالعاتی که در کشورهای ترکیه، عربستان صعودی، هندوستان، اسپانیا و فنلاند انجام شد نشان داد که زنان باردار ویتامین D کافی دریافت نمیکنند (40-30).
Specher در مرور مطالعات انجام شده به مطالعات متعددی اشاره دارد که معرف افزایش سطح سرمی کلسیم و ویتامین D در زنان باردار با مصرف بالاتر ویتامین D میباشد (41). این نتیجه با مطالعه ما نیز مطابقت دارد. در مطالعه حاضر سطح سرمی ویتامین D و کلسیم خون مادر و بند ناف با دریافت مقادیر کافی این مواد ارتباط داشت که با مطالعات دیگر همخوانی دارد (47-42).
در مطالعه حاضر مقادیر کلسیم بند ناف نوزادان بالاتر از مقادیر سرمی مادران بود که این یافته با دیگر مطالعات همخوانی دارد (49-47،4،7،30).
مطالعه حاضر نشان داد که غلظت پاراتورمون سرمی در دریافت ناکافی ویتامین D افزایش مییابد. این یافته در سایر مطالعات نیز تأیید شده است (50،51). همچنین مطالعه de Toro Salas در اسپانیا نشان داد که مقادیر سرمی کلسیم، کراس لپس و استئوکلسین در خون بند ناف بالاتر از مقادیر سرمی مادر بود که این مورد نشان دهنده واگردش بالای استخوانی در نوزاد میباشد (52). این یافته با نتایج مطالعه حاضر همخوانی دارد.
مطالعه Saadi و همکاران نشان داد که کمبود ویتامین D در زنان کشور امارات متحده عربی بسیار شایع است که نتیجه آن افزایش واگردش استخوانی در آنان میباشد (53). همچنین مطالعه O’Brien و همکاران نشان داد که افزایش دریافت کلسیم در زنان باردار باعث کاهش جذب استخوانی در مادران میشود (54) که این یافتهها نیز با مطالعه حاضر همخوانی دارد.
میزان ویتامین D و کلسیم نوزاد کاملاً به وضعیت تغذیهای ویتامین D و کلسیم مادر وابسته است؛ لذا برنامههای اصلاح تغذیهای کلسیم و ویتامین D توسط آموزش مصرف منابع غنی از کلسیم و ویتامین D و نیز غنیسازی و مکملیاری افراد در معرض خطر باید مورد توجه قرار گیرد.
این مطالعه در یک جمعیت محدود انجام شده است و اجرای این پروژه بهصورت گسترده که در بر گیرنده جمعیتهای متفاوت از سایر نقاط کشور باشد پیشنهاد میگردد. همچنین از آنجا که متابولیسم استخوانی و سطح سرمی شاخصهای استخوانی در طی بارداری تغییر میکند، ارزیابی این شاخصها در یک طرح آیندهنگر طی بارداری پیشنهاد میشود.
نویسندگان این مقاله مراتب سپاس و تقدیر خویش را از سرکار خانم دکتر بندریان و آقای دکتر سعید حسینی در خصوص طراحی پرسشنامه تغذیه و استخراج اطلاعات تغذیهای و از پرسنل محترم آزمایشگاه مرکز تحقیقات غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران بهویژه سرکار خانمها عزیزی، کریمی و آقای رحمانی ابراز مینمایند.