تریاک، عصاره گیاه پاپاورسامنی فرام حداقل حاوی 20 نوع آلکالوئید است که مهمترین آلکالوئید مرفین میباشد که حدود 12-10% آن را تشکیل میدهد (1) مصرف طولانی مدت مرفین ایجاد وابستگی میکند. براساس آمارهای منتشره از سوی سازمان ملل متحد بالغ بر 200 میلیون نفر از جمعیت جهان به مواد مخدر وابسته هستند (2). میانگین سن شروع مصرف مواد مخدر در زنان 6/10±5/27سال گزارش شده است (3) که تمامی آنها در محدوده سنین باروری هستند. بیشتر زنان وابسته به مواد مخدر از جمله مرفین، سیکل قاعدگی نامنظم دارند. این اختلال به شکل الیگومنوره و آمنوره تظاهر میکند که در نتیجه مهار آزاد شدن گنادوتروپینها از هیپوفیز ایجاد میشود (4). این مشاهدات در مدلهای حیوانی نیز گزارش شده است. تجویز سیستمیک مرفین در دوران بارداری موش صحرایی به طور محسوسی استروئیدهای تخمدانی (کنترلکننده رفتار جنسی جنس ماده) را کاهش میدهد و در نتیجه در سن بلوغ، رفتار جنسی نوزادان را در موشهای ماده مختل میکند (7-5). اما تغییر واضحی در عملکرد تولید مثلی موشهای صحرایی نر ایجاد نمیکند (7). درحالیکه مصرف مرفین توسط موشهای نر بالغ به طور مشخصی روی میزان باروری آنها تأثیر گذاشته و حاملگی کاذب را نسبت به گروه کنترل افزایش میدهد (8). تجویز داخل صفاقی و داخل وریدی β- اندورفین، باعث کاهش تمایل به جفتگیری در موش صحرایی نر میشود که این اثرات با افزایش میزان نور اپی نفرین هیپوتالاموس مرتبط است (9). از سوی دیگر مطالعات انسانی نشان میدهد اپیوئیدهای اندوژن روی ترشح تستوسترون و عملکرد بیضهها نقش مهاری دارند و ممکن است اثر مهاری خود را از طریق تغییر در میزان و سیکل ترشح GnRH و سپس LH اعمال کنند (12-10). درحالیکه تجویز مزمن مرفین در دوران بارداری به همستر، باعث افزایش خصوصیات جنس نر و کاهش خصوصیات جنس ماده نوزادان در زمان بلوغ میشود (13).
براساس نتایج برخی مطالعات تجویز اپیوییدها از جمله مرفین رفتارهای مادرانه را نسبت به نوزادان
تغییر میدهد (14،15). بررسی رفتار مادرانه در موشهایی که مرفین زیر جلدی دریافت کردهاند حاکی از کاهش برخی شاخصهای رفتار مادرانه از جمله میزان مراقبت از نوزادان و افزایش رفتارهای تهاجمی غیرمادرانه بوده است (16). از سویی تجویز داخل بطنی مرفین به موشهای باردار باعث عدم تحمل مادر نسبت به بوی بدن نوزادان میگردد (17). این یافتهها در مطالعهای که اخیراً توسط Yim و همکاران پس از تجویز زیر جلدی مرفین در موش صحرایی انجام شد نیز گزارش شده است (18). مطالعه Tao و همکاران نشان داده که تجویز زیر جلدی مرفین در دوران بارداری منجر به افزایش مردهزایی نوزادان موش صحرایی نسبت به گروه شاهد میشود (19).
هرچند پارهای اطلاعات در مورد تاثیر مرفین بر رفتارهای جنسی و روند بارداری وجود دارد؛ لیکن اطلاعاتی که این تغییرات را بهطور جداگانه در حیوانات نر و ماده بررسی کند یافت نشد و از سویی با توجه به افزایش مصرف مواد مخدر در بین زنان و مردان به ویژه در سنین باروری در سالهای اخیر (2،3) و نبودن اطلاعات کافی و همسو در زمینه تأثیر مرفین بر رفتارهای جنسی، همچنین تاثیر احتمالی آن بر حاملگی، رفتار مادرانه و میزان مرگ و میر نوزادان، در مطالعه حاضر تأثیر مصرف مرفین خوراکی توسط والدین و یا موش نر بر خصوصیات جنسی، میزان باروری، طول مدت بارداری، مردهزایی، بچهخواری- که در منابع موجود گزارشی از آن دیده نشد-، میزان زاد و ولد، نسبت جنسی، ناهنجاریهای ظاهری و خلق و خوی مادرانه بررسی میشود.
در این مطالعه از 45 سر موش صحرایی نر نژاد Sprauge-Dawley با وزن g250-200 و متوسط سن 6 ماه و 68 سر موش صحرایی ماده از همـان نژاد با وزن g220-170 و متوسط سن 4 ماه استفاده شد که به طور تصادفی در گروههای آزمون و شاهد
تقسیم شدند. گروه شاهد شامل 15 سر موش صحرایی نر و 20 سر موش صحرایی ماده بود و گروه آزمون شامل دو زیر گروه بود: I) 15 سر موش صحرایی نر وابسته به مرفین و20 سر موش صحرایی ماده
غیر وابسته و گروه II) 15 سر موش صحرایی نر وابسته به مرفین و 28 سرموش صحرایی ماده وابسته به مرفین.
شرایط نگهداری: موشها در حیوانخانه مرکز تحقیقات علوم اعصاب کرمان تولید و در شرایط مناسب از لحاظ حرارت (C26-24) و نور (12 ساعت روشنایی و 12 ساعت تاریکی) نگهداری شدند و از نظر دسترسی
به غذا و آب آشامیدنی محدودیتی نداشتند.
روش ایجاد وابستگی به مرفین در موش صحرایی: برای ایجاد وابستگی به مرفین در موشهای صحرایی، مرفین (تماد دارو، تهران، ایران) در آب آشامیدنی حل شد و آزادانه در اختیار آنها قرار گرفت (20). برای از پوشاندن طعم تلخی مرفین در سه روز اول g/lit2 ساکارز (Sigma, USA) به آب آنها اضافه شد. گروه شاهد تنها آب آشامیدنی دریافت کردند. غلظت مرفین در روزهای مختلف به قرار زیر بود: دو روز اول mg/ml1/0، دو روز دوم mg/ml2/0، دو روز سوم mg/ml3/0 و از روز هفتم تا پانزدهم mg/ml4/0. همین دوز برای نرها تا پایان مدت جفتگیری و برای مادهها تا پایان دورة شیردهی ادامه یافت.
تست تایید وابستگی: پس از 15 روز تجویز مرفین به موشهای نر (گروه I) و نر و ماده (گروه II)، سه موش نر از گروه I و سه موش ماده و نر از گروه II و سه موش نر و ماده از گروه شاهد به صورت تصادفی جدا و اعتیاد آنها با نالوکسان بررسی شد. بدین منظور از تجویز داخل صفاقی نالوکسان (دارو پخش، تهران، ایران) با دوز mg/kg2 استفاده شد. 30 دقیقه پس از تزریق، علایم سندرم ترک شامل پرش، کشش بدن، افتادگی پلکها و به خصوص اسهال، بررسی شد. موشهایی که این علایم را نشان دادند وابسته تلقی شدند (20). با مشاهده علائم سندرم ترک در 9 موش مورد آزمایش، و عدم مشاهده علایم در گروه شاهد، وابستگی به موشهای نر گروه I و موشهای نر و ماده گروه II تعمیم داده شد. موشهایی که نالوکسان دریافت کرده بودند از روند مطالعه خارج شدند.
تمایل به جفتگیری : در هر سه گروه شاهد، I و II، 1 موش نر و 2 موش ماده به مدت 24 ساعت در یک قفس نگهداری شدند. در گروه شاهد ظرف آب، در گروه I ظرف آب و ظرف محلول مرفین و در گروه II ظرف مرفین در اختیار حیوانات قرار داشت. پس از گذشت 24 ساعت و برای اثبات جفتگیری، موشهای ماده از نظر وجود پلاک واژن بررسی شدند. موشهای دارای پلاک واژن در قفسهای جداگانه نگهداری شدند و تاریخ مثبت شدن پلاک واژن به عنوان روز اول حاملگی محسوب شد. در صورت منفی بودن پلاک واژن، موشهای ماده غیر باردار به مدت 24 ساعت در قفسهای جدا از نرها نگهداری و مجدداً به قفس موشهای نر همگروه خود برگردانده شدند. موشهای نری که با دو موش ماده جفتگیری کرده بودند از مطالعه خارج شدند و جفتگیری با سایر موشهای نر ادامه یافت. تعداد موشهای ماده دارای پلاکهای مثبت در هر مرتبه جفتگیری، به عنوان معیاری از رفتار جنسی تلقی شد. به موشهای نر حداکثر ده نوبت فرصت جفتگیری داده میشد.
ارزیابی وزن گیری مادران و طول دوره بارداری: موشهای ماده دارای پلاک واژن، تا زمان تولد فرزندانشان به طور جداگانه در قفسهای مخصوص نگهداری شدند. موشهای ماده گروه II تا پایان دوره شیردهی از مرفین محلول در آب استفاده میکردند. موشهای ماده از زمان مثبت شدن پلاک واژن تا زمان تولد نوزادان، یک روز در میان توسط ترازوی حساس آزمایشگاهی (Sartorious) با دقت g01/0 توزین شدند. پس از زایمان، طول دوره بارداری و تعداد نوزادان هر موش ثبت شد.
بررسی ناهنجاریهای ظاهری و تعیین نسبت جنسی: هر یک از نوزادان بهدقت از نظر وجود ناهنجاریهای ظاهری و نقص در اندامها مانند پردهدار بودن انگشتان، تعداد انگشتان، گوشهای غیر قرینه، وضعیت چشم، بینی و سایر موارد با چشم غیر مسلح بررسی شدند. جنسیت نوزادان نیز با تعیین فاصله آنوژنیتال (فاصله بین دستگاه تناسلی خارجی تا مقعد فاصله آنوژنیتال نام دارد. این فاصله در موشهای نر بیشتر از موشهای ماده است.) مشخص و ثبت شد. با استفاده از اطلاعات حاصل نسبت جنسی با تقسیم در صد نوزادان پسر به دختر محاسبه شد. نوزادان تا روز بیست و یکم روزانه با دقت بررسی شدند.
ارزیابی رفتار مادرانه: رفتار مادرانه موشها به روش زیر بررسی شد. بدین منظور ابتدا نوزادان از قفس خارج شدند و مقاومت مادر نسبت به خارج کردن نوزادان و سپس سعی مادر در گردآوردن نوزادان پس از برگرداندن آنها به قفس بررسی شد. ضمناً موارد بچهخواری نیز بهعنوان معیاری از خلق و خوی مادرانه در هر موش ثبت شد.
جمعآوری دادهها و ارزیابی آماری: دادهها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 13 بررسی شدند. جهت آنالیز میانگینها پس از تعیین طبیعی بودن دادهها با تست Kolmogrov-Smirnov و یا Shapiro-Wilk از تست One Way Anova و در صورت عدم تحقق شرایط از معادل غیر پارامتری آن استفاده شد. برای بررسی اختلاف آماری درصدها از آزمون مجذور کای استفاده شد. سطح معنیداری معادل 05/0p< برای آنالیزهای آماری در نظر گرفته شد.
تمایل جنسی: در گروه شاهد، 80% موشهای ماده (16 از 20) بدنبال ده نوبت هم قفسی، جفتگیری کردند که به طور عمده در چهار نوبت اول بود (یافتهها ارائه نشده است). در گروه I، 60% موشها (18 از 30) جفتگیری کردند که بهطور پراکنده در ده نوبت رخ داد (یافتهها ارائه نشده است.) و در گروه II، 64% موشها (14 از 25) جفتگیری کردند که از نظر نوبت جفتگیری مشابه گروه شاهد بود. هیچیک از گروههای مورد مطالعه از نظر آماری تفاوت معنیداری نداشتند.
وزن گیری مادران و طول بارداری: وزنگیری مادران در انتهای بارداری (روز 21) در گروه شاهد، I و II به ترتیب 3362، 3846 و 2828 گرم بود که گروه شاهد با گروه II از نظر آماری تفاوت معنیدار داشت (05/0p<). متوسط طول دوره بارداری در گروه شاهد، I و II به ترتیب 8/02/23، 2/16/22 و 8/023 روز بود که بین گروههای مختلف اختلاف آماری معنیداری وجود نداشت.
میزان زایمان: از بین موشهایی که جفتگیری کرده بودند در گروه شاهد 69% (11 از 16)، در گروه I 39% (7 از 18) و در گروه II 38% (5 از 16) موشها زایمان داشتند که گروه I و II نسبت به گروه شاهد اختلاف آماری معنیداری (05/0>p) داشتند.
مردهزایی و نسبت جنسی نوزادان: در گروه شاهد 103 نوزاد بدنیا آمد که تنها یک مورد مردهزایی مشاهده شد. در گروه I از بین 61 نوزاد متولد شده مردهزایی مشاهده نشد. در حالیکه در گروه II از بین 38 نوزاد متولد شده 14 نوزاد (36/0) مرده بدنیا آمدند که از نظر آماری با دو گروه دیگر تفاوت داشت (001/0p<). نوزادان هیچ یک از گروهها ناهنجاری ظاهری نداشتند. همچنین نسبت جنسی در گروه شاهد، I و II بترتیب 57/1، 17/1 و 1 بود که تفاوت آماری معنیداری وجود نداشت (نمودار 1).
بررسی رفتار مادرانه: مشاهده روزانه مادران حاکی از تفاوت رفتار مادرانه (شامل کاهش میزان مراقبت از نوزادان و جمع کردن آنها اطراف خود، پس از برگرداندن آنها به قفس) در گروه II بود. همچنین از بین 24 نوزاد باقیمانده در گروه II، 9 نوزاد (37%) توسط مادران خود خورده شدند که نسبت به گروه شاهد و I تفاوت آماری معنیداری داشت (01/0p<).
مطالعه حاضر به منظور بررسی تمایلات جنسی، روند بارداری، میزان زاد و ولد و برخی ویژگیهای نوزادان در موشهای صحرایی نر و ماده وابسته به مرفین طراحی شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تجویز طولانی مدت مرفین خوراکی تنها به موشهای نر یا به موشهای نر و ماده تأثیر معنیداری در تمایل جنسی نداشت؛ ولی میزان حاملگی کاذب را در گروه I (موشهای نر وابسته) و گروه II (موشهای ماده و نر وابسته) افزایش میدهد. روند وزنگیری مادران وابسته به مرفین نیز در طول بارداری دستخوش کاهش میشود. میزان مردهزایی در مادران وابسته افزایش یافته و از سویی در رفتارهای مادرانه شامل میزان مراقبت از فرزندان و بچهخوری تفاوت چشمگیری در مادران وابسته نسبت به دو گروه دیگر مشاهده شد.
در مطالعه حاضر کاهش تمایل به جفتگیری در موشهای وابسته نر و ماده مشاهده نشد. همین نتیجه در موشهایی که مادران آنها در دوران بارداری مرفین تزریقی دریافت کرده بودند بهخصوص در جنس نر مشاهده شده است (6). در حالیکه بهدنبال تجویز مرفین بهصورت کپسول زیر پوستی، کاهش رفتارهای جنسی شامل عدم تحریک جنسی مناسب و قابلیت نعوظ در موشهای صحرایی گزارش شده است (21). این در حالی است که موارد نادری از نعوظ غیر قابل کنترل بدنبال تزریق اپیدورال مرفین در انسان گزارش شده است (22). از سوی دیگر مصرف مرفین توسط موشهای صحرایی نر و ماده باعث کاهش تمایل جنسی و میزان بارورسازی آنها میگردد که این اثر را در موشهای نر به کاهش سطح سرمی LH و تستوسترون پلاسما نسبت میدهند (20،23). چنین اثری بدنبال تزریق مرفین به موشهای صحرایی که قبلاً پپتیدهای ناشی از بخش C- ترمینال pro-VGF را دریافت کرده بودند نیز مشاهده شده است (ژن VGF پیشسازهای نوروپپتیدی را در مراکز اندوکرین مختلف مانند مرکز غده فوق کلیه، آدنو هیپوفیز، پانکراس و تعدادی نورون در سیستم اعصاب محیطی و مرکزی کد میکند) (24).
همسو نبودن پارهای از این مطالعات با یافتههای مطالعه حاضر میتواند ناشی از تفاوت روش تجویز مرفین و یا تأثیر حجم نمونه باشد. البته در مطالعه کنونی نیز کاهش غیر معنیدار تمایل جنسی در گروههای آزمون نسبت به گروه شاهد مشاهده شد. احتمالاً در موشهای ماده، مرفین موجب کاهش سطح پروستاگلادین E در ناحیه هیپوتالاموس میشود؛ که این ماده، عامل اصلی تحریک، تولید و رها شدن نورایی نفرین در هیپوتالاموس است. رها شدن نورایی نفرین عامل مهم فعال شدن محور هیپوتالاموس - هیپوفیز- گناد میباشد. در نتیجه مرفین، آزاد سازی هورمونهای گنادوتروپینی LH و FSH را مهار کرده و خصوصیات تولید مثلی حیوان را تحت تاثیر قرار میدهد (20).
نتایج مطالعه کنونی نشان میدهد که میزان زایمان در مقایسه با میزان جفتگیری (مشاهده پلاک واژن پس از 24 ساعت مجاورت با موش نر) در موشهای وابسته (گروه I و II) کاهش چشمگیری داشته است. این یافته میتواند در گروه شامل موشهای نر وابسته ناشی از تداخل مرفین با روند اسپرماتوژنز باشد که باعث ایجاد اسپرمهای کم تحرک، با توان بارورسازی نا مناسب میشود (25). در گروه موشهای ماده وابسته این کاهش باروری را میتوان به کاهش استروئیدهای تخمدان بهدنبال تجویز مرفین مربوط دانست (6). زیرا تجویز داخل صفاقی مرفین به موشهای ماده قبل و در دوران بارداری منجر به کاهش باروری میشود (26). اثرات مختلف مرفین در سیستم تناسلی موشهای نر و ماده میتواند در نهایت به کاهش میزان باروری منجر شود که یافتههای این مطالعه نیز گویای آن است.
در مطالعه حاضر مصرف مرفین توسط والدین باعث افزایش مرگ و میر نوزادان گردید. در مطالعات مشابه نیز تجویز کوکائین و مرفین به صورت تزریق داخل صفاقی موجب افزایش خطر مردهزایی شده که علت آن بیشتر ابتلای نوزاد به بیماریهایی مثل هایپربیلیروبینمی و بیماری غشای هیالین میباشد (27،28). تزریق مداوم داخل وریدی مرفین به گوسفندان باردار در دوزهای بالاتر از mg10 یا mg30 در ساعت منجر به تشنج میشود و بقای جنین را کاهش میدهد (29). مردهزایی در گروه I شامل موشهای نر وابسته به مرفین، مشاهده نشد. این یافته نشان میدهد که با تجویز مرفین، هرچند که کمیت اسپرم دستخوش اختلال میشود؛ ولی احتمالاً کیفیت و ساختار ژنتیکی آن تغییر نمیکند و از طرفی تشکیل سلول تخم و تکوین آن به جنین احتمالاً تحت تاثیر مرفین قرار نمیگیرد؛
ولی مصرف مرفین توسط مادر در مراحل بارداری و کیفیت آن تأثیر منفی دارد و در نتیجه مردهزایی
افزایش مییابد.
مصرف مرفین خوراکی توسط والدین موجب کاهش وزنگیری مادران در دوران بارداری گردید. این کاهش وزنگیری در مادرانی که وابسته به مرفین بودند بهطور واضح مشاهده شد. تزریق داخل صفاقی مرفین در موشهای صحرایی موجب کاهش وزن پیشرونده مادران در دوران بارداری نسبت به گروه شاهد میشود (28). شاید یکی از علل کاهش وزن، کاهش اشتهای مادر به دنبال کندی حرکتی و افسردگی ناشی از مصرف مرفین و مشتقات آن باشد. همچنین کاهش هضم و جذب مواد غذایی به علت اثرات مهار کننده مرفین بر حرکات دودی دستگاه گوارش از عوامل تأثیرگذار در کاهش وزن مادر در دوران بارداری میباشد (4).
رفتارهای مادرانه شامل: کاهش میزان مراقبت از نوزادان و جمع کردن آنها اطراف خود پس از برگرداندن نوزادان به قفس و نیز بچهخواری شدیداً با مصرف مرفین دستخوش اختلال میگردد. گزارش Mayer و همکاران (30) نشان میدهد که تجویز مرفین به موشهای باردار به کاهش فرایند تمیز کردن نوزادان پس از زایمان میانجامد. این قبیل اختلالات میتواند ناشی از تاثیر مرفین بر خلق وخوی حیوان باشد. چنین رفتاری در افراد وابسته به مواد مخدر نیز مشاهده میشود. این افراد معمولاً نسبت به شرایط زندگی و روابط اجتماعی لاقید بوده و عمدتاً به تأمین به موقع مواد مخدر میاندیشند. در این مطالعه نیز موشهای ماده وابسته به مرفین علائم رفتاری ناشی از مصرف مرفین را به وضوح نشان میدادند. یافتههای مطالعه حاضر مؤید نتایج مطالعهSlamberova و همکاران در سال 2001 و Yim و همکاران در سال 2006 میباشد (16).
مطالعه حاضر نشان میدهد که تجویز طولانی مدت مرفین به صورت خوراکی به موشهای صحرایی نر و ماده در رفتار جنسی حیوان تغییر محسوسی ایجاد نمیکند؛ اما حاملگی کاذب را افزایش میدهد. روند وزنگیری مادران در دوره حاملگی در موشهای وابسته کاهش مییابد. همچنین رفتارهای مادرانه در موشهای وابسته به مرفین بهشدت دستخوش اختلال میشود. با توجه به تفاوتهایی که روشهای مطالعات مشابه با نتایج حاصل از مطالعه حاضر دارند، بررسی تأثیر راههای گوناگون تجویز مرفین در شرایط یکسان میتواند به روشن شدن نکات مبهم این مطالعات
کمک کند.
این پژوهش با حمایت مالی مرکز تحقیقات علوم اعصاب کرمان، قرارداد شماره ع/3-82 اجرا شده است. نویسندگان قدردانی خود را از سرکار خانم دکتر منیژه عصاران و خانم دکتر مینا مبشر برای کمکهای آزمایشگاهی، جناب آقای دکتر حق پرست برای کمک در طراحی پژوهش و جناب آقای دکتر نوذز نخعی برای همکاری در آنالیز آماری نتایج ابراز میدارند.