استفاده از فنآوریهای کمک باروری (ART) در جوامع مختلف، همواره با چالشهایی روبرو بوده و رشد سریع آن باعث بروز نگرانیهایی در اذهان مردم و متخصصان شده است. بخشی از این نگرانیها در ارتباط با تأثیر این روشها بر طبیعت و زندگی طبیعی انسانها و برخی دیگر در رابطه با مسایل اخلاقی، شرعی و حقوقی استفاده از این روشها است (1).
رحم جایگزین ، که در آن یک زن برای زن دیگری فرزند بهدنیا میآورد، یکی از موارد بحث انگیز در حیطه درمانهای کمکباروری است (2). این روش در برخی از کشورها مثل سوئد و آلمان غیرقانونی و در برخی دیگر مانند فرانسه، دانمارک، هلند، بعضی ایالتهای امریکا و استرالیا دارای مقررات خاصی است (3).
در واقع رحم جایگزین به زوجها کمک میکند که فرزند ژنتیکی خود را داشته باشند و یک روش انتخابی برای زنانی است که به دلیل مشکلات پزشکی، خصوصاً نداشتن رحم، قادر به بارداری نیستند. این روش عموماً در هنگام از دست دادن رحم، سقط مکرر، شکست مکرر IVF و شرایط پزشکی خاص مورد استفاده قرار میگیرد (4). دو نوع درمان به روش رحم جایگزین وجود دارد: 1- رحم جایگزین نسبی همراه با ارتباط ژنتیکی مادر با جنین ایجاد شده که در این روش تخمک زن میزبان بهصورت آزمایشگاهی با اسپرم شوهر زن دیگری لقاح مییابد. 2- رحم جایگزین کامل که زن باردار هیچ ارتباط ژنتیکی با جنین ندارد و فقط جنین زوج دیگری را که در آزمایشگاه لقاح یافته، پرورش میدهد.
استفاده از هر دو روش رحم جایگزین ممکن است اثرات روانی بر زن میزبان جنین ایجاد نماید (2،5). ولی تاکنون دادههای تجربی اندکی در مورد جنبههای اجتماعی و روانشناختی رحم جایگزین وجود
دارد (6،7).
مشکلاتی که ممکن است مادر میزبان جنین با آنها مواجه شود، همواره مورد توجه محققین بوده است. از جمله مشکلاتی که تاکنون در مطالعات به آن اشاره شده است پس دادن نوزاد به زوج متقاضی است که ممکن است برای زن میزبان جنین بسیار تنشزا باشد و موجب ایجاد مشکلات روانی در وی شود. همچنین بیم آن میرود که مادر میزبان جنین به دلیل ارتباط عاطفی که در دوران بارداری با جنین برقرار میکند در هنگام تحویل نوزاد به زوج متقاضی دچار مشکلاتی شود. از طرف دیگر ممکن است زن میزبان جنین، به دلیل آنکه جنین را فرزند خود نمیداند در دوران بارداری مراقبتهای لازم را انجام ندهد و این مسئله ممکن است سلامت جنین را به خطر اندازد (8). همچنین، در زنانی که پس از زایمان، نوزاد را تحویل میدهند خطر افسردگی پس از زایمان و احساس خشم و تقصیر وجود دارد و ممکن است در آینده سلامت روانی آنان را در آینده به خطر اندازد. اینکه زن میزبان جنین، زوج متقاضی را بشناسد یا نشناسد و اینکه زن میزبان مادر ژنتیکی کودک باشد یا نباشد، بر سلامت روانی زن پس از زایمان مؤثر است. آنچه بسیار مورد بحث قرار گرفته این است که امکان دارد زن میزبان جنین بهدلیل مشکلات مالی، حاضر به انجام این کار شود؛ بدون اینکه از امکان بروز مشکلات آگاهی کامل داشته
باشد (9،10).
نگرانی دیگر در ارتباط با استفاده از رحم جایگزین، تاثیرات احتمالی بر همسر زن میزبان، والدین و فرزندان اوست. انجمن پزشکی انگلستان بر حمایت کامل همسر در دوران بارداری و پس از تولد نوزاد تاکید دارد.
در صورتیکه مادر میزبان، فرزندانی داشته باشد، باید آنها را در مورد برنامه رحم جایگزین آگاه ساخت؛ زیرا نبود نوزاد پس از زایمان ممکن است برای آنها تنشزا باشد؛ علاوه بر آن ممکن است مادر میزبان، مورد عدم پذیرش یا سرزنش دوستان و همسایگان قرار گیرد که این مسئله آثار منفی بر سلامت روانی او خواهد
داشت (8).
بهطور کلی، مسائل مربوط به تجربههای روانی زنان میزبان جنین، از چند جنبه مورد ارزیابی قرار میگیرد که شامل انگیزه و نگرش زنان نسبت به موضوع، مسائل روانی در دوران بارداری و پس از آن، ارتباطات اجتماعی، ارتباطات خانوادگی و ارتباط با زوج صاحب جنین میباشد.
این مطالعه، یک بررسی مروری است که مسائل مربوط به تجربههای روانی زنان میزبان جنین را ارزیابی میکند و براساس مرور مطالعات انجام شده در سالهای 1990 تا 2007 نگاشته شده است.
انگیزه و نگرش زنان میزبان جنین: تحقیقات اندکی در مورد انگیزه و نگرش زنان در خصوص اقدام به پذیرش میزبانی جنین انجام شده است. در انگلستان در بررسی یک نمونه 19 نفری از زنان میزبان جنین ، مشاهده شد که انگیزههای بسیار متفاوتی برای ورود به این روش درمان وجود دارد که از آن جمله میتوان به بهرهمندی مالی، لذت از احساس مادری، برخورداری از احساس ارزشمندی با انجام دادن کاری نیک و سخاوتمندانه اشاره نمود (9). مطالعهای که در انگلستان انجام گرفت، نشان داد که اکثر زنان با هدف نوع دوستی اقدام به این کار میکنند (2). مطالعه دیگری نیز نشان داد که انگیزههای نوع دوستی عامل مهمتری نسبت به پرداخت مالی در ایجاد انگیزه در این زنان است و پرداخت مالی عامل مهمی نیست (11). این در حالی است که برخی ادعا کردهاند که فرایند رحم جایگزین ممکن است به نحوی بهرهبرداری مادی از زنان را مطرح سازد (9) و اینکه بسیاری از زنان فقط به دلیل مشکلات مالی و بدون آگاهی از مخاطرات وارد این جریان شوند (10). این موضوع میتواند مورد منازعه طرفداران نظریههای مبتنی بر جنسیت، به ویژه طرفداران حقوق زنان باشد. آنان فنآوریهای جدید را متهم میکنند که با استفاده از دارو و هورمون برای تحریک تخمکگذاری که خطرات بالقوهای برای سلامت زنان در بردارند و وا داشتن زنان به تلاش برای بچهدار شدن، باعث وارد آمدن یا افزایش فشارهای اجتماعی بر آنها میشوند. فمنیستهای تندرو، فنآوریهای نوین باروری را ابزار مردسالاری و بر ضد زنان میدانند که هدف آن کنترل بدن زنان و مخصوصاً تحمیل فرزندآوری میباشد. بسیاری از آنها زنانی را که به دنبال روشهای درمان ناباروری هستند، فریب خوردة این فرهنگ معرفی میکنند (12)؛ در حالیکه بیشتر زنان میزبان جنین تجربه بارداری و تولد را لذت بخش توصیف میکنند و حتی آنرا مرحلهای از رشد میدانند (13).
مسائل روانی دوران بارداری و پس از آن: برخی از تحقیقات، نگرانیهایی را در مورد اثرات روانی نامطلوب این روش بر زن میزبان جنین، مطرح میکنند (2،5)؛ در صورتیکه، سایر مطالعات در زمینه آسیبشناسی روانی زنان میزبان جنین، مشکلات حادی را گزارش نکردهاند (9). مطالعهای که در انگلستان انجام شد نشان داد که همه زنان تحت مطالعه پس از زایمان بیهیچ شکی، نوازد را طبق قرار قبلی به زوج متقاضی تحویل دادند. پیگیری تجارب روانی زنان بعد از تحویل نوزاد نشان داد که 32% زنان تا چند هفته بعد از تحویل نوزاد دچار مشکلات عاطفی و احساسی هستند. این میزان بعد از چند ماه به 15% کاهش یافت و در 6% موارد تا یکسال ادامه داشت. این تحقیق نشان داد که در صورت آشنایی زن میزبان با زوج متقاضی امکان بروز مشکلات عاطفیـ احساسی بعد از تحویل نوزاد افزایش مییابد. در این تحقیق قبل از زایمان نیز 9% موارد با مشکلات روانی مواجه بودند که در 6% موارد نیاز به ویزیت پزشک یا روانشناس جهت مشاوره وجود داشت و فقط یک مورد در تمام مراحل بارداری بهدلیل مشکلات موجود، تحت نظر روانشناس بود (2). با این حال میزان افسردگی پس از زایمان در این زنان بیشتر از جمعیت عادی نیست (14). همچنین پیگیری میزان تماس مادران میزبان با کودک پس از تولد نشان داد مادرانی که آشنایی قبلی با زوج داشتند بیش از مادران ناآشنا ارتباط عاطفی با کودک برقرار کردند (2). اکثر تحقیقات مشکلات روانشناختی حادی را برای مادران میزبان جنین گزارش نمیکنند و بر تجارب مثبت تأکید بیشتری دارند (2،5،11). در مقابل برخی تحقیقات نیز بر آثار منفی و مشکلات روانی بهدنبال استفاده از رحم جایگزین اشاره میکنند (19-15).
بهطور کلی، نتیجه مطالعات نشان میدهد با وجود اینکه نگرانیهایی در مورد مشکلات هیجانی و عاطفی مادران میزبان جنین وجود دارد، این مشکلات، سلامت روانی آنان را تهدید نمیکند. با این حال، توصیه میشود با انجام مشاورههای تخصصی قبل از بارداری، در انتخاب افراد متقاضی میزبانی جنین، دقت لازم به عمل آید (14).
ارتباطات اجتماعی: یکی از مسائل مهمی که بر سلامت روانی زنان میزبان جنین تأثیرگذار است، نگرش دوستان، همکاران و بهطور کلی نگرش جامعه نسبت به رحم جایگزین میباشد. فقدان حمایت اجتماعی در روند استفاده از رحم جایگزین، که ناشی از نگرش عامه مردم است، میتواند زمینه را برای برخی آسیبپذیریها فراهم کند (13). برخی تحقیقات نشان میدهند که مردم معمولاً نگرش مثبتی نسبت به مادر جایگزین ندارند و این فقدان حمایت اجتماعی، آنها را آسیبپذیرتر میسازد. یک تحقیق در یونان نشان داد که بیشتر مردم نسبت به این روش نگرش منفی دارند (6). تحقیق دیگری نشان
داد زنان جوان کانادایی با این روش مخالفند (20). نگرش مردم انگلیس هم نسبت به این روش مثبت نیست (21). تحقیقی که با عنوان بازاندیشی خویشاوندی در رحم جایگزین توسط گرمارودی در سال 1386 در ایران انجام شد، نشان داد با وجود اینکه 53% از افراد مورد مطالعه نسبت به روش رحم جایگزین نگرش مثبت دارند؛ ولی بیشترین نگرانیها در مورد مشکلاتی است که ممکن است مادر جایگزین برای خانواده ایجاد کند (22). همین تحقیق نشان داد که برخی مادران جایگزین معتقدند زمینه و محیط فرهنگی آنان این آمادگی را ندارد که دیگران را از این اقدام خود و علت اصلی بارداری آگاه کنند. در این صورت بیشتر این افراد راه حل مشابهی را برای توضیح این حاملگی برگزیدهاند: نسبت دادن حاملگی به شوهرانشان و اعلام حاملگی ناموفق به دیگران بعد از زایمان و تحویل نوزاد به زوج متقاضی؛ هرچند تعدادی از آنان با توجه به محیط و زمینه فرهنگی که در آن قرار گرفتهاند دیگران را از تصمیم خود آگاه میسازند.
آگاهی و رضایت شوهران از این اقدام زنان، موافقت شرع و علمای دین با این روش، مشروع بودن نسب نطفهای که در رحم آنها رشد میکند و همچنین جنبه انسان دوستانه این اقدام به منظور کمک به حل مشکل ناباروری زوجی دیگر، عوامل مهمی هستند که تأثیر بسیاری در تصمیمگیری زنان داوطلب رحم جایگزین و همسرانشان در آگاه کردن دیگران از علت حاملگی دارند (22).
ارتباطات خانوادگی: درک افراد خانواده، به ویژه فرزندان و همسران، نسبت به رحم جایگزین و واکنش آنها به این اقدام بسیار مهم است. بررسی انجام شده در انگلستان، در خصوص تجارب زنان میزبان جنین در آشکارسازی مسئله به خانوادهشان، نشان داد که در 7% موارد خانوادهها واکنش منفی نسبت به موضوع نشان دادهاند، در 46% موارد خانوادهها واکنش خنثی یا مجموعهای از واکنشهای مثبت و منفی را نشان دادند و در 48% موارد واکنش خانوادهها مثبت بود. پیگیری موضوع نشان داد که احساس خانوادهها نسبت به موضوع یکسال پس از زایمان در 76% موارد مثبت بود و فقط 3% موارد احساس منفی نسبت به موضوع داشتند (2). در همین تحقیق، مطالعه بر روی نحوه مواجهه همسران این زنان نشان داد که در 83% موارد همسران احساسی مثبت، 3% خنثی یا بیتفاوت و 4% احساس منفی نسبت به موضوع داشتند. در خصوص نحوه حمایت همسران در طول دوران بارداری 87% زنان حمایت کامل همسران خود را گزارش کردند و 13% زنان حمایت همسران خود را ناکافی میدانستند. در بررسی رضایتمندی زناشویی آنها مشخص شد 16% رضایتمندی زناشویی اندک و در 4% موارد مشکلات ارتباطی شدید با همسر وجود داشته است و در80% موارد رضایتمندی زناشویی متوسط یا زیاد بوده است.
در مورد واکنش کودکان این زنان نسبت به تحویل نوزاد به زوج متقاضی، مشخص شد که اگر موضوع
در شروع بارداری به کودکان توضیح داده شود در 87% موارد واکنش آنها هنگام تحویل نوزاد مثبت خواهد بود و در 13% موارد، خنثی یا با مشکلاتی همراه خواهد بود (2).
تحقیق انجام شده توسط گرمارودی در ایران (22) نشان داد در صورتی که نطفهای که مادر میزبان حمل میکند حاصل ارتباطی مشروع بین یک زوج نابارور باشد و هیچگونه رابطه جنسی (مشروع یا نامشروع) بین پدر واقعی (مرد صاحب اسپرم) و مادر میزبان وجود نداشته باشد، دیدگاه همسر و فرزندان نسبت به این امر و رضایت آنها به شرکت در این فرایند به نحو موثری از این موضوع شکل و تأثیر میپذیرد. از طرف دیگر، آگاهی به این امر که بسیاری از مراجع دینی نیز استفاده از رحم جایگزین را جایز میدانند و منع شرعی برای آن قائل نشدهاند، آنان را قادر به سازگارکردن فرایند رحم جایگزین در چهارچوبهای دینی و خیرخواهانه میکند. به هرحال عواملی هم وجود دارد که موجب نارضایتی همسران و نزدیکان میشود. دادههای تحقیق فوق نشان داد که این عوامل ریشه در بافت فرهنگی دارد (22).
ارتباط با زوج صاحب جنین: ارتباط مادر جایگزین با زوج متقاضی برای فرایند رحم جایگزین ضروری است. گاهی مادر میزبان دوست یا خویشاوند زوج متقاضی است و گاهی نیز فردی ناشناس است. برخی ناشناس بودن را مشکلزا میدانند (23). در شکلهای دیگر کمک باروری، مانند اهدای تخمک و اسپرم، معمولاً افراد ناشناس میمانند. ولی در رحم جایگزین، به دلیل ضرورت برقراری ارتباط بین زوج و مادر جایگزین دوستی ایجاد میشود (24). تحقیقات نشان میدهد که معمولاً زنان میزبان جنین در دوران بارداری با زوج متقاضی ارتباط مناسبی برقرار میکنند. در موارد اندکی هم مشاهده شده است که امکان رابطة تنشزا وجود دارد اما در اکثر موارد مادر میزبان از اینکه مادر متقاضی در حین بارداری با او تعامل و رابطه داشته باشد، راضی و خشنود بوده است. در موارد اندکی هم زنان میزبان در خصوص دخالت زوج متقاضی ابراز نارضایتی نمودهاند (2). این زنان در بیشتر موارد، رابطه خود را با زوج متقاضی رابطهای رضایتبخش میدانند و فرآیند را بدون مشکل گزارش میکنند. اکثر رابطه گزارش شده در طول بارداری، بین مادر متقاضی و مادر جایگزین بوده است تا با پدر متقاضی و البته بیشتر، مادران متقاضی، در طول معاینات پزشکی حضور فعالانه دارند (24).
نتایج تحقیقات مختلف نشان میدهد که تجربه زنان نسبت به مسئله رحم جایگزین اغلب تجربه مثبتی میباشد. در اکثر موارد زنان هیچ مشکلی در مورد تحویل نوزاد به زوج متقاضی ندارند و در اغلب موارد رابطه آنها با زوج متقاضی رابطه مشکلداری نبوده است. با این حال، مواردی از مشکلات روانیـ عاطفی به خصوص بلافاصله بعد از تحویل نوزاد به زوج متقاضی مشاهده شده است (2،25). با این که در اکثر موارد این مشکلات حاد نمیباشند؛ ولی توجه به این مسئله از اهمیت زیادی برخوردار است.
در صورتیکه زن میزبان، مادر ژنتیکی جنین هم باشد، بهدلیل ارتباط عاطفی عمیقتر ممکن است مشکلات عاطفی و روانی افزایش یابد. ولی تحقیقات انجام شده مشکلات حاد روانی را نشان نمیدهند (26،27،2،4).
در خصوص نحوه عکسالعمل خانواده و همسر و فرزندان زنان میزبان، اکثر مطالعات واکنشهای مثبت بیشتری را گزارش نمودهاند. هرچند این مطالعات بر بستر فرهنگی و مسائل شرعی، تأکید بسیاری دارند.
تحقیقات نشان میدهد متأسفانه وجود دیدگاههای منفی در جامعه، دوستان و آشنایان باعث میشود تا اغلب زنان در آشکارسازی موضوع با مشکلات فراوانی مواجه شوند که این موضوع میتواند بر ارتباط بین فردی زنان و سلامت روانی آنها، تأثیرات منفی بر جای گذارد. به نظر میرسد بسیاری از مسائل مرتبط با نگرش افراد جامعه، در نتیجه عدم آگاهی از جنبههای مختلف موضوع است که با اطلاعرسانی و مشاوره صحیح، میتوان بر آن فایق آمد.
پیشنهاد میشود موارد ذیل در مشاورههای مربوط به استفاده از رحم جایگزین مورد توجه قرار گیرد:
- انجام مشاوره روانشناسی قبل از بارداری و انتخاب مناسب کاندیداها
- ارائه توضیحات کافی در مورد اقدامات پزشکی قبل، حین و پس از بارداری و بیان مشکلات احتمالی
- تأکید بر مسئولیت قانونی و اخلاقی مادر میزبان در مورد حفظ سلامت جنین
- تأکید بر مشورت مادر میزبان جنین با همسر، فرزندان و سایر اعضای خانواده و اخذ رضایت آنها به منظور اطمینان از بهرهمندی از حمایتهای روانی در حین بارداری
- ارائه مشاورههای لازم در خصوص امکان بروز برخی مشکلات عاطفی در زمان تحویل نوزاد
- تهیه یک برنامه مناسب جهت ارتباط مادر میزبان با زوج صاحب جنین و توضیح نحوه و میزان دخالت زوج صاحب جنین در مراقبتهای دوران بارداری
- تأکید بر این نکته که هرگونه مداخلهای در مراقبتهای دوران بارداری تحت نظر پزشک میباشد و هیچیک از طرفین نمیتوانند بدون نظر پزشک معالج، روندی را بر درمان تحمیل نمایند.
بهطور کلی، استفاده از رحم جایگزین تجربه مثبتی برای زنان میباشد و در اغلب موارد با انگیزه کمک به زوجی که صاحب فرزند نمیشوند و همچنین به دلایل نوع دوستی و احساس ارزشمندی انجام میشود. با این حال، این روش با چالشهای روانشناختی و اجتماعی متعددی روبرو است.
توصیه میشود استفاده از رحم جایگزین به عنوان تجربه روانی پرخطر تلقی شود و طرفین تحت مراقبت دقیق قرار گیرند و مشاورههای تخصصی قبل، حین و بعد از بارداری صورت پذیرد. در این شرایط میتوان توقع داشت که در صورت دسترسی زنان به خدمات و مشاورههای روانشناسی، مشکلات روانی استفاده از رحم جایگزین کاهش مییابد.
از همکاری اعضای محترم کلینیک اهدا در مرکز فوق تخصصی درمان ناباروری و سقط مکرر ابن سینا، به ویژه سرکار خانم زهره بهجتی اردکانی و جناب آقای دکتر بهزاد قربانی، تشکر و قدردانی میشود.