سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) تقریباً در 10-6% زنان در دورة باروری دیده میشود و با کم کاری تخمدان، هیرسوتیسم، هیپرآندروژنیسم، مقاومت انسولینی و چاقی مشخص میشود (1). در این بیماران خطر بیماریهای متابولیکی، دیابت تیپ II،
دیس لیپیدمی، فشار خون و بیماریهای قلبی و عروقی افزایش مییابد و تغییراتی مانند افزایش آندروژنها و انسولین، مقاومت به انسولین، تغییر در لیپیدهای خون و افزایش نسبت LH/FSH دیده میشود (2). در این افراد توزیع پلاکهای کاروتید و ضخامت لایه میانی جدار عروق (IMT) و افزایش سطح هموسیستئین بیش از خانمهای فاقد PCOS است که با شروع زودرس آترواسکلروز همراه است (3،4).
سطح هموسیستئین در افراد بالغ، m/L15-5 گزارش گردیده که در جمعیتهای با دریافت کمتر ویتامین B بالاتر است. سطح هموسیستئین تحت تأثیر عوامل هورمونی نظیر هورمون درمانی در زنان میباشد و در بارداری، کاهش مییابد. عوامل مختلفی نظیر سن، جنس، فعالیت جنسی، سیگار کشیدن، فعالیت فیزیکی و مصرف مکملهای ویتامین B نیز بر سطح آن مؤثرند و انسولین نیز بهعنوان عاملی تعدیلکننده، مطرح میشود (5،3). سطح بالای هموسیستئین با بروز نقصهای قلبی و عصبی در نوزادان، افزایش خطر پرهاکلامپسی، زایمان زودرس، تولد نوزادان با وزن کم، سقطهای عادتی و دکولمان در ارتباط است (11-6).
سطح هموسیستئین ارتباط مستقیم با غلظت انسولین ناشتا دارد (12). افزایش انسولین همراه با افزایش آندروژن و کاهش سطح SHBG است که خود منجر به تغییر در رشد فولیکول میشود. در بسیاری از مطالعات دیده شده که غلظت هموسیستئین در افراد مبتلا به PCOS بالاتر از افراد غیر مبتلا است (13،14) که میتواند ناشی از بالا بودن انسولین ناشتا و مقاومت به انسولین (به عنوان یک اتیولوژی در افراد PCOS) باشد (8).
از آنجایی که در خصوص ارتباط هموسیستئین با مقاومت انسولینی و متابولیتهای لیپوپروتئین در بیماران PCOS گزارشهای متناقضی وجود دارد و با توجه به عوارض مختلف هموسیستئین و شیوع بالای PCOS در زنان ایرانی، مطالعه حاضر به منظور بررسی سطح هموسیستئین در مبتلایان به PCOS و مقایسه آن با افراد غیرمبتلا به این سندرم طراحی شد.
از افراد مراجعهکننده به درمانگاههای زنان و ناباروری بیمارستان ولیعصر (عج) در شش ماهه دوم سال 1386 که دارای معیارهای تشخیصی PCOS (معیار رتردام) و در سنین 35-20 سال بودند، 52 نفر بهعنوان گروه مورد و همچنین 104 نفر از افراد 35-20 ساله غیرمبتلا به PCOS که به منظور معاینات معمول دورهای زنان مراجعه نموده بودند و بیماریهای کلیوی و دیابت نداشتند، بهعنوان گروه کنترل انتخاب شدند. مصرف اسید فولیک و ویتامین B12 در دو ماه اخیر، وجود اختلال عملکرد کلیوی (کراتینین بیشتر از mg/dl3/1)، وجود دیابت، مصرف داروهای هورمونی و متفورمین، از معیارهای خروج از مطالعه در هر دو گروه مورد و شاهد بود.
پس از آگاهی دادن در خصوص مطالعه و کسب رضایت آگاهانه از بیمار، ml15 نمونه خون ناشتا (به مدت 14-12 ساعت) در روز دوم تا پنجم قاعدگی برای اندازهگیری سطح هموسیستئین و عوامل تأثیرگذار بر آن مانند سطح آندروژنها (تستوسترون، آندروستندیون)، انسولین، قند خون ناشتا، اسید فولیک، ویتامین B12 و پروفایل لیپیدی، گرفته و سریعاً
به آزمایشگاه مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتیـ درمانی تهران در بیمارستان شریعتی ارسال شد و سریعاً سرم آن جدا گردید. سپس سرمهای تقسیم شده بر حسب حجم مورد نیاز برای هر سنجش، در دمای C70- منجمد شد. پس از اتمام نمونهگیری، آزمایشهای زیر
انجام شد:
سطح سرمی SHBG، تستوسترون توتال، استرادیول (E2)، سولفات دهیدرواپیآندروسترون (DHEAS) ، LH و FSH به روش الایزا توسط کیتهای تجاری (DRG, Germany) اندازهگیری شد.
سطح سرمی هموسیستئین با روش چرخه آنزیمی (Diasys, Germany) و سطح سرمی تریگلیسیرید با روش آنزیمی (پارس آزمون، ایران)، کلسترول HDL و LDL با روش آنزیماتیک (پارس آزمون، ایران)، انسولین با روش الایزا (DRG, Germany)، اسید فولیک وB12 با روش رادیوایمونواسی (SimulTRAC-SNB، USA) اندازهگیری گردید.
سپس اطلاعات در نرمافزار SPSS ویرایش 5/11 ذخیره و تجزیه و تحلیل آماری انجام شد. از آزمون Shapiro-Wilks برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیر اصلی (هموسیستئین) استفاده شد. از آنجا که این متغیر تابع توزیع نرمال نداشت، با استفاده از تبدیل Box-Cox، توزیع این متغیر به نرمال تبدیل شد تا بتواند در آزمونهای پارامتری مورد استفاده قرار گیرد. آزمون t برای مقایسه صفات کمی در دو گروه به کار رفت. همبستگی ساده برای بررسی ارتباط هموسیستئین و دیگر متغیرهای بیوشیمیایی در هر کدام از دو گروه استفاده شد و به منظور حذف اثر مخدوشکنندگی BMI و سن، از همبستگی جزئی استفاده گردید.
نتایج نشان داد که لگاریتم نپرین (Ln) تبدیلی مناسب برای نرمال کردن توزیع هموسیستئین است.
همچنین از رگرسیون چندگانه پس از حذف مخدوشکنندهها، برای بررسی رابطه متغیر لگاریتم هموسیستئین و فولات استفاده شد.
در افراد گروه مورد (52 نفر)، میانگین سن 753/327/24 سال و در 104 نفر گروه کنترل 318/462/25 سال بود که اختلاف معنیدار نبود (057/0=p) (جدول1). بدین ترتیب علیرغم معنیدار نبودن، اختلاف میانگین سنی گروه کنترل حدود یکسال بالاتر بود.
مقایسه پارامترهای هورمونی، بالینی و بیوشیمیایی در دو گروه PCOS و کنترل در جدول 1 مشاهده میشود. یافتهها معرف یکسان نبودن BMI در دو گروه بود. میانگین BMI در گروه مبتلا به PCOS بیشتر بود.
سطح سرمی انسولین و فولات در گروه PCOS بهطور معنیداری بالاتر از زنان سالم (گروه کنترل) بود (001/0p< برای انسولین و 004/0p= برای فولات). سطح سرمی تریگلیسیرید، در گروه PCOS بهطور معنیدار، بالاتر از زنان سالم (گروه کنترل) بهدست آمد (01/0p=). در ارزیابی HDL در دو گروه نیز اختلاف معنیدار نبود. سطح سرمی آندروستن دیون، تستوسترون و SHBG نیز در زنان گروه PCOS بهطور معنیداری بالاتر از زنان سالم بود (001/0p<).
مقدار هموسیستئین در گروه PCOS، m/L553/421/12و در گروه زنان سالم m/L307/468/13 بود که با آزمون t با 05/0p< علیرغم بالاتر بودن در گروه کنترل، این اختلاف معنیدار نمیباشد (جدول 1).
همبستگی معکوس و معنیداری بین هموسیستئین و فولات سرم در افراد مبتلا به PCOS دیده شد (001/0p=، 434/0r=-)؛ در حالیکه در گروه کنترل، تنها بین میزان قند خون ناشتا و هموسیستئین رابطه معکوس و معنیداری مشاهده شد (02/0p=، 214/0r=-). بدین معنی که در افراد گروه کنترل با قند خون بالا، هموسیستئین پایین مشاهده شد (جدول 2). از آنجا که سن و BMI به عنوان عوامل زمینهای در دو گروه PCOS و کنترل، تفاوت معنیداری داشت (جدول 1)، همبستگی هموسیستئین با سایر متغیرهای بیومدیکال با کنترل اثر این دو عامل محاسبه شد (همبستگی جزئی) (جدول 2) که همچنان همبستگی معکوس و معنیداری بین هموسیستئین و فولات سرم در افراد مبتلا به PCOS دیده شد (001/0p=، 441/0r=-).
در بررسی رگرسیون چندگانه، از مجموع متغیرهای مورد بررسی در جدول 3 که وارد مدل شده بود، تنها متغیرهای فولات (001/0p=) و FBS (006/0 p=) در مدل باقی ماندند که با لگاریتم نپرین هموسیستئین رابطه نشان دادند. متغیر ابتلا به PCOS، در مدل باقی نماند؛ به این معنی که تغییرات Ln هموسیستئین در افراد، بیشتر تحت تأثیر تغییرات فولات و FBS بود.
بیماران مبتلا به سندرم PCOS، علاوه بر مشکلاتی همچون اختلالات قاعدگی و ناباروری، با عوامل خطری نظیر چاقی، هیپرانسولینمی، هیپرآندروژنمی، مقاومت انسولینی، دیس لیپیدمی و هیپرهموسیستئینمی در معرض بیماریهای دیگری از جمله بیماریهای قلبیـ عروقی و ترومبوتیک قرار دارند (15،16).
افزایش سطح هموسیستئین، یک عامل خطر برای بیماری قلبیـ عروقی آترواسکلروتیک و ترومبوزهای وریدی است (5). بالا بودن هموسیستئین، ناشی از اختلال در متابولیسم متیونین است که میتواند به علت اختلال در فعالیت آنزیمهای متابولیسم متیونین و یا ویتامینها باشد (5). از دیگر عوامل مؤثر بر سطح هموسیستئین، بالا بودن آندروژنها، کلسترول، سطح انسولین، قند خون و BMI است (18-12).
مطالعات متفاوتی در زمینه سطح هموسیستئین در بیماران PCOS و عوامل مؤثر بر آن صورت گرفته که در برخی موارد دارای نتایج متناقضی است. چنانچه مطالعهOktem در ترکیه روی 31 زنPCOS ، De La Calle در اسپانیا روی 39 زن PCOS، Badawy و Guzelmeric در ترکیه به ترتیب روی 35 و 44 زن PCOS و مطالعه Vrbíková و Loverro در ایتالیا روی 35 زن مبتلا به PCOS، سطح هموسیستئین بالاتری را در آنها در مقایسه با گروه کنترل گزارش نمودند
(21-13).
نتایج متفاوت در مطالعه Morgante G در ایتالیا روی 20 زن PCOS در مقایسه با زنان آمنوره و سالم و Mancini در ایتالیا روی 24 بیمار PCOS (14 مورد لاغر و 10 مورد چاق) نیز نشاندهنده عدم وجود تفاوت در سطح هموسیستئین در مقایسه با گروه زنان سالم بود (22،23). در مطالعه حاضر، سطح هموسیستئین گروه کنترل تفاوت معنیداری با زنان PCOS نداشت که شاید بتوان به نژاد و سطح فولات سرم بیماران نسبت داد. در مطالعه Wijeyaratne سطح هموسیستئین در زنان PCOS سریلانکایی بیشتر از دو نژاد آسیاییـ اروپایی و اروپایی بود که علت آن سطح بالاتر انسولین میباشد (9).
همچنین برخی مطالعات نشان میدهند که سطح هموسیستئین تحت تأثیر غلظت فولات سرم است؛ بهطوری که دریافت ناکافی رژیم غذایی بر کاهش سطح فولات تأثیر میگذارد و موجب افزایش هموسیستئین میشود (16،17). با توجه به آنکه مطالعات پیشین گستره وسیعی از افراد را مورد بررسی قرار داده و پارامترهای مداخلهگر فراوانی را مشاهده نمودهاند،
به نظر میرسد بررسی دقیق رابطه بین سطح هموسیستئین و فولات سرم نیازمند انجام مطالعهای جامع با حجم نمونهای بزرگ باشد.
در مطالعه حاضر علیرغم بالاتر بودن آندروژنها، انسولین، قند خون و BMI در گروه PCOS نسبت به گروه کنترل، با انجام آنالیز رگرسیون، ارتباط معنیداری بین این عوامل و سطح هموسیستئین مشاهده نشد و آنالیز رگرسیون چند جانبه نشان داد که تغییرات لگاریتم نپرین هموسیستئین در افراد PCOS بیشتر تحت تأثیر تغییرات فولات است. در گروه PCOS، میانگین سطح فولات سرم بهطور معنیدار بالاتر بود که این یافته ممکن است به دلیل سیر درمانی احتمالی بیماران PCOS در ماههای قبل باشد؛ زیرا در سنین باروری بهخصوص برای افرادی که همچون بیماران PCOS الزاماً مراجعات پزشکی بیشتری دارند، مکمل اسید فولیک تجویز میشود. همانطور که قبلاً ذکر شد کلیه نمونهها برای ورود در مطالعه فعلی، میبایست حداقل دو ماه قبل از خونگیری مصرف مکمل اسید فولیک را قطع مینمودند. معهذا بهنظر میرسد در مطالعات مشابه باید زمان عدم مصرف اسید فولیک بهمدت طولانیتری در نظر گرفته شود. طبق مطالعهKazerooni و همکاران، با مصرف مکمل اسید فولیک به مدت 3 ماه، سطح هموسیستئین کاهش مییابد (15). طبق مطالعه Palep-Singhدر انگلستان، دریافت ناکافی رژیم غذایی در خانمهای آسیای جنوبی میتواند بر سطح فولات و ویتامین B12 تأثیر گذارد و هموسیستئین را افزایش دهد (16).
از سوی دیگر مطالعه Yilmaz و همکاران در ترکیه نشان داد که سطح هموسیستئین در زنان PCOS بیشتر از گروه زنان سالم بود؛ در حالیکه سطح فولات سرم در دو گروه مشابه بود (19). لذا شاید بتوان به تأثیر نژاد هم اشاره نمود که برای بررسی این اثر، مطالعات با حجم نمونه بالاتر و بررسی چند نژاد توصیه میشود.
با توجه به نتایج این مطالعه مبنی بر سطح بیشتر فولات در بیماران PCOS، به نظر میرسد که با تجویز مناسب مکمل اسید فولیک بتوان در کاهش سطح هموسیستئین و عوارض قلبیـ عروقی ناشی از این عارضه اقدام نمود. همچنین توصیه میشود مطالعاتی با هدف بررسی و مقایسه سطح سرمی هموسیستئین در بیماران PCOS نابارور یا بیماران مبتلا به PCOSبا سابقه سقط مکرر انجام شود.
این مقاله حاصل طرح مشترک بین مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولیعصر (عج) و مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتیـ درمانی تهران بود و با تصویب و حمایت مالی معاونت پژوهشی این دانشگاه انجام شد که بدینوسیله از کلیه رؤسا و همکاران این مراکز و درمانگاه زنان و نازایی بیمارستان ولیعصر (عج) و کارشناسان محترم آزمایشگاه مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم بیمارستان دکتر شریعتی تشکر و قدردانی میشود.