Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Prevalence of Psychiatric Disorders and Types of Personality in Fertile and Infertile Women

Authors
1 Psychiatric and Psychology Research Centers, Roozbeh Hospital, Faculty of Medicine, Tehran University of Medical Sciences, Tehran, Iran
2 Vali-e- Asar Reproductive Health Research Center,Tehran Medical Sciences University, Tehran, Iran
Abstract
Introduction: It is estimated that about 22% of couples suffer from infertility worldwide, which is believed to be one of the most important life crises resulting in psychological problems and emotional stresses. This study examines the prevalence of psychiatric disorders and types of personality in fertile and infertile women referring to Vali-e-Asr Reproductive Health Research Center.Materials and Methods: In this cross-sectional study, 150 infertile women from Vali-e-Asr Infertility Clinic and 150 fertile women from Imam Khomeini Hospitals Gynecologic Clinic were selected. Research tools included Symptom Checklist-90-Revised (SCL-90-R), Eysenck Personality Questionnaire (EPQ) and a structured researcher-devised questionnaire.Results: Noticeably, 44% of the infertile and 28.7% of fertile women were suffering from psychiatric disorders. The highest scores among infertile women upon SCL-90-R assessment were for paranoid ideation and depression, interpersonal sensitivity and the lowest scores were for psychoticism and phobic anxiety. Interpersonal sensitivity, depression, phobic anxiety, paranoid ideation and psychoticism scales were significantly more prevalent in infertile than fertile women (p < 0.05). Additionally, emotionally unstable personality disorder was more prevalent among infertile than fertile women, based on Eysenck Personality Questionnaire (p < 0.001).Conclusion: The higher prevalence of psychiatric disorders in infertile women demands serious psychological support and attention by the medical team. Developing a rapid and reliable screening instrument for identifying patients at greater need for psychological support and the inclusion of counseling and supportive psychotherapy in the general therapeutic framework of infertility are of great importance.
Keywords

زمینه و هدف

در سال‌های اخیر، به سلامت روان زوجین نابارور توجه خاصی مبذول شده است. در واقع ناباروری برای بسیاری از زوجین نابارور تجربة شدید درماندگی است که نمی‌توان آن را انکار نمود. Freeman و همکاران، گزارش کردند که 50% از زوجین نابارور، ناباروری را ناراحت کننده‌ترین تجربة زندگی خود توصیف می‌کنند (1). در پژوهش دیگری که توسط Mahlstedt و همکاران انجام گرفت، 80% افراد تجربة ناباروری را استرس‌زا و یا بسیار استرس‌زا توصیف کردند (2). محققین دیگر، توجة خاصی به حوزه‌هایی مانند مشکلات سلامتی، فقدان عزت نفس، احساس سوگ، تهدید، افسردگی، گناه و ناکامی، درماندگی عاطفی و مشکلات زناشویی نموده‌اند و معتقدند که تمام موارد فوق، با باردار شدن ارتباط دارد (5-3). در سال‌های اخیر، بررسی‌های فراوانی در مورد عوامل روانشناختی، همچون اضطراب و افسردگی، در فرایند درمان‌های لقاح خارج رحمی (IVF) خصوصاً در هنگام دریافت تخمک‌ و انتقال جنین ، همچنین ترس و اضطراب ناشی از عدم موفقیت‌آمیز بودن درمان و یا عدم امید به داشتن فرزند که منجر به مشکلات روان‌شناختی در بیماران نابارور می‌شود، صورت گرفته است (9-6). براساس نتایج مطالعه‌ای، به دلیل وجود سطح بالای اضطراب در زنانی که با روش لقاح خارج رحمی باردار شده‌اند در مقایسة با گروه کنترل (بارداری طبیعی)، نوزادان حاصل مشکلات بیشتری در حین زایمان و حتی پس از آن داشته‌اند (10).

شیوع کلی مشکلات روانی در زوجین نابارور، 60-25% تخمین زده می‌شود (11،12). مشکلات روان‌شناختی بیماران نابارور پیچیده است و تحت تأثیر تعدادی از عوامل چون تفاوت‌های جنسیتی، علت و طول مدت ناباروری، کاربرد روش‌های درمانی و تحقیقی خاص، قرار می‌گیرد. با توجه به این که این افراد تحت مطالعه بوده یا از استراتژی‌های خاصی جهت درمان ناباروری استفاده می‌کنند (15-13)، عوامل متفاوتی شامل راهبردهای گرایشی‌ـ سازگاری و عواطف استوار، ارتباط عوامل روانی‌ـ اجتماعی و زناشویی در هنگام درمان با روش‌های لقاح خارج رحمی، نقش مهمی در سازگاری با ناباروری و رضایت بیمار از درمان‌های فوق داشته است (16)؛ از سوی دیگر، مشاورة روانشناسی و روان‌درمانی حمایتی، در کاهش سطح بالای اضطراب زوجینی که تحت درمان روش‌های مختلف درمان ناباروری قرار می‌گیرند، بسیار مؤثر است (17). بدلیل ارتباط خاص میان اضطراب و افسردگی، این علائم روانشناختی در برگیرندة محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال هستند؛ به عبارتی اضطراب منجر به افزایش پرولاکتین می‌شود (18،19). مداخلات روانشناسی در هنگام عدم وقوع بارداری، باید مورد توجه قرار گیرد؛ چون اینگونه مداخلات در کاهش علایم روانپزشکی مؤثرند و ممکن است احتمال بارداری را افزایش دهند.

با بررسی‌های انجام گرفته در کشورمان، مطالعات محدودی دربارة شیوع اختلالات روانپزشکی و تیپ‌های شخصیتی در زنان نابارور صورت گرفته است؛ بنابراین ضرورت تکرار این مطالعه احساس می‌گردد. بدین منظور این مطالعه قصد دارد شیوع اختلالات روانپزشکی و تیپ‌های شخصیتی و عوامل زمینه‌ساز این اختلالات را در دو گروه زنان نابارور و بارور بررسی نماید.

نتایج این مطالعه یقیناً می‌تواند منجر به شناسایی اختلالات روانی و برنامه‌ریزی‌ در جهت پیشگیری و درمان اختلالاتی گردد که در سلامت روان زنان نابارور مؤثر خواهد بود.

روش بررسی

این پژوهش از نوع بررسی‌های مورد شاهدی بود. جامعة پژوهش شامل کلیة زنان نابارور مراجعه کننده به درمانگاه ناباروری مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولیعصر (عج) و زنان بارور مراجعه کننده به درمانگاه زنان بیمارستان امام خمینی (ره)، در فاصلة زمانی فروردین 1384 تا تیر1385 بود. از بین این افراد، 150 زن نابارور و 150 زن بارور با روش نمونه‌گیری ساده (دردسترس بودن) انتخاب شدند. پس از برقراری ارتباط، ابتدا اهداف پژوهش برای زنان توسط روانشناس بیان شد و در صورت تمایل و رضایت، افراد در بررسی شرکت داده شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل آزمون SCL-90-R ، آزمون آیزنک و پرسشنامة محقق ساخته جهت بررسی عوامل زمینه‌ساز اختلالات روانی بود.آزمون SCL-90-R شامل90 سئوال جهت ارزیابی علایم روانی است که بوسیلة آزمودنی گزارش می‌شود و اولین بار جهت نشان دادن جنبه‌های روان‌شناختی بیماران جسمی و روانی طرح‌ریزی گردید. فرم اولیه آزمون در سال 1973 توسط Derogatis ، Lipman و Covi معرفی شد (20) و سپس براساس تجارب بالینی و تجزیه و تحلیل‌های روان‌سنجی از آن، مورد تجدید نظر قرار گرفت و فرم نهایی آن تهیه گردید (21). نود ماده این آزمون، 9 و بُعد مختلف شامل 1ـ شکایت جسمانی ، 2ـ وسواس و اجبار ، 3ـ حساسیت در روابط بین فردی

4ـ افسردگی ، 5ـ اضطراب ، 6ـ پرخاشگری ، 7ـ ترس

مرضی ، 8ـ افکار پارانوئیدی و 9ـ روان‌پریشی را ارزیابی می‌کنند. پاسخ‌های ارائه شده به هریک از مواد آزمون در یک مقیاس 5 درجه‌ای «هیچ»، «بندرت»، «تاحدی»، «زیاد» و «به شدت» (حداقل نمره صفر و حداکثر نمره 4) قرار می‌گیرد (21).

Derogatis، جهت سنجش پایایی ابعاد 9 گانه این آزمون از دو روش محاسبة «پایایی درونی» و «پایایی به روش آزمون مجدد» استفاده نموده است. پایایی درونی

SCL-90-R برای 9 محور، رضایتبخش بوده و بیشترین همبستگی مربوط به افسردگی با 90/0 و کمترین آنها مربوط به روان‌پریشی با 77/0 بوده است. پایایی بازآزمایی بین 78/0 تا 90/0 بوده است (22). در بررسی‌هایی که در ایران در جهت ارزیابی پایایی و اعتبار SCL-90-R صورت گرفته است، پایایی این آزمون در تمام مقیاسها به استثناء پرخاشگری، ترس مرضی و افکار پارانوئیدی، بیشتر از 8/0 بوده و اعتبارسازه به‌دست آمده همگی نشان دهنده این است که می‌تواند به‌عنوان وسیله سرند یا تشخیصی اختلال‌های روانی در ایران بکار برده شود (23).

پرسشنامه شخصیت آیزنک، یکی از رایج‌ترین پرسشنامه‌های تحقیق است که درون‌گرایی ، برون گرایی ، استواری و نا استواری شخصیت را بررسی می‌کند. کاربرد آن در پژوهشها و روی گروه‌های مختلف گویای اعتبار آن است. از طرفی سئوالات این پرسشنامه کاملاً صفات ابعاد شخصیتی نظریه آیزنک را دربردارد و دارای اعتبار محتوائی می‌باشد. در پژوهش پورشهبازی، پایایی این آزمون از طریق روش تصنیف و به‌دست آوردن ضریب همسانی درونی در یک نمونه 41 نفری ارزیابی گردیده که نتایج آن به‌شرح ذیل است:

مقیاس برون‌گرایی 74/0، مقیاس استواری 82/0، ضریب همسانی درونی در مقیاس برون‌گرایی 69/0 و در مقیاس استواری 77/0 بوده است (24).

پرسشنامة محقق ساخته، پرسشنامه‌ای بود که عوامل جمعیت شناختی، تاریخچة شخصی، اجتماعی، خانوادگی، بیماری و عوامل سبب شناختی اختلالات روانی و شخصیتی را می‌سنجید و شامل 34 پرسش باز و بسته بود.

به‌منظور تهیه پرسشنامه محقق ساخته، پیش از پژوهش از زنان بارور و نابارور خواسته شد استرس‌های خود را ثبت نمایند. سپس براساس اطلاعات به‌دست آمده، پرسشنامه‌ای در این راستا آماده گردید و به 30 فرد در هر گروه (بارورـ نابارور)، 2 بار با فواصل زمانی 2 هفته ارائه گردید که (با استفاده از Re-test) روایی این پرسشنامه 93/0 و اعتبار درونی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 89/0 به‌‌دست آمد.

متغیرهای سن و طول مدت ازدواج در دو گروه بارور و نابارور با استفاده از آزمون t مورد مقایسه قرار گرفت. متغیرهای دموگرافیک در دو گروه با آزمون 2 مقایسه شد. زیر مقیاس‌های پرسشنامه SCL-90-R به‌صورت میانگین و انحراف معیار نشان داده شد. تبعیت توزیع هر یک از شاخص‌های فوق از توزیع نرمال با استفاده از آزمون کلموگروف‌ـ اسمیرنوف انجام شد. از آنجا که توزیع متغیرهای فوق از تابع توزیع نرمال، انحراف معنی‌داری داشت، مقایسه این زیر مقیاسها در دو گروه بارور و نابارور با استفاده از آزمون من‌ویتنی انجام شد. مقادیر ضریب کلی علائم مرضی بیشتر از یک

در پرسشنامه SCL-90-R به عنوان وجود اختلالات روان‌پزشکی در نظر گرفته شد. مقایسه وجود این

اختلالات در گروه‌های مطالعه با استفاده از آزمون 2 انجام شد. همچنین با استفاده از این آزمون مقایسه تیپ‌های شخصیتی در گروه‌های مورد مطالعه و مقایسه وجود عوامل استرس‌زا در زنان نابارور دارا و یا فاقد اختلالات روان پزشکی انجام گرفت.

در این مطالعه به منظور بررسی متغیرهای تأثیرگذار در ایجاد اختلالات روان پزشکی، از تحلیل رگرسیون لجستیک استفاده شد. در این تحلیل، وجود اختلالات روان‌شناختی (ضریب کلی علائم مرضی بالاتر از یک)، به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. متغیرهای مستقل در این پژوهش به ترتیب عبارت بودند از سن (سال)، طول مدت ازدواج (سال)، وضعیت تحصیلی (ابتدایی/ راهنمایی و دبیرستان/ دیپلم/ دانشگاهی)، وضعیت شغلی (خانه‌دار/ شاغل)، وضعیت اقتصادی (پایین/ متوسط/ خوب)، سابقه مراجعه به متخصص اعصاب‌ـ روان (دارد/ ندارد) و سابقة استفاده از داروهای اعصاب‌ـ روان (دارد/ ندارد)، در کنار اختلالات شخصیتی مانند درون‌گرایی (درون‌گرا/ برون‌گرا) و نااستواری (نااستوار/ استوار) و ناباروری (نابارور/ بارور). برای انجام این تحلیل، روش گام به گام پیشرونده در نظر گرفته شد؛ که معیار ورود متغیرها به مدل، داشتن مقدار p کمتر از 05/0 بود. نتایج این تحلیل به صورت نسبت شانس با فاصله اطمینان 95% ارائه شد. آزمون‌های فوق در محیط نرم‌افزار آماری SPSS ویرایش 13 انجام گردید.

نتایج

دامنة سنی گروه زنان بارور 45- 17 سال با میانگین 5/56/31 سال و گروه زنان نابارور 42-18 سال با میانگین 2/57/27 سال بود (001/0>p). طول مدت ازدواج در گروه زنان بارور 28-1 سال با میانگین 5/512 سال و در گروه زنان نابارور 25-2 سال با میانگین 6/47 سال (001/0>p) و طول مدت ناباروری 25-1 سال با میانگین 4/41/6 سال به دست آمد. مقایسه سایر خصوصیات دو گروه در جدول 1 درج شده است.

مقایسه شیوع اختلالات روانپزشکی در گروه‌های مورد مطالعه نشان داد (جدول 2) که در گروه زنان نابارور 44% و در گروه زنان بارور 7/28% اختلالات روانپزشکی وجود دارد و شیوع اختلالات روانپزشکی در زنان نابارور بیش از زنان بارور است. این اختلافات از لحاظ آماری معنی‌دار بود (001/0>p).

جدول 3 میانگین و انحراف استاندارد نمرات افراد در مقیاس‌های آزمون SCL-90-R را ارائه می‌دهد. میانگین نمرات افراد در مقیاس آزمون SCL-90-R در گروه نابارور برای مقیاس‌های افکار پارانوئیدی 39/1، افسردگی 30/1، حساسیت در روابط بین فردی 12/1، وسواس و اجبار 07/1، اضطراب 00/1، شکایت جسمانی 94/0، پرخاشگری 79/0، روان‌پریشی 73/0 و ترس مرضی 58/0 و میانگین ضریب کلی علائم مرضی در این افراد 00/1 بود. در گروه بارور بیشترین میانگین نمرات افراد به ترتیب شامل افکار پارانوئیدی (18/1)، افسردگی (98/0)، شکایت جسمانی (93/0)، وسواس و اجبار (92/0)، اضطراب (90/0)، حساسیت در روابط بین فردی (81/0)، پرخاشگری (70/0)، روان‌پریشی (56/0)، ترس مرضی (40/0) و میانگین ضریب کلی علائم مرضی در این افراد 84/0 بود. مقایسه زیر مقیاسها در دو گروه نشان داد که در شکایت جسمانی، وسواس و اجبار، اضطراب و پرخاشگری در گروه زنان بارور و نابارور تفاوت معنی‌داری ندارد؛ ولی مقیاس‌های حساسیت در روابط بین فردی (001/0>p)، افسردگی (001/0>p)، ترس مرضی (003/0=p)، افکار پارانوئیدی (011/0=p)، روان‌پریشی (001/0=p) در زنان نابارور به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه زنان بارور بود.

در تعیین تیپ‌های شخصیتی در زنان بارور و نابارور براساس آزمون آیزنک در ملاک درون‌گرایی‌ـ برون‌گرایی، نتایج نشان می‌دهد که در گروه زنان نابارور 50% درون‌گرا و 50% برون‌گرا و در گروه زنان بارور 7/50% درون‌گرا و 3/49% برون‌گرا می‌باشند که تفاوت معنی‌داری در میان گروهها مشاهده نشد (908/0=p).

در تعیین شیوع خصوصیات شخصیتی در زنان بارور و نابارور براساس آزمون آیزنک در ملاک استواری‌ـ نااستواری، نتایج نشان می‌دهد که در گروه زنان نابارور 7/16% استواری و 3/83% نااستواری و در گروه زنان بارور 7/42% استواری و 3/57% نااستواری شخصیتی وجود دارد، که نشان داد نااستواری شخصیتی در زنان نابارور به طور معنی‌داری بیش از زنان بارور است (001/0>p).

لیست عوامل ایجاد کننده استرس در زنان نابارور در جدول 4 درج شده است که بیشترین عامل استرس‌زا در این افراد، بازخوردها و واکنش‌های اطرافیان، احساس تنهایی و درمان‌های ناباروری بود. مقایسه عوامل استرس‌زا در زنان نابارور با اختلالات و بدون اختلالات روانپزشکی نشان داد که مشکلات اقتصادی (037/0=p) و مشکلات جنسی (001/0>p) به طور معنی‌داری بیش از زنان بارور است.

تحلیل چند متغیره با استفاده از رگرسیون لجستیک (جدول 5) نشان داد که علاوه بر ناباروری (021/0=p)، متغیرهای شخصیت نااستوار براساس پرسشنامه آیزنک (001/0>p)، طول مدت ازدواج (001/0=p) و سابقه مراجعه به روانپزشک (009/0=p) در ایجاد اختلالات روان‌شناختی مؤثرند. شانس ابتلای زنان نابارور به اختلالات روان‌شناختی، 501/2 (فاصله اطمینان 068/3-153/1) برابر زنان بارور برآورد شد. همچنین شانس ابتلای زنان با شخصیت نااستوار به اختلالات روان‌شناختی براساس پرسشنامه آیزنک، 928/8 (فاصله اطمینان 979/3-033/20) برابر زنان با شخصیت استوار بود. شانس ابتلای زنان نابارور به اختلالات روان‌شناختی، 501/2 (فاصله اطمینان 153/1-068/3) برابر زنان بارور برآورد شد. شانس ابتلای زنان با سابقه مراجعه به متخصص اعصاب و روان

به اختلالات روان‌شناختی، 725/2 (فاصله اطمینان 290/1-754/5) برابر زنان بدون این سابقه بود. در حالی که به ازای هر سال گذشت از تاریخ ازدواج، شانس ابتلا به اختلالات روان‌شناختی، 913/0 (فاصله اطمینان 864/0-966/0) برابر کاهش می‌یابد.

بحث

یافته‌های این پژوهش نشان داد که 44% زنان نابارور و 7/28% زنان بارور مبتلا به اختلال‌های روانپزشکی بودند و با توجه به نتایج به‌دست آمده، شیوع اختلالات روانپزشکی در زنان نابارور تقریباً 2 برابر بیش از زنان بارور بود.

در پژوهشی که توسط نوربالا و همکاران در ارتباط با شیوع اختلالات روانپزشکی در شهر تهران انجام گرفت، 8/27% زنان اختلالات روانپزشکی داشتند (25).

Bjorn و همکاران شیوع اختلالات روانپزشکی در زنان نابارور را 2/35% گزارش کردند (26). Lu و همکاران گزارش دادند که 8/83% اختلالات روانپزشکی خفیف و 52% اختلالات روانپزشکی متوسط تا شدید در زنان نابارور در مقایسه با گروه کنترل وجود دارد و شیوع اختلالات روانپزشکی در زنان نابارور به‌طور معنی‌داری بیشتر از زنان بارور است (27). اما برخی از گزارشها حاکی است که تفاوتی در مقیاس‌های 9 گانه SCL-90-R در گروه زنان نابارور وبارور وجود ندارد (28،29).

با توجه به یافته‌های به‌دست آمده از پژوهش حاضر و سایر پژوهشها، شیوع اختلالات روانپزشکی در زنان نابارور در ایران در مقایسة با کشورهای غربی بیشتر و در مقایسة با برخی از کشورهای آسیایی کمتر است. افزایش تقریباً 2 برابر شیوع اختلالات روان‌پزشکی در زنان نابارور در مقایسة با زنان بارور، به اهمیت داشتن فرزند در کشورمان دلالت دارد.

یافته‌های این پژوهش همچنان نشان داد زنان نابارور در مقیاس‌های افکار پارانوئیدی، افسردگی و حساسیت در روابط بین فردی، بالاترین و در مقیاس‌های روان‌پریشی و ترس مرضی، پایین‌ترین میزان را دارا هستند و در گروه زنان بارور، مقیاس‌های افکار پارانوئیدی، افسردگی و شکایت جسمانی، بیشترین و روان‌پریشی و ترس مرضی، کمترین میانگین را دارا هستند. در بررسی مقایسه‌ای گروه‌های زنان بارور و نابارور، مقیاس‌های شکایت جسمانی، وسواس و اجبار، اضطراب و پرخاشگری تفاوت معنی‌داری را نشان نداد اما مقیاس‌های حساسیت در روابط بین فردی، افسردگی، ترس مرضی، افکار پارانوئیدی و روان‌پریشی تفاوت معنی‌داری را نشان داد.

در مطالعة باقری یزدی و همکاران، مقیاس‌های شکایت جسمانی، افسردگی و اضطراب، بالاترین و ترس مرضی و روان‌پریشی پایین‌ترین میزان را در نمونه‌های مورد مطالعه داشته است (23). Dyer و همکاران، قائل به معنی‌دار بودن تفاوت‌های آماری در 7 مقیاس

SCL-90-R در گروه‌های زنان بارور و نابارور بودند و اضطراب، افسردگی و شکایت جسمانی بیشترین میزان میانگینها را در گروهها مورد مطالعه حائز بودند (30). Wilson و Berg افزایش میانگین نمرات در مقیاس‌های حساسیت در روابط بین فردی، افسردگی و روان‌پریشی در زنان نابارور را گزارش کردند (31) و Wischmann و همکاران، شکایت جسمانی، اضطراب، افسردگی و افکار پارانوئید را بیشترین و وسواس فکری‌ـ عملی را پایین‌ترین مقیاس در زنان نابارور گزارش نمودند (32). در بررسی یافته‌های به‌دست آمده از پژوهش حاضر، به‌نظر می‌رسد نتایج با پژوهش‌های دیگر هماهنگ باشد.

یافته‌های دیگر این پژوهش نشان داد که در گروه زنان نابارور، 50% درون‌گرایی و 50% برون‌گرایی و در گروه زنان بارور، 7/50% درون‌گرایی و 3/49% برون‌گرایی و در گروه زنان نابارور، 7/16% استواری و 3/83% نااستواری شخصیتی و در گروه زنان بارور، 7/42% استواری و 3/57% نااستواری شخصیتی وجود دارد و به‌عبارت دیگر زنان نابارور از لحاظ شخصیتی نااستوارتر از زنان بارور هستند. یافته‌های به‌دست آمده از این مطالعه با گزارش Lu و همکاران و Wischmann و همکاران کاملاً هماهنگ بود.

نتایج این پژوهش نشان داد که فراوان‌ترین عامل استرس‌زا در شیوع اختلالات روانپزشکی در زنان نابارور، بازخوردها و واکنش‌های اطرافیان نسبت به ناباروری، احساس تنهایی، درمان‌های ناباروری و مشکلات اقتصادی و جنسی است. هزینه‌های بالای داروها و درمان‌های ناباروری و میزان موفقیت پایین 25-20% درمان‌های ناباروری، احتمال تکرار روش‌های درمانی و بیمه نبودن درمان‌های ناباروری، نزدیکی‌های اجباری در زمان‌های خاص و آزمایشات مکرر در این خصوص از جمله عوامل بسیار استرس‌زا در بیماران است و می‌تواند در ایجاد اختلالات روانپزشکی نقش داشته باشد. علیرغم اینکه افراد نابارور از داروها و درمان‌های روانپزشکی بیش از گروه کنترل استفاده می‌کردند، شیوع اختلالات روانپزشکی در این گروه شایع‌تر بود. شاید این امر نشان‌دهنده عدم تأثیر دراز مدت داروهای روانپزشکی و وجود استرس‌های زیاد در این گروه باشد. به‌نظر می‌رسد درمان‌های شناختی و رفتاری از زمان شروع درمان تا زمان بارداری تأثیر بخش‌تر باشد.

همچنین یافته‌های دیگر این مطالعه نشان داد که شیوع اختلالات روانپزشکی و نااستواری شخصیتی در افراد دارای دیپلم بیشتر مشاهده می‌گردد. تحقیقات بعدی می‌تواند این ارتباط را بهتر آشکار کند. طبق یافته‌های مطالعه حاضر طول مدت ناباروری با ملاک درون‌گرایی و برون‌گرایی آیزنک ارتباط معنی‌داری داشت؛ بدین معنی که هر قدر مدت ناباروری افزایش می‌یافت، افراد درون‌گرا و بی‌ثبات‌تر و یا به عبارت دیگر بی‌توجه به محیط بیرونی و در خود فرورفته‌تر و عصبی‌تر می‌شوند. زنان 30-26 ساله همچنان در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اختلالات روانپزشکی بودند.

نوربالا و همکاران گزارش می‌دهند که اختلالات روانپزشکی در زنان خانه‌دار بیش از زنان شاغل است (25)؛ اما در مطالعة دیگر، اختلالات روانپزشکی در زنان شاغل بیشتر گزارش شده است (33،34). Bjorn و همکاران در مطالعه‌ای نشان دادند که علایم روانپزشکی با سن، تحصیلات، شغل و طول مدت ازدواج ارتباط ندارد (26).

نتایج مطالعه حاضر نیز نشان داد که طول مدت ازدواج

از جمله متغیرهایی است که در شیوع اختلالات روان‌شناختی مؤثر می‌باشد؛ هرچند پیشنهاد می‌شود اثر متغیرهای اقتصادی و اجتماعی در مطالعه جداگانه‌ای با اختلالات روانشناختی مورد بررسی

قرار گیرد.

با توجه به نتایج بدست آمده از این مطالعه که حاکی از شیوع بالای اختلالات روانپزشکی در زنان نابارور در مقایسة با زنان بارور است، متخصصین می‌بایستی از اهمیت عوامل روانشناسی در این گروه بیماران و در درمان‌های ناباروری آگاه باشند و این افراد را مورد شناسایی قرار داده و درمان‌های مشاورة روانشناسی، خصوصاً روان‌درمانی حمایتی را در چارچوب درمان‌های ناباروری مورد توجه قرار دهند که این امر منجر به کاهش علایم روانپزشکی، افزایش سلامت روانی و احتمالاً افزایش میزان بارداری زنان نابارور می‌گردد.

نتیجه‌گیری

مطالعه حاضر نشان داد که شیوع اختلالات روانپزشکی و بی‌ثباتی شخصیتی در زنان نابارور بیش از زنان بارور است و آنها استرس‌های بیشتری را نسبت به افراد بارور تحمل می‌کنند. از جمله مهمترین این استرسها مشکلات اقتصادی، جنسی، مداخلات خانوادگی و درمان‌های ناباروری بود.

تشکر و قدردانی

این پژوهش با حمایت مالی معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی‌ـ درمانی تهران اجرا شده است. نویسندگان قدردانی خود را از کلیه پرسنل مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولیعصر (عج) و درمانگاه زنان بیمارستان امام خمینی (ره) به خصوص از سرکار خانمها زهرا مشتاقی و فرخ کریمی برای کمک در اجرای این طرح ابراز می‌دارند.

  1. Freeman EW, Rickels K, Tausig J, Boxer A, Mast-roianni L Jr, Tureck RW. Emotional and psychosocial factors in follow-up of women after IVF-ET treatment. A pilot investigation. Acta Obstet Gynecol Scand. 1987; 66(6): 517-21.
  2. Mahlstedt PP, Macduff S, Bernstein J. Emotional fac-tors and the in vitro fertilization and embryo transfer process. J In Vitro Fert Embryo Transf. 1987; 4(4): 232-6.
  3. Menning BF. The infertile couple: a plea for advocacy. Child Welfare. 1975; 54(4): 454-60.
  4. Pfeffer N, Woollett A. The experience of infertility. 2nd rev. ed. London: Vixago press; 1983. 127 p.
  5. Keye WR. Psychosexual responses to infertility. Clin Obstet Gynecol. 1984; 27(4): 760-6.
  6. Golombok S. Pyschological functioning in infertility patients. Hum Reprod. 1992; 7(3): 208-12.
  7. Merari D, Feldberg D, Elizur A, Goldman J, Modan B. Psychological and hormonal changes in the course of in vitro fertilization. J Assist Reprod Genet. 1992; 9(2): 161-9.
  8. Domar AD, Broome A, Zuttermeister PC, Seibel M, Friedman R. The prevalence and predictability of dep-ression in infertile women. Fertil Steril. 1992; 58(6): 1158-63.
  9. Slade P, Emery J, Lieberman BA. A prospective, longi-tudinal study of emotional relationship in vitro fertil-ization treatment. Hum Reprod. 1997; 12(2): 183- 90.
  10. McMahon CA, Ungerer JA, Beaurepaire J, Tennant C, Saunders D. Anxiety during pregnancy and fetal at-tachment after in-vitro fertilization conception. Hum Reprod. 1997; 12(1): 176-82.
  11. Damti OB, Sarid O, Sheiner E, Zilberstein T, Cwikel J. [Stress and distress in infertility among women]. Harefuah. 2008; 147(3): 256-60, 276. Arabic.
  12. Peterson BD, Pirritano M, Christensen U, Schmidt L. The impact of partner coping in couples experiencing infertility. Hum Reprod. 2008; 23(5): 1128-37.
  13. Schmidt L. Infertility and assisted reproduction in Denmark. Epidemiology and psychosocial consequ-ences. Dan Med Bull. 2006; 53(4): 390-417.
  14. Lechner L, Bolman C, van Dalen A. Definite involun-tary childlessness: associations between coping, social support and psychological distress. Hum Reprod. 2007; 22(1): 288-94.
  15. Andrews FM, Abbey A, Halman LJ. Is fertility problem stress different? The dynamics of stress in fertile and infertile couples. Fertil Steril. 1992; 57(6): 1247-53.
  16. Tarlatzis I, Tarlatzis BC, Diakogiannis I, Bontis J, Lagos S, Gavriilidou D, et al. Psychosocial impacts of infertility on Greek couples. Hum Reprod. 1993; 8(3): 396-401.
  17. Golombok S. Pyschological functioning in infertility patients. Hum Reprod. 1992; 7(7): 208-12.
  18. Derogatis LR, Lipman RS, Covi L. SCL-90: an outpa-tient psychiatric rating scale--preliminary report. Psy-chopharmacol Bull. 1973; 9(1): 13-28.
  19. Derogatis LR, Rickels K, Rock AF.The SCL-90 and the MMPI: a step in the validation of a new self-report scale. Br J Psychiatry. 1976; 128: 280-9.
  20. Derogatis LR. Misuse of the symptom checklist 90. Arch Gen Psychiatry. 1983; 40(10): 1152-3.
  21. Bagheri A, Bolhari J, Shahmohammadi D. [An Epi-demiologycal study of psychological disorder in a rural area (Meibod, Yazd) in Iran]. Andeesheh va Raftar. 1994; 1(1): 32-41. Persian.
  22. Poorshahbazi A. [Reliability and Validity of Eysenck]. [master?s thesis]. [Tehran]: Tehran Psychiatric Insti-tute; 1993. p.35-9. Persian.
  23. Noorbala AA, Kazam M, Bageri Yazdi SA. [The Survey of prevalence psychiatric disorder in Tehran]. Hakim. 1999; 4(2): 214-223. Persian.
  24. Oddens BJ, den Tonkelaar I, Nieuwenhuyse H. Psy-chosocial experiences in women facing fertility prob-lems: a comparative survey. Hum Reprod. 1999; 14(1): 255-61.
  25. Lu Y, Yang L, Lu G. [Mental status and personality of infertile women]. Zhonghua Fu Chan Ke Za Zhi. 1995; 30(1): 34-7. Chinese.
  26. Noorbala AA, Ramezanzadeh F, Abedinia N, Naghi-zadeh MM. Psychiatric disorders among infertile and fertile women. Soc Psychiatry Psychiatr Epidemiol. 2008. [Epub ahead of print].
  27. Tan S, Hahn S, Benson S, Janssen OE, Dietz T, Kimmig R, et al. Psychological implications of infertility in women with polycystic ovary syndrome. Hum Reprod. 2008; 23(9): 2064-71.
  28. Dyer SJ, Abrahams N, Mokoena NE, Lombard CJ, van der Spuy ZM. Psychological distress among women suffering from couple infertility in South Africa: a quantitative assessment. Hum Reprod. 2005; 20(7): 1938-43.
  29. Berg BJ, Wilson JF. Patterns of psychological distress in infertile couples. J Psychosom Obstet Gynaecol. 1995; 16(2): 65-78.
  30. Wischmann T, Stammer H, Scherg H, Gerhard I, Verres R. Psychosocial characteristics of infertile couples: a study by the Heidelberg Fertility Consult-ation Service. Hum Reprod. 2001; 16(8): 1753-61.
  31. Ramezanzadeh F, Aghssa MM, Abedinia N, Zayeri F, Khanafshar N, Shariat M, et al. A survey of relation-ship between anxiety, depression and duration of infer-tility. BMC Womens Health. 2004; 4(1): 9.
  32. Noorbala AA, Ramazanzadeh F, Malekafzali H, Abedinia N, Forooshani AR, Shariat M, et al. Effects of a psychological intervention on depression in infer-tile couples. Int J Gynaecol Obstet. 2008; 101(3): 248-52.